گزارش سهماهه تنسنت؛ رشد درآمد ادامه دارد، اما آهستهتر
تنسنت در گزارش مالی سهماهه نخست ۲۰۲۶ اگرچه از رشد درآمد و بازدهی سرمایهگذاریهای هوش…
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۴ دقیقه

هوش مصنوعی در حال تغییر نقش بنیانگذاران استارتآپها از انجامدهنده کارها به طراح سیستمهای خودکار است. با شروع انقلاب هوش مصنوعی در عملیات کسبوکار، تعداد فزایندهای از بنیانگذاران از اتکا به فرایندهای کاملاً دستی فاصله گرفتهاند و به استفاده از AI بهعنوان یک پشتیبان قدرتمند یا حتی یک همبنیانگذار برای خودکارسازی وظایف کلیدی روی آوردهاند.
نتیجه آن شده که بهجای آشفتگی و ناکارآمدی، بنیانگذارانی که با رویکردی سنجیده و استراتژیک به ادغام هوش مصنوعی میپردازند، یک مزیت رقابتی واقعی ایجاد کردهاند.
آشفتگی در انجام کارها و پیشبرد پروژه اغلب وضعیت پیشفرض بسیاری از بنیانگذاران استارتآپها بوده است. استارتآپها معمولاً در میان تعداد زیادی ابزار و جریانهای کاری پراکنده غرق میشوند که بسیاری از آنها همچنان به ورودیهای دستی وابستهاند و نیازمند جابهجایی مداوم بین زمینههای مختلف هستند. این وضعیت به ناکارآمدیهایی منجر میشود که مقیاسپذیری را تقریباً غیرممکن میکند.
این مشکلات معمولاً با اضافه کردن نیروی انسانی بیشتر هم حل نمیشوند. سیستمهای پراکنده و آشفته فقط به ایجاد جزیرههای دانشی منجر میشوند که مانع همکاری سازمانی و سازگاری با تغییرات صنعت میشوند. هرچه سیستم پراکندهتر باشد، دستیابی به بینشهای معنادار سختتر میشود.
برای مثال، ۷۱درصد از تبلیغکنندگان محیطهای دادهای خود را آشفته توصیف میکنند و ۴۶درصد از آژانسها سیلوهای دادهای داخلی را یکی از عوامل اصلی هدررفت هزینه در رسانههای دیجیتال میدانند. سیستمهای دستی، جزیرهای و آشفته، صرفنظر از تعداد نیروی انسانی، نتیجه مطلوبی ایجاد نمیکنند.
در چنین شرایطی، تعداد بیشتری از بنیانگذاران به سمت استراتژی «AI-first» حرکت میکنند. این میتواند شامل هر چیزی باشد؛ از ادغام هوش مصنوعی در عملیات روزمره گرفته تا استفاده از آن بهعنوان یک همبنیانگذار کامل.
با اینکه کاربردها متفاوتاند، اما همه آنها از یک مجموعه اصول مشترک پیروی میکنند. بنیانگذارانی که بهدنبال مزیت رقابتی هستند، نه آشفتگی عملیاتی، کار را با تمرکز بر حوزههایی با بازگشت سرمایه بالا شروع میکنند. آنها به AI بهعنوان یک لایه عملیاتی نگاه میکنند که روی ابزارهای مختلف مینشیند، دادهها را به هم متصل میکند و بر اساس آنها عمل میکند. همچنین تلاش میکنند سیستمها و جریانهای کاریای طراحی کنند که امکان بهینهسازی مداوم توسط AI را فراهم کند.
برای مثال، طبق تحقیقات Zentist، تعداد فزایندهای از کلینیکهای دندانپزشکی از هوشمصنوعی و اتوماسیون برای انجام کارهای اداری پرتکرار استفاده میکنند، طبق این گزارش ۶۷ درصد برای بررسی صلاحیت بیمه، ۵۷ درصد برای ارتباط با بیمار و انجام یادآوریها و ۴۳ درصد برای ثبت پرداختها.
با اینکه این وظایف نسبتاً ساده هستند، نتایج گزارششده از جمله افزایش بهرهوری کارکنان، صرفهجویی در زمان، رضایت بیشتر و کاهش فرسودگی نشان میدهد این تمرکز عملیاتی چگونه بهرهوری را بالا میبرد و بار کاری را پایدارتر میکند.
اجرای هدفمند AI سرعت و بهرهوری را افزایش میدهد و به بنیانگذاران و تیمها زمان بیشتری برای کارهای سطح بالاتر میدهد. همچنین امکان دسترسی لحظهای به دادهها را فراهم میکند که تصمیمگیری را بهبود میدهد. اتوماسیون کارآمد کمک میکند کسبوکارها در حالی که هزینهها را کنترل میکنند، مقیاسپذیر شوند.
همانطور که نمیتوان فقط با اضافه کردن نیروی انسانی مشکل را حل کرد، نمیتوان صرفاً با اضافه کردن AI به آشفتگی عملیاتی، آن را به مزیت تبدیل کرد. بدون یک چارچوب درست، فقط آشفتگی را در مقیاس بزرگتر بازتولید میشود.
در عوض، بنیانگذاران باید قبل از استفاده از AI، فرایندها و جریانهای کاری خود را استاندارد کنند. همچنین باید دادههای خود چه خوب و چه بد را ممیزی کنند تا مطمئن شوند اطلاعات مفید کافی در اختیار AI قرار میدهند. علاوه بر این، باید سیستمهایی برای جمعآوری دادههای موردنیاز AI ایجاد کنند.
بنیانگذاران باید مسائل واقعی کسبوکار با بازگشت سرمایه قابل اندازهگیری را شناسایی کنند که AI بتواند آنها را حل کند. این لزوماً به معنای سود مالی مستقیم نیست. بهتر است از کارهای تکراری، خستهکننده و دادهمحور شروع کنند جایی که AI بهترین عملکرد را دارد.
بسیاری از بنیانگذاران همچنین مدل «چند-عامل» را مفید میدانند. بهجای استفاده از یک ابزار عمومی AI، استفاده از چند عامل تخصصی که هرکدام برای یک وظیفه خاص طراحی شدهاند، میتواند بینش دقیقتری ارائه دهد. یک لایه کنترل مرکزی نیز میتواند ابزارها، جریانهای کاری و اتوماسیونها را به هم متصل کند.
با ایجاد این زیرساخت، بنیانگذاران میتوانند به آشفتگی نظم بدهند، بازخوردهای معنادار بگیرند و بهصورت مستمر سیستمها را بهبود دهند.
در محیط پرشتاب امروز، کسبوکارهای موفق آنهایی نخواهند بود که هنوز در مرحله فکر کردن به پیادهسازی AI هستند. برندهها کسانی هستند که از ابتدا بهصورت استراتژیک به سمت آن حرکت میکنند. استفاده از AI برای حل مسائل مشخص سازمانی کمک میکند دادهها بهتر استفاده شوند، توان انسانی تقویت شود و فرایندها بهینه شوند.
منبع:Inc