نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 72 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 32

معاون راهبری فنی مرکز ملی فضای مجازی:

شبکه ملی اطلاعات هنوز طرح معماری مصوب ندارد

ساختمان مرمری و سیاه‌‌رنگ آفاق در میدان آرژانتین- میدانی که به مناسبت دوستی آرژانتین و ایران این نام را گرفته- مدت‌هاست بخش‌هایی از نیروی انسانی مرکز ملی فضای مجازی و سازمان فناوری اطلاعات را در خود جای داده است. ‌دو نهادی که سال‌هاست بر سر شبکه ملی اطلاعات اختلاف نظرهای زیادی دارند و راه‌اندازی این شبکه به مناقشه‌ای حل‌نشده بین آنها تبدیل شده است. در حالی که وزیر ارتباطات دولت یازدهم ۳ فاز این شبکه را قبل از اینکه به دفتر ریاست‌ جمهوری نقل مکان کند افتتاح کرد و وزیر ارتباطات دولت دوازدهم هم تاکنون چندین پروژه را در راستای توسعه این شبکه کلید زده است؛ اما همچنان اعضای مرکز ملی فضای مجازی و گروهی از نمایندگان مجلس بر این باورند که شبکه ملی اطلاعات بر اساس آنچه سند تبیین الزامات این شبکه تعیین کرده، راه‌اندازی نشده است. عباس آسوشه، معاون راهبری فنی مرکز ملی فضای مجازی، در گفت‌وگویی که با او انجام داده‌ایم دلیل نرسیدن وزارت ارتباطات و این مرکز به یک تفاهم مشترک بر سر راه‌اندازی این شبکه را به ساختارهای سنتی و آشنا نبودن بدنه این وزارتخانه با چیستی شبکه ملی اطلاعات بر اساس سند تبیین الزامات ارتباط می‌دهد. او معتقد است هرچند وزارت ارتباطات در دولت یازدهم و مخصوصاً دوازدهم گام‌هایی برای توسعه زیرساخت‌های ارتباطی کشور برداشته‌ است اما این توسعه تنها روی شبکه سنتی کشور اتفاق افتاده نه شبکه ملی اطلاعات. آسوشه شبکه ملی اطلاعات را یک زمین بایر می‌داند که باید در آن بذر مناسب کاشته شود.

بر اساس مصوبه شورای عالی فضای مجازی و همچنین سند تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات، نظارت بر پیشروی شبکه ملی اطلاعات بر عهده مرکز ملی فضای مجازی گذاشته شده است. وزارت ارتباطات اعلام می‌کند که ۸۰ درصد از وظایفی را که در این سند قید شده انجام داده اما از طرفی مرکز این ادعا را بدون سند و مدرک قابل استناد نمی‌داند. شما به عنوان ناظر اجرای این طرح وضعیت پیش روی این شبکه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

طبق مصوبه شورای عالی فضای مجازی، شبکه ملی اطلاعات یک تعریف دارد که بر اساس آن این شبکه زیرساخت ارتباطی فضای مجازی کشور است. تا قبل از این تعریف، بر مبنای تعریف مزبور، در برنامه پنجم توسعه، شبکه ملی اطلاعات به معنای کل فضای مجازی کشور بود؛ یعنی شامل خدمات دولت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی و غیره هم می‌شد. اما در تعریف این شبکه بر مبنای مصوبه مشخص شد شبکه ملی اطلاعات تنها شامل زیرساخت ارتباطی فضای مجازی است و دیگر خدمات محتوایی در بخش دولت الکترونیکی یا تجارت الکترونیکی را در بر نمی‌گیرد. در واقع خدمات محتوایی بر بستر شبکه ملی اطلاعات قرار می‌گیرد نه در بخش زیرساخت آن. نمی‌دانم چرا بعضی از دوستان ما اصرار دارند بگویند زیرساخت شبکه را ایجاد کرده‌اند و محتوایی را که باید بر بستر آن قرار گیرد جزو شبکه ملی اطلاعات می‌دانند.

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم بارها به صراحت اعلام کرده که مسئول ایجاد زیرساخت این شبکه است نه محتوای آن.

در سند تبیین شبکه ملی اطلاعات در ۱۱ صفحه شش محور مهم این شبکه توضیح داده شده و هیچ ابهامی در این زمینه وجود ندارد. این سند را هم ما به تنهایی تهیه نکرده‌ایم؛ در جلسات متعدد با حضور معاون آقای وزیر (در آن زمان آقای واعظی وزیر ارتباطات بودند) در سازمان فناوری اطلاعات و شرکت زیرساخت تهیه، تنظیم و نهایتاً در شورا تصویب شد. می‌گویند زیرساخت ایجاد شده، محتوا نداریم؛ اتفاقاً من می‌گویم محتوا داریم اما داخل شبکه نیست، بلکه باید بر بستر شبکه (که عملکردهای مورد نیاز را ندارد) قرار گیرد و به دلیل ضعف اساسی شبکه این امر نقصان جدی دارد.

وزارت ارتباطات اعلام می‌کند زیرساخت شبکه را که باید بر اساس سند مستقل باشد ایجاد کرده و این شبکه استقلال دارد؛ اما برخی کسب‌وکارهایی که روی آن قرار می‌گیرند به دلیل اینکه از خدمات خارجی مانند سرور یا ‌API سرویس‌های خارجی استفاده می‌کنند استقلال کافی ندارند و در سند الزامات هم این تفکیک بین استقلال شبکه و استقلال شبکه زیرساختی کسب‌وکارها صورت نگرفته است. آیا در اینجا هم وزارت ارتباطات مسئول مستقل شدن کسب‌وکارهای داخلی است؟

در سند الزامات بخشی به نام خدمات وجود دارد. منظور از این خدمات هم خدمات شبکه است نه خدمات محتوایی. در بخش خدمات چهار دسته خدمت برای شبکه ملی اطلاعات در نظر گرفته شده است. خدمت اول که شما هم مد نظرتان است خدمات پایه کاربردی مانند موتور جست‌وجو، پیام‌رسان، نقشه و ایمیل است. ممکن است بپرسید موتور جست‌وجو یک خدمت شبکه‌ای است یا محتوایی؟ من می‌گویم خدمتی است که محتوا در آن رد و بدل می‌شود و این را قسمتی از زیرساخت ارتباطی کشور بر اساس همین سند می‌دانیم. شما وقتی وارد فضای مجازی می‌شوید اولین اقدامی که برمی‌دارید جست‌وجو در شبکه است؛ یعنی موتور جست‌وجو اولین سرویسی است که یک زیرساخت ارتباطی باید ارائه کند. در کشور، بر اساس گزارش وزارت ارتباطات، بالای ۹۵ درصد جست‌وجوهای ما در گوگل اتفاق می‌افتد. چگونه مدعی هستند ۸۰ درصد شبکه ملی اطلاعات تحقق یافته است؟ تعریف شبکه ملی اطلاعات در سند تبیین به صورت شفاف اعلام شده است که اگر محتوایی درون کشور وجود دارد، نباید برای دسترسی آن به خارج از کشور رجوع کنیم؛ یعنی اگر در ایران سرویسی مانند اسنپ فعال است نباید این سرویس برای ارائه خدمات خود به سرویس نقشه‌ای مانند گوگل وابسته باشد. در مورد جست‌وجوگر و پیام‌رسان هم به همین ترتیب است، چرا باید جست‌وجوی ما از طریق گوگل انجام شود یا چرا پیام‌رسانی ما باید از طریق واتس‌اپ و تلگرام صورت گیرد؟

به نظر شما چقدر این موضوع واقع‌گرایانه است که بتوانیم موتور جست‌وجوی قوی‌ای مانند گوگل داشته باشیم وقتی در خود آمریکا هم برای این موتور جست‌وجو رقیبی پیدا نمی‌شود؟

نه واقعیت این نیست. چین مگر از گوگل استفاده می‌کند؟ بالای ۸۰ درصد جست‌وجو در این کشور بر عهده موتور جست‌وجوی چینی «بایدو» است. در کره جنوبی هم این موضوع به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است.

مختصات تکنولوژی، نیروی انسانی و بازار ما قابل مقایسه با چین نیست.

روسیه چطور؟ روسیه هم یاندکس را دارد. بعضی از دوستان ما می‌گویند استقلال یعنی تاثیر‌گذاری و تاثیرپذیری. بنا بر همین تعریف بر این باورند که ما وقتی تاثیر می‌پذیریم، تاثیر هم می‌گذاریم. اما من می‌گویم نیازی نیست تاثیر بگذارید، فعلاً شما تاثیر نپذیر؛ یعنی ترافیک ورودی و خروجی ناشی از خدمات داخلی کشور را بررسی کنید، نیازی نیست روی کشورهای منطقه تاثیر بگذارید.

به نظر می‌رسد دست شورا در نظارتی که باید بر روند اجرای شبکه ملی اطلاعات داشته باشد، بسته است. در مصاحبه‌ای هم آقای فیروزآبادی اعلام کرده‌اند که نه تنها نظام شفافی بر این نظارت ندارند، بلکه بودجه و دسترسی به اطلاعات هم برای انجام این نظارت در اختیار مرکز ملی فضای مجازی نیست. چرا باید چنین شرایطی حاکم باشد؟

مصوبات شورا توسط دولت اجرا نمی‌شود؛ این موضوعی است که بارها از زبان آقای فیروزآبادی عنوان شده است. مقام معظم رهبری وقتی احکام شورای دور دوم را ارائه کردند ۱۰ بند را به عنوان منشور اساسی دور دوم شورای فضای مجازی در نظر گرفتند، یکی از بندها به صورت خاص مربوط به شبکه ملی اطلاعات است. بر این اساس ایشان دستور دادند که راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات شتاب پیدا کند و طرح شبکه ملی اطلاعات ارائه و توسط شورا مصوب شود که این اتفاق نیفتاده است. از من شاخص ارزیابی شبکه ملی اطلاعات می‌خواهید، اما وقتی طرحی ندارم و هنوز طرحی مصوب نشده، چگونه می‌توانم این شاخص‌ها را اعلام کنم؟

اما وزارت ارتباطات اعلام می‌کند که معماری شبکه را طراحی و بر اساس همین معماری شبکه ملی اطلاعات در حال پیشروی است.

من که نمی‌خواهم جواب کسی را بدهم. اگر آماده کرده‌اید، طبق نظر مقام معظم رهبری باید این طرح در شورای عالی مصوب شود.

در این زمینه هم وزارت ارتباطات می‌گوید هر سند و طرحی را که مرکز از ما خواسته ارسال کرده‌ایم، ولی اینکه مصوب نشده خارج از وظایف این وزارتخانه است.

خیر این‌گونه نیست. بر اساس چه نامه‌ای می‌گویند معماری را ارسال کرده‌اند؟ نامه‌ای داریم مربوط به بهمن‌ماه سال ۹۲، زمانی که آقای انتظاری دبیر شورا بودند؛ یعنی نامه‌ای به وزارت ICT ارسال کردیم و گفتیم بر اساس وظیفه‌ای که بر عهده شما گذاشته شده به این چهار بند پاسخ دهید. یکی از این چهار بند مربوط به طراحی معماری شبکه ملی اطلاعات بود. هنوز جواب نگرفته‌ایم.

وقتی شبکه ملی اطلاعات معماری نداشته تاکنون چگونه پیش رفته است؟ یا اگر معماری برای این شبکه وجود ندارد، پس چگونه سه فاز این شبکه تاکنون افتتاح شده است؟

سوال ما هم همین است که این عدد ۸۰ را از کجا آورده‌اید تا من بگویم درست است یا خیر؟ اعلام کردند کار نخبگی انجام داده‌اند و در نهایت هم این درصد را جمع کرده و به عدد ۸۰ رسیده‌اند. با توجه به صحبت‌های آقای فیروزآبادی، باید بگویم نظارت نیاز به بودجه، سازوکار و تعریف اختیارات دارد. مقام معظم رهبری گفته‌اند شورا و مرکز ملی فضای مجازی ناظر کلیه‌ پروژه‌های کلان در فضای مجازی کشور هستند. اما هر وقت از وزارت ارتباطات گزارش خواسته‌ایم، اعلام کرده‌اند که ما گزارش را به شورا می‌دهیم نه مرکز ملی. ما هم این حرف را قبول کرده‌ایم اما می‌گوییم گزارش شورا را باید دبیر به جلسه ببرد، نمی‌توان در جلسه نشست و به صورت آنی گزارشی را روی میز گذاشت و مطرح کرد. باید دبیر شورا گزارش را ببیند تا بررسی‌های لازم روی آن انجام و در نهایت برای مطرح شدن به شورا برده شود.

وقتی شما می‌گویید وزارت ارتباطات به هیچ کدام از خواسته‌هایتان پاسخ نداده است، قدم بعدی مرکز ملی فضای مجازی به عنوان ناظر و تصمیم‌گیر این پروژه چه خواهد بود؟

اول بگذارید پاسخ شما را بدهم که آیا این ۸۰ درصدی که از پیشروی شبکه ملی اطلاعات اعلام می‌شود درست است یا خیر، کاری هم به این موضوع ندارم که این ۸۰ درصد چگونه به دست آمده است. در حال‌ حاضر ۹۵ درصد جست‌وجوی ما در فضای مجازی از طریق گوگل به خارج از کشور هدایت می‌شود. این خلاف تعریف شبکه ملی اطلاعات و خلاف سند الزامات این شبکه و خلاف هر اصلی است که شما به لحاظ استقلال بر آن تکیه می‌کنید. این شرایط استقلال ما را زیر سوال برده است. ما نه تنها در این فضا اثر نمی‌گذاریم که فقط تاثیر می‌پذیریم. در بخش پیام‌رسان‌ کاری به تلگرام ندارم که در پشت پرده می‌رود و می‌آید، اما بیش از ۵۰ درصد ترافیک در این زمینه هم در اختیار اینستاگرام و واتس‌اپ است. اطلاعات کاربران به خارج از کشور می‌رود و بعد به دست کاربر در داخل کشور می‌رسد. در واقع اطلاعاتْ خارج از ناحیه حکمرانی من قرار دارد.

با تمام این اتفاق‌ها، وقتی انتظارات مرکز ملی فضای مجازی به عنوان ناظر این طرح برآورده نمی‌شود، آیا خود مرکز نباید پارامترها و شاخص‌های لازم را تعریف و اعلام کند که بر اساس این پارامترها چه میزان از شبکه اجرا شده است؟

اولاً وقتی طرحی وجود ندارد در نظر گرفتن شاخص کار ساده‌ای نیست. اخیراً گزارش ۸۰ درصدی آقای وزیر را به اضافه یک گزارش از مرکز تهیه برای مقام معظم رهبری ارسال کرده‌ایم که شورا مسائل مربوط به شبکه ملی اطلاعات را چگونه می‌بیند. در این گزارش چهار پنج پیشنهاد هم ارائه کرده‌ایم.

همان‌طور که بررسی کرده‌اید بیش از ۹۰ درصد ترافیک جست‌وجوی ما از گوگل رد می‌شود یا بالغ بر ۹۰ درصد ترافیک پیام‌رسان‌های ما در اختیار تلگرام و واتس‌اپ است، آیا بررسی‌ هم کرده‌اید که زیرساخت‌های شبکه مانند nix، CDN و غیره تا چه حد پیشرفت داشته است؟

در این بخش‌ها هم وضعیت مانند جست‌وجوگر و پیام‌رسان است. ما رشدی نداشته‌ایم. چنین خدماتی نیاز است تا محتوا رشد کند. در لایه زیرساختی خدمات امنیتی هم وجود دارد. ما باید سرویس‌های امنیتی بدهیم. امروز کسی که محتوا و خدمت محتوایی تولید می‌کند خودش هم باید مسائل امنیتی‌اش را حل کند، در حالی که امنیت یک بحث کاملاً تخصصی است.

آقای فیروزآبادی در مصاحبه‌ای گفته‌اند اعتقاد داریم همان‌طور که وزارت ارتباطات خود را موظف به مدیریت ارتباطات زیرساختی و وارد کردن اینترنت جهانی به کشور و توزیع آن می‌داند، باید خودش را موظف بداند که پیام‌رسان و موتور جست‌وجوی ایرانی باشد و مردم را تشویق کند از پیام‌رسان‌های داخلی استفاده کنند. آیا تمام برنامه‌های شبکه ملی اطلاعات برای این است که دسترسی مردم به سرویس‌های خارجی قطع شود؟

بحث خارج شدن نیست. منظور ایشان این است که مردم ما باید حق انتخاب داشته باشند. سرویس‌های آمریکایی ما را وابسته می‌کند. گوگل بیش از ۲۰۰ سرویس ارائه می‌کند، اما تعداد سرویس‌هایی که به ما ارائه می‌دهد فقط آن سرویس‌هایی است که کاربران نهایی را به خودش وابسته می‌کند؛ یعنی سرویس‌هایی را که کسب‌وکارهای ما می‌توانند از آنها استفاده کنند بر ما تحریم کرده است.

فضای واقعی ارتباطات دنیا یا حداقل بضاعت ما نشان نمی‌دهد که بتوانیم کاملاً خودکفا تمامی سرویس‌های ارتباطی را در داخل کشور راه بیندازیم.

بحث توانستن یا نتوانستن نیست؛‌ اول باید بخواهیم، بعد به این نتیجه برسیم که آیا می‌توانیم یا نمی‌توانیم. نکته اینجاست که در این زمینه‌ها اصلاً خواسته‌ای در میان نبوده است. برای نمونه یک زمانی شما می‌گویید من این صندلی را نمی‌توانم بلند کنم اما زمانی هم شما هزار ایراد روی صندلی می‌گذارید تا آن را بلند نکنید.

شما با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات دنبال ایجاد محدودیت برای کاربران در استفاده از سرویس‌های خارجی نیستید؟

اصلاً این‌طور نیست. کاربر حق دارد خودش انتخاب کند که از چه سرویسی استفاده کند. ما می‌گوییم مردم ما باید حق انتخاب داشته باشند و در این انتخاب ما به عنوان حاکمیت و مجموعه‌ای که کل بیت‌المال را هزینه می‌کنیم، وظیفه داریم سرویس خوب با حداقل وابستگی به دشمنان کشور را به آنها ارائه کنیم. این خدمات نباید قدرت کاربر را برای کار در شبکه کاهش دهد.

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات جست‌وجو گر بومی یوز و پارسی‌جو را راه‌انداخت و از سمت دیگر بیش از پنج پیام‌رسان بومی شکل گرفت، ولی کاربران از آن استفاه نمی‌کنند. آیا این شرایط هم به خاطر کم‌کاری وزارت ارتباطات است؟

من نمی‌گویم گوگل یا واتس‌اپ را ببندیم تا سرویس‌های بومی رشد کنند، می‌گویم همان‌قدر که امکانات در اختیار گوگل قرار دادیم به همان میزان هم این امکانات را به پارسی‌جو بدهیم.

چه امکاناتی؟

چقدر هزینه ترافیک اینترنتی را که امروز وارد کشور می‌کنیم و برایش پول پرداخت می‌کنیم از گوگل می‌گیریم؟ ما هزینه‌ای از این بابت از گوگل نمی‌گیریم بلکه برای آن هزینه هم می‌پردازیم، در حالی که همین امتیاز را هم به جویشگر و پیام‌رسان بومی نمی‌دهیم.

اما وزارت ارتباطات در راستای برنامه‌های حمایتی از پیام‌رسان‌های بومی با مصوبه‌ای بستر ارائه ترافیک رایگان را برای این برنامه‌ها فراهم کرد.

خیر فراهم نکرد. ما به وزارت ارتباطات پیشنهاد کردیم ترافیک پیام‌رسان بومی را همان‌طور که ترافیک گوگل را خریداری می‌کنید، بخرید، اما قبول نکردند.

ولی بارها اعلام شد که در این زمینه ترافیک نیم‌بها یا حتی رایگان در اختیار کاربران سرویس‌های بومی گذاشته شده است.

این‌طور نیست. مگر شما ترافیک نیم‌بها از گوگل دریافت می‌کنید که حالا از پیام‌رسان‌های داخلی هزینه ترافیک نیم‌بها می‌خواهید؟ حتی هزینه رایگان شدن پهنای باند مصرفی کاربران پیام‌رسان‌های بومی از جیب خود همین پیام‌رسان‌های پرداخت شد، نه وزارت ارتباطات. اصلاً ما گفتیم لازم نیست وزارت ارتباطات از پیام‌رسان‌ها حمایت کند و به آنها وام پنج میلیارد تومانی بدهد؛ اما همان‌طور که بابت ترافیک ورودی از گوگل هزینه‌ای نمی‌گیرد، حداقل از سرویس‌های داخلی نصف بهای هزینه ترافیک گوگل را دریافت کند.

بر اساس چه بند قانونی‌ای می‌گویید جویشگر یا پیام‌رسان بومی را وزارت ارتباطات باید ایجاد کند؟ در تمام کشورها چنین سرویس‌هایی توسط بخش خصوصی شکل می‌گیرد نه دولت.

درست است، مگر همین الآن ایرانسل، همراه اول و مخابراتْ خصوصی نیست؟ ما نگفتیم این شرکت‌ها را هم دولت باید ایجاد کند. گفتیم وزارت ارتباطات از طرف حاکمیت مسئول است تا این سرویس‌ها را به کمک بخش خصوصی ایجاد کند و توسعه دهد. همراه‌ اول و مخابرات همه در دل دولت بودند، بعد از مدتی رشد کردند و اعلام شد که باید به بخش خصوصی بروند.

شرکت‌هایی که مثال می‌زنید در بخش زیرساخت فعالیت می‌کنند نه محتوا.

من می‌گویم ارائه موتور جست‌وجو هم یک سرویس زیرساختی است.

شما در اظهارنظرتان در کلاس آموزشی خود درباره شبکه ملی اطلاعات، اعلام کردید با توجه به اینکه معماری شبکه به مرکز تحویل داده نشده به شما دستور داده‌اند معماری شبکه را طراحی کنید. اگر شما هم در این شرایطی که وزارت ارتباطات اعلام می‌کند شبکه معماری دارد، برای این شبکه معماری طراحی کنید، به معنی شروع دوباره کار و صرف بودجه بیشتر نیست؟

ما قرار نیست شبکه را طراحی کنیم، قرار است برای شبکه یک معماری ارائه دهیم. معماری قبل از طراحی است و به دم و دستگاه وزارت ارتباطات با آن بزرگی نیاز ندارد. معماری به معنی نقشه کلان است و قرار نیست ما چیزی را دوباره اجرا کنیم.

پس اکنون در حال انجام این کار هستید؟

ما به این قضیه ورود کرده‌ایم و پروژه لازم هم در این زمینه تعریف شده است. با اینکه معتقدیم تهیه این معماری وظیفه ما نیست، وقتی می‌بینیم مجری این طرح وظایفش را انجام نمی‌دهد، پس با تمام بضاعت‌مان- که تقریباً در مقایسه با بودجه وزارت ارتباطات هیچ است- وارد این موضوع می‌شوید. البته اگر روزی این معماری هم از سمت ما تهیه شد، باید بر سر آن با وزارت ارتباطات به توافق برسیم.

فکر می‌کنید مهم‌ترین عاملی که بعد از گذشت ۱۴ سال از زمان مطرح شدن این شبکه تاکنون باعث شده این طرح به خروجی مشخصی نرسد، یا کلیت وزارت ارتباطات به باور شما در برابر اجرای مصوبات درست عمل نکند، به چه باز می‌گردد؟

البته آن‌طور هم نیست که بگوییم در این زمینه وزارت ارتباطات کاری نکرده است. حتماً وزارت ارتباطات برای به نتیجه رسیدن این شبکه کارهایی انجام داده است. مخصوصاً در دوره وزارت آقای جهرمی قدم‌های قابل توجهی در راستای بهبود زیرساخت‌های شبکه داخلی برداشته شده است. ایشان هزینه و همت کردند تا مشکلات ارتباطی ما را کاهش دهند؛ اما واقعیت این است که مشکلات در ساختار شبکه سنتی ما کم شده، نه در ساختار شبکه ملی اطلاعات. اتفاقات خوب دیگری هم رخ داده است؛ برای نمونه در حال حاضر ترافیک ویدئویی ما رشد کرده است یا بالاخره همین دو سه پیام‌رسان بومی‌ای که هیچ‌کدام‌مان قبول‌شان نداریم متولد شده‌اند، ولی با این اتفاقات نمی‌توانیم بگوییم ۸۰ درصد توسعه شبکه ملی اطلاعات به تحقق رسیده است.

مشکل نرسیدن شما و وزارت ارتباطات به یک مفهوم مشترک کجاست؟

مشکل اینجاست که وزرای ارتباطات به ساختار وزارتخانه‌ای می‌رسند که کارهایش از پیش تعیین و تعریف شده است و فرهنگ خاص خودش را هم دارد. این وزرا امکان دست زدن به ساختار وزارتخانه را هم ندارند. از طرفی بسیاری از بودجه‌هایی که دریافت می‌کنند نیز خرج پرداخت حقوق نیروی انسانی‌شان می‌شود. همچنین اگر دقت کنید، یک وزیر در کشور ما بیش از ۷۵ درصد زمانش را در جلسات می‌گذراند. در واقع وزرای ارتباطات ما ساختاری را به ارث می‌برند که تغییر دادن آن بسیار مشکل است؛ یعنی من به شما می‌گویم یک ساختمان را این‌گونه که من می‌گویم بساز، اما هنوز به شیوه ۵۰ سال پیش کارهای مدیریت ساختن این ساختمان را انجام می‌دهم. بنابراین برای رسیدن به یک مفهوم مشترک اولین کاری که باید انجام شود درست کردن این ساختار و آموزش دادن نیروی انسانی است. اگر کارشناس من درک درستی از شبکه ملی اطلاعات پیدا کند، کاری را که وزیر باید با کلی سختی از سطح بالا انجام دهد همین کارشناس به درستی انجام می‌دهد.

به اعتقاد شما بدنه وزارت ارتباطات هنوز درک درستی از شبکه ملی اطلاعات ندارد؟

یک بار به صورت آماری از آنها سوال کنید ببینید چند درصد از کارشناسان این وزارتخانه سند تبیین الزامات را «فقط» خوانده‌اند.

به نظر می‌آید این مشکلی که مطرح می‌کنید در خود شورا هم وجود دارد، چون حداقل خود آقای فیروزآبادی هم به این موضوع اشاره کرد‌‌ه‌اند که تمام اعضای شورا و مرکز تعبیر یکسانی از شبکه ملی اطلاعات ندارند.

تصویب سند تبیین الزامات شبکه ملی اطلاعات سه جلسه از شورا را به خودش اختصاص داد پس حداقل یک بار اعضای شورا این سند را خوانده‌اند. اما بدنه وزارت ICT که قرار است صبح وقتی از خواب بیدار می‌شود روی شبکه کار کند و شب هم که می‌خوابد به این فکر کند که فردا صبح باید برای شبکه چه کاری انجام دهد، چند بار و چند نفر از آنها روی این سند تمرکز کرده‌اند؟ مهم‌ترین مساله موفق نشدن ما در پیاده‌سازی شبکه ملی اطلاعات، نبود ساختار و بدنه مناسب در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است. از سوی دیگر افرادی در مورد این شبکه اظهارنظر می‌کنند که متخصص نیستند

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz