skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

جشنواره نوروزی آنر
جشنواره نوروزی آنر

چرا زیرساخت هشدار کشور در بحرانی‌ترین لحظه ساکت ماند؟

بابک نقاش تحریریه

۱۵ اسفند ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۹ دقیقه

صدای آژیر یا پیام‌های هشدار در بسیاری از شهرهای جهان چند دقیقه پیش از رسیدن موشک‌ها بلند می‌شود. چند دقیقه‌ای که می‌تواند همه چیز را تغییر دهد. اما در جنگ اخیر هیچ صدای آژیری بلند نشد، هشداری داده نشد و هیچ سامانه‌ای به مردم نگفت که قرار است چه اتفاقی بیفتد.

به گزارش پیوست، در ادبیات دفاعی، «آمادگی» مفهومی است که تنها در بحران قابل ارزیابی است. هر رزمایشی، هر سند راهبردی و هر اعتباری که صرف سیستم‌های هشدار می‌شود، در نهایت در لحظه‌ای سنجیده می‌شود که تهدید واقعی است و جمعیت غیرنظامی باید در کمترین زمان ممکن آگاه شود. در جریان حملات اخیر، آن لحظه فرارسید و سیستم‌ها ساکت ماندند.

بارها خبرهایی از راه‌اندازی سیستم‌های هشدار منتشر شده حتی شواهدی مانند نصب آژیر و بلندگو در سطح برخی شهرها نشان می‌دهد احتمالا اقداماتی در این زمینه انجام شده است. بنابراین هر چند با قطعیت نمی‌توان گفت اما ظواهر  نشان می‌دهند که زیرساخت‌های لازم برای فعال‌سازی سیستم هشدار عمومی در کشور وجود داشت. Cell Broadcast روی شبکه‌های اپراتوری پیکربندی شده بود، سامانه EAS تجهیز شده بود و مسئولان بارها از کارایی راه‌حل‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی گفتند که دقیقاً برای این سناریو طراحی شده بودند. به عنوان مثال جمعیت هلال احمر در یک نشست خبری از کاربرد این سامانه‌ها گفت حتی در یک مورد، همراه اول به اشتباه برای برخی از شهروندان سیستم هشدار ارسال کرده بود که بعدا اعلام شد برای تست بوده است. اما متاسفانه در شرایط بحرانی هیچ‌کدام از این سیستم‌های هشدار فعال نشدند.

معماری سیستم هشدار

یک سیستم هشدار سریع استاندارد از چند لایه مکمل تشکیل می‌شود که هر لایه وظیفه‌ای مشخص در زنجیره اطلاع‌رسانی دارد. لایه اول، نظام هشدار اطلاعاتی است که بر پایه داده‌های ISR (شناسایی، نظارت، اطلاعات) تهدید بالقوه را شناسایی و طبقه‌بندی می‌کند. این لایه ورودی اصلی سیستم است و خروجی آن باید به‌صورت خودکار زنجیره هشدار را فعال کند. در سناریوی حمله موشکی یا هوایی، فاصله زمانی بین شناسایی در این لایه تا ضرورت اطلاع‌رسانی عمومی می‌تواند کمتر از دو دقیقه باشد.

لایه دوم، سیستم هشدار اضطراری (EAS) است که وظیفه پخش پیام‌های هشدار از طریق رسانه‌های پخشی شامل تلویزیون، رادیو و پلتفرم‌های دیجیتال را دارد. این سیستم در استاندارد FEMA/IPAWS آمریکا و معادل‌های اروپایی آن به‌گونه‌ای طراحی شده که بدون نیاز به تأیید دستی، در صورت دریافت فرمان مجاز، در تمام شبکه‌ها به‌طور همزمان فعال شود. معماری این سیستم عمداً از گلوگاه انسانی خارج شده تا تأخیر ناشی از بروکراسی را حذف کند.

لایه سوم و مستقیم‌ترین ابزار اطلاع‌رسانی، سیستم انتشار سلولی یا Cell Broadcast System است که از طریق CB-Channel گوشی‌های موبایل عمل می‌کند. برخلاف SMS معمولی که بر پایه آدرس‌دهی فردی است و در ترافیک بالا دچار تأخیر و اشباع می‌شود، Cell Broadcast یک پیام را به‌صورت همزمان به تمام دستگاه‌های موجود در یک سلول رادیویی ارسال می‌کند که بدون نیاز به اشتراک، بدون نیاز به اتصال اینترنت و با تأخیر زیر سه ثانیه است. سرویس پیام کوتاه فراگیر یا SMS-CB مکمل این لایه است و پوشش دستگاه‌هایی را که Cell Broadcast استاندارد را پشتیبانی نمی‌کنند، تأمین می‌کند.

لایه چهارم، سامانه‌های هشدار لحظه‌ای مکمل شامل آژیرهای هوشمند شهری، اپلیکیشن‌های هشدار و سیستم‌های راهنما است که بر اساس موقعیت جغرافیایی کاربر و نوع تهدید، راهنمایی‌های رفتاری فوری ارائه می‌دهند. این سیستم‌های توصیه‌گر در پیشرفته‌ترین مدل‌ها می‌توانند بر اساس ساعت، نوع ساختمان، فاصله از پناهگاه و سرعت تهدید، دستورالعمل اختصاصی ارسال کنند. ترکیب این چهار لایه یک معماری پیشرفته ایجاد می‌کند که حتی در صورت از کار افتادن یک یا دو لایه، اطلاع‌رسانی تضمین می‌شود.

سرمایه‌گذاری صد بازدهی صفر

با فرآیند راه‌اندازی این قبیل فناوری‌ها در کشور احتمالا بودجه قابل توجهی در طول سال‌های گذشته به این سیستم‌ها اختصاص داده شده مخصوصا اینکه در چندین مورد اعلام شد سیستم‌های هشدار سریع برای زلزله، سیل و آتش‌سوزی راه‌اندازی شده است. ما هیچ داده‌‌ای از کمیت و کیفیت این سیستم‌ها نداریم و فقط بر اساس نشانه‌هایی که در خبرها آمده است حدس می‌زنیم اقدامات فنی پیش از این انجام شده است.

می‌توان پیش‌بینی کرد تعداد قابل اعتنایی قراردادهای پژوهشی، یارانه‌های توسعه محصول، معافیت‌های مالیاتی و اعتبارات صندوق‌های حمایت از فناوری به شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه امنیت و ارتباطات اختصاص یافته است.

خروجی فنی این سرمایه‌گذاری‌ها به‌طور مشخص شامل پلتفرم‌های مدیریت هشدار با قابلیت یکپارچه‌سازی با زیرساخت اپراتورهای تلفن همراه، سامانه‌های نرم‌افزاری برای مدیریت CB-Channel، داشبوردهای پایش تهدید و سیستم‌های ارائه توصیه مکانی بوده است. بر اساس اخبار منتشره از سوی هلال احمر و ستاد مدیریت بحران این محصولات برای کاربردهای امنیتی، حریق و زلزله تحویل داده شده‌اند، آزمایش شده‌اند و در مواردی مانند آنچه در بوشهر توسط استانداری اعلام شد رزمایش‌های مشترک با سازمان‌های دولتی هم انجام شده است.

آنچه در لحظه بحران مشخص شد این بود که زنجیره‌ای که باید از شناسایی تهدید به فعال‌سازی هشدار سریع ختم می‌شد، یک حلقه حیاتی نداشت: اراده برای صدور دستور. در هیچ سطحی از استانداردهای دفاعی، این حلقه نباید قابل حذف توسط ملاحظات غیرفنی باشد. فرآیند تصمیم‌گیری برای فعال‌سازی EAS در کشورهایی مثل ژاپن، آلمان و حتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عمداً از ساختار تصمیم‌گیری سیاسی جدا نگه داشته شده تا دقیقاً این سناریو رخ ندهد. حتی برخی کشورهای اروپایی این سیستم را به‌:لی از عوامل انسانی جدا کرده‌اند و سیستم‌های پایش دفاعی مانند رادارها و سنسورها به‌صورت خودکار به سیستم‌های هشدار متصل هستند.

پدافند غیرعامل و ظرفیت بلااستفاده

پدافند غیرعامل در تعریف استاندارد خود، مجموعه‌ای از اقدامات غیرتهاجمی است که با هدف کاهش آسیب‌پذیری جمعیت غیرنظامی، زیرساخت‌های حیاتی و سازمان‌های دولتی در برابر تهدیدات طراحی می‌شود. این مفهوم در یک سناریو نظامی چهار محور عملیاتی اصلی دارد: اخطار اولیه به موقع، هدایت رفتاری جمعیت، حفاظت فیزیکی از طریق پناهگاه‌ها، و مدیریت تداوم خدمات حیاتی. محور اول، یعنی اخطار اولیه، پیش‌نیاز ضروری سه محور دیگر است. بدون آن، بقیه اقدامات پدافند غیرعامل به اجرا در نمی‌آیند.

در سناریوی تهدید موشکی و هوایی، پدافند غیرعامل یک توالی زمانی دقیق دارد. لحظه صفر زمانی است که سامانه‌هایEWRS  (سیستم‌های هشدار زودهنگام)، پرتاب را تشخیص می‌دهند. در فاصله‌ای که بسته به نوع تهدید می‌تواند از سی ثانیه تا چند دقیقه باشد، سیستم هشدار عمومی باید فعال شود. در این بازه کوتاه، شهروندانی که هشدار را دریافت کرده‌اند می‌توانند به پناهگاه‌های اضطراری دسترسی پیدا کنند، موقعیت خود را از فضاهای باز به فضاهای محافظ منتقل کنند، یا حداقل موقعیت دفاعی مناسبی اتخاذ کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که حتی سی ثانیه اخطار، نرخ تلفات را به‌طور معناداری کاهش می‌دهد.

سازمان پدافند غیرعامل در کشور دارای ساختار سازمانی، بودجه مستقل و پروتکل‌های مدون است. این سازمان قانوناً مسئول هماهنگی هشدار عمومی در شرایط اضطراری است. پرسش فنی این است: آیا این سازمان در لحظه بحران پروتکل فعال‌سازی سیستم هشدار دارد؟ اگر دارد چرا سیستم هشدار فعال نشد اگر ندارد چرا تا کنون فکری برای آن نکرده است.

ارسال پیام به تمام گوشی‌های موبایل در مناطق در معرض خطر، فعال‌سازی آژیرهای هوشمند شهری، پخش هشدار از طریق شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، راه‌اندازی سامانه هشدار لحظه‌ای از طریق اپلیکیشن‌های ثبت‌شده، و در صورت وجود زمان کافی، هدایت جمعیت به پناهگاه‌های از پیش تعریف‌شده، از جمله اقداماتی است که پدافند غیر عامل می‌توانست انجام دهد اما متاسفانه تا کنون انجام نشده است. اجرای هر یک از این اقدامات نیازمند ابزاری نبود که وجود نداشته باشد؛ فقط نیازمند یک دستور بود.

رزمایش‌هایی که فقط روی کاغذ بودند

در سال‌های اخیر، رزمایش‌های متعددی با موضوع هشدار عمومی از طریق تلفن همراه در کشور انجام شده است. در این تست‌ها و رزمایش‌ها، پیام‌های آزمایشی از طریق Cell Broadcast و SMS-CB به گوشی‌های موبایل مردم ارسال شد. از منظر فنی، آنچه در این رزمایش‌ها آزمایش شد، زیرساخت انتقال پیام بود، نه زنجیره کامل تصمیم‌گیری تا اجرا.

اینجاست که یک نقص اساسی در طراحی رزمایش‌ها آشکار می‌شود. یک رزمایش واقعی برای ارزیابی سیستم هشدار باید کل زنجیره را از شبیه‌سازی شناسایی تهدید تا فعال‌سازی سیستم آزمایش کند، از جمله زنجیره فرماندهی برای صدور مجوز، زمان واکنش در هر مرحله و هماهنگی بین سازمان‌های درگیر. اگر رزمایش‌ها تنها لایه فنی انتقال پیام را بدون آزمایش لایه تصمیم‌گیری تست کنند، در واقع آنچه آزمایش می‌شود کیفیت تجهیزات است نه آمادگی سیستمی.

پس از اجرا نشدن سیستم در حمله واقعی، این پرسش اجتناب‌ناپذیر است: نتایج رزمایش‌های قبلی چه اعتباری داشتند؟ اگر رزمایش‌ها نشان می‌دادند که سیستم آماده است، اما سیستم در بحران واقعی استفاده نشد، یا روش‌شناسی رزمایش‌ها معیوب بوده یا متغیری در بحران واقعی وجود داشته که رزمایش‌ها آن را شبیه‌سازی نکرده بودند. آن متغیر احتمالاً همان چیزی است که هرگز در رزمایش آزمایش نشد: تصمیم برای صدور دستور.

علاوه بر این، رزمایش‌های عمومی یک کارکرد دیگر هم دارند که اغلب نادیده گرفته می‌شود: آموزش رفتاری شهروندان. زمانی که شهروندان پیام Cell Broadcast را روی گوشی خود دریافت می‌کنند، باید بدانند که آن را جدی بگیرند، بدانند چه اقدامی انجام دهند و به پوشش شبکه‌ای که پیام از آن آمده اعتماد داشته باشند. این اعتماد و این آمادگی رفتاری از طریق رزمایش‌های منظم ساخته می‌شود. اما نه تنها هشداری صادر نشد بلکه شهروندان نیز نمی‌دانستند باید چه کنند. فقط بعد از مدت چند روز هرکدام از رسانه‌ها به فراخور توانایی خود سعی کردند در مورد مواجه شدن با بحران‌ها اطلاع‌رسانی کنند.

تصمیم سیاسی در برابر الزام فنی

در معماری سیستم‌های هشدار پیشرفته، یک اصل طراحی بنیادی وجود دارد: فعال‌سازی هشدار در شرایط تهدید فعال نباید منوط به تصمیم‌گیری لحظه‌ای باشد. این اصل از تجربه‌های تلخ جنگ‌های قرن بیستم آموخته شده است؛ تجربه‌هایی که نشان داد تأخیر در تصمیم‌گیری برای اعلام هشدار، حتی در مواردی که اطلاعات واضح بود، به دلیل ملاحظاتی مثل جلوگیری از وحشت عمومی، حفظ روحیه، یا عدم اعتراف به آسیب‌پذیری، منجر به افزایش تلفات غیرنظامی شده است. از همین رو طراحان سیستم‌های مدرن بارها تاکید کرده‌اند که باید مکانیزم فعال‌سازی سیستم‌های هشدار را به صورت کامل غیرسیاسی کرد.

در مدل سرزمین‌های اشغالی فعال‌سازی سیستم Red Alert بر اساس داده‌های رادار و سیستم‌های EWRS به‌صورت تقریباً خودکار انجام می‌شود. آستانه فعال‌سازی از پیش تعریف شده است و تصمیم‌گیر انسانی در حلقه اجرایی قرار دارد، نه در حلقه مجوز. در مدل ژاپنی، سیستم J-Alert هشدارهای موشکی را مستقیماً از طریق ماهواره و شبکه سلولی پخش می‌کند و هیچ نقطه وتوی سیاسی در مسیر آن وجود ندارد. این معماری‌ها عمداً طراحی شده‌اند تا دقیقاً سناریویی که در کشور مورد بحث رخ داد، ممکن نباشد.

ارزیابی فنی ضروری است

در چنین شرایطی پرسش‌های فنی که باید به آنها پاسخ داده شود کوتاه و مشخص است. اول اینکه دستورالعمل فعال‌سازی EAS و Cell Broadcast چیست؟ دوم اینکه در لحظه بحران، آیا این پروتکل وجود داشت و اجرا شد؟ سوم اینکه آستانه‌های فنی فعال‌سازی سیستم بر اساس چه معیاری تعریف شده‌اند و آیا آن آستانه‌ها فعال شدند؟ چهارم اینکه چرا رزمایش‌های قبلی این شکاف را شناسایی نکردند؟ و پنجم اینکه بودجه عمومی صرف‌شده برای سیستم‌هایی که استفاده نشدند، تحت چه چارچوب پاسخگویی قرار می‌گیرد؟

هیچ سیستم هشداری نمی‌تواند از همه تلفات جلوگیری کند. اما یک سیستم هشدار که وجود دارد، تأمین مالی شده، آزمایش شده، و سپس در لحظه استفاده نشده، چیزی بدتر از نداشتن سیستم است.

https://pvst.ir/nqh

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو