وعده رفع فیلتر چگونه به بنبست رسید
در دنیای سیاست کمتر موضوعی را میتوان پیدا کرد که درباره ناکارآمدی آن تا این…
۲ خرداد ۱۴۰۵
۳ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۹ دقیقه

اینترنت معمولاً شبکهای بیمرز و ابری تصور میشود، اما بخش اصلی ارتباطات بینالمللی هنوز از کابلهای فیبر نوری زیردریایی عبور میکند. با وجود وابستگی بسیار بالای اینترنت به مسیرهای دریایی، به دلایل مختلف داده مشخصی از کابلها و نقاط عبور آنها منتشر نمیشود.
بهگزارش پیوست، بیش از ۹۵ درصد ارتباطات بینالمللی جهان از طریق همین کابلها و فقط ۵ درصد از طریق ماهوارهها منتقل میشود. با این حال، همین زیرساخت حیاتی یکی از مبهمترین بخشهای اینترنت است. نقشههای عمومی فقط مسیر تقریبی کابلها و نقاط فرود را نشان میدهند، همچنین مشخص نمیکنند دادهها دقیقا از کدام کابل عبور میکنند.
در ایران هم برخی رسانهها از جمله فارسنیوز و صداوسیما میگویند که میتوان کابلهای اینترنتی در تنگه هرمز را هدف قرار داد اما از نظر فنی، پیدا کردن و هدف قراردادن کابلهایی که فقط از کریدور هرمز به عرض ۴۰ کیلومتر عبور میکنند و وارد خاک ایران نمیشوند، بسیار پیچیدهتر از گفته این روایتها است.
مسیر واقعی اینترنت هم از نظر تجاری و هم از نظر امنیتی حساس است. اپراتورها معمولا اطلاعات دقیق درباره مسیر فیبر، ظرفیت واقعی و سیاستهای مسیریابی را عمومی نمیکنند. حتی دانستن نام یک کابل یا نقطه فرود آن هم الزاما به معنای دانستن مسیر واقعی ترافیک روی آن کابل نیست.
نتایج پروژه Nautilus نشان میدهد این ابهام چقدر جدی است (در انتهای این گزارش ضمیمه شده است). پژوهشگران این پروژه برای اتصال لینکهای IP به کابلهای زیردریایی مجبور شدهاند از مسیریابی بستههای داده، اطلاعات و گزارشهای RIPE Atlas و مرکز تحلیل دادههای کاربردی اینترنت (CAIDA)، سرویسهای مکانیابی جغرافیایی و اعتبارسنجی مبتنی بر سرعت نور استفاده کنند. با این حال نتیجه همچنان احتمالی است.
این مساله در تنگه هرمز هم اهمیت پیدا میکند. عرض تنگه میان ایران و عمان حدود ۴۰ کیلومتر است و در عمل، پیدا کردن کابلی با قطر چند سانتیمتر در یک بستر دریایی پرتردد، بدون دسترسی به اطلاعات دقیق اپراتورها، کار سادهای نیست. این مساله یکی از مهمترین سوءبرداشتهای رایج درباره اینترنت را آشکار میکند. اینترنت برخلاف تصور عمومی یک «ابر» نامرئی نیست، اما در عین حال هم زیرساختی شفاف و کاملا قابل مشاهده محسوب نمیشود.
موضوع مسیریابی دادهها فقط دغدغه پژوهشگران شبکه نیست. مقاله «Out of Sight, Not Out of Mind» نشان میدهد حتی در عصر رایانش ابری و شبکههای توزیع محتوا، وابستگی کاربران به کابلهای زیردریایی همچنان بسیار بالاست (مقاله در انتهای این گزارش ضمیمه شده است). این تحقیق نشان داده بخش قابلتوجهی از وبسایتها و سرویسهای پرکاربرد همچنان به مسیرهای بینالمللی وابستهاند. حتی وقتی ظاهرا روی CDNهای محلی میزبانی میشوند.
این یعنی حتی «محلی بودن» سرویس الزاما بهمعنای محلی بودن مسیر انتقال داده نیست. ممکن است وبسایت یا اپلیکیشن از نظر جغرافیایی نزدیک به کاربر باشد، اما بخشی از زیرساخت آن همچنان از مسیرهای بینالمللی عبور کند. به همین دلیل، آسیب به کابلهای زیردریایی فقط یک چالش مخابراتی نیست و میتواند روی خدمات بانکی، سرویسهای ابری، پیامرسانها، CDNها و بخشی از اقتصاد دیجیتال اثر بگذارد. اما همین وابستگی بالا هم به این معنا نیست که اینترنت جهانی با قطع چند کابل بهسادگی فرو میپاشد.
کتاب «شبکه زیر دریا» (The Undersea Network) توضیح میدهد که اینترنت جهانی برخلاف تصویر رایج از یک شبکه کاملاً توزیعشده، در لایه فیزیکی به مسیرهای محدود، نقاط فرود مشخص و گلوگاههای جغرافیایی وابسته است. این کتاب کابلهای زیردریایی را فقط ابزار انتقال داده نمیداند، بلکه آنها را بخشی از زیرساخت سیاسی و اقتصادی جهان معرفی میکند. (کتاب در انتهای این گزارش ضمیمه شده است)
گزارش کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها (ICPC) و برنامه حفاظت از محیط زیست سازمان ملل (UNEP) هم نشان میدهد ساخت و نگهداری کابلهای زیردریایی فرایندی پیچیده و تخصصی است. مسیر کابلها باید بر اساس عمق، بستر دریا، جریانهای دریایی و ریسکهای محیطی انتخاب شود و در آبهای کمعمق هم بیشتر در معرض آسیب ناشی از لنگر کشتیها یا ماهیگیری قرار دارند.
همین پیچیدگی فیزیکی باعث میشود عملیات تعمیر یا آسیبرسانی به کابلها بسیار تخصصی و زمانبر باشد. کشتیهای مخصوص تعمیر کابل، تجهیزات موقعیتیابی دقیق و همکاری اپراتورها برای این کار ضروری است. موضوعی که تحلیلهای سطحی درباره قطع اینترنت معمولا نادیده میگیرند.
آبراه استراتژیک هرمز یکی از متراکمترین کریدورهای ارتباطی اینترنت در خاورمیانه است. بر اساس دادههای Submarine Cable Map و TeleGeography، دستکم ۹ کابل زیردریایی فعال از این کریدور عبور میکنند. از پروژههای قدیمیتری مثل فالکون و GBICS گرفته تا نسل جدید کابلهایی مانند AAE-1، SeaMeWe-6 و 2Africa. بخشی از این کابلها صرفا از آبهای عمان و امارات عبور میکنند و برخی دیگر به ایستگاههای فرود ایران در بندرعباس، بوشهر، جاسک یا چابهار متصل میشوند.
کابل فالکون یا «FLAG Alcatel-Lucent Optical Network» یکی از مهمترین سامانههای قدیمی انتقال داده در خلیج فارس و اقیانوس هند است که در سال ۲۰۰۶ وارد مدار شد. این کابل از مصر و دریای سرخ آغاز میشود و پس از عبور از یمن، عمان، خلیج فارس و تنگه هرمز به هند میرسد. اهمیت فالکون فقط در اتصال کشورهای عربی خلیج فارس نیست این کابل یکی از نخستین پروژههایی بود که ایران را از طریق بندرعباس و چابهار به یک مسیر بینالمللی فیبر نوری منطقهای متصل کرد. فالکون در سال ۲۰۰۸ پس از آسیبدیدگی نزدیک دوبی، به یکی از مشهورترین نمونههای اختلال گسترده اینترنت ناشی از قطع کابل زیردریایی تبدیل شد اختلالی که روی دسترسی اینترنت در هند، کشورهای خلیج فارس و بخشی از خاورمیانه اثر گذاشت.
سامانه GBICS/MENA بخشی از شبکه پل بین المللی خلیج فارس (Gulf Bridge International) است که بعد از بحران قطعی کابلهای سال ۲۰۰۸ با هدف افزایش افزونگی (Redundancy) و کاهش وابستگی منطقه خلیج فارس به چند مسیر محدود طراحی شد. این کابل کشورهای حوزه خلیج فارس را به عمان، هند و سپس اروپا متصل میکند و یکی از معدود پروژههایی است که در آن ایران نیز از طریق بوشهر به حلقه منطقهای متصل شده است. ساختار این شبکه بیشتر از آنکه یک مسیر خطی کلاسیک باشد، شبیه یک «حلقه منطقهای» است تا در صورت قطع بخشی از مسیر، ترافیک بتواند از مسیر جایگزین عبور کند. همین موضوع باعث شده GBI یکی از پروژههای کلیدی تابآوری اینترنت خاورمیانه باشد.
پروژه 2Africa یکی از بزرگترین پروژههای کابل زیردریایی جهان است که با مشارکت متا، چاینا موبایل، Orange، وودافون و چند اپراتور بینالمللی دیگر توسعه پیدا کرده و طول آن به حدود ۴۵ هزار کیلومتر میرسد. برخلاف نسل قدیمی کابلهای منطقه که عمدتا برای اتصال خاورمیانه به اروپا و هند طراحی شده بودند، 2Africa بیشتر با هدف توسعه ظرفیت رایانش ابری، مراکز داده و اقتصاد دیجیتال آفریقا ساخته شده است. این پروژه از دریای سرخ، بابالمندب و سپس کریدور هرمز عبور میکند و به شبکههای خلیج فارس متصل میشود. اهمیت 2Africa در این است که نشان میدهد کابلهای زیردریایی دیگر فقط پروژه مخابراتی اپراتورها نیستند، بلکه بخشی از معماری ابری جهانی محسوب میشوند.
کابل AAE-1 یکی از مسیرهای جدید انتقال داده میان شرق آسیا، خاورمیانه و اروپا است که در سال ۲۰۱۷ راهاندازی شد. این کابل از هنگکنگ و جنوب شرق آسیا آغاز میشود و پس از عبور از هند، عمان، خلیج فارس، دریای سرخ و مدیترانه به فرانسه و اروپا میرسد. برخلاف پروژههای قدیمیتر که عمدتا در اختیار اپراتورهای غربی بودند، AAE-1 کنسرسیومی متشکل از شرکتهای آسیایی، خاورمیانهای و اروپایی است. از چاینا یونیکام و PCCW گرفته تا Ooredoo و Telecom Egypt. اهمیت AAE-1 در ظرفیت بسیار بالا و نقش آن در حمل ترافیک ابری، مراکز توزیع داده و ارتباطات بین آسیای شرقی و اروپا است. این کابل یکی از نمونههای واضح انتقال مرکز ثقل زیرساخت اینترنت جهانی از مسیرهای صرفا اروپامحور به شبکههای آسیایی است.
کابل FIG یا «Fibre in Gulf» پروژهای منطقهای است که بیشتر برای اتصال داخلی کشورهای حاشیه خلیج فارس طراحی شده و برخلاف کابلهای بینقارهای بزرگ، تمرکز آن روی ایجاد حلقه ارتباطی میان عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات و عمان است. این پروژه تحت مالکیت Ooredoo توسعه یافته و یکی از اهداف اصلی آن کاهش وابستگی اپراتورهای منطقه به مسیرهای قدیمیتر و افزایش تنوع ارتباطی در خلیج فارس بوده است. FIG از نظر ژئوپلیتیکی اهمیت خاصی دارد، چون نشان میدهد بخش مهمی از ترافیک منطقهای خلیج فارس الزاما از اروپا یا مسیرهای دوردست عبور نمیکند و بخشی از اکوسیستم ارتباطی حوزه خلیج فارس در حال منطقهایتر شدن است.
پروژه SeaMeWe-6 جدیدترین نسل از خانواده مشهور کابلهای آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه و اروپای غربی است که دههها ستون فقرات ارتباطات بین آسیا و اروپا را تشکیل دادهاند. این پروژه که قرار است در سال ۲۰۲۷ بهطور کامل عملیاتی شود، از سنگاپور آغاز میشود و پس از عبور از هند، خاورمیانه، دریای سرخ و مدیترانه به فرانسه میرسد. SeaMeWe-6 از نظر سیاسی و اقتصادی اهمیت زیادی دارد، چون رقابت شدیدی میان شرکتهای غربی و چینی بر سر تامین تجهیزات آن شکل گرفت و در نهایت بخش عمده پروژه با تجهیزات SubCom آمریکایی توسعه یافت، نه HMN Tech چین. این کابل همچنین یکی از مهمترین مسیرهای جدید برای ترافیک ابری، زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده hyperscale میان آسیا و اروپا محسوب میشود.
سامانه OMRAN/EPEG یکی از معدود پروژههایی است که مستقیما ایران را به شبکه فیبر منطقهای عمان متصل میکند. بخش EPEG یا Europe Persia Express Gateway در اصل برای ایجاد یک مسیر زمینی-دریایی جایگزین میان اروپا و خلیج فارس طراحی شد تا وابستگی کامل منطقه به مسیر مصر و دریای سرخ کاهش پیدا کند. این پروژه از ایران عبور میکند و از طریق عمان به کابلهای اقیانوس هند متصل میشود. اهمیت OMRAN/EPEG در این است که برخلاف بسیاری از کابلهای منطقه که فقط از کنار ایران عبور میکنند، این سامانه واقعا بخشی از زیرساخت بینالمللی مخابرات ایران محسوب میشود و در عمل یکی از معدود نقاط اتصال مستقیم ایران به اکوسیستم فیبر بینالمللی است.
نقشه اینترنت جهانی کامل نیست نه به این معنا که کابلها ناشناختهاند، بلکه به این معنا که اتصال میان مسیر فیزیکی کابلها و مسیر واقعی ترافیک اینترنت برای عموم شفاف نیست. پژوهشهایی مثل iGDB و Nautilus تلاش میکنند این شکاف را با دادههای عمومی، traceroute، مکانیابی جغرافیایی (Geolocation) و مدلهای احتمالی پر کنند، اما حتی بهترین روشها هم در بسیاری از موارد فقط به «احتمال» میرسند، نه قطعیت. همین ابهام، بخش مهمی از واقعیت اینترنت امروز است. شبکهای که در ظاهر ابری، توزیعشده و بیمرز دیده میشود، در عمل به کابلهای فیزیکی، نقاط فرود، مسیرهای محدود دریایی و تصمیمهای اپراتورها وابسته است. اینترنت هنوز زیرساختی زمینی و دریایی است فقط نقشه دقیق آن در اختیار عموم نیست.
منابع Submarine Cables and the Oceans – Connecting the World iGDB: Connecting the Physical and Logical Layers of the Internet Nautilus: Discovering and Mapping the Internet’s Submarine Cables Out of Sight, Not Out of Mind: A User-View on the Criticality of the Submarine Cable Network The Undersea Network. Duke University Press