skip to Main Content
کارخانه نوآوری
دیجی‌ پی
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

فناوری

سامان مطلبی پژوهشگر و فعال فضای مجازی

دیپلماسی دیجیتال؛ از وایرال تا اعتماد

سامان مطلبی
پژوهشگر و فعال فضای مجازی

۲ آبان ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۷ دقیقه

در جهان امروز، اخبار مهم، تکانه‌های سیاسی و زلزله‌های اقتصادی از گوشی‌های دیجیتال همراه ما بیرون می‌آید. یک پست چندخطی از وزیر خارجه فلان کشور، یک اشاره به مذاکره، یک جمله درباره تحریم یا احتمال توافق، کافی است تا کانال‌های خبری تلگرامی به جنب‌وجوش بیفتند و معامله‌گران بازار ارز و طلا دنبال معنای پنهان آن بگردند. این اتفاق تازه‌ای نیست، اما دیگر نمی‌توان آن را حاشیه سیاست دانست. شبکه‌های اجتماعی به بخشی از صحنه‌آرایی تصمیمات، دیپلماسی و شکل‌گیری انتظار عمومی بدل شده‌اند.

هرچه گذشت، این مهندسی پیچیده‌تر و این صف‌آرایی شطرنج‌گونه اهمیت بیشتری پیدا کرد . ایکس، تروث و مابقی شبکه‌های اجتماعی ثابت کردند پیام زمانی اثر می‌گذارد که در لحظه درست منتشر شود، زبانش با موقعیت جور باشد و مخاطب بداند دقیقا با چه چیزی روبه‌روست. با خبر مواجه شده؟ آیا  وعده‌ای داده شده؟ هشدار از کدام نهاد و کجا صادر شده؟ موضع رسمی است یا صرفا یک واکنش سیاسی؟ در فضای پرسرعت شبکه‌ها، ابهام هم خودش یک پیام است؛ گاهی حتی بلندتر از یک جمله صریح.

مسعود پزشکیان در این میدان، دست‌کم از نظر لحن، رویکرد متفاوتی دارد. در نوشته‌ها و مواضع او، دست‌کم در قیاس با ادبیات رایج سیاست ایران، کمتر نشانی از درشتی و خط‌ونشان دیده می‌شود. زبان او معمولا بر گفت‌وگو، همدلی و شنیدن تکیه می‌کند. در واقع، با رئیس‌جمهوری روبه‌رو هستیم که می‌خواهد از نقش سخنرانِ فرمان‌دهنده فاصله بگیرد و بیشتر شبیه کسی باشد که توضیح می‌دهد و طرف گفت‌وگو قرار می‌گیرد.

این ویژگی در کشوری که مردم بارها با زبان آمرانه، دستوری و کلی‌گویی سیاسی روبه‌رو بوده‌اند، می‌تواند سرمایه باشد. اما سرمایه ارتباطی حاصل از آن، اگر درست و به موقع خرج نشود، ارزش خود را از دست می‌دهد. مردم در روزهای دشوار فقط دنبال جمله‌های دلگرم‌کننده نیستند. وقتی قیمت‌ها بالا می‌رود، خبر تحریم تازه‌ای می‌رسد یا مذاکرات در وضع مبهمی قرار می‌گیرد، پرسش ساده‌ای دارند، اینکه چه اتفاقی افتاده و قرار است چه شود؟ اگر پاسخ رسمی از حد کلیات و کلیشه‌ها فراتر نرود، خلاء اطلاعاتی خیلی زود با شایعه، تفسیرهای جناحی و روایت‌های بی‌منبع یا حتی مغرض پر می‌شود.

نقطه حساس کار پزشکیان همین‌جاست. لحن انسانی، به‌خودی‌خود اعتماد نمی‌سازد. اعتماد زمانی متولد می‌شود که مردم بین حرف‌ها و واقعیت روزمره‌شان پیوندی ببینند. اگر وعده‌ای داده می‌شود، باید بتوان بعدتر درباره سرنوشت آن توضیح داد؛ اگر تصمیمی هنوز قطعی نشده، لازم است همان‌قدر روشن گفته شود. مخاطب امروز، بیش از گذشته، تفاوت میان «امید دادن» و «اطلاع دادن» را می‌فهمد.

کارزار ارتباطی وزیر امورخارجه اما مقداری پیچیده تر است. عراقچی در شبکه‌های اجتماعی فقط با شهروند ایرانی حرف نمی‌زند. خبرنگاران خارجی، سفارتخانه‌ها، تحلیلگران، ایرانیان خارج از کشور، طرف‌های مذاکره و البته بازار داخل، همزمان پیام او را می‌خوانند. هر پست او می‌تواند در یک زمان چند کار انجام دهد. از جمله اینکه موضع ایران را منتقل کند، به طرف مقابل پاسخ یا گرای خاصی بدهد، فضای رسانه‌ای را مدیریت کند و بر ذهن مخاطب داخلی اثر بگذارد.

به همین دلیل، پست‌های مربوط به جنگ، پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، مذاکره یا تنش‌های منطقه‌ای بیش از دیگر موضوع‌ها وایرال می‌شود. مردم این پیام‌ها را با قیمت دلار، آینده کسب‌وکار، امکان سفر، هزینه دارو و چشم‌انداز زندگی خود می‌سنجند. یک عبارت کوتاه درباره «پیشرفت» یا «اختلاف» در مذاکرات، بیرون از اتاق‌های دیپلماسی معنایی کاملا اقتصادی پیدا می‌کند.

البته نرخ ارز و طلا از ۱۰‌ها عامل اثر می‌گیرد. عواملی مانند وضعیت جنگ ،سیاست‌های پولی، تحریم، درآمد ارزی، تحولات منطقه، رفتار معامله‌گران و انتظارات تورمی. قابل انکار نیست که تغییرات بازار، صرفا تابع یک پست یا پیام سیاسی نیست. این پیام‌ها به فراخور وضعیت و زمان انتشار، می‌تواند در هریک از عوامل بالا تاثیرگذار باشد و شاید بیش از همه بر همان بخش آخر( انتظارات تورمی) اثر بگذارد. یعنی بر برداشتی که مردم و بازار از فردا دارند. طبیعتا شفافیت در بیان از دامنه حدس و گمان کم می‌کند و اثر واقعی‌تری بر جامعه و بازار می‌گذارد و در نقطه مقابل، وقتی پیامی مبهم یا متناقض باشد، بازار به جای تکیه بر داده‌های قطعی، با نگرانی و ابهام معامله می‌کند.

اینجاست که تناقض دیپلماسی دیجیتال آشکار می‌شود. زبان مذاکره معمولا محتاط است؛ عمدتا مسیری برای نگفتن، سنجیدن و باز گذاشتن راه عقب‌نشینی باز می‌‌گذارد. ولی شبکه‌های اجتماعی عجول هستند و از هر مکث، یک تفسیر و از هر تفسیر یک جنجال می‌سازند. جمله‌ای که برای طرف خارجی با دقت انتخاب شده، ممکن است در داخل به نشانه پیروزی یا شکست تعبیر شود. یک تکذیب کوتاه هم، اگر توضیح کافی نداشته باشد، می‌تواند به جای آرام کردن فضا، اوضاع را متشنج‌تر کند.

نگاه به سیاستمداران خارجی و شاید سرآمد رسانه‌ای آنها، دونالد ترامپ، از همین زاویه به کار می‌آید؛ البته نه برای نسخه‌برداری یا تجویز رویه. ترامپ، شبکه اجتماعی را میدان اصلی قدرت می‌داند و این اصل را در هر دو دوره قدرت خود به‌ کار گرفته است. با حمله، برچسب‌زنی، اغراق و ساختن موج خبری دائم سعی می‌کند تا زمین بازی را در دست بگیرد. محتوای هیجانی و عاطفی معمولا ظرفیت بالایی برای جلب توجه، بازنشر و وایرال دارد و این مهم، به سیاستمداری که می‌خواهد دستور کار رسانه‌ای را در دست بگیرد امکان مانور می‌دهد.

با این همه، دیده‌شدن لزوما منجر به ایجاد اعتماد نمی‌شود. پیام جنجالی ممکن است هزاران بار بازنشر شود، اما همزمان مخاطب را خسته و نسبت به خبر رسمی بدبین کند. سیاستی که دائما بر تحریک عاطفه و ساختن دشمن تکیه دارد، شاید در کوتاه مدت توجه تولید کند، ولی در درازمدت هزینه‌اش فرسایش گفت‌وگوی عمومی است. در این باره می‌توانیم به میزان اثرگذاری و تهدیدات ترامپ قبل از بروز جنگ اول با ایران و میزان اثرگذاری و تهدیدات او، بعد از آتش‌بس جنگ ۴۰ روزه اشاره کنیم و اینکه تا چه میزان کارایی این سبک رسانه‌ای کاهش داشته است. تفاوت پزشکیان و عراقچی با این مدل، دست‌کم در لحن، روشن است. آنها کمتر به تحریک دائمی و شخصی‌سازی منازعه متکی‌اند. مسئله این نیست که ارتباطات رسمی ایران باید شبیه ترامپ شود؛ مسئله این است که چگونه می‌توان بدون افتادن به دام هیجان‌فروشی، از سرعت و امکان ارتباط مستقیم شبکه‌های اجتماعی استفاده کرد. ارتباط موثر لزوما نیازی به سروصدا ندارد، گاهی یک توضیح روشن و به موقع بیش از هر جنجالی کارایی دارد و امکان قضاوت آگاهانه‌تری به مخاطب می‌دهد.

شبکه اجتماعی برای مقام رسمی، یک بلندگوی یک‌طرفه نیست. مردم زیر پست‌ها پیام می‌گذارند، تناقض‌ها را یادآوری می‌کنند، وعده‌ها را بایگانی می‌کنند و سکوت‌ها را هم می‌بینند. به همین دلیل، هر حساب کاربری رسمی بخشی از کارنامه سیاسی صاحب آن است.  لازم نیست صرفا به متن پست توجه کنیم؛ زمان انتشار، پاسخ به بحران، پیگیری وعده‌ها و نسبتِ بین حرف و عمل هم دیده می‌شود.

برای پزشکیان، فرصت در این است که زبان آرام و نزدیک به مردم را به روال منظم اطلاع‌رسانی تبدیل کند؛ روالی که نه فقط در آرامش که در روزهای بحرانی هم کار کند. برای عراقچی، چالش اصلی حفظ تعادل بین ضرورت‌های مذاکره و حق مردم برای فهمیدن است. قرار نیست همه جزئیات گفت‌وگوهای حساس علنی شود، اما می‌شود به مردم گفت چه چیزی روشن است، چه چیزی هنوز قطعی نیست و چه چیزهایی مستقیما به زندگی آنها مربوط می‌شود.

اعتبار در فضای مجازی با تعداد بازنشر، کوت و وایرال یک توییت به دست نمی‌آید. اعتبار از تکرار یک رفتار ساده می‌آید:

«روشن حرف زدن، به‌موقع حرف زدن و به وقت بروز خطا، مسئولانه توضیح دادن»

در عصر ما که هر پیام سیاسی می‌تواند به خبر فوری، سوژه شبکه‌های خبری و تکانه بازار تبدیل شود، این شاید مهم‌ترین مهارت ارتباطی یک مقام رسمی باشد.

https://pvst.ir/ox7

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

✖ برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو