ابَرهوش یا ابرمصرف؟ هزینه پنهان چت جیپیتی و دوستانش
هر پاسخی که هوش مصنوعی مینویسد از جایی در «ابر» نیست از تراشههایی میآید که…
۱۱ تیر ۱۴۰۵
۱۲ تیر ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۶ دقیقه

هوش مصنوعی بهعنوان عضو فعال محیط و ساختار کاری، نقشهای مختلفی را در ابعاد گوناگون ایفا میکند. اما استفاده از آن در مرحله تصمیمگیری و اتکا به نتایجی که ارائه میدهد هنوز که هنوز است جا نیافتاده و علامت سوالهای متعددی را ایجاد کرده. طبق مطالعات انجامشده بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای سازمانی مشروط به استفاده صحیح، برخوردار بودن از دادههای باکیفیت و پذیرش سازمانی است. همچنین گفته شده عوامل زمینهای سازمان مانند زیرساختهای دادهای و سطح بلوغ دیجیتال هم در پیشبرد این روند تاثیرگذار است. اعتماد بیچون و چرا و تکیه بر نتایج هوش مصنوعی در این زمینه از مواردی است که تاکید شده مدیران از آن خودداری کنند.
بهگزارش پیوست، مقاومت در استفاده از فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در لایه مدیران و تصمیمگیران سازمانی از زمان فراگیری این فناوری مطرح بود. این چالش بهحدی پررنگ و جدی است که در بسیاری از حوزهها و کشورها بهعنوان اصلیترین مانع توسعه هوش مصنوعی و عقبماندگی اقتصاد دیجیتال یاد میشود.
طبق مطالعات جدیدی که در این زمینه صورت گرفته، بهبود همزمان سرعت و کیفیت تصمیمها بهعنوان مزایای استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیمگیری مدیریتی عنوان شده است. مطالعه منتشر شده در نشریه تصمیم مدیریتی ( Management Decision)» در سال ۲۰۲۴ نتیجه گرفته است که امکانات هوش مصنوعی در تحلیل دادههای پیچیده و ارائه پیشنهادهای مبتنی بر داده منجر به افزایش معنادار سرعت تصمیمگیری در سطح سازمانی میشود. براساس این پژوهش، به هر میزان که استفاده و کاربرد ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در سازمانها بیشتر و عمیقتر باشد، زمان لازم بهمنظور اتخاذ تصمیمات مدیریتی بدون کمترین اختلال در کیفیت و میزان دقت، کاهش مییابد.
از دیگر نتایج مهم و موثر استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیری سازمانی، افزایش دقت، انسجام و اتکای تصمیمها بر دادههای واقعی است. مطالعه مدیریت اطلاعات جهانی(Journal of Global Information Management ۲۰۲۵) اشاره میکند خطای تصمیمگیریهای مبتنی بر هوش مصنوعی نسبت به روشهای سنتی، کمتر و از نظر عملکرد سازمانی نیز دارای نتایج بهتری است.
البته که تاکید شده است تاثیر مثبت هوش مصنوعی بر سرعت و کیفیت تصمیمگیری به عوامل زمینهای مانند زیرساخت دادهای سازمان، سطح بلوغ دیجیتال و میزان پذیرش کاربران بستگی دارد. بهعبارتی، آثار مثبت هوش مصنوعی در سازمانهایی با آمادگی فناورانه و مدیریتی بیشتر، پررنگتر مشاهده میشود.
همچنین تحقیقات تجربی در حوزه سیستمهای تصمیمیار(ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تصمیمگیری) نشان دادهاند که استفاده از هوش مصنوعی در حوزههایی مانند پیشبینی فروش، تخصیص منابع و تحلیل بازار، موجب افزایش قابل توجه کیفیت تصمیمهای مدیریتی میشود. در این نوع کاربردها، هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای پنهان در دادهها، امکان تصمیمگیری دقیقتر و مبتنی بر شواهد را برای مدیران فراهم میکند
هرچند گفته میشود که جای دادن هوش مصنوعی در روند کاری و تصمیمگیری سازمانی نتایج موثری از جمله تسریع و تسهیل فرآیندها، کاهش ضریب خطای تصمیمگیری، بهرهوری قابل توجه و درنهایت کسب سود بیشتر را بهدنبال دارد اما این مسیر موفقیتآمیز تنها از پیچ استفاده کردن از هوش مصنوعی عبور نمیکند و در قید و بند باید و نبایدهای متعددی است. طبق مطالعات صورتگرفته درصورتی استفاده از هوش مصنوعی میتواند بهطور همزمان موجب افزایش سرعت و کیفیت تصمیمگیری مدیران شود که مشروط به استفاده صحیح، برخوردار بودن از دادههای باکیفیت و پذیرش سازمانی باشد.
همانطور که اشاره شد مطالعهManagement Decision (۲۰۲۴) نتیجه گرفته که قابلیتهای هوش مصنوعی بهطور مستقیم موجب افزایش سرعت تصمیمگیری در سازمانهای میشود و این اثر تنها به فرآیند تصمیم محدود نیست بلکه به صورت غیرمستقیم بر بهبود عملکرد کلی سازمان نیز تاثیر میگذارد. علت اصلی این موضوع هم توانایی هوش مصنوعی در پردازش حجم بالای دادهها و ارائه تحلیلها و پیشنهادهای فوری است که زمان لازم برای تصمیمگیری را کاهش میدهد.
بررسیهای صورت گرفته از شرکتهای چندصنعتی نشان میدهد که حدود ۹۳ درصد سازمانها از هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیمگیری استفاده میکنند. این فناوری عمدتا در تحلیل داده، پیشبینی روندها و پشتیبانی از تصمیمسازی مدیریتی بهکار گرفته میشود. بر اساس پژوهش منتشرشده در SSRN (۲۰۲۵)، مدلهای مبتنی بر یادگیری ماشین مانند Random Forest و سایر روشهای ensemble در تحلیل دادههای تاریخی کسبوکار، توانستهاند با دقت پیشبینی تا حدود ۹۱ درصد عملکرد بهتری نسبت به روشهای سنتی ارائه دهند.
هرچند استفاده از این فناوری بسیار گسترشیافته و خبرساز شده اما همچنان قرارگیری و عملیاتی کردن آن در چارچوب سازمانها با مشکلات متعددی روبهروست. مهمترین موانع پیادهسازی هوش مصنوعی، مقاومت در برابر تغییر و چالشهای مدیریتی از سمت عوامل انسانی و سازمانی نامبرده شده است. بهعبارتی این روند نشان میدهد موفقیت و تاثیرگذاری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی بیشتر از آنکه به جنبههای فنی مربوط باشد به پذیرش و آمادگی سازمانی و مدیریت تغییر وابسته است.
اما این همه ماجرا نیست و بهجز ساده و سریع شدن فرآیندهای تصمیمگیری در نتیجه استفاده از هوش مصنوعی، چالشهایی نیز متوجه مدیران سازمانی میشود. یکی از این موارد، وابستگی شدید به خروجی هوش مصنوعی و یکسانسازی تصمیمات است. تکرار و عادی شدن این روند میتواند نقش و تاثیر نگاه مدیریتی را تحت تاثیر قرار داده و حتی تغییر دهد. برخی از پژوهشها هشدار دادهاند که استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیمگیری میتواند به شکلگیری وابستگی شناختی بهویژه در موقعیتهایی که مدیران با محدودیت زمانی و فشار کاری روبهرو هستد منتهی شود.بر اساس پژوهش منتشرشده در نشریه «مجموعه مقالات آکادمی مدیریت» (Academy of Management Proceedings) در سال ۲۰۲۴، در شرایطی که حجم تصمیمگیریها بالا میرود، سطح بار شناختی (cognitive load) باعث افزایش تمایل و اتکا مدیران به پیشنهادهای هوش مصنوعی میشود. در مقابل، این وابستگی میتواند به کاهش پردازش مستقل اطلاعات و تحلیل شخصی منجر شود.
این مطالعه همچنین نشان میدهد که تجربه «اختلاف با سیستم» (Disagreement with AI) در طول فرآیندهای تصمیمگیری، اثر معکوسی بر اعتماد دارد و در برخی موارد باعث کاهش پذیرش پیشنهادهای الگوریتمی میشود. با این حال، در سطح کلی، الگوی رفتاری غالب در شرایط فشار شناختی، افزایش اتکا به سیستم و شکلگیری نوعی سوگیری اتوماسیون (Automation bias) است؛ بهطوری که تصمیمگیران حتی در شرایط عدم قطعیت، تمایل دارند خروجی AI را بهعنوان مبنای تصمیم نهایی بپذیرند.
استفاده کردن از هوش مصنوعی در مراحل و موقعیتهای گوناگون کاری و شغلی نه تنها موثر و سودمند نسیت بلکه در حال حاضر یک الزام شده است اما این استفاده درصورتی میتواند به موفقیت و بازدهی بهتری منجر شود که در چارچوب و با در نظر گرفتن استاندارد، رعایت شروط و دوری از اعتماد صرف به نتایج آن باشد.