بازآفرینی نیروی کار، راهکار حفظ جایگاههای شغلی در برابر تغییر مهارتها است
در دنیایی که پویایی بازار کار به ایجاد و حذف مشاغل محدود نمیشود، آنچه بیش…
۱۵ فروردین ۱۴۰۴
۱۵ فروردین ۱۴۰۴
زمان مطالعه : ۱۱ دقیقه
تاریخ بهروزرسانی: ۱۴ فروردین ۱۴۰۴
ویرال شدن یک محتوا فقط شانس یا اتفاق نیست و قطعاً تصادفی رخ نمیدهد. دلیلی علمی وجود دارد که چرا برخی ایدهها فراگیر میشوند و برخی دیگر به فراموشی سپرده میشوند. برای متخصصانی که در حوزه بازاریابی فعالیت میکنند، درک این علم بسیار حیاتی است. برای اینکه به این موضوع پی ببریم، چرا برخی پستها به سرعت به اشتراک گذاشته یا به اصطلاح وایرال میشوند، برخی دیگر توسط کاربران نادیده گرفته میشوند. باید از لحاظ روانشناسی و استراتژیهایی که باعث میشوند مردم نتوانند نسبت به اشتراک گذاری محتوا مقاومت کنند؛ بررسی شوند.
علم وایرال شدن محتوا به ساختاری وابسته است که تعیین میکند کدام محتوا بیحرکت باقی میماند و کدام به سرعت منتشر شده و به هزاران یا حتی میلیونها نفر میرسد. در DataDab، این موضوع بر پایه ترکیبی از روانشناسی، رفتار اجتماعی و زمانبندی استراتژیک بررسی میشود. یکی از عوامل کلیدی در وایرال شدن، جرقه احساسی است. مردم محتوایی را به اشتراک میگذارند که احساسات شدیدی مانند شگفتی، شادی یا غافلگیری در آنها ایجاد کند. برای ترغیب مخاطبان به اشتراکگذاری، محتوایی تولید کنید که این احساسات را برانگیزد. همچنین، با آزمایش حالات احساسی مختلف، میتوان دریافت که کدام یک بیشترین تعامل را ایجاد کرده و ارتباط عمیقتری با مخاطبان برقرار میکند.
در این موضوع ابتدا باید درباره احساسات صحبت کنیم. دلیل محبوبیت ویدیوهای دلگرمکننده از گربهها، لحظات احساسی دیدارهای دوباره یا کلیپهای خبری خشمبرانگیز این است که احساسات ما را درگیر میکنند و تجربهای عمیق ایجاد میکنند. تحقیقات دانشگاه پنسیلوانیا نشان داده است که محتوایی که احساسات شدیدی مانند شگفتی، خشم، شادی یا غافلگیری را برمیانگیزد، شانس بیشتری برای اشتراکگذاری دارد. مردم معمولاً محتوا را نه به دلیل اطلاعاتی که ارائه میدهد، بلکه به دلیل تأثیری که بر آنها میگذارد، به اشتراک میگذارند.
اگر به محتوایی که بیشترین اشتراکگذاری را در فید شما دارد نگاهی بیندازید، احتمالاً متوجه میشوید که یا شما را خندانده، شگفتزده کرده یا حس همدلیتان را برانگیخته است. احساسات، انگیزهای قوی برای اقدام هستند. زمانی که افراد چیزی را عمیقاً احساس میکنند، تمایل دارند آن احساس را با دیگران به اشتراک بگذارند.
اما همه احساسات تأثیر یکسانی ندارند. جونا برگر، نویسنده کتاب واگیردار: چگونه چیزها فراگیر میشوند، توضیح میدهد که احساساتی مانند هیجان، خشم یا سرگرمی که فرد را به اقدام وامیدارند، بیشتر از احساسات منفعل مانند غم یا رضایت، منجر به اشتراکگذاری محتوا میشوند. این موضوع به معنای دستکاری احساسات نیست، بلکه شناخت طبیعیترین واکنشهای انسانی و بهکارگیری این آگاهی برای خلق محتوایی است که تأثیرگذار باشد.
یکی از عوامل کلیدی در وایرال شدن محتوا، مفهوم “ارز اجتماعی” است. مردم تمایل دارند محتوایی را به اشتراک بگذارند که آنها را در نظر دیگران جذاب، آگاه، بامزه یا جالب توجه نشان دهد. این رفتار به طبیعت انسان برمیگردد؛ ما میخواهیم به عنوان افرادی بهروز و جالب دیده شویم. وقتی محتوایی را به اشتراک میگذاریم، تنها اطلاعات را منتقل نمیکنیم، بلکه پیامی درباره شخصیت خودمان ارسال میکنیم.
به آخرین باری که یک مقاله یا ویدیو را به اشتراک گذاشتید فکر کنید. احتمالاً یکی از دلایل اشتراکگذاری شما این بود که آن محتوا بازتابی از شخصیت شما بود. شاید شما را باهوش نشان میداد، شاید آنقدر خندهدار بود که میخواستید دوستانتان حس شوخطبعی شما را ببینند، یا شاید خبری تکاندهنده بود که نشان میداد شما از دیگران جلوتر هستید. این همان عملکرد ارز اجتماعی است.
برندها و تولیدکنندگان محتوایی که این مفهوم را درک میکنند، میتوانند محتوایی ایجاد کنند که مردم بخواهند آن را به اشتراک بگذارند، زیرا به ارزش اجتماعی آنها افزوده میشود. به کمپین Wrapped اسپاتیفای فکر کنید. هر سال، میلیونها کاربر آمار گوش دادن به موسیقی خود را به اشتراک میگذارند، زیرا این کار سرگرمکننده، شخصیسازی شده و چیزی درباره شخصیت آنها بیان میکند. این محتوا به مردم چیزی میدهد تا درباره آن صحبت کنند و در عین حال آنها را جذاب و بهروز نشان میدهد.
محتوایی که تجربههای مشترک را برجسته میکند، حس ارتباط و نزدیکی را در افراد تقویت کرده و احتمال وایرال شدن آن را افزایش میدهد. استفاده از طنز، موقعیتهای آشنا و روایتهایی که بازتابی از زندگی واقعی هستند، باعث میشود افراد احساس کنند درک شدهاند و آن را با دیگران به اشتراک بگذارند.
قابلیت وایرال شدن یک محتوا به میزان ارتباطپذیری آن بستگی دارد. محتوایی که طیف گستردهای از افراد را در بر بگیرد یا مستقیماً برای یک جامعه خاص جذاب باشد، شانس بیشتری برای انتشار گسترده دارد. این نوع محتوا باعث ایجاد واکنشی مانند «این کاملاً منم!» یا «دقیقاً همین را تجربه کردهام!» میشود. این حس همدلی و نزدیکی، محرکی قوی برای اشتراکگذاری و گسترش محتوا است.
میمها
نمونه بارزی از این موضوع هستند. میمها یکی از پربازدیدترین و پرانتشارترین اشکال محتوا در فضای آنلاین هستند، دقیقاً به این دلیل که بهشدت قابل درک و ارتباط هستند. آنها تجربههای روزمره را گرفته، با طنز پررنگترشان میکنند و باعث میشوند افراد احساس کنند که دیده شدهاند. هرچه مردم بیشتر خود را در یک محتوا ببینند، احتمال به اشتراکگذاری آن بیشتر است؛ گویی میخواهند بگویند: «این منم و فکر میکنم تو هم این را تجربه کردهای!»
این موضوع درباره محتوای برندها نیز صدق میکند. برندهایی که بتوانند تجربههای مشترک را به تصویر بکشند چه هرجومرج دورکاری، چه حس نوستالژیک خوراکیهای کودکی، یا چالشهای حفظ تعادل بین کار و زندگی شانس بیشتری برای تولید محتوایی دارند که همدلانه است و بهسرعت منتشر میشود.
محتوایی که نکات عملی و ترفندهای مفید ارائه میدهد، بهطور طبیعی تمایل افراد به اشتراکگذاری را افزایش میدهد. زمانی که محتوایی بتواند زندگی را آسانتر کند چه از طریق یک راهکار ساده، یک دستور غذای سریع، یا توصیهای ارزشمند مردم مشتاقاند آن را با دیگران به اشتراک بگذارند.
این نوع محتوا نهتنها به دیگران کمک میکند، بلکه به اشتراکگذارنده هم ارزش میبخشد، زیرا او را بهعنوان فردی آگاه و مفید معرفی میکند. به همین دلیل، محتوای کاربردی اغلب به سرعت پخش میشود.
به ویدئوهای کوتاهی فکر کنید که با جمله “میدانستید که میتوانید این کار را انجام دهید؟” شروع میشوند یا لیستهای پرطرفدار BuzzFeed که نکات ساده و مؤثر ارائه میدهند. این نوع محتوا، کوتاه، قابلفهم و سریعالهضم است و همین ویژگیها باعث انتشار گسترده آن میشود. هدف این نیست که فقط محتوا تولید کنیم، بلکه باید ارزشی ارائه دهیم که دیگران بخواهند آن را با شبکه خود به اشتراک بگذارند.
مردم محتوایی را که آنها را غافلگیر کند، بیشتر به اشتراک میگذارند. غافلگیری قدرت زیادی دارد، زیرا انتظارات را برهم میزند و توجه را به خود جلب میکند. وقتی چیزی فراتر از انتظار ما اتفاق میافتد، مغزمان برای لحظهای متوقف میشود تا این ناهماهنگی را پردازش کند. این تغییر ناگهانی، باعث میشود که توجه بیشتری به محتوا داشته باشیم و در دنیایی که جلب توجه ارزشمندترین دارایی است، این یک فرصت طلایی محسوب میشود.
البته غافلگیری نباید بیش از حد باشد. این عنصر میتواند در قالب یک پیچش غیرمنتظره در داستان، استفادهای خلاقانه از یک محصول که کسی پیشبینی نکرده بود، یا یک شوخی باشد که ناگهان مسیر متفاوتی را پیش میگیرد. محتوای غافلگیرکننده افراد را هیجانزده میکند و آنها را ترغیب میکند که این لحظه شگفتی را با دیگران به اشتراک بگذارند.
داستانها نهتنها اطلاعات را منتقل میکنند، بلکه احساسات را نیز درگیر میکنند و باعث میشوند محتوایی بهیادماندنیتر و تأثیرگذارتر شود. انسانها ذاتاً به داستانگویی علاقه دارند و از گذشتههای دور، روایتها ابزار اصلی ارتباط، یادگیری و سرگرمی بودهاند. یک محتوای وایرال معمولاً دارای عنصری داستانی است که احساسات را برمیانگیزد، مخاطب را درگیر میکند و در ذهن باقی میماند.
بسیاری از کمپینهای موفق وایرال، قوس روایی مشخصی دارند؛ مانند داستان نانوایی که از یک شهر کوچک به موفقیت جهانی میرسد، یا برندی که فردی را به تصویر میکشد که بر چالشها غلبه کرده است. حتی یک دنباله از لحظات طنزآمیز میتواند روایتی جذاب ایجاد کند که باعث خنده و اشتراکگذاری شود. مردم تنها به خاطر اطلاعات چیزی را به اشتراک نمیگذارند؛ بلکه داستانهایی را که در آنها احساس همدلی، شگفتی یا هیجان وجود دارد، به یاد میسپارند و منتقل میکنند.
توزیع محتوا یکی از مهمترین عوامل در وایرال شدن است. حتی اگر محتوایی پر از احساسات، غافلگیری و داستانسرایی داشته باشد، اگر در زمان و مکان مناسبی منتشر نشود، به گستردگی موردنظر نخواهد رسید. شناخت رفتار کاربران در هر پلتفرم میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. مثلاً توییتر محتوای لحظهای و هوشمندانه را میپسندد، تیکتاک بر اساس خلاقیت و ترندها رشد میکند و لینکدین ترکیبی از بینش حرفهای و داستانهای شخصی را ترجیح میدهد. انتخاب زمان مناسب برای انتشار، استفاده از هشتگهای مرتبط و همکاری با اینفلوئنسرها، همگی نقش مهمی در دیده شدن محتوا دارند.
محتوا بهواسطهی یک نفر وایرال نمیشود، بلکه به دلیل اشتراکگذاریهای متوالی و تصاعدی گسترش پیدا میکند. زمانی که فردی محتوایی را با چند نفر به اشتراک میگذارد و آنها نیز این روند را ادامه میدهند، یک زنجیرهی قدرتمند شکل میگیرد. ایجاد محتوایی که افراد را به تعامل و مشارکت ترغیب کند مانند دعوت به کامنتگذاری، منشن کردن دیگران یا چالشهای تعاملی میتواند این اثر شبکهای را تقویت کرده و محتوا را به سطحی کاملاً جدید برساند.
هیچ فرمول جادویی برای وایرال شدن محتوا وجود ندارد؛ اگر وجود داشت، همه از آن استفاده میکردند. اما شناخت اصول کلیدی محرکهای احساسی، ارزش اجتماعی، قابلیت ارتباط، کاربردی بودن، عنصر غافلگیری و قدرت داستانگویی میتواند شانس موفقیت را به میزان زیادی افزایش دهد.
در DataDab، این اصول به ما کمک میکنند تا محتوایی بسازیم که نهتنها دیده شود، بلکه با افراد ارتباط برقرار کند. وایرال شدن صرفاً دربارهی تعداد بازدیدها یا اشتراکگذاریها نیست، بلکه دربارهی ایجاد تأثیری است که باعث میشود افراد احساس کنند باید آن را به اشتراک بگذارند.
پس هنگام برنامهریزی یک کمپین، از چارچوبهای معمول فراتر بروید. احساسات را برانگیزید، محتوایی بسازید که باعث شود افراد حس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند، اطلاعات ارزشمند ارائه دهید، آنها را غافلگیر کنید و داستانی بگویید که ارزش شنیدن داشته باشد. در نهایت، وایرال شدن فقط به گسترش محتوا مربوط نمیشود بلکه به عمق تأثیر آن بستگی دارد. محتوایی که مردم نهتنها ببینند، بلکه احساس کنند باید آن را با دیگران به اشتراک بگذارند.
احساسات نقش حیاتی در وایرال شدن محتوا دارند. محتوایی که احساسات قوی و برانگیزانندهای مانند شادی، خشم یا شگفتی ایجاد کند، بیشتر به اشتراک گذاشته میشود، زیرا این احساسات شدید افراد را به اشتراکگذاری ترغیب میکنند.
برندها میتوانند محتوایی تولید کنند که باعث شود افراد هنگام به اشتراکگذاری، خود را باهوش، مطلع یا بامزه جلوه دهند. وقتی افراد چنین محتوایی را منتشر میکنند، ارزش اجتماعی آنها افزایش مییابد.
قابلیت ارتباط، محرک اصلی اشتراکگذاری است، زیرا مردم دوست دارند از طریق تجربههای مشترک با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. محتوایی که بازتابدهنده احساسات، خاطرات یا چالشهای مشترک باشد، احتمال بیشتری دارد که توسط دیگران به اشتراک گذاشته شود.
ارزش کاربردی یعنی ارائه محتوایی که واقعاً مفید باشد مانند نکات، ترفندها یا اطلاعات کاربردی. مردم چنین محتوایی را به اشتراک میگذارند تا به دیگران کمک کنند، و در عین حال، خود را فردی مفید و آگاه نشان دهند.
محتوای غافلگیرکننده انتظارات را بر هم میزند، توجه افراد را جلب میکند و آنها را وادار به اشتراکگذاری میکند. در دنیایی که پر از محتوای تکراری است، آنچه غیرمنتظره و متفاوت باشد، بیشتر دیده و به اشتراک گذاشته میشود.
داستانسرایی تأثیرگذار است زیرا انسانها بهطور ذاتی به روایتها واکنش نشان میدهند. داستانها باعث درگیری احساسی و ایجاد ساختاری ماندگار در ذهن مخاطب میشوند، که در نتیجه، احتمال اشتراکگذاری آنها بیشتر میشود.
زمانبندی مهم است زیرا انتشار محتوا در ساعاتی که مخاطبان بیشترین فعالیت را دارند، تعامل را بهشدت افزایش میدهد. دانستن بهترین زمان برای انتشار، به دیده شدن و اشتراکگذاری بیشتر محتوا کمک میکند.
هر پلتفرم اکوسیستم خاص خود را دارد:
اثر شبکهای زمانی رخ میدهد که محتوا بهصورت تصاعدی گسترش پیدا کند یک نفر با ده نفر به اشتراک بگذارد و هرکدام از آنها با ده نفر دیگر.
ایجاد محتوایی که مخاطبان را به تعامل و مشارکت تشویق کند (مانند تگ کردن دوستان یا چالشهای ویروسی) میتواند این اثر را فعال کند.
هیچ تضمینی برای وایرال شدن وجود ندارد، اما بهکارگیری اصولی مانند محرکهای احساسی، ارزش اجتماعی، قابلیت ارتباط، ارزش کاربردی، غافلگیری و داستانسرایی، بهشدت شانس ایجاد محتوای قابل اشتراکگذاری را افزایش میدهد.