نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 40

رسول سرائیان، مدیرعامل شرکت مخابرات ایران طی سال‌های ۹۵ تا ۹۶:

نتوانستیم مرز مالکیت، حاکمیت و مدیریت را مشخص کنیم

پس از نزدیک به سه سال اختلاف میان مالکان شرکت مخابرات ایران و وزارت ارتباطات، انتصاب رسول سرائیان به عنوان مدیرعامل مخابرات، نشان از برافراشته شدن پرچم سفید بر سردر این دو نهاد تاثیرگذار داشت. حضور برات قنبری در رأس هیات مدیره و سرائیان به عنوان مدیرعامل، روزهای آرام‌تری را برای مخابرات رقم زد و در سایه همین آرامش بود که سرانجام پس از سال‌ها، بخشی از آرزوی یکپارچه‌سازی شرکت مخابرات ایران برآورده شد. سرائیان که پیش از آن در شرکت مخابرات استان اصفهان و همراه اول حضور داشت، در دوره‌ای که مدیرعامل مخابرات بود تلاش کرد تغییری در این شرکت رقم زند. هرچند دولت او نیز مانند دیگران مستعجل بود.

بعد از یک دوره اختلاف میان مالکان غیردولتی شرکت مخابرات ایران و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، در نهایت میثاق‌نامه‌ای به امضای دو طرف رسید و شما به عنوان مدیرعامل انتخاب شدید. روند انتخاب شما به چه صورت بود؟

در سال ۹۴ اختلافات وزارتخانه و سهامداران عمده به اوج خود رسید و به جای آقای ابراهیمی، آقای دهناد به عنوان سرپرست معرفی شدند و از آن به بعد هیات مدیره مخابرات با سه عضو و در غیاب نمایندگان سهام دولت و سهام عدالت تشکیل می‌شد. مدلی که برای حل این مساله در نظر گرفتند این بود که دو طرف، آقای فروزنده را به عنوان حکم انتخاب کردند که ایشان، راهکاری را ارائه بدهد. آن میثاق‌نامه مواردی بود که آقای فروزنده استخراج کرده بود. در آن جریان از طرفین خواسته بودند که افرادی را برای هیات مدیره مخابرات ایران و ارتباطات سیار و مدیرعاملی این دو شرکت معرفی کنند و در مجموع به ۱۲ نفر رسیده بودند که همه بر سر معرفی این افراد اجماع داشتند. من خاطرم هست که جلسه‌ای در دفتر آقای واعظی برگزار شد که در آن جلسه آقای مخبر از ستاد اجرایی فرمان امام، آقای وحید از بنیاد تعاون سپاه، آقای واعظی و آقای فروزنده حضور داشتند و آنجا تاکید کردند که شما ۱۲ نفر، منصوب همه هستید که اجماع خیلی خوبی بود.

شما چطور وارد جریان شدید؟

من از قبل هیچ اطلاعی نداشتم. چون قبل‌تر چند بار از من خواسته شد که مدیرعامل مخابرات ایران شوم و با توجه به شرایط نپذیرفتم.

در چه مقطعی؟

در همین فاصله اختلافات. دو سه بار از من خواستند اما من دیدم شرایطش اصلاً مناسب نیست. من عضو موظف هیات مدیره همراه اول بودم که یک روز صبح از دفتر آقای دکتر مخبر با من تماس گرفتند و گفتند بیا دفتر که بعدش به جلسه ۱۲ نفره رفتیم و آن میثاق‌نامه همان‌جا امضا شد.

مفاد آن میثاق‌نامه‌ای که امضا شد چه بود؟

هفت هشت بند داشت که در اولین جلسه مجمع شرکت مخابرات ایران که در ۲۹ اردیبهشت ۹۵ برگزار شد به تصویب رسید، چون یکی از مفادش این بود که باید به تصویب مجمع عمومی صاحبان سهام برسد. چند بند داشت؛ یکی تفکیک موضوع مالکیت، حاکمیت و مدیریت بود. دیگری تشکیل شرکت داکت و سیم مسی بود. حل مشکل فرکانس همراه هم یکی دیگر از بندها بود و حل مساله تعرفه مخابرات ایران نیز یکی دیگر.

به اینکه در آینده هم انتصاب هیات مدیره و مدیرعامل بر اساس تفاهم همه باشد اشاره‌ای شده بود؟

فکر می‌کنم اشاره شده بود که انتصاب‌ها باید با اجماع و هماهنگی انجام شود.

در همین بندهایی که فرمودید، شرکت داکت و سیم مسی تاسیس نشد.

زمانی که ما بودیم یکی دو بار از طرف وزارتخانه پیگیری شد. مشاوری داشتیم که پروپوزالی گرفتیم و یک طرح اولیه هم به وزارتخانه دادیم؛ اما بعد پیگیری نشد.

در آن دوره‌ای که شما بودید بالاخره بحث یکپارچه شدن مخابرات حداقل در سطح شرکت‌های استانی انجام شد.

یکی از مهم‌ترین توفیقاتی که در آن دوره داشتیم، وجود یک هیات‌مدیره همسو و همدل بود. با شناختی که من دارم، شاید اولین بار پس از خصوصی‌سازی بود که چنین جمعی با این همدلی و همسویی گرد هم می‌آمدند. من روحیه‌ام این‌طور است که هر جا کار می‌کنم باید تابعی از یک برنامه باشد. مطالعات زیادی از قبل انجام شده بود. ما همه این مطالعات را گرفتیم و کارهایی هم خودمان انجام دادیم و ماحصل آن، سند ره‌نگاشت پنج‌ساله شرکت مخابرات ایران شد. آن سند را به تصویب هیات مدیره و به تایید سهامداران رساندیم و در ۲۷ مرداد ۹۵ رونمایی کردیم. آن برنامه، همین یکپارچگی مخابرات ایران را می‌گفت که از ثابت شروع می‌شد، بعد به سیار می‌رسید و بعد هم FMC و در نهایت تشکیل یک شرکت تمام‌‌دیجیتالی را برای شرکت مخابرات ایران رقم می‌زد. فازبندی شده بود که هر سال چه کارهایی باید انجام شود. یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در سال ۹۵ انجام دادیم ادغام شرکت‌های استانی بود. بحث بسیار سخت و پیچیده‌ای بود. در طول تاریخ قانون تجارت ایران اولین بار بود و تاکنون سابقه نداشته که ۳۱ شرکت را منحل و در یک شرکت ادغام کنید. فرایند حقوقی و تجاری‌اش بسیار سخت و پیچیده بود.
در شهریور ۹۵ یک جلسه مجمع عمومی گذاشتیم و آن را به تصویب مجمع رساندیم. یک مجری برای بحث ادغام تعیین کردیم که از اول مهر که زمان اجرای یکپارچه‌سازی است کارها باید به چه صورت انجام شود؛ موضوعات مالی، حقوقی و تدارکات شرکت‌ها چه می‌شود و موضوعاتی از این دست. در نهایت اول مهرماه ۹۵ ادغام استان‌ها در مخابرات ایران انجام شد.

چرا این کار در دوره‌های قبلی صورت نگرفته بود؟

چند دلیل را می‌توانم ذکر کنم. اولی این بود که در این مقطع اجماع کاملی درباره این کار در هیات مدیره و سهامداران وجود داشت. در بدنه هم سعی کردیم این اطمینان را ایجاد کنیم که این کار، راه نجات شرکت مخابرات ایران است و از همه مهم‌تر، تصمیم و اراده بر انجام این کار. هیچ‌وقت در هیات مدیره این اجماع و باور به این صورت کامل وجود نداشت و همیشه چند نفر مخالف بودند. بعد هم وجود یک برنامه و پیش‌بینی اتفاقاتی که ممکن بود رخ دهد.

از نظر ساختار حقوقی این یکپارچگی انجام شد؛ اما برای رسیدن به FMC و از نظر فنی و مدیریتی چه اتفاقی افتاد؟ چون الان گفته می‌شود استان‌ها برای خریدهای فنی‌شان منتظر تایید تهران هستند.

در برنامه ره‌نگاشت برای اینکه FMC اتفاق بیفتد، باید ثابت را یکپارچه می‌کردیم. چون موبایل یکپارچه بود؛ برای اینکه کل شرکت، یکپارچه شود لازم بود موبایل، یک موجود را می‌دید، نه ۳۱ موجود منفصل از هم. ما از نظر حقوقی این کار را انجام دادیم. باید از منظر آی‌تی و شبکه و امور اداری و منابع انسانی هم این کار را انجام می‌دادیم. از تیرماه ۹۵ ما ۳۱ پروژه آی‌تی تعریف کردیم. در بخش شبکه، کارهای خوبی از قبل انجام شده بود که ما آنها را به مناقصه و قرارداد تبدیل کردیم و از اسفند ۹۵ تا فروردین ۹۶ سه دسته قرارداد بستیم که کل شبکه مخابرات را نوسازی و آماده FMC کنیم.
در جواب آن سوالی که در مورد منتظر بودن استان‌ها می‌پرسید، طبیعتاً اگر مخابرات ایران آن ماموریت اصلی‌اش- که پیاده کردن ساختار مناقصات است- را انجام ندهد، حق با شماست. زمانی که می‌خواستیم مخابرات‌های استانی را منحل کنیم، همین حرف را به ما می‌زدند که شما اول یک چیزی این ‌طرف درست کنید و بعد آن ‌طرف را منحل کنید که ما چون برنامه داشتیم می‌گفتیم اینها را همزمان جلو ببریم.

هر وقت بحث یکپارچه‌سازی مخابرات مطرح می‌شد، مدیران این شرکت تاکید می‌کردند که نمی‌خواهند به سراغ همراه بروند؛ اما الآن همه آن مدیران می‌گویند همراه باید ادغام شود. چرا این موضوع به صورت علنی مطرح نمی‌شود؟ انگار ترس‌هایی در این زمینه وجود دارد.

از دو بعد باید به این موضوع نگاه کرد. یک بعد، حرفه‌ای و بنگاه‌داری صنعت تلکام است. از این بعد، این راه قطعی و گریزناپذیر است که باید در کشور اتفاق بیفتد. خیلی هم پیچیده نیست. در بسیاری از کشورهای دنیا این اتفاق افتاده؛ مانند دویچه‌تلکام آلمان، اورنج فرانسه و تلفونیکا ی اسپانیا. FMC یک اصل پذیرفته‌شده است که دنیا از آن عبور کرده. از بعد صنعت، بنگاه، کسب‌وکار و منفعت راه گریزی از این نیست. در مخابرات ایران هم این موضوع، دیر و زود دارد و سوخت و سوز ندارد و هر روز که این کار عقب بیفتد، به مثابه یک خسارت ملی است، مستقل از خسارت بنگاهی. ولی اینکه چرا این کار را نمی‌کنند به نظرم ملاحظات غیرفنی و غیربنگاهی دارد.

ملاحظات غیرفنی چیست؟

به نظرم همه بر سر اینکه چه کار باید بکنیم توافق دارند؛ اما بحث بر سر این است که چطور باید انجام بدهیم. نگرانی‌شان چیست؟ این است که یک طرف، موجودی داریم به نام همراه اول با کمتر از دو هزار نفر نیروی انسانی، درآمد و نقدینگی خوب، چابک، چالاک. و در طرف دیگر بدنه‌ای داریم که نزدیک به ۶۰ هزار نفر از آن ارتزاق می‌کنند. ملاحظات سیاسی و منطقه‌ای در کارهایش وجود دارد؛ بنابراین همه نگران‌اند که اگر این دو با هم ادغام شوند، ممکن است همراه اول از آن چابکی و درآمدزایی فاصله بگیرد. پاسخ من این است که این چالش در تمام دنیا وجود داشته اما اگر برنامه وجود داشته باشد و ثبات مدیریتی باشد، همه اینها قابل حل است.

شما از مدیرانی هستید که در زمان دولتی و غیردولتی بودن مخابرات در بخش‌های ثابت و سیار حضور داشتید. چرا مخابرات به این نقطه رسیده است و مشکلات امروز را دارد؟

جواب این سوال را نمی‌توان به صورت کپسولی و یک کلمه‌ای داد؛ اما به نظر من دو سه موضوع وجود دارد. اولین موضوع این است که در طول مدت خصوصی‌سازی نتوانستیم مرز بین مالکیت، حاکمیت و مدیریت را مشخص کنیم. اگر نتوانید مرزهای اینها و چارچوب مداخله هر کدام را درست تعریف کنید، امکان‌پذیر نخواهد بود که به یک الگوی موفق برای اداره یک شرکت برسید. در کنار این، ثبات مدیریتی فوق‌العاده مهم است. شما نگاه کنید در ۱۰ سال گذشته شش مدیرعامل در مخابرات بوده‌اند؛ یعنی عمر مدیریتی آنها کمتر از دو سال است.
مساله دوم نبود یک قرارداد حرفه‌ای در زمان خصوصی‌سازی است که اگر این شرکت واگذار می‌شود، چه تعهداتی میان خریدار و حاکمیت وجود دارد. شما ببینید قرارداد واگذاری مخابرات به توسعه اعتماد مبین چند بند است و آن را با پروانه ایرانسل مقایسه کنید. در پروانه ایرانسل چقدر شفاف و با جزئیات موضوعات آمده است و در این مدت، کمترین اختلاف میان ایرانسل و سازمان تنظیم بروز کرده است.
یکی از بندهای آن میثاق‌نامه تفکیک مالکیت و حاکمیت و مدیریت بود که قرار بود مشخص شود و به تصویب آقایان برسد. این را سهامدار باید پیگیری کند. این مشخص نیست و برای همین است که هر روز گفته می‌شود این مربوط به دولت است، این کار را شرکت باید انجام بدهد و چیزهایی از این دست.
و نکته آخر هم وجود برنامه‌ای است که توافق جمعی بر سر آن باشد.

در نهایت رسیدیم به سال ۹۶ که باز هم در کمتر از دو سال هیات‌مدیره و مدیرعامل تغییر کردند.

دولت دوازدهم بر سر کار آمد و مهندس جهرمی وزیر شد. با ملاحظاتی که من و آقای قنبری داشتیم یکی از رسالت‌های ما این بود که اجماع شکل‌گرفته را حفظ کنیم. چون در صورت به هم خوردن تفاهم، اولین کسی که متضرر می‌شد مخابرات بود. ما کارمان را انجام می‌دادیم که تغییرات آغاز شد. آذرماه من در سفر کربلا بودم که آقای جهرمی تماس گرفتند و دعوت کردند که به وزارتخانه بروم و معاونت وزیر و رئیس سازمان فناوری اطلاعات را پیشنهاد کردند. من دو مساله را مطرح کردم که اولاً علاقه‌مند بودم به ایشان- به عنوان یک وزیر جوان- کمک کنم و بعد هم اینکه با سهامداران به توافقی برای جدا شدن من برسند، ایشان بعد تماس گرفتند که نظر سهامداران جلب شده و شما بیایید سازمان.

ترجیح خودتان این بود که در مخابرات بمانید یا به سازمان فناوری اطلاعات بروید؟

واقعیتش علاقه‌مندی‌ خودم این بود که در مخابرات بمانم، البته با همان شرایطی که رفته بودم.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz