بسته حمایتی وزارت علوم برای استارتآپهای خسارتدیده ابلاغ شد
بسته حمایتی وزارت علوم برای استارتآپها و شرکتهای فناور آسیبدیده از جنگ شامل اعطای گرنت…
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۸ دقیقه

استارتآپها بیشتر از آنکه برمدار نوآوری بچرخند به تزریق سرمایه و دسترسی به زیرساختهای ارتباطی وابستهاند. این بازیگران در شرایط بحرانی، جنگ و رکود، عمیقتر از هر برهه دیگر متضرر شده و تا مرز نابودی پیش میروند. همچنین در این دوره تمرکز و تلاش از توسعه و ترقی به کاهش هزینهها، کسب درآمد پایدار و افزایش تابآوری محدود میشود.
بهگزارش پیوست، ساختار استارتآپی در مواجهه با بحرانهای عمیق، بیش از هر چیز به جریان نقدینگی وابسته است و مطالعات بینالمللی نشان میدهد دسترسی به سرمایه، عامل تعیینکننده در تداوم یا خروج کسبوکارها از بازار است. با این حال، میزان آسیبپذیری استارتآپها در برابر شوکهای بیرونی یکسان نیست و بسته به حوزه فعالیت و نوع تقاضایی که هدف قرار میدهند، متفاوت عمل میکند.
در دورههای رکود یا بیثباتی، الگوی مصرف خانوارها بهسرعت تغییر میکند و هزینهکرد از کالاها و خدمات غیرضروری به سمت نیازهای پایه جابهجا میشود. این تغییر، مستقیما به افت تقاضا در برخی بخشها منجر میشود و استارتآپهای فعال در حوزههایی مانند کالاهای لوکس، سرگرمی و خدمات غیرالزامی را با کاهش شدید درآمد مواجه میکند. در مقابل، کسبوکارهای مرتبط با نیازهای ضروری یا خدمات پایه، یا ثبات بیشتری را تجربه میکنند یا حتی با افزایش تقاضا روبهرو میشوند. گزارشهای Bank for International Settlements نیز نشان میدهد در چنین شرایطی، فینتکهای اعتباری و مدلهای پرریسک مانند BNPL بهدلیل افزایش نرخ نکول و کاهش توان بازپرداخت، در معرض فشار مضاعف قرار میگیرند.
رفتار سرمایهگذاران نیز در امتداد همین تغییرات شکل میگیرد، اما نه بهصورت کاملا همجهت. در شرایط نااطمینانی، سرمایه بهطور کلی محافظهکارتر میشود و از مدلهای پرریسک فاصله میگیرد، اما الزاما صرفا از الگوی مصرفکننده تبعیت نمیکند. در عوض، سرمایهگذاران به سمت حوزههایی حرکت میکنند که یا تقاضای پایدار دارند یا در بستر بحران، اهمیت استراتژیک پیدا میکنند؛ حوزههایی مانند امنیت، دفاع و فناوریهای زیرساختی. در نتیجه، حتی اگر بخشی از بازار مصرف کوچک شود، تمرکز سرمایه میتواند در برخی بخشها تشدید شود.
در اقتصادهایی که جنگ یا رکود مزمن دارند، این دو روند یعنی کاهش تقاضای مصرفی در برخی بخشها و بازتخصیص سرمایه به حوزههای محدود، بهصورت همزمان عمل میکنند و در نهایت به بازآرایی اکوسیستم استارتآپی منجر میشوند. در چنین وضعیتی، اختلال در هر یک از حلقههای این زنجیره، از تقاضا تا تأمین مالی، میتواند بهصورت دومینویی بر بقا و توسعه استارتآپها اثر بگذارد.
استارتآپها هرچند ممکن است رشد شتابان یا سوددهی قابل توجهی را ثبت کنند، اما پایه و بدنه آنها بهشدت به سرمایهگذاری مستمر متکی است. از همین رو، ساختار این کسبوکارها در برابر شوکهای اقتصادی، سیاسی و دیجیتالی چندان مقاوم نیست. بر اساس تحلیلهای CB Insights، حدود ۳۸ درصد شکست استارتآپها بهطور مستقیم به اتمام نقدینگی مربوط است و در برآوردی کلی، بین ۷۰ تا ۹۰ درصد شکستها ریشه در ضعفهای مالی دارد.
در چنین بستری، صنایع بهعنوان یکی از اهداف مستقیم یا غیرمستقیم بحرانها، نقشی تعیینکننده در تضعیف یا تقویت اکوسیستم استارتآپی دارند. حتی در مواردی که صنایع بهطور مستقیم هدف قرار نمیگیرند، کاهش تولید، اختلال در زنجیره تامین و افت درآمد آنها میتواند جریان سرمایهگذاری را محدود کند. از آنجا که بسیاری از این صنایع در نقش سرمایهگذار یا شریک تجاری استارتآپها عمل میکنند، تضعیف آنها بهصورت مستقیم بر تأمین مالی، هزینههای عملیاتی و جایگاه بازار استارتآپها اثر میگذارد.
رفتار سرمایهگذاران نیز در مواجهه با بحران، الگوی قابلتوجهی دارد. در مراحل اولیه، رویکرد غالب انتظار و تعویق تصمیمگیری است؛ در ادامه و با تداوم بحران، استراتژیهای محافظهکارانهتر جایگزین میشود. با توجه به اینکه سرمایهگذاری در استارتآپها ذاتا پرریسک و مبتنی بر آینده است، در شرایط نااطمینانی احتمال خروج یا تعلیق سرمایه افزایش مییابد؛ روندی که ابتدا بر نوآوری و توسعه و در ادامه بر بقای کسبوکارها اثر میگذارد.
در مقیاس جهانی نیز دادهها موید همین روند هستند. حجم سرمایهگذاری خطرپذیر در سال ۲۰۲۴، تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک، نسبت به سال قبل کاهش یافته و توزیع آن نیز دچار تغییر شده است. مطالعات مرتبط با پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین نشان میدهد در دوره آغازین جنگ، تعداد کسبوکارهای کوچک در اوکراین حدود ۱۴ درصد و در روسیه حدود ۴۲ درصد کاهش یافته است. همزمان، بخشی از سرمایهها از حوزههای عمومی به سمت بخشهایی مانند دفاع، امنیت سایبری و فناوریهای دوگانه هدایت شدهاند.
با این حال، درباره ایران هنوز تصویر آماری روشنی در دست نیست. بهدلیل تداوم نااطمینانی هنوز اطلاعات مستندی از میزان دقیق سرمایهگذاری یا خروج سرمایه از اکوسیستم استارتآپی منتشر نشده یا هنوز بهصورت نظاممند جمعآوری نشده است. با این حال، اگر روندهای شکلگرفته در بحرانهای سال ۱۴۰۴ را مبنا قرار دهیم میتوان انتظار داشت که جریان سرمایه به این بخش با کاهش یا دستکم با احتیاط بیشتری مواجه شده باشد.
نگاهی به دادههای کشورهایی که با بحران روبهرو بودند یا هستند نشان میدهد جنگ و نااطمینانی معمولا به مرگ سرمایهگذاری ختم نمیشود اما تمام معادله مالی را بهم ریخته و شکلی جدید به آن میدهد. حجم سرمایه در بهترین حالت ثابت مانده یا کاهش مییابد، توجه و تمرکز به سمت صنایع زودبازده و بیشتر دفاعی و امنیتی میرود و رقابت برای جذب سرمایه افزایش مییابد. همچنین استارتآپهایی که در حوزههای سرویسهای ضروری و با اولویت بالا قرار ندارند به حاشیه کشیده میشوند و شاید بتوان گفت این تکانههای بزرگ به یکباه اکوسیستم را از بین نمیبرند بلکه منجر به بازطراحی بخش عمدهای از آن میشود.
مفهوم Runway یکی از کلیدیترین شاخصهای بقا استارتآپهاست و بهمدت زمانی گفته میشود که یک استارتآپ بدون جذب سرمایه جدید همچنان باقی بماند. Runway معمولا بر اساس میزان نقدینگی موجود و نرخ مصرف ماهانه (burn rate) محاسبه میشود. در عمل، هرچه burn rate بالاتر باشد یا جذب سرمایه دشوارتر شود، Runway کوتاهتر میشود. طبق گفته و تجربه سرمایهگذاران خطرپذیر در Sequoia Capital، مفهوم Runway در شرایط بحرانی باید از حالت استاندارد یعنی ۱۲ الی ۱۸ ماه به بیش از ۲۴ ماه افزایش بیاید تا ریسک بقا کاهشی شود.
کاهش هزینهها و کوچکسازی تیم، افزایش بهرهوری سرمایه و تمرکز روی درآمد سریع بهجای توسعه و ترقی ۳ اقدام اصلی استارتآپها در مواجهه با بحران است
در دوره رکود و جنگ جذب سرمایه جدید مانند سابق نیست و قطعا با سختی همراه است، همچنین ارزشگذاریها کاهش یافته و سرمایهگذاران احتیاط بیشتری از خودشان نشان میدهند. بنابراین استارتآپهایی که Runway کوتاهی دارند سریعتر وارد بحران نقدینگی میشوند. در دوران جنگ یا هرگونه بیثباتی اقتصادی و سیاسی درآمد و هزینهها اولین توازنی است که بهم میریزد. درآمدها کاهشی شده و هزینههای عملیاتی افزایش مییابد و همینطور جذب سرمایه تقریبا اتفاق نمیفتد. ترکیب این عوامل باعث میشود Runway واقعی استارتآپها بسیار سریعتر از حالت عادی مصرف شود.
تحلیلهای Sequoia Capital میگوید استارتآپها در مواجهه با بحرانهای جدی، عمیق و طولانی ۳ اقدام اساسی را در نظر میگیرند. کاهش هزینهها و کوچکسازی تیم، افزایش بهرهوری سرمایه و تمرکز روی درآمد سریع بهجای توسعه و ترقی. در این تحلیل آمده است که همه این اقدامات بهمنظور افزایش Runway و خرید زمان برای عبور از دوره بحران اتخاذ میشود.
ایران مدتهاست که با چالشهای مختلفی از جمله فشارهای اقتصادی، جنگ و تهدیدهای سیاسی روبهروست. بررسی دیگر کشورهایی که شرایط مشابه ایران را دارند یا حداقل با یکی از این معضلات روبهرو هستند میتواند در ارائه راهکاهای مفید نتیجهبخش باشد. اوکراین، افغانستان و ترکیه ۳ کشوری هستند که هر کدام مدتهاست با بحرانهایی نظیر جنگ و نوسانهای اقتصادی دست به گریباناند. اکوسیستم استارتآپی در کشور اوکراین پس از آغاز جنگ در سال ۲۰۲۲ محدود شد اما از متوقف نشد. بر اساس مطالعه Audretsch et al تعداد کسبوکارهای کوچک در این کشور در دوران جنگی ۱۴ درصد کاهش یافت. اما از سوی دیگر استارتآپهای اوکراینی در سال ۲۰۲۴ موفق به جذب حدود ۴۶۲ میلیارد دلار سرمایه شدند و به گفته U.Ventures بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ استارتآپ این کشور فعال باقی ماندند.
همچنین سرمایهگذاری روی فناوریهای دفاعی افزایش یافت و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۰ استارتآپ دفاعی توانستند بالغبر ۱۰۵ میلیون دلار سرمایه جذب کنند. طبق برآوردهای مؤسسه Kyiv School of Economics، اندازه بازار فناوریهای دفاعی اوکراین در سال ۲۰۲۵ به حدود ۶.۸ میلیارد دلار رسیده است.
افغانستان هم از دیگر کشورهایی است که در چندسال اخیر شرایط متفاوتی دارد. اکوسیستم استارتآپی این کشور پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۱ بهصورت جدی متوقف شد. بر اساس گزارشهای World Bank و ارزیابیهای UNDP، از آن زمان به بعد دسترسی به سرمایه خارجی تقریبا قطع شد، بخش بزرگی از استارتآپها تعطیل یا مهاجرت کردند و فعالیتهای نوآورانه وارد فاز رکود شد.
در دوره بحران ارزی و کاهش ارزش لیر، اکوسیستم استارتآپی ترکیه با افزایش هزینههای دلاری و کاهش سرمایهگذاری خارجی مواجه شد. طبق گزارشهای OECD و تحلیلهای Crunchbase، بسیاری از استارتآپها برای بقا به بازارهای خارجی مهاجرت و سرمایهگذاران به سمت مدلهای کمریسکتر یا صادراتمحور حرکت کردند.
در مجموع، تجربه اوکراین، افغانستان و ترکیه نشان میدهد بلاتکلیفی در سیاستگذاری، بیش از خود بحران به تضعیف اکوسیستمهای نوآوری منجر میشود. ایران نیز ناگزیر است میان دو مسیر روشن تصمیم بگیرد: یا با پذیرش محدودیتها، بهصورت رسمی از توسعه بخش استارتآپی عقبنشینی کند، یا با تعریف اولویتهای مشخص، تمرکز منابع و طراحی سازوکارهای تأمین مالی، این بخش را بهصورت هدفمند هدایت کند.