نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 71 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 105

پرونده‌ای برای بحران‌های روابط عمومی در استارت‎آپ‌ها

کپسول‌های خالی اطفا‌ی حریق

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان

فلسفه وجودی استارت‌آپ‌ها در سرعت، شتاب و رهایی از ساختارهای سازمانی رایج در شرکت‌های بزرگ است. پس دور از انتظار نیست که بسیاری از فرایندهای کاری در آنها با سازوکاری متفاوت با یک شرکت سنتی رخ دهد. حتی بعضی واحدها یا موقعیت‌های شغلی به شکل سنتی‌‌شان در چنین شرکت‌های نوپایی تعریف نمی‌شوند. یکی از این بخش‌ها روابط‌عمومی است که معمولاً در مسیر رشد و توسعه چنین کسب‌وکارهایی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. البته اگر نگاه به روابط‌عمومی به عنوان یکی از ارکان برندسازی وجود داشته باشد، شاید یکی از مورد نیازترین بخش‌های هر شرکتی از جمله یک شرکت نوپا همین بخش باشد. اما معمولاً استارت‌آپ‌ها رشد می‌کنند و جلو می‌روند و اندازه مجموعه کاربران‌شان بزرگ می‌شود و وقتی با بحرانی مواجه می‌شوند یاد روابط‌عمومی می‌افتند. حتی در اکوسیستم استارت‌آپی کشورمان دیده می‌شود گاهی کسب‌وکارهایی که مدت‌هاست از مرز نوپایی عبور کرده‌اند و تبدیل به یک شرکت عریض و طویل شده‌اند، همچنان به روابط عمومی به عنوان ابزار رفع مشکل هنگام وقوع بحران یا به عبارتی همان آتش‌ خاموش‌کن نگاه می‌کنند. چیزی که امکان‌پذیر نیست، چراکه روابط عمومی اگر به عنوان یک فرایند مداوم بر پایه هدف‌گذاری، استراتژی و برنامه تعریف نشود، نه تنها کمکی به خوشنامی و اعتبار برند نمی‌کند، حتی از پس مسئولیت کذایی آتش خاموش‌کنی خود در زمان بحران هم برنخواهد آمد. آن هم به یک دلیل ساده و آن اینکه روابط‌عمومی را نمی‌توان به شکل پروژه‌ای انجام داد.

به هر حال این قصه در کشورمان و گاهی در جهان تکراری شده است. بسیاری از استارت‌آپ‌ها در فضای اقتصاد مشارکتی کار می‌کنند و این یعنی اتصال مجموعه‌های کلان عرضه و تقاضا به هم از طریق یک پلت‌فرم. این دو مجموعه عظیم به شکل روزمره با هم در حال تعامل‌اند و این یعنی حجم بالایی از اصطکاک روزانه. اصطکاک‌هایی که گاهی تبدیل به مساله و حتی بحران می‌شوند. به همین دلیل تعداد بحران‌های چنین شرکت‌هایی طی یک سال در یک شرکت تجاری معمولی، شاید در ۱۰ سال هم دیده نشوند. این، زمانی است که استارت‌آپ‌های بزرگ‌شده هم به فکر تاسیس و تقویت واحد روابط‌عمومی خود می‌افتند. هرچند همان‌طور که گفته شد، نگاه به تعریف و اداره این واحد می‌تواند داستان دیگری داشته باشد؛ همان داستان اداره شرکتی که حالا دیگر بسیار بزرگ شده است با همان نگاه یک استارت‌آپ کوچک.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz