اسنپ و دیجیکالا بالاترین امتیاز تجربه کاربری را کسب کردند
ارزیابی تجربه کاربران از ۳۱ پلتفرم ایرانی در هفت حوزه نشان میدهد تنها پنج پلتفرم…
۲ آبان ۱۴۰۵
۳ آبان ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۸ دقیقه

یک میلیمتر جابهجایی سایه روی صورت، زاویه نامناسب دوربین برای دیدن انگشتگذاری روی ساز یا چند ثانیه تاخیر در تشخیص زمان برداشتن قالب، میتواند مرز میان یادگیری و خطا در یک کلاس هنری باشد. آموزش آنلاین دسترسی به استاد را آسانتر کرده، اما فناوری هنوز نتوانسته تمام ظرافتهای یادگیری هنر را منتقل کند. از این رو، آینده آموزش آنلاین هنر نه در حذف کلاس حضوری، بلکه در شناخت ظرفیتهای فناوری و ترکیب این دو شیوه متناسب با نیاز هر رشته رقم میخورد.
به گزارش پیوست، آموزش آنلاین در ایران در حوزه هنر همچنان سهم محدودی دارد و تصویر دقیقی از اندازه این بازار در دست نیست. تفاوت ظرفیتها و محدودیتهای آموزش آنلاین را میتوان در مقایسه رشتههای هنری مشاهده کرد. مثلا در کلاس گریم، هنرجو باید یاد بگیرد سایه را در کدام بخش صورت بنشاند، مواد را در چه شرایطی به کار ببرد و چه زمانی قالب را بردارد. جزئیاتی که تشخیص آنها گاهی به لمس و مشاهده نزدیک و توجه میلیمتری به قراردادن مواد روی صورت نیاز دارد. از سوی دیگر مثلا این موضوع در کلاس موسیقی متفاوت است. برای مثال برای چک کردن کوککردن ساز، میتوان از اپلیکیشنهای فعال در این زمینه استفاده کرد و در بسیاری بخشها آموزش موسیقی راه خود را به کلاسهای آنلاین بیش از سایر هنرها باز کرده است. همین تفاوت نشان میدهد که همه هنرها به یک اندازه در برابر آموزش آنلاین محدود نیستند و میزان امکان آموزش از راه دور، به ماهیت مهارت و ابزارهای مورد استفاده در هر رشته بستگی دارد.
این یعنی فناوری میتواند بعضی از محدودیتها را برطرف کند، اما همه مهارتها به یک اندازه قابلیت انتقال از طریق تصویر و صدا را ندارند و برای فهم سهم محدود هنر در آموزش آنلاین باید هم به ماهیت یادگیری هنری و هم به شیوه استفاده از فناوری توجه کرد.
زهره صمغآبادی مدرس گریم معتقد است نمیتوان هنر را با همان منطقی آموزش داد که برای یادگیری یک موضوع نظری به کار میرود. چون در هنرهای عملی، دانستن مراحل کار لزوما به معنای توانایی اجرای درست آن نیست و هنرجو باید بازخورد دقیق و متناسب با عملکردش دریافت کند.
او میگوید: «صرفا کیفیت بالاترین دوربینها و بالاترین وضوح تصویر در پلتفرمها برای آموزش آنلاین رشتههای هنری کافی نیست. در گریم، حتی تغییر میلیمتری در محل سایه یا میزان مواد میتواند نتیجه نهایی را تغییر دهد. در قالبگیری چهره نیز دما و زمان اهمیت دارند و مدرس ممکن است برای تشخیص شرایط مناسب به لمس و مشاهده نزدیک نیاز داشته باشد. به لحاظ لمسی من نمیتوانم به هنرجو بگویم که درجه قالب به این دما رسید، حالا موقع برداشتنش است. چون ثانیهها تعیینکنندهاند. محدودیت آموزش آنلاین همیشه به کیفیت دوربین یا سرعت اینترنت مربوط نیست. حتی اگر تصویر با وضوح بالا منتقل شود، همه اطلاعاتی که در مواجهه مستقیم با یک چهره یا بدن دریافت میشوند، در قاب دوربین جا نمیگیرند.»
با این حال او تاکید میکند این محدودیت به معنای بیفایدهبودن آموزش آنلاین نیست. بخشهای نظری، معرفی تکنیکها و برخی تمرینهای مقدماتی را میتوان از راه دور آموزش داد و مساله از جایی شروع میشود که انتظار داشته باشیم تمام مراحل یادگیری یک هنر عملی، بدون حضور فیزیکی و تعامل مستقیم انجام شود.
در مقابل، تجربه آموزش موسیقی نشان میدهد بعضی از موانعی که در ابتدا فنی به نظر میرسند، با تغییر روش تدریس و استفاده از ابزارهای موجود قابل کاهش هستند.
فاطمه پهلوانزاده دستیار مدیر محصول (APM) دنگ و دینگ یکی از موانع گسترش آموزش آنلاین هنر را ناآشنایی مدرسان با امکانات فناوری میداند و میگوید: «برخی اساتید نمیدانند دوربین را در چه زاویهای قرار دهند تا هنرجو مثلا بتواند انگشتگذاری یا نحوه آرشهکشی را درست ببیند. در سازی مانند ویولنسل، نمایش همزمان دستها، وضعیت نشستن و حرکت آرشه اهمیت دارد و یک دوربین با زاویه نامناسب ممکن است بخش مهمی از آموزش را از دید هنرجو پنهان کند. ما برای حل این مساله، تولید محتوای آموزشی درباره نحوه برگزاری کلاس آنلاین، انتخاب تجهیزات و میکروفون و تنظیم زاویه دوربین را مد نظرمان قرار دادیم. چون آموزش آنلاین صرفا انتقال همان کلاس حضوری به یک پلتفرم نیست. مدرس و هنرجو باید یاد بگیرد چطور محتوای آموزشی را همزمان با امکانات و محدودیتهای محیط دیجیتال سازگار کنند.»

این چالشها نشان میدهد توسعه آموزش آنلاین فقط به فراهمکردن بستری برای برقراری ارتباط میان استاد و هنرجو محدود نمیشود و برای موثرترکردن کلاسها باید به آماده کردن کاربران و استفاده درست از امکانات فناوری تمرکز کرد. پیمان عمرانی مدیر ارشد بازاریابی اسکای روم آشنانبودن با فناوری را یکی از موانع رشد آموزش آنلاین رشتههای هنری میداند و میگوید: « بخشی از محدودیتهای آموزش آنلاین هنر ناشی از نبود راهکار نیست، بلکه از نشناختن راهکارهای موجود است. مثلا برای چک کردن کوک بودن ساز میتوان از اپ تیونر استفاده کرد اما نمیتوان انتظار داشت همه مدرسان بهتنهایی ابزارهای مناسب را کشف کنند. توسعه آموزش آنلاین هنر به آموزش مدرسان، طراحی بهتر کلاسها و معرفی راهحلهای متناسب با هر رشته نیاز دارد. پلتفرمهای آموزش از راه دور میتوانند در این مسیر به آموزشگاهها و مدرسان کمک کنند. چون مزیت این اتفاق بازار برندهای برای هنرجو، مدرس و هم پلتفرمهاست و کیک این صنعت را بزرگتر میکند.»

مضاف بر اینها نقش پلتفرمها در آموزش و توانمندسازی مدرسان، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تفاوت رشتههای هنری و میزان سازگاری آنها با آموزش آنلاین را هم در نظر بگیریم. موسیقی نیز مانند گریم به مهارت عملی وابسته است، اما برخی ویژگیهای آن میتوانند انتقال بخشهایی از آموزش را آسانتر کنند. پهلوانزاده معتقد است موسیقی از نظم مشخصی برخوردار است و با نتها، ریتم و قواعدی سروکار دارد که بخشی از آنها قابلیت توضیح و ارزیابی دارند. عمرانی نیز جوانتر بودن بخشی از مدرسان موسیقی و آشنایی بیشتر آنها با دنیای دیجیتال را از عواملی میداند که میتواند پذیرش فناوری را آسانتر کند.
البته این تفاوت به معنای آنلاینشدن کامل موسیقی نیست. حتی در این رشته نیز کیفیت صدا، زاویه دوربین، وضعیت بدن و جزئیات اجرای ساز اهمیت دارند که استفاده از چند دوربین یا ابزارهای کمکی میتواند بخشی از محدودیتها را کاهش دهد، اما لزوماً جایگزین همه بازخوردهای مستقیم استاد نمیشود.
پهلوانزاده در این باره میگوید: «مزیت مهم آموزش آنلاین، افزایش دسترسی است. هنرجویی که در شهر محل زندگیاش به استاد یک ساز خاص دسترسی ندارد، میتواند از راه دور آموزش ببیند. بنابراین، تجربه موسیقی بیش از آنکه ثابت کند همه هنرها را میتوان آنلاین آموزش داد، نشان میدهد که طراحی مناسب کلاس و استفاده از ابزارهای درست میتواند محدودیتهای جغرافیایی را کاهش دهد.»
عمرانی کاهش هزینه و زمان رفتوآمد و افزایش دسترسی به هنرجویان را هم از دیگر مزیتهای آموزش آنلاین میداند و میگوید: در شرایطی که رفتوآمد برای یک کلاس نیمساعته گاهی تا دو ساعت زمان میبرد، آموزش آنلاین میتواند راهی برای صرفهجویی در وقت و سادهترشدن دسترسی به کلاس باشد. آموزش آنلاین در موقعیتهایی مانند کرونا و جنگ مانع توقف کامل یادگیری شد و این نقش همچنان غیرقابل انکار است.»
اما به اعتقاد صمغآبادی کاهش هزینه و افزایش دسترسی، بهتنهایی به معنای جایگزینی تجربه حضوری نیست.
او میگوید: «هنر فقط انتقال یک تکنیک نیست و رابطه با استاد، دریافت بازخورد و تجربه روحی مشترک نیز بخشی از فرایند یادگیریاند. به همین دلیل، ارزانتر یا در دسترستر شدن کلاس الزاما به معنای برابری کیفیت دو شیوه آموزشی نیست. آموزش حضوری در بحث هنر با کلاسهای تئوری متفاوت است.»
اما به اعتقاد عمرانی این تفاوتها لزوما به معنای کنار گذاشتن آموزش آنلاین نیست. میتوان بهجای انتخاب میان دو شیوه، از ترکیب آموزش آنلاین و حضوری استفاده کرد. به این معنا که بخشهایی از آموزش که به انتقال دانش و مفاهیم اختصاص دارند، به فضای آنلاین سپرده شوند و آموزش مهارتهایی که به لمس، مشاهده نزدیک یا تعامل مستقیم با استاد نیاز دارند، بهصورت حضوری ادامه پیدا کنند.
او در این باره توضیح میدهد: «چنین رویکردی میتواند ضمن حفظ کیفیت یادگیری، دسترسی به آموزش هنر را نیز گسترش دهد. مدلی که در آن بخشی از جلسات آنلاین برگزار میشود و زمان حضور فیزیکی به تمرینهایی اختصاص مییابد که انتقال آنها از راه دور دشوارتر است. چنین مدلی میتواند هزینه و زمان رفتوآمد را کاهش دهد، بدون آنکه تمام مسئولیت آموزش عملی بر دوش تصویر و صدا قرار بگیرد. البته توسعه این شیوه به آموزش مدرسان، ابزارهای متناسب با هر رشته و زیرساخت ارتباطی قابل اتکا نیاز دارد.»
این راهکار نشان میدهد که توسعه آموزش آنلاین هنر بیش از آنکه به جایگزینی کامل کلاسهای حضوری وابسته باشد، به شناخت ظرفیتها و محدودیتهای هر دو شیوه نیاز دارد. با این حال، در نبود آمار دقیق و جامع از سهم آموزش آنلاین هنر در ایران، نمیتوان با اطمینان از اندازه این بازار یا میزان رشد آن سخن گفت. در چنین شرایطی، شناسایی بخشهایی از فرایند یادگیری که قابلیت انتقال به فضای آنلاین را دارند و تفکیک آنها از مهارتهایی که به حضور استاد و تعامل مستقیم نیاز دارند، میتواند مسیر گسترش این شیوه آموزشی را روشنتر کند؛ مسیری که دسترسی به آموزش هنر را افزایش دهد، بیآنکه جایگزینی کلاس حضوری با آموزش مجازی، به تعامل انسانی و کیفیت یادگیری لطمه بزند.