skip to Main Content
دیجی‌ پی
کانال بله پیوست
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

کسب‌و‌کار

فرشید اردوانی مدرس و کوچ حرفه‌ای مدیران و رهبران

مدیریت بحران؛ تاب‌آوری سازمان‌ها در عصر بی‌ثبات

فرشید اردوانی
مدرس و کوچ حرفه‌ای مدیران و رهبران

۲۵ خرداد ۱۴۰۵

زمان مطالعه : ۷ دقیقه

در جهان امروز، فاصله میان رخدادهای بحرانی کوتاه‌تر شده و شدت تاثیر آنها بر کسب‌وکارها بیشتر از هر زمان دیگری است. از جمله بحران‌های اقتصادی، اختلال زنجیره تامین، تهدیدهای سایبری، تحولات فناورانه شتابان و حتی بحران‌های داخلی خصوصاً شرایط بحرانی و متلاطم کنونی در کشورمان که می‌تواند منجر به ناامیدی نسبت به آینده و فرسودگی سرمایه‌های انسانی از ابعاد گوناگون شود. در چنین فضایی، شرکت‌ها نه‌تنها باید بتوانند دوام بیاورند، بلکه ضروری است توان رشد خود را نیز حفظ کنند. این شرایط، نگاه سنتی به مدیریت بحران را کاملاً ناکارآمد کرده است. سازمان‌ها دیگر نمی‌توانند منتظر وقوع بحران بمانند و پس از آن واکنش نشان دهند؛ بلکه باید پیش از بحران، درون خود سازوکاری برای تاب‌آوری ایجاد کنند.

تاب‌آوری سازمانی به‌معنای بازگشت ساده به وضعیت قبل نیست. در تعریف امروزی، تاب‌آوری یعنی توان یک شرکت برای «ادامه عملکرد حیاتی»، «تطبیق سریع با شرایط جدید» و «یادگیری از بحران‌ها به‌گونه‌ای که آینده‌ای قدرتمندتر بسازد» و در عین حال «پایبندی به ارزش‌ها و تعمیق هویت». شرکت‌هایی که چنین قابلیتی را می‌سازند، حتی در سخت‌ترین دوره‌ها نیز جهت خود را حفظ می‌کنند.

در ادامه، هشت مؤلفه اثرگذار برای تاب‌آوری سازمانی و شیوه مواجهه شرکت‌ها با شرایط بحرانی برشمرده می‌شود:

۱- مدیر در نقش رهبر و کوچ سیستم

مهم‌ترین مؤلفه‌ای که شرکت‌های تاب‌آور را نجات می‌دهد مدیران خودساخته، خودآگاه و دارای جهان‌بینی رشد است. آنها بحران را فرصتی برای خروج از منطقه امن می‌بینند و با بازنگری در باورهای قبلی، به نوآفرینی در ارزش‌ها و تعمیق هویت و ماموریت خود می‌پردازند. نزد چنین مدیرانی، هر بحران فرصتی برای تقویت توان رصد، خودمشاهده‌گری، شناخت محدودیت‌های ذهنی و ارتقای ظرفیت‌های ادراکی و تحلیلی است. همین ویژگی باعث می‌شود در کانون بحران‌ها به الگوی برای کارکنان و ذی‌نفعان تبدیل شوند و از مدیریت صرف به‌سمت رهبری حرکت کنند.

در نتیجه این نوع نگاه و رفتار، سازمان به آرامشی نسبی در وضعیت مبهم دست پیدا می‌کند، تعامل و گفت‌وگو با کارکنان شفاف‌تر می‌شود، تصمیم‌گیری‌ها با سرعت و اقتضائات شرایط در چارچوب ارزش‌ها انجام می‌پذیرد و تمرکز بر اهداف حیاتی و هویت عمیق سازمان حفظ می‌شود. رهبری در بحران با مدیریت در حالت عادی تفاوت اساسی دارد؛ در‌حالی‌که مدیر در شرایط باثبات بر توسعه تمرکز می‌کند، در بحران باید ابتدا ستون‌های حیاتی را حفظ کند، اما هم‌زمان فرصت‌هایی را که بحران آشکار می‌کند نیز از نظر دور نگه ندارد. شرکت‌هایی که رهبران‌شان در بحران شجاعانه اما منطقی عمل می‌کنند، امکان بسیار بیشتری برای عبور موفق از بحران دارند و این نوع رهبری باید پیش از وقوع بحران در سازمان نهادینه شده باشد.

۲- بحران امروز، اختلال فردا نیست

در سال‌های اخیر، بسیاری از شرکت‌ها دریافته‌اند که بحران‌ها دیگر پدیده‌ای نادر و غیرقابل انتظار نیستند، بلکه بخشی از واقعیت روزمره کسب‌وکارند. آنچه در گذشته یک اختلال موقتی تلقی می‌شد، اکنون به یک روند تکرارشونده تبدیل شده است. برای مثال، کاهش نقدینگی یا بحران نیروی انسانی دیگر حادثه‌ای گذرا نیست بلکه الگویی است که شرکت‌ها باید برای آن ساختار مشخص داشته باشند.

بر همین اساس، نگاه واکنشی دیگر پاسخگو نیست و سازمان‌ها باید ظرفیت پیش‌بینی ایجاد کنند. این ظرفیت از طریق تحلیل روندهای اقتصادی، رصد رفتار مشتریان، بررسی شاخص‌های داخلی مانند میزان تعهد کارکنان و شناسایی نقاط آسیب‌پذیر شکل می‌گیرد. سازمان‌هایی که این نشانه‌های اولیه را به‌موقع شناسایی می‌کنند، در لحظات بحرانی ناگزیر از تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده و پرریسک نمی‌شوند.

۳- سرمایه انسانی؛ اولین و آخرین خط دفاع

هیچ فناوری یا ساختاری بدون سرمایه انسانی توانمند نمی‌تواند در برابر بحران دوام بیاورد. تجربه بسیاری از بحران‌ها نشان داده است شرکت‌هایی که کارکنان‌شان در لحظات حساس از سازمان حمایت کرده‌اند، نه به‌اجبار بلکه به‌انتخاب، شانس بیشتری برای بقا داشته‌اند. در واقع، بحران اصلی نه شرایط بیرونی، بلکه فروپاشی ارزش‌ها، هویت و فرهنگ سازمانی است.

تاب‌آوری نیروی انسانی به سه عامل کلیدی وابسته است: نخست، «معنا در کار» که باعث می‌شود کارکنان دلیل حضور خود را بدانند و در نتیجه انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند؛ دوم، «اعتماد» که در مواقع بحرانی خود را نشان می‌دهد و حاصل شفافیت و صداقت مدیریتی در دوره‌های پیشین است؛ و سوم، «آموزش تاب‌آوری» که عبارت از مهارت‌هایی مانند مدیریت استرس، تصمیم‌گیری در فشار و ذهن‌آگاهی است. در چنین چارچوبی، منابع انسانی از یک واحد اداری به موتوری حیاتی برای تاب‌آوری سازمان تبدیل می‌شود.

۴- نقطه قوت شرکت‌ها در بحران: ساختارهای عملیاتی منعطف

در بحران‌ها، سرعت تغییرات معمولاً از سرعت واکنش سازمان‌ها بیشتر است. بنابراین، سازمان‌هایی موفق‌ترند که از ساختارهای انعطاف‌پذیر برخوردار باشند. این انعطاف‌پذیری به‌معنای توان اجرای سناریوهای جایگزین، کاهش وابستگی به یک منبع یا تامین‌کننده، امکان جابه‌جایی سریع وظایف میان تیم‌ها و برخورداری از زیرساخت‌های فناورانه چابک است.

یکی از ابزارهای کلیدی در این حوزه، طراحی سناریوهای از پیش تعریف‌شده برای مواجهه با بحران است. این سناریوها مشخص می‌کنند که در صورت از دسترس خارج‌شدن یک بخش، چه جایگزینی فعال خواهد شد. شرکت‌های موفق معمولاً از ساختارهای ماتریسی، تیم‌های چندمهارته و نظام‌های مدیریت دانش به‌روز برای حفظ تداوم عملیات استفاده می‌کنند.

۵- شرکت‌های تاب‌آور از بحران‌ها یاد می‌گیرند

سازمانی که پس از بحران صرفاً به وضعیت قبل بازگردد، در واقع تاب‌آور نیست بلکه فقط از بحران جان سالم به‌در برده است. سازمان تاب‌آور، بحران را به منبع یادگیری تبدیل می‌کند. این یادگیری دربرگیرنده تحلیل علل ریشه‌ای، ثبت تجربیات، اصلاح فرایندهای ناکارآمد و رفع نقاط ضعف است. در کنار آن، شناسایی نقاط قوت و تقویت آنها برای تبدیل‌شدن به محرک‌های نوآوری در بحران نیز اهمیت دارد.

ازهمین‌رو، بسیاری از سازمان‌ها پس از بحران جلساتی برگزار می‌کنند که هدف اصلی آنها بهبود آینده است. این یادگیری‌ها، چه در سطح جزئی مانند مدیریت زمان و چه در سطح کلان مانند ساختارهای مالی، باید در قالب حافظه سازمانی ثبت شود تا در آینده نیز قابل استفاده باشد.

۶- فناوری؛ از ابزار تا ستون تاب‌آوری

فناوری در شرایط بحرانی به یک عامل حیاتی تبدیل می‌شود. دیجیتال‌سازی فرایندها، تحلیل داده، ابزارهای همکاری از راه دور، سیستم‌های پشتیبان‌گیری و امنیت سایبری، همگی به سازمان کمک می‌کنند حتی در مواقع غیرعادی نیز به فعالیت خود ادامه دهد.

شرکت‌های تاب‌آور معمولاً سه مسیر را دنبال می‌کنند: دیجیتال‌سازی تدریجی اما مستمر، ادغام فناوری در فرایندهای اصلی و استفاده از داده برای پیش‌بینی بحران. فناوری زمانی بیشترین ارزش را دارد که بخشی از ساختار بنیادین سازمان به شمار رود.

۷- ارتباطات شفاف؛ ستون اعتماد

در دوره‌های بحرانی، سکوت سازمان می‌تواند مخرب‌ترین پیام باشد. در مقابل، شفافیت- در بیان اخبار منفی- باعث حفظ اعتماد می‌شود. ارتباطات موثر عبارت است از: ترسیم تصویر واقعی از وضعیت، تشریح برنامه‌های اقدام، تعیین نقش‌ها و ارائه به‌روزرسانی‌های مستمر. سازمانی که شفاف عمل می‌کند در آینده با هزینه کمتری برای بازسازی اعتماد مواجه خواهد شد.

۸- هویت آینده سازمان‌های تاب‌آور

برای بقا در آینده، سازمان‌ها نیازمند چیزی فراتر از استراتژی هستند: هویت. هویت سازمانی مشخص می‌کند چرا سازمان وجود دارد، به چه ارزش‌هایی پایبند است و در شرایط بحرانی از چه اصولی عقب‌نشینی نمی‌کند. این هویت است که در لحظات بحران، جهت‌گیری سازمان را تعیین می‌کند و باعث می‌شود شرکت نه‌تنها بقا یابد، بلکه قوی‌تر از قبل ظاهر شود.

جمع‌بندی

بحران‌ها ادامه خواهند داشت و تنها سازمان‌هایی باقی می‌مانند که از امروز، تاب‌آوری را در تمام سطوح خود نهادینه کنند. تاب‌آوری پروژه‌ای کوتاه‌مدت نیست، بلکه یک فرهنگ است. سازمان‌هایی که این فرهنگ را ایجاد می‌کنند، نه‌تنها از بحران عبور می‌کنند بلکه قادرند از دل آن ارزش جدید خلق کنند. در این مسیر، استفاده از رویکردهایی مانند کوچینگ سازمانی، کوچینگ مبتنی بر عملکرد و توسعه فرهنگ سازمانی، به‌‌صورت مستمر، می‌تواند سازمان را به سیستمی پویا، هوشمند و یادگیرنده تبدیل کند.

https://pvst.ir/o8t

0 نظر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

برای بوکمارک این نوشته
Back To Top
جستجو