skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

ناداستانیک روز یک مدیر

فرزین فردیس از فعالیت صنفی تا مدیرعاملی سرآوا: دیگر رانتی نمانده که توزیع شود

۸ دی ۱۴۰۴

مهرک محمودی

شماره ۱۴۱

زمان مطالعه : ۲۰ دقیقه

فرزین فردیس از فعالیت صنفی تا مدیرعاملی سرآوا: دیگر رانتی نمانده که توزیع شود

۸ دی ۱۴۰۴

زمان مطالعه : ۲۰ دقیقه

شماره ۱۴۱

گفت‌وگو با فرزین فردیس شبیه نشستن پای صحبت‌های دوستی است که می‌شود ساعت‌ها با او از اقتصاد و سیاست‌گذاری تا خاطرات ریزودرشت مسیر حرفه‌ای‌اش حرف زد؛ بی‌آنکه لحظه‌ای احساس پیچیدگی یا فاصله کنید. ساده و روشن حرف می‌زند، اما پشت همین سادگی لایه‌هایی از تجربه، تعمق و محرمانگی‌های ناگفته پنهان است؛ همان‌هایی که چندبار وسط گفت‌وگو مکث کرد و لبخندزنان گفت: «فعلاً نمی‌توانم بگویم، وقتی از حالت محرمانه خارج شد، خودش قصه‌ای مفصل است.» فردیس امروز برای بسیاری بیش از آنکه مدیرعامل سرآوا باشد، یک چهره صنفی شناخته می‌شود؛ چهره‌ای که از اتاق بازرگانی تا روایتگری چالش‌های اقتصاد دیجیتال، نقشی فعال داشته است. اما در کنار این تصویر عمومی، او چهره دیگری هم دارد: مدیرعاملی که هدایت یکی از مشهورترین و بحث‌برانگیزترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری جسورانه کشور را در دورانی بر عهده گرفت که سرآوا به‌نظر می‌آمد به پایان یک دوره رسیده باشد. گفت‌وگو با او از همین دوگانگی آغاز می‌شود؛ از این پرسش که چگونه چهره صنفی‌اش ناگهان بر چهره کسب‌وکارش غلبه کرد و چرا در بزنگاهی که بسیاری سرآوا را تمام‌شده می‌پنداشتند، او پذیرفت بر صندلی مدیرعاملی آن بنشیند. [aparat id="mvhndv6"] آقای فردیس، چهره صنفی شما به‌صورت ناگهانی پررنگ‌تر از چهره کسب‌و‌کاری‌تان شد، این اتفاق خودخواسته بود یا به‌دلیل فعالیت‌های صنفی چنین شد؟گذشته را که مرور می‌کنم چند نقطه روشن در تصمیمم نقش اساسی داشته است. ما اولین‌بار به‌دلیل ماهیت پیمانکاری شرکت و نیاز قانونی به کارت بازرگانی به اتاق بازرگانی رفتیم. در ابتدا اتاق برایم فقط نهادی بود که یک مجوز صادر می‌کند اما رفت‌و‌آمد مداوم و کنجکاوی همان سال‌ها نشانم داد که پشت این ساختار ظاهراً اداری، زیستی مشترک شکل گرفته است. در اتاق بازرگانی می‌توان با آدم‌هایی روبه‌رو شد که مسیرهای طولانی‌ای طی کرده‌اند. ازهمین‌رو شنیدن روایت‌های موفقیت و شکست چنین افرادی در حالت عادی شاید هیچ‌وقت نصیب کسی نشود. این مواجهه برای من که تجربه...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۴۱ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۴۱ پیوست
دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/n8x

روزنامه‌نگاری را از سینما شروع کردم؛ با این تصور که یک روزنامه‌نگار باید از هر حوزه‌ای سر دربیاورد. خیلی زود اما یک اتفاق ساده مسیرم را به سمت روزنامه‌نگاری اقتصادی برد و پایم به تحریریه روزنامه‌های صدای عدالت، آزاد، ابرار اقتصادی، فرهنگ آشتی و همشهری اقتصادی باز شد. زندگی حرفه‌ای من کلاً با همین اتفاق‌های ساده جلو رفته است. یکی دیگر از آنها باعث شد همکاری نیمه‌وقتی با هفته‌نامه عصر ارتباط را در حوزه تجارت و بانکداری الکترونیکی شروع کنم. آن کار نیمه‌وقت خیلی زود تمام‌وقت شد و ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ تا اینکه باز هم یک اتفاق، مسیر را عوض کرد. این بار مقصد پیوست بود؛ رسانه‌ای که همراه با همکارانم پایه گذاشتیم و سال‌هاست خانه حرفه‌ای من است. به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران پیوست، از سال ۱۴۰۱ سردبیری آن را بر عهده گرفتم؛ هرچند سردبیر شدن باعث نشد از خبرنگاری فاصله بگیرم. هنوز مصاحبه می‌کنم، گزارش می‌نویسم، سؤال می‌پرسم و دنبال سوژه‌ای می‌گردم که ارزش روایت کردن داشته باشد. تجارت، بانکداری و دولت الکترونیکی علاقه‌های قدیمی من هستند، اما در این سال‌ها تنظیم‌گری، اینترنت، اقتصاد دیجیتال و حالا هوش مصنوعی هم به آنها اضافه شده‌اند. بیشتر از خود فناوری، برایم این مهم است که فناوری و تصمیم‌هایی که درباره آن گرفته می‌شود چه تغییری در زندگی مردم و کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. و احتمالاً اتفاق ساده بعدی، باز هم چیزی به این فهرست اضافه خواهد کرد.

تمام مقالات

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو