skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

ناداستانیک روز یک مدیر

معمار صدا حالا تهیه‌کننده پادکست است؛ حبه‌ای که انگور شد

۷ مهر ۱۴۰۴

مهرک محمودی

شماره ۱۳۸

زمان مطالعه : ۱۲ دقیقه

معمار صدا حالا تهیه‌کننده پادکست است؛ حبه‌ای که انگور شد

۷ مهر ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۱۲ دقیقه

شماره ۱۳۸

وقتی از خشایار جباری، مدیرعامل تارنگ، پرسیدم چه نسبتی میان طراحی ساختمان و ساخت یک پادکست وجود دارد، بی‌مکث و ساده گفت: «به جایی رسیده‌ام که دوست دارم محصولی بسازم که خودم مشتاق شنیدنش باشم.» همین جمله کوتاه، عصاره شخصیت اوست؛ کسی که اگر چیزی را بخواهد و آن را در دسترس نیابد، دست‌به‌کار می‌شود و خودش آن را می‌سازد. رد این روحیه را می‌توان در مسیر زندگی‌اش دید؛ از کشیده شدن به سمت واردات تجهیزات صدا مثل اسپیکرهای دانمارکی ویفا، تا ساخت پادکست «روغن حبه انگور». برای او صدا نه فقط یک ابزار، که بخشی از خاطره و زندگی است؛ چیزی ماندگار که انگیزه‌ای شد برای خلق یک پادکست، واردات اسپیکرهای ویفا، و در نهایت ثبت برند اختصاصی DEN AUDIO.     بیشتر اطلاعاتی که در صفحات شخصی فضای مجازی خود منتشر می‌کنید مربوط به پادکست روغن حبه‌انگور است اما تخصص شما معماری داخلی است و از سویی وارد کننده محصولات صدا و ویفا هستید. چه اتفاقی موجب می‌شود یک معمار داخلی به واردات تجهیزات صوتی علاقه‌مند ‌شود؟ این کار از جمله علایق شخصی من بوده. حوالی سال ۱۳۹۴، دنبال هدیه‌ای برای کسی می‌گشتم که بتواند حس و حال خاصی را منتقل کند. در یکی از فروشگاه‌ها سه مدل ویفا دیدم. آنچنان جذب طراحی و کیفیتش شدم که وقتی اسپیکر رسید، شور و ذوق من از کسی که قرار بود هدیه را بگیرد، بیشتر بود. این تجربه اولیه چیزی فراتر از خرید یک اسپیکر بود. از همان‌جا مسیر علاقه‌‌ام به برند ویفا آغاز شد و کم‌کم به فکر تبدیل این علاقه، به فعالیتی تجاری افتادم. فکر کردید ویفا می‌تواند در طراحی داخلی مورد استفاده قرار گیرد چرا که رنگ و لعاب خاصی دارد و به نوعی از سایر تجهیزات صوتی متمایز است؟ نه دقیقاً. ورود من به دنیای ویفا، از سمت طراحی نبود. برای من همه‌چیز از یک حس...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۳۸ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۳۸ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/mhh

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو