skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

وقتی قابلیت فریز، شرط ورود استیبل‌کوین به بازار آمریکا می‌شود

۱۱ شهریور ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۶ دقیقه

وزارت خزانه‌داری آمریکا ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، در تازه‌ترین گام اجرای GENIUS Act، قواعد پیشنهادی عرضه و فروش استیبل‌کوین‌ها را منتشر کرد. اما پشت بحث مجوز و ذخایر، یک الزام فنی مهم‌تری قرار دارد. صادرکننده‌ای که می‌خواهد در چارچوب آمریکا فعالیت کند باید بتواند «دستور قانونی» را روی خود استیبل‌کوین اجرا کند که شامل توقیف، فریز، سوزاندن یا توقف انتقال می‌شود. البته برای کاربر ایرانی، معنای این تغییر فریز خودکار دارایی نیست. مسئله این است که قابلیت اجرای تحریم و دستور قضایی بیشتر از تصمیم موردی یک شرکت به بخشی از معماری استاندارد دلار روی بلاک‌چین تبدیل می‌شود.

به گزارش پیوست، GENIUS Act در ۲۷ تیر ۱۴۰۴ به قانون تبدیل شد، اما اجرای کامل آن هنوز در حال قاعده‌گذاری است. تازه‌ترین نمونه، پیشنهاد وزارت خزانه‌داری در ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ برای تعریف مرز «صدور، عرضه و فروش» است که هنوز یک مقرره پیشنهادی است. در نتیجه فعلا ۲۸ دی ۱۴۰۵ تاریخ مورد انتظار برای لازم‌الاجرا شدن عمومی این قانون است، مگر اینکه مقررات نهایی تنظیم‌گران اصلی زودتر صادر شود و مهلت ۱۲۰ روزه را فعال کند. ممنوعیت گسترده‌تر عرضه استیبل‌کوین‌های غیرمجاز از سوی ارائه‌دهندگان خدمات دارایی دیجیتال به کاربران آمریکایی نیز از ۲۸ تیر ۱۴۰۷ شروع می‌شود.

برای صادرکنندگان خارجی، قانون یک شرط مستقل هم گذاشته است. پس از لازم‌الاجرا شدن GENIUS Act، استیبل‌کوین خارجی فقط وقتی می‌تواند از طریق ارائه‌دهنده خدمات دارایی دیجیتال در آمریکا عرضه یا برای معامله در دسترس قرار گیرد که صادرکننده توان فنی اجرای دستورهای قانونی را داشته باشد و عملا به آنها پایبند بماند. مسیر کامل ورود صادرکننده خارجی نیز به رژیم نظارتی قابل‌مقایسه، همچنین ثبت در OCC و الزامات ذخیره و همکاری نظارتی گره خورده است.

دستور قانونی یعنی چه؟

GENIUS Act تعریف نسبتا صریحی دارد. «Lawful Order» می‌تواند دستور نهایی و معتبر دادگاه یا نهاد فدرال باشد که صادرکننده را ملزم کند استیبل‌کوین مشخص یا حساب مشخصی را توقیف، فریز یا سوزانده و همچنین انتقال آن را متوقف کند. به این ترتیب، قابلیت کنترل تراکنش دیگر صرفا ویژگی اختیاری قرارداد هوشمند نیست و برای صادرکننده‌ای که می‌خواهد در چارچوب قانون آمریکا فعالیت کند، به بخشی از زیرساخت تطبیق تبدیل می‌شود.

این تفکیک برای فهم ریسک کاربران ایرانی مهم است. قابلیت فریز یک استیبل‌کوین به‌خودی‌خود به معنی فریز شدن دارایی هر کاربر ایرانی نیست. میان این دو، چند لایه وجود دارد. ابتدا اینکه باید یک دستور حقوقی یا تحریمی معتبر وجود داشته باشد، صادرکننده باید آن را دریافت و اجرا کند، آدرس یا دارایی مشخص باید مشمول دستور باشد و در نهایت اثر آن به کاربر برسد. بنابراین نمی‌توان از GENIUS Act نتیجه گرفت که دارایی کاربران ایرانی به صورت خودکار مسدود خواهد شد. با این حال، قانون مسیر را شفاف‌تر می‌کند. اگر استیبل‌کوین متمرکز قرار است در بازار مالی آمریکا پذیرفته شود، باید از ابتدا برای اجرای چنین دستورهایی آماده باشد.

از تحریم تا معماری محصول

در سال ۱۴۰۵ این الزام از متن قانون وارد جزئیات اجرایی شد. FinCEN و OFAC در پیشنهاد مشترک به‌تاریخ ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ نه‌ فقط برنامه مؤثر تطبیق تحریم، بلکه توان فنی مسدودسازی، فریز و رد تراکنش‌های غیرمجاز را برای صادرکنندگان مجاز تشریح کردند و پیشنهاد دادند این قابلیت در بازار ثانویه هم قابل اعمال باشد. خود متن پیشنهادی یک مرز مهم هم می‌گذارد. به این صورت که داشتن این توان به معنی فریز دائمی یا خودکار نیست و صادرکننده باید وقتی از آن استفاده کند که مبنای قانونی برای اقدام وجود داشته باشد.

برای کاربران کشورهای تحریم‌شده، این همان نقطه‌ای است که باید میان چهار نوع ریسک تفاوت گذاشت.

ریسک نخست، ریسک زیرساخت است که آیا قرارداد هوشمند یا سازوکار صادرکننده اساسا امکان فریز یا توقف انتقال را دارد؟ ریسک دوم، ریسک تحریم است: آیا شخص، آدرس، نهاد یا جریان مالی مشخصی مشمول دستور حقوقی یا تحریمی می‌شود؟ ریسک سوم، ریسک پلتفرم است: صرافی یا کیف پولی که کاربر از آن استفاده می‌کند چه سیاستی درباره کاربران ایرانی، منشا وجوه و دستورات تطبیق دارد؟ و ریسک چهارم، ریسک خود کاربر است: آیا الگوی تراکنش یا ارتباط زنجیره‌ای او با یک آدرس یا نهاد تحریم‌شده می‌تواند باعث بررسی یا محدودیت شود؟

در روایت عمومی بازار ایران این چهار لایه اغلب یکی می‌شود و نتیجه به گزاره ساده «تتر می‌تواند فریز کند» تقلیل پیدا می‌کند. GENIUS Act نشان می‌دهد بحث اصلی گسترده‌تر است. مسئله دیگر فقط اختیارات یک شرکت نیست و بازار آمریکا در حال تعریف این است که یک استیبل‌کوین قانون‌پذیر باید چه قابلیت‌های کنترلی داشته باشد.

استیبل‌کوین خارجی هم باید قابل کنترل باشد

بخش دیگری از قانون به صادرکنندگان خارجی مربوط است. اگر صادرکننده خارجی ظرف ۳۰ روز پس از ابلاغ خزانه‌داری به دستور قانونی عمل نکند، وزارت خزانه‌داری می‌تواند آن را «غیرمنطبق» اعلام کند و پس از انتشار اعلان در Federal Register، معاملات ثانویه آن استیبل‌کوین از طریق ارائه‌دهندگان خدمات دارایی دیجیتال در آمریکا ممنوع شود. مسیر ثبت خارجی نیز به رژیم نظارتی قابل‌مقایسه، همکاری نظارتی و الزامات مربوط به ذخایر مشتریان آمریکایی گره خورده است.

این بخش برای بازار جهانی اهمیت دارد، چون آمریکا فقط صادرکنندگان داخلی را تنظیم نمی‌کند، بلکه دسترسی به بازار بزرگ دلاری خود را به اهرمی برای تحمیل استانداردهای فنی و تطبیقی به استیبل‌کوین‌های خارجی تبدیل می‌کند.

برای کاربر ایرانی، نتیجه مستقیم این نیست که استفاده از استیبل‌کوین ناممکن می‌شود. انتقال همتا‌به‌همتا و نگهداری شخصی در کیف پول، در بخش‌هایی از قانون از محدودیت عرضه از سوی واسطه‌ها تفکیک شده است. اما اگر بخش بزرگی از نقدشوندگی، صرافی‌ها، صادرکنندگان و زیرساخت‌های استیبل‌کوینی بخواهند به بازار آمریکا متصل بمانند، قواعد آمریکا می‌تواند به‌طور غیرمستقیم بر نحوه طراحی و مدیریت این دارایی‌ها در سراسر جهان اثر بگذارد.

دلار روی بلاک‌چین، اما با کلیدهای حقوقی

استیبل‌کوین متمرکز هیچ‌ وقت معادل بیت‌کوین نبوده است. پشت آن صادرکننده، ذخایر، حساب بانکی، قرارداد هوشمند و رابطه حقوقی وجود دارد. آنچه GENIUS Act تغییر می‌دهد، شفاف‌تر کردن همین لایه‌هاست. قانون آمریکا می‌خواهد دلار دیجیتال خصوصی هم ذخیره قابل شناسایی داشته باشد، هم صادرکننده مجاز، هم برنامه ضدپول‌شویی و تحریم و هم توان فنی اجرای دستور.

برای بازار ایران، این تحول بیش از آنکه یک خبر آمریکایی باشد، یادآوری یک واقعیت است که دسترسی به دلار روی بلاکچین به معنی خروج از قلمرو حقوق و تحریم نیست. هرچه استیبل‌کوین‌ها بیشتر وارد نظام مالی رسمی شود، فاصله میان آنها و زیرساخت‌های سنتی تطبیق، کمتر می‌شود. در نتیجه، مسئله اصلی دیگر فقط امکان فریز یک دارایی نیست. بلکه این است که استانداردهای حقوقی و فنی بازارهای بزرگ چگونه بر ابزارهایی اثر می‌گذارد که کاربران کشورهای تحریم‌شده برای دسترسی به دلار دیجیتال از آنها استفاده می‌کنند.

https://pvst.ir/onc

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو