تبلیغات دیجیتال در سال بحران؛ افتهای شدید و بازگشت سریع بودجهها
بازار تبلیغات دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۴ همزمان با جنگ ۱۲روزه، اعتراضات دیماه، جنگ ۳۹روزه…
۱۵ مهر ۱۴۰۵
۱۶ مهر ۱۴۰۵
زمان مطالعه : ۹ دقیقه

فقدان توسعه زیرساختهای ارتباطی در یک دهه گذشته، سرکوب دستوری تعرفهها و فشار مضاعف بر شبکه موبایل به دلیل تضعیف تدریجی اینترنت ثابت، شبکه ارتباطی ایران را در وضعیت بحرانی قرار داده است. بحرانی که به گفته فعالان این حوزه، دیگر به قطعی یا کندی اینترنت محدود نمیشود و مستقیما امنیت ملی و اقتصاد دیجیتال کشور را نشانه رفته و دامنه این بحران تا جایی پیش رفته که شریک خارجی دومین اپراتور موبایل کشور، به جای خروج سود از ایران، مجبور به تزریق سرمایه از آفریقای جنوبی برای جلوگیری از فروپاشی شبکه شده است.
به گزارش پیوست، فرامرز رستگار، دبیر و نایبرئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت مخابرات ایران، در گفتوگویی با بررسی دلایل افت شدید کیفیت اینترنت و چالشهای اپراتورها، تصویر روشنی از وضعیت امروز و فردای صنعت فاوا (ICT) در ایران ارائه میدهد. او معتقد است ریشه مشکلات شبکه نه در تحریمهای بینالمللی است و نه در کمبود ذاتی منابع مالی؛ و در حقیقت کجاندیشی در سیاستگذاری، سرکوب غیرمنطقی تعرفهها و بیتوجهی به اقتصاد ارتباطات، این صنعت را به لبه پرتگاه کشانده است. رستگار هشدار میدهد که تداوم این روند، در آیندهای نهچندان دور، زیرساختهای حیاتی کشور را در لحظات بحرانی قفل خواهد کرد.
فرامرز رستگار در ابتدای این گفتوگو با رد این موضوع که مشکل فعلی اینترنت یک اختلال مقطعی یا صرفا افت کیفیت است، بر یک چالش عمیقتر و ساختاری انگشت میگذارد: ما اصلا بحثمان کیفیت نیست؛ بحث اصلی امنیت شبکه است. واقعیت این است که در ده سال گذشته، توسعه واقعی و بنیادین در زیرساختهای ارتباطی کشور انجام نشده است. شبکهای که ما امروز از آن استفاده میکنیم برای یک ظرفیت خاص و تعداد محدودی از کاربران در سالهای گذشته طراحی شده بود.
به گفته وی، با وجود افزایش چشمگیر انتظارات مردم، رشد جمعیت کاربران و تغییر مدل مصرف اینترنت به سمت محتوای پرحجم، شبکه متناسب با این نیازها بزرگ نشده است. او درباره ادعاهای توسعه در سالهای گذشته میگوید: توسعه در صنعت ارتباطات به آن مفهومی که باید باشد اتفاق نیفتاده. آنچه در قالب توسعه فیبر نوری، پروژههای 5G یا حتی شبکه ملی اطلاعات مطرح شده، در بسیاری از موارد صرفا ارائه گزارش بوده است؛ گزارشهایی که مدیران میدادند تا متهم به بیکاری نشوند. اما در عمل کاری در حد یک برنامه جدی توسعهای انجام نشده است.
رستگار وضعیت فعلی اقدامات فنی را محدود به «نگهداری شبکه»، «بازسازیهای مختصر» و «کارهای ترمیمی و وصلهپینه» میداند. او توضیح میدهد: وقتی شبکه فقط وصلهپینه شود، نتیجهاش افت شدید کیفیت است. طراحی شبکه غلط نیست، تجهیزات هم اشتباه خریداری نشدهاند، اما وقتی شبکهای بر اساس نیازهای یک دهه پیش شکل گرفته، طبیعتا نمیتواند پاسخگوی تقاضای امروز باشد. امروز هم تعداد کاربران و هم حجم مصرف دیتا تفاوت فاحشی با ده سال پیش دارد.
یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در صنعت ارتباطات ایران، موضوع افزایش تعرفههاست. همواره این نگاه از سوی رگولاتوری و دولتها وجود داشته که اپراتورها ابتدا باید کیفیت را افزایش دهند تا مجوز افزایش قیمت صادر شود. اما دبیر سندیکای صنعت مخابرات این منطق را از اساس مردود میداند.
رستگار تاکید میکند که افزایش تعرفه نباید به ارتقای کیفیت موکول شود. به گفته او، سازوکار درست این است که تعرفهها منطقی شود و همزمان از اپراتور تعهد گرفته شود تا بر اساس یک برنامه زمانبندی مشخص، کیفیت مورد انتظار را ارائه کند و معتقد است اجرای این روند نیازمند بررسی کارشناسی و تحلیل دقیق شرایط از سوی افراد متخصص و منطقی است.
نایبرئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت مخابرات با اشاره به اثرات مخرب سرکوب تعرفه بر کل زنجیره تامین و توسعه صنعت مخابرات هشدار میدهد: ما در سندیکا فقط نگران وزارت ارتباطات یا صرفا نگران درآمدهای اپراتور نیستیم؛ ما نگران مراحل بعد از آن هستیم. وقتی اپراتور پول ندارد، پیمانکاران این حوزه نمیتوانند مطالبات خود را وصول کنند. تولیدکنندگان تجهیزات داخلی قراردادهای کافی ندارند و با بحران نقدینگی مواجه میشوند. نتیجه این چرخه معیوب چیست؟ شرکتها مجبور به تعدیل نیروی انسانی متخصص میشوند و بخشهای تحقیق و توسعه خود را تعطیل میکنند. این زنجیره اتفاقات، آسیب مستقیمی به کل کشور میزند.
بسیاری از مدیران و سیاستگذاران در سالهای اخیر، تحریمهای بینالمللی و کمبود ارز را عامل اصلی عقبماندگی در زیرساختهای فناوری معرفی کردهاند. با این حال، رستگار با صراحت این گزاره را رد میکند و ریشه بحران را در داخل میجوید.
او تاکید میکند: اینکه میگویند تحریم باعث این قضیه شده یا پول نداریم، حرفهای بیهودهای است. آفتی که امروز گریبانگیر صنعت ارتباطات ما شده، نه به لحاظ تحریمهای بینالمللی است و نه کمبود ذاتی پول؛ بلکه مهمترین دلیل به لحاظ نبود تدبیر و وجود کجاندیشی در لایههای تصمیمگیری است چراکه متاسفانه یک فرهنگ چوب لای چرخ گذاشتن نهادینه شده است.
رستگار در ادامه با انتقاد از رویکردهای پوپولیستی در تعیین تعرفه میگوید برخی نهادها به جای بررسی اقتصادی گزارش اپراتورها درباره افزایش هزینهها و نبود تناسب میان درآمد و بازگشت سرمایه، آنها را متهم به حقهبازی میکنند و تحت فشار قرار میدهند. به اعتقاد او، این رویکرد ناشی از همان کجاندیشی است و نشان میدهد برخی تصمیمگیران منطق اقتصاد دیجیتال را بهدرستی درک نکردهاند.
نایبرئیس هیاتمدیره سندیکای صنعت مخابرات به مفهوم اقتصاد کلان دیجیتال اشاره میکند و معتقد است اینترنت باکیفیت، حتی اگر گرانتر باشد، باعث کاهش هزینههای سبد خانوار در سایر بخشها میشود: ملاحظه مردم به این نیست که هزینه اینترنت را در حد ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان در ماه نگه داریم و در عوض یک سرویس بیکیفیت به آنها بدهیم. اگر هزینه اینترنت خانوار در ماه به یک میلیون تومان برسد، اما در مقابل یک سرویس پایدار، سریع و درست ارائه شود، همان خانواده ماهانه پنج تا شش میلیون تومان در سایر بخشهای زندگی (مانند حملونقل، آموزش، خدمات بانکی و غیره) صرفهجویی خواهد کرد.
یکی دیگر از محورهای مهم این گفتوگو، اختلال در ترکیب مصرف اینترنت ثابت و سیار در ایران است. در حالی که در اکثر کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، بار اصلی ترافیک اینترنت بر دوش شبکههای ثابت (فیبر نوری و ADSL/VDSL) است، در ایران این معادله کاملا برعکس شده است.
نایبرئیس سندیکای صنعت مخابرات در این باره میگوید: ما با سیاستگذاریهای غلط، یک فرهنگ اشتباه را در جامعه شکل دادهایم. در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد ترافیک اینترنت مردم روی شبکههای موبایل است؛ اتفاقی که در هیچ جای دنیا نمیافتد. در دنیا با ابزار قیمتگذاری به گونهای تدبیر میکنند که انگیزه استفاده مدام از اینترنت موبایل کاهش پیدا کند و کاربران در زمان حرکت و بیرون از خانه یا محل کار به سراغ موبایل بروند. فاصله قیمتی معناداری بین اینترنت ثابت و موبایل وجود دارد که متاسفانه در ایران این اتفاق نیفتاده است.
او نتیجه این سیاستگذاری را مرگ تدریجی اینترنت ثابت و فلج شدن شبکه موبایل میداند و توضیح میدهد: چون تفاوت قیمت منطقی وجود نداشت، فشار مضاعفی روی شبکه موبایل وارد شد که همین امر باعث کاهش شدید کیفیت آن شده است. از سوی دیگر، چون ترافیک به سمت شبکه ثابت نرفت، این شبکه اصطلاحا «علیل و ذلیل» شد و توسعه نیافت. شبکه ثابت ما اکنون سرگردان است، زیرا درآمدهایش به قدری پایین است که اصلا نمیتواند هزینه توسعه خود را تامین کند.
رستگار با تشریح رابطه فنی این دو شبکه، یک هشدار جدی میدهد: سرمایهگذاری در شبکه ثابت به مراتب گرانتر و زمانبرتر از شبکه موبایل است. اگر قرار باشد بنگاههای اقتصادی بر اساس توجیه اقتصادی کوتاهمدت عمل کنند، هیچکس به سمت توسعه شبکه ثابت نمیرود. اما نکته اینجاست که شبکه موبایل در نهایت روی بستر شبکه ثابت مینشیند. دکلهای موبایل باید با فیبر نوری به شبکه متصل شوند. وقتی شما شبکه ثابت را نابود میکنید، شبکه موبایل بستری برای فعالیت نخواهد داشت و اصطلاحا قفل میشود؛ هم به دلیل ترافیک بیش از حد و هم به دلیل فقدان زیرساخت پایهای.
پیامدهای عدم سرمایهگذاری در زیرساختهای ارتباطی، به تاخیر در لود شدن یک صفحه وب یا نارضایتی کاربران خانگی محدود نمیشود. فرامرز رستگار از زاویهای امنیتی به این موضوع نگاه میکند و ضعف شبکه را یک تهدید بالقوه برای ساختار دفاعی و انتظامی کشور میداند.
او تصریح میکند: رفتاری که سیاستگذاران در قبال سرکوب صنعت مخابرات داشتهاند، صرفا اذیت شدن مردم و شرکتها نیست. بحث اصلی، امنیت کشور است. امروز امور کشور و امنیت ما از طریق ارتباطات تامین میشود. شبکهای که با یک بودجه محدود فقط برای برقراری چهار ارتباط ساده سرپا نگه داشته شده، شبکه امنی نیست. زیرساختسازی ارتباطات نباید اینگونه با بیتدبیری رها شود.
او آینده این وضعیت را تاریک توصیف کرده و ادامه میدهد: اگر اصلاح ساختاری و اقتصادی صورت نگیرد، در آیندهای نهچندان دور، کاربران خدماتی بسیار ناراضیتر از امروز خواهند داشت. در لحظات بحرانی، شبکه در بسیاری از نقاط کاملا قفل میشود و توان سرویسدهی نخواهد داشت. نکته مهمتر این است که بخشهای حاکمیتی و نظامی که زیرساختهای ارتباطی کشور باید از آنها پشتیبانی کند—مثل ارتش، سپاه و نیروی انتظامی—در انجام ماموریتهای خود عاجز خواهند ماند. سالهاست که در دنیا، قدرت دفاعی و تهاجمی هر کشوری بیش از آنکه وابسته به اسلحه و نیروی انسانی باشد، به شبکههای ارتباطیاش وابسته است. اگر ارتباطات قوی باشد، نیروهای مسلح نیز کارایی خود را تا حدودی از دست میدهند.
در بخش پایانی گفتوگو، بحث به موضوع سرمایهگذاری خارجی و جذابیت بازارهای مختلف برای سرمایهگذاران کشیده شد. رستگار با ذکر مثالی از وضعیت سرمایهگذاری در بخش ارتباطات ایران، عمق فاجعه اقتصادی در این صنعت را نمایان میکند.
او با اشاره به حضور شرکت MTN (آفریقای جنوبی) به عنوان شریک تجاری ایرانسل میگوید: در دنیا روند به این شکل است که سرمایهها از رشتههای کمبازده خارج شده و به سمت فناوری اطلاعات (ICT) میروند. اما در ایران چه اتفاقی افتاده است؟ شرکت MTN به عنوان شریک ایرانسل، در این سالها با شرایط ایران مدارا کرده است. اما اخیرا آنها میگویند ما از آفریقای جنوبی آمدیم در ایران سهامدار شدیم تا از این پروژه سود کسب کرده و پول به آفریقا ببریم؛ اما در دو سه سال اخیر کار به جایی رسیده که مجبوریم برای سرپا نگه داشتن شبکه، از آفریقا پول بیاوریم و به ایران تزریق کنیم! و وقتی سرمایهگذار خارجی میگوید کار من معکوس شده و به جای سودآوری باید به پروژه یارانه بدهم، دیگر کدام سرمایهگذار خارجی حاضر میشود در پروژههای فاوا در ایران مشارکت کند؟
دبیر سندیکای صنعت مخابرات در پایان تاکید میکند که اگر رویکرد دولت و رگولاتوری تغییر کند و اجازه دهند سرمایهها به سمت ICT سرازیر شود، این صنعت میتواند موتور محرک سایر بخشها باشد: اگر منافع سرمایهگذار در بخش ارتباطات تامین شود، خدماتی که ارائه میدهد به زیرساخت و پایه رشد بسیاری از صنایع دیگر تبدیل میشود و در کل اقتصاد شکوفایی ایجاد میکند. ما این حرفها و منطقها را در مقدمه برنامهها و اسناد بالادستی مینویسیم و تکرار میکنیم، اما در عمل و در رفتار، برعکس آن عمل میکنیم.