اینترنت رفت، ما ماندیم و خشم انباشته
۵ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۷ دقیقه
شماره ۱۴۵
در تحلیل خاموشی اینترنت در ایران، تمرکز صرف بر ابعاد فنی یا حتی اقتصادی، تصویر ناقصی از واقعیت ترسیم میکند. این قطعی طولانی و بدون توضیح، زنجیرهای از پیامدهای اجتماعی و روانی ایجاد کرده که در هیچ گزارشی ثبت نمیشود. قطع اینترنت در ایران دیگر یک رویداد مقطعی نیست، بلکه به یک متغیر ساختاری در اقتصاد و جامعه تبدیل شده است. در چنین موقعیتی، اینترنت دیگر یک ابزار ارتباطی یا حتی یک زیرساخت اقتصادی نیست؛ بلکه به یک نهاد تنظیمکننده تبدیل میشود. نهادی که جریان اطلاعات، شکلگیری انتظارات، تصمیمگیری اقتصادی و حتی روابط اجتماعی بر پایه آن سازماندهی میشود. قطع آن، به معنای اختلال در نظمی نامرئی است که جامعه را بهصورت روزمره اداره میکند.ص این تجربه دردناک که از آبان ۱۳۹۸ شروع شد، در چند سال بعد هم در اشکال گوناگون ادامه پیدا کرد اما یک رویه بهشدت رادیکال باعث شد طی ۱۲ ماه گذشته، کاربران ایران سه قطعی بلندمدت را تجربه کنند که سومین بخش آن پس از ۱۴۰۰ ساعت هنوز پابرجاست. اکنون با اطمینان بیشتری میتوان گفت موضوع از سطح شوک کوتاهمدت عبور کرده و وارد حوزه تغییرات ساختاری شده است. در این سطح، اثرها دیگر صرفاً اقتصادی نیستند بلکه به تغییر در رفتارهای پایدار اجتماعی منجر میشوند. از منظر سیاستگذاری، این تغییر بسیار مهم است، زیرا نشان میدهد که اینترنت در ایران به یک زیرساخت همتراز با نظام مالی یا انرژی تبدیل شده است. زیرساختی که اختلال در آن، مستقیماً به بیثباتی در سایر حوزهها منتقل میشود. شکلگیری یک شکاف اجتماعی جدید یکی از مهمترین پیامدهای جامعهشناختی خاموشی اینترنت، شکلگیری الگوی جدیدی از نابرابری است. این نابرابری نه بر پایه درآمد یا دارایی، که بر اساس دسترسی به شبکه جهانی تعریف میشود. صرف نظر از طبقه سفید جامعه که در آن علاوه بر سیاسیون، کاربران حوزوی و حتی نظامی نیز جا دارند، دادههای موجود حاکی از...
شما وارد سایت نشدهاید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.
وارد شویدعضو نیستید؟ عضو شوید