بنویسیم هوش مسنوعی، بخوانیم هوش مصنوعی
حدود هشت سال پیش در همایش شهر هوشمند بودم و شنوندهی ناچارِ سخنرانی که سالها…
۸ بهمن ۱۴۰۴
«همه شما با قطعی اینترنت مشکل دارید. البته همه شما میدانید که مسائل امنیتی از همهچیز مهمتر است و این کار بهخاطر همه مردم و شما انجام میشود.»
صحبتهای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، درباره خاموشی اینترنت همان سناریوی همیشگی را بازتکرار میکند: دولت دلسوز، شهروند الکن. اما آنچه این بار تغییر کرده و بهوضوح هرچه بیشتر شکست خورده، سیاستها و برنامههای سالانه حاکمیت درباره ایجاد شبکه ملی اطلاعات است. از ۱۸ دی ۱۴۰۴ که بهدلیل اعتراضات گسترده تمامی ارتباطات آنلاین و آفلاین از جمله پیامک، اینترنت بینالمللی و اینترنت ملی قطع شد، یک موضوع برای بیشتر شهروندان روشنتر از همیشه شد و آن هم برعکس سخنان آقای وزیر، بهرسمیتنشناختن کمترین حق شهروندی و منزلت برای مردم است.
دقیقاً پنج ماه پیش بود که رسول لطفی، معاون وزیر ارتباطات، شبکه ملی اطلاعات را «شاهراهی برای حاکمیت داده، تابآوری خدمات حیاتی و توسعه اقتصاد دیجیتال» نامید و گفت متاسفانه در افکار عمومی و حتی بعضاً در فضای نخبگانی، این شبکه با ابزارهای محدودسازی اطلاعات اشتباه گرفته میشود. چیزی که در این صحبتها دیده میشود فرسنگها با وضعیت فعلیمان در تناقض است. از اواخر دهه ۸۰ که برنامهریزی برای شبکه ملی اطلاعات انجام شد انتظار میرفت در وضعیت فعلی کشور، حداقل برقراری ارتباط از طریق اینترنت ملی امکانپذیر باشد اما صدای شکستهشدن این پروژه و فرورفتن خردههای آن بر چشم مردم، نشان داد حاکمیت به ابتداییترین و اساسیترین حق شهروندان همچون اعطای صدقه نگاه میکند. البته، بنا بر شرایط هر فرد یا گروه، رنگ این صدقه متفاوت است؛ برای برخی سفید و برای عدهای سیاه است. اما داستان آنجا عجیب میشود که اگر تاکنون اینترنت بینالمللی طبقاتی بود و عدهای به واسطه رانتی که داشتند میتوانستند از این حق برخوردار شوند، در حال حاضر اینترنت ملی به چنین نقطهای رسیده است.
در این مدت که بسیاری از افراد اینترنت داخلی هم ندارند، عدهای از افراد و رسانهها اینترنت ملی و بینالمللی دارند. همه این موارد بیانگر نه دوپارگی بلکه چندپارگی در نظام سیاستگذاری است. حال در چنین موقعیتی صحبت از هوش مصنوعی میتواند شبیه یک شوخی باشد. در وضعیتی که افراد به ابتداییترین حقشان دسترسی ندارند و حتی شبکه ملی اطلاعات هم به دستور مقامات امنیتی قطع است، برنامهریزی و صحبت از هوش مصنوعی بیمعنا میشود. اما سوال اساسی در این وضعیت، درباره جایگاه و حضور وزارت ارتباطات است. دقیقاً وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات چه نقشی در حوزه ارتباطات کشور دارد؟ در واقع آیا اصلاً نقشی دارد؟ تجربهای که دستکم برخی از رسانهها در دوره فعلی وزارت ارتباطات داشتهاند این بوده است که در مدت خاموشیها وزارت ارتباطات جز یک اطلاعیه چندکلمهای، هیچ واکنشی نشان نداده است. در چنین شرایطی که روزشمار قطعیها از دستمان در رفته، باید دید دولت تا کجا میخواهد به این بازی روشنوخاموشکردن اینترنت ادامه دهد و مردم تا کجا به این بازی تن میدهند.