عدم قطعیت در هوش مصنوعی: نقشه راهی برای درک و مدیریت ناشناختهها
در بیشتر فناوریهای قبلی (از الکتریسیته تا اینترنت)، مسیر تکامل نسبتا خطی و قابل پیشبینی…
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۳ دقیقه
با یک حساب سرانگشتی میتوان تخمین زد که تعداد افراد راضی از شرایط موجود اینترنت، بسیار کمتر از ناراضیان هستند؛ اما این حجم نارضایتی برای سیاستگذاران و تصمیمگیران، اهمیت فوقالعادهای ندارد و آنها کماکان با سیاست «راهبنداز، جابنداز» به پیش میروند و احتمالاً معتقدند همه چیز در طول زمان، عادی شده و از شدت شکایتها کاسته خواهد شد.
میتوان از این وضعیت ناراحت، ناراضی و عصبانی بود. میتوان شکایت و اعتراض کرد؛ اما…
واقعیت این است که قرار نیست چیزی عوض شود. کما اینکه انبوه اعتراضها در گذشته نیز بیتاثیر بوده و منجر به تغییر نشده است.
واقعیت این است که قدرت همان تعداد کمِ راضی از انبوه ناراضیان بیشتر است و آنها هستند که تصمیم میگیرند و اجرا میکنند.
واقعیت این است که حداقل در مورد اینترنت، هیچگاه خواست و رضایت کاربران مورد نظر نبوده و اولویتهای دیگری وجود داشته و دارند.
واقعیت این است که شرایط- احتمالاً برای مدتی نامعلوم و طولانی- تغییر کرده است.
به نظر میرسد بخشهای مختلف اکوسیستم ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران به اختیار یا اجبار در حال تعریف نقشهای جدید خود هستند و ایبسا در این بازتعریف، برخی از آنها به کلی حذف شوند. در فردای این تغییرات، با اکوسیستمی جدید روبرو خواهیم بود که قواعد متفاوتی دارد. شاید نتوان به قطعیت گفت قواعد جدید چه هستند؛ اما میتوان گفت حتماً یکی از آنها، تغییر دسترسی از حق به لطف است. حتی شاید این وضعیت برای آنچه امروز شبکه ملی اطلاعات خوانده میشود و در آینده بدون خجالت، «اینترنت ملی» نامیده خواهد شد نیز رخ دهد و کاربران با ارسال نامه و دادن تعهد بتوانند از بخشهای مختلف آن استفاده کنند. کما اینکه در جریان قطع اینترنت در دی ماه سال گذشته همین اتفاق برای دسترسی رسانهها به کانالهای خبری خود در پیامرسانهای بومی رخ داد.
پس چه باید کرد؟ نمیتوان کار و زندگی را تعطیل کرد. شاید کاربران و کسبوکارها هم باید نگاهی دوباره به جایگاه خود بیندازند و نقشی که میخواهند در این فضا برعهده بگیرند را بازتعریف کنند. حتی پیش از آخرین دوره قطع اینترنت، برخی کسبوکارها عطای این حوزه را به لقایش بخشیدند و رفتند. برخی کاربران نیز علیرغم همه خطرات و هزینهها به راههای جایگزین فکر کردند. این روند احتمالا با شدت و ضعف در آینده ادامه خواهد داشت تا نقطهای که یک انشقاق کامل میان بخش رسمی ارتباطات و بخش غیر رسمی ایجاد شود. مانند آنچه از دهه هشتاد به بعد بر سر فضای رسانهای آمد و امروز نتایج آن به خوبی دیده میشود.
ارتباطات و فناوری اطلاعات در سال ۱۴۰۴ وارد سختترین دوران حیات خود در ایران شد. دورانی که هنوز ادامه دارد؛ اما بالاخره یک روز پایان خواهد رسید. هرچند ممکن در پایان، چیزی جز خاکستر از این بخش باقی نمانده باشد.