نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 129

آیا صنعت 4.0 حبابی است که خواهد ترکید؟

جیب‌های پرپول

صنعت۴٫۰ که با عنوان انقلاب چهارم صنعتی هم شناخته می‌شود در اصل به نسل تازه‌ای از انواع اتصالات بین انسان و ماشین به ویژه در عرصه‌های خودکارسازی و تولید اشاره می‌کند. این صنعت شامل اینترنت اشیا (IOT)، محاسبات ابری، محاسبات شناختی و هوش مصنوعی است که همگی دسترسی بلادرنگ به داده‌های معنادار و عملی را فراهم می‌کنند.
صنعت ۴٫۰ به کارآفرین‌ها و مدیران کاربردهای بی‌شمار و گسترده‌ای در بخش‌های مختلف بازار اعطا کرده است و از این منظر تاثیری عمده بر شیوه زندگی و کار ما گذاشته است. یا دست‌کم در حال حاضر نقشی مهم در پشت‌پرده بازار ایفا می‌کند. با افزایش تعداد مصرف‌کنندگان فناوری، شاهد ظهور روندهای فناوری‌ها و نوآوری‌های مختلف بوده‌ایم. برخی از این فناوری‌ها پیشرفت و تحولاتی مهم داشته‌اند، در حالی که موارد دیگر کامل از بین رفته‌اند یا دچار افت شده‌اند. برای هر پلتفرم ابری که نیازهای مصرف‌کنندگان را ارضا می‌کند، هزاران گذار دیجیتالی هنوز در خط‌مشی‌های مدیریتی دیده می‌شود.
بنابراین آیا صنعت ۴٫۰ هم جزو آن موارد چرخه بازاریابی است که قرار است زود از بین برود و حبابش بترکد؟ یا همچنان قرار است در کنار ما باقی بماند؟

برندگان بازی

صنعت ۴٫۰ امروزه نوعی فضای فیزیکی-سایبری است که ماشین‌ها، کامپیوترها و انسان‌ها را به‌ شیوه‌ای موثرتر به هم پیوند داده و برای کسانی که روبات‌ها را «سارقان» مشاغل می‌دانند به موضوعی آزاردهنده تبدیل شده است. قانون‌گذاران می‌توانند برای تدوین قوانین و مقررات تازه یا بازبینی قوانین موجود اقداماتی کنند تا مساله کار تا اندازه‌‌ای برطرف شود (شرکت‌های فست‌فود در حال برنامه‌ریزی برای طرح‌های خودکارسازی‌ در ازای افزایش تقاضاهای کارمزد ۱۵ دلار در ساعت هستند).
با همه اینها، مساله اتصال اشیا به فضای ابری، اینترنت و به یکدیگر موضوعی است که با قدرت به پیشرفت خود ادامه می‌دهد. برخی تحلیلگران تخمین می‌زنند که تا سال ۲۰۲۴ بازار صنعت ۴٫۰ به ارزشی معادل ۱۵۵ میلیارد دلار می‌رسد. بر اساس یک مطالعه پرینس‌واتر‌هاوس‌کوپر (PricewaterhouseCooper) و ماپی (MAPI): «تولیدکنندگان انتظار دارند درآمد حاصل از محصولات مبتنی بر اینترنت اشیا و خدمات به ‌طور میانگین تا سال ۲۰۲۲ با ۱۰ درصد افزایش همراه باشد.» این موضوع پرسشی مهم برای شرکت‌ها که جیب‌شان پرتر از قبل شده مطرح می‌کند: چرا به‌ جای جنگیدن با ستاره‌ها آنها را نخریم یا از ویژگی‌ها و فرایندهایشان در کسب‌وکارمان بهره نگیریم؟ یا طوری از آنها پشتیبانی کنیم که کسی نتواند سهم بازارمان را تهدید کند؟ طبق مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۹، سازگارشوندگان با IoT باور داشتند که در ۲ سال ۳۰ درصد بازگشت سرمایه خواهند داشت. مدیران تجاری خبره این اعداد و ارقام را صرفاً به ‌عنوان اعدادی تخیلی نمی‌بینند.
اما درباره کسب‌وکارهای کوچک‌تر که مالکیت معنوی محصولاتی مهم دارند و قصدشان حفظ این محصولات است چه می‌توان گفت؟ آیا آنها تمایلی به معامله با بزرگ‌ترین رقبایشان را دارند؟ آیا می‌توانند هزینه‌های سرمایه‌شان را حفظ کنند و تعهدات عملی در زمینه سرمایه و بودجه‌شان را تکمیل کنند؟ کارکنان خبره IoT در حال حاضر سرمایه‌های زیادی در اختیار ندارند: دیلویت پیشنهاد کرده است تا سال ۲۰۱۴ ایالات متحده به‌ تنهایی شامل افت استعدادهای علوم داده‌ای تا ۲۵۰ هزار نفر خواهد بود. هنوز به تعداد زیادی از مدارهای نوری و فرکانس‌های رادیویی برای استقرار این فناوری‌ها نیاز است اما به زعم IDC، حجم بزرگی از داده‌ها که دستگاه‌ها را به ‌هم متصل می‌کند بستر‌های انتقالی و پردازشی را که از اکنون تا ۲۰۲۵ به ۷۰ زتابایت می‌رسد فراهم خواهند کرد.
همه این موارد به من این حس را القا می‌کنند که هزینه‌ها برای شرکت‌های صنعت ۴٫۰ چه بزرگ و چه کوچک همزمان با افزایش بهبود در فرایندهای داخلی بیشتر و بیشتر می‌شود. در همین حال، پژوهش‌های حوزه IP سخت‌تر از قبل شده و با وجود تفاوت‌های قضایی در سرتاسر جهان، ممکن است پیاده‌سازی آن به موضوعی چالش‌برانگیز تبدیل شود. به باور من ناتوانی در آماده‌سازی برای مدیریت کلیه اطلاعات کسب‌وکار یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های دهه آینده خواهد بود.
مدیران باید به دنبال راه‌هایی برای جذب کارکنان جوان در صنایع تولیدی‌ای باشند که قبلاً شهرتی کسب‌ کرده‌اند. بسیاری از این کارکنان جوان، برای نمونه، نسبت به برنامه‌های کاری منعطف همدل هستند و به ‌نظر می‌رسد شمول عملیاتی برایشان اهمیت داشته باشد. بر اساس یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۶ از یک وب‌سایت جست‌وجوی شغلی، انعطاف‌پذیری شغلی دومین عامل مهم در ارزیابی موقعیت‌های شغلی بوده است. ایده‌های ریسک و پاداش امروزه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و اهمیت دارد. منطق پشت‌پرده فناوری‌های اینترنت اشیا چون دیگر حوزه‌های تجارت معطوف به بزرگ‌داده‌ها و خودکارسازی و همچنین ایجاد بینش است. مدیران کسب‌وکارها باید مدام از خود بپرسند آیا در حال برنامه‌ریزی یک طرح ثابت هستند یا صرفاً در هراس از دست دادن روندی نو باقی مانده‌اند. سهامداران عرصه‌هایی عمومی و خصوصی هر دو باید به بررسی مسائل مشکل‌آفرین در حوزه بهره‌وری و همچنین عدم‌ قطعیت در زمینه IP بپردازند.
به هر تقدیر، من معتقدم صنعت ۴٫۰ همچنان پابرجا باقی می‌ماند. پیشرفت‌های فناورانه برای قرن‌ها با سرعت به جلو رفته‌اند و بنابراین اگر استارت‌آپ‌های امروزی می‌خواهند سهم بازارشان را به جای عقب‌ماندگی افزایش دهند باید برای بازی با کارت‌های IP خودشان و کاهش هزینه‌ها و در عین حال ارائه چشم‌اندازی از صنعت ۵٫۰ آماده باشند.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz