آبان تتر تحریم شد؛ دلیل تحریم همکاری با صرافیهای رمزارزی ایرانی
آبان تتر و شلبیت در فهرست تحریمهای رمزارزی آمریکا قرار گرفتند. وزارت خزانهداری آمریکا مدعی…
۱۷ مرداد ۱۴۰۵
۱۸ مرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۹ دقیقه

استفاده از فیلترشکن به بخشی از روزمرگی حدود یکچهارم از کودکان ۶ تا ۱۵ سال ایرانی تبدیل شده است. مسیری که شاید بهخودی خود آسیبزا نباشد اما پیام و تبلیغات پیرامون آن میتواند هویت، فکر، احساس و همچنین حریم خصوصی کودکان را متاثر کند. آن هم در برههای که زمان و انرژی این گروه سنی باید صرف یادگیری مهارتهای دیجیتال باشد تا روشهای دور زدن محدودیتها. فعالان و کارشناسان حوزه اینترنت کودک معتقدند رسیدن به یک راهکار موثر، نیازمند همراستا شدن سه سطح خانواده، پلتفرم و سیاستگذاریهای کلان است.
بهگزارش پیوست، فیلترشکن و VPNها عملا برای پنهان کردن هویت و ردپای کاربران بهوجود آمدهاند و اتصال به این ابزار حتی اگر رایگان هم باشد، بدون هزینه نیست. انواع و اقسام تبلیغات، هزینه این اتصال است که برای گروه سنی کودکان، سنگینتر پرداخت میشود. تبلیغات محتوای بزرگسال، سایتهای شرطبندی یا پیغامهایی که میتواند کودک را وارد مسیر فیشینگ و کلاهبرداری کند همگی به آسانی و با ظاهری فریبنده در دسترس این مخاطبان کمسن و بدون آموزش قرار دارد.
طبق گفته کارشناسان و فعالان حوزه اینترنت کودک، این دوره از زندگی افراد حساسترین موقع برای نخستین مواجهه با بستر اینترنتی و فضای دیجیتالی است. فضایی که ورود به آن باید با عبور از روشن کردن فیلترشکن اتفاق بیفتد که همین یک مرحله میتواند تجربهای آسیبزا و حتی تروما ایجاد کند. بهعبارتی، قرار گرفتن کودکان در معرض VPNها فقط پیامدهای کوتاهمدت ندارد و ممکن است در بلندمدت به مشکلات و آسیبهای روانی منجر شود.
مسئله دسترسی کودکان به اینترنت بسیار فراتر از یک نوع استفاده است. بهگفته مرضیه ادهم، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت، در حال حاضر دسترسی به اینترنت، بهصورت شفاف، ضابطهمند و مبتنی بر سیاستگذاری و تنظیمگری مورد توافقی وجود ندارد و ادامه این مسیر منجر به اضافه شدن ابزاری به نام «فیلترشکن» برای دور زدن شده است. طبق گفته ادهم، در چنین شرایطی کودک مشاهده میکند که استفاده از فیلترشکن امری کاملا عادی، مجاز و حتی در برخی روایتها نوعی اعتراض مدنی یا حق طبیعی افراد بهحساب میآید. بنابراین کودک استفاده از آن را بهعنوان بخشی از زیست روزمره و آنلاین خود تلقی میکند.
ادهم، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت این وضعیت را با فضای آموزش رسانهای دیگر کشورها مورد بررسی قرار داد و اشاره کرد که وقتی در جامعهای دسترسی به اینترنت آزاد با عبور از سد محدودیت اتفاق میفتد بنابراین نظام آموزشی قوانین مصرفی مانند قفل کودک، انواع محدودیتهای زمانی یا مصرفی یا ممنوعیتهای دیگر نمیتواند در ذهن و رفتار کودکان جای بگیرد.
ادهم در این باره توضیح داد :«وقتی کودک در جامعه میبیند والدین، معلمان و دیگر بزرگسالان همگی برای دسترسی به اینترنت از فیلترشکن استفاده میکنند، پذیرش همان قوانین و تنظیمگریهای خانگی برایش بسیار دشوار میشود.»
او بر این باور است که پیرو این مجموعه دلایل، آسیبی که کودک از این وضعیت میبینید بهمراتب بیشتر از بزرگسالان است. بهگفته ادهم، کودک هیچوقت بهدرستی یاد نمیگیرد که مصرف اینترنت هم باید قانون و چارچوب داشته باشد؛ حتی اگر بخواهیم این موضوع را آموزش دهیم، شرایط برای والدین بسیار سخت خواهد بود.

حورا تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده با استناد به آمار منتشر شده اعلام کرد که بیش از ۷۵ درصد کودکان ۶ تا ۱۵ سال ایرانی از اینترنت استفاده میکنند. از نظر او این آمار نشان میدهد که اینترنت برای کودکان دیگر صرفا یک ابزار جانبی یا تفریحی نیست بلکه بهعنوان بخشی از محیط زیست روزمره آنها تثبیت شده است. نکته حائز اهمیت آن است که ارتباطات اجتماعی، فرآیندهای یادگیری و حتی شکلگیری هویت فردی و اجتماعی کودکان در این فضا صورت میگیرد. طبق گفته تهرانی، حدود یک چهارم از جامعه آماری (کودکان مصرفکننده اینترنت) برای دسترسی و ورود به دنیای اینترنت از فیلترشکن استفاده میکنند.
بهگفته او استفاده از فیلترشکن توسط کودکان لزوما با هدف دسترسی به محتوای نامناسب انجام نمیشود و در بسیاری از موارد برای دسترسی به خدمات و پلتفرمهای استاندارد و حتی کودکمحور مثل یوتیوب یا برخی بازیهای آنلاین صورت میگیرد.
تهرانی پیشتر نیز گفته بود که حضور و زندگی دیجیتال کودکان مسئلهای بسیار جدی است و تا زمانی که برای آن اعتبار قائل نشویم، به نتیجه نخواهیم رسید. وقتی از اینترنت کودک صحبت میکنیم، درباره یک اینترنت واحد حرف نمیزنیم. شیوه نظارت نیز از کنترلگری کامل تا نظارت غیرمستقیم و مشارکتی متفاوت است.
مرضیه ادهم، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت همچنین افزود:« در اینجا یک مرز ظریف وجود دارد. از یک سو موضوعِ دسترسی به اینترنت یا پلتفرمهایی مانند یوتیوب است؛ اما موضوع دیگر، آموزش مدیریت مصرف اینترنت مطرح میشود. اینکه کودک چه زمانی، چه مدت و چه نوع محتوایی را مصرف کند. این بخش، اساس سواد رسانهای است و وظیفه والدین به حساب میآید.»
خانواده اولین و اصلیترین محل یادگیری هر انسان است. همین گزاره نشان میدهد که آگاهی اعضای خانواده، پایههای رفتاری فرزندان را تشکیل میدهد و تا چه اندازه در شکلگیری فکر و هویت آنها موثر است. اما این سوال پیش میآید که در دنیایی که اینترنت به عضو جدانشدنی آن تبدیل شده است، خانوادهها چقدر از سواد دیجیتالی برخودارند و تا چه اندازه میتوانند نقش بازدارندگی ایفا کنند؟
طبق گفته حورا تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده، از نگاه خانوادهها یک شکاف قابل توجهی درباره استفاده کودکان از اینترنت مشاهده میشود. تهرانی گفت که از ۸۸ درصد والدینی که نسبت به آسیبهای فضای مجازی نگراناند تنها ۸ درصدشان برای رفع این نگرانی از ابزارهای کنترل والدین استفاده میکنند. تهرانی معتقد است این آمار و ارقام نشان میدهد که صرف نگران بودن چارهساز نیست. بهعبارتی نگرانی بدون ابزار، دانش اجرایی و آگاهی به ضرورت حضور موثر و پررنگ والدین در رابطه کودک با اینترنت، نتیجهبخش نخواهد بود. او همچنین گفت:«در صورتی مدیریت حضور کودک در اینترنت میتواند موثر باشد که مولفههای مذکور رعایت و عملیاتی شود.»
تهرانی همچنین اشاره کرد که علاوهبر این موارد، استفاده از فیلترشکن بهعنوان متغیر ساختاری دیگری وارد عمل میشود. نصب و استفاده از فیلترشکن در دستگاههایی که کودکان به آن دسترسی دارند میتواند منجر به کاهش کارایی بسیاری از ابزارهای نظارتی و کنترلی شود. از همین رو مسئله امنیت کودکان در اینترنت صرفا به رفتار، کنترل و هدایتگری والدین محدود نمیشود بلکه به طراحی دسترسی و زیرساختهای ارائه خدمات هم وابسته است.

تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده با اشاره به ابزارهای نظارتی گفت:«والدین به ابزارهای سختافزاری و نرمافزاری نیاز دارند، اما یا استفاده از آنها را بلد نیستند یا حتی اگر بلد باشند، به دلیل وجود فیلترینگ عملا کارایی لازم را ندارند.»
مرضیه ادهم، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت معتقد است مهمترین پیامد عادی شدن استفاده از فیلترشکن، تضعیف هنجار قانونمداری و کنترل مصرف اینترنت است. از نگاه او در این فرآیند، کودک به این نتیجه میرسد که قانونشکنی رفتاری قابل توجیه و حتی پذیرفته شده است و در چنین شرایطی، آموزش بسیاری از اصول سواد رسانه هم دشوار میشود.
افزایش احتمال مواجهه کودک با فیشینگ، کلاهبرداری اینترنتی، سوءاستفاده از اطلاعات شخصی، انتشار تصاویر خصوصی یا ورود به گفتوگوهای نامناسب با بزرگسالان از دیگر پیامدهایی است که مرضیه ادهم در استفاده از فیلترشکن توسط کودکان برشمرد. از نگاه او در چنین فضایی، هم نظارت والدین دشوارتر میشود و هم آموزش هشدارهای امنیتی اثربخشی خود را از دست میدهد.
ادهم،، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت همچنین اشاره کرد که پیگیری حقوقی این آسیبها نیز بسیار سخت است. هنگامی فعالیتها از طریق آیپی ناشناس و VPN انجام میشود، شفافیت کاهش پیدا میکند و رسیدگی به سوءاستفادهها دشوارتر میشود. به همین دلیل است که به تنظیمگری شفاف و دقیق در حوزه اینترنت نیاز داریم.
حورا تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده معتقد است سیاستگذاری موثر در چنین شرایطی که نه میتوان حق دسترسی را از کودک سلب کرد و نه میتوان با جدیت و سختگیری برایشان محدودیت در نظر گرفت باید همزمان دو هدف را دنبال کند. هدف نخست افزایش سواد رسانهای خانواده(والدین و کودک) و طراحی ابزارهای کنترلی در این سطح و هدف بعدی فراهمسازی دسترسی امن و متناسب با سن کودکان بدون نیاز به ابزارهای دور زدن محدودیتها است. از نگاه تهرانی، امنیت کودکان در فضای مجازی یک مسئله چندلایه است که اگر تمرکز فقط روی مسئولیت والدین، سیاستهای محدودکننده و نگاه سلبی کنترل استفاده کودکان از اینترنت باشد، تصویری که ارائه میشود، ناقص خواهد بود.
مدیریت موثر اینترنت کودک نیازمند همراستا شدن سه سطح خانواده، پلتفرم و سیاستگذاریهای کلان است
بهگفته تهرانی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه و خانواده، مدیریت موثر این حوزه نیازمند همراستا شدن سه سطح خانواده، پلتفرم و سیاستگذاریهای کلان است. به زعم او در این صورت است که میتوان به یک تعادل پایدار میان دسترسی، امنیت و محتوای مناسب و درخورد نیاز کودکان در فصای اینترنتی برسیم.
مرضیه ادهم، پژوهشگر سیاستگذاری اینترنت معتقد است هدف اصلی تنظیمگری اینترنت کودک، حفاظت از کودکان است. از همین رو نمیتوان با حذف، فیلتر یا مسدودسازی، تصور کرد که مسئله حل شده است. این اقدامات فقط آسیب را از سطح جامعه به زیرزمین منتقل میکنند؛ جایی که دیده نمیشود، اما همچنان وجود دارد و حتی میتواند خسارتهای بیشتری به همراه داشته باشد.
ادهم همچنین گفت:«اگر در جامعهای زندگی میکردیم که استفاده گسترده از فیلترشکن وجود نداشت، میشد از ابزارهای خود پلتفرمها، امکانات کنترلی آنها، آموزش عمومی سواد رسانهای و حتی حمایت دولت برای مدیریت مصرف اینترنت کودکان استفاده کرد. اما امروز با نوعی ابهام راهبردی روبهرو هستیم. از یک طرف، در مدرسه به کودک آموزش میدهند که نباید به گوشی یا اینترنت وابسته شود، اما از طرف دیگر، همان مدرسه برای انجام یک جستوجوی ساده از فیلترشکن استفاده میکند. درک این تناقض برای کودک بسیار دشوار است.»
بهگفته کارشناسان و فعالان این حوزه در نگاهی کلانتر، برگترین تهدید برای کودکان، خود فیلترشکن نیست؛ بلکه شکاف آگاهی و دیجیتالی است که اختلال اینترنت در سالهای اخیر آن را بهوجود آورده است. بهعبارتی، نسلی در حال رشد و پرورش هستند که سطح سواد دیجیتالی آنها از همسالان خود در سطح جهانی پایینتر است. نسلی که بخش زیادی از زمان و انرژی خود را صرف عبور از محدویتها، مقابله با اختلال و استفاده از ابزارهایی برای دور زدن فیلترینگ میکنند. این همان فرصتی است که میتوانست صرف یادگیری سواد و مهارتهای دیجیتالی شود.