خاموشی ارتباطات بیش از ۸۰ درصد تراکنشهای اینترنتی را کاهش داد
قطع سرویس پیامک، نبود امکان جستوجو در گوگل و همچنین از دسترس خارج شدن سرورهای…
۲۳ دی ۱۴۰۴
۱۹ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۸ دقیقه

صنعت مالی در آستانه یک نقطهی عطف تاریخی قرار دارد؛ جایی که الگوریتمها دیگر صرفاً ابزارهای اتوماسیون نیستند، بلکه بهطور مستقیم در قیمتگذاری داراییها، اعتبارسنجی مشتریان، مدیریت ریسک و کشف تقلب نقشآفرینی میکنند. شواهد تازه نشان میدهد بانکها، شرکتهای فینتک و بازیگران بازار سرمایه بیش از هر صنعت دیگری بهصورت همزمان در حال تزریق سرمایه، تعمیق اتوماسیون و مواجهه با ریسکهای نوظهور ناشی از هوش مصنوعیاند. سرمایهگذاری ۳۵ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۳ که پیشبینی میشود تا ۲۰۲۷ به ۹۷ میلیارد دلار برسد، در کنار قابلیت اتوماسیون کامل بیش از یکسوم وظایف انسانی، توضیح میدهد چرا مدیران مالی هوش مصنوعی را از یک ابزار افزایش بهرهوری به موتور رشد درآمد و مزیت رقابتی ارتقا دادهاند.
با این حال، همین تحول در کنار فرصتهای کمسابقه، تهدیدهایی چون دیپفیکها، اطلاعات گمراهکننده و شکاف فزایندهی مهارتی را نیز به متن صنعت مالی کشانده و «حاکمیت مسئولانه بر هوش مصنوعی» را از یک انتخاب مدیریتی به ضرورتی فوری بدل کرده است.
تحول دیجیتال در صنعت مالی پیشینهای طولانی دارد، اما آنچه از سال ۲۰۲۳ به بعد رخ داده، تغییری ماهوی است. هوش مصنوعی بهویژه در قالب مدلهای مولد، از یک ابزار پشتیبان به یک عامل تصمیمساز تبدیل شده است. امروز، بسیاری از تصمیمهایی که پیشتر صرفاً بر قضاوت انسانی متکی بودند، با تحلیل بلادرنگ دادهها و پیشبینیهای الگوریتمی پشتیبانی میشوند. همزمانی رشد سرمایهگذاری، گسترش اتوماسیون و افزایش ریسکهای جدید مانند دیپفیک و اطلاعات جعلی نشان میدهد که صنعت مالی نهتنها پذیرنده AI، بلکه میدان اصلی آزمون پیامدهای آن است. همین ویژگی، ضرورت نگاه تحلیلی و راهبردی به این تحول را دوچندان میکند.
درواقع این حوزه در لحظهای ایستاده که میتواند مسیر آینده اقتصاد جهان را تغییر دهد؛ جایی که هوش مصنوعی نهفقط کارها را سریعتر انجام میدهد، بلکه برای نخستینبار توانسته به قلب تصمیمسازی مالی نفوذ کند و نقش «مشاور نامرئی» برای بانکها و بازارها را بازی کند. طبق گزارش جدید مجمع جهانی اقتصاد، خدمات مالی تنها صنعتی است که همزمان در سه شاخص سرعت سرمایهگذاری، گسترده اتوماسیون و ریسکهای نوظهور رتبه اول را دارد؛ جایگاهی که آن را به آزمایشگاه اصلی تحول هوش مصنوعی در جهان تبدیل کرده است. آینده خدمات مالی بهوضوح هوشمندتر خواهد بود، اما هوشمندی بدون قاعده، میتواند بههمان اندازه که فرصتساز است، بحرانآفرین نیز باشد.
در دو سال گذشته، هوش مصنوعی مولد سرعت تحول در فینتک و بانکداری را بهطور چشمگیری افزایش داده است. بر اساس دادههای منتشرشده، حدود یکسوم (بیش از ۳۲ تا ۳۹ درصد) فعالیتهای انسانی در بانکداری، بیمه و بازار سرمایه قابلیت اتوماسیون کامل دارند و بیش از یکسوم دیگر (۳۴ تا ۳۷ درصد) میتوانند با کمک AI تقویت شوند. این ارقام توضیح میدهد چرا صنعت مالی در میان نخستین پذیرندگان GenAI قرار گرفته است. بخش بزرگی از عملیات مالی از تحلیل اسناد و گزارشها تا تعامل با مشتری و ارزیابی ریسک ماهیت زبانی و دادهمحور دارد و همین ویژگی، آن را به بستری ایدهآل برای مدلهای هوش مصنوعی تبدیل کرده است. نتیجه این روند، حرکت تدریجی از دیجیتالیسازی ساده به بازطراحی ساختاری فرآیندهاست.
افزایش شتاب سرمایهگذاری در هوش مصنوعی یکی از روشنترین نشانههای این تحول است. برآوردها نشان میدهد حجم سرمایهگذاری صنعت مالی در AI از حدود ۳۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به نزدیک ۹۷ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۷ خواهد رسید. اهمیت این رقم صرفاً به بزرگی آن محدود نمیشود، بلکه به جایگاه متمایز صنعت مالی در مقایسه با سایر صنایع بازمیگردد؛ بهگونهای که خدمات مالی هم از نظر سرعت رشد هزینهکرد در هوش مصنوعی و هم از نظر نسبت این هزینهها به درآمد، در میان پیشتازان قرار گرفتهاند. این روند بیانگر آن است که بانکها و شرکتهای بیمه، هوش مصنوعی را نه بهعنوان یک هزینهی فناورانه، بلکه بهمثابه یک سرمایهگذاری راهبردی برای بازتعریف مدل کسبوکار و مزیت رقابتی خود تلقی میکنند.
تمرکز اولیه بسیاری از سازمانهای مالی برای استفاده از AI برای کاهش هزینه و افزایش بهرهوری بوده، اما این نگاه بهسرعت در حال تغییر است. امروز ۷۰ درصد از مدیران مالی معتقدند هوش مصنوعی میتواند مستقیماً به رشد درآمد منجر شود. شخصیسازی عمیق تجربه مشتری، توسعه سریع محصولات جدید و تصمیمگیری مبتنی بر دادههای بلادرنگ، سه محور اصلی این ارزشآفرینی هستند. در این چارچوب، AI نهتنها هزینهها را کاهش میدهد، بلکه امکان ارائه خدمات مالی دقیقتر، سریعتر و متناسب با نیاز هر مشتری را فراهم میکند؛ تغییری که مرز رقابت در صنعت مالی را جابهجا کرده است. سه محرک اصلی این تغییر عبارتاند از:
۱) تجربه شخصیسازیشده مشتری چتباتها و دستیارهای هوشمند با ترکیب دادههای تراکنشی و رفتار مشتری، پیشنهادهای مالی فردیسازیشده ارائه میکنند.
۲) نوآوری محصول و توسعه بازارهای جدید GenAI با دادهسازی مصنوعی (Synthetic Data) و تست سریع محصولات، امکان توسعه محصولات اعتباری و سرمایهگذاری جدید را فراهم میکند.
۳) تصمیمگیری دادهمحور رصد لحظهای ریسک، تحلیل پورتفو و پیشبینی بازار، تصمیمگیری مدیران مالی را متحول کرده است.
تأثیر هوش مصنوعی محدود به یک واحد یا دپارتمان خاص نیست و تقریباً تمام زنجیره ارزش بانکداری را در بر میگیرد. با این حال، حوزههایی مانند قیمتگذاری و اعتبارسنجی، تحلیل بازار و پیشنهاد سرمایهگذاری، تطبیق اسناد، مدیریت تقلب و مبارزه با پولشویی، پشتیبانی مشتری و حتی توسعه نرمافزار بیشترین تغییر را تجربه کردهاند. نتیجه این تحول، حرکت تدریجی بانکها از نقشهای واکنشی به سمت نقشهای پیشنگر است؛ جایی که سیستمها پیش از بروز مسئله، آن را شناسایی و پیشنهاد راهحل ارائه میکنند. این یعنی در آینده نزدیک، بانکهای دیجیتال با اتکا به AI نهتنها پاسخگو، بلکه «پیشنگر» خواهند بود.
در کنار فناوری، نیروی انسانی بزرگترین عامل موفقیت یا شکست تحول AI در صنعت مالی است. ۹۰ درصد مدیران مالی بر این باورند که بدون بازآموزی گسترده نیروی کار، بهرهبرداری مؤثر از هوش مصنوعی ممکن نیست. نقشهای جدیدی مانند تحلیلگر داده پیشرفته، متخصص ریسک مدل و مهندس پرامپت در حال تبدیلشدن به مشاغل کلیدی هستند. این تغییر نشان میدهد آینده صنعت مالی نه بر حذف انسان، بلکه بر ترکیب توان انسانی با قدرت تحلیل هوش مصنوعی استوار است؛ ترکیبی که نیازمند سرمایهگذاری جدی در مهارتآموزی است.
همزمان با گسترش کاربرد هوش مصنوعی، تهدیدهای جدیدی نیز پدیدار شدهاند. دیپفیکها و اطلاعات جعلی به یکی از جدیترین ریسکهای کوتاهمدت جهان تبدیل شدهاند و صنعت مالی بیش از هر بخش دیگری در معرض این تهدید قرار دارد. نمونههای واقعی، از جمله کلاهبرداری ۲۵ میلیون دلاری با تماس ویدئویی دیپفیک CFO، نشان میدهد که چالش اصلی بانکها دیگر صرفاً امنیت پرداخت نیست؛ بلکه «احراز هویت قابل اعتماد» به مسئلهای حیاتی تبدیل شده است. دادهها همچنین حاکی از رشد ۲۲۳ درصدی معاملاتی ابزارهای دیپفیک در دارک وب هستند. در چنین فضایی، اعتماد که سرمایه اصلی نظام مالی است، بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر است.
اطلاعات گمراهکننده امروز بزرگترین ریسک کوتاهمدت جهان محسوب میشود و در میانمدت نیز در جایگاه پنجم قرار دارد؛ روندی که ضرورت راهبردهای پیشگیرانه و حاکمیت مسئولانه هوش مصنوعی را بیش از پیش برجسته میکند.
در پاسخ به این چالشها، بخش بزرگی از سازمانهای مالی در حال طراحی و پیادهسازی چارچوبهای حاکمیت هوش مصنوعی هستند. این چارچوبها بر شفافیت، اخلاق، قابلیت توضیح مدلها، کنترل ریسک الگوریتمی و حفاظت از داده تمرکز دارند. با این حال، تفاوت رویکردهای رگولاتوری در مناطق مختلف جهان از مقررات سختگیرانه اروپا تا سیاستهای منعطفتر آمریکا و آسیا پیچیدگی کار را برای بازیگران بینالمللی افزایش داده است. مدیریت این ناهمگونی، به یکی از چالشهای راهبردی صنعت مالی تبدیل شده است.
مسیر پیشروی صنعت مالی روشن است: خدمات مالی هوشمندتر، دادهمحورتر و مکالمهمحور خواهند شد. بخش بزرگی از عملیات پشتیبان اتوماسیون میشود، مدیریت ریسک بهصورت لحظهای انجام میگیرد و رقابت میان بانکها و فینتکها بر سر دقت و پیشبینیپذیری شکل میگیرد. با این حال، تهدیدهای فناورانه، شکاف مهارتی و ناهمگونی مقررات همچنان پابرجا است. هوش مصنوعی میتواند بزرگترین فرصت تاریخ صنعت مالی باشد، اما تنها در صورتی که استفاده از آن مسئولانه، شفاف و مبتنی بر راهبردی بلندمدت باشد.