سازمان ملی هوش مصنوعی با حکم قانون بازمیگردد
دولت طبق قانون ملی توسعه هوش مصنوعی مکلف شده تا سازمان ملی هوش مصنوعی را…
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۶ دقیقه

تجربه جنگ و اختلال اینترنت نشان داد تداوم آموزش فقط به باز ماندن کلاسها وابسته نیست و مدارس باید بتوانند ارتباطات، دادهها و فرایندهای آموزشی خود را در شرایط بحران حفظ کنند. «سکوی ابری مدرسه» با همین رویکرد طراحی شده تا ابزارهای پراکنده مدارس را یکپارچه و بخشی از بار اجرایی معلمان و مدیران را کاهش دهد.
به گزارش پیوست، ثمین زاهدانی، معمار فرهنگ آروان کلود، در رویداد سکوی ابری مدرسه از تجربه شکلگیری طرح کاریز و نقش آموزش در بازسازی جامعه پس از بحران گفت و توضیح داد: ایده کاریز از تجربه جنگ و مواجهه با این پرسش شکل گرفت که چگونه میتوان به بازسازی جامعه و آموزش کودکان کمک کرد. کاریز قرار است جریانهای پراکنده و دغدغههای مختلف را کنار هم قرار دهد تا امکان دسترسی عادلانهتر کودکان به آموزش در شهرها و مناطق مختلف فراهم شود.
به گفته او، این طرح از سال ۱۳۹۹ با ۹۹ دانشآموز در شهرهایی مانند بم، مرودشت، سیریک و قشم آغاز شد. تیم کاریز پس از بررسی تجربه ۱۴ پایگاه آموزشی و انجام حدود ۸۰ گفتوگوی عمیق، به این نتیجه رسید که الگوی آموزشی مناطق مختلف نمیتواند یکسان باشد.
زاهدانی گفت: در مدل تازه کاریز، آموزش همتا به همتا و حضور تسهیلگر محلی در مرکز قرار گرفته است. کودکان در همان منطقه در کنار یکدیگر آموزش میبینند و تسهیلگری که با نیازها و شرایط محلی آشناست، به آنها کمک میکند مسیر یادگیری را ادامه دهند. به گفته او، طرحی که برای ادامه حیات به مراقبت دائمی از تهران وابسته باشد، در نهایت پایدار نخواهد ماند. مدل کاریز برای دو گروه سنی طراحی شده است. در گروه ۱۴ تا ۱۸ سال، تمرکز بر سواد دیجیتال، استفاده درست از هوش مصنوعی، تشخیص داده درست از نادرست و مهارتهای نرم است. در گروه ۱۸ تا ۲۴ سال نیز آموزش مهارتهای فناورانه مانند برنامهنویسی، وب، شبکه، امنیت و طراحی دنبال میشود.
مهدی فیروزان، بنیانگذار شهرکتاب و فیدیبو در این باره گفت: آموزش و پرورش در سالهای اخیر با چند تغییر اساسی مواجه شده است. ابتدا آموزش از حفظکردن به سمت درک، استدلال و خلاقیت حرکت کرد. سپس کلاس فیزیکی به محیط گستردهتری برای یادگیری تبدیل شد و اکنون هوش مصنوعی، تغییر بزرگ بعدی را به نظام آموزشی تحمیل کرده است.مسئله اصلی این نیست که هوش مصنوعی چه کاری انجام میدهد، بلکه این است که با ورود هوش مصنوعی، مدارس و معلمان باید چه تغییری در روش آموزش ایجاد کنند. به گفته فیروزان، امروز مشخص نیست دانشآموز یک تکلیف را خودش انجام داده یا آن را به هوش مصنوعی سپرده است.
فیروزان تأکید کرد عقبماندگی فناورانه ایران در آموزش و پرورش میتواند به فرصتی برای بازطراحی این حوزه تبدیل شود. از نگاه او، نباید هر فناوری را بدون بررسی وارد مدرسه کرد، بلکه باید از این فرصت استفاده کرد تا مشخص شود کدام ابزار واقعاً به یادگیری کمک میکند.
او یکی از راهحلها را بازگشت به آزمونهای تشریحی و تحلیل فرایند یادگیری دانشآموز دانست. به گفته فیروزان، نوشتههای دانشآموزان میتوانند به کمک هوش مصنوعی تحلیل شوند تا نقاط ضعف آنها در ریاضی، ادبیات یا علوم مشخص شود و معلم بر اساس این اطلاعات، تمرین و آموزش متناسب با نیاز هر دانشآموز ارائه دهد.
فیروزان گفت: هوش مصنوعی نباید جای معلم را بگیرد، بلکه باید ابزار معلم برای شناخت بهتر دانشآموز و طراحی مسیر آموزشی مناسب باشد. او تأکید کرد همه فعالان آموزش در یک «معدن طلا» نشستهاند و باید به جای استفاده از بخشهای کمارزش فناوری، ظرفیت واقعی داده و تجربه یادگیری را استخراج کنند.
محمدرضا نظری، کارآفرین و سرمایهگذار حوزه آموزش، گفت: مدرسه نباید برای تولید همه زیرساختها و محصولات فناوری مورد نیاز خود وارد عمل شود. مدرسه باید بر تعلیم و تربیت تمرکز کند و در این مسیر از شرکتهای فناوری بهعنوان شریک استفاده کند.
نظری گفت: فناوری آموزشی زمانی موفق خواهد بود که از دل شناخت آموزش و پرورش بیرون بیاید، نه اینکه صرفاً فناوریهای ساختهشده برای صنایع دیگر به مدرسه تحمیل شوند. او گفت شریک فناوری باید هم به فناوری روز و فناوریهای اخلاقمدار مسلط باشد و هم ساختار، نیازها و مأموریت مدرسه را بشناسد.
به گفته نظری، مدارس مختلف با وجود رعایت استانداردهای آموزش و پرورش، روشهای آموزشی، مدل ارزشیابی و ویژگیهای متفاوتی دارند. بنابراین، زیرساخت فناوری باید امکان شخصیسازی را فراهم کند و در عین حال، مدرسه را از مأموریت اصلی خود دور نکند.
او مرکز نوآوری نورا را سرمایهگذاری در حوزه فناوریهای نوظهور برای تعلیم و تربیت دانست و گفت این حوزه در مقایسه با زمینههایی مانند پرداخت و فناوری مالی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
محمدحسین انصاری، مدیرعامل مرکز نوآوری نورا گفت: مرکز نوآوری نورا برای طراحی سکوی ابری مدرسه، با مدیران مدارس و معلمان گفتوگو کرده است. به گفته انصاری، معلمان بخش زیادی از زمان خود را صرف کارهای اداری و تکراری میکنند و فرصت کمتری برای شناخت تکتک دانشآموزان و ارتباط آموزشی با آنها دارند. تعدد ابزارهای مورد استفاده نیز باعث میشود معلم و مدیر میان سامانهها، فایلها و برنامههای مختلف جابهجا شوند.
او گفت: والدین نیز احساس میکنند در زمان آموزش غیرحضوری، باید چند ساعت در روز برای پیگیری فعالیت آموزشی فرزندان خود وقت بگذارند و دسترسی کافی به مدرسه ندارند. این مسئله در نهایت بر رضایت خانوادهها از خدمات مدرسه اثر میگذارد. سکوی ابری مدرسه بهعنوان یک زیرساخت دیجیتال طراحی شده است تا ابزارها، خدمات، هوش مصنوعی و شرکتهای فناوری مختلف بتوانند روی آن قرار بگیرند. این سکو باید برای هر مدرسه قابل تنظیم باشد، زیرا هیچ دو مدرسهای از نظر برنامه آموزشی، گروههای آموزشی، روش ارتباط با والدین یا شیوه ارزشیابی کاملاً شبیه هم نیستند.
به گفته او، این سکو ابزارهایی برای گفتوگو، کلاس آنلاین، ذخیره فایل، تقویم آموزشی، مدیریت دسترسی و ارتباط میان مدیر، معلم، دانشآموز و والدین فراهم میکند. هدف این است که فایلها و گفتوگوهای مدرسه در یک فضای یکپارچه قرار بگیرند و مدرسه بتواند دسترسی افراد به اطلاعات را مدیریت کند.
انصاری همچنین بر اهمیت پایداری و امنیت دادهها تأکید کرد. به گفته او، تجربه جنگ و قطعی اینترنت نشان داد مدارس به بستری نیاز دارند که امکان حفظ فایلها، ارتباطات و فرایندهای آموزشی را در شرایط اختلال فراهم کند. او گفت هوش مصنوعی نیز باید بر اساس دادههای خود مدرسه به کار گرفته شود و اطلاعات آموزشی مدرسه بدون توجه به ملاحظات امنیتی در اختیار سرویسهای بیرونی قرار نگیرد.