نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 خدمت و تجارت پرونده - خدمت و تجارت صفحه 78

جایگاه ما در اقتصاد هوشمند کجاست

دولت هوشمند، طنز تلخ جامعه امروز

در کف هر کس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفت‌شان بیرون شدی
داستانی تامل‌برانگیز در دفتر سوم مثنوی جناب مولانا جلال‌الدین محمد بلخی در مورد فیلی آمده که هندیان در خانه‌ای تاریک به تماشا گذاشته بودند. مردمی که بدون چراغ برای دیدن این حیوان عظیم‌الجثه و قدرتمند آمدند، هر کدام دستی بر آن کشیدند و از آنچه لمس کرده بودند تصویری برای خود ساختند. ۸۰۰ سال از روایت این داستان گذشته و هنوز این ماجرا برای هر پدیده‌ی تازه‌ای که با آن روبه‌رو می‌شویم تکرار می‌شود. اقتصاد هوشمند نیز از این موضوع مستثنی نیست.
البته ابهام در معنای اقتصاد هوشمند مخصوص فعالان اقتصادی در ایران نیست و تقریباً در سرتاسر دنیا هر کس به فراخور نیاز و شرایط خود تعریفی از اقتصاد هوشمند را برمی‌گزیند و ترویج می‌کند. این مفهوم در زمینه‌های متعددی نظیر طراحی و توسعه‌ شهر هوشمند، توسعه‌ اقتصادی، برنامه‌ریزی استراتژیک و حتی برندسازی در شهرها و تبلیغات برای رونق صنعت گردشگری در هر گوشه از دنیا استفاده شده است.
در برخی تعاریف، اقتصاد هوشمند را معادل اقتصاد دیجیتالی قلمداد می‌کنند. اما به نظر می‌رسد دقیق‌تر آن است که اقتصاد دیجیتالی را بیشتر ناظر بر توسعه‌ زیرساخت‌های دیجیتالی در اقتصاد برشمرد و از سوی دیگر، اقتصاد هوشمند را نیز باید دستاورد کنشگری تمام بازیگران اقتصاد و انجام تمام اقدامات، تعاملات و تراکنش‌ها بر مبنای زیرساخت‌های دیجیتالی و البته همراه با «بینش دیجیتالی»به شمار آورد.
با این تعبیر، اقتصاد هوشمند نتیجه‌ تکامل و بالغ شدن اقتصاد دیجیتالی است و میوه‌ مزرعه‌ای است که در خاک و آبی که از اقتصاد دیجیتالی تامین شده نمو کرده که با افزودن کمی بینش دیجیتالی به زیرساخت‌های آن می‌توان زیست‌بوم اقتصادی نوآفرین‌تر، سبزتر و کامل‌تر فراهم کرد.
برخی فناوری هوش مصنوعی، اقتصاد اشتراکی، کلان‌داده‌ها، زنجیره‌ بلوکی، قراردادهای هوشمند، اینترنت اشیا و … را روندهای موثر بر توسعه‌ اقتصاد هوشمند می‌دانند، اما آنچه امروز پیرامون مفهوم اقتصاد هوشمند در جریان است، نشان می‌دهد مساله‌ بسیار مهم‌تر، نحوه‌ نقش‌آفرینی ذی‌نفعان اصلی اقتصاد هوشمند و «بینش» و «نگرش» آنان است که می‌تواند منجر به استقرار یا شکست این پارادایم در اقتصاد شود. ذی‌نفعان اصلی و کلیدی در اقتصاد هوشمند را انسان هوشمند، اشیای هوشمند، سازمان هوشمند و دولت هوشمند تشکیل می‌دهند که باید به درستی و دقت مواردی نظیر الزامات، شرایط، راهکارها و اقدامات موثر در استقرار اقتصاد هوشمند را شناسایی و بر اساس آنرفتار کنند.
حدود ۲۰ سال پیش، یکی از شاگردان کارو لوکاس، استاد فقید دانشکده‌ فنی دانشگاه تهران، در جمعی او را پدر کنترل دیجیتالی خطاب کرد. لوکاس در پاسخ گفت: «صاحبان دنیای دیجیتالی کودکان تازه متولدشده‌ امروز هستند که با تفکر دیجیتالی رشد می‌کنند، هم‌نسلان ما نهایتاً مهمانان ناخوانده‌ این دنیا هستند.» کودکان تازه متولدشده‌ آن‌روز، جوانان امروز هستند. واقعیت این است که انسان هوشمند، زاده و رشدیافته‌ دنیای دیجیتالی و پیش‌برنده‌ سایر ارکان جامعه است. در سرزمین ما انسان هوشمند به ‌طور کاملاً طبیعی در حال تسلط بر تمام ارکان و جوانب اجتماع است و برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات نهادهای حاکمیتی تاثیر بسزایی در توسعه و تربیت او ندارد.
از سوی دیگر، اگرچه سهم ما در توسعه‌ فناوری‌های هوشمند چشمگیر نیست، اما توسعه‌ اشیای هوشمند در دنیای امروز روندی است که با قدرت در جریان است و این فناوری‌ها تمام شئون زندگی روزمره‌مان را عمیقاً متاثر کرده؛ ظاهراً توان و امکان کنترل این روند را هم نداریم و غالباً باید نظاره‌گر تاثیرات شگرف آن در سبک زندگی خود باشیم. خوشبختانه یا شوربختانه این دو رکن اصلی اقتصاد هوشمند، مستقل از خواست حاکمیت و فعالان صنعت در حال توسعه است و خواه‌ناخواه ما را با خود خواهد برد!
اما دو رکن دیگر، تنها نقاطی هستند که ما می‌توانیم با توسعه‌ آن بر مسیر حرکت جامعه‌ هوشمند به سوی اقتصاد هوشمند، تاثیر معناداری بگذاریم. واقعیت ماجرا این است که ما در نخستین گام‌های تجربه‌ محدود سازمان هوشمند هستیم و شاید کمتر از انگشتان یک دست بتوانیم تجربه‌هایی قابل اشاره در این ساحت شناسایی کنیم. تعبیر «دولت هوشمند» نیز طنز تلخی است در مورد واقعیت‌های جامعه‌ امروز! قدر مسلم پارادایم اقتصاد هوشمند ابداً در مناسبات و تعاملات سازمانی و حاکمیتی ما جریان ندارد.
مجموعه‌ای از سازمان‌های بزرگ و لَخت که هنوز به قدرت حیرت‌انگیز سازمان‌های فناور کوچک پی نبرده‌اند؛ حاکمیتی که با بدنه‌ای بسیار فربه و کند، هنوز باور دارد می‌تواند با روش‌های قهری جریان سیل‌آسای فناوری هوشمند را به کنترل درآورد؛ رگولاتور و قانون‌گذاری که سال‌ها از روند فناوری عقب‌تر است و اولین پیش‌نویس ضوابطی که برای کنترل یک روند نوین فناوری آماده می‌کند با پایان یافتن عمر آن فناوری و شروع فناوری برهم‌زننده‌ی بعدی همزمان می‌شود، و با این روند هرگز نمی‌توانند حتی تغییری در امور جاری و عمومی خود ایجاد کنند، چه رسد به ایجاد تحول در اقتصاد و بنیان گذاشتن اقتصاد هوشمند. پیام بسیار روشن و بدیهی وقایع پیرامون ما در این روزگار این است که این ارکان سنتی متکبر و بسیار سنگین که راه فهمیدن واقعیت را هم بر خود بسته‌اند، اگر راهی برای تحول خود نیابند، زودتر از چیزی که می‌پندارند قدرت تاثیرگذاری‌شان را در توسعه‌ کشور از دست خواهند داد.
مناسب‌ترین جمع‌بندی برای تمام اشارات و نکات این مطلب شاید این باشد که در تحقق اقتصاد هوشمند، چه در فراهم آوردن زیرساخت‌ها و ابزار تحقق اقتصاد هوشمند و چه در استقرار و بهره‌مند شدن از آثار آن، مهم‌ترین و موثرترین عامل موفقیت «بینش» درست و دقیق در مورد اقتصاد هوشمند است. نگرش سنتی به مفاهیم و رفتارهای اقتصادی هرگز منجر به تحقق اقتصاد هوشمند نخواهد شد. نگریستن از دریچه ساختارهای سنتی تصمیم‌گیری و اقدام، رویکردی کوته‌نگرانه و ساده‌لوحانه به تحولات دنیای هوشمند است. باید با چشمی به کلی متفاوت به دنیا نگریست، تا تحولی هوشمند امکان وقوع داشته باشد. همان‌طور که حضرت مولانا نیز فرموده:
چشم حس همچون کف دست است و بس
نیست کف را بر همه‌ی او دسترس
چشم دریا دیگرست و کف دگر
کف بهل وز دیده‌ی دریا نگر

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz