نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 گزارش ماه پرونده - گزارش‌ماه صفحه 28

۱۰ سال پس از واگذاری نهایی شرکت مخابرات ایران، وضعیت بزرگ‌ترین اپراتور خاورمیانه چگونه است

روزی روزگاری مخابرات

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها

دالان تنگ و تاریک تاریخ با حفره‌ها و چاله‌هایی که شاید برخی از آنها هیچ‌گاه نور حقیقت را بر خود احساس نکنند، در برابر ما قرار دارد. تاریخی ۱۰ ساله که در نگاه اول تجربه‌ای است یگانه؛ اما اگر اندکی از آن فاصله بگیریم، سرخط خبرها را بخوانیم و به نجواهای دیگران گوش دهیم، خواهیم دید داستانی است تکراری که در نقاط مختلف کشور بارها رخ داده؛ از اراک تا اهواز. باز هم اگر بیشتر به عقب برویم، تکرار این ماجراها را همین بالای سرمان در روسیه می‌بینیم. داستانی که نام «خصوصی‌سازی» بر آن گذاشته‌اند، در بدفرجامی، طعنه به غمنامه رستم و سهراب و در مکرر بودن به سریال‌های تلویزیونی پهلو می‌زند. تنها نام‌ها هستند که تغییر می‌کنند. هپکو، نیشکر هفت‌پته، آذرآب و… نام‌هایی هستند که از پی هم می‌آیند. آش آن‌قدر شور شده که اقتصاددانان راست‌گرا هم خواستار توقف «خصوصی‌سازی»* شده‌اند. این بار ما کتاب خصوصی‌سازی شرکت مخابرات ایران را ورق می‌زنیم. داستانی را روایت می‌کنیم که از سال ۸۵ آغاز شد، در ۸۷ شکل جدی‌تری به خود گرفت و در ۸۸ رسمی شد. داستانی که انگار در یک دور باطل قرار گرفته. با هر بار تغییر در سطح کلان مدیریتی مخابرات، امیدها برای رسیدن به ساحل آرامش زنده می‌شود؛ اما پس از مدتی باز هم اختلاف‌ها سر برمی‌آورند و دوباره تغییر جدید از راه می‌رسد.

۱۹ مرداد ۱۳۸۷ روزی بود که پنج درصد سهام شرکت مخابرات ایران برای کشف قیمت در بورس اوراق بهادار عرضه شد. جالب اینکه پنج درصد مخابرات، ۳۰ درصد بورس آن زمان را تشکیل می‌داد. ولوله‌ای که آن روز مخابرات در ساختمان خیابان حافظ به پا کرد هرگز برای این شرکت تکرار نشد. از مردمی که حتی نمی‌دانستند چطور باید سهام یک شرکت بورسی را بخرند تا حرفه‌ای‌های بورس همه به دنبال سهام شرکتی بودند که می‌شناختندش. کمی دورتر از آن روز، یک خط تلفن ثابت در محدوده بازار تهران، از قیمت پیکان، گران‌تر بود. حتی اگر کسی چنین موضوعی را به یاد نداشت، قیمت سیم‌کارت تلفن همراه را هنوز همه به خاطر دارند و چه کسی بود که نمی‌خواست سهامدار شرکتی شود که سرویس‌هایش تا این اندازه گران و حائز اهمیت در زندگی روزمره است.
پیش از واگذاری این پنج درصد، مخابرات ایران حدود یک سال و نیم راه آمده بود تا از بدنه دولت جدا شود و در این مدت هم سهامی عام شده بود و هم صاحب پروانه. تا قبل از آن، این شرکت دولتی پروانه فعالیت نداشت. هرچند پروانه‌ای که برای شرکت مخابرات ایران نوشتند بعدها محل مناقشات فراوان شد اما در آن زمان مخالفان اندکی داشت که همان‌ها هم صدایشان به جایی نرسید.
از ۱۹ مرداد ۸۷ تا حدود یک سال و چهار ماه بعد، پنج درصد دیگر از سهام مخابرات ایران به کارکنان این شرکت واگذار شد و ۲۰ درصد نیز در اختیار کارگزاری سهام عدالت قرار گرفت. آن روزها مخابرات ایران به شدت درگیر رفع ابهامات بورس بود و در همان حال، مدیران ارشد آن با خریداران احتمالی مذاکره می‌کردند. در همان روزها، مدیرانی از وزارت ارتباطات و شرکت مخابرات که با این واگذاری مخالف بودند، همه تلاش‌هایشان را برای توقف این مسیر انجام دادند. ماحصل کوشش‌های آنها نامه‌ای بود که دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت- سعید جلیلی- به مقامات ارشد نظام نوشت؛ اما این نامه نیز راهی از پیش نبرد و تنها تاکید شد که با در نظر گرفتن نگرانی‌های امنیتی، کار واگذاری انجام شود. بدین ترتیب بود که همه چیز برای ماه میانی پاییز ۸۸ آماده شد.

تصویر چک خرید سهام بلوکی شرکت مخابرات ایران

آبان سرنوشت

هشتم آبان ۱۳۸۸ روزی بود که سهام بلوکی شرکت مخابرات ایران به فروش رفت. پیش از آن یک خریدار- تعاونی پیشگامان کویر یزد- به دلیل ملاحظات امنیتی از مزایده کنار گذاشته شده بود. موضوعی که حتی برنده مزایده نیز از آن خبر نداشت و گمان می‌کرد در روز موعود باید با دو خریدار دیگر رقابت کند. در رقابت میان دو خریدار کاملاً خودی، کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین به پیروزی رسید و ۹ روز بعد زمانی که چک معامله را امضا کرد، همه چیز نهایی شد و سرانجام ۲۴ آبان ۸۸ با معرفی هیات مدیره جدید شرکت مخابرات ایران، داستان وارد فصل جدیدی شد.

تونل بی‌پایان

کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین- که بعدها تبدیل به شرکت شد- ۵۰ درصد به اضافه یک سهم شرکت مخابرات ایران را خرید و بدین ترتیب سه عضو هیات مدیره را معرفی کرد. وفا غفاریان که در زمان دولتی بودن مخابرات رئیس هیات مدیره بود، همچنان در سمت خود باقی ماند؛ اما سیدمصطفی سیدهاشمی و مسعود مهردادی اعضای جدیدی بودند که وارد ترکیب هیات مدیره شدند. از آن سو، دولت که ۴۰ درصد سهام (۲۰ درصد سهام دولت و ۲۰ درصد به نمایندگی از سهام عدالت) را در اختیار داشت، وحید صدوقی و ناصر پوسف‌پور را معرفی کرد. در اولین جلسه هیات مدیره جدید، صابر فیضی که از سال ۸۴ مدیرعامل مخابرات بود در سمت خود ابقا شد و بدین ترتیب مخابرات راه جدیدی را آغاز کرد.
در بالادست مخابرات، توسعه اعتماد مبین نشسته بود که مدیرعاملی آن را مجید سلیمانی‌پور بر عهده داشت؛ اما او پیش از آنکه معامله خرید مخابرات نهایی شود از دنیا رفت و مظفر پوررنجبر به جایش نشست. پوررنجبر، که به همراه محمدرضا مدرس خیابانی در روز خرید مخابراتْ اعداد پیشنهادی را از سمت توسعه اعتماد مبین اعلام می‌کردند، از همان ابتدا، کار تدوین استراتژی جدید برای شرکت مخابرات ایران را به کمک مشاوران خارجی آغاز کرد. کاری که چند سالی به طول انجامید و حاصل آن چند مجلد کتاب شد که قرار بود سرلوحه کار مخابرات در آینده باشد. اتفاقی که هرگز رخ نداد و در طول سال‌های بعد، تنها بخش‌هایی از آن به صورت نیمه‌کاره اجرا شد. این دوره را می‌توان دوران گذار شرکت مخابرات ایران دانست. دورانی که شرکت و تمامی کارکنان و مدیرانش در حال عبور از فضای دولتی بودند. عبوری که تصور می‌شد به سادگی رخ دهد؛ اما هیچ‌گاه به پایان نرسید.

مراسم تودیع و معارفه هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت مخابرات ایران – ۱۵ اردیبهشت ۹۵

مداخله سیاست‌گذار

سال ۹۱ را می‌توان نقطه عطفی در سرنوشت مخابرات پس از واگذاری سهام دانست. در اردیبهشت آن سال، مظفر پوررنجبر مدیرعامل شرکت مخابرات ایران شد و صابر فیضی به جای او در توسعه اعتماد مبین نشست. در بهمن همان سال وفا غفاریان بر اثر بیماری از دنیا رفت و سیدمصطفی سیدهاشمی رئیس هیات مدیره شد. به جای غفاریان، علی بقایی به جمع هیات‌مدیره پیوست و از سوی دولت نیز علی‌اصغر عمیدیان و محمد روح‌اللهی معرفی شدند. ترکیب جدید هیات مدیره از دو وجه قابل توجه بود؛ نخست آنکه بسیار ناهمگون بود و نمایندگان دولت با نمایندگان سهامدار عمده تفاهم کمتری داشتند و دوم، دخالت مستقیم سهامدار در مخابرات. تا پیش از آن، سهامدار عمده در جایگاه سیاست‌گذار نشسته بود، اما از سال ۹۱ تصمیم بر این شد که هم سیاست‌گذار باشد و هم مجری. عضویت همزمان برخی از افراد در هیات مدیره توسعه اعتماد مبین و شرکت مخابرات ایران، عملاً کار نظارت بر عملکرد شرکت مخابرات را مختل کرد و شاید به همین دلیل بود که صابر فیضی دو سال بعد، از توسعه اعتماد مبین جدا شد. اما اتفاقات بدتری نیز برای مخابرات
در پیش بود.

جنجال‌های هرروزه

پس از اتفاقات سال ۸۸ شاید کمتر کسی گمان می‌کرد جناح اصلاح‌طلب بتواند تا سال‌ها کمر راست کند؛ اما سال ۹۲ حسن روحانی با حمایت تمام‌قد اصلاح‌طلبان به پاستور رفت و ‌چنین بود که جناح مخالف سهامدار اصلی شرکت مخابرات ایران قدرت گرفت.
دولت یازدهم هیچ‌گاه در رسانه‌های عمومی نگفت که شرکت مخابرات ایران باید به دولت بازگردد؛ اما از همان ابتدای کار، علم مخالفت با مخابرات را برافراشت.

اولین مجمع عمومی پس‌از خصوصی‌سازی – ۹ آذر ۸۸

محمود واعظی در همان روز که به عنوان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات معرفی شد جلوی اجرای مصوبه ۱۶۰ کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات را گرفت و این نقطه آغاز اختلاف‌ها بود. او دو تن از منتقدان روش خصوصی‌سازی مخابرات را به عنوان معاون خود برگزید و یکی از آنها به عنوان نماینده سهام دولت به هیات مدیره شرکت مخابرات ایران رفت. در همان روزها که شرکت مخابرات ایران در حال واگذاری بود، منتقدان نکات متعددی را مطرح می‌کردند که البته به آنها توجهی نشد. با روی کار آمدن دولت یازدهم، این انتقادها دوباره به سطح اول رسانه‌ها بازگشت. موضوع حل‌نشده ودایع مشترکان، تعریف شبکه مادر مخابراتی، قیمت‌گذاری مخابرات، بندهای مندرج در پروانه مخابرات و نحوه پرداخت اقساط معامله از جمله این اشکال‌ها بودند که هیچ‌گاه رفع نشدند و دولت دهم ترجیح داد آنها را نادیده بگیرد. در همین حال، محمود واعظی وزیر ارتباطات دولت یازدهم تاکید داشت که نمی‌تواند بپذیرد در حالی که دولت ۴۰ درصد سهام شرکت مخابرات را در اختیار دارد، رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل این شرکت را توسعه اعتماد مبین، منصوب کند؛ اما در مقابل، سهامدار عمده معتقد بود چنین کاری بر اساس قانون تجارت، کاملاً طبیعی است. این اختلاف نظر که باید در سطح سهامداری حل و فصل می‌شد به سطح اجرایی (شرکت مخابرات ایران) کشیده شد و دولت برای به کرسی نشاندن نظر خود، مقابل افزایش تعرفه‌ها ایستاد. تعرفه‌هایی که از سال ۸۲ ثابت مانده بودند. سخنان آتشین سید هاشمی رئیس هیات‌مدیره و پور‌رنجبر مدیرعامل شرکت مخابرات ایران از یک ‌سو و وزیر ارتباطات از سوی دیگر، هر هفته در رسانه‌ها منتشر می‌شد و حتی اجرای طرح هم‌کدی نیز نتوانست این جو نامطلوب را اندکی بهبود بخشد. تا اینکه در شهریور ۹۳، با تغییر مدیرعامل شرکت مخابرات، فضا رو به آرامش رفت.

آگهی فروش سهام توسعه اعتماد مبین – ۳۰ خرداد ۹۴

آرامش ناپایدار

رفتن مظفر پوررنجبر و انتصاب کاظم ابراهیمی صدرآبادی به عنوان مدیرعامل مخابرات، آب سردی بود بر آتش اختلاف‌ها. ابراهیمی صدرآبادی که از نیروهای قدیمی شرکت مخابرات بود و سال‌ها صندلی قائم‌مقام مدیرعامل را در اختیار داشت، هیچ‌گاه مخالفتش را با روند خصوصی‌سازی مخابرات پنهان نکرده است. او در زمان مدیرعاملی پوررنجبر، مسئول مذاکره با وزیر و رگولاتوری برای افزایش تعرفه‌ها بود و به نظر می‌رسید درک متقابلی با وزارتخانه دارد.
شهریور ۹۳، همزمان با آغاز به کار ابراهیمی، دوران انحصار اپراتور سوم رو به پایان بود و اپراتورهای اول دوم خود را برای ورود به دنیای ۳G و ۴G آماده می‌کردند. در مراسمی که چهارم شهریور ۹۳ برگزار شد دو اپراتور پروانه آزمایشی نسل‌های ۳ و ۴ را دریافت کردند تا از ابتدای مهرماه همان سال، فعالیت خود در این زمینه را آغاز کنند. اما در حالی که اپراتور دوم توانست به سرعت پروانه دائمی را دریافت کند، دائمی شدن این پروانه برای اپراتور اول، منوط به اصلاح پروانه شرکت مخابرات ایران شد. موضوعی که هرچند به مذاق مالکان مخابرات و همراه اول خوش نیامد، اما در نهایت به آن گردن نهادند و این پروانه در اسفند همان سال اصلاح شد و بلافاصله همراه اول پروانه دائمی نسل‌های ۳ و ۴ را دریافت کرد.

باد بر بادبان ابراهیمی می‌وزید و او در تعامل با وزارتخانه هر روز به پیش می‌رفت. طرح همکدی در دوران به او پایان رسید و به گفته خودش، معضل تعرفه‌ها می‌رفت به سرانجامی خوش برسد که ناگهان در بهار ۹۴، چند روز پیش از برگزاری مجمع عمومی سهامداران مخابرات، به صورت ناگهانی برکنار شد. ماجرا شاید به موضوع دانشکده مخابرات و تملک ساختمان آن بازمی‌گشت. موضوعی که از چند ماه قبل در دستور کار مذاکره دو طرف بوده اما در نهایت هیات مدیره مخابرات نپذیرفت آن را به دولت واگذار کند و وزارت ارتباطات نیز آن ساختمان را تصرف کرد. هیات مدیره مخابرات که نسبت به این دانشکده حساسیت خاصی پیدا کرده بود، از مدیرعامل خود انتظار داشت مقابل چنین کاری بایستد؛ اما ابراهیمی چنین عقیده‌ای نداشت. از سوی دیگر به نظر می‌رسد اختلاف‌های اجرایی میان مدیرعامل و هیات مدیره وجود دارد که شاید بتوان آن را ناشی از نوع نگاه ابراهیمی صدرآبادی به پروسه واگذاری سهام مخابرات و خریداران آن دانست. از سوی دیگر، طولانی شدن روند تغییر تعرفه‌ها نیز می‌توانست در این تصمیم موثر باشد.
برکناری ابراهیمی طبیعتاً با مخالفت نمایندگان سهام دولت روبه‌رو شد و آنها نه‌تنها حکم سرپرست جدید را امضا نکردند که در جلسه مجمع عمومی در اردیبهشت ۹۴ نیز شرکت نکردند و از آن پس، هیات مدیره مخابرات با سه عضو تشکیل می‌شد. هیات مدیره‌ای که اسدالله دهناد را به عنوان سرپرست معرفی کرد. دهناد که پیش از آن مدیرعامل شرکت مخابرات استان قم بود بیشتر از هر فرد دیگری درخواست‌های هیات مدیره مخابرات را اجرایی می‌کرد؛ اما چنین انتصابی رابطه دولت و مخابرات را تیره‌تر از هر زمان دیگری کرد و نشان داد دو طرف، دیگر امیدی برای رسیدن به یک توافق ندارند. در همین دوران بود که توسعه اعتماد مبین آگهی فروش خود را منتشر کرد تا نشان دهد دیگر علاقه‌ای به حضور در این بازار ندارد؛ هرچند این آگهی در بازار ICT ایران بیشتر یک تعارف و بخشی از دعوا تلقی شد. کشتی مخابرات دوباره به تلاطم افتاده بود و این بار ناخدا هم نشان داد علاقه‌ای به محافظت از آن ندارد.

تفاهم بهاری

از همان روزها که آتش اختلاف‌ها بالا گرفت مشخص بود این وضعیت نمی‌تواند برای مدت طولانی‌ای ادامه یابد. در تابستان ۹۴ خبر رسید که هیاتی متشکل از محمد مخبر از ستاد اجرایی فرمان امام، احمد وحید از بنیاد تعاون سپاه، محمود واعظی وزیر ارتباطات و محمد فروزنده به عنوان حکم، سرگرم رفع اختلافات دو طرف و رسیدن به یک نقطه تعادل است. این خبر که اعضای هیات مدیره شرکت مخابرات ایران هیچ‌گاه حاضر به تایید آن نشدند، سرانجام در اردیبهشت ۹۵ به صورت رسمی اعلام شد.
هیات مدیره و مدیرعامل که در سال ۹۵ معرفی شدند، حاصل میثاق‌نامه‌ای بودند که میان طرفین امضا شد. رسول سرائیان که روزگاری در همراه اول مدیرعامل بود، اکنون سکان هدایت شرکت مخابرات را بر عهده داشت و برات قنبری که یکی از منتقدان جدی نحوه واگذاری شرکت مخابرات به شمار می‌رفت، رئیس هیات مدیره شده بود. از آن سو، مظفر پوررنجبر دوباره به هیات مدیره مخابرات بازگشته بود و می‌توانست در کسوت قائم‌مقام هیات مدیره برنامه استراتژیک خود را اجرایی کند.
گروه مدیریتی جدید با افزایش تعرفه‌ها کار خود را آغاز کرد و در ادامه، شرکت‌های استانی را در شرکت مادر ادغام کرد تا نشان دهد از حمایت حداکثری برخوردار است. آنها در بهار ۹۶ از تانوما (فیبر نوری شرکت مخابرات) رونمایی کردند تا عزم خود در زمینه توسعه را نشان دهند. موضوعی که سال‌ها مهم‌ترین نقطه اتکای مخالفان مالکان مخابرات بود.با این همه، این تیم مدیریتی نیز نتوانست برای مدت طولانی به کار خود ادامه دهد و پس از روی کار آمدن دولت دوازدهم و تغییر وزیر ارتباطات، هیات مدیره و مدیرعامل باز تغییر کردند.

توفان در ساحل آرامش

همراه اول که در تمام سال‌های پس از خصوصی‌سازی توانسته بود خود را از موج اختلاف‌ها و تغییرات به دور نگه دارد، در دی‌ماه ۹۶ ناگهان با تغییر مدیرعامل روبه‌رو شد. وحید صدوقی پس از حدود ۱۲ سال از این اپراتور رفت و به جای او حمید فرهنگ مدیرعامل شرکت ارتباطات سیار ایران شد. فرهنگ که زمانی مدیرعامل رایتل بوده می‌توانست به همراه مجید صدری، تیم رایتلی‌ها را در اپراتور اول تکمیل کند. در حالی که در ماه‌های نخست به نظر نمی‌رسید آذری جهرمی از تغییر مدیرعامل همراه اول خرسند باشد؛ در ادامه بارها خبر از عزم سهامداران عمده برای تغییر مدیرعامل همراه اول به میان آمد. در این میان، نام‌های مختلفی مطرح شده اما هنوز اتفاقی رخ نداده است. از سوی دیگر خبر تغییرات در هیات مدیره این شرکت نیز مدام تکرار می‌شود که به نظر می‌رسد در صورت وقوع، پیش‌درآمدی بر تغییر مدیرعامل خواهند بود. باید دید با تغییر ترکیب مدیریتی در همراه اول، وضعیت شرکت مخابرات ایران چگونهخواهد شد. آیا کشتی مخابرات که در تمام ۱۰ سال پس از واگذاری سهام عمده، هر بار پس از یک دوره آرامش، درگیر توفان‌های تغییر مدیریتی بوده، باز هم راه رفته را طی می‌کند یا این بار، دولت و سهامداران تصمیم می‌گیرند مشکلات خود را در سطحی بالاتر از شرکت مخابرات ایران حل و فصل کنند و اجازه دهند ارتباطات ثابت و سیار کشور، روزهای آرام خود را دنبال کند

 باز هم تغییر

نشستن مجید صدری که رفاقتی دیرینه با محمدجواد آذری جهرمی دارد بر صندلی مدیرعامل شرکت مخابرات ایران، موضوع چندان عجیبی نیست و در همین حال، رفتن برات قنبری از هیات مدیره و آمدن مهدی صفری نیز می‌تواند نشان از توافقی میان وزارتخانه و توسعه اعتماد مبین باشد. اما این توافق لرزان تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد؟ در آستانه دهمین سال واگذاری سهام شرکت مخابرات ایران به بخش غیردولتی، زمزمه‌هایی از وقوع تغییرات در هیات مدیره و مدیرعاملی شرکت مخابرات ایران به گوش می‌رسد. هرچند مدیران مخابرات چنین اخباری را تایید نمی‌کنند اما سخنان روزهای اخیر وزیر ارتباطات نشان می‌دهد در ورای ویترین آرام مخابرات هیاهویی برپاست.
موضوع دامنه‌دار و پرحاشیه خدمات ارزش افزوده تلفن همراه که از سال پیش مطرح بوده در هفته‌های اخیر دوباره داغ شده است و این بار، زمانی که هجمه آن ‌سوی میدان نبرد علیه وزیر ارتباطات زیاد شد، جهرمی دوباره به موضوع ودایع تلفن همراه اشاره کرد. سال گذشته نیز زمانی که زمزمه‌هایی از مدیرعامل مهرداد بذرپاش در همراه اول شنیده می‌شد او به این موضوع اشاره کرد.

پی‌نوشت
* سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۴۷۱۶- یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸ با تیتر «خصوصی‌سازی را متوقف کنید» نوشته موسی غنی‌نژاد.

نظر بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میگذارد

اعلان برای
avatar
wpDiscuz