قراردادهای الکترونیکی در تجارت بینالمللی رسمیت گرفت
قراردادهای الکترونیکی در تجارت بینالمللی رسمیت حقوقی گرفتند؛ ایران با الحاق به کنوانسیون سازمان ملل…
۱۳ بهمن ۱۴۰۴
۱۳ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۹ دقیقه

حجم اقتصاد خلق محتوا حدود ۱۹۲ میلیارد دلار در سال است که پیشبینی میشود این عدد تا چهار سال آینده ۲.۵ برابر شود. در این گزارش نگاهی داریم به زیان غیبت در اقتصاد جهانی خلق محتوا که با احتساب ظرفیت نیروی انسانی، عدمالنفع ایران بین یک تا ۳ میلیارد دلار در سال برآورد میشود. در روندهای اقتصاد محتوا، خاموشی اینترنت منجر به تضعیف کسبوکارها نمیشود بلکه به بقای آنها پایان میدهد. در پلتفرمهای محتوایی، تداوم و اعتبار مهمترین عامل در کسب درآمد هستند و در خارج از ایران موضوعی مانند قطع دسترسی به اینترنت قابل تعریف نیست.
به گزارش پیوست، اقتصاد خالقان محتوا که بهطور کلی شامل محتوای آنلاین، فریلنسینگ، اپلیکیشنها و آموزش الکترونیکی میشود در سالهای اخیر بهطور انفجاری رشد کرده و در ایران هم هر چند اندک اما برخی توانستند بهرهای از پلتفرمهایی مانند یوتیوب بدست آورند. در سطح جهان، بیش از ۲۰۰ میلیون تولیدکننده محتوای آنلاین وجود دارد و برآورد ارزش اقتصاد خلق محتوا اکنون حدود ۱۹۲ میلیارد دلار است که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۵۲۸ میلیارد دلار برسد.
به عنوان یک شهروند ایرانی به محدودیتهای ناشی از تحریم و البته فیلترینگ کاملا آگاه هستم ولی با توجه به نمونههای فوقالعاده موفق با درآمدهای میلیون دلاری در ایران معتقدم دورزدن تحریمها هر چند با هزینه اما غیرقابل انجام نیست. براساس برآوردها، خالقان محتوا در ایران حدود ۳۰ درصد از درآمد خود را برای دورزدن تحریم از دست میدهند اما با نگاهی واقعی و بر فرض ادامه وضعیت موجود تحریم، باز هم باقی مانده عدد قابل اعتنائی است.
پلتفرمهایی مانند یوتیوب، پترئون (Patreon) ساباستک و حتی سایتهای فریلنسری مانند فیور و آپورک به میلیونها فرد و کسبوکار کوچک امکان میدهند درآمد ارزی بدون صادرات فیزیکی کسب کنند. برای ایران با جمعیت جوان و تحصیلکرده و دسترسی تقریبا همگانی به اینترنت موبایل، اقتصاد تولید محتوا میتواند یک راه نجات برای ورود ارز باشد و نقشی مشابه هند یا پاکستان ایفا کند.
در بسیاری از کشورها درآمد حاصل از فریلنسینگ، دورههای آنلاین و صادرات محتوا به صدها میلیون دلار آمریکا میرسد.به عنوان مثال هند در سال ۲۰۲۳ بیش از ۲.۸ میلیارد دلار درآمد مستقیم از یوتیوب و تولید محتوا داشته است. کافی است هر ایراد رایانهای را در یوتیوب جستجو کنید تا یک آموزش سریع با لهجه هندی ببینید. کشورهای آسیایی دیگر هم از این درآمد بیبهره نماندهاند بهطور مثال فیلیپین سالانه حدود ۱.۵ میلیارد دلار فقط از فریلنسینگ آنلاین ارز جذب میکند یا پاکستان طبق آمار بانک مرکزی این کشور، در سال ۲۰۲۲ بیش از ۴۰۰ میلیون دلار درآمد رسمی از صادرات خدمات فریلنسری کسب کرده است.
کارآفرینان فناور ایرانی هم هرچند تعدادشان اندک است اما از همان کانالهای جهانی مورد استفاده سایر کشورها بهره میبرند که مهمترین آنها پلتفرمهای فریلنسری است. این بازار در سال ۲۰۲۴ حدود ۵.۶ میلیارد دلار بوده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۱۴.۴ میلیارد دلار برسد. پلتفرمهای فریلنسری میلیونها متخصص را به مشتریان بینالمللی متصل میکنند و پرداختها به دلار یا یورو انجام میشود. با توجه به سقوط ارزش ریال حتی درآمدهای متوسط مثلاً ۵ دلار در ساعت هم در صورت کاهش محدودیت میتواند سالانه به دهها میلیون دلار تبدیل شود.
گروه بعدی تولیدکنندگان محتوا هستند که در ایران هم تعداد آنها کم نیست. یوتیوبرها، اینستاگرامیها و استریمرها از طریق درآمد تبلیغاتی، اسپانسرینگ و کمکهای مالی مخاطبان کسب درآمد میکنند. در گروه اپلیکیشنها و پلتفرمهای SaaS نیز درآمدهای عظیمی ایجاد وجود دارد. توسعهدهندگان ایرانی که اپلیکیشن (بازیها یا نرمافزارهای کاربردی) منتشر میکنند میتوانند از طریق فروش درون برنامه یا اشتراک، درآمد کسب داشته باشند.
آموزش الکترونیکی بازار ۸۳ میلیارد دلاری (در سال ۲۰۲۵) داشته و با رشد سالانه بیش از ۲۰ درصد در حال گسترش است. با پلتفرمهایی مانند یودمی، کورسرا و Teachable متخصصان ایرانی در حوزههایی مانند برنامهنویسی، طراحی، امنیت یا آمادگی آزمون میتوانند دورههای خود را بهصورت بینالمللی و دلاری عرضه کنند. حتی خارج از پلتفرمهای رسمی، دهها ایرانی از طریق تدریس یا کوچینگ آنلاین با دریافت ارز از دانشجویان خارجی درآمد دارند.
در مجموع، این کانالهای دیجیتال میتوانند هر سال صدها میلیون دلار به ایران وارد کنند. بهعنوان مثال اگر فقط ۱۰۰ هزار فریلنسر ایرانی بهطور میانگین سالانه ۵ هزار دلار از خارج درآمد داشته باشند (یعنی ماهانه کمی بیش از ۴۰۰ دلار که در اقتصاد جهانی واقعا ناچیز است) این رقم به ۵۰۰ میلیون دلار میرسد.
بازار جهانی فریلنسینگ در سال ۲۰۲۴ حدود ۵.۶ میلیارد دلار ارزش داشته و تا سال ۲۰۳۰ به ۱۴.۴ میلیارد دلار خواهد رسید. اوکراین یک نمونه موفق است که پیش از جنگ، سالانه بیش از ۱.۲ میلیارد دلار از طریق Upwork و Fiverr درآمد داشت. حتی بنگلادش بیش از ۶۵۰ هزار فریلنسر ثبتشده دارد و درآمد سالانه آنها از مرز یک میلیارد دلار عبور کرده است.
یوتیوب به تنهایی تاکنون بیش از ۷۰ میلیارد دلار به تولیدکنندگان محتوا پرداخت کرده است. برای درک بهتر یک کانال متوسط آموزشی در ترکیه با ۵۰ هزار دنبالکننده، سالانه بین ۴۰ تا ۸۰ هزار دلار درآمد دارد یا کانالهای هندی در حوزه آموزش و تکنولوژی بهطور میانگین ۳ تا ۵ دلار برای هر هزار بازدید دریافت میکنند.
در مقابل، کانالهای فارسیزبان پس از اعمال محدودیتها با همان بازدید، یکپنجم تا یکدهم درآمد جهانی تولید میکند. حتی در این شرایط هم اگر یک کانال ایرانی فقط ۸ هزار دلار در سال درآمد داشته باشد ماهانه عددی نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان خواهد بود.
گردش مالی اپلیکیشنها در سال ۲۰۲۳ بیش از ۴۷۰ میلیارد دلار بوده و کشوری مانند ویتنام سالانه حدود ۱.۲ میلیارد دلار از صادرات بازیهای موبایلی درآمد دارد یا ترکیه بیش از ۵۰۰ میلیون دلار درآمد سالانه از فروش اپ و SaaS ثبت کرده است. در ایران، حتی وجود ۱۰۰ اپلیکیشن موفق با درآمد متوسط ۱ میلیون دلار در سال میتوانست ۱۰۰ میلیون دلار ارز وارد کشور کند عددی که یکدهم ویتنام است و با توجه به توانائیهای غیرواقعی نیست.
بازار جهانی آموزش آنلاین در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۳ میلیارد دلار بود و مصریها سالانه بیش از ۳۰۰ میلیون دلار از آموزش آنلاین به زبانهای عربی و انگلیسی درآمد دارند. اوکراین و لهستان هزاران مدرس آنلاین دارند که بهطور متوسط هر کدام ۵ تا ۱۵ هزار دلار در سال درآمد ارزی کسب میکنند. ایران با مزیت نیروی متخصص ارزان، میتوانست سهم قابل توجهی از این بازار بگیرد.
تحریمها این جریان درآمد را بهشدت خفه میکنند. ایرانیان به سیستمهای اصلی پرداخت دسترسی ندارند و ناچار به استفاده از راهحلهای پرهزینه و پیچیده (مانند پرداختهای رمزارزی و واسطههای خارجی) هستند که درآمد را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
مجوز عمومی D-2 ایالات متحده (در سال ۲۰۲۴) قرار بود به فریلنسرهای ایرانی اجازه دریافت دستمزد از طریق پلتفرمهای آمریکایی را بدهد با این حال در عمل بسیاری از آنها همچنان حسابهای ایرانی را مسدود میکنند. هرچند شانس این احتمال زیاد نیست اما اجرای یک کارزار بینالمللی قطعا میتواند گشایشهایی برای کاربران ایرانی بههمراه داشته باشد.
تحریمها و محدودیتهای بانکی هزینه انتقال پول برای خالقان ایرانی محتوا را به ۱۰ تا ۳۰٪ درآمد رسانده در حالی که میانگین جهانی زیر ۳٪ است.
محدودیتهای داخلی اینترنت، قطعی اینترنت و اختلالات ارتباطی این مشکل را تشدید میکنند. کیفیت اتصال ایران از بدترینها در جهان است. دسترسی فیلترشده و ناپایدار به شبکههای اجتماعی، سایتهای ویدیویی و ابزارهای ابری باعث میشود تولیدکنندگان و کسبوکارهای ایرانی در ساخت مخاطب جهانی و انجام پروژههای دیجیتال با مشکل جدی مواجه شوند.
انجمن تجارت الکترونیک تهران گزارش میدهد که سرعتهای پایین و مسدودسازیها «نتیجه مستقیم فیلترینگ و سیاستهای داخلی» است و ایران را در رتبههای انتهایی کیفیت اینترنت جهانی قرار میدهد.
زیان قطعی اینترنت در دیماه بین ۱۵ تا ۳۰ همت برآورد میشود (برخی منابع خارجی بر حسب GDP پیشبینی میکنند حدود ۱۷۰ میلیون دلار) که میتوان آن را معادل بودجه سالانه یک وزارتخانه دانست. تکرار چنین خاموشیها یا کندسازیهایی برنامهریزی را ناممکن میکند. این موضوع مختص ایران نیست و یک خاموشی دیجیتالی ۵ روزه در سریلانکا هم در سال ۲۰۲۲ حدود ۷۰ میلیون دلار خسارت زد. از سوی دیگر همین حالامتوسط سرعت اینترنت ایران (اگر وصل باشد) حدود ۱۰ تا ۱۲ مگابیت بر ثانیه است در حالی که کاربران ترکیه ۴۰ مگابیت بر ثانیه و امارات بیش از ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه پهنای باند دارند.
برآورد دقیق عدمالنفع که میتوان آن را زیان نامید، دشوار است، اما ارقام بهوضوح بزرگ هستند. حتی با سناریوهای بدبینانه، اثر ترکیبی تحریمها و فیلترینگی که حتی سایتهایی مانند ساندکلاود را مسدود میکند احتمالاً هر سال صدها میلیون تا چند میلیارد دلار درآمد دیجیتال از دسترفته برای ایران به همراه دارد. برای مقایسه، یک بازار دیجیتال سالم با ۱۰ میلیون مشارکتکننده (چنانکه وزیر ارتباطات اشاره کرده) اگر هر کدام فقط سالانه ۵۰۰ دلار درآمد ارزی داشته باشند، ۵ میلیارد دلار در سال ایجاد میکند. کافی است ۲۰ تا ۳۰ درصد این رقم محقق شود تا انقلاب اقتصاد دیجیتال را مشاهده کنیم.
تجارت الکترونیکی ایران سالانه حدود ۱۲ درصد رشد میکند و تراکنشهای داخلی اکنون حدود ۱۵ میلیارد دلار حجم دارند. بنابراین حتی کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی این پایه بهواسطه مشکلات اتصال، به معنای از دست رفتن صدها میلیون دلار است.
حتی اگر ایران فقط به سطح پاکستان میرسید، سالانه حداقل ۵۰۰ میلیون دلار ارز وارد کشور میشد. با احتساب ظرفیت جمعیتی و نیروی انسانی، عدد بالقوه ایران بین ۱ تا ۳ میلیارد دلار در سال برآورد میشود که در شرایط فعلی بخش عمده آن از دست میرود.
سیاستگذاران ایران با یک دوگانه کاملا واضح مواجه هستند: کنترلهای سختگیرانه فعلی و تبعیت از تحریمها شاید باعث تقویت اهداف سیاسی شود اما بهای آن از دست دادن فرصتهای اقتصادی است. کشور ما عملاً از بازاری جهانی که از صادرات غیرنفتی ایران بسیار بزرگتر است، محروم شده است. در مجموع، فرصتی که از بین میرود کاملا جدی است صدها میلیون دلار درآمد ارزی را از دست میدهیم. ایجاد توازن دوباره میان دغدغههای امنیت ملی و واقعیتهای اقتصادی میتواند صنعت منزوی فناوری ایران را به مولد ارزشمند ارز تبدیل کند. افزایش آزادیهای دیجیتال، تولیدکنندگان محتوا و فریلنسرهای ایرانی را توانمند میسازد تا شکاف مالی ناشی از تحریمها را پر کنند آنها خود راه را کشف میکنند. بهدنبال جریان درآمد، کسبوکارهای بزرگتر شکل میگیرند و یک اکوسیستم با گستره جهانی میسازند.