skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو هستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک روز یک مدیر

گفت و گو با محمد گرکانی‌نژاد، مدیر سابق مرکز توسعه تجارت الکترونیک

همیشه پا به توپ

۷ اسفند ۱۳۹۵

آرش برهمند

شماره ۴۳

زمان مطالعه : 25 دقیقه

۱۳۴۸

تهران

کارشناس ارشد مهندسی برق گرایش سیستم های مخابراتی ، دانشگاه تربیت مدرس، کارشناس مهندسی برق گرایش سیستم های کنترل و ابزار دقیق ، دانشگاه تهران

رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیک، معاون توسعه و نظارت شاپرک، مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت ماشین‌های اداری خوارزمی، معاون طرح و برنامه صندوق حمایت از تحقیق و توسعه صنایع الکترونیک

جشنواره نوروزی آنر

گفت و گو با محمد گرکانی‌نژاد، مدیر سابق مرکز توسعه تجارت الکترونیک

همیشه پا به توپ

۷ اسفند ۱۳۹۵

زمان مطالعه : 25 دقیقه

شماره ۴۳

برای بوکمارک این نوشته

محمد گرکانی‌نژاد یک انتخاب حساس برای یک روز یک مدیر بود. نه فقط برای اینکه جوان‌ترین مدیر این بخش است بلکه برای اینکه طی این دو دهه و اندی فعالیت مدیریتی‌اش همواره در چشم توفان بوده. مدیری که همیشه از سمتش جوان‌تر بوده، همیشه مهندسی را بر سیاست ترجیح داده و همیشه هم دو دستگاه سامسونگ S7 Edge همراهش دارد. همیشه خندان و پر انرژی است و هیچ وقت از رسانه‌ها نگریخته. هنوز هم شیفته فوتبال است و در کارش از پا به توپ شدن نمی‌ترسد. نمی‌توان نقش هوش اجتماعی بالایش را در موفقیت‌هایش بی تاثیر دانست ولی حقیقت این است که او در این کارنامه متنوعش از دولت تا بانک و از صندوق تا شاپرک، یک نکته را بدون شک خوب یاد گرفته چطور پل‌ها را پشت سرش خراب نکند. باید منتظر پل بعدی‌اش باشیم. شاید هم شوت بعدی‌اش.

محمد گرکانی‌نژاد متولد ۱۳۴۸ در چهارصد دستگاه تهران است. محله‌ای که امروز بسیاری آن را به اسم خیابان پیروزی می‌شناسند در اواخر دهه ۴۰ شاهد تولد فرزند ارشد یک کارشناس در موسسه تحقیقات خاک و آب وزارت کشاورزی است. امروز که حرف می‌زنیم کم و بیش چهار نسل‌شان است که در تهران به دنیا آمده‌اند، ولی همیشه هم کلونی گرکانی‌شان را در تهران حفظ کرده‌اند و به قول خودش هنوز هر هفته یک مینی‌بوس دربست به سمت گرکان می‌رود. با به دنیا آمدن سه خواهر و برادر کوچک‌تر از خودش، محمد اعتراف می‌کند که بازیگوش‌ترین و درسخوان‌ترین بوده. به دبستان شهابی در همان محله چهارصد دستگاه می‌رود و با رسیدن به سن دبیرستان تحت تاثیر روحیه مذهبی پدرش به دبیرستانی می‌رود که معروف به دبیرستان آمریکایی‌هاست و بعدها به نام شهید چیت‌چیان تغییر پیدا می‌کند. خودش می‌گوید در حقیقت شالوده دبیرستانش را کادر جدا از مدرسه علوی ریخته‌اند و همین به خوبی ترکیب فکری و سیاسی مدرسه را نشان می‌دهد:«مدرسه ما به نوعی یکی از نحله‌های مدرسه علوی بود و پیرنگ مذهبی داشت، اما من در عین شیطنت دانش‌آموز بسیار درسخوانی بودم. استعدادم در ریاضی و درس‌های مرتبط مشخص بود ولی در دروس حفظی خوب نبودم. راستش را بخواهید معلم خیلی تاثیر داشت و در درس ریاضی معلم خوبی داشتیم و همیشه برایم حل کردن مساله ریاضی مانند یک تفریح بود.» درسخوان تصور خیلی‌ها بعد از خواندن این خاطرات این است که من خیلی درسخوان بودم اما واقعیت این است که در دهه‌های ۵۰ و ۶۰، تفریح به مفهوم امروزی‌اش زیاد وجود نداشت و شاید تنها تفریح من فوتبال بود. برای همین تمام عشق و علاقه من در آن سال‌ها این بود که مثلاً یک علاءالدین برای خودم داشته باشم و یک رادیو، تا بتوانم راه شب گوش کنم و شعر یا مساله ریاضی بخوانم. در واقع من درس نمی‌خواندم،...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۴۳ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۴۳ پیوست

برای بوکمارک این نوشته

دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/3am
آرش برهمندعضو تحریریه

    روزنامه‌نگاری را از ابراراقتصادی شروع کردم و مدت کوتاهی در شرق، همشهری نوشتم و در برنامه‌های تلویزیونی فناوری اطلاعات کار کردم. در مورد فناوری و تاثیرش بر زندگی و کسب و کار می‌نویسم و تاریخ شفاهی و استارت‌آپ‌ها از حوزه‌های مورد علاقه من هستند. معتقدم رسانه پل مهمی است میان انسان‌ها، تصمیم‌سازها و کسب و کارهای جهان امروز.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    *

    Back To Top
    جستجو