مدیران برندهای دیجیتال: نسل Z به شعار وفادار نمیماند
وفاداری کاربران در عصر هوش مصنوعی و تغییر رفتار نسل جدید، بیش از آنکه به…
۱۲ شهریور ۱۴۰۵
۱۲ شهریور ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۴ دقیقه

کاهش شمار رویدادها و شتابدهندهها لزوما نشانه عقبگرد زیستبوم نوآوری نیست. این اعتقاد بخشی از فعالان حوزه سرمایهگذاری و استارتآپی است. آنها معتقدند مدل «استارتاپ و شتابدهندهمحور» دیگر پاسخگوی کمبود منابع، نبود بازار واقعی و پیچیدگیهای امروز نیست.
به گزارش پیوست، حسین سجادی نیری، رئیس انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر با مرور سالهای ابتدایی شکلگیری اکوسیستم استارتآپی ایران در پنلی با عنوان نسل بعدی زیستبوم نوآوری؛ چه کسی بازی را میسازد گفت: رویدادها و شتابدهندهها در آغاز مسیر، وظیفه فرهنگسازی داشتند؛ باید مفهوم استارتآپ و زیستبوم نوآوری را برای جامعه، سرمایهگذاران، نهادهای دولتی و کارآفرینان جا میانداختند.
حسین سجادی نیری کاهش تعداد رویدادها و شتابدهندهها را اتفاق مثبتی ندانست، اما تأکید کرد که این وضعیت بهتنهایی نمیتواند نشانه شکست یا عقبگرد زیستبوم باشد.
او گفت: زمانی حدود ۷۰ تا ۸۰ شتابدهنده در کشور فعال بودند، اما امروز تعداد شتابدهندههای اثرگذار بسیار کمتر شده است. در مقابل، بخشی از کسبوکارهای نوآور بزرگ شدهاند، به بازار سرمایه نزدیک شدهاند یا وارد بورس شدهاند و ارزش برخی از آنها به چند همت رسیده است.
به اعتقاد نیری، ارزیابی وضعیت اکوسیستم فقط با شمار رویدادها یا شتابدهندهها ممکن نیست. باید دید آیا شرکتهایی شکل گرفتهاند که نیروی انسانی قابل توجه دارند، بازیگر بزرگ اقتصادی شدهاند و خودشان در کسبوکارهای نوپا سرمایهگذاری میکنند یا نه.
یاسر قرائی، مدیر شتابدهنده راه ابریشم، نیز مسئله اصلی را صرفاً کاهش استقبال از رویدادها ندانست. او گفت: اکوسیستم هنوز نتوانسته برای گروههای متنوع مخاطبان، رویدادها و برنامههای متنوع طراحی کند. از نگاه او، تکرار مدلهای مشابه باعث شده بخشی از جذابیت اولیه رویدادها از بین برود.
سیدعلی شبیری، مدیر توسعه اکوسیستم صندوق نوآوری و شکوفایی هم گفت: این صندوق ابتدا برای حمایت از شرکتهای دانشبنیان و ارائه منابع مالی خارج از شبکه بانکی ایجاد شد، زیرا بانکها به دلیل ماهیت فعالیت خود، بهسادگی ریسک کسبوکارهای نوآور را نمیپذیرند. صندوق پس از رسیدن به مرحلهای از بلوغ، رویکرد خود را از حمایت مالی مستقیم به سمت اکوسیستمسازی و توسعه بازار تغییر داده است. در این نگاه جدید، حمایت نباید فقط به شرکتهای دانشبنیان محدود شود؛ شرکتهای فناور، شتابدهندهها و دیگر بازیگران زیستبوم نیز باید امکان استفاده از ظرفیتهای حمایتی را داشته باشند.
سیدعلی شبیری، مدیر توسعه اکوسیستم صندوق نوآوری و شکوفایی درباره ورود نسل جدید نیز گفت: نسل Z با سرعت بیشتری به دنبال نتیجه است و گاهی مدلهای موفق کشورهای دیگر را بدون در نظر گرفتن زیرساختهای لازم با ایران مقایسه میکند. نمیتوان صرفاً یک مدل خارجی را وارد کرد و انتظار داشت همان نتیجه در ایران تکرار شود. به گفته او، بخشی از دانش و تجربه موجود در اکوسیستم ایران در دهه ۹۰ به شکل تجربی ایجاد شده و نسل جدید باید ضمن ساختن مدل خود، از تجربه نسلهای قبل نیز استفاده کند.
سجادی نیری، رئیس انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر، نیز نقش دولت را یکی از تفاوتهای مهم نسل امروز با نسل قبل دانست. او گفت: در دهه ۹۰، بخشهایی از دولت عملاً تلاش میکردند از ایجاد مانع برای کسبوکارهای نوآور جلوگیری کنند و حتی در برابر محدودسازی یا فیلتر شدن برخی پلتفرمها مقاومت میکردند. در آن مرحله، حمایت و تزریق منابع دولتی برای شکلگیری اولیه اکوسیستم ضروری بود.
او در ادامه تاکید کرد رشد شرکتهای بزرگ باعث شده این کسبوکارها بتوانند بخشی از نقش سرمایهگذاری و حمایت از شرکتهای کوچکتر را بر عهده بگیرند
علیرضا حاجسعید، مدیرعامل داتوان ونچرز، تصویر انتقادیتری از وضعیت فعلی ارائه کرد و گفت: با وجود همه تلاشهایی که برای شکلگیری زیستبوم نوآوری شده، در بخشهایی از مسیر اشتباه رفتهایم. او معتقد است مدل «استارتاپ و شتابدهندهمحور» عملاً به پایان رسیده و نمیتواند پاسخگوی نیازهای امروز باشد.
حاجسعید تأکید کرد که بدون بازار و محصول، استارتاپ محکوم به شکست است. به باور او، مدل ارزشگذاری نیز باید از نو تعریف شود. در مدل گذشته، گاهی ارزشگذاری بر مبنای تلاش، سابقه یا مسیری انجام میشد که افراد طی کرده بودند؛ اما در مدل تازه، ارزش واقعی داراییهای فکری، محصول، گردش مالی، بازار و نتیجه ملموسی که کسبوکار خلق کرده، باید مبنای ارزشگذاری قرار بگیرد.
حاجسعید تاکید کرد که حاکمیت به جای افزودن بر بروکراسی، باید ابزارها و خدمات مورد نیاز نسل جدید را فراهم کند. از نگاه او، فعالان فناور باید بتوانند بدون درگیر شدن در فرایندهای اداری پیچیده، مسیر توسعه محصول، ورود به بازار و رشد کسبوکار خود را پیش ببرند.