نسخهنویسی الکترونیکی یکپارچه شد
سامانه نسخهنویسی الکترونیکی وزارت بهداشت، با هدف کاهش توسعههای موازی و یکپارچهسازی ارتباط پلتفرمهای سلامت…
۲۹ تیر ۱۴۰۵
۲۹ تیر ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۱۴ دقیقه

جنگ اخیر آمریکا علیه ایران بار دیگر یک سؤال قدیمی را به صدر بحثهای نظامی آمریکا بازگرداند: «آیا عصر تسلیحات چندصد میلیون دلاری رو به پایان است؟» در حالی که موشکها و پهپادهای ارزانتر ایران توانستند بخشی از مزیت سامانههای گرانقیمت آمریکا را به چالش بکشند، پنتاگون بیش از هر زمان دیگری به دنبال تغییر نظام خرید تسلیحات و باز کردن درهای خود به روی استارتآپهای فناوری دفاعی است. اما با وجود این چرخش، بخش عمده بودجه نظامی آمریکا همچنان به جیب پیمانکاران سنتی سرازیر میشود.
به گزارش والاستریت ژورنال، پیت هگست (Pete Hegseth)، وزیر دفاع آمریکا از زمان ورود به پنتاگون تلاش کرده قواعد چند دههای خرید تسلیحات را تغییر دهد. او وعده داده بود مسیر را برای استارتآپهای فناوری دفاعی هموار کند و وابستگی ارتش آمریکا به پیمانکاران سنتی را کاهش دهد؛ شرکتهایی که بارها آنها را کند، پرهزینه و گرفتار بروکراسی توصیف کرده است.
بیش از یک سال از حضور او در راس وزارت دفاع میگذرد؛ اما واقعیت نشان میدهد در حالی که سرمایه بیشتری نسبت به گذشته به سمت شرکتهای نوپای دفاعی روانه شده، میلیاردها دلار همچنان نصیب همان پیمانکاران قدیمی میشود که سالها بازار تسلیحات آمریکا را در اختیار داشتهاند.
این سیاست دوگانه باعث شده سرمایهگذاران خطرپذیر (Venture Capital) و بنیانگذاران استارتآپها همزمان امیدوار و نگران باشند. آنها از یک سو نشانههایی از تغییر در نظام خریدهای دفاعی میبینند، اما از سوی دیگر بیم دارند که این اصلاحات در نهایت به سود همان بازیگران سنتی تمام شود.
در دو سال اخیر موجی از خوشبینی به بازار فناوریهای دفاعی شکل گرفته است؛ تا جایی که ارزش بسیاری از این شرکتها با سرعتی کمسابقه افزایش یافته است. شرکت اندوریل (Anduril)، یکی از مشهورترین استارتآپهای دفاعی آمریکا، تنها طی یک سال ارزش خود را از ۳۰.۵ میلیارد دلار به ۶۱ میلیارد دلار رساند.
با این حال، این خوشبینی ممکن است زیاد دوام نیاورد. بسیاری از فعالان این صنعت معتقدند کنگره آمریکا قصد دارد سرعت افزایش بودجه دفاعی را کاهش دهد؛ تصمیمی که هم تحت تأثیر انتقادها از هزینهکردهای هگست و هم مخالفتها با جنگ ایران قرار دارد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، حباب شکلگرفته پیرامون استارتآپهای دفاعی نیز ممکن است ترک بردارد.
آمارها نشان میدهد هزینه قراردادهای پنتاگون با ۱۵ استارتآپ دفاعی بزرگ آمریکا در سال مالی گذشته نسبت به سال ۲۰۲۲ سه برابر شده است.
اما این رشد چشمگیر در ظاهر، سهم چندانی از بازار کل ایجاد نکرده است. بر اساس تحلیل «بنیاد و مؤسسه ریاستجمهوری رونالد ریگان»، این شرکتها هنوز کمتر از یک درصد کل بودجه قراردادهای دفاعی آمریکا را دریافت میکنند؛ سهمی که طی سالهای اخیر تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
البته حتی همین سهم اندک نیز برای بسیاری از استارتآپها موفقیت بزرگی محسوب میشود؛ زیرا بودجه وزارت دفاع آمریکا اکنون به حدود یک تریلیون دلار رسیده و حتی دستیابی به بخش کوچکی از آن میتواند آینده یک شرکت نوپا را متحول کند.
فیلانگ دوونگ (Philong Duong)، مدیرعامل استارتآپ NODA AI که نرمافزارهای مورد استفاده در تسلیحات خودران را به ارتش آمریکا میفروشد، میگوید: «الان فرصتی واقعی برای برهم زدن قواعد این بازار پیدا کردهایم.»
طبق بررسی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، طی دو سال گذشته حدود ۱۰ هزار شرکت جدید وارد بازار فناوریهای دفاعی آمریکا شدهاند.
گروه موسوم به «شرکتهای غیرسنتی» (Nontraditional Companies) که استارتآپهای سرمایهگذاریشده، شرکتهای کوچک و شرکتهای فناوری تجاری را شامل میشود، در سال مالی گذشته بیش از ۱۲۲ میلیارد دلار قرارداد دفاعی دریافت کردند؛ رقمی که نسبت به یک دهه قبل دو برابر شده است.
اما همزمان، پیمانکاران سنتی نیز سهم خود را از دست ندادهاند. در همین بازه زمانی، هزینههای پنتاگون برای شرکتهای بزرگ دفاعی یا همان Prime Contractors نیز تقریباً دو برابر شده و به ۳۷۲ میلیارد دلار رسیده است.
به بیان دیگر، اگرچه استارتآپها رشد سریعی را تجربه میکنند، اما بخش عمده بودجه همچنان به شرکتهای قدیمی اختصاص پیدا میکند.
افزایش هزینههای نظامی آمریکا تنها نتیجه اصلاحات هگست نیست.
در سالهای اخیر نگرانی از احتمال درگیری نظامی با چین بر سر تایوان، آسیبپذیری زنجیرههای تأمین جهانی پس از همهگیری کرونا و همچنین تجربه جنگ اوکراین، نگاه ارتش آمریکا را نسبت به فناوریهای نو تغییر داده است.
جنگ اوکراین بهویژه نشان داد پهپادهای ارزانقیمت، سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی و نرمافزارهای خودکار میتوانند در میدان نبرد نقشی تعیینکننده داشته باشند؛ موضوعی که باعث شده پنتاگون به دنبال فاصله گرفتن از اتکای کامل به سامانههای گرانقیمت و قدیمی باشد.
با وجود این، بودجه نظامی آمریکا همچنان بیش از هر زمان دیگری در تاریخ معاصر رشد کرده است و درخواست بودجه سال مالی ۲۰۲۷ به حدود ۱.۵ تریلیون دلار رسیده؛ رقمی که از بسیاری از دورههای جنگی تاریخ آمریکا نیز فراتر میرود.
به اعتقاد بسیاری از فعالان صنعت دفاع، مسئله اصلی کمبود بودجه نیست؛ بلکه سرعت پایین سازوکار خرید تسلیحات در پنتاگون است.
پیج کریگ (Paige Craig)، سرمایهگذار حوزه فناوری دفاعی در صندوق Outlander VC، میگوید میدان نبرد بسیار سریعتر از ساختار اداری وزارت دفاع در حال تغییر است. او این دوره را «عصر رایانه شخصی در جنگ» (PC Era of War) مینامد؛ دورانی که در آن فناوریهای نظامی، برخلاف گذشته، دیگر فقط در اختیار چند کشور یا چند پیمانکار بزرگ نخواهد بود.
به گفته او، هزینه تولید بسیاری از تجهیزات دفاعی کاهش یافته و دسترسی به فناوریهای پایه جنگ برای بازیگران مختلف آسانتر شده است. به همین دلیل، سرعت نوآوری اهمیت بیشتری از اندازه شرکت پیدا کرده است.
اصلاح نظام خرید تسلیحات در آمریکا موضوع تازهای نیست. از دهه ۱۹۶۰ تاکنون دولتهای مختلف تلاش کردهاند فرآیند پیچیده و زمانبر خریدهای دفاعی را متحول کنند، اما هیچیک نتوانستهاند تغییری اساسی در ساختار بروکراتیک پنتاگون ایجاد کنند.
هگست نیز با همین هدف مجموعهای از اصلاحات را آغاز کرده است؛ اصلاحاتی که به گفته او قرار است مسیر ورود فناوریهای نو به ارتش را کوتاهتر و سریعتر کند.
این تغییرات از حذف بخشی از فرآیندهای طولانی تعیین نیازمندیهای تسلیحاتی آغاز میشود و تا تعلیق برخی الزامات پرهزینه و سختگیرانه امنیت سایبری برای پیمانکاران ادامه پیدا میکند.
او همچنین بخشی از اختیارات خرید تجهیزات را از سطوح بالای مدیریتی به فرماندهان و افسران میانی واگذار کرده تا واحدهای نظامی بتوانند سریعتر به فناوریهای مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند.
در کنار این اقدامات، برنامههای ویژهای برای همکاری با استارتآپها راهاندازی شده و روند انعقاد قراردادهای دفاعی نیز نسبت به گذشته کوتاهتر و منعطفتر شده است.
هگست در گفتوگو با والاستریت ژورنال درباره این اصلاحات گفت: «ما در حال جنگیدن با بروکراسی پنتاگون هستیم تا رقابت، سرعت، نوآوری و فناوریهای تجاری جایگاه واقعی خود را در نظام خریدهای دفاعی پیدا کنند.»
جنگ اخیر با ایران نیز از نگاه بسیاری از تحلیلگران آزمونی برای این سیاستها بود. اگرچه آمریکا در این درگیری از چند سامانه جدید مانند پهپادهای تهاجمی الهامگرفته از پهپادهای شاهد ایران و شناورهای بدون سرنشین شرکت Saronic استفاده کرد، اما بخش عمده تجهیزات بهکاررفته همان سامانههایی بودند که بیش از ۱۵ سال از طراحی آنها میگذرد.
در مقابل، ایران با استفاده از تسلیحات ارزانتر و سادهتر توانست بخشی از برتری فناوری آمریکا را خنثی کند.
همین موضوع بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا سرمایهگذاری روی سامانههای فوقگرانقیمت هنوز هم بهترین راهبرد برای جنگهای آینده است یا خیر.
مایکل براون (Michael Brown)، از مدیران پیشین «واحد نوآوری دفاعی» (Defense Innovation Unit) و سرمایهگذار خطرپذیر، معتقد است پنتاگون هنوز در میانه راه قرار دارد.
او به اصلاحات انجامشده نمره «ناقص» میدهد و میگوید آزمون اصلی تازه آغاز شده است. به گفته براون، موفقیت این برنامهها اکنون بیش از هر چیز به تصمیم کنگره بستگی دارد؛ نهادی که باید بودجههای پیشنهادی را تصویب کند.
یکی از مهمترین درخواستهای وزارت دفاع، اختصاص ۵۴.۶ میلیارد دلار برای توسعه یگانهای جنگ خودمختار (Autonomous Warfare) است؛ بودجهای که بخش قابل توجهی از آن قرار است صرف خرید پهپادها، سامانههای هوش مصنوعی و تسلیحات خودران شود.
اگر این بودجه تصویب نشود، بسیاری از استارتآپهایی که روی این بازار حساب باز کردهاند با مشکل روبهرو خواهند شد.
ورود سرمایهگذاران خصوصی به فناوریهای دفاعی با سرعتی بیسابقه ادامه دارد. بر اساس دادههای PitchBook، تنها در ششماهه نخست سال جاری میلادی، سرمایهگذاری خطرپذیر در استارتآپهای دفاعی و هوافضا به ۱۶.۸ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که حتی از کل سرمایهگذاری بسیاری از سالهای گذشته بیشتر است.
اما همین رشد سریع، نگرانیهایی درباره شکلگیری یک حباب سرمایهگذاری ایجاد کرده است.
تری استیونز (Trae Stephens)، همبنیانگذار اندوریل و شریک صندوق Founders Fund، اخیراً در یک پادکست گفت: «از وضعیت فعلی احساس راحتی نمیکنم؛ اصلاً از این شرایط لذت نمیبرم. قیمتها کاملاً از واقعیت فاصله گرفتهاند.» به اعتقاد او، ارزشگذاری بسیاری از شرکتهای دفاعی دیگر با درآمدها و توان عملیاتی آنها تناسب ندارد و بازار بیش از حد هیجانزده شده است.
هرچند ورود سرمایه به صنعت فناوری دفاعی آمریکا با سرعتی کمسابقه ادامه دارد، اما همه استارتآپها سهم یکسانی از این بازار به دست نیاوردهاند. برخلاف تصور اولیه، بخش عمده قراردادهای جدید نیز در اختیار تعداد محدودی از شرکتها قرار گرفته است.
ویلیام ترسدر (William Treseder)، همبنیانگذار استارتآپ Arkenstone که به شرکتهای دفاعی برای فروش محصولاتشان به دولت آمریکا کمک میکند، معتقد است اکنون بازار بیش از اندازه شلوغ شده است. به گفته او، بیش از ۴۰۰ شرکت پهپادی در آمریکا فعالیت میکنند؛ اما این وضعیت پایدار نخواهد بود.
او میگوید:«پنج سال دیگر احتمالاً فقط ۱۰ یا ۱۵ شرکت باقی میمانند و این اتفاق طبیعی است. در نهایت بازار به سمت ادغام حرکت میکند.»
تحلیل شرکت اطلاعات بازار Frontier Optic تصویری روشن از وضعیت فعلی ارائه میدهد. این مؤسسه عملکرد ۵۶۸ استارتآپ مستقل، تجاری و سرمایهگذاریشده را که موفق به دریافت قرارداد از وزارت دفاع شدهاند بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، مجموع قراردادهای این شرکتها در سال مالی گذشته به ۴ میلیارد دلار رسید؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۲ تنها حدود یک میلیارد دلار بود. رشد چهار برابری در ظاهر قابل توجه است، اما وقتی کنار کل بازار قرار میگیرد تصویر متفاوتی به دست میآید.
در همان سال، مجموع قراردادهای دفاعی پنتاگون حدود ۵۰۶ میلیارد دلار بود؛ یعنی سهم این ۵۶۸ شرکت هنوز کمتر از یک درصد کل بازار است.
هاو وانگ (Howe Wang)، تحلیلگر Frontier Optic، میگوید رشد استارتآپها واقعی است، اما این رشد به شکل نامتوازنی توزیع شده است. بر اساس تحلیل او، تنها دو شرکت Anduril و Saronic حدود یکچهارم تمام قراردادهای پنتاگون با استارتآپهای دفاعی را در سال گذشته به خود اختصاص دادهاند.
به بیان دیگر، بخش بزرگی از سرمایهای که قرار بود میان صدها شرکت نوپا توزیع شود، در عمل به سمت تعداد محدودی از بازیگران بزرگ حرکت کرده است.
وانگ میگوید:«هزینهکرد برای این گروه از شرکتها با سرعت زیادی رشد کرده، اما پیمانکاران سنتی همچنان بخش اعظم بودجههای جدید را دریافت میکنند و در میان استارتآپها نیز رشد بیشتر نصیب چند برنده بزرگ شده است.»
همین تمرکز قراردادها باعث شکلگیری اعتراضهای گسترده در میان استارتآپهای کوچکتر شده است.
اسناد مشاهدهشده توسط والاستریت ژورنال نشان میدهد برخی شرکتهای نوپا علیه وزارت دفاع شکایت کردهاند و مدعیاند پنتاگون در عمل تنها به چند شرکت خاص میدان میدهد. به اعتقاد آنها، اگرچه وزارت دفاع از رقابت و نوآوری سخن میگوید، اما هنگام تخصیص قراردادهای بزرگ، همان شرکتهای برخوردار از سرمایه و ارتباطات قویتر را انتخاب میکند.
در نتیجه، بسیاری از استارتآپهای کوچک همچنان برای عبور از نخستین قراردادهای دولتی با موانع جدی روبهرو هستند.
با وجود این انتقادها، تعداد شرکتهایی که برای نخستین بار موفق به دریافت قرارداد از وزارت دفاع شدهاند به شکل محسوسی افزایش یافته است. بر اساس دادههای مؤسسه Obviant، ارزش قراردادهای اختصاصیافته به تازهواردهای بازار دفاعی از حدود ۱۳۹ میلیون دلار در سال ۲۰۲۱ به نزدیک ۳۸۵ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
این آمار نشان میدهد درهای پنتاگون نسبت به گذشته تا حدی بازتر شدهاند؛ هرچند فاصله میان اولین قرارداد و تبدیل شدن به یک پیمانکار بزرگ همچنان بسیار زیاد است.
با وجود همه اصلاحات، پنتاگون یک محدودیت اساسی دارد؛ این وزارتخانه بدون تصویب کنگره نمیتواند بودجههای خود را هزینه کند.
در ماههای اخیر نمایندگان هر دو حزب آمریکا نسبت به درخواست بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری وزارت دفاع موضعی محتاطانهتر گرفتهاند.
علاوه بر مخالفت با افزایش شدید هزینههای نظامی، برخی نمایندگان خواستار بررسی دقیقتر سرمایهگذاریهای مستقیم پنتاگون در استارتآپها شدهاند؛ از جمله وامها و سرمایهگذاریهای سهامی که بخشی از آنها با حمایت سرمایهگذاران سرشناسی مانند دونالد ترامپ جونیور انجام شده است.
همین موضوع میتواند سرعت اجرای برنامههای هگست را کاهش دهد و جریان سرمایه به استارتآپهای دفاعی را کندتر کند.
نگرانی دیگر، بلوغ فناوریهای جدید است. بسیاری از استارتآپها هنوز محصولاتی ارائه میکنند که برای استفاده عملیاتی در ارتش آماده نیستند.
حتی موفقترین نمونه این بازار، یعنی Anduril، نیز در سالهای اخیر با شکستهای فنی و پروژههای پرهزینهای روبهرو شده است؛ موضوعی که والاستریت ژورنال پیشتر نیز درباره آن گزارش داده بود. همین مسئله باعث شده فرماندهان نظامی در بسیاری از پروژهها همچنان به تجهیزات قدیمی اما آزمودهشده اعتماد بیشتری داشته باشند.
در میان هیاهوی سرمایهگذاریها و وعدههای اصلاح ساختار، بسیاری از فعالان این صنعت معتقدند بزرگترین مانع استارتآپها همچنان همان چیزی است که دههها پنتاگون را به سازمانی کند و محافظهکار تبدیل کرده است؛ فرآیندهای پیچیده خرید، ارزیابی و پذیرش فناوریهای جدید.
مک اوهلینگر (Mack Ohlinger)، مدیرعامل استارتآپ Dunedain Systems که ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تصمیمگیری در مأموریتهای نظامی توسعه میدهد، میگوید بیشتر شرکتهای نوپا باید آماده شنیدن پاسخ منفی باشند. او توضیح میدهد:«اگر محصولی واقعاً نوآورانه و در لبه فناوری ارائه کنید، بیشتر اوقات پاسخ پنتاگون “نه” خواهد بود.»
به گفته او، ارتش آمریکا به دلیل حساسیت مأموریتهای نظامی، بهطور طبیعی در برابر فناوریهایی که هنوز سابقه عملیاتی ندارند محتاط عمل میکند؛ حتی اگر این فناوریها بتوانند در آینده مزیت بزرگی ایجاد کنند.
با وجود این دشواریها، اوهلینگر معتقد است وضعیت امروز با چند سال قبل تفاوت محسوسی دارد. استارتآپ او که تنها یک سال از تأسیسش میگذرد، اکنون در آستانه نهایی کردن قراردادی نزدیک به ۵ میلیون دلار با ارتش آمریکاست. او میگوید:«امروز بالاخره مسیری برای ورود وجود دارد؛ هرچند این مسیر هنوز بسیار پیچیده، طولانی و پرپیچوخم است.»
این جمله شاید بهترین توصیف از وضعیت کنونی اکوسیستم فناوری دفاعی آمریکا باشد؛ بازاری که درهای آن نسبت به گذشته بازتر شده، اما هنوز فاصله زیادی با یک رقابت کاملاً آزاد دارد. بیش از یک سال پس از آغاز اصلاحات پیت هگست، نشانههایی از تغییر دیده میشود. روند عقد قراردادها سریعتر شده، برنامههای ویژهای برای همکاری با استارتآپها ایجاد شده و سرمایهگذاران نیز با اشتیاق وارد این حوزه شدهاند.
با این حال، دادهها نشان میدهد ساختار اصلی بازار هنوز چندان تغییر نکرده است. پیمانکاران سنتی همچنان صدها میلیارد دلار قرارداد دریافت میکنند و حتی در میان استارتآپها نیز بخش عمده منابع به تعداد محدودی از شرکتهای بزرگ میرسد. از سوی دیگر، رشد سریع ارزشگذاری شرکتهای دفاعی باعث شده برخی سرمایهگذاران از شکلگیری حبابی مشابه آنچه پیشتر در بخشهای دیگر فناوری دیده شده بود، هشدار دهند.
اکنون آینده این بازار بیش از هر زمان دیگری به تصمیم کنگره آمریکا گره خورده است. اگر بودجههای پیشنهادی پنتاگون تصویب شوند، شرکتهای فعال در حوزه پهپاد، هوش مصنوعی و سامانههای خودران میتوانند وارد مرحلهای تازه از رشد شوند. اما اگر کنگره سرعت افزایش هزینههای نظامی را کاهش دهد، بسیاری از استارتآپهایی که با امید ورود به بازار دفاعی شکل گرفتهاند، با واقعیتی متفاوت روبهرو خواهند شد.
در نهایت، آنچه امروز در پنتاگون جریان دارد صرفاً رقابتی میان شرکتهای قدیمی و استارتآپهای جدید نیست؛ بلکه رقابتی میان دو نگاه به جنگ است. یک نگاه همچنان بر سامانههای بزرگ، گرانقیمت و پروژههای چند دههای تکیه دارد و نگاه دیگر بر این باور است که جنگهای آینده را نرمافزار، هوش مصنوعی، پهپادهای ارزان و چرخههای سریع نوآوری تعیین خواهند کرد. اینکه کدام رویکرد دست بالا را پیدا میکند، نهتنها آینده صنعت دفاعی آمریکا، بلکه جهتگیری بازار جهانی فناوریهای نظامی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.