بنویسیم هوش مسنوعی، بخوانیم هوش مصنوعی
حدود هشت سال پیش در همایش شهر هوشمند بودم و شنوندهی ناچارِ سخنرانی که سالها…
۸ بهمن ۱۴۰۴
این دومین بار طی سال جاری است که موضوع پرونده پیوست تعیین میشود و در کمتر از دو هفته همهچیز تغییر میکند. یک بار جنگ ۱۲روزه که همزمان شد با خروجیگرفتن از شماره ۱۳۵ مجله و دیگری نیز همین حالا. نمیدانم تا زمانی که مجله به دست مخاطبان میرسد وضعیت به حالت عادی برگشته یا خیر اما با مرور دوره خبرنگاریام میبینم با هر بار قطع ارتباطات در دورههای گوناگون بخشی از من نیز گم شد.
برای اولین بار سال ۸۸ بود؛ هنوز خبرنگاری جوان بودم با آرزوهای بزرگ. خردادماه ۸۸ هرچند اینترنت مانند امروز خیلی گسترده نشده بود و شبکههای اجتماعی فراگیر، اما فیلترشدن توییتر در آن زمان و قطعی اینترنت و پیامک و خطوط تلفن همراه طی دورهای کوتاه مرا به این باور رساند که به شبکههای اجتماعی دل خوش نکنم، چون هر لحظه ممکن است از دست برود.
اما این خاطره را فراموش کرده بودم تا اینکه قطعی اینترنت ۱۰روزه در آبان ۹۸ مرا به خود آورد. در آن زمان نوشتم که «من دیگر آن فرد قبلی نیستم.» این موضوع را بارها افراد گوناگونی با من در میان گذاشتند و من هر بار تاییدش کردم چراکه متوجه شدم کنترل اینترنت بهطور کامل دست دولت است و هر لحظه که اراده کند میتواند آن را از من بگیرد.
در آن زمان بسیاری از سرویسها از کار افتادند و مدتی مدیران بهدنبال بازکردن IP سایتهای وزارتخانهها و کسبوکارهای داخلی بودند اما در آن زمان وعده داده شد که دیگر این اتفاق نخواهد افتاد و دیگر کسبوکاری بهدلیل قطعی اینترنت ضرر نخواهد کرد.
بااینهمه این خاطره به گونهای دیگر در ۱۴۰۱ نیز تکرار شد: در قالب فیلترینگ گسترده؛ اما این بار مدیران وقت همه خوشحال بودند که شبکه ملی اطلاعات توانسته جوابگوی نیازهای داخلی باشد و ارتباطات بهصورت کامل قطع نشده است.
در مصاحبههای خود این دستاورد را مقابل قطعی اینترنت در سال ۹۸ قرار میدادند و بارها اعلام کردند که اینترنت قطع نشد و کسبوکاری ضرر ندید. هرچند از دید خودشان این گزارهای درست بود اما واقعیت آن است که در آن زمان نیز دسترسی به اینترنت قطع شد و آنچه باقی مانده بود سرویسهایی روی شبکه ملی اطلاعات و شبکه داخلی بود.
در آن زمان مدیران میگفتند باید به پیامرسانهای داخلی اعتماد و فعالیتهای خود را روی شبکه ملی اطلاعات منتقل کرد، شبکهای که قرار بود همیشه وصل باشد؛ اما این بار ورق برگشت.
شبکه ملی اطلاعات و پیامرسانهای داخلی نیز قطع شدند. حالآنکه قرار بود این شبکه همیشه در دسترس باشد و پیامرسانهایی که قرار بود اگر تلگرام و واتساپ نباشند کار کنند از کار افتادند، بدون هیچ توضیحی. حتی در این دوره پیامکها نیز قطع شده و هیچ افقی برای بازشدن آن دیده نمیشود و مدیران وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات میگویند تصمیمگیری با نهادهای امنیتی است.
حتی وقتی اتصال به پیامرسانهای داخلی نیز برقرار شد فقط تعداد محدودی از کانالها اجازه دسترسی به این پیامرسانها را پیدا کردند و وقتی دلیل پرسیده شد، سخنگوی مرکز ملی فضای مجازی پاسخ داد بازشدن کانالها باید به تایید شعام برسد و برخی دیگر نیز میگفتند باید نامه رسمی به مرکز ملی فضای مجازی زده شود.
پیامرسانهایی که قرار بود همیشه بستر ارائه خدمات به مردم باشند نیز طبقاتی شدند و فقط اندک افرادی هم اجازه نوشتن پیام روی آن را پیدا کردند و هم کانالهایشان فعال شد. در موقعیت فعلی دیگر اینترنت سفید مطرح نیست، موضوع فراتر از آن رفته است: ارتباطات سفید.
در این میان آنچه ما ساختهایم بیشازپیش فرو میریزد و من هر روز بیشتر گم میشوم.