نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 71 جهان پرونده - پیوست جهان صفحه 106

مروری بر نقش روابط عمومی در استارت‌آپ‌ها

تب رسانه

روابط‌عمومی (PR) هنر ایجاد اعتبار برای شرکت و حفظ این اعتبار نزد مردم است. این کارکرد باعث می‌شود روابط عمومی به صورت آگاهانه، برنامه‌ریزی‌شده و پایدار تلاش کند تا بتواند درکی متقابل بین سازمان و مخاطبانش ایجاد کند.

داستان‌های متفاوت

اغلب این‌طور به نظر می‌رسد که نقش روابط عمومی در استارت‌آپ‌ها شبیه دیگر شرکت‌هاست. با این حال تفاوت‌های بنیادینی بین استارت‌آپ‌ها و شرکت‌ها از نظر استراتژی‌ها و مدیریت وجود دارد. کارآفرینان نمی‌توانند استراتژی‌های نایک یا اپل را کپی کنند و انتظار داشته باشند منجر به نتایج مشابه شود. این امر بدان معنا نیست که آنها نمی‌توانند از نحوه کار سایر روابط‌عمومی‌ها الهام بگیرند، اما باید بتوانند نیازها و چالش‌های منحصربه‌فرد استارت‌آپ‌شان را با استفاده از استراتژی روابط عمومی خود، اجرا کنند.
استارت‌آپ‌ها در آغاز مثل لوحی نوشته‌نشده‌اند و هیچ آگاهی‌ای نسبت به برندشان وجود ندارد. به این ترتیب، تمرکز کانونی کارآفرین و روابط عمومی باید معطوف به یک یا چند هدف خاص باشد. این اهداف به این ترتیب است:
تبیین و توضیح محصول یا خدمات یا ایده جدید به مردم
جذب سرمایه برای رشد کسب‌وکار
آزمایش محصولات یا خدمات جدید، جذب مشتریان جدید
جذب استعدادهای برتر
بهبود جایگاه خود با رقابت.
هر کدام از این اهداف مستلزم داستانی متفاوت در فضای رسانه‌هاست. استارت‌آپ‌هایی که به دنبال جذب سرمایه و بودجه‌اند نیاز به توجه روزنامه‌نگارانی دارند که در رسانه‌های رسمی حوزه سرمایه‌گذاری کارآفرینانه فعال‌اند؛ در مقابل استارت‌آپ‌های راه‌اندازی‌شده که سابقه تاریخی بیشتر و روابط برون‌سازمانی زیادتری دارند و توانسته‌اند در دوره حیات شرکت، نسبت به برندشان آگاهی برقرار کنند، بیشتر بر حفظ مشتری یا مدیریت چالش‌هایی متمرکزند که به دلیل رقابت ایجاد شده‌اند؛ مثلاً، هنگامی که شرکت خدمات لجستیک دی‌اچ‌ال (DHL) می‌خواست ردپای خود را در ایالات متحده آمریکا گسترش دهد، بر روابط مشتری، نوآوری‌های خیرخواهانه و داستان‌هایی در مورد فداکاری و توانایی این شرکت متمرکز بود.

آگاهی نسبت به برند

هنگامی که یک سازمان هیچ سابقه‌ای ندارد، انتخاب رسانه‌ها و نحوه حضور در آنها، چالش‌برانگیز است. با وجود این، شروع کردن با یک لوح خالی و سفید به طرز باورنکردنی‌ای می‌تواند فرصت‌های منحصر‌به‌فرد و هیجان‌انگیز در ایجاد اعتبار برای برند باشد. استارت‌آپ‌ها می‌توانند این اعتبار را برای خود بسازند، آنها باید به طور واضح به مخاطبان خود بگویند که برند آنها در چه زمینه‌ای است، چه تفاوت‌هایی با دیگر شرکت‌های موجود دارد و چگونه ارزش آن، روزبه‌روز بیشتر خواهد شد.
استارت‌آپ‌های نوپا نه شریکان تجاری دارند و نه لیستی از تجربه‌های مثبت مشتریان، اما می‌توانند با ایجاد آگاهی نسبت به برند خود، مسیر را هموار سازند. استارت‌آپ‌ها می‌توانند فرصت‌های کوتاه‌مدت را برای معرفی برندشان و با توجه به اینکه در چه موقعیتی می‌توانند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند، شناسایی کنند؛ مثلاً اگر گروه هدف و مخاطبان استارت‌آپ بیشتر در توییتر حضور دارند، نقطه شروع کار برای این شرکت، توییتر است.
کارآفرینان می‌توانند با پرسیدن سوالات دشوار از خودشان در مورد ارزش‌های بالقوه داستانی شرکت و اولویت‌های آن به بهترین استراتژی روابط عمومی برسند. در این مسیر، باید از قضاوت خود برای ارزیابی کسب‌وکار یا مشتری بالقوه استفاده کنید و بدانید چه نکاتی را باید با سهامداران به اشتراک گذاشت و چه مسائلی را با رسانه. برخی داستان‌ها در مقایسه با صدها داستانی که شرکت‌های رقیب ارائه می‌دهند، ارزش مطبوعاتی ندارند.
استارت‌آپ‌ها «تب مطبوعات» دارند، اما ارتباط با مطبوعات لزوماً منجر به نتیجه خوب نمی‌شود. این همان نقطه‌ای است که روابط‌عمومی مفید حاصل می‌شود، زیرا می‌تواند ایده‌های جدید ارائه کند و رسانه‌های مناسبی را هدف قرار دهد که منطبق با اهداف شرکت است.

حضور در رسانه

سازمان تاسیس‌شده و راه‌اندازی‌شده، سابقه فعالیت‌های مطبوعاتی طولانی دارد و احتمالاً استراتژی روابط‌عمومی‌ چنین سازمانی بیشتر متمرکز بر استفاده از رسانه‌ها برای حفظ حضورش است. پخش اخبار شرکت‌های بزرگ یا روش رهبری این شرکت‌ها به مشتری یا کسب‌وکار ابزاری برای برند است تا موقعیت خود را مستحکم کند و سادگی امکان جست‌وجو و یافتن شرکت برای مشتری را در پی داشته باشد.
کارآفرینان مسیرهای متفاوتی را می‌روند و این امر باعث می‌شود وقت زیادی برای ایجاد استراتژی روابط عمومی نداشته باشند. به این ترتیب، باید به تیم روابط عمومی اتکا کنند تا بدانند چه منابعی در دسترس آنهاست و اینکه آیا این منابع بیشتر درون‌سازمانی‌اند یا برون‌سازمانی.
استارت‌آپ‌ها می‌توانند با بررسی استراتژی‌های روابط‌عمومی شرکت‌های بزرگ، درس‌هایی بیاموزند اما ایجاد برنامه‌های روابط عمومی‌ای که فکر و ایده خود این شرکت‌ها باشد، بر همه ‌چیز تقدم دارد. کارآفرینان باید چالش‌ها و مزایا را در نظر بگیرند و به جای کپی‌کاری از شرکت‌های بزرگ، بر اساس مشاهده خود تصمیمی بگیرند که چه روشی بهترین عملکرد را در مورد شرکت خودشان دارد. بی‌شک ایستادن در این نقطه می‌تواند تاثیرگذار
باشد.

منبع: انترپرونر

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz