در نظم حقوقی معاصر، اینترنت دیگر صرفاً یک فناوری ارتباطی یا ابزار رفاهی محسوب نمیشود، بلکه به بخشی از زیرساخت اعمال حقوق بنیادین انسان تبدیل شده است؛ بهگونهای که محرومیت از دسترسی موثر و آزاد به آن در عمل میتواند به محدودسازی مجموعهای از حقوق اساسی منجر شود. در نظام حقوقی ایران نیز هرچند قانون اساسی بهدلیل اقتضائات تاریخی زمان تدوین بهصراحت از «حق دسترسی به اینترنت» نام نبرده است، اما با تفسیری غایتمحور و هماهنگ با تحولات حقوق عمومی، میتوان از اصول متعدد قانون اساسی، شناسایی حق دسترسی آزاد و برابر به زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی را استنباط کرد؛ حقی که امروزه مقدمه ضروریِ بهرهمندی از آزادی بیان، حق آگاهی، مشارکت عمومی، حق اشتغال، حق آموزش و حتی بخشی از حیات اقتصادی و اجتماعی شهروندان است. دراینمیان، اصل ۲۴ قانون اساسی در پرتو تحولات ارتباطی بدون دسترسی موثر به اینترنت، بخش مهمی از کارکرد عملی خود را از دست میدهد. همچنین اصول ۲۲، ۲۵ و ۴۰، با تاکید بر مصونیت حقوق و آزادیهای فردی و منع تعرض ناموجه به ارتباطات و منع اضرار به دیگران، ظرفیت حقوقی لازم برای حمایت از امنیت ارتباطی و منع محدودیتهای نامتناسب در فضای دیجیتال را فراهم میکنند. اصل سوم قانون اساسی نیز دولت را مکلف به ارتقای آگاهی عمومی و ایجاد بستر مشارکت همگانی کرده است؛ تکلیفی که در عصر دیجیتال، بدون دسترسی فراگیر و غیرتبعیضآمیز به اینترنت، تحقق کامل آن دشوار است. از این منظر، هرچند دسترسی به اینترنت بهصراحت بهمنزله یک حق در متن قانون اساسی ذکر نشده، اما در منطق نظام حقوق اساسی ایران بهعنوان بخشی از زیرساخت تحقق حقوق ملت قابل شناسایی است. حتی در شدیدترین شرایط جنگی نیز منطق حقوق اساسی بر این استوار است که آزادیهای بنیادین حذف نمیشوند، بلکه در حد ضرورت و بهمدت محدودی به حالت تعلیق درمیآیند این رویکرد با تعهدات بینالمللی ایران نیز...