skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

دولت نمی‌داند با دیاسپورای فناوری چه کند؟

۴ خرداد ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۶ دقیقه

مهاجرت متخصصان فناوری، هوش مصنوعی و علوم داده طی سال‌های گذشته به یکی از جدی‌ترین بحران‌های اقتصاد دیجیتال ایران تبدیل شده، اما در شرایط فعلی مسئله فقط خروج نخبگان از کشور نیست بلکه موضوع این است که آیا امکان ارتباط موثر با آنها حتی پس از مهاجرت وجود دارد یا خیر. هم‌اکنون مسئله این است که ایران حتی پس از مهاجرت نتوانسته راهی برای حفظ ارتباط مؤثر با این شبکه انسانی پیدا کند. گزارش تازه مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد بحران اصلی نه کمبود متخصص، بلکه نبود حکمرانی شبکه، فقدان زیرساخت‌های هوشمند ارتباطی و ناتوانی در تبدیل ظرفیت پراکنده ایرانیان خارج از کشور به یک شبکه فناورانه پایدار است؛ وضعیتی که باعث شده بخش بزرگی از سرمایه دانشی ایران، بیرون از مرزها باقی بماند، بدون آنکه به چرخه نوآوری و توسعه فناوری کشور متصل شود.

به گزارش پیوست، در شرایطی که مهاجرت متخصصان هوش مصنوعی، علوم کامپیوتر، داده و مهندسی در سال‌های اخیر شدت گرفته، مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی با عنوان «بسته سیاستی راهکارهای برقراری ارتباط و شبکه‌سازی با نخبگان علمی ایرانی خارج از کشور» تلاش کرده تصویری از وضعیت دیاسپورای علمی ایران و ضعف ساختارهای ارتباطی کشور با این جامعه ارائه کند. اگرچه ظاهر گزارش بیشتر دانشگاهی و سیاست‌پژوهانه است، اما بخش مهمی از آن مستقیماً به مسائل فناوری، حکمرانی داده، زیرساخت‌های دیجیتال و اقتصاد نوآوری مربوط می‌شود.

این گزارش صریحاً تأکید می‌کند مشکل اصلی ایران کمبود نخبه یا نبود انگیزه برای همکاری نیست، بلکه «فقدان سازوکارهای نهادی»، «نبود سامانه‌های هوشمند تطبیق» و «چندپارگی ساختارها» است. مسئله‌ای که در عمل، شبکه‌سازی علمی و فناورانه را به روابط فردی و مقطعی تقلیل داده است.

مهاجرت فقط خروج آدم‌ها نیست؛ خروج شبکه‌هاست

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش، توصیف پراکندگی جغرافیایی نخبگان ایرانی است؛ شبکه‌ای که عمدتاً در اروپا و آمریکای شمالی مستقر شده و در دانشگاه‌ها، شرکت‌های فناوری، مراکز پژوهشی و نهادهای سیاست‌گذاری جهان فعالیت می‌کند.

بررسی مصاحبه‌های انجام‌شده با ۵۴ نخبه ایرانی خارج از کشور نشان می‌دهد بخش بزرگی از این جامعه در حوزه‌هایی مانند علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی، علوم داده، سلامت دیجیتال، مهندسی و سیاست‌گذاری فناوری فعالیت دارند. ترکیبی که عملاً بخش مهمی از سرمایه انسانی اقتصاد دیجیتال ایران را تشکیل می‌دهد.

اما نکته مهم‌تر این است که بسیاری از این افراد همچنان تمایل به همکاری با ایران دارند. همکاری‌هایی که از مقاله و پروژه مشترک فراتر می‌رود و شامل انتقال فناوری، همکاری صنعتی، مشاوره سیاستی، تنظیم‌گری داده و حتی مدیریت بحران می‌شود.

در واقع، برخلاف روایت رایج «فرار مغزها»، گزارش مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد بخش مهمی از دیاسپورای علمی ایران هنوز از نظر هویتی و حرفه‌ای ارتباط خود را با کشور قطع نکرده است. مسئله اینجاست که ساختار حکمرانی ایران هنوز نتوانسته این ظرفیت را به یک شبکه پایدار تبدیل کند.

مسئله اصلی فناوری نیست؛ حکمرانی فناوری است

شاید مهم‌ترین بخش گزارش جایی باشد که به ابزارهای ارتباطی و زیرساخت‌های دیجیتال می‌پردازد. گزارش تأکید می‌کند مشکل ایران نبود فناوری نیست؛ ابزارهایی مانند زوم، مایکروسافت تیمز یا پلتفرم‌های همکاری علمی در دسترس هستند. بحران اصلی «نبود کارکرد نهادی برای فناوری» است.

به بیان دیگر، جلسات آنلاین، پلتفرم‌های ارتباطی و سامانه‌های موجود، بدون ساختار اجرایی، بدون تقسیم کار، بدون پیگیری و بدون مدل حکمرانی مشخص، عملاً به تعاملاتی پراکنده و کوتاه‌مدت تبدیل شده‌اند.

مرکز پژوهش‌ها حتی به ضعف پلتفرم «کانکت» نیز اشاره می‌کند؛ سامانه‌ای که با هدف ارتباط نخبگان ایرانی خارج از کشور با دانشگاه‌ها و صنعت ایجاد شد و طبق آمار رسمی بیش از ۱۰ هزار نفر در آن ثبت‌نام کرده‌اند. با این حال، گزارش تأکید می‌کند هنوز هیچ ارزیابی شفافی از میزان اثربخشی، عملکرد یا دستاورد واقعی این پلتفرم وجود ندارد.

این همان نقطه‌ای است که مسئله از سطح دانشگاه و آموزش عالی خارج می‌شود و وارد حوزه حکمرانی دیجیتال می‌شود. کشوری که سال‌ها درباره دولت هوشمند، اقتصاد دانش‌بنیان و تحول دیجیتال صحبت کرده، هنوز نتوانسته یک پایگاه داده جامع، به‌روز و هوشمند از متخصصان خود ایجاد کند.

وقتی شبکه‌سازی هنوز فردمحور است

گزارش سه الگوی ناکارآمدی را در وضعیت فعلی شناسایی می‌کند: «ظرفیت بالا_بهره‌برداری پایین»، «شبکه‌سازی فردمحور_فقدان نهاد شبکه‌ساز» و «انگیزه پایدار_اعتماد متزلزل».

این توصیف، شباهت زیادی به وضعیت کلی اکوسیستم فناوری ایران دارد؛ اکوسیستمی که همچنان بیش از آنکه بر نهادهای پایدار متکی باشد، بر روابط فردی، شبکه‌های شخصی و اتصال‌های غیررسمی بنا شده است.

بخش مهمی از نخبگان مصاحبه‌شده می‌گویند حتی نمی‌دانند برای شروع همکاری باید به کدام نهاد مراجعه کنند، چه کسی مسئول پاسخ‌گویی است یا مسیر تبدیل یک ایده به همکاری رسمی چیست. از طرف دیگر، تجربه‌های مکرر تغییر سیاست‌ها، توقف برنامه‌ها و جابه‌جایی مدیران باعث شکل‌گیری نوعی «بی‌اعتمادی نهادی» شده است.

این مسئله مستقیماً به تاب‌آوری فناوری و ظرفیت نوآوری کشور مربوط می‌شود. در جهانی که رقابت بر سر جذب استعدادهای AI، علوم داده و فناوری‌های عمیق شدت گرفته، ایران هنوز درگیر ساختن ابتدایی‌ترین لایه‌های حکمرانی شبکه‌های علمی است.

هوش مصنوعی، داده و دیاسپورا

گزارش در بخش پیشنهادها، تصویری نسبتاً روشن از مسیری که باید طی شود ارائه می‌دهد. از طراحی «پلتفرم ملی هوشمند» گرفته تا ایجاد سامانه‌های تطبیق تخصص و نیاز، مدارس مشترک در حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد داده، و ایجاد شبکه‌های مشورتی در حوزه‌های استراتژیک.

در این مدل، دیاسپورا صرفاً نیرویی برای «بازگشت» نیست، بلکه بخشی از زیرساخت دانشی کشور تعریف می‌شود؛ مدلی که بسیاری از کشورها از آلمان تا ترکیه و کانادا در سال‌های اخیر دنبال کرده‌اند.

گزارش همچنین تأکید می‌کند سیاست موفق در حوزه نخبگان، الزاماً به معنای بازگرداندن فیزیکی افراد نیست. در بسیاری از کشورها، حفظ پیوند پایدار علمی و فناورانه مهم‌تر از بازگشت دائمی تلقی می‌شود؛ موضوعی که برای اکوسیستم فناوری ایران نیز اهمیت حیاتی دارد.

به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، نیمه‌هادی‌ها، سلامت دیجیتال یا علوم داده که بخش بزرگی از متخصصان ایرانی در خارج از کشور فعالیت می‌کنند، ایجاد شبکه‌های پایدار همکاری می‌تواند حتی مهم‌تر از پروژه‌های پرهزینه داخلی باشد.

مسئله‌ای فراتر از آموزش عالی

اگرچه گزارش مرکز پژوهش‌ها در ظاهر درباره نخبگان علمی است، اما در لایه عمیق‌تر، درباره بحران حکمرانی فناوری در ایران صحبت می‌کند؛ بحرانی که در آن کشور هنوز نتوانسته میان دانشگاه، صنعت، دولت و شبکه جهانی متخصصان ایرانی پیوند مؤثری ایجاد کند.

شاید مهم‌ترین جمله گزارش این باشد: «مسئله ایران کمبود ظرفیت نیست، بلکه ناتوانی در سازماندهی ظرفیت‌هاست.»

و این دقیقاً همان مشکلی است که امروز در بسیاری از بخش‌های اقتصاد دیجیتال ایران دیده می‌شود؛ از هوش مصنوعی و زیرساخت ابری گرفته تا اینترنت، داده و نوآوری. کشوری که متخصص دارد، اما شبکه ندارد.

متن کامل گزارش بسته سیاستی راهکارهای برقراری ارتباط و شبکه سازی با نخبگان علمی ایرانی خارج از کشور

 

https://pvst.ir/o3t

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو