از توکیو تا تهران؛ رمزارز زیر چتر بانکها میرود؟
رمزارز در شرق آسیا دیگر فقط مساله صرافیها و کاربران خرد نیست. ژاپن و کره…
۱ تیر ۱۴۰۵

حساب بانکی برای بسیاری از کاربران ایرانی دیگر مقصد نهایی پول نیست، ایستگاه عبور است. درآمد ماهانه میآید و خیلی زود میان طلا، تتر، صندوق درآمد ثابت، صندوق طلا یا سرویسهای مالی دیجیتال تقسیم میشود. در اقتصادی که پول نقد هر روز بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهد، پلتفرمها دیگر فقط ابزار خریدوفروش نیستند و به محل نگهداری و مدیریت پسانداز خرد تبدیل میشوند. اما جنگ امروز طلا، رمزارز، صندوقها و اپلیکیشنهای مالی فقط جنگ بازده نیست، جنگ بر سر اعتماد، نقدشوندگی و جاگرفتن در موبایل کاربر است.
برای بخش بزرگی از کاربران ایرانی، حقوق یا درآمد ماهانه وارد حساب میشود، اما در همان روزها یا هفتههای نخست به داراییهای دیگر کوچ میکند. کمی طلا، کمی تتر، بخشی از صندوق درآمد ثابت، گاهی سهام یا واحد صندوق طلا. البته این رفتار فقط نتیجه علاقه به سرمایهگذاری نیست، بلکه واکنشی است به اقتصادی که قدرت پول نقد در آن هر روز بیشتر تحلیل میرود. وقتی نرخ تورم از سود سپرده جلوتر میزند، ماندن پول در حساب بانکی برای کاربر عادی بهمعنای پذیرش کاهش تدریجی ارزش دارایی است.
در چنین فضایی، پلتفرمها دیگر فقط ابزار خریدوفروش نیستند و به محل نگهداری، جابهجایی و مدیریت پسانداز خرد تبدیل میشوند. رقابت اصلی میان طلای آنلاین، صرافی رمزارز، صندوقهای سرمایهگذاری و اپلیکیشنهای مالی بر سر یک چیز است: چه محلی میتواند مقصد امنتر، نقدشوندهتر و سادهتری برای پولهای کوچک مردم باشد؟
بانک هنوز نقطه شروع بسیاری از تراکنشهاست، اما برای تعدادی از افراد جامعه دیگر محل مطمئنی برای حفظ ارزش نیست. وقتی تورم از سود سپرده جلوتر میزند، نگهداشتن پول در حساب بانکی بهمعنای پذیرش کاهش تدریجی قدرت خرید است. کاربر ایرانی این تجربه را نه در گزارشهای اقتصادی، بلکه در زندگی روزمره لمس میکند. بهاینصورت که کالایی که ماه قبل میتوان خرید، ماه بعد گرانتر شده و پولی که در حساب مانده، سبکتر به نظر میرسد.
از همینجاست که رفتار مالی کاربر تغییر میکند. هدف او همیشه کسب سود بالا نیست. گاهی فقط میخواهد ارزش پولش کمتر آسیب ببیند و در عین حال بتواند هر زمان لازم شد، سریع به نقدینگی برگردد. بههمینسبب داراییهایی جذابتر میشوند که سه ویژگی داشته باشند: خردپذیر باشند، سریع خریدوفروش شوند و کاربر بتواند از طریق موبایل آنها را مدیریت کند. این همان نقطهای است که پلتفرمهای طلا، رمزارز و دارایی آنلاین جای خالی بانک را پر میکنند.
طلا نزد کاربر ایرانی دارایی ناآشنایی نیست. سالهاست که خانوادهها مقداری از پسانداز خود را به سکه، طلای زینتی یا طلای آبشده تبدیل میکنند. تفاوت امروز در این است که پلتفرمهای آنلاین، طلا را از دارایی نسبتاً سنگین و فیزیکی به دارایی خردپذیر، لحظهای و قابل مدیریت در موبایل تبدیل کردهاند. کاربر میتواند با مبالغ کوچکتر خرید کند، قیمت را لحظهای ببیند، بخشی از دارایی را بفروشد و در صورت نیاز، درباره تحویل فیزیکی تصمیم بگیرد.
مزیت طلای آنلاین در اعتماد فرهنگی به خود طلاست. کاربر شاید به سازوکار مالی پلتفرم چندان مسلط نباشد، اما میداند طلا در ذهن جامعه ایرانی داراییای است که ارزشاش حفظ میشود. دادههای گزارشهای فینتک ایران هم نشان میدهد این بازار از مرحله ایده عبور کرده است. در صنعت خریدوفروش آنلاین طلا، با وجود بازار بالقوه ۳۰ میلیونی، حدود ۱۰ میلیون کاربر ثبتنامی گزارش شده، اما کمتر از ۱۵ درصد آنها کاربر فعالاند. یعنی در طول سال حداقل یک معامله خرید انجام دادهاند. این شکاف گویای آن است که مساله پلتفرمهای طلا دیگر فقط جذب کاربر نیست بلکه تبدیل ثبتنام به معامله و نگهداشت اعتماد است. بااینحال، همین بازار هم حالی از ریسک نیست. پرسشهای اصلی حول محل نگهداری طلا، شفافیت خزانه، امکان تحویل، کارمزدها، فاصله قیمت خریدوفروش و مسئولیت پلتفرم در بحران شکل میگیرد. در واقع پلتفرمهای طلا برای برندهشدن فقط نباید خریدوفروش را ساده کنند بلکه باید حس امنیت دارایی فیزیکی را در یک تجربه دیجیتال بازسازی کنند.
رمزارز در ایران نهتنها ابزار ترید، که برای بخشی از کاربران، بهویژه در قالب تتر، نقش دلار دیجیتال را بازی میکند. این دارایی میتواند سریع جابهجا شود، به بازار جهانی وصل است و در برابر کاهش ارزش ریال، تصویری از پناهگاه ارزی ترسیم میکند. برآوردهای گزارش فینتک ایران، تعداد کاربران فعال پلتفرمهای داخلی رمزارز را حدود چهار تا پنج میلیون نفر و بازار بالقوه این حوزه را حدود ۳۵ میلیون نفر تخمین میزند. البته به نظر میرسد جذابیت رمزارز در داخل نیز در همین ترکیب است: دسترسی سریع، نقدشوندگی بالا، امکان انتقال فرامرزی و فاصلهگرفتن از محدودیتهای نظام مالی داخلی.
اما همین مزیتها، ریسکهای جدی هم دربر دارد. نوسان بازار، خطر فریزشدن دارایی، تحریم صرافیها، هک، توقف برداشت، خطای کاربر و نبود حمایت حقوقی شفاف باعث میشود رمزارز نسبت به طلا یا صندوقهای رسمی، ریسک اعتماد بالاتری داشته باشد. تجربههای اخیر، از حملات سایبری تا اضافهشدن برخی از صرافیهای ایرانی به فهرست تحریمهای خارجی، نشان میدهد رمزارز برای کاربر ایرانی همزمان ابزار دسترسی و منبع نااطمینانی است. ازهمینرو رقابت صرافیها دیگر فقط بر سر کارمزد یا تعداد رمزارزها نیست، بر سر این است که کدام پلتفرم میتواند در مواقع بحرانی، حس کنترل و اعتماد بیشتری به کاربر القا کند.
اما در کنار طلا و رمزارز، صندوقهای سرمایهگذاری و پلتفرمهای آنلاین دارایی مسیر رسمیتری برای پسانداز خرد ساختهاند. صندوقهای درآمد ثابت، صندوقهای طلا، صندوقهای سهامی و سرویسهای سرمایهگذاری آنلاین، برای کاربرانی جذاباند که میخواهند از حساب بانکی فاصله بگیرند اما نمیخواهند در معرض ریسک کامل بازار رمزارز واقع شوند. این ابزارها معمولاً زیر چتر نهادهای رسمیتری فعالیت میکنند و همین به آنها مزیت اعتماد میدهد. دادههای تعدادی از بازیگران نیز نشان میدهد این مسیر رفتهرفته به تشکیل بازاری جدی منتهی میشود. برای نمونه، کاریزما در هفت ماه نخست ۱۴۰۴ از ۴۴.۷ هزار میلیارد تومان حجم معاملات در اپلیکیشن، ۱.۳ میلیون معامله صندوق و طرح و ۹۹.۴ هزار میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت گزارش داده است. این اعداد حاکی از آن است که پلتفرمهای دارایی از ابزار مشاهده و خرید ساده صندوقها عبور کرده و به محل واقعی جابهجایی سرمایه تبدیل شدهاند.
بااینحال، این بازار هم با چالش تجربه کاربری روبهروست. زبان بازار سرمایه برای بسیاری از کاربران پیچیدهتر از خرید طلا یا تتر است. مفاهیمی مانند NAV، ابطال، صدور، ترکیب دارایی، ریسک صندوق و زمان تسویه برای کاربر عادی ساده نیست. در این میان شماری از بازیگران بهسمت مدلهایی رفتهاند که بتوانند محصولات رسمی را با زبان ساده، نقدشوندگی قابل قبول و تجربهای شبیه اپلیکیشنهای روزمره عرضه کنند. بهاینترتیب، اگر رمزارز هیجان و دسترسی جهانی میفروشد و طلا اعتماد تاریخی، صندوقها باید بر سر ترکیب اعتماد رسمی و مدیریت ساده دارایی رقابت کنند.
ظاهر ماجرا رقابت میان چند نوع دارایی است: طلا، رمزارز، صندوق یا سپرده. اما در لایه عمیقتر، رقابت میان پلتفرمهایی است که میخواهند کیف پول اصلی کاربر باشند. کنار این رقابت دارایی، بازار اعتبار نیز در حال بزرگشدن است. برآوردها نشان میدهد در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۲۷ تا ۲۳۲ هزار میلیارد تومان وام و اعتبار آنلاین از سوی بتابانکها، BNPLها و تسهیلاتیارها اعطا یا مصرف شده است. این عدد نشان میدهد پلتفرمیشدن رفتار مالی فقط به پسانداز محدود نیست و مصرف روزمره را هم درگیر کرده است. کاربر خرد معمولاً ترازنامه نمیخواند و مدل کسبوکار پلتفرم را تحلیل نمیکند. او با چند شاخص ساده تصمیم میگیرد: آیا پولم حفظ میشود؟ هر وقت خواستم میتوانم خارج شوم؟ آیا پلتفرم در بحران پاسخگوست؟ آیا خریدوفروش ساده و شفاف است؟
بههمیندلیل، نقدشوندگی به اندازه بازده اهمیت پیدا میکند. پلتفرمی که دارایی را قابل خرید اما خروج را دشوار کند، در بلندمدت اعتماد کاربر را از دست میدهد. تجربه کاربری هم به عامل رقابتی جدی تبدیل شده است. کاربر میخواهد داراییاش را مثل موجودی حساب ببیند، با چند لمس خریدوفروش کند، وضعیت سود و زیان را بفهمد و در صورت بروز مشکل، پاسخ روشن بگیرد. در اقتصاد بیثبات، اعتماد فقط از مجوز نمیآید. از تجربههای تکرارشونده خروج موفق، تسویه بهموقع و شفافیت در لحظه بحران ساخته میشود.
کوچ پسانداز خرد از بانک به پلتفرمها فقط یک تغییر رفتاری نیست، جابهجایی ریسک است. هرچه تعداد کاربران ثبتنامی، حجم معاملات و دارایی تحت مدیریت پلتفرمها بزرگتر میشود، خطای عملیاتی، توقف برداشت، ابهام در ذخایر یا تصمیم ناگهانی رگولاتور تنها مشکل یک کسبوکار نیست و میتواند مستقیماً به پسانداز خرد مردم ضربه بزند. در بانک، کاربر با نهادی سنتی، شناختهشده و تحت نظارت روبهروست. هرچند ممکن است از بازده آن ناراضی باشد. در پلتفرمها، دارایی میتواند شکلهای متنوعتری داشته باشد، اما مسئولیت نگهداری، شفافیت، امنیت سایبری، تسویه و پاسخگویی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر پلتفرم طلا درباره ذخایر خود شفاف نباشد، اگر صرافی رمزارز دچار اختلال برداشت شود، اگر صندوقها ریسک خود را ساده و روشن توضیح ندهند یا اگر رگولاتور ناگهان مسیر فعالیت را محدود کند، پسانداز خرد مردم مستقیماً در معرض شوک قرار میگیرد. اینجاست که مساله از رقابت بازار فراتر میرود و به موضوع تنظیمگری، حمایت از کاربر و تابآوری مالی تبدیل میشود. پلتفرمیشدن پسانداز بدون معماری اعتماد، میتواند همانقدر که فرصت میسازد، بحران هم تولید کند.