آیا استارلینک پشتبامها را جایگزین گیتوی ملی خواهد کرد؟
استارلینک با ادامه روند کنونی در ایران بهزودی از یک پدیده حاشیهای به یک زیرساخت…
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
۱ اسفند ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۱۴ دقیقه

اعتماد دیگر سرمایه مشترک جوامع نیست. به کالایی کمیاب و درونگروهی تبدیل شده است. گزارش ۲۰۲۶ ادلمن نشان میدهد جهان از مرحله گلایه و نارضایتی عبور کرده و وارد عصر انزواگرایی اعتماد شده است؛ عصری که در آن اکثریت مردم فقط به حلقه نزدیک خود اعتماد دارند و نسبت به نهادهای کلان و حتی دیدگاههای متفاوت، با تردید نگاه میکنند. ۷۰ درصد مردم در ۲۸ کشور تمایلی به اعتماد به افرادی با ارزشها و دیدگاههای متفاوت ندارند؛ روندی که نهتنها رسانه و دولت، بلکه اقتصاد، نوآوری و انسجام اجتماعی را نیز تحت فشار قرار داده است.
به گزارش پیوست، دادههای گزارش سال ۲۰۲۶ «Edelman Trust Barometer» با عنوان Trust Amid Insularity تصویری روشن از مرحله تازهای در بحران اعتماد جهانی ارائه میکند؛ مرحلهای که از نارضایتی و گلایه عبور کرده و به انزواگرایی رسیده است.
براساس این گزارش که با مشارکت ۳۳ هزار و ۹۳۸ نفر در ۲۸ کشور و در بازه زمانی اکتبر تا نوامبر ۲۰۲۵ انجام شده است ، اکنون ۷۰ درصد پاسخدهندگان اعلام کردهاند که نسبت به اعتماد به افرادی با ارزشها، منابع اطلاعاتی یا رویکردهای متفاوت تردید دارند یا اساساً تمایلی به این اعتماد ندارند. این عدد نشان میدهد بیاعتمادی دیگر یک واکنش مقطعی نیست، بلکه به یک ذهنیت غالب تبدیل شده است.
ادلمن این وضعیت را «عقبنشینی به درون» توصیف میکند؛ روندی که در آن افراد دایره اعتماد خود را به خانواده، دوستان و همکاران محدود کرده و نسبت به نهادهای بزرگتر مانند دولت، رسانهها و سازمانهای بینالمللی با دیده تردید مینگرند. به تعبیر گزارش، «انزواگرایی» (Insularity) یعنی بیمیلی به تعامل با دیدگاه متفاوت، مقاومت در برابر تغییر و کاهش گفتوگوی اجتماعی؛ روندی که مستقیماً رشد اقتصادی، نوآوری و انسجام اجتماعی را تهدید میکند.
گزارش سالانه «Edelman Trust Barometer» یکی از معتبرترین سنجشهای جهانی در حوزه اعتماد عمومی است که هر سال با نظرسنجی گسترده از دهها هزار نفر در کشورهای مختلف، میزان اعتماد مردم به چهار نهاد اصلی، دولت، کسبوکارها، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد، را اندازهگیری میکند. این گزارش علاوه بر ارائه «شاخص اعتماد»، روندهای بلندمدت تغییر اعتماد، شکافهای درآمدی و نسلی، نگرش به فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، اثر اطلاعات نادرست و پیامدهای سیاسی و اقتصادی بیاعتمادی را تحلیل میکند و معمولاً پیشنهادهایی برای بازسازی اعتماد در سطح نهادی و اجتماعی ارائه میدهد.
دادههای شاخص اعتماد (Trust Index) نیز شکاف عمیقی میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه نشان میدهد. میانگین شاخص اعتماد در کشورهای درحالتوسعه به ۶۶ رسیده است، در حالی که این عدد در کشورهای توسعهیافته ۴۹ است؛ عددی که در محدوده «بیاعتمادی» قرار میگیرد. چین و امارات با امتیاز ۸۰ در بالاترین سطح قرار دارند، در حالی که ژاپن با امتیاز ۳۸ بدترین وضعیت را تجربه میکند

این شکاف تنها در سطح کلی اعتماد نیست. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، اعتماد به شرکتهای خارجی بهطور محسوسی پایین است؛ برای مثال در ژاپن ۲۹ درصد و در آلمان ۳۴ درصد. در مقابل، چین با وجود ترجیح شرکتهای داخلی، همچنان سطح اعتماد ۷۳ درصدی به شرکتهای خارجی را ثبت کرده است.
گزارش ۲۰۲۶ ادلمن نشان میدهد مفهوم اعتماد در حال بازتعریف است؛ از اعتماد نهادی به اعتماد محلی و از «ما»ی جمعی به «من» فردی. اگر این روند مهار نشود، نتیجه آن نه صرفاً قطبیشدن سیاسی، بلکه کندشدن حرکت جوامع در مسیر توسعه خواهد بود.
گزارش ۲۰۲۶ ادلمن نشان میدهد بحران اعتماد به رسانهها به یکی از پیشرانهای اصلی «انزواگرایی» تبدیل شده است. در شاخص اعتماد امسال، رسانهها با نرخ اعتماد ۵۴ درصدی در مرز بیاعتمادی قرار دارند.
در این گزارش ذهنیتی انزواگر یا (Insularity) تعریف میشود که در آن فرد تمایلی به اعتماد به کسانی که با او متفاوتاند ندارد، چه از نظر ارزشهای بنیادین، چه منابع اطلاعاتی، چه رویکرد به مسائل اجتماعی و چه پیشینه فرهنگی. طبق دادههای گزارش، ۷۰ درصد پاسخدهندگان در این وضعیت قرار دارند. در اصل انزواگری درونگرایی اجتماعی در سطح فردی تعریف میشود.
در میان گروهی که ذهنیت انزواگرا دارند، سطح اعتماد بهمراتب پایینتر است. بهویژه زمانی که رسانهای توسط فردی با ارزشها یا رویکردی متفاوت اداره شود، شکاف عمیقتر میشود و تمایل به اعتماد کاهش مییابد.
همزمان، نگرانی درباره انتشار هدفمند اطلاعات نادرست توسط بازیگران خارجی به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. در سال ۲۰۲۶، بهطور میانگین ۶۵ درصد پاسخدهندگان گفتهاند نگراناند کشورهای دیگر عمدا رسانههای داخلی را با اطلاعات غلط آلوده کنند تا شکافهای اجتماعی را تشدید کنند .این عدد نسبت به سال ۲۰۲۱ رشد معناداری داشته و در بسیاری از کشورها رکورد جدیدی ثبت کرده است.
نتیجه این بیاعتمادی، چرخش به درون است. تنها ۳۹ درصد از مردم اعلام کردهاند که دستکم هفتهای یکبار از منابع خبری با گرایش سیاسی متفاوت از خودشان استفاده میکنند؛ عددی که نسبت به سال گذشته کاهش قابل توجهی داشته است. این کاهش تماس با دیدگاههای متفاوت، عملاً فضای گفتوگو را محدودتر و قطبیشدن را تشدید میکند.

ادلمن در جمعبندی خود هشدار میدهد که اگر رسانهها نتوانند نقش «کاهشدهنده تنش» را ایفا کنند، از جمله با پرهیز از تیترهای اغراقآمیز، اختصاص پوشش برابر به دیدگاههای مختلف و تقویت دقت خبری، بحران اعتماد عمیقتر خواهد شد و رسانهها بیش از پیش جایگاه خود را به حلقههای محدود و محلی اعتماد خواهند باخت.
رویدادهایی مانند تورم، نگرانی از افول درآمد، تاثیر مثبت و منفی هوش مصنوعی (AI) در زندگی و کار مردم، نیز از جمله عوامل فروپاشی اعتماد هستند.
طبق دادههای گزارش Edelman، بخش زیادی از قشر کم درآمد در اقتصادهای توسعه یافته احساس میکنند که هوش مصنوعی به جای مزیت واقعی، باعث عبور از آنها و عقبافتادگی این قشر میشود به طوری که نرخ این افراد در انگلستان ۷۱ درصد و در ایالات متحده و آلمان نیز به ترتیب ۶۵ و ۵۹ درصد است.
در حالی که در برزیل و چین این نرخ به ۳۳ و ۳۶ درصد کاهش پیدا میکند اما میانگین جهانی نیز رقم نگرانکننده ۵۴ درصدی است که یک ترس واقعی را از تاثیر هوش مصنوعی بر آینده قشر کم درآمد کشورها روایت میکند.
نرخ ترس در قشر متوسط و پر درآمد نیز به ترتیب ۴۴ و ۳۱ درصد در سطح بینالمللی است و در اقتصادهای توسعه یافته به نسبت اقتصادهای در حال توسعه ترس بیشتری مشاهده میشود به طوری که در ایالات متحده، زادگاه بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی از جمله اوپنایآی و انتروپیک، ۵۰ درصد قشر متوسط اقتصادی و ۴۷ درصد پردرآمدها به چنین ترسی اشاره کردهاند.

اگرچه اطلاعات کامل آمار مربوط به اعتماد به هوش مصنوعی در گزارش اصلی ۲۰۲۶ بهصورت جزئی منتشر نشده، دادههای مرتبط با نگرش عمومی نشان میدهد که ترکیبی از امید و ترس نسبت به هوش مصنوعی در حال شکلگیری است.
گزارشی مرتبط از KPMG مربوط به سال ۲۰۲۵ نیز دادههای مشابهی را ارائه کرده که براساس بخش قابل توجهی از مردم با وجود اعتراف به مزایای اقتصادی هوش مصنوعی، نگرانیهایی درباره تاثیر آن بر اشتغال، حریم خصوصی و کیفیت اطلاعات دارند.
گزارش ۲۰۲۶ ادلمن نشان میدهد طی پنج سال گذشته الگوی اعتماد بهطور معناداری تغییر کرده و تمرکز آن از نهادهای ملی به حلقههای نزدیک و محلی منتقل شده است. در میان کسانی که گفتهاند رویدادهای اجتماعی اخیر بر سطح اعتمادشان اثر گذاشته، ۴۰ درصد اعلام کردهاند اعتماد خود را به رهبران دولت ملی از دست دادهاند و ۳۵ درصد نیز نسبت به سازمانهای خبری بزرگ بیاعتمادتر شدهاند . در مقابل، ۲۹ درصد گفتهاند اعتمادشان به خانواده، دوستان و همسایگان افزایش یافته و ۳۱ درصد کارکنان اعلام کردهاند اعتماد بیشتری به همکاران خود پیدا کردهاند. این جابهجایی نشان میدهد اعتماد از «نهادهای کلان» به «دایرههای شخصی» منتقل شده است.

همزمان، شکاف اعتماد میان گروههای درآمدی نیز تعمیق شده است. در مقیاس جهانی، فاصله شاخص اعتماد میان پردرآمدترین و کمدرآمدترین گروهها از ۶ واحد در سال ۲۰۱۲ به ۱۵ واحد در سال ۲۰۲۶ رسیده است. این شکاف در برخی کشورها بسیار شدیدتر است؛ برای مثال در ایالات متحده فاصله اعتماد میان بالا و پایینترین دهک درآمدی به ۲۹ واحد میرسد. به بیان دیگر، نهتنها اعتماد کلی کاهش یافته، بلکه نابرابری در اعتماد نیز افزایش پیدا کرده است.

مجموع این دادهها نشان میدهد جامعه جهانی از الگوی «اعتماد نهادی» به سمت «اعتماد درونگروهی» حرکت کرده است؛ روندی که اگر مهار نشود، میتواند هم انسجام اجتماعی و هم ظرفیت حکمرانی و نوآوری اقتصادی را تضعیف کند.
گزارشها و مطالعات علمی نشان میدهد اطلاعات نادرست و فیکنیوز تاثیر مخربی بر باورها و تصمیمات مردم دارد و بهویژه زمانی که توسط ابزارهای هوش مصنوعی تولید یا تقویت شوند این مشکل وخیمتر خواهد شد.
سیستمهای هوش مصنوعی حتی در برخی موارد میتوانند اطلاعات غلط را در قالب دادههای صحیح در و باورپذیر در اختیار کاربر بگذارند و باعث اعتماد اشتباه افراد شوند. این موضوع نهفقط در بعد رسانهای، بلکه در بخش امنیتی و اجتماعی نیز از اهمیت بالایی برخوردا است و اعتماد به اطلاعات نادرست میتواند تصمیمات مهم اقتصادی، سیاسی و سلامت عمومی را تحت تاثیر قرار دهد.
گرچه در نگاه کلی و بهبود رابطه رسانه و کاربر میتوان به افزایش سواد رسانهای به عنوان یک اصلی مهم در تشخیص اخبار جعلی و اطلاعات غلط اشاره کرد و کمپینهای اطلاعرسانی درباره منابع معتبر را موثر دانست اما دادههای Edelman نشان میدهد که حالا در بخش اعتماد سازی کارفرما و کسبوکارها بهترین وضعیت را دارند و با توجه به کاهش اعتماد به دولت و رسانه، این دو نهاد شانس موفقیت کمتری در اعتمادسازی خواهند داشت؛ گرچه در نگاه کلی تمام نهادها اعتماد بخشی از جامعه را برای ایفای نقش در زمینه اعتمادسازی از دست دادهاند.
طبق دادههای این گزارش یکی از عواملی که میتواند به اعتماد سازی در چنین فضای انزواگرایانهای کمک کند را شاید بتوان در دلایل اعتماد معدود افرادی جستجو کرد که همین حالا نیز به فردی با نگاه متفاوت از خود اعتماد دارند (۲۲ درصد.)
به گفته این دسته از پاسخدهندگان «گشودگی ذهنی و عدم تلاش برای تغییر من» (۴۹ درصد) و «شفافیت درمورد ماهیت تفاوت» (۴۶) مهمترین عوامل زمینهسازی اعتماد بودهاند.
اهمیت نقش کارفرمایان و نهادهای محلی نیز در گزارش سال ۲۰۲۶ Edelman به روشنی قابل مشاهده است و این دو گروه به دلیل سطح اعتماد بیشتری که نسبت به دولت و رسانهها دارند، میتوانند پلی میان گروههای مختلف باشند و از «انزواگرایی» جلوگیری کنند.
گزارش اعتمادی ادلمن (Edelman Trust Barometer 2026) در نگاه کلی روایتگر یک عقبنشینی به «انزوای فکری» است، مسالهای که نه تنها برای دولت و رسانه، بلکه برای کسبوکارها نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در این میان نقش فناوریهای جدید چون هوش مصنوعی در نگرانی اقشار مختلف جامعه نسبت به آینده و به ویژه قشر کم درآمد به خوبی قابل مشاهده است و همچنین دادههای این دوره یک حرکت موازی در بخش درونگرایی ملی را نیز روایت میکند که براساس آن شهروندان نه تنها نسبت به مداخله خارجی برای ایجاد شکاف در جامعه خود بدبینتر شدهاند، بلکه در موارد بیشتری حاضرند تا کسبوکارهای داخلی را حتی با قیمت بالاتر از شرکتهای خارجی حمایت کنند.
در چنین شرایطی بازسازی اعتماد نیازمند شفافیت و گشودگی است و کارفرمایان و نهادهای محلی (NGOها) بهترین وضعیت را برای اعتماد سازی دارند (گرچه نسبت به گذشته حتی این دو نیز بخشی کمتر مورد اعتماد شهروندان هستند.)
آموزش، گفتوگو میانفرهنگی و مشارکت فعال نهاد مختلف نیز از جمله عوامل دیگری است که ممکن است به حرکت در مسیر عکس انزواگرایی کمک کرده و از پیامدهای سیاسی، اقتصادی زندگی آن جلوگیری کند.
در گزارش ۲۰۲۶ ادلمن، کسبوکارها تنها نهادی هستند که در محدوده «اعتماد» باقی ماندهاند. شاخص اعتماد به کسبوکارها در سطح جهانی ۶۴ درصد ثبت شده و «کارفرمای من» با ۷۸ درصد بالاترین سطح اعتماد را در میان نهادهای سنجیدهشده دارد. در مقابل، دولت و رسانه در بسیاری از کشورها در محدوده بیاعتمادی قرار دارند. این فاصله باعث شده محیط کار و سازمانها به یکی از معدود فضاهای پایدار اعتماد در جوامع قطبیشده تبدیل شوند.

اما این مزیت مطلق نیست. گزارش نشان میدهد میان انتظار از کسبوکارها برای «میانجیگری اعتماد» و عملکرد واقعی آنها شکاف قابل توجهی وجود دارد. ۷۵ درصد پاسخدهندگان معتقدند کسبوکارها موظفاند در کاهش شکافهای اجتماعی نقش ایفا کنند، اما تنها ۴۷ درصد عملکرد آنها را در این زمینه مثبت ارزیابی کردهاند. این یعنی سرمایه اعتماد موجود، تضمینشده نیست و در صورت انفعال یا خطا میتواند بهسرعت فرسایش یابد.
از سوی دیگر، ادلمن تاکید میکند در فضای «انزواگرایی»، شرکتها اگر بخواهند اعتماد عمومی را حفظ کنند باید از موضعگیریهای قطبی فاصله بگیرند و بهجای جانبداری، بر ایجاد گفتوگو و همکاری میان گروههای مختلف تمرکز کنند. ۳۵ درصد پاسخدهندگان گفتهاند کسبوکارها زمانی اعتمادشان را جلب میکنند که افراد با دیدگاههای متفاوت را برای یافتن راهحل مشترک تشویق کنند؛ رقمی که از حمایت صریح از یک موضع خاص بالاتر است.
در سطح بینالمللی نیز مسئله «اعتماد به شرکتهای خارجی» اهمیت پیدا کرده است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، اعتماد به شرکتهای مستقر در خارج از کشور پایینتر از شرکتهای داخلی است، که نشاندهنده رشد نوعی درونگرایی اقتصادی است. بنابراین شرکتهای چندملیتی برای حفظ اعتماد ناچارند مدل «چندملیتی محلیمحور» را تقویت کنند؛ یعنی سرمایهگذاری بلندمدت در جوامع محلی، استخدام نیروی بومی و ایجاد رابطه پایدار با جامعه میزبان.
در مجموع، گزارش ادلمن نشان میدهد کسبوکارها امروز در موقعیتی کمسابقه قرار دارند: آنها بیش از دولت و رسانه مورد اعتمادند، اما همین جایگاه آنها را به بازیگری کلیدی در بازسازی یا از دست دادن سرمایه اجتماعی تبدیل کرده است. اگر نتوانند نقش فعال و مسئولانهای در کاهش شکافها ایفا کنند، مزیت اعتمادشان نیز دوام نخواهد داشت.
اگرچه ایران در میان ۲۸ کشور مورد بررسی گزارش ۲۰۲۶ ادلمن قرار ندارد، دادههای داخلی و مستقل نشان میدهد الگوی بیاعتمادی در ایران حتی عمیقتر از بسیاری از کشورهاست. بر اساس نتایج منتشرشده از نظرسنجیهای ایسپا در سال ۱۴۰۴، ۹۲ درصد پاسخدهندگان از عملکرد دولت و حکومت ابراز نارضایتی کردهاند؛ عددی که از ثبت سطح بالای بیاعتمادی سیاسی حکایت دارد. مطالعات بلندمدت نیز روند نزولی اعتماد سیاسی را در دهههای اخیر تأیید میکنند و ایران را در زمره جوامع کماعتماد قرار میدهند.
در حوزه رسانه نیز روندی مشابه دیده میشود. در حالی که در نظرسنجی ایسپا در سال ۱۳۹۵ حدود ۶۶ درصد صداوسیما را منبع مورد اعتماد خود اعلام کرده بودند، دادههای سال ۱۴۰۲ نشان میدهد سطح اعتماد به این رسانه به حدود ۲۱ درصد کاهش یافته و ۵۹ درصد گفتهاند اصلاً به آن اعتماد ندارند. در مقابل، برخی رسانههای برونمرزی اعتماد بالاتری ثبت کردهاند. این جابهجایی نشاندهنده تغییر مرجعیت رسانهای و تعمیق شکاف روایتها در جامعه است.
در حوزه کسبوکار نیز تصویر پیچیده است. اعتماد به بازاریان و بنگاههای خرد در دهههای اخیر در سطحی پایین و نسبتاً پایدار (حدود ۲۰ درصد) باقی مانده است. در عین حال، شاخص اعتماد مصرفکننده در تابستان ۱۴۰۳ به ۱۴۲.۴ واحد رسیده که نسبت به بهار افزایش داشته است، اما فشار تحریمها—که ۷۵ درصد کسبوکارها خود را متأثر از آن میدانند—و پیشبینی کاهش بیشتر قدرت خرید (از سوی ۹۴ درصد پاسخدهندگان) همچنان فضای اعتماد اقتصادی را شکننده نگه داشته است.
مجموع این دادهها نشان میدهد همان روندی که ادلمن در سطح جهانی از آن بهعنوان «بستهشدن دایره اعتماد» یاد میکند، در ایران نیز قابل مشاهده است؛ با این تفاوت که شدت بیاعتمادی نهادی در ایران بر اساس برخی پیمایشهای داخلی، در سطح بالاتری قرار دارد.
گزارش کامل سال ۲۰۲۶ «Edelman Trust Barometer» با عنوان Trust Amid Insularity