کارمزد روی خط اختلال؛ وضعیت صرافیهای رمزارزی در اقتصاد نه جنگ نه صلح چگونه است؟
اقتصاد صرافیهای رمزارزی بیش از بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال دیگر به اتصال دائمی و پایدار…
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
۳ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۷ دقیقه
سروش حسینزاده، بازرس انجمن فینتک میگوید، در یک سال گذشته سه بحران پشت سر گذاشتهایم و اینترنت پایدار برای کسبوکارهای رمزارزی تقریبا چهار ماه قطع بوده است. او با اشاره به اختلالهای فنی، فضای رسانهای پرتنش و ریسک سیستماتیک تحریمها، وضعیت اکوسیستم رمزارز در ایران را تلاش برای بقا توصیف میکند و معتقد است، اگر قرار بود با محدودسازی اینترنت به توسعه برسیم، امروز کره شمالی باید یکی از توسعهیافتهترین کشورهای جهان بود.
برای کسبوکارهای کریپتویی، چون مستقیما با شبکههای بلاکچینی در ارتباط هستند، وجود اینترنت پایدار حیاتی است. متأسفانه این موضوع از سمت حاکمیت جدی گرفته نشد و عملا کمک پایداری برای حل آن صورت نگرفت. نهادهای صنفی مختلف مثل سازمان نظام صنفی رایانهای کشور بارها IP سرورهای بلاکچینی را برای وایتلیست شدن ارائه کردند، اما عملا اتفاق مؤثری نیفتاد.
در طول این چهار ماه، شاید حدود یک ماه آن هم بهصورت ناپیوسته و در ساعات محدودی از روز، اینترنت سرورهای بلاکچینی وصل میشد. بخشی از واریزها و برداشتها پردازش میشد و دوباره قطع میشد. این اتصال ناپایدار عملا کارایی نداشت، چون وقتی سرور بلاکچینی از سینک خارج شود، چند ساعت زمان میبرد تا دوباره همگام شود.
این درخواست وایتلیست شدن IPها از چه زمانی مطرح شد؟
در جنگ ۱۲ روزه، عملا همه، چه در حاکمیت و چه در بخش خصوصی، غافلگیر شده بودند. اما از پاییز سال گذشته، سازمان نظام صنفی رایانهای در جلساتی با وزارت ارتباطات قولهایی گرفته بود که در صورت بروز بحران، اینترنت پایدار برای کسبوکارها حفظ شود.
با این حال، در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ هم این وعده عملی نشد. زمانی که حدود ۱۸ دی اینترنت روی کل کشور قطع شد، سرورهای عملیاتی کسبوکارها هم دچار قطعی شدند. چند روز بعد، اتصال محدود و چندساعته برقرار شد، اما چون پایدار نبود، عملا مشکلی را حل نمیکرد.
این اختلال فقط سمت کسبوکارها بود یا کاربران هم امکان تراکنش نداشتند؟
کاربران هم بهشدت آسیب دیدند. برای انجام برداشت یا استفاده از کیفپولها و صرافیهای خارجی، دسترسی پایدار به اینترنت لازم است. در این چهار ماه، عملا کاربران فقط بین پلتفرمهای داخلی امکان جابهجایی داشتند و بیشتر هم در حال نقد کردن داراییهایشان بودند؛ چون در شرایط جنگی نیاز به نقدینگی داشتند.
به دلیل قطع بودن اینترنت، بسیاری از کاربران نمیتوانستند دارایی را از کیفپول شخصی به صرافی منتقل کنند و معاملات عملا محدود به اکوسیستم داخلی شده بود.
در این شرایط، بخشی از پلتفرمها هم مجبور شدند توسعه را متوقف کنند یا تعدیل نیرو کنند. برآوردی از وضعیت اکوسیستم رمزارز در این یک سال داریم؟
آمار شفاف و دقیقی منتشر نشده، اما چیزی که مشخص است، اولین هزینهای که تقریبا به صفر رسید، هزینههای مارکتینگ بود. کمپینهای تبلیغاتی و بخشهایی از هزینههای منابع انسانی کاهش پیدا کرد.
وقتی اتفاقاتی مثل قطع OTP، اختلال اینترنت و تغییر رفتار معاملهگران را کنار هم میگذاریم، این حس ایجاد میشود که داریم به سمت یک «اکوسیستم کریپتوی ملی» حرکت میکنیم؛ یعنی خدماتی محدودتر، کندتر و با کیفیت پایینتر. این سناریو را چقدر محتمل میبینید؟
شاید برخی در شورای عالی فضای مجازی چنین ذهنیتی داشته باشند، اما به نظرم این سناریو عملا قابل تحقق نیست. کریپتو ذاتا وابسته به شبکه جهانی است. شما نمیتوانید بیتکوین را داخل سرورهای داخلی بومیسازی کنید.
برخلاف شبکههای اجتماعی که میشود نمونه داخلی ساخت، در کریپتو کل ساختار مالی بر بستر جهانی تعریف شده است. اگر بخواهیم چیزی شبیه «کریپتوی ملی» بسازیم، عملا به همان شبکه بانکی و شاپرک فعلی میرسیم و دیگر فلسفه وجودی کریپتو از بین میرود.
کاربران حالا مجبورند از VPNها و کانفیگهای ناشناس استفاده کنند و این احتمال کلاهبرداری یا شنود را بالا برده است. وضعیت امنیتی کاربران ایرانی الان نسبت به گذشته چقدر بدتر شده؟
کاربران الان مجبورند VPN را از افرادی تهیه کنند که هیچ هویت مشخصی ندارند. این یعنی ریسک شنود، دستکاری ترافیک و حتی تغییر دادهها بالا میرود. البته این ریسک در همه VPNها وجود دارد، اما وقتی فروشنده VPN بداند کاربر در حال انجام تراکنش رمزارزی است، طبیعتا انگیزه سوءاستفاده هم بیشتر میشود.
به همین دلیل، قطعی اینترنت عملا ریسک امنیتی کاربران را چند برابر کرده است. اگر هم کاربران مجبور به استفاده هستند، بهتر است تا حد ممکن از سرویسهای قابلاعتمادتر مثل سیمکارتهای خاص یا اینترنتهای محدود اما رسمی استفاده کنند، نه کانفیگهایی که در تلگرام فروخته میشود.
موضوع دیگری که اخیرا باتوجه به گزارش رویترز در مورد یکی از بزرگترین صرافیهای داخلی جدیتر شده، بحث فریز شدن داراییها و تحریم کیفپولهاست. حتی خبرهایی درباره برچسب خوردن بعضی آدرسها به نام بانک مرکزی ایران منتشر شد. آیا میشود گفت ریسک سیستماتیک برای کسبوکارهای کریپتویی ایران افزایش پیدا کرده؟
این ریسک از روز اول وجود داشت. ما یک کشور تحریمی هستیم و طبیعتا زیر ذرهبین نهادهای مالی بینالمللی قرار داریم.
نکته مهم این است که برخلاف تصور عمومی، کریپتو ابزار مناسبی برای پولشویی نیست، چون همه تراکنشها روی بلاکچین ثبت و تا سالها قابل رهگیری هستند. عمده استفادههایی که در ایران از کریپتو انجام شده، مربوط به پرداختهای کوچک و متوسط و نیازهای وارداتی محدود بوده، نه جابهجایی گسترده پول نفت یا پتروشیمی.
اما بله، ریسک فریز شدن وجود دارد. بهخصوص وقتی تراکنشها با منابع مشکوک یا کیفپولهای پرریسک مخلوط شوند. کسبوکارها مجبورند با مدیریت کیفپولها، جابهجایی مستمر دارایی و توزیع ریسک، احتمال مسدود شدن را کاهش دهند.
با این حجم از بحران، کسبوکارها الان دقیقا برای بقا چه کاری میتوانند انجام دهند؟
واقعیت این است که تقریبا همه در مد بقا هستند. هزینههای اضافی حذف شده و همه تلاش میکنند سازمان و نیروی انسانیشان را حفظ کنند.
حتی یکی از فعالان حوزه رمزارز که فقط برای برقراری اینترنت و ادامه فعالیت همکارانش اقدام کرده بود، در هفته اول جنگ بازداشت شد و بعد از حدود ۵۶ روز آزاد شد. با وجود نامهنگاری نهادهای صنفی، برخورد بسیار سختی با او شد. در حالی که بعضی رسانهها از روز اول اینترنت داشتند، اما کسبوکاری که بدون اینترنت بینالملل عملا فلج میشود، با محدودیت شدید مواجه شد.
آیا صنف برنامهای برای شفافتر کردن ریسکها برای کاربران دارد؟
در این مدت، هم انجمن بلاکچین ایران و هم انجمن فینتک و نصر نامهنگاریهای زیادی با نهادهای مختلف داشتند؛ هم برای بازگشت اینترنت بینالملل و هم برای رفع محدودیت سرورهای عملیاتی کسبوکارها.
اما از سمت کاربران، ارتباطگیری گستردهای شکل نگرفت؛ احتمالا چون این نهادها بیشتر با کسبوکارها در ارتباط هستند تا جامعه کاربران.
انتظار اکوسیستم رمزارز از حاکمیت چیست؟
از شورای عالی فضای مجازی، شورای امنیت کشور و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات انتظار داریم که با اینترنت برخورد قهری نداشته باشند.
اگر قرار بود با محدودسازی اینترنت به توسعه برسیم، امروز کره شمالی باید یکی از توسعهیافتهترین کشورهای جهان بود. در حالی که کافی است وضعیت آن را با کره جنوبی مقایسه کنیم؛ کشوری که بخش بزرگی از اقتصادش بر پایه اقتصاد دیجیتال شکل گرفته است.
امیدوارم این محدودیتها هرچه زودتر رفع شود، چون اینترنت آزاد حق همه شهروندان ایرانی است.