skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو هستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک روز یک مدیر

یک روز با سادینا آبایی موسس و مدیرعامل سیمرغ سامانه؛ ازدواج با یک پرنده

۹ مرداد ۱۴۰۱

آرش برهمند

شماره ۱۰۳

زمان مطالعه : 21 دقیقه

1348

نهاوند

فارغ‌التحصیل مهندسی نرم‌افزار از دانشگاه آزاد، فارغ‌التحصیل ادبیات انگلیسی از دانشگاه سراسری

بنیان‌گذار و مدیرعامل گروه فناوری اطلاعات و ارتباطات سیمرغ سامانه، موسس و رئیس هیات مدیره دوره اول اتاق بازرگانی ایران و اوکراین

جشنواره نوروزی آنر

یک روز با سادینا آبایی موسس و مدیرعامل سیمرغ سامانه؛ ازدواج با یک پرنده

آرش برهمند عضو تحریریه

۹ مرداد ۱۴۰۱

زمان مطالعه : 21 دقیقه

شماره ۱۰۳

برای بوکمارک این نوشته

سادینا آبایی به طرز مسحورکننده‌ای خوش‌بین است. از میان راهروهای ساختمان قدیمی و همیشگی سیمرغ در تقاطع جنون‌آمیز مفتح و مطهری که می‌گذرم به دفتر کار آرام، رنگی با صدای شرشر یک آبنمای کوچک وارد می‌شوم. آبایی برخلاف همیشه مانتوی سیاهی پوشیده ولی باز هم یک روسری سفت و سخت رنگی بر سر دارد و می‌گوید اخیراً یکی از بستگان نزدیکش فوت کرده و دوست ندارد با درآوردن رخت عزا مادرش را معذب کند. روایت او از زندگی، ازدواج و رشدش در یک جامعه مذهبی، مردسالار و کم‌وبیش زن‌ستیز اگر آمیخته به جوهر خوش‌بینی و خوشحالی ذاتی نبود، می‌توانست بسیار سخت و شاید غمگین باشد ولی واقعیت این است که نمی‌شود به راحتی او را ناراحت دید. در ادامه، روایت او را از یک ازدواج با کار، و البته خانواده‌ای که با علاقه ساخته، بخوانید.   سادینا آبایی متولد ۱۵ اردیبهشت ۴۸ در نهاوند است. پدر و مادرش هر دو اهل نهاوند بودند: «نهاوندی‌ها خیلی‌هایشان هم لری و هم کردی حرف می‌زنند اما معتقدند که نه لرند نه کرد. پدرم هم فرهنگی بود. پدربزرگ‌هایم هر دو از خان‌های نهاوند بودند و تجارت می‌کردند اما پدرم این مسیر را ادامه نداد و فرهنگی شد. بعد از پدرم، عمه‌هایم هم به آموزش و پرورش آمدند و این منجر به ایجاد یک نسل فرهنگی در دهه پنجاه خانواده شد.» همان‌طور که از داستان سادینا می‌شود حدس زد فرزند ارشد است: «بچه اول بودم، بعد از من برادرم همایون و بعد از او دو خواهر دیگرم به دنیا آمدند. خواهر کوچکم آتنا متولد دهه ۶۰ است و هما متولد سال ۵۶. انتخاب اسم من هم ماجرای جالبی دارد. ان زمان نهاوند فقط یک سینما داشته که یک فیلم هندی نمایش می‌داده است. پدرم اسم من را از شخصیت زن آن فیلم هندی که «سادینا» بوده انتخاب کردند در حالی که مادرم دوست داشت اسمم...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۱۰۳ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۱۰۳ پیوست

برای بوکمارک این نوشته

دانلود نسخه PDF
https://pvst.ir/cuo
آرش برهمندعضو تحریریه

    روزنامه‌نگاری را از ابراراقتصادی شروع کردم و مدت کوتاهی در شرق، همشهری نوشتم و در برنامه‌های تلویزیونی فناوری اطلاعات کار کردم. در مورد فناوری و تاثیرش بر زندگی و کسب و کار می‌نویسم و تاریخ شفاهی و استارت‌آپ‌ها از حوزه‌های مورد علاقه من هستند. معتقدم رسانه پل مهمی است میان انسان‌ها، تصمیم‌سازها و کسب و کارهای جهان امروز.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    *

    Back To Top
    جستجو