این دومین بار طی سال جاری است که موضوع پرونده پیوست تعیین میشود و در…
۸ بهمن ۱۴۰۴
حدود هشت سال پیش در همایش شهر هوشمند بودم و شنوندهی ناچارِ سخنرانی که سالها در سمتهای گوناگون مسئولیتهای مرتبط با امور اجتماعی را عهدهدار بوده است. پس از خواندن اذکار و دعا و سلام و درودهای فراوان، موضوع را با طرح سوال از حاضران شروع کرد؛ پرسید آیا میدانید در شهر چند معتاد کارتنخواب داریم؟ بیآنکه منتظر پاسخ باشد یا خود عددی بگوید سوال دوم را پرسید. در شهر چند کودک کار داریم؟ تعداد زنان خیابانی، گورخوابها و در ادامه با پرسشهای بیپاسخ، مفاسد اجتماعی جوامع شهری را به نقد کشید. مجری همایش، یادداشتی را به سخنران رساند که هم وقت تمام شده و هم موضوع همایش شهر هوشمند است. سخنران نگاهی به تابلوهای روی صحنه انداخت و با زیرکی پرسید اکنون چه باید کرد؟ این بار خود جواب پرسش را در دو کلمه داد: شهر هوشمند! آیا در شهر هوشمند پدیدهای چون کودک کار خواهیم داشت؟ حاضران که به وجد آمده بودند یکصدا گفتند: خیر. پرسید راهحل مشکل معتادهای کارتنخواب چیست، همه یکصدا گفتند: شهر هوشمند. و ادامه داد معضل روسپیگری و…
راهحل همه مشکلات، همان موضوع و عنوان همایش است.
در نهم آذر ۱۴۰۱ اولین عرضه عمومی نرمافزار هوش مصنوعی چتجیپیتی صورت گرفت. این چتبات در جایگاه یک ابزار هوش مصنوعی مولد بهسرعت محبوب شد و تنها در عرض دو ماه بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر جذب کرد و به سریعترین رشد در تاریخ نرمافزارهای مصرفی رسید. در کشورمان نیز از این تحول غافل نماندیم و بهسرعت چتجیپیتی و پس از آن نسخههای مشابه و تخصصی را نصب و شروع به استفاده کردیم.
رسم است که هر فناوری جدید وارداتی را حاکمان با چماق تکفیر و ممنوعیت بر ما حرام کنند. شگفتا که این بار با اقبال خوش، هوش مصنوعی به سرنوشت پیشینیان دچار نشد. نه کسی آن را عامل نفوذ نامید و نه غوغایی برای مفسدهانگیز بودن سر گرفت. نه حکمی که آن را مخرب بر بنیان خانواده بداند و نه تحلیلی که آن را عامل ناخواسته افزایش جمعیت بشمارد. تحریم و فیلتر که نشد هیچ، حاکمیت و دولت با ذوقزدگی و شور و شعف، آن را چارهای برای تمام دردهای مزمن اقتصادی و غیراقتصادی نامیدند.
ابتدا مست و سرخوش، صدای خواننده درگذشته بانو هایده را به آهنگ خواننده بریتانیایی ادل چسباندیم و بعدتر هم آواهای دیگر هنرمندان درگذشته را روی تصویر زندهها گذاشتیم و لذت بردیم. بازی با عکس و پیروجوانکردن هم از اولین چیزهایی بود که بهسرعت فرا گرفتیم. پس از دوران تفریحی استفاده از هوش مصنوعی، بهتدریج این فناوری وارد زندگی اجتماعی، تحصیلی و کاری و حتی خصوصی مردم شد. امروز تنها قشر جوان و دانشجو مصرفکننده این فناوری نیستند و بخش عمدهای از شاغلان طبقه متوسط جامعه، در زندگی روزمره از هوش مصنوعی برای یافتن پاسخ سوالات، تهیه و تنظیم محتوا، مشورت درباره مسائل کاری، تفریح و حتی درددلهای شخصی استفاده میکنند و طیف گستردهای از ابزارهای هوش مصنوعی که اغلب هم خارجیاند بدون فیلتر در دسترس عموم است.
دولتیهای ذوقزده، به تنها روشی که میدانند، بلافاصله به فکر تشکیلاتسازی افتادند. سازمان ملی و ستاد و کارگروه و کمیته و شورای عالی بود که با عنوان هوش مصنوعی از زمین سبز شد و هر یک نیز مدیر کل و دبیر و معاون و تشکیلاتی، و یکشبه دولت منفعل، پرچمدار توسعه هوش مصنوعی شد. به سنت دیرینه، شعارسازی نیز فراموش نشد؛ از هوش مصنوعی ملی و دستیار هوش مصنوعی گرفته تا تدوین قوانین و مقرراتی برای دانشی که کمتر سوادی دربارهاش دارند. سازماندهی هوش مصنوعی هرچند میتوانست به اقدامی زیربنایی در استفاده از این دانش بینجامد، در میان دعواهای جناحی، بیمسئولیتیها و خودخواهیهای سیستم کند دولتی و مجلسی که فاقد دیدگاههای تخصصی است، ناقص و ابتر مانده است.
هر چقدر در بهکارگیری این ابزار در مدیریت کلان کشور ناکارآمد بودهاند، در شوراها، سخنرانیها، همایشها و نمایشگاهها، به وصف جمال ناپیدای هوش مصنوعی میپردازند و کمتر دولتمردی است که در جمعی سخنی گوید و ذکر خیری هم از هوش مصنوعی نکند. درحالیکه در بسیاری از وزارتخانههای مرتبط از روش حاشیهنویسی دستی برای مکاتبات اداری استفاده میشود، دم از آیندهپژوهی بر مبنای هوش مصنوعی میزنند.
شیرینترین بخش توسعه هوش مصنوعی، تهیه زیرساختهای سختافزاری است و کارها برای خرید ارزی و واردات و ساخت مزرعههای جیپییو بهسرعت در دست انجام است. درهمینحال، هنوز برخی از مراکز داده ساختهشده و آماده بهرهبرداری به شبکه برق پایدار دسترسی ندارند.
پایه ابتدایی همه ابزارهای هوش مصنوعی دادهها هستند. برای استفاده ملی از یک شبکه اطلاعاتی، دسترسی به دادهها اولین گام عملیاتی است. به دلایل گوناگونی مانند مدیریت جزیرهای، نگرانیهای امنیتی و رشد ناموزون فناوری اطلاعات، دادههای ملی از جانب سازمانهای مالک در سیلوهای اختصاصی انبار شدهاند. انبارهایی ناامن که گاه و بیگاه هم در معرض دستبرد سارقان قرار میگیرد و سپس قفل زنگزدهای جای خود را به قفل پوسیده دیگری میدهد. انباشت دادهها به روشهای غیرعلمی و ناامنبودن شبکههای محافظ، در کنار نامحرمشمردن مردم و بخش خصوصی، باعث شده راهزنان داده و جاسوسان، هرچند وقت یکبار بهراحتی قفلهای پوسیده را بشکنند و ببرند آنچه را که نباید.
برای تهیه ابزارهای هوش مصنوعی ملی در زمینه فناوریهای مالی به دادههای ناشناسشده سیستمهای بانکی و اقتصادی نیاز است. برای بخش کشاورزی، به دادههای تولید محصول، سطح زیر کشت و هواشناسی نیاز است. برای مدیریت حملونقل شهری به دادههای ترافیکی نیاز است. شگفتا که همه این دادهها با مدلهای ذخیرهسازی سازمانی خوب یا بد وجود دارد، اما حتی بخشهای همکار در دولت هم به دادههای سازمانهای دیگر اجازه دسترسی ندارند.
امروز که این مطلب را برای چاپ ویرایش میکنم، اینترنت کشور قطع است. شاید بهتر باشد عنوان یادداشت را تغییر دهیم. بنویسیم اینطرنت و حسرت خوریم.