skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو هستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک روز یک مدیر

یک روز با باقر بحری از آواژنگ تا آتنا و از کانون تا سازمان

سیمای مردی در آینه

۹ آذر ۱۳۹۵

آرش برهمند

شماره ۴۰

زمان مطالعه : 21 دقیقه

۱۳۴۱

تهران

فارغ‌التحصیل هنرستان صنعتی پیشه

رئیس هیات مدیره و موسس آتنا، عضو هیات مدیره آواژنگ و مدیرعامل آواژنگ سیستم، مدیر توسعه تجاری سازگار ارقام، مدیر سخت‌افزار و عضو هیات مدیره رقم پرداز، قائم‌مقام، عضو هیات مدیره و رئیسه و رئیس کمیسیون سخت‌افزار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای

جشنواره نوروزی آنر

یک روز با باقر بحری از آواژنگ تا آتنا و از کانون تا سازمان

سیمای مردی در آینه

۹ آذر ۱۳۹۵

زمان مطالعه : 21 دقیقه

شماره ۴۰

برای بوکمارک این نوشته

باقر را در ابتدای پاییز می‌بینیم؛ در خانه پرنور میدان الف جایی با دیوارهای خطاطی‌شده، تابلوهای نقاشی و عکس‌های سوررئال. همیشه شما فکر می‌کنید که اگر کسی را بیش از یک دهه بشناسید دیگر موضوع زیادی برای گپ زدن ندارید ولی دست‌کم در مورد بحری خوش‌برخورد، خوش‌خنده و خوش‌سخن این فرض درست نیست. این روزها نفر دوم صنفی بازار صنفی ایران به عنوان قائم‌مقام سازمان نظام صنفی رایانه‌ای به شمار می‌آید ولی کمی که پخته‌تر باشید یادتان می‌آید چطور طی این یک دهه و اندی در آواژنگ مختصات بازار سخت‌افزار ایران را بازتعریف کرد و رئیس جنجالی کمیسیون سخت‌افزار سازمان و ژنرال کسپرسکی در ایران بوده است. این روزها عطشش برای کارهای تازه را به حوزه استارت‌آپ‌های ارتباطی برده و با دخترانش یکی از پرطراوت‌ترین کسب و کارهای خانوادگی معاصر بازار فناوری را راه‌اندازی کرده است. لیکن اگر از من می‌پرسید رئیس بودن، مدیر بودن و حتی رئیس بودن هیچ کدام به تمام، بازتاب‌های این شخصیت دوست‌داشتنی را توصیف نمی‌کنند. باقر هیچ‌گاه تصور رویایی شما از یک رجل صنفی مقتدر، تاجری چیره‌دست یا پدرسالاری بی‌نقص نیست اما بدون تردید شخصیتش بازنمایی یک انسان واقعی با همه زیبایی‌ها و ضعف‌هایش است؛ مردی که خودش همواره انسان مانده، خوانده، نوشته، جنگیده و پایکوبی کرده و اشتباه هم داشته است. دوستی که در کنارش شما هم می‌توانید خودتان باشید. در این سفر از محله فلاح به زعفرانیه با ما همسفر باشید؛ این بار این سیمای ناآرام را در آینه پیوست ببینید.

متولد چهارم مردادماه ۱۳۴۱ در بیمارستان راه‌آهن تهران است. به واسطه شغل پدرش که در راه‌آهن کار می‌کند در این بیمارستان به دنیا می‌آید. پسر ارشد خانواده است و به خاطر همین سایه پدرش به حساب می‌آید ولی در نهایت خاطرات روشنی از پدرش ندارد:«ایشان بیشتر مدت سال را به خاطر شغل و ماموریت‌هایش در سفر بود برای همین ما خیلی کم یکدیگر را می‌دیدیم. در محل همه او را به خاطر گشاده‌دستی و خیّر بودنش می‌شناختند ولی شاید مهم‌ترین خاطره من از او و توصیه‌هایش که همیشه در خلق و خوی من تاثیر گذاشت این بود که می‌گفت اگر کسی به تو زور گفت سر خم نکن. سر حرفت بایست. اگر لازم بود دعوا کن حتی کتک‌کاری کن ولی زیر حرف زور بقیه نرو من هم پشتت هستم. هنوز هم هر بلایی سرم آمده زیر حرف زور بقیه نرفته‌ام. سعی کردم همین را به دخترهایم هم یاد بدهم.» پدرم با پدرم اختلاف سنی زیادی حدود ۵۰ سال داشتیم. مرد بالغی است که از تبریز به تهران مهاجرت می‌کند و خانواده جدیدی برای خودش می‌سازد. مادرم هم اصلیت ترکی دارد ولی متولد ماکو است. در کودکی به تهران می‌آیند و دست نامادری فارس‌زبان بزرگ می‌شود برای همین برخلاف تصور رایج من تا روزی که با خانواده همسر اولم آشنا نشدم حتی یک کلمه هم ترکی بلد نبودم. پدرم آدم خاصی بود و زندگی‌اش را برای دیگران می‌گذاشت به همین دلیل حمایت‌گر بود و برای کسی کم نمی‌گذاشت. مدرسه و کار اهل درس خواندن نبودم و فقط خودم را در کتاب‌های غیردرسی غرق کرده بودم. هیچ وقت یادم نمی‌آید کتاب‌های درسی را ورق زده باشم ولی نمراتم خوب بود. اولین خاطره کار کردنم هم برای همین دوران است. اولین روز کاری در یک نجاری کار کردم و کارم هم میخ‌کشی بود. وقتی عصر کارم تمام شد دیدم اوستا نیست. رفتم پرسان‌پرسان...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۴۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۴۰ پیوست

برای بوکمارک این نوشته

دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/3ap
آرش برهمندعضو تحریریه

    روزنامه‌نگاری را از ابراراقتصادی شروع کردم و مدت کوتاهی در شرق، همشهری نوشتم و در برنامه‌های تلویزیونی فناوری اطلاعات کار کردم. در مورد فناوری و تاثیرش بر زندگی و کسب و کار می‌نویسم و تاریخ شفاهی و استارت‌آپ‌ها از حوزه‌های مورد علاقه من هستند. معتقدم رسانه پل مهمی است میان انسان‌ها، تصمیم‌سازها و کسب و کارهای جهان امروز.

    تمام مقالات

    0 نظر

    ارسال دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    *

    Back To Top
    جستجو