skip to Main Content
گلکسی نوت ۲۰

محتوای اختصاصی کاربران ویژهورود به سایت

فراموشی رمز عبور

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ عضو شوید

ثبت نام سایت

با شبکه های اجتماعی وارد شوید

عضو نیستید؟ وارد شوید

فراموشی رمز عبور

وارد شوید یا عضو شوید

یک روز یک مدیر

نیم‌نگاهی به آنچه طی یک سال گذشته در «باشگاه مدیران » نگذشت

ساکنان برگ‌های سپید

۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

آرش برهمند

زمان مطالعه : 22 دقیقه

جشنواره نوروزی آنر

نیم‌نگاهی به آنچه طی یک سال گذشته در «باشگاه مدیران » نگذشت

ساکنان برگ‌های سپید

۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

زمان مطالعه : 22 دقیقه

برای بوکمارک این نوشته

باید صادقانه گفت. تجربه نوشتن و منتشر کردن باشگاه مدیران روزگاری سخت، خوشایند است و همه سختی‌ها و اتهامات آن نیز از لذتش نمی‌کاهند. مولفه‌های بسیاری اغلب در انتخاب مدیرانی که در بخش «یک روز، یک مدیر» به آنها می‌پردازیم، دخیل هستند. روال شورای سردبیری برای این انتخاب‌ها معمولاً از دو عامل اساسی داشتن داستان (Story) و داشتن سابقه (History) سرچشمه می‌گیرد و با این وصف در کمال صداقت در بسیاری موارد احساسات دیگری هم دخیل هستند. مثلاً حس تمایز که برخی از مدیران را به لحاظ سبک زندگی یا کار از دیگران متمایز می‌کند ی

محمود جراحی

امکان ندارد برای هر سال از مصاحبه‌ها لیستی درست کنید و مدیرعامل اسطوره‌ای صاایران در آن لیست نباشد. نقش یگانه وی در نظریه‌پردازی و هدایت مدیریت بالادستی فناوی اطلاعات و ارتباطات کشور و البته گریز همیشگی‌اش از نورافکن رسانه‌ها او را به سوژه‌ای رویایی برای خبرنگاران فناوری اطلاعات تبدیل کرده است. جراحی بی‌هیچ تردیدی یکی از کلیدی‌ترین بازیگران در تاسیس اپراتور دوم و ماجرای خصوصی‌سازی مخابرات است و وقتی درباره فرادولت و بنگاه‌های بزرگ اقتصادی حرف می‌زنید او همان نگاهی است که توجه این بخش از حاکمیت را به یک پروژه اقتصادی جلب یا حذف می‌کند. سمت معاونت توسعه خدمات بنیاد مستضعفان به هیچ وجه نقش واقعی او را تعریف نمی‌کند. پس از درگذشت دردناک دوست و همراه محبوبش، وفا غفاریان، جراحی مهم‌ترین تصمیم‌سازی است که اولویت یا اهمیت یک حوزه از فناوری را برای بازیگران نامرئی اقتصاد سیاسی ایران تعریف می‌کند. شاید مهم‌ترین رشته نامرئی قدرت جراحی را باید در هویتش به عنوان پدر معنوی یک نسل کامل از مدیران ایرانی دانست که طی پروژه «صد مدیر» در صاایران تربیت شدند و حالا تقریباً تمامی حوزه مهم اپراتوری، فناوری بانک‌ها و حتی در دوره‌ای وزارت ارتباطات را اداره می‌کنند. حضور بنیاد در زمینه‌های جدیدی مانند راهسازی، هتلداری و به ویژه سلامت متاثر از وجود وی است ولی در داخل بخش فناوری باید حوزه‌هایی مانند پرداخت موبایل، سلامت آنلاین و به ویژه اینترنت باند پهن را از حوزه‌های مورد علاقه او دانست. بودن نام او در صدر لیست ما به هیچ عنوان به این معنا نیست که طی سال آینده می‌توان امیدوار به حضور او در ویترین‌های رسانه بود. این دانش‌آموخته بریتانیا و مدیر سرشناس بازوی فناوری سپاه در زمان جنگ تحمیلی، وقتی نامش برای وزارت ارتباطات بر سر زبان‌ها افتاد پاسخی سخت قاطع از زبان گاندی در رد این نظریه داد:«دو دسته مردم در این جهان هستند؛ دسته‌ای که کار انجام می‌دهند و دسته‌ای که کارها را به نام خودشان تمام می‌کنند. من ترجیح می‌دهم در دسته اول باشم چون بسیار خلوت‌تر است.»

حمید شهریاری

شاید هیچ معمم دیگری را نمی‌توان در فضای فناوری اطلاعات ایران یافت که به اندازه این عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی در لایه تصمیم‌گیری کلان فناوری اطلاعات موثر باشد. او را در حال حاضر بسیاری به عنوان معاون آمار و فناوری قوه قضاییه ایران می‌شناسند ولی در حقیقت سایه حضور وی حتی به پیش از جلوس جنجالی‌اش بر صندلی ریاست شورای عالی اطلاع‌رسانی بازمی‌گردد. این صندلی داغ پیش از این در اختیار نصرالله جهانگرد بود ولی با آمدن دولت اول محمود احمدی‌نژاد به شهریاری هبه شد و در نهایت با طرح ادغام شوراها برای همیشه بی‌رنگ شد. شهریاری هم دکترای خودش را در فلسفه تطبیقی از منچستر انگلستان گرفته ولی از سال ۷۵، ریاست مرکز متنفذ تحقیقات کامپیوتری نور را بر عهده دارد که نشان می‌دهد نباید به هیچ وجه سابقه او در شناختنش از بازیگران شاخص بازار فناوری اطلاعات ایران دست‌کم گرفت. دامنه اقدامات شهریاری از تاسیس دفاتر الکترونیکی قضایی کشور که باید تحویلی در دسترسی مردم به خدمات حقوقی باشد را دربر می‌گیرد و حضورش از ابتدای تاسیس شورای عالی فضای مجازی تاکنون نشان می‌دهد چرا باید او را بخشی از ساخت ماندگار تصمیم‌گیری در این زمینه به شمار آورد. شهریاری هرچند چهره و تجربه‌ای به شدت بین‌المللی دارد ولی همواره از درگیری در جریانات اصلی فاوای کشور سر باز زده و تا امروز هم همیشه از بازی‌های رسانه‌ای گریخته است که به حرف کشیدن او را دشوارتر می‌کند. این فقیه ۵۲ساله این روزها با تغییر حوزه انتخابی‌اش از تهران به خراسان شمالی یکی از بخت‌های کلیدی برای راه‌ یافتن به مجلس خبرگان رهبری است و با این وجود می‌توان کم و بیش امیدوار بود نه‌تنها جامعه فناوری صاحب صدا در یکی از حکومتی‌ترین جمع‌های کشور شود، بلکه او هم کمی بیشتر به فضای رسانه‌ای وارد خواهد شد. شهریاری هم مانند هر مدیر باسابقه دیگری در این فضا دارای موافقان و منتقدان بسیار است ولی تقریباً هیچ یک از این منتقدان هم منکر نیستند که بازار فناوری ایران برای حضور در سطوح بالاتر به بازیگری از این دست نیازمند است.

یحیی تابش

لازم نیست حتماً دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف باشید که آرزو کنید کاش این استاد سرشناس ریاضی به ایران بازمی‌گشت. هجرت طولانی تابش از ایران را نمی‌توان به سادگی از دست رفتن یکی از مهم‌ترین معماران ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران دانست. استاد بازنشسته، محبوب و پدرخوانده دست‌کم دو نسل از بازیگران آکادمیک آی‌تی ایران، چند سالی است فقط از دور دستی بر آتش توسعه و تحول بازار فاوا دارد و دیگر خبری از سرانگشت طلایی‌اش در پرورش مهندسان و کارآفرینان خبره نیست. عضو هیات علمی مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات پیشرفته دانشگاه صنعتی شریف، عضو شورای عالی انفورماتیک کشور در زمان محمدعلی نجفی و عضو گروه زبان و رایانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی هیچ گاه از وظایف سیاسی و اجتماعی خود در دفاع از دانشگاه و دانشجویانش دریغ نکرده و در این رویکرد هنوز هم یک چهره فرهنگی کلاسیک است. هرچند پیوست بارها در قالب یادداشت و مقاله شانس آن را داشته که از تابش یحیی، خود و مخاطبانش را گرم کند ولی حقیقت این است که تغییر خط مشی یحیی تابش در تربیت نسل جدید کارآفرینان ایران و تلاشش برای برگرداندن سرمایه‌های انسانی و مادی ایرانیان مقیم خارج می‌طلبد که بار دیگر زندگی وی مورد بررسی قرار گیرد. رد پای او در یک دهه اخیر از تاسیس سرویس موفقی همچون کافه‌بازار گرفته تا تاسیس شتاب‌دهنده دیموند قابل لمس است ولی ماندنش در دانشگاه استنفورد طی این سال‌ها دسترسی به وی را دشوار کرده است. تابش رئیس انجمن ترویج علم بوده و سال‌های سال سرپرستی تیم‌های المپیادی ایران در زمینه ریاضی و انفورماتیک را بر عهده داشته که بعدها همین چهره‌ها جذب غول‌هایی از یاهو و مایکروسافت گرفته تا گوگل و آی‌بی‌ام شدند تا حسرت‌شان بر دل استاد قدیم بماند. این استاد سپیدموی ریاضی و پدر بسیاری از شرکت‌های حلقه شریف جزو شاخص‌ترین سنگرهای عقلانیت آکادمیک در لایه‌های تصمیم‌گیر ایران بود ولی جایزه ۲۰۱۰ پل اردیش نشان داد شاید بر همان ایرانیان خارج از کشور بیشتر از هم‌وطنانش ارج نهاده می‌شود. باید در انتظار روزی بود که احوالات بار دیگر این پیرمردِ تا بن‌دندان ایرانی را برای بازگشت به دانشگاه و کشور محبوبش تشویق کند. کسب جایزه معتبر فیلدز در سال گذشته توسط یکی از شاگردان خوشرویش مریم میرزاخانی، بار دیگر او را به صدر اخبار بازگرداند.

سیاوش شهشهانی

کمتر چهره آکادمیکی را می‌توان مانند سیاوش شهشهانی در تاریخ فناوری اطلاعات ایران یافت که همزمان شناخته‌شده و مهجور باشد. این رئیس اسبق دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف سال‌هاست درهای اتاقش را به روی خبرنگاران بسته ولی داشتن عنوان پدر اینترنت ایران ما را ناگزیر می‌کند همچنان وی را یک گزینه جذاب بدانیم.

شهشهانی خودش دانش‌آموخته و استاد دانشگاه برکلی است و پیش از مهاجرت معکوسش به ایران نیز سال‌های سال در نیم دوجین دانشگاه ایالات متحده به عنوان استاد یا استادیار درس داده. به سبب سردبیری و مدیرمسئولی‌اش بر مجله نشر ریاضی به خوبی با رسانه‌آشناست ولی خبرنگاران فناوری اطلاعات او را بیشتر به سبب نقش حیاتی‌اش در ورود اینترنت به ایران می‌شناسند. چرا که وی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به عنوان رئیس بخش ریاضی «مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات» – که امروزه با نام «پژوهشگاه دانش‌های بنیادی» شناخته می‌شود- فعالیت کرد و از همان سال اول به عنوان قائم‌مقام مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات دستی حیاتی در اولین ارتباط اینترنتی ایران داشت تا جایی که حتی در این وانفسای ایران هم طی سال ۸۲ نه‌تنها به عنوان چهره ماندگار ریاضیات کشور معرفی شد بلکه در همان سال طی مراسمی بی‌سر و صدا لوح تقدیر انجمن ترویج علم ایران، «به جهت راه‌اندازی اولین ارتباط اینترنتی در ایران و تلاش برای ثبت نام دامنه ‘ir’ در دنیا» را نیز دریافت کرد. او هم جزو آخرین بازماندگان نسلی است که ریاضی را در ایران به انفورماتیک تبدیل کردند و از معدود چهره‌های آکادمیک مستقلی است که طی دوره‌هایی به سبب اعتماد مقامات توانست تحولاتی در ایران پایه‌گذاری کند، هرچند امروزه در رفت و آمد به دانشگاه پس از بازنشستگی دیگر به زحمت می‌توان از او نشانی در اخبار پیدا کرد. تالیفات و دروس شهشهانی در زمینه ریاضیات هم بسیار تحسین شده و زمینه فعالیت و تحقیقات او در ریاضیات، عموماً سیستم‌های دینامیکی است که نشان می‌دهد گاهی شاید بتوان پیچیده‌ترین معادلات ریاضی را حل کرد و معادلات سیاسی ایران را نه.

ابراهیم نقیب‌زاده مشایخ

رئیس صریح‌اللهجه انجمن انفورماتیک ایران شخصیتی کاملاً چندبعدی دارد. رسانه‌ها معمولاً او را به سبب ریاست بلندمدتش در قدیمی‌ترین انجمن کامپیوتری ایران که از سال ۶۴ تاکنون تنها با دو سال وقفه رئیس آن بوده، می‌شناسند. نام او با یکی از موثرترین و خوشنام‌ترین نسل‌های استادان کامپیوتر، برق و ریاضی ایران مانند علی پارسا و به ویژه بهروز پرهامی بنیانگذار و اولین رئیس انجمن گره خورده است که دومی در حال حاضر استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه سانتاباربارای کالیفرنیاست. به سبب سردبیری و مدیرمسئولی‌اش بر نشریه بسیار خوش‌سابقه گزارش کامپیوتر از سال ۶۹ تاکنون به خوبی با فضای رسانه‌ها آشناست و شاید هم همین موضوع، کار را برای پیوست و سایر رسانه‌‌ها ساده‌تر کند. سابقه تاریخی وی به مدرسه عالی برنامه‌ریزی و کاربرد کامپیوتر برمی‌گردد که خودش در آنجا یکی از دانش‌آموزان موفق بود و پس از انقلاب هم خود از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ عضو هیات علمی آن بود تا اینکه در اشتباهی تاریخی طی انقلاب فرهنگی منحل شد. پس از آن مشایخ به عنوان عضو هیات علمی دانشکده کامپیوتر دانشگاه تهران و استاد مدعو دانشگاه‌های شهید بهشتی و دانشگاه صنعتی شریف تاکنون هزاران دانشجو را به بازار کار فناوری در ایران و جهان عرضه کرده و این موارد را می‌توان به تجربه عملی او در بیرون از فضای دانشگاه نیز افزود. برای مثال در دوره‌ای طلایی عضو هیات علمی و مدیر واحد کامپیوتر مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات بود که همان دروازه ورود اینترنت برای اولین بار به ایران شد.

تاریخچه انجمن که وی در سکوت اداره‌اش می‌کند کمی تا سپری کردن چهارمین دهه عمرش هم فاصله دارد و ناملایمات بسیاری از سیاست و انقلاب و جنگ گرفته تا رفتن اعضا و افول نقش دانشگاه را تجربه کرده است؛ با این وجود هنوز همان استاد آشتی‌ناپذیر و دقیق قدیم است. نقیب‌زاده را هنوز هم می‌توان در برخی نشست‌های صنفی و حتی نیمه‌دولتی دید ولی شاید دیگر دورانی که بسیاری صراحت و صداقت این استاد را ارج بنهند، دیربازی باشد که سپری شده. شاید پایمردی مشایخ اجازه دهد باز هم روزی استادان فناوری سکان راهبری بخشی از این بازار را در دست بگیرند.

محمدحسن انتظاری

سالی که گذشت بدون شک سال فراز و فرود یکی از قدیمی‌ترین چهره‌های مرکز تحقیقات مخابرات کشور به عنوان دبیر شورای عالی فضای مجازی و پس از آن جایگزین شدنش توسط یکی از امنیتی‌ترین چهره‌های راهبری فناوری اطلاعات کشور بود. هرچند انتظاری طی چهار دهه کارنامه خود در فضای ارتباطات کشور به این فراز و فرودها خو کرده است ولی شاید پیوست بتواند در این دوران فراق دوباره مشخص کند آینده بعدی او در رده اول مدیریتی فناوری اطلاعات کشور باقی است یا برای همیشه فراموش می‌شود. این مدیر ۶۴ساله دارای مدرک فوق‌لیسانس مهندسی برق طراحی الکترونیک از هلند و لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی شریف است ولی بسیاری از مدیران وی را به سبب حضور ۱۳ ساله‌اش در مرکز تحقیقات می‌شناسند. شناخته ‌شدن او به عنوان مدیری اصولگرا که به شدت از سیاست‌بازی در معادلات حرفه‌ای‌اش پرهیز می‌کند حتی بعدها در عضویتش در هیات مدیره مرکز مخابرات ایران هم خود را نشان داد؛ جایی که بسیار مستقیم و غیرمستقیم به نقل از او اعلام شد که با واگذاری زیرساخت سیم مسی به مخابرات مخالف بوده است و همین مقاومت با ایجاد یک انحصار جدید در نهایت وقتی در دولت روی پاشنه جدیدی چرخید، وی را در زمره نزدیکان وزیر جدید قرار داد. شناخته شدن انتظاری به عنوان چهره‌ای بسیار نزدیک به محمود واعظی کم و بیش اجتناب‌ناپذیر بود؛ هر دو جزو مدیران نسل اول انقلاب و هر دو از طرفداران بازگشت مخابرات به وضعیت قبلی بودند ولی ظاهراً داشتن یک خصم مشترک در همه موارد هم دوست‌ساز نیست. وزیر ارتباطات دولت اعتدال ابتدا کوشید با حفظ سمت خودش دبیر شورای عالی این حوزه هم باشد تا از تضعیف وزارت ارتباطات پرهیز شود ولی موضوع چندان به مذاق خود شورایی‌ها خوش نیامد. در نهایت با حمایت نصرالله جهانگرد که خودش سال‌ها در تیم انتظاری در مرکز تحقیقات کار کرده بود، او به سمت دبیری برگزیده شد ولی مناقشات جدی میان وی و وزیر بسیار سریع شروع شد. باید دید این صندلی پردردسر به کجا خواهد رسید.

محمد سلیمانی

حرف ‌زدن با وزیر اول ارتباطات دولت احمدی‌نژاد مانند این است که بخواهید با چند چهره به صورت همزمان گفت‌وگو کنید. سلیمانی چهره تازه‌ای در سیاست بازار آی‌تی نیست و سوابق دانشگاهی‌اش در علم و صنعت و ریشه ‌داشتنش در حلقه شیراز نشان می‌دهد نباید تاریخچه حرفه‌ای وی را صرفاً از زمان وزارتش سنجید ولی عجیب آنکه این وزیری که بارها با نفرت و محکومیت از پهنای باند و اینترنت سخن گفته بود، این روزها خود یکی از منتقدان شتاب اندک افزایش پهنای باند به شمار می‌آید. سلیمانی در شیراز درس ‌خواند و سپس دکترایش را از دانشگاه پیر و ماری کوری فرانسه در زمینه مخابرات گرفت. مدتی معاون دانشگاه علم و صنعت و بود به تبع آن وزیر محمود احمدی‌نژاد شد، پس وقتی انتخابش مسجل شد بسیاری امیدوار شدند یک وزیر دانش‌آموخته با اطلاعات فنی و رویه آکادمیک به وزارت ارتباطات آمده است که رابطه نزدیکی با رئیس‌جمهور دارد. تقریباً همه این پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب درآمد. از یک طرف به شدت از افزایش پهنای باند توسعه اینترنت ابراز برائت کرد و از سوی دیگر مشخص شد چندان هم گوش رئیس‌جمهور را در اختیار ندارد. بدو ورودش به وزارتخانه کم و بیش با یک پاکسازی جناحی همراه بود تا جایی که حتی بسیاری از چهره‌های شاخص گذشته را به فساد متهم کرد و برای قریب به یک دهه یا حتی بیشتر، تا امروز، بسیاری از وزارت ارتباطات پا بریدند. بدون شک شنیدن حرف‌های سلیمانی دارای جذابیت فراوان است چرا که از یک سو موفق‌ترین سرمایه‌گذاری خارجی ایران در حوزه ارتباطات یعنی ایرانسل طی دوره او کامل شد و از طرف دیگر بزرگ‌ترین و جنجالی‌ترین خصوصی‌سازی یعنی واگذاری مخابرات هم در زمان تصدی وی اتفاق افتاد. به هر روی وقتی سلیمانی از این سمت رفت و آشکارا احمدی‌نژاد علاقه‌ای به باقی‌ ماندن او در کابینه بعدی نداشت، دو تغییر در سلیمانی محسوس بود: یکی اینکه او دیگر سیاستمدار شده بود و از استاد دانشگاه به نماینده مجلس تبدیل شد.

مهشید علوی

چهره و برخورد دوست‌داشتنی آخرین دبیر شورای عالی انفورماتیک کشور احتمالاً برای همیشه در ذهن رسانه‌های فناوری اطلاعات کشور خواهد ماند. مهشید علوی درست در بحبوحه ادغام شوراها به این صندلی داغ رسید و سیمایی که از خود ارائه داد با آنچه از یک کارشناس باسابقه سازمان مدیریت انتظار می‌رفت، همخوان بود. او کوشید درست در میانه جنگ علیه شوراها ضمن حفظ استقلال خودش از نهادهای صنفی پشتیبان مهم‌ترین متحدش یعنی سازمان نظام صنفی باشد و بسیار در حضانت قانون حمایت از پدیدآورندگان نرم‌افزار کوشید.
تمامی تلاش‌های علوی وقتی ارزشمند‌تر می‌شود که دریابیم او کارشناسی در برابر سیاستمداران بود. همان زمان در شورای عالی انفورماتیک عبدالمجید ریاضی، در شورای عالی اطلاع‌رسانی حمید شهریاری و در وزارت ارشاد دفتر رسانه‌های دیجیتال در حال رقابت برای بازتعریف جغرافیای این عرصه بودند و همین موضوع کار را برای شورای عالی انفورماتیک که با انحلال نیای آن، یعنی سازمان مدیریت مواجه شده بود، بسیار دشوار می‌کرد. او به جای درگیری‌های سیاسی بیشتر وقتش را صرف بهینه‌سازی ساختار سازمانی شورا کرد و به همین سبب نه‌تنها در این زمینه نظام جدیدی برای رتبه‌بندی شرکت‌ها که مدت‌ها مسکوت مانده بود به جریان افتاد، بلکه فرآیندهای دقیق‌تر و سریع‌تری هم بر اساس وب جا افتاد.

علوی تلاش‌هایی هم کرد که نقش کلیدی شورا را در قراردادهای بزرگ حوزه فناوری اطلاعات از سمت دولت زنده کند و با سمت عجیب و طولانی مدیر راهبری و تشخیص صلاحیت عوامل نظام فناوری اطلاعات در معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور از بررسی و اظهار نظر این شورا در پروژه‌های بزرگ انفورماتیک کشور به ‌عنوان یکی از فعالیت‌های سابقش خبر داد. هرچند این تلاش‌ها چندان هم جواب نداد.
جالب است یکی از راهبردها، ارائه این پیشنهاد به صنف بود که طبق بخشنامه‌ای که سال ۷۶ توسط سازمان مدیریت برنامه‌ریزی سابق ابلاغ شد، شرکت‌ها می‌توانند در پیش‌نویس قرارداد خود دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک کشور را حکم قرار دهند که شورا نیز بعد از مشاهده قرارداد، در صورت پذیرش نظر خود را اعلام می‌کند. شاید احیای این قانون باستانی می‌توانست بازگشت شورا به دوران ریش‌سفیدی و حکمیتش باشد که هیچ ‌گاه به طور کامل اتفاق نیفتاد و با این رویکرد امروز علوی بیشتر از دید رسانه‌ها یک بازنشسته ارزشمند است تا مدیری صاحب میراث.

الهه عصاری

مدیر فروش و بازاریابی و عضو هیات مدیره گام ‌الکترونیک سال‌هاست پشت نام بزرگ همسرش امیرحسین سعیدی نایینی ناشناخته مانده است. سعیدی را به عنوان مهم‌ترین چهره صنفی فناوری اطلاعات ایران طی دو دهه اخیر می‌شناسند و اولین رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران؛ اما واقعیت این است که نه‌تنها دلیل بلکه گاهی تنها عامل بسیاری از این درخشش‌های صنفی و شرکتی نایینی به صورت مشترک و حتی گاه به تنهایی الهه عصاری بوده است.
این بانوی مدیر خود برخاسته از خانواده‌ای اصیل پیش از انقلاب در دانشگاه وست‌منیستر کارشناسی ارشد رشته سیستم‌های دیجیتال را کسب کرده و بارها در گام یا بیرون از آن هنر مدیریت و انطباق‌پذیری بالایش را به رخ کشیده است. نمی‌توان انکار کرد که کارنامه صنفی او هر چند به اندازه سعیدی پرسر و صدا نیست ولی در عمل بسیار پر و پیمان است. دوران سردبیری او در ماهنامه توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات یا همان تکفا بدون هیچ تردید موفق‌ترین دوره این نشریه است که این روزها به خاک افتاده و مقالات و مصاحبه‌های آن در زمان خود می‌توانست آغازی بر یک تاریخ‌نگاری مطبوعاتی از فناوری اطلاعات کشور باشد.

بخش عمده‌ای از شهرت انجمن شرکت‌های انفورماتیک که به سازمان نظام صنفی ارث رسید، مدیون برگزاری موفق نمایشگاه‌های الکامپ است و عصاری در این میان نقشی حیاتی داشت. به عنوان مدیر سه دوره نمایشگاه بین‌المللی الکترونیک، کامپیوتر و تجارت الکترونیکی و عضو شورای سیاستگذاری نمایشگاه الکامپ، بسیاری در الکامپ‌های هشتم و نهم و دهم فهمیدند در پس فریادهای سعیدی نظم و سازماندهی گام و صنف مدیون دقت نظر همسرش یعنی الهه عصاری است که با تجربه‌ای کم و بیش حزبی فعالیت‌های گروهی را اداره می‌کند.
عصاری دست‌کم سه دوره نماینده شرکت‌های انفورماتیک در شورای عالی انفورماتیک کشور بوده و در همین شورا مسئولیت کمیته‌های اطلاع‌رسانی و اینترنت را نیز بر عهده داشته است. حتی عضویت در شورای عالی سیاستگذاری آی‌تی وزارت صنایع را هم می‌توان در کارنامه او دید و تردیدی نیست که پشتکار، سعه صدر و خوش‌بینی خستگی‌ناپذیر این زن الگویی زنده برای بسیاری از دختران امروز و همسران آینده است. شاید روزی همین باشگاه مدیران محملی شود تا وزن واقعی همسران و مادران کم‌‌ادعایی مانند عصاری در آتیه صنعت فناوری مورد بازشناسی قرار گیرد.

سهیل مظلوم

هنوز که هنوز است حافظه صنفی بازار آی‌تی جنگجویی همچون سهیل مظلوم را به یاد نمی‌آورد. در تضادی کامل با نام خانوادگی‌اش رئیس آخرین دوره انجمن شرکت‌های انفورماتیک و نایب‌رئیس اولین دوره سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تنها رجل صنفی است که تمامی اقشار فناوری ایران یا شیفته قدرت چانه‌زنی و لابی‌گری‌اش هستند یا منتقد منش پدرخوانده‌وار و دخالت‌های قاطعانه‌اش؛ اما یک حقیقت مورد پذیرش همگان است: در بازی صنفی ایران نمی‌شود و نباید مظلوم را نادیده گرفت.
رئیس هیات مدیره شرکت منش از ابتدای نخستین تشکل‌های کسب و کار فناوری اطلاعات ایران در اواخر دهه ۶۰ وارد مرکز تحقیقات انفورماتیک شد ولی به سرعت به‌رغم جوانی و تندمزاجی‌اش توانست پلکان صنفی را بالا برود و نسل جدیدی از رجال صنف فناوری را در کنار خود تربیت کند. چرخش نرم قلم مظلوم، تسلط بی‌بدیلش بر حوزه قوانین و ارتباطات، روحیه سرکشش که با فن‌سالاری ترکیب شده و مهم‌تر از همه صراحت لهجه‌ای آمیخته با صدای رسا، اثبات کرده مظلوم دوستی مطمئن و دشمنی خطرناک است. صنف خدمات بسیاری در معرفی و بزرگداشت مظلوم به وی کرده ولی نمی‌توان بهای سنگینی را که بارها برای موفقیت و ثبات صنف پرداخته و حتی تا مرز تهدید و بازداشت برای الکامپ دهم پیش رفته است، نیز از نظر دور داشت. پس از ترک نایب‌رئیسی سازمان تازه دوران جدیدی از نفوذ صنفی سهیل آغاز شد که در آن با آزادی بیشتر نه‌تنها عقاید خود را بیان می‌کرد و با منتقدانش می‌تاخت، بلکه مهم‌ترین ابزار تهیه و برنامه‌ریزی انتخابات مهمی صنفی هم به شمار می‌رفت که همین بر انتقادات به حضورش در پشت پرده هم می‌افزود.

مظلوم ارادتی عمیق و دیرینه به ریاست دور اول سازمان، امیرحسین سعیدی نایینی دارد و درست مانند او استاد بی‌بدیل بهره ‌بردن از رسانه‌های جمعی و دیدارهای گروهی برای تهییج همبستگی صنفی است و هنرش در لگام ‌زدن به حرکت‌های پیش‌بینی‌نشده صنفی از وی یک اسطوره ساخته. راه‌حل‌های رادیکالش در برخورد با منتقدان و زبان تند و تیزش در مواجهه با مخالفان باعث شده در موارد بسیاری حتی از سوی بزرگان صنف هم طرف سوال قرار گیرد و به خصوص بسیاری از مدعیان شهرستانی سازمان ایده‌های او را در خصوص تمرکز در تهران به چالش بکشند اما باز هم صنف، سربازی چون او را به ارتش خود ندیده است.

پرویز رحمتی

گفتن این حقیقت درباره مدیرعامل رایورز خوشایند نیست ولی حتی وقتی رئیس شورای مرکزی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای کل کشور هم بود، باز مدیری چندان رسانه‌پذیر نبود؛ ویژگی‌ای که آن زمان باعث می‌شد خبرنگاران همیشه حسرت دوران طلایی و پرخبر سعیدی نایینی و سهیل مظلوم را بخورند و حالا همین ویژگی سبب می‌شود گفت‌و‌گو با موسس یکی از قدیمی‌ترین شرکت‌های نرم‌افزاری ایران باز به سال چهارم پیوست بکشد.
فارغ از این خصیصه، پرویز رحمتی یکی از محترم‌‌ترین شخصیت‌های فناوری اطلاعات ایران است. قدرت تحلیل، درستی کلام و شخصیت متین رحمتی او را به یک چهره ایده‌آل برای نمایندگی صنف مبدل کرده و این پتانسیلی است که به درستی بارها توسط فعالان این بازار تشخیص داده شده است. لیکن سابقه حرفه‌ای رحمتی حتی به پیش از سازمان یا کمیته نرم‌افزار انجمن شرکت‌های انفورماتیک بازمی‌گردد. او ابتدای دهه ۷۰ جزو نخستین مهندسانی است که ساختار انفورماتیک آموزش و پرورش کشور را پایه‌ریزی می‌کنند. مشاور معاونت طرح و برنامه وزارت آموزش و پرورش در امکان‌سنجی نظام جامع انفورماتیک وزارتخانه است، مدیریت پروژه نظام جدید آموزش متوسطه کشور را بر عهده دارد و درست پیش از مدیریت عاملی‌اش بر شرکتی که همچنان ادامه دارد، مدیر پروژه طراحی و پیاده‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی و عملیاتی کارخانجات صنایع آموزشی است.

با تاسیس رایورز خط مشی حرفه‌ای رحمتی متنوع‌تر می‌شود. نه‌تنها مدیر پروژه طرح جامع شبکه اطلاع‌رسانی بازرگانی کشور است بلکه طی فرآیندی ناکام رئیس هیات مدیره تحقیقات و توسعه صادرات نرم‌افزار ایران یا همان ثنارای می‌شود و دو سال قائم‌مقامی رئیس هیات مدیره انجمن شرکت‌های انفورماتیک را بر عهده دارد.
دوران دشوار مدیریت او بر سازمان نظام صنفی رایانه نه‌تنها بازه تثبیت یک نهاد صنفی جوان و پرتهدید است، بلکه به قدرت رسیدن و تنش‌های دولت دوم احمدی‌نژاد علیه سازمان‌های مردم‌نهاد هم این جریان را آسان‌تر نمی‌کند. خوی آرام رحمتی طی این سال‌ها بارها به چالش کشیده می‌شود و بدون شک راضی نگه د‌اشتن سازمانی همیشه در معرض تهاجم از یک سو و شرکتی بزرگ و قدیمی با چهار شریک دیگر در میانه بحران اقتصادی مملکت کار آسانی نبود و فشارهای سختی بر او وارد کرد. رحمتی را هنوز هم می‌توان یکی از پشتوانه‌های صنف و بازار نرم‌افزار به شمار آورد.

مرتضی مقدسیان

شاید خبر رفتن موتور و مغز متفکر بانکداری الکترونیکی بانک ملت مهم‌ترین خبر سال‌ جاری در حوزه مدیران فناوری بانک‌ها بود. مرتضی مقدسیان که مدیرعامل و عضو هیات مدیره هلدینگ بهسازان یا همان گروه فن‌آوران هوشمند بهسازان فردا بود، از انتهای سال گذشته سازش را برای رفتن از این مجموعه کوک کرده بود.
انتهای سال گذشته که علی رستگار به عنوان مدیرعامل جدید بانک ملت روی کار آمد، خیلی سریع مشخص شد آب مقدسیان با مدیر جدید در جوی ملت نمی‌رود. مدیرعامل بهسازان یکی از رکوردداران حضور در بازوهای فناوری بانک‌ها بود. او دی‌ماه ۱۳۸۰ به این سمت انتخاب شد و تا انتهای اسفند ۱۳۹۲ مدیرعاملی و عضویت هیات مدیره شرکت بهسازان ملت را بر عهده داشت. شرکت بهسازان ملت تا اواسط ۱۳۹۳ سهامدار چند شرکت دیگر نیز بود و بیشتر، قالبی شبیه یک هلدینگ داشت. در تحول بهسازان طی مدت مدیریت مقدسیان همین بس که در ابتدای ورود او فقط شرکت ۳۵ کارمند و یک ساختمان اجاره‌ای داشت که مشمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت بود. از اردیبهشت ۱۳۹۳ شرکت گروه فن‌آوران هوشمند بهسازان فردا که معمولاً به هلدینگ بهسازان معروف است، توسط بانک ملت تاسیس شد و شرکت‌های زیرمجموعه شرکت بهسازان ملت به هلدینگ منتقل شدند و مقدسیان هم مدیرعامل هلدینگ بهسازان شد. به‌پرداخت ملت، مهندسی سیستم صنایع یاس ارغوانی، شقایق و زیرساخت امن خدمات تراکنشی از شرکت‌های این گروه بودند که شاید یکی از معدود نمونه‌های موفق بانکی در زمینه فناوری به شمار می‌رفت.

مقدسیان تمامی این سال‌ها منتقد خستگی‌ناپذیر سیاست‌های بانک‌ مرکزی در خصوص دستوری بودن نرخ‌ها، شاپرک، دریافت کارمزد و غیره باقی ماند و شاید مطالعه نشریه الکترونیکی محبوب و جالبش «راه راست» تا حدودی ابعاد پنهان شخصیت همواره منتقدش را بازگو کند. برخوردها و مصاحبه‌های جنجالی این مدیر همواره مورد اعتراض جمع قابل توجهی از همکاران بانکی‌اش بود که معتقد بودند در بسیاری از موارد رقابت را برای دیگران بسیار دشوار کرده است؛ بستن سرویس‌‌های دیگران، اتهام به خلق پول و واریز آنی تنها بخش کوچکی از این موارد هستند. صدرنشین بودن ملت در زمینه‌هایی مانند پرداخت الکترونیکی و تراکنش نشان می‌داد راهبردهای مقدسیان هر چه بوده، منتج به نتیجه شده است.
هنوز دقیقاً مقصد بعدی او مشخص نشده است ولی می‌توان انتظار داشت تا ایستگاه بعدی این مدیر صریح‌اللهجه و آتشین‌قلم یک سوژه طلایی برای روزنامه‌نگار تحلیلی است.

علیرضا قلمبر دزفولی

هر مدیری که یک دهه بر صندلی داغ اپراتورها دوام بیاورد، شایسته توجه در باشگاه مدیران پیوست است. نام مدیرعامل ایرانسل وقتی تابستان سال گذشته بر سر زبان‌ها افتاد که تصویری از یک چک ۲۲۰ میلیارد تومانی به نام او و به مقصد اداره کل امور مالیاتی کشور لو رفت و برای اولین بار مردم نیز با ابعاد مدیرعامل یک اپراتور، آن هم با وجود یک شریک خارجی آشنا شدند. اما در همان زمان بسیاری از کارشناسان این بازار سوال دیگری در ذهن داشتند؛ راز بقای علیرضا قلمبر دزفولی بر صندلی فعلی چیست.
این سوال درست پس از آن مطرح شد که بسیاری از سایت‌های خبری ایران از احتمال جایگزین شدن او با علی حکیم‌جوادی رئیس سابق سازمان فناوری اطلاعات ایران خبر می‌دادند. خود حکیم‌جوادی هم مانند دزفولی از دست‌پروردگان همان مکتب یکصد مدیر در صاایران است و چون خودش تجربه فراوانی در ایزایران و ماجرای ایرانسل داشت گزینه‌ای کاملاً محتمل به شمار می‌آمد. اساسنامه ایرانسل نیز هیا%D

برای بوکمارک این نوشته

دانلود نسخه PDF
http://pvst.ir/37p

روزنامه‌نگاری را از ابراراقتصادی شروع کردم و مدت کوتاهی در شرق، همشهری نوشتم و در برنامه‌های تلویزیونی فناوری اطلاعات کار کردم. در مورد فناوری و تاثیرش بر زندگی و کسب و کار می‌نویسم و تاریخ شفاهی و استارت‌آپ‌ها از حوزه‌های مورد علاقه من هستند. معتقدم رسانه پل مهمی است میان انسان‌ها، تصمیم‌سازها و کسب و کارهای جهان امروز.

تمام مقالات
Back To Top
×Close search
جستجو