انجمن تجارت الکترونیک: پلتفرمها نباید مسئول محتوای کاربران شناخته شوند
انجمن تجارت الکترونیک تهران در موضعنامهای مفصل درباره «مسئولیت پلتفرمهای دیجیتال در قبال محتوای تولیدشده…
۲ خرداد ۱۴۰۵

«مثلث طلایی» دهه ۹۰ و «تئوری شمشاد» دو مفهومی بودند که محمود جراحی، معاون اسبق وزارت دفاع، برای توضیح فراز و فرود اقتصاد دیجیتال ایران از آنها استفاده کرد؛ یکی برای توضیح دوره رشد استارتآپها و دیگری برای شرح دورانی که به گفته او، حاکمیت با احساس استقلال این شرکتها، شروع به محدود کردن آنها کرد. جراحی معتقد است اگر نگاه حاکمیت از رقیب به تسهیلگر تغییر کند، ایران همچنان ظرفیت خلق حداقل ۵ یونیکورن در ۵ سال آینده را دارد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات، محمود جراحی در سیوچهارمین کنفرانس بینالمللی برق، با انتقاد از نبود پیشرانهای بزرگ در اقتصاد دیجیتال ایران گفت مشکل اصلی امروز، نبود شرکتهایی است که بتوانند نقش موتور محرک کل زیستبوم را بازی کنند.
او برای توضیح این وضعیت از صنعت حملونقل ریلی مثال زد و گفت: «در راهآهن، هر ۱۰ تا ۱۵ واگن به یک لوکوموتیو نیاز دارد. امروز واگن داریم اما لوکوموتیو نداریم و همین موضوع باعث شده تعداد واگنهای فعال کاهش پیدا کند. در اقتصاد دیجیتال هم وضعیت مشابهی وجود دارد؛ استارتآپ داریم اما یونیکورن نداریم.»
جراحی با اشاره به نمونههای جهانی افزود اقتصاد دیجیتال چین بر دوش چند شرکت بزرگ مانند علیبابا و تنسنت حرکت میکند و هزاران کسبوکار دیگر به آنها متصل هستند. به گفته او، ایران نیز برای خروج از وضعیت فعلی به چند شرکت بزرگ نیاز دارد که بتوانند نقش پیشران را ایفا کنند.
او با مقایسه وضعیت ایران و کشورهای منطقه گفت: «امارات دو یونیکورن، عربستان یک یونیکورن و مصر هم بهتازگی یک یونیکورن در حوزه فینتک ایجاد کردهاند، اما ایران هنوز در این حوزه غایب است؛ نه به دلیل نبود استعداد، بلکه به دلیل سرعتگیرهایی که خودمان ایجاد کردهایم.»
این کارشناس حوزه اقتصاد دیجیتال، دهه ۹۰ را دوران شکلگیری «مثلث طلایی» اقتصاد دیجیتال ایران توصیف کرد؛ مثلثی متشکل از کارآفرینان بازگشته از خارج، سرمایهگذاران عمدتاً خارجی و «تحمل» حاکمیت.
او گفت بسیاری از بنیانگذاران استارتآپهای موفق آن دوره، نه نخبه فنی و نه الزاماً دارای مدرک دکترا بودند، بلکه افرادی با تجربه کار در شرکتهای خارجی بودند که علاوه بر سرمایه، «اسمارتمانی» یا پول هوشمند را نیز وارد کشور کردند.
جراحی با انتقاد از سیاستهای مبتنی بر وامهای ارزانقیمت گفت: «وام بانکی، پول خنگ است اما سرمایهگذاری خارجی، پول هوشمند است؛ چون تجربه مدیریتی و مدل رشد را هم وارد میکند.»
جراحی در ادامه، از مفهومی با عنوان «تئوری شمشاد» برای توضیح وضعیت استارتآپها پس از سال ۱۳۹۹ استفاده کرد. او گفت: «وقتی شمشاد بلند میشود، شروع به قیچی کردن آن میکنند. از سال ۹۹ به بعد، وقتی حاکمیت احساس کرد این شرکتها هویت مستقل پیدا کردهاند، سعی کرد فیتیله رشد آنها پایین کشیده شود.»
به گفته او، همین مسئله باعث شد نرخ انباشت سرمایه در اقتصاد دیجیتال منفی شود و بسیاری از شرکتها بهجای توسعه، درگیر بقا شوند.
او همچنین تأکید کرد بخش بزرگی از انرژی مدیران استارتآپی امروز صرف تعاملات فرسایشی با نهادهای مختلف میشود. به گفته جراحی، «حدود ۸۰ درصد وقت مدیران استارتآپها صرف دعواهای حاکمیتی و مسائل غیرتوسعهای میشود.»
جراحی یکی از مهمترین موانع رشد استارتآپهای ایرانی را قطع بودن ارتباط آنها با اقتصاد رسمی و بازار سرمایه دانست و تأکید کرد رشد شرکتهای فناوری در آمریکا بدون بورس ممکن نبود.
او گفت: «رشد شرکتهایی مانند اپل و مایکروسافت فقط نتیجه ایدههای استیو جابز یا بیل گیتس نبود؛ بورس این شرکتها را به غولهای چند تریلیون دلاری تبدیل کرد.»
به گفته او، مشکل اصلی در ایران، ناتوانی نظام حسابرسی در درک داراییهای نامشهود است. جراحی توضیح داد: «حسابرسان ما فولاد و سیمان را میفهمند، اما پلتفرمی را که خودش راننده یا کالا ندارد، نمیتوانند ارزشگذاری کنند؛ در حالی که این موضوع در استانداردهای جهانی حل شده است.»
جراحی در پایان، نسخهای ۶ مرحلهای برای احیای اقتصاد دیجیتال ایران ارائه کرد. به گفته او، نخستین گام، تقویت زیرساختهای فیزیکی و محاسباتی کشور است؛ چراکه بدون زیرساخت، امکان شکلگیری شرکتهای بزرگ فناوری وجود ندارد. او همچنین بر ضرورت ایجاد محیط حقوقی قابل پیشبینی تأکید کرد و گفت بخش بزرگی از انرژی مدیران استارتآپی امروز صرف تعاملات فرسایشی و اختلاف با نهادهای مختلف میشود؛ وضعیتی که باید کاهش پیدا کند. به اعتقاد او، توسعه دیپلماسی دیجیتال و تعامل منطقی با جهان نیز یکی دیگر از پیشنیازهای رشد اقتصاد دیجیتال است. جراحی همچنین پیشنهاد داد مناطقی مانند کیش به هاب اقتصاد دیجیتال تبدیل شوند تا امکان جذب سرمایه و فعالیت شرکتهای فناوری در فضایی منعطفتر فراهم شود. او در ادامه، بازگشت نخبگان و متخصصان ایرانی خارج از کشور را ضروری دانست و گفت کشورهایی مانند هند و تایوان نیز مسیر توسعه شرکتهای فناوری خود را با استفاده از ظرفیت دیاسپورا طی کردهاند. به گفته او، مهمترین تغییر اما باید در نگاه حاکمیت رخ دهد؛ تغییری که در آن دولت و نهادهای حاکمیتی بهجای ایفای نقش رقیب، به حکمران تسهیلگر تبدیل شوند و بهجای محدود کردن، مسیر رشد استارتآپها را هموار کنند.