skip to Main Content
کانال بله پیوست
دیجی‌پی
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

در همایش داده در عصر ارتباطات مطرح شد: فیلترینگ امنیت نیاورد و گفت‌وگو را هم عقیم کرد

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۶ دقیقه

محدودیت اینترنت و فیلترینگ در سال‌های اخیر، تنها به یک ابزار کنترل دسترسی محدود نمانده و حالا به یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی، ارتباطی و حتی حکمرانی دیجیتال در ایران تبدیل شده است؛ وضعیتی که همزمان بر امنیت، اقتصاد دیجیتال، گفت‌وگوهای اجتماعی، جریان اطلاعات و حتی شیوه شکل‌گیری افکار عمومی اثر گذاشته است. در همین چارچوب، کارشناسان و پژوهشگران حوزه ارتباطات معتقدند تداوم محدودیت‌ها نه‌تنها بحران‌های موجود را حل نکرده، بلکه به شکل‌گیری چالش‌های تازه در حوزه اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و آینده زیست دیجیتال منجر شده است.

به گزارش پیوست، در همایش «داده در عصر ارتباطات» که به مناسبت روز ارتباطات و روابط عمومی در دانشگاه دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد، هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات، در سخنرانی خود با طرح مفهوم «پارادوکس عقیم شدن گفت‌وگو در فیلترینگ پایدار» به پیامدهای اجتماعی، سیاسی و ارتباطی محدودیت اینترنت پرداخت.

او گفت: «امروز در شرایطی درباره تاب‌آوری در جهان متصل سخن می‌گوییم که ایران یکی از طولانی‌ترین دوره‌های قطعی و اختلال اینترنت را تجربه می‌کند. این وضعیت اگرچه با ملاحظات امنیتی و شرایط بحرانی توجیه می‌شود، اما پیامدهای آن فراتر از یک تصمیم مقطعی برای مدیریت بحران است.»

خانیکی تاکید کرد: «امنیت را نمی‌توان صرفاً مساله‌ای فنی یا سیاسی دانست، زیرا احساس امنیت اجتماعی نیز بخشی از آن است. ناامنی شبکه به محدودیت‌های ارتباطی منجر شده، اما نحوه مواجهه با این مساله خود به بحرانی تازه تبدیل شده است. فیلترینگ دیگر الزاماً امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند و نمی‌توان بدون توجه به ابعاد اجتماعی، سیاسی و مشارکت جامعه، امنیت را تامین کرد. زمانی که محدودیت‌ها بدون ایجاد فرصت‌های جایگزین اعمال می‌شوند، بخش‌های غیررسمی و زیرزمینی تقویت می‌شوند؛ همان‌طور که پیش‌تر در حوزه‌هایی مانند سینما و تئاتر نیز چنین تجربه‌ای وجود داشت.»

به باور خانیکی، در چنین شرایطی دیالوگ جای خود را به مونولوگ می‌دهد و جامعه به سمت فرسایش تدریجی گفت‌وگو حرکت می‌کند. او این وضعیت را بخشی از روند زوال خاموش طبقه متوسط دیجیتال دانست و اضافه کرد: «محدودیت اینترنت نه‌تنها خلاقیت و کارآفرینی را تضعیف می‌کند، بلکه مهاجرت، بی‌نظمی اجتماعی و توقف نوآوری را نیز تشدید خواهد کرد.»

هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات

خانیکی نگاه تقلیل‌گرایانه به امنیت را بزرگ‌ترین خطای استراتژیک در مواجهه با فضای سایبری دانست و هشدار داد: «جامعه‌ای که از جریان آزاد اطلاعات محروم شود، به‌تدریج حاکمیت را نه حافظ امنیت، بلکه در تقابل با حقوق اولیه خود خواهد دید. این وضعیت در جامعه‌شناسی سیاسی نوعی جامعه نابینا است که چشم‌انداز روشنی از آینده ندارد و نهادهای رسمی آن نیز توان شنیدن صدای جامعه را از دست داده‌اند.»

او در پایان، راه عبور از بحران را ایجاد بسترهای گفت‌وگو میان دانشگاه، بخش خصوصی، فعالان اقتصاد دیجیتال، روابط عمومی‌ها و نهادهای اجرایی دانست و تاکید کرد: «باید پیامدهای این وضعیت با زبان داده و روایت‌های ارتباطی برای سیاست‌گذاران بازنمایی شود تا آنها با واقعیت چندوجهی جامعه مواجه شوند، نه تصویری تک‌بعدی از آن. تنها از مسیر کنش مشترک علمی و مدنی و پذیرش تحولات جهانی و اجتماعی می‌توان به تاب‌آوری و بازسازی آینده دست یافت.»

در بخش دیگری از این نشست، محمدعلی دادگسترنیا، مدیر روابط عمومی وزارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، به اهمیت کلان‌داده، ردپای دیجیتال و نقش شبکه‌های اجتماعی در تحلیل افکار عمومی پرداخت.

او گفت: «امروز داده‌هایی که از طریق اپلیکیشن‌ها، رسانه‌های اجتماعی و رفتار کاربران تولید می‌شود، به یکی از مهم‌ترین منابع شناخت اجتماعی تبدیل شده‌اند و همین مساله باعث شده دانشگاه‌ها و مراکز علمی جهان به سمت ایجاد رشته‌های میان‌رشته‌ای در تقاطع کلان‌داده و ارتباطات اجتماعی حرکت کنند.»

دادگسترنیا با اشاره به استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی در نظرسنجی‌ها و پیمایش‌ها توضیح داد: «تحلیل داده‌های پلتفرم‌ها بدون شناخت سازوکار و عرف هر پلتفرم می‌تواند گمراه‌کننده باشد. برای مثال شبکه‌ای مانند X تنها بخشی از واقعیت اجتماعی را بازنمایی می‌کند و نمی‌توان آن را معادل افکار عمومی در نظر گرفت.»

او همچنین به مفهوم «فیلتر پلتفرمی» اشاره کرد و گفت: «پلتفرم‌ها با تکیه بر داده‌هایی که از کاربران به دست می‌آورند، توانایی کنترل و جهت‌دهی به محتوا را پیدا می‌کنند. این مساله به عملکرد پلتفرم‌ها محدود نیست و عوامل مختلفی در شکل‌گیری خطاها و سوگیری‌های موجود در داده‌ها نقش دارند. با این حال در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی، همین شبکه‌ها به نبض ارتباطی جامعه تبدیل می‌شوند و به همین دلیل باید مشخص شود پلتفرم‌ها تا چه اندازه می‌توانند داده جمع‌آوری کنند و از آن چه استفاده‌ای داشته باشند.»

محمدعلی دادگسترنیا، مدیر روابط عمومی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

مدیر روابط عمومی وزارت علوم در پایان با طرح این پرسش که کسب‌وکارها چگونه می‌توانند اعتماد کاربران را جلب کنند که کلان‌داده علیه خودشان استفاده نشود، گفت: «هنوز چارچوب‌ها، اصول و قوانین مشخصی درباره داده و هوش مصنوعی در ایران شکل نگرفته و این خلا، یکی از مهم‌ترین چالش‌های حکمرانی دیجیتال در کشور است.»

سید محمدمهدی‌زاده، رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه دانشگاه علامه طباطبایی، نیز در بخشی دیگر از این نشست با تمرکز بر مفهوم داده و کلان‌داده، به قدرت فزاینده شرکت‌ها در شناخت و حتی دستکاری رفتار شهروندان اشاره کرد.

او گفت: «امروز ما در اتاقی شیشه‌ای زندگی می‌کنیم، در حالی که شرکت‌ها پشت پرده‌ای از ابهام پنهان شده‌اند و از طریق ردپای دیجیتالی کاربران، شناختی عمیق از رفتار انسان‌ها به دست می‌آورند. دانشی که این شرکت‌ها تولید می‌کنند، دانشی درباره ماست، نه برای ما.»

او با اشاره به ظهور مفاهیمی مانند علم داده، علوم اجتماعی محاسباتی و جامعه‌شناسی دیجیتال توضیح داد: «بسیاری تصور می‌کنند با حجم عظیم داده‌هایی که شبکه‌های اجتماعی جمع‌آوری می‌کنند، دیگر نیازی به نظریه‌پردازی وجود ندارد.»

مهدی‌زاده با یادآوری دیدگاهی که در سال ۲۰۰۸ درباره پایان نظریه مطرح شد، گفت: «این نگاه معتقد است سیل داده‌ها می‌تواند جای روش علمی و نظریه را بگیرد. در حالی که مساله صرفاً فنی نیست و ابعاد معرفت‌شناختی، اجتماعی و گفتمانی این پدیده باید جدی گرفته شود.»

سید محمدمهدی‌زاده، رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی

او هشدار داد که این رویکرد می‌تواند فهم انسان و جهان اجتماعی را دگرگون کند، چراکه کنش انسانی را از رفتار معنادار به مجموعه‌ای از داده‌های قابل اندازه‌گیری تقلیل می‌دهد. به باور او، در چنین نگاهی، پیچیدگی‌های فرهنگ، ذهنیت، اختیار و معنای انسانی کنار گذاشته می‌شود و جامعه به سمت نوعی آرمان‌شهر شفافیت مطلق حرکت می‌کند؛ وضعیتی که در آن همه چیز به واحدهای کمی و قابل محاسبه تقلیل پیدا می‌کند.

مهدی‌زاده همچنین با اشاره به پیوند این رویکردها با سرمایه‌داری دیجیتال گفت: «علوم اجتماعی دیجیتال، در بسیاری موارد، محصول همان منطقی است که می‌خواهد همه ابعاد حیات انسانی را به داده تبدیل کند. امروز حتی احساسات، آگاهی و کنش‌های معنادار انسان نیز به واکنش‌های شیمیایی مغز تقلیل داده می‌شوند. باید در نظر داشت علم و فناوری در ذات خود پدیده‌هایی مثبت هستند، اما استفاده درست از آنها نیازمند اندیشه انتقادی و مواجهه‌ای آگاهانه با پیامدهای اجتماعی و انسانی این تحولات است.»

https://pvst.ir/o2j

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو