skip to Main Content
محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو هستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک روز یک مدیر

یک روز با حمیدرضا قمی، چهره شاخص صنفی یزد و تمام ایران

رئیسی که رئیس نشد

۲۹ شهریور ۱۳۹۶

آرش برهمند

شماره ۵۰

زمان مطالعه : 23 دقیقه

۱۳۴۳

یزد

لیسانس کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان، کارشناسی ارشد مدیریت صنایع دانشگاه صنعت و معدن، کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات دانشگاه امیرکبیر

مدیرعامل شرکت‌های الگوریتم و کهن‌باربر،‌ معاون آموزش و فناوری اطلاعات اداره صنایع و معادن، معاون برنامه‌ریزی و فناوری کارخانجات یزدبافت، رئیس انجمن فناوری اطلاعات یزد،‌ عضو هیات موسس و رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای یزد، موسس و رئیس اتحادیه صنف رایانه یزد، نایب‌رئیس اول و دبیر کل سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کشور

جشنواره نوروزی آنر

یک روز با حمیدرضا قمی، چهره شاخص صنفی یزد و تمام ایران

رئیسی که رئیس نشد

۲۹ شهریور ۱۳۹۶

زمان مطالعه : 23 دقیقه

شماره ۵۰

برای بوکمارک این نوشته

حمیدرضا قمی به گواه آمار محبوب‌ترین رجل صنفی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای ایران است. در هر انتخاباتی شرکت کرده اول شده، دبیر بوده، نایب‌رئیس بوده اما هرگز رئیس آن نشده است. یک یزدی آرام و غالباً خوش‌خلق که این روزها عضو شورای شهر یزد هم شده و در سکوت از سازمان بریده است. سازمانی که به قول خودش عمرش را صرف آن کرده ولی این روزها باور دارد هم زمان جوان‌گرایی رسیده و هم موسم تغییر در سازمان. زندگی‌اش پر از تلاش مردمان کویر و صبر بیابان‌نشین‌هاست. در این نوشته هم سختی و درد کم نیست و آخرینش نیز کسالتی جدی برای مادرش بود که درست در میانه همین مصاحبه پیش آمد. این صدای یزد و صبر را در نوشته پیش رویتان دنبال کنید.

سال ۱۳۴۳ در یزد به دنیا آمده است. در محله‌ای به نام حنا و در خانواده‌ای فرهنگی و تجاری. محله‌ای نزدیک به بافت قدیمی و میدان مجسمه: «در اولین دهه توسعه ایران معاصر بخش‌های حاشیه شهر یزد که برای خودشان ییلاق محبوبی بودند به تدریج به هسته شهر اضافه شدند. محل حنا هم در حقیقت ناشی از اتصال ده خرم‌شاه به یزد بود که این روزها متاسفانه از باغات و درختانش چندان نشانی باقی نمانده. حناسابی هم یکی از مهم‌ترین صادرات شهر یزد به ویژه در آن دوران بود و این محله گاراژ مشهوری در زمینه حناسابی و صادرات حنا داشت که نامش را به محل داده و نام زیبایی است. پدربزرگ من یکی از کارهایش صادرات همین حناهای شهر به لب مرز بود.» پدرش معلم،‌ مدیر و موسس چندین مدرسه مشهور یزد است و در عین حال از کسب و کار موروثی در زمینه حمل و نقل هم غافل نیست. این شرکت ۸۰ ساله به نام کهن‌‌باربر در زمانه پدربزرگ و عموهای بزرگش تاسیس می‌شود و پس از پدرش به او ارث می‌رسد: «ما چهار بچه بودیم. سه برادر و یک خواهر که من آخرین‌شان هستم. اختلاف سنی بین من و برادرهایم نسبتاً زیاد بود و من ته‌تغاری بودم.» مدارس غیرانتفاعی آن زمان مشهور به مدارس ملی هستند و یکی از این گروه مدارس ملی نامش هست «تابان» که توسط پدر و شرکایش تاسیس شده: «پدرم با هفت نفر از دوستانش گروه مدارس تابان را راه انداخت که یک گروه آموزشی بود و چون پدرم در آن دوره در مدرسه ابتدایی مدیر نبود، خوشبختانه من مدرسه را همان‌جا رفتم. همیشه شاگرد دوم یا سوم کلاس بودم، اما شاید همه کمی هم مراعات پدرم را می‌کردند.» راهنمایی را در مدرسه صالحی‌زاده به همان مجموعه‌ای می‌رود که پدرش در آن مدیر است و در آستانه رفتن به دبیرستان است که انقلاب...

شما وارد سایت نشده‌اید. برای خواندن ادامه مطلب و ۵ مطلب دیگر از ماهنامه پیوست به صورت رایگان باید عضو سایت شوید.

وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

این مطلب در شماره ۵۰ پیوست منتشر شده است.

ماهنامه ۵۰ پیوست

برای بوکمارک این نوشته

دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/3af
آرش برهمندعضو تحریریه

    روزنامه‌نگاری را از ابراراقتصادی شروع کردم و مدت کوتاهی در شرق، همشهری نوشتم و در برنامه‌های تلویزیونی فناوری اطلاعات کار کردم. در مورد فناوری و تاثیرش بر زندگی و کسب و کار می‌نویسم و تاریخ شفاهی و استارت‌آپ‌ها از حوزه‌های مورد علاقه من هستند. معتقدم رسانه پل مهمی است میان انسان‌ها، تصمیم‌سازها و کسب و کارهای جهان امروز.

    تمام مقالات
    Back To Top
    جستجو