نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 38

کاظم ابراهیمی صدرآبادی، مدیرعامل شرکت مخابرات ایران طی سال‌های ۹۳ تا ۹۴:

سهامدار باید به دنبال سود عملیاتی باشد

سال ۹۳، در میانه اختلاف شدید وزارت ارتباطات و شرکت مخابرات، اعلام شد کاظم ابراهیمی صدرآبادی مدیرعامل مخابرات شده است. ابراهیمی صدرآبادی گرچه مدیر قدیمی شرکت مخابرات بود، اما در رسانه‌ها چندان حضور نداشت. او با سابقه مدیرعاملی شرکت مخابرات یزد، مدیرعاملی شرکت فناوری اطلاعات، معاونت برنامه‌ریزی شرکت مخابرات و قائم‌مقامی این شرکت بر صندلی مدیرعاملی نشست و همان‌طور که انتظار می‌رفت، اختلاف‌ها را کاهش داد و آرامش نسبی بر روابط حاکم شد. اما این آرامش چندان طول نکشید و کمتر از ۱۰ ماه بعد او ناگهان معزول شد. آن هم در شرایطی که نمایندگان سهام دولت و سهام عدالت در جلسه هیات مدیره حضور نداشتند. داستان آن روزها و جزئیات این برکناری را برای نخستین بار در گفت‌وگوی زیر می‌خوانید.

شما قائم‌مقام مدیرعامل بودید و به نظر می‌رسید انتصاب شما به عنوان مدیرعامل شرکت مخابرات ایران، راه‌حل میانه‌ای بود برای پایان اختلاف‌ها میان وزارت ارتباطات و مخابرات. چه شد که شما را انتخاب کردند؟

زمانی که تصمیم گرفته شد جابه‌جایی در سطح مدیرعامل اتفاق بیفتد، بحث‌های متعددی در سطح هیات‌مدیره و سهامداران اصلی مطرح شد و نقاط مبهمی را که در زمان مدیرعاملی آقای پوررنجبر وجود داشت بررسی کردند. یکی از گره‌هایی که وجود داشت نبود تعامل لازم بین مدیرعامل شرکت مخابرات ایران با وزیر ارتباطات بود. بین افرادی که بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که بنده را کاندیدا کنند و در جلسه‌ای که خدمت هیات‌مدیره رسیدم اعلام کردند که ما تصمیم داریم شما را به عنوان مدیرعامل انتخاب کنیم.

چه زمانی بود؟

مرداد ۱۳۹۳. به دلیل اینکه من اشراف کاملی بر مخابرات داشتم، در آن جلسه وقتی این موضوع مطرح شد، سوال کردم آیا تمامی شما موافق هستید که مدیرعامل بشوم یا اکثریت؟ که رئیس هیات‌مدیره وقت [سیدمصطفی سیدهاشمی] گفتند: نه، تمامی اعضای هیات‌مدیره به این نتیجه رسیده‌ایم که شما به عنوان مدیرعامل انتخاب بشوید. من یک سوال کردم و پذیرفتم. سوالم این بود که آقای رئیس هیات‌مدیره، بنده را در راستای حب علی مدیرعامل کردید یا بغض از معاویه. ایشان خنده‌ای کرد و گفت یعنی چه؟ گفتم شما بهتر از من می‌دانید. آیا از سر ناچاری که کسانی دیگری نیایند این انتخاب انجام شده یا نه، واقعاً به این نتیجه رسیده‌اید که من می‌توانم این کار را انجام بدهم؟ آقایان گفتند خیر ما نظرمان بر همین بوده است و می‌دانیم که شما می‌توانید این کار را انجام دهید.

در واقع شما پیشنهاد آقای واعظی بودید.

در آن زمان آقای واعظی پیشنهاد دادند و این طرف هم آقایان بنا بر نوع عملکرد من کاملاً موافق بودند. شاید بتوان گفت اگر پیشنهاد آن‌ طرف [وزارتخانه] فرد دیگری بود، آقایان مخالفت می‌کردند.

انتظار این بود که در زمان شما، مشکلات مخابرات با وزارتخانه حل شود و مثلاً موضوع تعرفه‌ها به سرانجامی برسد. چرا این اتفاق نیفتاد؟

ما دو بحث مهم در مخابرات داشته و داریم. اول پرداخت حقوق و مزایای نیروی انسانی و دوم توسعه شبکه بر اساس استانداردهای روز. در آن زمان وقتی بررسی کردیم، دیدیم با توجه به شرایط موجود و وضعیتی که شبکه دارد، برای مردم خیلی پذیرفته‌شده نیست که تغییراتی در تعرفه‌ها ایجاد کنیم. ما پیشنهاد دادیم تعرفه را برداریم و به افراد بگوییم وقتی یک خط تلفن گرفتید رقمی را به صورت ثابت بپردازید و هر قدر تلفن داخل کشور خواستید استفاده کنید. این رقم به تناسب استان‌های بزرگ، استان‌های کوچک و روستاها تغییر می‌کرد. این کار با پیگیری‌هایی که قبل از مدیرعاملی کرده بودم جلو رفت. زمانی که قائم‌مقام آقای پوررنجبر بودم، ایشان لطف داشتند و مسئولیت این کار را به من دادند و با وزارت ارتباطات و سازمان تنظیم مقررات مذاکره می‌کردم. در پی رفت‌وآمدهایی که داشتم و ارتباطی که با دکتر واعظی برقرار کرده بودم، ایشان کاملاً طرح ما را پذیرفته بود.

آقای پوررنجبر هم با این طرح موافق بودند؟

آقای پوررنجبر مسئولیت را به من داده بودند. گفتند من می‌خواهم درآمد مخابرات را افزایش بدهم، حالا با هر کاری که شما می‌کنید موافقم.

طبق محاسبات شما، درآمد چقدر افزایش پیدا می‌کرد؟

ما ۳۰۰ میلیارد تومان سالانه درآمد داشتیم که ۵۰۰ میلیارد تومان افزایش پیدا می‌کرد و به ۸۰۰ میلیارد تومان می‌رسید. وقتی پیش دکتر واعظی رفتم، ایشان روی گزارش بنده خطاب به دکتر عمیدیان، رئیس سازمان تنظیم مقررات وقت، پی‌نوشت کردند که بنده با نظر مدیرعامل مخابرات ایران موافقم، بررسی کارشناسی انجام و در کمیسیون مطرح شود که موضوع به کمیسیون تنظیم رفت و بنده رفتم اطلاعات لازم را ارائه دادم. کل این روند را به هیات مدیره مخابرات منتقل کردم؛ اما بنا بر اختلافاتی که وجود داشت، زیاد نپذیرفتند و گفتند بعید است آقای وزیر قبول کند. این کار ارزشمندی بود که بعد از جابه‌جایی بنده متاسفانه یا پیگیری نشد یا ارتباطی که با وزارتخانه داشتیم قطع شد و کمیسیون این مدل را از دستور خارج کردند و رفتند دنبال مدل دیگری از تعرفه که بعد از یک سال و اندی در زمان آقای سرائیان اعمال شد.

برخی از ناظران معتقدند مشکلاتی که مخابرات با آنها دست به گریبان است از دخالت‌های دولت ناشی می‌شود. شما با این نظر موافق هستید؟

با اینکه می‌گویند تمام مشکلات مخابرات به دلیل دخالت‌های دولت بوده است، نه موافق نیستم. من دلیل عمده را بحث‌های مدیریتی می‌دانم.

به هر حال شما یک دوره مدیرعامل بودید و نتوانستید مشکلات را حل کنید و شما را کنار گذاشتند.

من که یک سال هم مدیرعامل نبودم و اجازه داده نشد برنامه‌هایی را که داشتم اجرا کنم. شاید از من خیلی نشود این ایراد را گرفت. اما به صورت کلی به عنوان کارشناسی که تمام عمرش را در مخابرات بوده، قبول ندارم که بخش عمده این مشکلات به دولت مربوط می‌شود. بله می‌توان گفت که دولت در بعضی جاها همکاری لازم را نداشته اما اصل موضوع به مدیرانی برمی‌گردد که در مخابرات مسئولیت داشتند، اعم از هیات‌مدیره و مدیرعامل. اگر افراد خبره‌ای را انتخاب می‌کردیم که کار مخابراتی و اقتصادی و تعاملات اجتماعی را بلد بودند، خیلی راحت می‌توانستیم کار کنیم. اصلاً تصمیم اصل ۴۴ چیست؟ واگذاری امور به بخش خصوصی. مسئولان عالی کشور تصمیم گرفتند که اگر مخابرات خصوصی شود، در بزرگی باز می‌شود به سمت خصوصی کردن سایر خدمات. باید بدانیم دولت، خدمت خودش را به بخش خصوصی منتقل کرده؛ ولی اگر بخش خصوصی فکر کند درآمدی را که دولت داشته است در اختیار گرفته، اشتباه است. من همیشه ذهنیتم این بوده که ما یک شرکت خدماتی- درآمدی هستیم. ولی متاسفانه سهامداران می‌گفتند اگر درآمد نداشته باشیم، این شرکت را نمی‌خواهیم.

اما اگر ضرر بکند، دیگر همان خدمت را هم نمی‌تواند ارائه دهد.

درست است؛ اما من می‌گویم اگر اولویت را بر خدمت بگذاریم، آن زمان تمام توان‌مان را متوجه سرویس خوب و بهینه برای آحاد مردم می‌کنیم. اما اگر اولویت چیزی غیر سرویس باشد، آن ‌وقت دنبال این هستیم که از چه راهی می‌توانیم درآمد کسب کنیم.

پس معتقدید این راه خوبی نیست.

سهامدار باید به دنبال سود عملیاتی باشد در حالی که سهامداران دنبال سود به صورت عام بودند. چه عملیاتی و چه غیرعملیاتی. من همیشه سود عملیاتی را در شرکتی که کار سرویس‌دهی به آحاد مردم را قریب ۵۰ سال بر عهده داشته اولویت می‌دانستم.

منظورتان از سود غیرعملیاتی دقیقاً چیست؟

سودهایی که از فروش املاک و تجهیزات و امکانات به دست می‌آید. اینها اگرچه در چارچوب قانون، مالک بودند، ولی نباید تمام هم و غم‌شان را بر این قرار می‌دادند که سود غیرعملیاتی را افزایش بدهند. زمانی که برای افزایش سود غیرعملیاتی صرف شد به مراتب بیشتر از زمانی بود که برای افزایش سود عملیاتی صرف شد. مدیران عاملی هم که می‌آمدند مجبورشان می‌کردند در رستای سود غیرعملیاتی کار کنند؛ چون می‌گفتند شما سر سال باید A میلیارد تومان به ما سود بدهید. ما به چیزهای دیگر کاری نداریم. وقتی این‌طور بود دنبال سود عملیاتی نمی‌رفتند. سود عملیاتی یعنی چه؟ یعنی ارتباط صحیح با وزارت ارتباطات، سازمان تنظیم مقررات، شرکت زیرساخت و سایر شرکت‌های گروه.

با توجه به ارتباط خوبی که با وزارتخانه داشتید، چه شد که ناگهان شما را تغییر دادند؟

اجازه بدهید بیان برخی موضوعات را به فرصت دیگری موکول کنیم؛ اما به صورت اجمالی گفتم که من دنبال سود عملیاتی بودم. چون دنبال سود غیرعملیاتی نبودم، یکی از وجوه اختلاف من با سهامداران همین بود.

ما شنیده‌ایم آن روزی که شما را جابه‌جا کردند، مساله اصلی بر سر دانشکده مخابرات بود.

آن موضوع بهانه‌ای شد برای این کار. کل آن عدد در برابر ارزش مخابرات عددی نبود؛ اما یک بهانه‌ای شد. من برای آن هم راه‌حل داشتم. دولت می‌گفت این دانشکده باید متعلق به وزارتخانه باشد؛ چون زمانی که بحث خصوصی‌سازی مطرح شد، دولت تصویب کرد هرگونه فعالیت آموزشی نباید به بخش خصوصی واگذار شود، اما در آن گیرودار و به خاطر بی‌دقتی، این مرکز آموزش انتقال یافت. بعداً بنا بر دلایلی وزیر وقت [واعظی] اعلام کرد این دانشکده باید به دولت منتقل شود. من مذاکراتی با اعضای هیات مدیره انجام دادم و زمین آنجا را ارزیابی کردیم و گفتیم این زمین را با بدهی‌هایی که به وزارت ارتباطات داریم، تهاتر کنیم. با این کار هم بدهی ما کمتر می‌شد، هم ارتباط ما با وزارتخانه حفظ می‌شد. عزیزان هم اول پذیرفتند اما بعداً به یکباره مخالفت کردند و گفتند این جزو پیشانی و نماد مخابرات است که به بخش خصوصی آمده. این دقیقاً همزمان شد با اختلافاتی که با هیات مدیره پیدا کرده بودم.

خب اگر آن سود غیرعملیاتی به صورت قانونی باشد، چه ایرادی دارد؟

قانون مساله من نبود. من می‌گویم در دنیا هر شرکتی را که خصوصی کرده‌اند، هیات مدیره مصوب کرده است که چند سال اول اجازه تقسیم سود ندارید و صد درصد سود باید صرف توسعه شود. جدا از اینکه در بحث خصوصی‌سازی مخابرات من ابهام‌هایی دارم، متاسفانه مخابرات ایران از سال اول نزدیک به ۹۸ درصد سودش تقسیم شد. تقسیم شدن سود یعنی عملاً توسعه مخابرات با چالش مواجه شد و اگر شما روند توسعه مخابرات را ببینید و با زمان دولتی بودن مقایسه کنید، متوجه افت می‌شوید.

شما با یکپارچه‌سازی مخابرات موافق بودید؟

بله. من نظرم بر این بود که در دو فاز انجام شود. ما باید اجازه دهیم زمان برای حجم سنگین کار راهکار پیدا کند. نمی‌شود با آدم مثل ماشین رفتار کرد. ۵۰ سال نیروها در استان مستقل بودند، نمی‌شود من یک‌شبه سوئیچ کنم. چیزی که ما مطرح کردیم این بود که نباید سیار واگذار می‌شد. سیار را به بخش ثابت برگردانید. همه اینها یکجا باشند، ‌آن زمان سیار سرویس خودش را بدهد و هرچه شبکه دسترسی در استان دارد به استان‌ها بدهیم. استان‌ها به صورت مستقل کار پایانی را داشته باشند و کار Core در اختیار شرکت مادر باشد. آقایان می‌گفتند اگر سیار بیاید اینجا، درآمدش از بین می‌رود اما من چنین اعتقادی نداشتم. سیار اگر سیار شد، حاصل زحمت و واگذاری بخش زیادی از امکانات شبکه ثابت در کل کشور به بخش سیار بود. اگر استان‌ها نبودند که سیار پا نمی‌گرفت. اما وقتی پا گرفت جدا شد.

برای برون‌رفت از این وضعیت چه پیشنهادی می‌دهید؟

اولاً انتخاب مدیر و مدیران مطلع و مقید و منضبط و مسلط به امور ارتباطات از هیات مدیره تا مدیرعامل. ثانیاً تدوین برنامه استراتژی پنج‌ساله که مورد موافقت سهامداران اصلی قرار بگیرد و ثالثاً ایجاد رابطه صمیمی بین کارمندان و مدیریت که متاسفانه این موضوع به شدت آسیب دیده است.
در آن برنامه پنج‌ساله‌ای که می‌گویم مشخص می‌شود نوع کار مخابرات چگونه است. مخابرات نباید دنبال خرده‌فروشی برود.

در این مورد با سایر مدیران عامل هم‌نظر هستید. چرا همین یک کار هیچ‌وقت انجام نشد؟

درباره دیگر عزیزان باید از خودشان بپرسید؛ اما در مدت کوتاهی که من بودم اعضای هیات مدیره به من اجازه ندادند این کار انجام شود. می‌گفتند اگر این کار صورت گیرد، ما به رقیب میدان می‌دهیم.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz