نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 حقوق فناوری حقوق فناوری صفحه 86

پای صحبت طرفین یک دعوای حقوقی در محیط استارت‌آپی بلاک‌چین

ماجرای دعوای اول‌بلاک چیست؟

استارت‌آپ‌ها معمولاً تلاش می‌کنند با هزینه‌های پایین کار خود را به سامان برسانند و همین موضوع باعث می‌شود آنها حتی از برخی هزینه‌های بسیار ضروری نیز چشم‌پوشی کنند که یکی از این هزینه‌ها، مربوط به اخذ مشاوره حقوقی و قراردادی است. در چند ماه اخیر، خبرهایی از اختلاف در یکی از استارت‌آپ‌های حوزه بلاک‌چین در فضای حوزه استارت‌آپی کشور شنیده‌می‌شود. این اختلاف به خصوص از آنجا مهم بود که در اتمسفری رخ می‌داد که اولاً به شدت بکر است و ثانیاً حاکمیت، به دلیل دغدغه‌هایی از جنس امنیت اقتصادی، تحولات مربوط به آن را به دقت پیگیری می‌کند. از این روست که تصمیم گرفتیم طی صحبت با هر دو طرف این دعوای حقوقی، ریشه‌های آن را مورد ارزیابی قرار دهیم. بنابراین در ابتدای این مطلب گزارشی خواهید خواند از دو جلسه تقریباً ۷۵ دقیقه‌ای که با هر یک از این طرفین گذاشته و سخنان آنها شنیده شده است. طبیعی است که مسئولیت هر ادعایی با طرفی است که این ادعا را دارد و پیوست نفیاً یا اثباتاً در این خصوص نظری دارد. پس از آن هم تحلیلی حقوقی خواهیم داشت درباره این پرونده.

یک استارت‌آپ را های‌جک کردند

داستان از زمستان سال ۹۵ شروع می‌شود و به قول مدیران اریاتک ( سعید خوشبخت مدیرعامل و هادی غریب مدیراجرایی) زمانی که دوستان‌شان به دنبال جایی برای فعالیت می‌گشتند:
۱- زمستان سال ۱۳۹۵، آقای فرنوش از شرکت قبلی خود بیرون آمده بود. ایده‌های خوبی برای آینده داشت و می‌خواست کسب‌وکار خود را راه بیندازد و بعد از چند وقت، آقای غیاث هم به او اضافه شد. هدف‌شان این بود که شرکت تولید بازی تاسیس کنند. این در و آن در می‌زدند برای این هدف. من [خوشبخت] با آقای فرنوش صحبت کردم. گفتم شرکت و استارت‌آپ تاسیس کردن این‌طور نیست. من می‌توانم ظرف یکی دو سال کاری کنم که در حوزه تاپ‌ترند بلاک‌چین کسب و کار خودت را داشته باشی. فرنوش هم موافقت کرد.
۲- آنها از اواخر سال ۹۵ و بهار ۹۶، جزئی از اریاتک و تیم فنی ما شدند؛ یعنی پرسنل شرکت ما بودند. به واسطه وجود موقعیت در اریاتک دوستان دیگری را هم از جاهای دیگر به تیم خودشان جذب کردند. قرار شد آنها نقش کسب‌وکار را داشته باشند و ما شتاب‌دهنده شدیم؛ تا شهریور تحت عنوان تیم فنی اریاتک با مدیریت فرنوش تا اینکه شرکتی تاسیس کردیم و ایده اول‌بلاک در همین دفتر شکل گرفت. شرکت را به صورت ۶۰ درصد برای اریاتک و ۴۰ درصد برای آن دو نفر تاسیس کردیم اما بعدها توافقی شفاهی کردیم که نسبت سهم‌مان ۷۵ درصد برای آنها و ۲۵ درصد برای ما شود. چنین توافقی را امضا نکردیم.
۳- قرار شد از شهریور به بعد رابطه ما به صورت شرکتی باشد و فرنوش گفت از این به بعد همه چیز در قالب پروژه باشد هرچند حقوق آنها را نیز از حساب اریاتک و بیمه را از لیست اریاتک پرداخت کردیم. قرار شد بروند کد اقتصادی و کد کارگاه بگیرند. که به طور جدی دنبال نشد و به نتیجه نرسید ولی ما همچنان حقوق می‌دادیم و اگر قراردادی بود به نام اریاتک می‌نوشتیم، چون کد اقتصادی نداشتند. به این ترتیب تا روز آخر این افراد حقوق‌شان را گرفتند. ما متعهد بودیم که پول را یا به صورت پروژه از بیرون یا پروژه خودمان بدهیم و آنها متعهد بودند پروژه‌ها را انجام دهند.
۴- در مقابل این دو نفر به عبارت بهتر شرکت اول‌بلاک متعهد بودند پکیج کامل اکوسیستم کریپتوکارنسی شامل کیف پول و… را به ما تحویل بدهند. موعد تحویل نهایی هم دی ۹۶ بود که هیچ وقت تحویل نگرفتیم ولی الآن با برند همراستا در حال انجام تراکنش هستند. البته بعداً در تابستان ۹۷ به ما چیزی را تحویل دادند که کار نمی‌کرد و کلی اشتباه داشت و چند نسخه قدیمی‌تر بود. آنها به ما گفتند تا وقتی حقوق دادید روی آن کار کردیم، ولی سوال این بود که اگر کار مبتنی بر پروژه‌ها بوده، چرا پول پروژه را گرفته‌اند و حتی چند ماه بعد از موعد تحویل و در حالی که چند ۱۰ میلیون ماهانه، بیشتر از تعهد ما، پرداخت شده، به ما کاری تحویل ندادند؟ سوال دیگر این است که چطور نتوانستند بعد از حدود شش ماه گذشت از موعد کار، پروژه را به صورت کامل و کارآمد به ما تحویل بدهند ولی یک ماه و نیم بعد، پروژه مشابهی را برای سپ تهیه و از آن رونمایی کردند و حتی گفتند که ما این را از ابتدا نوشتیم؟ سوال بعدی هم این است که اگر واقعاً تعهدی به ما نداشتند چرا از سوی علیرضا غیاث به ما اعلام شد که اگر ۲۰ میلیون تومان شخصاً و خارج از توافقات شرکتی بدهید، پروژه را به صورت تکمیل‌شده به شما تحویل می‌دهیم؟
۵- باید به بافت ماجرا هم توجه کرد. تمام این اتفاقات در شرایطی رخ می‌دهد که ما تا ابتدای خرداد با هم به صورت دوستانه کار کردیم و تعهدات حقوقی نسبت به این دو نفر و تیم‌شان را هم به صورت کامل انجام دادیم و زمینه پژوهش برای کسب دانش فنی را ایجاد کردیم و حتی آقای خوشبخت شخصاً بخشی از دانش فنی را در اختیار این دو نفر قرار داده است. حتی در آن زمان ما در حال رایزنی برای حضور شرکای راهبردی دیگر برای سرمایه‌گذاری بودیم. نکته بعدی هم این است که وقتی ما این کار را شروع کردیم از بازار جلوتر بودیم و پیش‌بینی‌مان این بود که در زمانی که بازار خالی از هر محصولی است ما محصول توسعه‌یافته خواهیم داشت. به این نکته هم توجه کنید که ما برای رسیدن به این محصول حدود ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری کردیم و حتی بیت‌کوین ۷۰۰ تا دو هزار دلاری فروختیم که حالا قیمتش دست‌کم ۱۰ برابر شده است. همه اینها در حالی است که ما برای عدم تحویل برخی پروژه‌ها مجبور به پرداخت غرامت هم شدیم.
۶- در این زمان یعنی اردیبهشت ۹۷ آقای فرنوش به ما اعلام کرد دیگر نمی‌خواهد حمایتی داشته باشد و می‌خواهد تحت فشار قرار بگیرد و در نتیجه اعلام شد که قرار است از ما جدا شود. دو هفته بعد از این زمان که اردیبهشت‌ماه بود، به ما اعلام شد که با گروه مالی سامان توافق صورت گرفته است برای فروش ۶۷ درصد از سهام شرکت و در اختیار گرفتن کل تیم فنی.
۷- گلایه اصلی در اینجا از تیم سامان است که همه این تیم و کد و نظرات را در اختیار گرفته است. بانک سامان در حالی که می‌دانست سهامداری وجود دارد مذاکره را شروع کرده و با برند اول‌بلاک قرارداد بسته است. آنها رفتند و شرکت دیگری را تاسیس کردند و معنای این کار های‌جک کردن یا دزدیدن یک استارت‌آپ است آن هم فقط به این خاطر که شرکت بزرگی هستیم و می‌توانیم استارت‌آپی را در اختیار بگیریم که تخم طلای اکوسیستم کریپتوکارنسی ایران است. اگر فرض بگیریم گروه مالی سامان در جریان نبوده اریاتکی وجود دارد. اساساً یک وی‌سی وقتی با یک تیم مواجه می‌شود اول باید بپرسد که سرمایه این کاری که تا الآن انجام شده از کجا آمده است. آیا سرمایه گذاری وجود داشته؟ آیا از دارایی شخصی خودتان خرج کرده‌اید؟ آیا شریک یا سهامداری هست؟

۸- در این میان ما دو مذاکره هم داشتیم که به نتیجه نرسید. نخست بهمن سال ۹۶ و قبل از جدایی‌مان که گفتند تعهد شما این باشد که باید دو سال بیشتر پول بدهید ولی ما قبول نکردیم. یکی هم در زمستان سال ۹۷ که در جلسه‌ای که با رضایت اعضا صدای آن را هم ضبط کردیم، دارایی و برند را قفل کردیم اما بعد از آن هم از برند استفاده شد و حتی در مصاحبه اصل ماجرای پروژه را زیر سوال بردند و سابقه کار خود را هم در لینکدین پاک کردند. حتی ما در جلسه‌ای با آقای غیاث توافقی کردیم و او گفت قبول دارم که باید طبق ارزش شرکت اول بلاک در تاریخ یکم خرداد ۹۷ که تاریخ جدایی ماست سهم اریاتک را بپردازیم. طبق توافق مکتوب باید از هر کدام از طرفین یک حکم تعیین شود که کار ارزش‌گذاری را انجام دهد .از طرف ما آقای دکتر قدوسی و از طرف آنها یکی از مدیران حقوقی سپ تعیین شد. آقای دکتر قدوسی، با در نظر گرفتن اینکه هر کدام از این استارت‌آپ‌ها بعداً با وجود دسته‌اول نبودن چقدر سرمایه جذب کرده‌اند، ارزش اول‌بلاک در تاریخ اول خرداد ۹۷ را هشت تا ۱۰ میلیارد تومان ارزیابی کرد. اما آنها در جلسه‌ای که به جای حکم تعیین‌شده آقای ستاره حضور پیدا کرد، با ابراز اینکه سپ پول ندارد و ما با اول‌بلاک از ابتدا کاری نداشتیم، از پذیرش مسئولیت سر باز زدند. توافق شد که همه دارایی اول‌بلاک از جمله برند و کد و… در صندوقی قفل شود و هیچ‌کدام از طرفین از آن استفاده نکنند. اما قبل از امضا آقای ستاره به بهانه اینکه جلسه دارم رفت و صورت‌جلسه را امضا نکرد. هفته بعد هم در نمایشگاه جانبی همایش نظام‌های پرداخت و سپس در چند نمایشگاه دیگر با برند اول‌بلاک و محصولاتی که باید به ما تحویل می‌دادند شرکت کردند و مصاحبه‌هایی با جاهای مختلف انجام دادند. علاوه بر مدیران اول‌بلاک و آقای ستاره با آقای واعظ قمصری، مدیرعامل سپ، هم مکاتبه کردیم اما باز به نتیجه‌ای نرسیدیم. در انتهای سال ۹۷ با برند همراستا مواجه شدیم که در مصاحبه با راه پرداخت علناً اعلام شد که همان اول‌بلاک است با تغییر برند. جالب است که این افراد و شرکت سپ حدود ۹ ماه از برند اول‌بلاکی استفاده کردند که کل کار مارکتینگ آن هم بر دوش ما [آقای خوشبخت] بود.
۹- در حال حاضر ما چند ادعا داریم؛ نخست سورس کدهای اختصاصی اریاتک که حاصل ساعت‌ها تحقیق و مطالعه بوده و به عنوان دانش فنی و اسرار تجاری شرکت بدون اجازه در سپ بهره‌برداری شده است. نکته بعدی اینکه مدیریت و سهامداری در دو شرکت با موضوع فعالیت و پروژه‌های مشابه یا یکسان که به دلیل تضاد منافع عملی ضدرقابتی محسوب می‌شود.در شرایط فعلی هم ما از کلیه منافعی که قرار بود از این پروژه‌ها به دست آوریم محروم شدیم. خواسته ما نیز این است که طبق یک ارزش‌گذاری جدید، سهم اریاتک به ما داده شود و البته سپ، اشتباه خود را هم قبول کند.

هیچ تعهدی برای تحویل پروژه نداشتیم

اما سخنان مدیران اریاتک از سوی فرنوش و غیاث مورد تایید نیست و آنان داستان خود را این‌گونه نقل می‌کنند:
۱- زمستان ۹۵ بود و ما در شرکت فرازپردازان کار می‌کردیم. بعد از پایان کار در این شرکت، می‌خواستیم شرکتی بزنیم در حوزه بازی.
۲- با هادی غریب و سعید خوشبخت از سال ۸۶ هم‌دانشکده‌ای و دوستان صمیمی بودیم. اریا تک از دی و بهمن آن سال، درگیر پروژه‌های ماینینگ شده بود. ما هم برخی کارهای فنی‌شان را انجام می‌دادیم. وقتی دیدند دنبال تاسیس شرکتیم، به ما پیشنهاد دادند بیایید ما دفتر و صندلی و میز در اختیارتان قرار دهیم و در عوض آن یک روز در هفته کارهای فنی ما را انجام بدهید. اولین پروژه هم «ثبت شو» بود.
۳- اردیبهشت ۹۶ شد و ما دیدیم که فشار کاری زیاد است. صحبت کردیم کمی پروژه‌ها را جمع و جور کنند تا بتوانیم به کارمان برسیم. تقریباً تیرماه بود که دیدیم به طور مستمر پروژه اضافه می‌شود. اعتراض کردیم و نتیجه این شد که تا آخر شهریور کار را انجام دهیم.
۴- اواخر شهریور بود که سعید خوشبخت اعلام کرد، بدون اطلاع ما، به توافقی رسیده که شرکتی به عنوان سرمایه‌گذار و در قبال ۶۰ درصد از سهام یک شرکت جدید پروژه یا سرمایه‌های نقدی ارائه کند و ما هم کارهایی برای آن شرکت انجام دهیم. قرار شد ۴۰ درصد آن شرکت متعلق به ما باشد و البته اریا تک به نمایندگی از آن شرکت ۶۰ درصد سهام را در اختیار داشته باشند. ابتدا قبول نکردیم ولی بعد پذیرفتیم و اول معماران زنجیره بلوک ایرانیان تاسیس شد. با همفکری هم و با پیشنهاد من [فرنوش] برند اول‌بلاک را انتخاب کردیم.
۵- آذر یا دی‌ماه بود که توافق اریاتک با آن شرکت سرمایه‌گذار به هم خورد. قرار شد درباره نسبت سهام دوباره صحبت کنیم و توافق شفاهی کردیم که ۷۵ درصد سهام متعلق به ما باشد و ۲۵ درصد متعلق به اریاتک. با توجه به اتفاقاتی که پیش از این بین ما و اریاتک به وجود آمده بود تصمیم گرفتیم نتیجه جلسه را مکتوب کنیم ولی این نتیجه به امضای آنها نرسید. ما فرض کردیم که این ماجرا مورد تایید آنهاست.
۶- اریاتک از آن شرکت سفارشی گرفته بود برای چهار محصول بلاک‌چینی مثل کیف پول و درگاه. گفتند ما همچنان سرمایه‌گذاری می‌کنیم و شما این پروژه‌ها را ادامه بدهید تا برای آن بازاریابی کنیم. ولی ما هیچ تعهدی به تحویل هیچ پروژه‌ای نداشتیم. یک برنامه‌ریزی بود برای رسیدن به برخی محصولات. کیف پول را شهریورماه، درگاه را در آذر و ترید (Trade) را در بهمن تحویل دادیم. تحویل به معنای مرسوم نه؛ گفتیم تمام شد و فیچر اضافه می‌کردیم.
۷- اواخر سال بود که گفتند توافق بر سر ۷۵ و ۲۵ درصد را قبول نداریم. همچنین گفتند اختلاف آن‌قدر زیاد است که نمی‌توانیم توافق کنیم. ما البته می‌خواستیم دست‌کم به خاطر رفاقتی که داشتیم در موردش صحبت کنیم. اختلاف این بود که گفتند ما فقط برای یک سال متعهد به تزریق پول یا ارائه پروژه بودیم، ولی نظر ما سه سال بود.
۸- در اسفندماه جلسه‌ای داشتیم با پرداخت الکترونیک سامان. توضیحاتی دادیم در مورد محصولات‌مان که بنا بر مشارکت بود. حرفی هم زده شد در مورد خرید سهام مربوط به اریاتک ولی موافقت نکردیم. آن دو در جریان این مذاکرات بودند. فقط هم سامان الکترونیک نیامدیم. بانک ملت هم رفتیم و رزومه را به آواتک نیز ارسال کردیم. حتی مبنا (سرمایه‌گذار اولیه که با اریاتک همکاری می‌کرد) پیشنهاد داد سهام اریاتک را می‌خرد ولی ما موافقت نکردیم.
۹- اواخر اسفند یا اوایل فروردین به این نتیجه رسیدیم که از هم جدا شویم. پروسه طلاق گرفتن را شروع کردیم. آنها مجددا بدون اطلاع ما رفتند برای ما سرمایه‌گذار پیدا کردند و توافقی با شرکت سی‌تکس کردند بعدا متوجه شدیم که قرارداد اریاتک با سیتکس هم به‌هم خورده است.
۱۰- ما با شرکت جدید صحبت کردیم و آنها شرط گذاشتند که باید با سهامداران صحبت کنیم. استقبال کردیم و جلسه با آقای امین‌الرعایا رئیس هیات مدیره اریاتک در اواخر اردیبهشت گذاشته شد. ایشان هم در جریان اختلافات بود و تصمیم جدایی به ایشان اعلام شد. بنای ما و شرکت جدید هم این بود که شرکت جدیدی ثبت کنیم. شرکت جدید در آن زمان همچنین با ما شرط کرد که در محصولاتی که قرار است برای ما تولید شود نباید از محصولات قبلی استفاده شده باشد.
۱۱- ما تا اول خرداد برای اریاتک کار کردیم و به گفته خودشان کارمند بودیم. بعد از آن هم گفتیم تا آخر سال برایتان کارهای فنی را انجام می‌دهیم چون تیم فنی نداشتند. پروژه‌ها را به صورت‌کاست پلاس و بدون سود انجام دادیم ولی تا پایان شهریور هیچ پولی از طرف اریاتک به ما داده نشد. قراردادهای این پروژه‌ها هم ارسال شده بود ولی امضا نکرده بودند.
۱۲- در حال حاضر آنها در مورد برند حرف دارند در صورتی که ما در همان ابتدای سال، از آقای خوشبخت شنیدیم که برند و شرکت را بدون تیم نیروی انسانی می‌خواهم چه‌کار. حتی اگر همان اول خرداد می‌گفتندکه روی برند اصرار دارند، ما به سراغ برند دیگری می‌رفتیم چرا که برند ارزشی نداشت و ندارد. حتی در آذرماه با ما جلسه گذاشتند و گفتند این برند هشت میلیارد تومان ارزشیابی شده. گفتیم خب بر مبنای ۷۵ به ۲۵، شش میلیارد تومان به ما پول بدهید. گفتند ما خریدار نیستیم ولی شما حق استفاده از برند را ندارید. گفتیم برند را ثبت کردید گفتند نه اما برند از فروردین ۹۸ ثبت شده است. حتی در آن جلسه آذر تعهد اخلاقی دادیم که از برند استفاده نکنیم (صورت‌جلسه هم به ما ارسال کردند ولی امضا نکردیم). البته وقتی برای همایش به ما نامه زدند، مشورت حقوقی کردیم و دیدیم مورد حقوقی ندارد ولی بعد از نمایشگاه از برند همراستا استفاده کردیم.
۱۳- مشکل بعدی هم ادعای آنها در خصوص محصولاتی است که به شرکت جدید طرف قرارداد خود تحویل دادیم. به ما می‌گویند پروژه را دزدیدید و شرکت را بدون مجوز فروختید. در حالی که ما پروژه جدیدی را ظرف یک سال نوشتیم و کاملاً معماری متفاوتی دارد. الآن پروژه اریاتک در گوگل درایو من [فرنوش] وجود دارد و هر وقت بخواهند تحویل می‌دهم. حاضر هم هستیم همه را روی سی‌دی بگذاریم در گاوصندوق‌شان و هر وقت فروختند بنا بر توافق سهم ما را بدهند. با این حال سوال ما این است که اگر واقعاً بنا بر تحویل پروژه بوده چرا در پروژه‌های بعد از خردادماه از ما نخواستند این پروژه‌ها را تکمیل کنیم و تحویل بدهیم.

تحلیل ماجرا:مشکل نبود کاغذ است!

چرا توافق‌های بزرگ در قراردادهای کلان باید در سطح صحبت شفاهی باقی بماند؟
۱- بزرگ‌ترین مشکل در این پرونده حجم بالای ادعاهای شفاهی طرفین است. هر کدام از آنها جزئیاتی از تعهدات طرف مقابل را به یاد دارند که طرف مقابل اساساً آن را انکار می‌کند؛ مثلاً خوشبخت و غریب‌ مدعی یک «تعهد» مبنی بر تحویل پکیج کریپتوکارنسی هستند در صورتی که فرنوش و غیاث هر تعهدی را انکار می‌کنند. متاسفانه به دلایلی مثل ناآگاهی یا تکیه بر رفاقت‌های چندساله، از نوشتن قراردادهای دقیق خودداری شده است. واقعیت این است که عدم نگارش تعهدات، حقوق را به اخلاق تبدیل می‌کند.دو نفر تا زمانی در یک شرکت مشغول کار بوده‌اند و حالا در شرکتی دیگر کار می‌کنند. این موضوع ابداً خلاف قانون نیست اما خوشبخت و غریب‌ می‌توانند حداکثر دلخور و دل‌آزرده باشند که آنها برای مدت نزدیک به یک سال، از جیب خود و به گفته خود با فروش بیت‌های ۸۰۰ تا دو هزار دلاری (که الآن قیمت آن ۱۰ برابر شده است)، زمینه فعالیت این شرکت را فراهم کردند ولی پاسخ مناسبی از نظر دوستانه و رفاقتی به این کار آنها داده نشد.
۲- ذکر این نکته در اینجا ضروری است که اقدام به فعالیت در شرکتی دیگر یا حتی اقدام سپ برای جذب نیروی انسانی شرکت اول‌بلاک، تحت شرایطی می‌توانست یک اقدام ضدرقابتی باشد؛ مثلاً اگر ثابت شود که اقدام این افراد مبتنی بر ماده ۴۶ قانون تسهیل رقابت و منع انحصار است که می‌گوید: «هیچ یک از مدیران، مشاوران یا سایر کارکنان شرکت یا بنگاه مجاز نیستند با هدف ایجاد محدودیت یا اخلال در رقابت در یک یا چند بازار، به طور همزمان متصدی سمتی در شرکت یا بنگاهی مرتبط یا دارای فعالیت مشابه باشند.» اما در حال حاضر، اولاً قراردادی میان کارمندان اول‌بلاک با اریاتک وجود نداشته و ثانیاً اساساً کار به طور همزمان نبوده و در واقع تغییر محل کار بوده که طبق قانون است. در همین راستا باید گفت اگرچه زمزمه‌هایی در خصوص غیرقانونی بودن اقدام فرنوش و غیاث برای تاسیس شرکتی دیگر در این حوزه وجود دارد اما باید توجه داشت که مساله منع اشتغال همزمان در دو هیات مدیره اساساً مربوط به شرکت‌های دولتی است و نه شرکت‌های خصوصی. طبق تبصره ۲ «قانون اصلاح ماده ۲۴۱ لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت»: «هیچ فردی نمی‌تواند اصالتاً یا به نمایندگی از شخص حقوقی همزمان در بیش از یک شرکت که تمام یا بخشی از سرمایه آن متعلق به دولت یا نهادها یا موسسات عمومی غیردولتی است به سمت مدیرعامل یا عضو هیات‌مدیره انتخاب شود. متخلف علاوه بر استرداد وجوه دریافتی به شرکت، به پرداخت جزای نقدی معادل وجوه مذکور محکوم می‌شود.» با این حال هنوز هم در طرف اریاتک، زمینه‌هایی برای ادعا علیه سپ در خصوص عدم رعایت قوانین رقابتی وجود دارد و مثلاً آنها می‌توانند ادعا کنند که اقدام سپ در حقیقت سوءاستفاده از وضعیت اقتصادی از طریق «ایجاد مانع به‌ منظور مشکل کردن ورود رقبای جدید یا حذف بنگاه‌ها یا شرکت‌های رقیب در یک فعالیت خاص» است. اما اثبات این امر به شدت کار دشواری است چرا که اولاً هیچ ردپایی از سپ در شرکت جدید وجود ندارد و ثانیاً حتی اگر از نظر وجدانی برای اریاتک مسلم باشد که سپ چنین کاری صورت داده است، هیچ دلیل محکمه‌پسندی در دست نیست که سپ در واقع اقدام به این امر کرده، زیرا از نظر قانونی، تغییر محل کار دو نفر که احتمالاً تنها افراد مسلط بر فضای کریپتوکارنسی در کشور نیستند، نمی‌تواند متضمن معنایی باشد که در قانون بیان شده است.
۳- در زمینه استفاده از برند در زمستان ۱۳۹۷ و بعد از ثبت آن، احتمالاً دادگاه بتواند به پرداخت خسارت‌هایی رأی دهد ولی باید در نظر داشت که پرداخت خسارت توسط دادگاه به شکلی که در حال حاضر مدنظر اریاتک است صورت نخواهد گرفت؛ یعنی یک کارشناس رسمی دادگستری مواردی که در آن از این برند استفاده شده و نیز میزان منفعت مالی آن را بررسی خواهد کرد و احتمالاً پس از آن دادگاه به پرداخت خسارت رأی خواهد داد. نباید تصور کرد که در این زمینه می‌توان نوعی سوءنیت را اثبات کرد یا بر مبنای قیمت‌گذاری یک کارشناس مورد اعتماد اصناف تکنولوژیک اقدام کرد، بلکه باید به سمت یک کارشناس رسمی دادگستری رفت.
۴- موارد دیگری نیز در این پرونده وجود دارد که اساساً ارتباطی با دو موضوع اصلی (تعهد به انجام پروژه و استفاده از برند) ندارد؛ به طور مشخص مساله فارم یا همان مزرعه بیت‌کوین که در واقع یک توافق مجزا میان طرفین است. البته ظاهراً و به گفته غیاث برای آن یک توافق مکتوب وجود دارد که در این صورت رأی دادن بر مبنای آن مشکل خاصی نخواهد داشت.

۵- باز هم باید تاکید کرد که یک ریسک جدی در این پرونده نحوه عملکرد شرکت پرداخت الکترونیک سامان است. ممکن است ظاهر ماجرا این‌طور بنماید که این شرکت در واقع با استفاده از سرمایه کلان خود برای شرکتی مثل اریاتک، نیروی انسانی آنها را به راحتی جذب کرده است اما این کار، اگرچه ممکن است در نهایت به رویه‌ای تبدیل شود که شرکت‌های کوچک این حوزه را از دور خارج کند، با این حال از نظر حقوقی بلااشکال است. حقوق در واقع مجموعه قوانین و مقررات و البته قراردادهای مکتوب است که به شکل مشخص تعهدات ما را مشخص می‌کند. خارج از این، هرچه هست اخلاق است و توصیه‌هایی که ضمانت اجرا ندارد. شاید این پرونده درس عبرتی باشد برای همه تا حتی در موارد کوچک نیز توافق خود را مکتوب کنیم چه رسد به توافق‌های بزرگی در زمینه بلاک‌چین!

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz