آمار پشتیبانی هوشمند از رضایت میگوید اما تجربه کاربران چیز دیگری است
آمارهایی که پلتفرمهای بزرگ از عملکرد پشتیبانی و ابزارهای هوشمند خود منتشر میکنند، در نگاه…
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۱۵ دقیقه

ساختار گسترده شهرداری تهران و تنوع پروژههای آن باعث شده پیداکردن متولی هر پروژه همیشه ساده نباشد. با تاسیس سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری در کنار سازمان فاوا، برای اینکه بدانیم کدام پروژه و ایده باید از چه مسیری در شهرداری پیگیری شود، به سراغ ایمان صادق زاده، مدیرعامل فاوای شهرداری تهران رفتیم تا بیشتر در جریان مرز مسئولیت این دو مجموعه قرار بگیریم. مرزی که به گفته او یک سوی آن ICT، داده و تحول دیجیتال قرار دارد و سوی دیگر به توسعه فناوریهای سختافزاری و غیردیجیتال شهری میرسد.
تا پیش از تاسیس سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری، سازمان فاوا متولی اصلی پروژههای فناوری و تحول دیجیتال در شهرداری تهران شناخته میشد. با ایجاد سازمان جدید، بخشی از حوزههای فعالیت این دو مجموعه در ظاهر به یکدیگر نزدیک شدهاند. تفکیک ماموریت میان این دو سازمان بر چه مبنایی انجام شده و مرز مسئولیتها دقیقا کجاست؟ آیا در ساختار فعلی احتمال همپوشانی ماموریتها یا موازیکاری در تعریف و اجرای پروژههای فناورانه شهرداری وجود دارد؟
تأسیس سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری سابقهای دارد که فکر میکنم از فروردینماه ۱۴۰۱ شروع شد. من در جریان جزئیات شکلگیری این سازمان هستم، چون از ابتدا بخشی از مسئولیت تشکیل آن بر عهده من بود. شهرداری تهران بازار مصرف بزرگی است که تقریباً همه حوزهها را شامل میشود. از فناوریهای حوزه فنی و عمرانی گرفته تا پسماند، آسفالت و سلامت که مجموعههایی مانند شهر سالم را دربرمیگیرد.
در تعامل اکوسیستم نوآوری با شهرداری دو مساله وجود داشت. موضوع اول این بود که سازمانها و شرکتهای شهرداری تهران به دلیل منعهای قانونی، آییننامهای و الزامات بالادستی، نمیتوانستند بهخوبی ریسک فنی توسعه فناوری و استفاده از تکنولوژیهای جدید را بپذیرند. مساله دوم هم این بود که صبوری تخصصی لازم برای توسعه یک تکنولوژی جدید در شهرداری وجود نداشت.
مدل شهرداری تهران، پاسخگویی به مردم است و مردم هم انتظار دارند بهترین کیفیت خدمات را دریافت کنند. در حالی که توسعه یک تکنولوژی در مراحل ابتدایی الزاماتی دارد که باید با آنها کنار آمد و برای رسیدن فناوری به مرحله مطلوب صبوری کرد. این مساله در ساختار شهرداری اتفاق نمیافتاد و در نتیجه ایده تشکیل سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری شکل گرفت.
در واقع دلیل اصلی تاسیس این سازمان، مغفول ماندن فناوریهای سختافزاری و غیردیجیتال در حوزه شهری بود. روی «غیردیجیتال» تاکید میکنم؛ چون ما از قبل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات را داشتیم که تمرکزش بر حوزههای ICT بود و با مدل مشخصی توسعه فناوریهای حوزه IT و ICT را دنبال میکرد.
روالی که طی این سالها در شهرداری تهران وجود داشت و از دورههای گذشته نیز شکل گرفته بود، این است که اگر یک سازمان، شرکت یا منطقه در شهرداری تهران در حوزه ICT به دنبال ایجاد تحول یا توسعه یک فناوری باشد، یا سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات مستقیماً آن کار را برایش انجام میدهد یا بهعنوان بازوی تخصصی، ریسک توسعه آن را بر عهده میگیرد. پس از توسعه نیز فناوری را تست و ارزیابی میکند و وقتی آماده بهرهبرداری شد، آن را به بهرهبردار نهایی تحویل میدهد. این روند همچنان ادامه دارد.
مصادیق مختلفی هم برای این موضوع وجود دارد؛ از اتفاقاتی که در حوزه فروشگاهی، میادین میوه و ترهبار و شهروند رخ میدهد تا ارتباطاتی که با PSPها برقرار میشود. در همه این موارد همچنان همین سازوکار وجود دارد.در مقابل، مغفول ماندن حوزه سختافزار در شهرداری تهران باعث شد طرح تشکیل سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری شکل بگیرد و شهردار تهران در آن مقطع به شورای شهر پیشنهاد تشکیل سازمانی برای پوشش این حوزه را ارائه کرد.
به نظرم یکی از بیشترین زمانهایی که شورای شهر برای تصویب اساسنامه یک سازمان صرف کرده، مربوط به همین سازمان بوده است تا ماموریتهای این سازمان بهطور مشخص از ماموریت سایر سازمانها و شرکتهای شهرداری، بهویژه سازمان فاوا، تفکیک شود. این تفکیک در اساسنامه سازمان نیز کاملاً مشخص است.
یعنی معتقدید در حال حاضر مرز میان ماموریتهای سازمان فاوا و سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری کاملاً مشخص است؟
مرز فعالیت سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری را ما مشخص نکردهایم، بلکه شورای شهر این مرز را در اساسنامه سازمان مشخص کرده است. حتی زمانی که فرمانداری میخواست مصوبه را بررسی کند، سازمان اداری و استخدامی نیز متناسب با موضوع وارد بررسی شد. من خودم چند جلسه برای ارائه توضیحات در این جلسات حضور داشتم و روی تفکیک ماموریتها با حداکثر دقت ممکن کار شد.
اما جایی ممکن است این شبهه یا تصور همپوشانی به وجود بیاید که فناوری اطلاعات بهعنوان بستر تحول دیجیتال، به یک فناوری سختافزاری متصل میشود. برای مثال، در حوزه فناوریهای مرتبط با آسفالت ممکن است از سنسورهایی استفاده شود که زیرساخت آنها مبتنی بر ارتباطات، IT، ICT و فناوری دیجیتال است. در چنین مواردی طبیعتا حوزههای کاری به یکدیگر متصل میشوند و معمولا پروژه مشترک تعریف میشود.
تا این لحظه، ما هیچ مصداقی از تداخل ماموریتی میان این دو سازمان نداشتهایم و در مواردی که حوزههای کاری به یکدیگر متصل شدهاند، پروژه مشترک تعریف شده است. همانطور که پیش از تشکیل سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری نیز چنین تجربههایی وجود داشت.
برای مثال، در حوزه پلها ممکن بود سازمان فنی و عمران مسئول ساخت پل باشد و ما نیز برای پایش سلامت آن، دوربین، سنسورهای تصویری یا سنسورهای سنجش رطوبت نصب کنیم. در گذشته نیز بخش فناوری چنین پروژههایی را پیگیری میکرد، اما اکنون حوزه فناوریهای سختافزاری و نوین بهصورت متمرکز در سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری دنبال میشود.
پروژههایی مانند «شهرزاد»، وایفای شهری و همچنین خرید سختافزار و تجهیزات چگونه پیگیری میشوند؟ مسئولیت این پروژهها همچنان بر عهده سازمان فاواست؟
این موضوع کاملاً شفاف است. هر چیزی که به حوزه ICT، تحول دیجیتال و فناوری دیجیتال برمیگردد، طبق اساسنامه در حوزه مسئولیت سازمان فاوا قرار دارد و در عمل نیز همینجا پیگیری میشود. اساس توسعه فناوری دیجیتال، «داده» است و میزبانی داده در فاوا انجام میشود. زیرساخت فیبر نیز بخشی از آن در فاوا میزبانی میشود. اینها زیرساختهای حوزه تحول دیجیتال هستند. البته ممکن است در برخی از این موضوعات مشارکت میان سازمانهایمان شکل بگیرد و حتماً امکان چنین همکاریهایی وجود دارد.
حکمرانی داده، مالکیت داده و موضوعات مرتبط با آن در شهرداری تهران بر عهده سازمان فاواست؟
همین حالا هم این اتفاق در سازمان فاوا میافتد و از نظر قانونی نیز مسئولیت آن اینجاست. اخیرا هم در حال ارسال لایه حکمرانی داده به شورای شهر هستیم و در آنجا نیز تأکید شده که متولی داده شهری، سازمان فاواست.
در نهایت زیرساخت موجود هم در همین سازمان قرار دارد. در شهرداری تهران، دیتاسنتر متمرکز و زیرساختهایی که در اختیار داریم در سازمان فاواست و میزبانی داده نیز باید همینجا اتفاق بیفتد.
میخواهم با مثال دیگری این تفکیک را شفاف کنم. فرض کنید درباره فناوریهای حوزه پسماند، مانند هاضمها، زبالهسوزها و تکنولوژیهایی که در این حوزه در حال توسعه هستند صحبت میکنیم. آیا سازمان فاوا در این حوزه ورودی دارد؟ خیر. اینها فناوریهای مرتبط با زیرساختهای سختافزاری هستند و فاوا در آنها ورودی ندارد.
این تفکیک تا حدی شبیه تفکیکی است که میان وزارت ICT، شورای عالی فضای مجازی و ستاد اقتصاد دیجیتال از یک طرف و ستادهای فناوری معاونت علمی ریاستجمهوری از طرف دیگر وجود دارد. برای مثال ستادهایی در حوزه نانو، تجهیزات پزشکی و زیستفناوری فعالیت میکنند و در حوزههایی مانند پسماند، بتن، آسفالت و سختافزارهای مشابه نیز توسعه فناوری از مسیر مربوط به خودش پیگیری میشود.
اما در حوزه شهر هوشمند، پایه و مسئولیت کار در سازمان فاواست و ما نیز باید آن را پیگیری کنیم. این مسئولیتی است که به ما ابلاغ شده و از طریق شورای شهر نیز تعیین شده است.
با این حال، حتماً از ظرفیت سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری استفاده میشود.
مسیر ورود استارتآپها به شهرداری چگونه است؟ اگر استارتآپی ایدهای برای شهر هوشمند یا بهطور کلی خدمات شهری داشته باشد، از کجا باید بداند به سازمان فاوا مراجعه کند یا سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری؟
برای مثال، اگر بخواهم یک محصول کامپوزیتی یا یک المان شهری کامپوزیتی توسعه بدهم که در شهر تهران استفاده شود، این محصول احتمالاً ریسک توسعه دارد، به حمایت نیاز دارد و شاید لازم باشد خرید اولیهای انجام شود؛ چون از یک فناوری جدید استفاده میکند. سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری این بخش را بر عهده میگیرد. در نهایت چه کسی خریدار و بهرهبردار آن محصول است؟ سازمان زیباسازی. یعنی ریسک توسعه فناوری به سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری منتقل میشود و بهرهبردار نهایی، سازمان تخصصی مربوطه خواهد بود.
در حوزه ICT و دیجیتال نیز تقریباً همین مدل وجود دارد. ما در نهایت بهرهبردار زیرساخت حوزه دیجیتال هستیم. فرض کنید یک اپلیکیشن یا زیرساخت فناورانه در حوزه اشتراک دوچرخه یا اسکوتر میخواهد در شهر تهران فعالیت کند. اپلیکیشن آن کجا باید میزبانی شود، چه کسی باید زیرساخت اتصال را برای آن فراهم کند این بخش حتماً باید در سازمان فاوا اتفاق بیفتد. چه کسی باید نقشه پایه یا سرویسهای مبتنی بر موقعیت مکانی را در اختیار آن قرار دهد این خدمات نیز در فاوا ارائه میشود.
اما ممکن است همان مجموعه بگوید برای استقرار به حمایت نیاز دارد یا مثلاً در حال توسعه دوچرخهای است که در ساخت آن از یک متریال کربنی جدید و سبک استفاده میشود و برای استفاده شهری مناسب است. این بخش از فعالیت، یعنی توسعه فناوری سختافزاری، در حوزه ماموریت سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری قرار میگیرد.
بنابراین اگر شرکتی یک اپلیکیشن دوچرخه، اسکوتر یا زیرساخت اشتراکی دارد، میتواند به سازمان فاوا مراجعه کند و ما نیز میتوانیم با آن مشارکت کنیم. اما اگر هنوز در مرحلهای است که برای استقرار، دریافت تسهیلات یا توسعه فناوری سختافزاری به حمایت نیاز دارد، سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری میتواند از آن حمایت کند.
به نظرم واضحترین مثال برای توضیح این تفکیک، همان تفاوت میان ستادهای فناوری غیردیجیتال معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری و مجموعه وزارت ICT و ساختاری است که در حوزه فناوریهای دیجیتال فعالیت میکند.
آیا در نمونههای جهانی هم ساختار سازمانهای فناوری و نوآوری در شهرداریها به همین شکل است؟
این موضوع در ابتدای کار برای خود ما هم محل سوال بود؛ اینکه آیا داریم این چرخه را خودمان ابداع میکنیم یا نمونهای است که در شهرهای دیگر دنیا وجود دارد و در حال کار است.
بهطور کلی دو مدل در شهرهای دنیا وجود دارد. در مدل اول، یک CTIO تعریف میشود که مسئولیت فناوری و نوآوری را بهصورت یکپارچه بر عهده دارد. اگر بخواهیم معادل ساختاری آن را در شهرداری تهران و از منظر اداری در نظر بگیریم، چیزی شبیه «معاونت فناوری و نوآوری» در کنار معاونتهایی مانند برنامهریزی یا مالی ایجاد میشود. این معاونت نیز ابزارهای مختلفی در اختیار دارد و مشخص میکند حوزه نوآوری چگونه مدیریت شود و حوزه IT چگونه پیش برود.
مدل دوم، مدل تفکیکی است که در آن میان پارکها و نهادهای نوآوری از یک طرف و سازمانهای مبتنی بر IT از طرف دیگر تفکیک شده وجود دارد. فکر میکنم سئول تقریباً چنین مدلی دارد، بخشی از ساختار سنگاپور نیز به همین شکل است و در یکی دو شهر آمریکا هم این مدل وجود دارد. بنابراین هر دو الگو در دنیا دیده میشود.
در کشورهایی که نسبت به کشورهای پیشرو در ابتدای مسیر توسعه فناوری قرار دارند، معمولاً مدل تفکیکشده بهتر جواب میدهد؛ یعنی نهادسازی به شکلی انجام میشود که برای هر موضوع، یک نهاد متولی مشخص وجود داشته باشد و همان نهاد موضوع را تا انتهای مسیر پیش ببرد.
آیا ممکن است از ابتدا پیشبینی شده باشد که سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری در نهایت با سازمان فاوا ادغام شود؟
اگر بخواهم بر اساس سابقه پاسخ بدهم، معمولاً دو مجموعه زمانی با یکدیگر ادغام میشوند که مسئولیتها و ماموریتهایشان با یکدیگر همپوشانی داشته باشد.تدوین اساسنامه و تأسیس سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری تقریباً همزمان با بازبینی اساسنامه سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات بود و اساسنامه این دو مجموعه تقریباً در یک فرایند به شورای شهر رفت. در آن مقطع نیز دقت زیادی شد که میان ماموریتها و مسئولیتهای این دو سازمان تفکیک واضحی وجود داشته باشد. بنابراین بعید میدانم چنین ادغامی اتفاق بیفتد، چون مسئولیتهای دو مجموعه مشخص و از یکدیگر تفکیک شده است.
در حال حاضر پروژه مشترکی میان سازمان فاوا و سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری وجود دارد که بتوانید به آن اشاره کنید؟
سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری تازه تأسیس است و در ادبیات شهرداری تهران واقعاً یک سازمان تازهتأسیس محسوب میشود. بالاخره یک سازمان ۲۵ ساله را داریم و در مقابل، سازمانی که یکی دو سال از فعالیتش میگذرد و تازه در حال شکلگیری، راهاندازی و ایجاد زیرساختهایی است که بعداً پروژهها روی آنها تعریف شوند.
بنابراین هنوز به مرحلهای نرسیدهایم که پروژه مشترک مشخصی را نام ببرم، اما تقریباً جلساتی با دوستان داریم تا زمینه این همکاریها فراهم شود. در این جلسات بررسی میکنیم که در چه حوزههایی ما میتوانیم به آنها کمک کنیم و در چه پروژههایی آنها میتوانند به ما کمک کنند. علاقهمندیم که این همکاری شکل بگیرد و دوستان سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری هم این موضوع را پیگیری میکنند، با ما هماهنگ هستند و کمک میکنند تا این مسیر شکل بگیرد.
بحرانهای اخیر، از جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان تا اتفاقات دیماه، چه اثری بر روند اجرای پروژههای فناوری شهرداری تهران گذاشته است؟ پروژههایی مانند «شهرزاد»، حملونقل هوشمند، شهر هوشمند، وایفای شهری و برنامههای بهروزرسانی تجهیزات اکنون در چه مرحلهای قرار دارند و آیا این بحرانها باعث توقف، تأخیر یا تغییر اولویت در اجرای آنها شدهاند؟
پروژه شهرزاد همانطور که در پیوست با آقای خورشیدی مصاحبه کردید در همان مجموعه در حال پیگیری است و یک تیم قوی کار را جلو میبرند. بخشی از سرویسهایی که شهرزاد ارائه میدهد، سرویسهای حاکمیتی است که میزبانی آنها در سازمان فاوا انجام میشود. به همین دلیل ارتباط مداومی میان آن مجموعه و ما وجود دارد. سرویسهای شهرزاد در جایگاه خودش در حال پیشرفت است. این را بهعنوان یک ناظر بیرونی میگویم، نه بهعنوان مدافع شهرزاد؛ تحول خوبی اتفاق افتاده و پروژه با سرعت خوبی جلو رفته است.
با این حال، به نظرم در قضاوت رسانهای درباره شهرزاد یک اتفاقی میافتد؛ شهرزاد با اسنپ، تپسی یا سوپراپلیکیشنهایی مقایسه میشود که حدود ۱۰ سال است فعالیت میکنند، به ثبات رسیدهاند و سرمایه عظیمی پشت آنهاست. در حالی که شهرزاد در ابتدای مسیر قرار دارد و به نسبت اینکه در ابتدای مسیر است، خوب عمل کرده است.
درباره پروژههای شهری و تحولاتی که قرار بود اتفاق بیفتد، آیا جنگ به آنها ضربه زده است؟
بالاخره شرایط اقتصادی جامعه، وضعیت پروژهها و مسائل مختلف روی این روند اثر گذاشته و بخشی از تجهیزات ما نیز متاسفانه وارداتی است. تأمین این تجهیزات به موضوعاتی مانند بازگشایی بنادر، تغییرات نرخ ارز و مسائل مشابه وابسته است و به همین دلیل در برخی پروژهها تاخیرهایی ایجاد شده است.
با این حال، این تأخیرها به شکلی نبوده که مردم آن را در سرویسهای موجود احساس کنند. من موردی سراغ ندارم که سرویسی پیش از جنگ در شهر ارائه میشده و بعد از جنگ خاموش یا از دسترس خارج شده باشد.
یادم هست یکی از رسانهها گزارشی منتشر کرده بود که شهرداری تهران مترو را به این دلیل رایگان کرده که زیرساخت کارتبلیت مترو بعد از جنگ دچار مشکل شده است. همان زمان گفتم دوستان آن رسانه را دعوت کنند؛ کارتبلیت را خودشان تست کنند و ببینند که زیرساخت فعال است و مشکلی در آن وجود ندارد.در نهایت، جنگ بوده و ممکن است در رسیدن برخی تجهیزات وقفه و تأخیری ایجاد شده باشد، اما پروژهها همچنان با قوت در حال پیش رفتن هستند.
پروژه وایفای شهری به کجا رسیده است؟
درباره پروژه وایفای شهری میتوان مفصلتر صحبت کرد اما به طور خلاصه باید بگویم فناوریهای مبتنی بر شبکه موبایل آنقدر توسعه پیدا کردهاند که ممکن است اجرای وایفای شهری با هدف ارائه سرویس به شهروند، با توجه به هزینهای که برای شهر دارد، دیگر توجیه چندانی نداشته باشد. من کاربرد پروژه وایفای شهری را بیشتر در حوزه شهر هوشمند و اتصال دیوایسها و تجهیزات شهری میبینم. از نظر ارائه سرویس مستقیم به شهروند، به نظرم شاید دیگر اهمیت گذشته را نداشته باشد. این پروژه از منظر توسعه شهر هوشمند باید جلو برود و حتماً در برنامه ما برای پیگیری قرار دارد، اما در حال حاضر هنوز اقدامی برای اجرای آن انجام نشده است.
حالا در کنار سازمان فاوا، سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری هم ایجاد شده است. فعالیت این دو سازمان میتواند کمک کند شهرداری چابکتر شود و فرایند ارائه سرویس به شهر و شهروندان را بهتر پیش ببرد؟این سوال همان زمان تأسیس سازمان هم مطرح بود که آیا توسعه ساختار واقعاً باعث چابکسازی میشود یا ممکن است حتی هزینه بیشتری به شهرداری تحمیل کند. این موضوع در شورای شهر و سازمان اداری و استخدامی هم محل سوال بود. مساله این است که حوزهای که امروز سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری برای آن ایجاد شده، پیش از این متولی مشخصی نداشت. اتفاقا همین نبود متولی باعث ایجاد سردرگمی برای اکوسیستم میشد. جامعه هدف این سازمان نیز اساسا اکوسیستم نوآوری کشور در نظر گرفته شده است.
در شهرداری تهران برای اقشار و حوزههای مختلف متولی داریم؛ از اداره کل امور بانوان گرفته تا اداره کل مشارکتهای اجتماعی و سازمانهایی که مسئولیت مشخصی در حوزههای مختلف دارند. اما برای اکوسیستم نوآوری کشور و بهطور مشخص حمایت از این اکوسیستم و فراهم کردن زیرساختهای مورد نیاز آن، متولی مشخصی وجود نداشت که اکنون ایجاد شده است.
به نظرم این اتفاق حتماً میتواند به چابکی کمک کند، چون از پراکندگی مسئولیتها جلوگیری میکند. سازمان فاوا نیز مسئولیتهای خودش را از قبل داشته و با ایجاد سازمان فناوریهای نوین و نوآوری شهری، نه بخشی از مسئولیتهای فاوا از آن گرفته شده و نه به سازمان دیگری منتقل شده است؛ حتی مسئولیتهای فاوا در برخی حوزهها افزایش هم پیدا کرده است. بنابراین به نظرم فعالیت این دو مجموعه در کنار یکدیگر میتواند به چابکی بیشتر کمک کند و ایجاد سازمان جدید قط باعث ناچابکی نخواهد شد.