اگر بخواهم درباره توکنیزیشن در سالی که گذشت صادقانه صحبت کنم، باید بگویم این سال بیشتر از آنکه سال «موفقیتهای درخشان» باشد، سال «آشکارشدن پیچیدگیها» و «خلأهای رگولاتوری» بود. توکنیزیشن در سادهترین تعریف، تبدیل حق مالکیت یا منافع یک دارایی فیزیکی یا مالی به توکنهای قابل معامله بر بستر بلاکچین است. اما در عمل، این فرایند صرفاً مسالهای فنی نیست؛ بلکه ترکیبی است از مسائل حقوقی، رگولاتوری، اعتماد عمومی، زیرساخت بازار سرمایه و البته طراحی دقیق مدل اقتصادی. تجربه ما در پروژه توکنیزیشن نیروگاه آرش، بهخوبی نشان داد بزرگترین چالشْ تکنولوژی نیست؛ پیادهسازی فنی انتشار و مدیریت توکنها، در مقایسه با حل مسائل حقوقی، تنظیم روابط قراردادی میان ذینفعان، تعیین سازوکار شفاف توزیع منافع و پاسخگویی به دغدغههای نهادهای نظارتی، بخش سادهتری از مسیر بود. در این پروژه، مساله اصلی این بود که چگونه میتوان منافع یک دارایی زیرساختی واقعی را به شکلی شفاف، قابل حسابرسی و قابل اتکا به واحدهای کوچک تقسیم کرد، بدون آنکه سرمایهگذار خرد در معرض ابهام قرار بگیرد. توکنیزیشن اگر قرار است ارزشآفرین باشد، باید سه ویژگی را همزمان تامین کند: شفافیت، نقدشوندگی و حفاظت حقوقی. واقعیت این است که در ایران، ما هنوز در ابتدای مسیر هستیم. توکنیزیشن نه جایگزین بازار سرمایه است و نه میانبری برای دورزدن مقررات. اگر چنین تلقی شود، خیلی زود با بیاعتمادی عمومی یا برخوردهای سختگیرانه مواجه خواهد شد. آینده این حوزه در گرو چابکی بیشتر نهادهای قانونگذار و همراهی آنهاست. تجربه نشان داده با طرح مساله صرفاً تئوریک هیچچیز جلو نمیرود و تا نمونه مشخص اجرایی پیش روی نهادهای حاکمیتی ذینفع قرار نگیرد، اینرسی عجیبی برای بهروزرسانی قوانین منطبق با فناوری روز دارند. در سطح جهانی، توکنیزیشن بهتدریج از داراییهای پرریسک و آزمایشی بهسمت داراییهای باثباتتر مانند اوراق بدهی، صندوقهای سرمایهگذاری و داراییهای زیرساختی حرکت کرده است. این تغییر جهت، یک پیام روشن دارد: بازار بهدنبال کاربردهای واقعی...