ظاهراً در کشور ما نخست باید مردم قربانی یک اختلال شوند تا بعداً از وجود…
۲۴ خرداد ۱۴۰۵
۲۴ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۵ دقیقه

در دهه اخیر، پلتفرمهای خدماتی کشور بهویژه در حوزه خدمات در منزل رشد قابلتوجهی داشته است. این پلتفرمها بهگونهای توسعه یافتهاند که طیف گستردهای از خدمات را پوشش میدهند؛ از نظافت و پذیرایی گرفته تا تاسیسات، امور فنی، تعمیرات تخصصی و خدماتی مانند کارواش در محل. این پلتفرمها نقش مهمی در اتصال میان مشتریان و ارائهدهندگان خدمات ایفا میکنند و بستری را فراهم میآورند که در آن طرفین میتوانند با هزینه جستوجوی کمتر به یکدیگر دسترسی پیدا کنند. درواقع، کارکرد اصلی این پلتفرمها را میتوان در کاهش اصطکاکهای بازار و تسهیل فرآیند تطبیق عرضه و تقاضا دانست.
علاوهبر این، با کاهش اطلاعات نامتقارن، این پلتفرمها به بهینه شدن عملکرد بازار و افزایش سطح رقابت کمک میکنند. بهطور مثال، سازوکار امتیازدهی به ارائهدهندگان خدمات باعث میشود انگیزه برای ارائه خدمات باکیفیتتر افزایش یابد و در مقابل، متقاضیان نیز با احتمال بیشتری خدمات مطلوبتری دریافت کنند. از سوی دیگر، نمایش همزمان قیمتها و امکان مقایسه میان گزینههای مختلف، به کاربران این امکان را میدهد تا با آگاهی بیشتری تصمیمگیری کنند و تصویر شفافتری از کیفیت و هزینه خدمات داشته باشند. در نتیجه، قیمتها نیز بیش از گذشته تحت تاثیر رقابت قرار گرفته و به سطح تعادلی نزدیکتر میشود. در نتیجه، این پلتفرمها هم برای افراد دارای مهارت فرصتهای درآمدی بیشتری ایجاد میکند و هم به متقاضیان خدمات این امکان را میدهد که با صرف زمان کمتر، انتخابهای متنوعتر و با کیفیت بالایی داشته باشند و نیازهای خود را تامین کنند. با این حال، سهم این خدمات از کل بازار همچنان محدود است. در سال ۱۴۰۳ به گفته یکی از مدیران عامل شرکتهای فعال در این حوزه، سهم خدمات آنلاین از بازار، ۶ درصد بوده است.
با وجود کارکردهای بسیار مثبت، این پلتفرمها با چالشهایی نیز مواجهاند که بر عملکرد و مسیر رشد آنها اثرگذار است. از جمله این چالشها میتوان به مسئله اعتماد میان متقاضی و ارائهدهنده خدمات و همچنین عدم توازن عرضه و تقاضا در برخی حوزهها اشاره کرد. این عدم توازن میتواند در مقاطعی به کاهش کیفیت خدمات یا افزایش زمان انتظار برای دریافت خدمت منجر شود.
در کنار این مسائل ساختاری، وقوع جنگ و قطعی اینترنت نیز بهعنوان شوکهای بیرونی، اختلال قابلتوجهی در فعالیت این پلتفرمها ایجاد کرده و روند رشد و برنامههای توسعهای آنها را تحت تاثیر قرار داده است. به طور مثال یکی از پلتفرمهای فعال در این حوزه از کاهش ۵۱ درصد تقاضا در بازه ۳۹ روزه جنگ خبر داده است.
با این حال، در سوی دیگر بازار، برخی آمارها از افزایش قابلتوجه ثبتنام افراد برای ارائه خدمات حکایت دارد؛ روندی که میتواند ناشی از عواملی مانند افزایش بیکاری، تعدیلهای نیروی کار در دوران جنگ و پس از آن یا رکود در بازار سنتی خدمات باشد.
اما یکی از مهمترین چالشهایی که میتواند بهطور جدی بر فعالیت سکوهای خدمات منزل اثر بگذارد، در حوزه مالیات و بهطور مشخص، نحوه محاسبه درآمد آنهاست. مدل کسبوکار این سکوها همانند بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال بر اتصال ارائهدهندگان خدمات به مشتریان و دریافت کمیسیون از هر خدمت انجام شده استوار است. در این مدل، بخش عمده مبلغ پرداختی توسط مشتری، پس از کسر کمیسیون، به ارائهدهنده خدمت منتقل میشود؛ بنابراین، درآمد واقعی پلتفرم نه کل مبلغ تراکنش، بلکه صرفا سهم کمیسیون آن است. این تمایز، مبنای اصلی تعیین درآمد مشمول مالیات در این نوع کسبوکارها به شمار میرود.
با این حال، به گفته نمایندگان این سکوها، ممیزان مالیاتی این منطق را به رسمیت نمیشناسند و کل وجوه واریزشده به حساب پلتفرم که شامل سهم ارائهدهندگان خدمات هست را بهعنوان درآمد تلقی کرده و مبنای محاسبه مالیات قرار میدهند. در نتیجه، درآمد مشمول مالیات بهصورت مصنوعی بزرگتر از واقعیت برآورد میشود. این رویکرد عملا منجر به تحمیل بار مالیاتی غیرواقعی بر این کسبوکارها میشود و میتواند بهطور مستقیم بر تداوم فعالیت، سرمایهگذاری و ظرفیت رشد آنها اثر منفی بگذارد. بنابراین پیشنهاد میشود که در این حوزه بازبینیهای جدی صورت بگیرد. همچنین به دلیل اثرات ناشی از جنگ و تعدیلهایی که صورت گرفته است، میتوان از معافیتهای موقت در زمینه مالیات بر ارزش افزوده و مالیات بر درآمد برای این کسبوکارها اعمال شود. این اقدام میتواند بهصورت غیرمستقیم به بهبود وضعیت درآمدی این گروه از نیروی کار که آسیب نسبتا بالایی دیدهاند نیز کمک کرده و از کاهش شدید فعالیت آنها جلوگیری کند.
پلتفرمهای ارائه خدمات منزل با توجه به نقشی که در بازار ایفا میکنند، هم برای افراد دارای مهارت فرصتهای درآمدی بیشتری ایجاد کرده و هم به متقاضیان خدمات این امکان را میدهند تا با صرف زمان کمتر و انتخابهای متنوعتر و با کیفیت بالا، نیازهای خود را تامین کنند. همچنین، این پلتفرمها علاوهبر کارکرد اقتصادی، نقش مهمی در بهبود دسترسی و افزایش کارایی در بازار خدمات شهری ایفا میکنند. با این حال، در شرایطی که اقتصاد با تبعات جنگ و محدودیت منابع مواجه است، اهمیت حفظ و تقویت چنین سازوکارهایی دوچندان میشود. در چنین بستری، اصلاح نحوه مالیاتگیری، بازتعریف نقش و مدل درآمدی پلتفرمها در ساختار مالیاتی کشور و کاهش هزینههای تحمیلی بر این پلتفرمها میتواند زمینه گسترش فعالیت آنها را فراهم کند؛ امری که نهتنها به افزایش سطح و کیفیت خدمات منجر میشود، بلکه از طریق ایجاد فرصتهای شغلی جدید، به بهبود وضعیت معیشتی بخشی از آسیبدیدگان جنگ نیز کمک میکند.