skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو هستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک روز یک مدیر

یک روز با علی توسلی، پیر اینترنت ایران

آرمان و اینترنت

۱۶ مرداد ۱۳۹۶

آرش برهمند

شماره ۴۸

زمان مطالعه : 26 دقیقه

۱۳۲۹

کاخک

مدیر عامل نیونت، مدیراجرایی سگال‌نت، عضو انجمن کارفرمایان اینترنت، هیات موسس انجمن شرکت‌های PAP، عضو کمیسیون اینترنت سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور

جشنواره نوروزی آنر

یک روز با علی توسلی، پیر اینترنت ایران

آرمان و اینترنت

۱۶ مرداد ۱۳۹۶

زمان مطالعه : 26 دقیقه

شماره ۴۸

برای بوکمارک این نوشته

شما صدای علی توسلی را نه تنها از ورای نسلی که دیگر نمی‌بینید و نمی‌شناسید می‌شنوید، بلکه عقاید او را هم باید از دریچه یک دوران دیگر بخوانید. این مرد اینترنتی سابق متعلق به دوران ایده‌ها، آرمان‌ها و باورهای سترگ است که نان شب‌شان مبارزه و اندیشه بود. بسیار درباره تاثیر او و هم‌نسلانش بر همه‌گیر شدن اینترنت ایران خواهید خواند، اما بی‌شک به عنوان مخاطبی فرهیخته درخواهید یافت حتی همین تاثیر هم بخش کوچکی است از ساعت‌ها مصاحبه ضبط‌نشده و صدها برگ نوشته‌نشده. همان یک روز نشستن با علی توسلی بر بام میدان هفت‌تیر کافی بود تا بفهمیم او هنوز هم در زیر لایه‌ لایه ایده و احساس دفن‌شده نه یک بازرگان و نه یک فروشنده، بلکه مردی است که باور دارد فناوری ارتباطی که در گسترش آن سهم خاموشی داشته روزی خواهد توانست یک مصلح اجتماعی باشد. آرمان‌های ما با ما به دنیا نمی‌آیند و با ما هم از دنیا نمی‌روند.

علی توسلی متولد ۱۳۲۹ است در کاخک از توابع گناباد. شهری که زلزله سال ۱۳۴۹ خراسان جنوبی آن را با خاک یکسان کرد و برای همیشه تاریخ و بافت اجتماعی‌اش را تغییر داد تا در کتاب فجایع طبیعی ایران برای همیشه ثبت شود. در یکی از خانواده‌های معتبر ده به دنیا می‌آید که کشاورزی و خرازی دارند. هم پدرش و هم عمویش در همان دوره رضاخانی شش کلاس سواد دارند و در زمره کارمندان دولت هستند، ولی پیش از اینکه علی به دنیا بیاید به خواست پدربزرگ‌شان برای همیشه دم و دستگاه دیوانسالاری را ترک می‌کنند: «پدربزرگم خودش معمم و مداح بود و مقلد یکی از مراجع تقلید آن زمان. وقتی ماجرای کشف حجاب اتفاق افتاد ایشان پدر و عمویم را تکلیف کرد که دیگر کار کردن در دولت حرام است و آن دو هم با وجود اینکه موقعیت خوبی در آن زمان داشتند هر دو استعفا دادند و در دو طرف ده مغازه زدند. یکی پارچه و دارو می‌فروخت آن یکی خواربار و قند و شکر.» کاخک برخلاف گناباد، شهر همسایه و رقیب، به دور از صوفی‌گیری و وابسته به امامزاده‌ای محلی به نام سلطان محمد عابد است. کاخک که در بخش مرتفع کویر واقع شده در حقیقت صاحب آب و هوایی ییلاقی است و بسته به همین دوری از حرارت مرکزی ایران، دارای فرهنگ متفاوتی هم هست؛ مثلاً یکی از معدود روستاهای دوره رضاخانی است که برای خود مدرسه مستقل و پررونقی دارد. شهری که حتی تا امروز هم یکی از بالاترین نرخ‌های قبولی در کنکور و البته رجال سیاسی را به نسبت جمعیت دارد: «کاخکی‌ها و گنابادی‌ها را می‌توانید همه جا کنار هم ببینید، مثلاً بخش عمده‌ای‌ از سنگکی‌های تهران تا کارمندان دادگستری همشهری ما هستند.» آن زمان هنوز خانواده پرجمعیتی با چهار بچه هستند که علی پسر دوم است. برادر بزرگش چه در تحصیل و چه...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۴۸ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۴۸ پیوست

برای بوکمارک این نوشته

دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/37i
آرش برهمندعضو تحریریه

    روزنامه‌نگاری را از ابراراقتصادی شروع کردم و مدت کوتاهی در شرق، همشهری نوشتم و در برنامه‌های تلویزیونی فناوری اطلاعات کار کردم. در مورد فناوری و تاثیرش بر زندگی و کسب و کار می‌نویسم و تاریخ شفاهی و استارت‌آپ‌ها از حوزه‌های مورد علاقه من هستند. معتقدم رسانه پل مهمی است میان انسان‌ها، تصمیم‌سازها و کسب و کارهای جهان امروز.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    *

    Back To Top
    جستجو