نسخه فیزیکی

  • شهر کتاب مرکزی تهران – خیابان دکتر شریعتی – بالاتر از خیابان استاد مطهری – نبش کوچه کلاته – فروشگاه مرکزی شهر کتاب
  • شهر کتاب کاشانک نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه راه آجودانیه
  • نشر ثالث خیابان کریم‌خان زند، بین خیابان ایرانشهر و ماهشهر، پلاک ۱۵۰
  • شهر کتاب سعادت آباد انتهای خیابان ایران‌زمین، جنب فرهنگسرای ابن‌سینا، شهر کتاب ابن‌سینا
شماره 73 ورودی ورودی صفحه 16

گمشده در غبار

شرکت مخابرات ایران تجسم مفاهیمی بسیار متناقض است. از دیدی این مجموعه تاریخی نه فرزندخوانده یا رعیت وزارت ارتباطات، در حقیقت نیای ازاسب‌افتاده وزارت پست و تلگراف و تلفن است. بدون مخابرات و عرصه بزرگ خدماتش چه بسا وزارتخانه مستقلی هم برای ارتباطات وجود نداشت و حالا مانند بسیاری از کشورها ارتباطات در حوزه عمومی‌تری مانند زیرساخت هضم می‌شد و شاید یکی دو نهاد خصوصی و رگولاتوری کار این وزارتخانه را انجام می‌دادند، اما از دید عمومی وزارت ارتباطات حال دست‌کم یکی از رؤسای مخابرات است. یا از دید کنونی به مجموعه مخابرات این باور عمومی وجود دارد که در مورد مجموعه‌ای سنگین و زیان‌ده حرف می‌زنیم ولی همین مجموعه در عین حال رکورددار گران‌ترین واگذاری به بخش ظاهراً خصوصی و زیرساخت تقریباً تمامی ارتباطات حیاتی کشور جز بخش ناچیزی از ارتباطات ماهواره‌ای است. مجموعه‌ای که بزرگ‌ترین چالشش در حال حاضر معیشت هزاران کارمند و بازنشسته است در عین حال تنها شبکه فیزیکی کابلی کشور در سطح ملی تا حد روستایی را زیر نگین دارد. از زاویه‌ای دیگر مخابرات شرکتی خصوصی‌شده است با یک ماموریت تجاری و تخصصی اما به انتخاب‌ها در مورد مدیرانش که نگاه کنید طیف سیاسی آنها قابل تشخیص است و حتی اگر هم مدیری از بدنه

شماره 73 ورودی ورودی صفحه 16

همه ما از شفافیت می‌ترسیم

سال‌هاست که دولتمردان در مورد پیاده‌سازی دولت الکترونیکی و نقش آن در رشد و شکوفایی کشور صحبت می‌کنند و به تبع آن ما خبرنگاران نیز گفته‌های آنان را به روش‌های مختلف منعکس می‌کنیم اما آنچه تاکنون در مقابل ما به عنوان دولت الکترونیکی قرار گرفته- که این روزها به سمت دیجیتالی شدن و در نهایت هوشمند شدنش در حرکت هستیم- بیشتر شبیه شیر بی‌یال و دمی است که هرچند دولتمردان بر کشیدن کامل آن اصرار دارند اما توان تحمل درد آن را ندارند؛ دردی که از شفافیت ناشی می‌شود. هرچه می‌گذرد بیشتر به این نتیجه می‌رسم چیزی که مانع شکل‌گیری کامل دولت الکترونیکی در کشور شده، ترس از شفافیت است. هرچند بسیاری از صاحب‌منصبان کمبود بودجه و نبود اعتبارات لازم را دلیل به نتیجه نرسیدن و تکمیل نشدن نقشه کامل دولت الکترونیکی در کشور می‌دانند، که قطعاً این عامل هم موثر است، اما آنچه دلیل تمامی این کاستی‌هاست ترس از شفافیت است. ترس از شفافیت در جای‌جای کشور جا گرفته است. همه نگران جوابگویی هستیم و هیچ‌کس حاضر به قبول مسئولیت از جانب خود یا پذیرش مسئولیت وظیفه‌ای که انجام داده نیست. از همین روست که بسیاری از اسناد صادرشده در کشور مهر محرمانه می‌خورند و از دسترس خارج می‌شوند.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 73 ورودی ورودی صفحه 17

ساز مخالف

برای انسان‌ها: ۱۳ اسفند ۱۳۸۷- مجمع عمومی شرکت مخابرات ایران. هنوز صدای اعتراض سهامداران خرد در گوشم می‌پیچید وقتی نسبت به عملکرد دولت در خصوص‌سازی مخابرات اعتراض داشتند و هر بار که می‌پرسیدند فلان‌جا چرا این‌طور شد و بهمان‌جا چرا آن کار را کردید، این حمید پورمحمدی بود که تاکید می‌کرد «من» این‌طور تشخیص دادم. «من» این کار را می‌کنم. «من» آن کار را نمی‌کنم… معاون آن روزهای وزارت اقتصاد و دارایی که ریاست مجمع را بر عهده داشت، امروز معاون سازمان برنامه و بودجه است؛ اما دیگر صدایی از او درباره مخابرات- یا دیگر شرکت‌ها و کارخانه‌های دولتی واگذارشده در آن دوره- شنیده نمی‌شود. او دیگر سینه‌اش را جلو نمی‌دهد و «من» نمی‌گوید و البته طبیعی است که نتواند در برابر کارگران هفت‌تپه، هپکو، آذراب، کشت و صنعت مغان، فولاد اهواز و غیره سینه سپر کند. نه او و نه دیگر مدیران ارشد آن دوران به مجمع عمومی شرکت مخابرات ایران نمی‌رود تا صدای اعتراض بازنشستگان این شرکت را بشنوند. همه چیز تمام شده است. کارخانه‌ها و شرکت‌ها واگذار شده‌اند، دولت پولش را گرفته و خرج کرده و این میان ده‌ها هزار کارگر و کارمند هستند که باید به دنبال حق‌شان بدوند. برای دولت: در این سال‌ها که توفان

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 73 ورودی ورودی صفحه 17

در ناامیدی بسی امید نیست!

وقتی با سوال من در مورد «نتیجه جلسات کمیته با استارت‌آپ‌ها » مواجه شد، کمی مکث کرد و با بی‌حالی گفت: «ما وظیفه خود را انجام دادیم. دیگر کاری از ما ساخته نیست.» بعد هم پشتش را به من کرد و رفت. چهار سال پیش در چنین روزهایی در همین راهروهای مجلس وقتی در مورد جلسات متعدد کمیته با استارت‌آپ‌ها و لایحه «رفع موانع استارت‌آپ‌ها» پرسیدم، همین نماینده، با شور بیشتری در مورد اقدامات‌شان توضیح داد و من خرسند بودم از این همه خبر دست‌اول و تحولی که قرار است در این اکوسیستم رخ دهد. من و نمایندگان مجلس دهم در این سال‌ها شباهت‌هایی به هم پیدا کرده‌ایم. هر دو فعالیت خود را در مجلس از خرداد ۹۵ آغاز کردیم. هر دو هیجان‌زده بودیم و هر دو فکر می‌کردیم می‌توانیم اتفاق بزرگی در حوزه فناوری اطلاعات رقم بزنیم. مجلسیان تازه‌نفس در ابتدا کمیته‌ها و فراکسیون‌های متعدد در حوزه فناوری اطلاعات تشکیل دادند. هرچند وقت یک ‌بار یکی از این کمیته‌ها و فراکسیون‌ها از استارت‌آپ‌ها بازدید می‌کردند و قول می‌دادند که با قانون‌گذاری موانع را رفع ‌کنند. گاه‌ و بی‌گاه نیز طرح و لایحه‌ای در مورد کسب‌و‌کارهای نوپا و ساماندهی فضای مجازی و حمایت از اپراتورهای بومی به صحن علنی ارسال

شماره 72 ورودی ورودی صفحه 16

موسم صلح

نبرد میان تاکسی‌های اینترنتی و بازیگران سنتی بازار حمل و نقل شهری به مرزی سرنوشت‌ساز رسیده است و در کمال تعجب برای اولین بار طی این چند سال کفه کمی به سمت صلح نزدیک‌تر شده. از یک طرف تاکسی‌های اینترنتی خودشان را به عنوان یک بازیگر حذف‌نشدنی از این بازار تثبیت کرده‌اند و نه تنها تعداد کاربران بلکه تعداد بازیگران این حوزه به خصوص در سایر شهرهای بزرگ کشور از مرز بودن یا نبودن گذشته. از سوی دیگر وزیر جوان ارتباطات نفوذ بیشتری در کابینه یافته و نه خودش و نه تیمش علاقه‌ای به زمین خوردن یکی دو بازیگر استارت‌آپی دیگر ندارند و در نهایت ترکیب سرمایه‌گذاری و کابینه مدیریتی این شرکت‌ها آن‌قدر صاحب نفوذ شده که بتوانند با جرات و مهارت بیشتری در مقابل یکی از بزرگ‌ترین جریان‌های گردش خرد مالی کشور قد علم کنند. در سمت مقابل، شهرداری پشت سر تاکسی‌های سنتی و اتحادیه رو به افول آنها صف‌آرایی کرده و ورود وزارت کشور و نیروی انتظامی به این عرصه توانسته است تضمین کند که شاید طرف مقابل وزیر جوان را دارند و دست این طرف هم از برگ‌های برنده خالی نیست و حالا دیگر بحث بر سر درصد و دادن حق‌السهم بازیگران سنتی و نگه ‌داشتن فضای

شماره 72 ورودی ورودی صفحه 16

۱۵ سال سکوت؛ یک شب مخالفت

دژپسند به عنوان معاون برنامه‌ریزی و نظارت وزارت بازرگانی در میان انبوهی از خبرنگاران حاضر بود. قرار بود خبر مهمی بدهد. خبر مربوط به نهایی شدن لایحه تجارت در هیات دولت اصلاحات و ارائه آن به مجلس بود. لایحه‌ای که در بیش از هزار ماده تنظیم و تدوین شده و قرار بود مدل تجارت کشور را تغییر دهد. دژپسند با لبخندی بر لب از همراهی تیمی می‌گفت در یک دوره زمانی نه‌چندان کوتاه با مطالعه قانون تجارت کشورهای مختلف و بررسی شرایط ایران و قانون تجارتی که سال‌ها از عمر آن می‌گذرد، اقدام به تدوین لایحه‌ای کرده‌اند که می‌تواند آینده تجاری کشور را متحول کند. او در آن جلسه از به رسمیت شناختن جلسات سهامداری به صورت آنلاین و ویدئوکنفرانس گفت و از شرکت‌های تک‌نفره. او حدود ۱۵ سال پیش به تغییر فناوری اشاره کرده بود و لزوم تغییر قوانین همگام با آن. اما از این اتفاق و انتشار خبرش چهار دولت گذشته است و عمر دولت پنجم نیز به نیمه خود رسیده است. وزرا و معاونان وزیر بسیاری تغییر کرده‌اند، ساختار وزارتخانه‌ها جابه‌جا شده. چهار دوره مجلس گذشته و این لایحه در هر دوره مجلس به عنوان لایحه‌ای باقیمانده از مجلس جزو لوایح معطل‌مانده منتظر مجلس بعدی می‌ماند. ۱۵

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 72 ورودی ورودی صفحه 17

سرنوشت محتوم

چند سال پیش یکی از مدیران قدیمی شرکت مخابرات ایران درباره نمایشگاه تلکام جمله‌ای به این مضمون گفته بود: «این نمایشگاه فقط برای فروشندگان غذا به غرفه‌داران سود دارد.» البته این موضوعی نبود که از دید شرکت‌کنندگان نمایشگاه دور باشد؛ اما آنها به دلایلی مجبور به حضور در تلکام و صرف هزینه‌های زیاد بودند. تلکام در دوره‌ای با الکامپ ادغام شد؛ اما در ادامه، با قدرت گرفتن اپراتور دوم تلفن همراه، رقبا برای جا نماندن از رقابت، در تلکام حضور می‌یافتند. در این میان، نمایشگاه سالن‌های دیگری هم داشت که تولیدکنندگان صنعت مخابرات در آنها حضور می‌یافتند. سالن‌هایی که حتی بعضاً وزیر افتتاح‌کننده نمایشگاه هم به بازدید آنها نمی‌رفت. تلکام در ادامه راه کم‌کم آنچنان از دید بازدیدکنندگان عمومی و تخصصی بی‌اهمیت شد که در مقطعی، وزیر ارتباطات ترجیح داد به‌ جای افتتاح نمایشگاه، به همراه رئیس‌جمهور به سازمان ملل برود. حالا خبرهایی به گوش می‌رسد که بزرگ‌ترین شرکت‌کنندگان نمایشگاه تلکام (اپراتورهای تلفن همراه) تمایلی به حضور در این رویداد ندارند و دولت نیز ترجیح می‌دهد دیگر غرفه‌داری نکند. سندیکای مخابرات نیز اعلام کرده است روش دولت را در پیش می‌گیرد و بدین ترتیب عجیب نیست که نمایشگاه تلکام ۹۸ اصلاً برگزار نشود (تا زمانی که شما این یادداشت را

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 71 ورودی ورودی صفحه 16

پیاده در خانه آخر

لازم نیست حتماً شطرنج‌باز قهاری باشید که بدانید وزیر قدرتمند‌ترین مهره بازی است. شاید روی کاغذ شاه، اسم دهان‌پُرکن‌تر و نقش سرنوشت‌ساز‌تری در تعیین باخت و برد داشته باشد، اما در واقع این قدرت مانور بالای وزیر است که به او اجازه می‌دهد عمودی و افقی و قطری حرکت کند و بتواند سرنوشت‌ بازی را به نفع شاه آسیب‌پذیر و دست‌وپابسته تغییر دهد. وزیر جوان ارتباطات ایران هم به خوبی از اهمیت قدرت مانور خودش آگاه است و هر از گاهی اگر سایر مهره‌ها، چه همرنگ و چه در رنگ مقابل، کوشیده‌اند میدان مانورش را محدود کنند، او از حمله ابایی نداشته. وزارتی که به او ارث رسیده در ذات خود میدان مانور بسیاری نداشت. دکمه فیلترینگ زیر دستش و در واقع سیمش زیر پای دیگران است. توسعه اساسی زیرساخت شبکه کشور بودجه فربه‌ای می‌خواهد که این دولت رکود‌زده و تحریم‌زده ندارد و در بافت عمیق حاکمیت جوان‌گرایی فراتر از یک ژست نیست. سایه سنگین سابقه امنیتی شانس محبوبیت اولیه را هم از او گرفته بود. این شد که وقتی دید فضای حرکت عمودی و افقی بسته است، این بار قطری حرکت کرد. می‌گویند مهره وزیر در شکل تاریخی خودش چندان مهره قدرتمندی نبوده و حتی قرار بوده بیشتر در

شماره 70 ورودی ورودی صفحه 16

ظهور و سقوط اینترنتی‌ها

اکوسیستم واژه نخ‌نمای این روزهای بازار استارت‌آپی کشور است. واژه‌ای فرنگی‌مآب، دستمالی‌شده و اجنبی که هر روز می‌کوشد از دهان ده‌ها مدیر و مربی و مدعی بیرون بیاید و هزاران بازیگر را بیهوده زیر یک چتر جمع ببندد. بازیگرانی که به ندرت واقعاً به همزیستی در کنار یکدیگر معتقدند و در ظاهر پشت یک دخل یا در یک میزگرد می‌نشینند و بعد در اولین فرصت تیغ برمی‌کشند، زیر میز بازی می‌زنند و غنایم را با یکدیگر تقسیم نمی‌کنند. قانون یا مردم را چه در دادگاه و چه در شبکه‌های اجتماعی به جان هم می‌اندازد و از یک سو ارزش‌های سنتی بازار را واژگون می‌کنند و از سوی دیگر مجال را از جوان‌ترها می‌گیرند. ترجمه‌های فارسی اعم از زیست‌بوم، بوم‌زیست یا غیره هم نتوانسته این مفهوم را بومی‌تر و درونی‌تر کند. معدود بازیکن‌هایی هم که منصفانه و تیمی بازی می‌کنند در بهترین حالت به رانت یا مافیا متهم می‌شوند و وقتی پاس می‌دهند از پشت تکل می‌خورند. پشت اغلب دست دادن‌ها پوزخندی است از حسد تجاری یا نفرت فردی ولی روزگار همیشه این‌طور نبود. یک دهه و اندی پیش، یک زنجیره غذایی بی‌رحم در بازار ارتباطات ایران شکل گرفت که در آن ابتدا شرکت‌های انتقال داده موسوم به PAPها بازیگران خردتر

شماره 69 ورودی ورودی صفحه 16

صد سال تنهایی

جمله ویرانگری از گابریل گارسیا مارکز برای هر روزنامه‌نگاری هست که می‌گوید: می‌توان از روزنامه‌نگاری به همه جا رسید، فقط باید بدانی که کی رهایش کنی. خود مارکز از روزنامه‌نگاری‌اش نه فقط به نوبل ادبیات و شهرت جهانی که به سبک حیرت‌آور رئالیسم جادویی‌اش رسید و ترکیب توصیف گزارش‌گونه و ذهن خلاق وی از او نویسنده‌ای ساخت که کمتر کسی در میان اسطوره‌های ادبیات معاصر جهان حتی به نزدیکی‌اش می‌رسد. این جمله را اگر در کتاب یادداشت‌های پنج‌ساله‌اش خوانده باشید، همچون داغی بر پیشانی شما می‌ماند و می‌سوزد تا روزی که بالاخره آن را در آینه ببینید. اما اگر موسم آن نرسیده باشد که حرفه محبوب‌تان را رها کنید، در کنار همه خستگی و سرخوردگی و روزمرگی‌ها چند لذت است که برای شما باقی خواهد ماند. از من می‌پرسید، گس‌ترین این یادگارها طعم تلخ و شیرین شناختن آدم‌هاست. در این حرفه اگر دوام بیاورید، آن‌قدر آدم و اسم و محصول و شرکت تکراری می‌بیند که بالاخره حافظه‌تان در هم می‌شکند و از میان ده‌ها مصاحبه و جلسه خبری و گزارش و سفر شروع می‌کند دسته‌بندی‌های خودش را خلق کند. مدیران به ظاهر نوگرا، روسای خودشیفته، جنگجوهای قلابی، شرخرهای مجازی، فرصت‌طلب‌های بازاری، کت‌وشلواری‌های متظاهر و جین‌پوش‌های مرتجع و ده‌ها دسته‌بندی دیگر

شماره 69 ورودی ورودی صفحه 16

شاید شد

دوستی دارم که چند سالی است برای تحصیل به اروپا رفته و سالی یک‌ بار برای دیدار با خانواده و آشنایان به ایران می‌آید. چند روز پیش تماسی با واتس‌اپ گرفته بود و می‌خواست درباره مشکلی که برای سیم‌کارت تلفن همراهش پیش آمده بود، سوال کند. با هم حرف زدیم و تا جایی که می‌توانستم راهنمایی‌اش کردم. گفت‌و‌گویمان که تمام شد به همه ممنوعیت‌هایی که تاکنون برای ابزارها و راه‌های ارتباطی وضع کرده‌اند و سرنوشت هر کدام، فکر کردم. در میانه دهه ۸۰ ، زمانی که اپراتور دوم می‌خواست سرویس MMS ارائه کند، فریاد برآمد که اگر کسی عکس نامناسب بفرستد، چه؟ همه چیز تعطیل شد تا زمانی که پیوست فرهنگی برای این سرویس نوشتند؛ اما زمانی که متن‌شان نهایی شد دیگر این سرویس جذابیتی برای کاربران نداشت، زیرا راه‌های بسیار ساده‌تری برای ارسال عکس- یا یک پیام نوشتاری بلند- عرضه شده بود. اوایل دهه ۹۰ وقتی اپراتور سوم می‌خواست امکان برقراری تماس تصویری را فراهم کند، باز هم عده‌ای به فریاد برآمدند که امکان فساد وجود دارد. پس جلوی این سرویس هم گرفته شد تا پیوست فرهنگی‌اش نوشته شود. این نوشته اما هیچ‌وقت نهایی نشد، زیرا در زمان کوتاهی، فناوری این امکان را فراهم کرد که با هزینه کمتر

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 69 ورودی ورودی صفحه 17

سودای هوشمندی یک شهر

آسمانش آبی نیست، دودی است و آسمانخراش‌هایش از هر جای شهر که نگاه کنی پیداست. آدم‌های در عجله، بی‌سلام و احوالپرسی به تندی از کنار هم می‌گذرند و چهره هر کدام داستانی یگانه از زندگی پرهیاهوی شهری است؛ اینجا تهران است، پایتخت ایران، سومین کلانشهر خاورمیانه که چندین سال است سودای هوشمندی به سر دارد. سرعت و میل سیری‌ناپذیر شهروندان به سرعت از ویژگی‌های زندگی در کلانشهرهاست و پاسخ به این نیاز همان چیزی است که موتور محرکه مدیران برای ساختن یک شهر هوشمند می‌شود. مدیرانی که می‌خواهند سازمان‌ها را از چرخه بوروکراسی مکانیکی که سال‌ها در آن پیش رفته‌اند خارج و آنها را الکترونیکی کنند. اتفاقی که از یک دهه پیش قرار است بیفتد و همچنان به سرانجام نرسیده. هوشمندسازی تهران به اولین چیزی که نیاز دارد یک پلتفرم جامع است که شهروندان این کلانشهر با استفاده از آن بتوانند به هر آنچه می‌خواهند برسند. چیزی که تصویری از آن در برنامه‌های مدیران شهری دیده می‌شود اما نمود عینی برای شهروندان ندارد. شهروندی که می‌خواهد الکترونیکی باشد- و نه مکانیکی- این روزها با مصائب بسیاری مواجه است. او باید کارت بلیت مترو و اتوبوسش را از یک طریق شارژ کند و برای استعلام خلافی و پایان کار ساختمانش، به

شماره 68 ورودی ورودی صفحه 16

امنیت در سال‌های وبا*

امنیت کلمه گمشده این روزهای همه ماست. جالب است که چطور طنین یک کلمه می‌تواند در گذر تنها چند ماه تغییر کند. شاید اگر در همین سال تازه درگذشته کسی از یک تصمیم «امنیتی» حرف می‌زد، بیشتر اشاره‌ای کم و بیش خوفناک به سازوکارهای اطلاعاتی بود که چنان در هاله‌ای از سکوت و رمز تنیده شده‌اند که بیشتر ترسناک هستند تا آرامش‌بخش، ولی حالا دیگر «امنیت» آن بار معنایی سابق را ندارد. حالا همه به دنبال امنیت هستند و تلاش برای رسیدن به موقعیتی که امن باشد یک مطالبه اجتماعی است؛ عطش برای امنیت اقتصادی، شغلی، فکری و حتی خبری دیگر دارد از ناخودگاه اجتماع به ویترین عمومی می‌رسد. چنان بار تنش‌های عمومی بر روان مردم افزون شده که حتی نسل جوان، که باید در این بازه از عمر خود در پی هیجان، نوگرایی و بازنگری باشد، شب‌ها رویای امنیت فکری و مالی نه‌چندان دور را می‌بیند. برای این نسل که خاطره روشنی از جنگ، تحریم‌های پیشین و جهان پیش از ترامپیسم ندارد، رسیدن یک ناو هواپیمابر به مرزهای جنوبی کشور و همسایگانی آتش‌افکن که حفره‌های نفت‌کش‌هایشان را برای جهانیان نمایش می‌دهند تصوری به خودی خود غریبه و اضطراب‌آور است، حالا فکر کنید در این میانه بخوانید که اطلاعات شخصی‌

شماره 68 ورودی ورودی صفحه 16

سادگی زیباست

احراز هویت کاربران در بخش دولتی و خصوصی تبدیل به یکی از چالش‌های اصلی دنیای جدید شده‌ است. دنیایی که دیگر سرویس‌های مختلف فقط محدود به دنیای واقعی نیست و چه بسا دنیایی که روزی به آن دنیای مجازی یا جهان دوم می‌گفتیم این روزها تبدیل به جهان اول شده است. دیگر برای گروه‌های سنی‌ای که به تدریج وارد بازار کار می‌شوند و به نیروهای فعال جامعه تبدیل می‌شوند، فضای مجازی دنیای دوم‌ قلمداد نمی‌شود بلکه دنیای واقعی آنهاست. در آن زندگی می‌کنند، با دیگران دوست می‌شوند، معاشرت می‌کنند و خریدهای خود را انجام می‌دهند، درس می‌خوانند و خواهان دسترسی به تمامی سرویس‌های مورد نیاز خود از آن طریق هستند. هستند افرادی که با جست‌وجویی ساده سرویسی را در فضای مجازی نمی‌یابند و از نیافتن آن سرویس متعجب می‌شوند و می‌گویند یعنی برای انجام کاری چنین ساده باید حضوری به فلان سازمان مراجعه کنم. دیگر برای این افراد استفاده از اینترنت کار پیچیده‌ای نیست، مانند همان غذا خوردن‌شان رویه‌ای معمولی به ‌شمار می‌آید. حال تصمیم‌گیران باید برای چنین گروهی برنامه‌ریزی کنند؛ کسانی که در این فضا متولد شده‌اند و در این فضا رشد کرده‌اند و شاید هیچ تصوری از محدودیت‌هایشان در این فضا ندارند و فقط می‌خواهند به سرویس‌های مورد

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 68 ورودی ورودی صفحه 17

نمک انحصار

وقتی وارد تاکسی شدیم اولین چیزی که خودنمایی می‌کرد QR کدهای شرکت‌های پرداخت آنلاین کرایه تاکسی بود. چهار اپلیکیشن در دسترس بودند و البته همه مسافران کرایه‌شان را نقدی پرداخت کردند. همراهم با اشاره به برچسب‌ها گفت: «انحصار یک جاهایی بد هم نیست. باعث توسعه می‌شود. مخابرات را ببین و مقایسه کن با شرکت‌های FCP.» تاکسی جایی نبود که با دوستم بحث کنم چرا انحصار خوب نیست. اجازه دهید از همین مورد مخابرات آغاز کنیم. سوال اول: آیا انحصار ارتباطات ثابت به نفع شرکت مخابرات ایران بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش تنها کافی است وضعیت شرکت مخابرات ایران را با شرکت ارتباطات سیار ایران مقایسه کنیم. در حالی که همراه اول تا پیش از تولد اپراتور دوم، بازار تلفن همراه را به صورت انحصاری در اختیار داشت؛ اما عمده رشد این شرکت پس از سال ۸۵ و زمانی رخ داد که ایران اپراتور احساس کرد در صورت بی‌توجهی به توسعه، بازار خود را از دست می‌دهد. تلاش همراه اول برای عرضه سیم‌کارت اعتباری در دهه ۸۰ و اجرای فاز ۷ توسعه در دهه ۹۰ نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند چگونه بازار رقابتی، اپراتور غالب را به تلاش بیشتر وا می‌دارد. بگذریم که وجود اپراتورهای دوم و سوم تلفن

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 67 ورودی ورودی صفحه 16

با من سخن بگو*

بهار ۹۸ با باران شروع شد. بارانی که سیل شد و بخش‌هایی از سرزمین‌مان را به زیر آب برد. تعطیلات سال نو را با نگرانی و دلواپسی برای هم‌وطن‌هایمان که آب خانه و کاشانه‌شان را فرا گرفته بود سپری کردیم. رودها و دریاچه‌هایی که سال‌ها خشک و بی‌آب بودند به خروش آمدند و بیم موج و گردابی چنین هائل، دل‌های سبکباران ساحل‌ها را به درد آورد. هزاران سال است در سرزمینی زندگی می‌کنیم که دستخوش حوادثی چون سیل، زلزله و خشکسالی بوده است. این اولین باری نبود که طبیعتْ حقارت انسان را به رخ می‌کشید و آخرین بار نیز نخواهد بود. آنچه غیرقابل درک است این است که چه فراموشکاریم و از آموزه‌های طبیعت برای کاهش آسیب‌های بعدی بهره نمی‌گیریم. در سیل ۹۸ آنچه بیش از همه چشمگیر بود ناتوانی مدیران بحران در استفاده از فناوری‌های روز و مرسوم در خدمت‌رسانی بود. عجیب آنکه راه‌اندازی شبکه‌های مخابراتی و اینترنت در مناطق سیل‌زده از اولین خواسته‌های مردم بود که محقق هم شد، لیکن از آن در امدادرسانی کمترین بهره برده شد. برخلاف حوادثی چون زلزله‌های منجیل و بم، امروزه در سراسر کشور داده‌های متمرکزی را در اختیار داریم که می‌توانست اطلاعات مکانی، موقعیت املاک، شبکه‌های خدمات شهری، مشخصات ساکنان، اطلاعات کسب‌وکارها

شماره 67 ورودی ورودی صفحه 16

کارگران مشغول نام‌اند

موضوع نیروی انسانی در حوزه فناوری اطلاعات ایران چنان دیگ جوشانی است که تحلیل اینکه افزودن چه عنصری آن را خوش‌طعم خواهد کرد و کاستن چه ماده‌ای از فوایدش خواهد کاست تقریباً برای هیچ یک از آشپزان متعددش ممکن نیست. در زمینه آموزش سال‌هاست می‌گویند نیروی انسانی دانش‌آموخته، مهارت‌آموخته نیست. از یک سو کسب‌وکارها می‌گویند چنان قوانین دست‌وپاگیرند که کسبی رشد نمی‌کند که موجب تعالی نیروی انسانی خود شود و می‌گویند دخالت دولت هم باز در بهترین سناریو به همان بحران تربیت نیروی انسانی انبوه ولی ناکارآمد دامن خواهد زد و از آن نخواهد کاست. تشکل‌های صنفی دم از تشکیل دایرکتوری و تعریف چارچوب برای شرایط هر حرفه‌ای می‌زنند که باز حتی اگر در شرایطی رویایی محقق شود، یکی از صدها سند و مصوبه‌ای خواهد بود که در عمل مورد احترام و ارجاع بازار نیست. پس مشکل کجاست؟ نمی‌شود به راحتی دست روی بخشی از مشکلات گذاشت. مفهوم آموزش بر بسترهای آنلاین سال‌های سال است که واژگون شده و دیگر بزرگ‌ترین آموزشگاه دنیا یوتیوب و گوگل و ویکی‌پدیاست، نه آکسفورد و هاروارد. کسب‌وکارهای بسیاری در سراسر جهان توسعه خود را با برون‌سپاری و نیروی کار بین‌المللی رقم می‌زنند و دولت هم اثبات کرده که دید بلند‌مدت در زمینه مشاغل تخصصی

شماره 67 ورودی ورودی صفحه 67

فناوری زندگی را آسان‌تر می‌کند

نمی‌توان در ابرشهری مثل تهران زندگی کرد و از ابزارهای فناورانه بهره نبرد. هرچند هستند افرادی که اصرار دارند استفاده از فناوری آنان را از بسیاری از وجوه زندگی بازمی‌دارد و زندگی شخصی و حرفه‌ای‌شان را یکی می‌کند و در عین حال از عمق رابطه میان‌فردی افراد می‌کاهد و بیشتر تعدد روابط اهمیت پیدا می‌کند تا عمق آن؛ اما نمی‌توان از لذت استفاده این ابزار به سادگی گذشت. شاید انتقاد گروه هراسان از فناوری بیجا نباشد و بسیاری از افراد این نقاط ضعف فناوری را یادآوری کرده باشند اما مگر می‌توان در تهران زندگی کرد و از اپ‌های بانکی که روی گوشی‌های هوشمند نصب می‌شوند و می‌توان از آنها برای انجام فعالیت‌های بانکی استفاده کرد چشم ‌پوشید؟ مگر می‌توان در شهری مثل تهران زندگی کرد و این روزها از مزایای استفاده از تاکسی‌های اینترنتی و خدماتی که اپلیکیشن‌های آنها در اختیارمان قرار می‌دهند گذشت؟ سهولتی که این ابزارک‌ها برای زندگی فردی افراد ایجاد کرده‌اند از یک ‌سو و حس امنیتی که می‌توانند به افراد منتقل کنند از سوی دیگر بی‌توجهی به این فناوری را سخت می‌کند. آیا کلانشهری مثل تهران این اجازه را می‌دهد که بدون تلفن ‌همراه از خانه خارج شد و با تاکسی و اتوبوس و وسایل حمل‌ونقل

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 67 ورودی ورودی صفحه 17

فیل سفید را رها کن

می‌گویند در گذشته‌ها پادشاه تایلند به برخی از مهمانان خود فیل سفیدی هدیه می‌داد. فیل سفید در کشورهای آسیایی به‌ خصوص تایلند، هند، سری‌لانکا و میانمار به عنوان حیوان مقدسی شناخته می‌شد و گونه‌ای کمیاب بود که شرایط و هزینه ویژه‌ای برای نگهداری لازم داشت. این فیل سفید به‌رغم ارزشمند بودن، پس از مدتی به دردسر مالک آن تبدیل می‌شد و در عین حال نمی‌شد آن را در طبیعت رها کرد یا کشت. سال‌ها بعد اصطلاح فیل سفید وارد علم اقتصاد شد و امروز به پروژه‌هایی گفته می‌شود که برای به ثمر رساندن آنها زمان و هزینه زیادی صرف شده؛ اما سودآوری چندانی ندارند و در عین حال، رها کردن آنها سخت است. این اصطلاح به خصوص در اقتصاد سیاسی بسیار کاربرد دارد و به پروژه‌هایی گفته می‌شود که سیاستمداران برای اجرای آنها هزینه مادی و معنوی بسیاری کرده‌اند اما در نهایت بازدهی چندانی برای کشور ندارند. از این دست پروژه‌ها در ایران کم نیستند؛ اما برای اینکه از سیاسی شدن یادداشت جلوگیری شود یافتن آنها را به شما واگذار می‌کنم. متاسفانه در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز از این دست فیل‌های سفید کم نداریم. پروانه‌ای که در سال‌های گذشته در زمینه‌های مختلف صادر شده‌اند امروز به معضلی لاینحل

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 67 ورودی ورودی صفحه 18

شهری که سودای هوشمندی به سرش زد

آسمانش آبی نیست، دودی است و آسمانخراش‌هایش از هر جای شهر که نگاه کنی پیداست. آدم‌های در عجله، بی‌سلام و احوالپرسی به تندی از کنار هم می‌گذرند و چهره هر کدام داستانی یگانه از زندگی پرهیاهوی شهری است؛ اینجا تهران است، پایتخت ایران، سومین کلانشهر خاورمیانه که چندین سال است سودای هوشمندی به سر دارد. سرعت و میل سیری‌ناپذیر شهروندان به سرعت از ویژگی‌های زندگی در کلانشهرهاست و پاسخ به این نیاز همان چیزی است که موتور محرکه مدیران برای ساختن یک شهر هوشمند می‌شود. مدیرانی که می‌خواهند سازمان‌ها را از چرخه بوروکراسی مکانیکی که سال‌ها در آن پیش رفته‌اند خارج و آنها را الکترونیکی کنند. اتفاقی که از یک دهه پیش قرار است بیفتد و همچنان به سرانجام نرسیده. هوشمندسازی تهران به اولین چیزی که نیاز دارد یک پلتفرم جامع است که شهروندان این کلانشهر با استفاده از آن بتوانند به هر آنچه می‌خواهند برسند. چیزی که تصویری از آن در برنامه‌های مدیران شهری دیده می‌شود اما نمود عینی برای شهروندان ندارد. شهروندی که می‌خواهد الکترونیکی باشد- و نه مکانیکی- این روزها با مصائب بسیاری مواجه است. او باید کارت بلیت مترو و اتوبوسش را از یک طریق شارژ کند و برای استعلام خلافی و پایان کار ساختمانش، به

شماره 67 ورودی ورودی صفحه 18

از تحریم ما تا تحریم گردون

پاییز سال گذشته، وقتی مقام‌های کانادایی به درخواست مقام‌های قضایی آمریکا دختر بنیان‌گذار شرکت هواوی را، که اتفاقاً مدیر مالی ارشد این شرکت هم بود، به دلیل دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه ایران دستگیر کردند، بزرگ‌ترین اتفاق بین‌المللی را نه تنها برای این شرکت چینی که برای شرکت آمریکایی اپل رقم زدند. اگر از تمام حواشی این اتفاق یعنی تیرگی رابطه سیاسی بین چین و کانادا به دنبال این دستگیری و مقابله به مثل چین با دستگیری یک دیپلمات سابق کانادایی در چین بگذریم، شاید این دستگیری ضربه اقتصادی سنگینی به برنامه‌‌ریزی‌های اقتصادی شرکت آمریکایی اپل برای فروش محصولاتش در بازار چین وارد کرد. بعد از این دستگیری فروش محصولات اپل مخصوصاً گوشی‌های آی‌فون، که از محصولات مورد علاقه کاربران چینی هم به حساب می‌آمد، با کاهش چشمگیری روبه‌رو شد. تا جایی که ارسال محوله فروش آی‌فون اپل در سه‌ماهه آخر سال ۲۰۱۸ در چین تنها ۹/۱۰ میلیون دستگاه گزارش شد و این در حالی بود که در مدت‌زمان مشابه سال ۲۰۱۷ حدود ۱۴ میلیون دستگاه آی‌فون به چین ارسال شده بود. در مقابل این کاهش فروش آی‌فون در چین، رقیب تجاری اپل در بازارهای جهانی و البته چین یعنی هواوی توانست رکورد فروش محصولات خود در کشورش با جمعیت

شماره 66 ورودی ورودی صفحه 16

سیما در عطش صدا

در تقارنی تاریخی و به ظاهر تصادفی درست در همین شماره از ماهنامه پیوست دو وجه متفاوت بزرگ‌ترین قدرت‌های فناوری و ارتباطی کشور به هم رسیده‌اند. از یک سو موضوع پرونده این شماره تقابل تاریخی میان صداوسیما، به عنوان ضابط محتوایی رسمی کشور، و وزارت ارتباطات، به مثابه رگولاتور ارتباطی کشور، است. از سوی دیگر در بخش تاریخ شفاهی ماهنامه، باشگاه مدیران، بانویی که در آموزش‌های تخصصی فناوری کشور نقشی ماندگار داشته از روایتش می‌گوید که چگونه یک پروژه نامرئی در سودای دیجیتالی ‌شدن رسانه رسمی کشور سبب شده او از مهندسی برق به فناوری اطلاعات کشانده شود. جمع‌ زدن این جنگ با آن صلح آسان نیست. از یک سو سازمان صداوسیما در یک دهه اخیر تجسم مقابله با دگرگونی محتوای فارسی بر بستر اینترنت بوده است و از سوی دیگر بسیاری از شخصیت‌هایی که امروز از پرداخت الکترونیکی گرفته تا آموزش تخصصی و حتی مدیریت اپراتوری را دگرگونی کرده‌اند روز و روزگاری در همین سازمان قدم‌های اول را برداشته‌اند. هرچند نگاه خصمانه و آمیخته به سیاست نسبت به نقش صداوسیما در فضای مجازی این روزها مد روز است ولی حقیقت این است که میراث انسانی و حتی تجاری این سازمان بر کالبد فاوای کشور را نمی‌توان و نباید انکار

شماره 66 ورودی ورودی صفحه 16

آینه‌ شناسایی

وقتی از احراز هویت صحبت می‌کنیم از چه حرف می‌زنیم؟ آیا نام من برای شناسایی‌ام کافی است؟ شماره شناسنامه یا کد ملی‌ام تا چه حد امکان شناسایی مرا فراهم می‌کند؟ یکی از چالش‌هایی که تقریباً از ابتدای امسال مدیران فناوری اطلاعات کشور از سویی و مدیران امنیتی از سوی دیگر با آن مواجه بودند و با گذشت هر ماه جدی‌تر و در نهایت تبدیل به یک چالش اساسی میان کسب‌وکارهای فعال در این فضا و پلیس فتا شد همین موضوع احراز هویت است. جداسازی مسئولیت پلتفرم از محتوا تقریباً از ابتدای امسال نقل محافل مدیران استارت‌آپ‌ها بود و بارها پس از هر بار فیلتر شدن اعلام می‌کردند مسئولیت محتوایی که از طریق پلتفرم ارائه می‌شود با آنان نیست بلکه مسئولیت مستقیمش با شخص منتشرکننده است. همین اختلاف نظر موجب فیلتر شدن چندباره پی‌پینگ و سهامیاب شده بود؛ اما چیزی که گویا آن زمان از نگاه‌ها پنهان مانده بود یا به آن توجهی نمی‌شد نحوه احراز هویت کاربران بود. چنان‌که اگر امکان شناسایی یا راهکاری برای شناسایی تولیدکنندگان محتوا در اختیار دستگاه قضایی کشور بود شاید راه ساده‌تر را که همان محدود کردن مدیر کسب‌وکار و ارائه‌دهنده پلتفرم بود انتخاب نمی‌کردند. احراز هویت شاید از یک منظر ساده به نظر برسد.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 66 ورودی ورودی صفحه 17

انقلاب شده است

۱ در فیلم مصادره که سال گذشته همین روزها به نمایش درآمد رضا عطاران نقش یک کارمند ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور در حکومت پهلوی) را بازی می‌کند که از همه جا بی‌خبر است. آنقدر بی‌خبر که بعد از انقلاب وقتی از تلویزیون می‌شنود کارمندان به محل کار خود بازگردند کیفش را به دست می‌گیرد و راهی اداره می‌شود. غافل از اینکه دیگر انقلاب شده و کارمند ساواک بودن، به خودی خود، جرم است. طبعیتاً در این روایت کمی اغراق وجود دارد که خاصیت داستان‌های طنز است؛ اما بودند آدم‌هایی که تا سال‌ها درگیر تغییر مناسبات پس از انقلاب بودند. حالا ۴۰ سال از آن روزها گذشته و دیگر همه چیز طبق روال پیش می‌رود. ۲ سال‌ها پیش که هنوز اینترنت در حد دایال‌آپ بود یکی از سیاسیون می‌گفت: «روزنامه به ایران آمد، انقلاب مشروطه شد. تلویزیون و رادیو و ضبط صوت آمدند، انقلاب ۵۷ شد. حالا هم اینترنت آمده و انقلاب خواهد شد.» شاید انتظاری که او از انقلاب داشت خیلی کلاسیک و بر اساس تجربیات گذشته بود اما با نگاهی دقیق می‌توان گفت که انقلاب واقعاً رخ داده و این دگرگونی عظیم در همه ارکان زندگی قابل مشاهده است. رسانه‌ها این روزها درگیر تغییراتی انقلابی هستند. رژیم

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 66 ورودی ورودی صفحه 17

سرزمین پروژه‌های نیمه‌کاره

ایران سرزمین پروژه‌های نیمه‌کاره است. بزرگراه تهران-شمال از زمان ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در دست ساخت است. پروژه مصلای تهران از سال‌های ابتدایی دهه ۷۰ کلید خورد و همچنان سوت پایان برای آن کشیده نشده است. در تمام سال‌های گذشته هر دولتی آمده بحث خصوصی‌سازی باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس را مطرح کرده، طرح‌ها ریخته شده اما الک‌ها برای خصوصی‌سازی این دو باشگاه هنوز آویخته نشده است.  سال ۹۷، مانند همه سال‌های پیشین، پر از پروژه‌های ناتمام است. طرح کیف پول الکترونیکی شهری و پرداخت الکترونیکی کرایه تاکسی یکی از همین پروژه‌هاست. سه سال گذشته استارت‌آپ‌های حوزه پرداخت الکترونیکی کرایه تاکسی خودشان را به هر دری کوبیده بودند تا بلکه راه باز شود و مسیر فعالیت هموار. استارت‌آپ‌هایی که از آغاز امسال اندک اندک بار سفر بستند و در کوس رحیل دمیدند. ابتدا «پرداختم» که جوان‌ترین عضو این خانواده بود خانه را ترک کرد و پس از آن «رسید» که پیگیرترین بازیگر این فضا به شمار می‌رفت چشم بر امید بست و رفت. پس از خروج این دو بود که پای شهرداری به میان آمد و مناقصه بحث‌برانگیز مشهد برای اجرای طرح کیف‌ پول الکترونیکی برگزار شد و پس از آن نوبت به تهران رسید. نتیجه، همان انتظاری بود که

شماره 66 ورودی ورودی صفحه 17

مسابقه هشتگی

«در معرض دید بودن، دام است.»* از زمانی که شبکه‌های اجتماعی وارد زندگی‌مان شده و زوایای تازه‌ای به آن اضافه کرده‌اند شاید کمتر کسی را بتوان پیدا کرد که با این جمله میشل فوکو هم‌نظر باشد. از دید بخش بالایی از کاربران شبکه‌های اجتماعی، حالا دیگر دیده نشدن است که عیب محسوب می‌شود. حتماً شما هم دور و بر خودتان کسانی را سراغ دارید که آنچنان عطش دیده شدن در دنیای مجازی را دارند که کافی است تعداد لایک پست‌شان در اینستاگرام به چیزی که انتظارش را داشته‌اند نرسد تا دچار افسردگی مزمن شوند. فارغ از کاربردهای مختلف این شبکه‌های اجتماعی در بین عموم مردم، گستره نفوذ این ابزارهای نوین ارتباطی در بین سیاستمداران نیز در نوع خود جالب توجه شده است. به ویژه در کشوری همچون ایران که مقامات مختلف پیش از این چندان تمایلی به حضور در فضای مجازی- این عرصه تاخت و هجوم فرهنگی دشمنان- نداشتند حالا این شبکه‌ها اعم از فیلتر شده و نشده تبدیل به پاتوقی برای مدیران و مسئولان دولتی شده‌اند. یک نگاه مختصر به لیست افرادی که این مدیران در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند به خوبی نشان می‌دهد آنان هیچ توجهی به ویژگی اجتماعی بودن و در واقع یک‌سویه نبودن نوع ارتباط در

شماره 66 ورودی ورودی صفحه 18

امواج در حصر

در جامعه‌ای که هر فرد می‌تواند به تنهایی و با کمک شبکه‌های اجتماعی به یک رسانه پرمخاطب تبدیل شود، کاملاً طبیعی است سازمانی که برای سال‌ها و بر اساس قانون، انحصار پخش صوت‌وتصویر را در اختیار داشته تاب رسانه‌ای قدرتمند‌تر از خودش را نیاورد. اما داستان برای این سازمان همین‌جا تمام نمی‌شود؛ چرا که همین سازمان می‌تواند برخلاف قواعد بین‌المللی برای سال‌ها باندهای فرکانسی‌ای را که زمانی به کمک آن برنامه‌های آنالوگش را در اختیار مخاطبانش می‌گذاشت در انحصار خود نگه دارد. باندهای ۶۰۰ تا ۸۰۰ که باید سال‌ها پیش بر اساس توافقات بین‌المللی ایران با اتحادیه جهانی مخابرات (ITU) آزاد و برای تقویت بخش ارتباطات کشور استفاده می‌شد حالا به میدان جنگ قدرت بین وزارت ارتباطات و سازمان صداوسیما تبدیل شده است. سازمان صداوسیما این باندهای فرکانسی را همچون ملک خود می‌داند و از آن سو رگولاتوری حتی با واسطه قرار دادن رئیس‌جمهوری و شورای امنیت ملی هم نمی‌تواند این فضای فرکانسی را که مدیریت آن هم بر عهده خودش است از این سازمان پس بگیرد. تاکنون رگولاتوری آن‌طور که اعلام کرده انواع مشوق‌ها را برای آزادسازی این باند‌های فرکانسی در نظر گرفته و حتی برای اثبات انجام وعده‌‌های خود پیشنهاد گنجانده شدن آنها را در لایحه بودجه سالانه

شماره 65 ورودی ورودی صفحه 16

رمز برق برای رمزارز

تحریم‌ها هر ضرری که داشت اما توانست بخش‌های تصمیم‌گیر کشور را برای اجرایی کردن رمزارز و در نهایت پیاده‌سازی استخراج برخی از رمزارزها در کشور متحد کند. تا پیش از این مدیران بخش‌های تصمیم‌گیر کشور یک‌صدا با این پدیده جدید و فناوری مخالف بودند و استدلال‌ها هرچند منطقی بودند ولی رنگ و بویی از نو هراسی بر خود داشتند. اما وقتی این ایده مطرح شد که از این طریق می‌توان بخشی از تحریم‌ها را دور زد یا از طریق استخراج رمزارز می‌توان ارز وارد کشور کرد، همه به این نتیجه رسیدند که باید از آن استفاده کرد. تا اینجای کار شاید کم و بیش در زمینه ایدئولوژیک در بر پاشنه جدیدی چرخیده باشد اما مانند هر پدیده دیگری رسیدن به توافق نهایی کار چندان ساده‌ای نیست و شاید بی‌دقتی یا سلب‌اندیشی برخی از سیاست‌گذاران تبعاتی به برخی از بخش‌ها تحمیل کند. موضوعی که این روزها بسیار داغ شده تعیین قیمت یا هزینه برق استخراج رمزارز یا ماینینگ است. وقتی طرح کمیسیون اقتصادی دولت در زمینه زنجیره بلوکی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد همه نگاه‌ها به سمت یکی از ماده‌های آن چرخید که به توانیر اختیار داده بود تا نرخ برق مصرفی متقاضیان استخراج رمزارز را توافقی حداکثر تا میزان قیمت

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 65 ورودی ورودی صفحه 16

دگردیسی فیلترینگ

حدود ۲۵ سال از حضور اینترنت در ایران می‌گذرد. در تمام این سال‌ها فیلترینگ، مانند سایه‌ای برای اینترنت، پابه‌پایش آمده و لحظه‌ای رهایش نکرده. هرچند روند مسدودسازی سایت‌ها، پلتفرم‌ها و اپلیکیشن‌ها همواره ثابت بوده اما اگر اندکی دقیق شویم، محتوای این محدودیت تغییراتی یافته است. به خصوص که به‌رغم وجود کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه (کمیته فیلترنیگ)، نحوه مواجهه دولت‌ها با اینترنت بر روند فیلترینگ تاثیر بسزایی داشته است. تمام آنچه را در این سال‌ها از دسترس کاربران ایرانی خارج شده‌اند می‌توان در چهار دسته زیر تقسیم‌بندی کرد: ۱- محتوای غیراخلاقی ۲- محتوای سیاسی ۳- شبکه‌های اجتماعی ۴- بی‌دلیل. به نظر می‌رسد موارد اول و دوم نیاز به توضیح یا مثال نداشته باشند؛ اما در مورد سوم لازم است توضیح دهم همان‌طور که در دنیای واقعی احزاب، گروه‌ها، نهادهای صنفی و غیره همواره در معرض تحدید و تهدید بوده‌اند، شبکه‌سازی در دنیای مجازی نیز با ممانعت روبه‌رو بوده است. اما در عین حال گاهی وجود محتوای غیراخلاقی یا سیاسی در برخی از این شبکه‌ها مزید بر علت شده است. در مورد چهارم نیز باید گفت برخی از سایت‌ها بدون هیچ دلیلی مسدود می‌شوند؛ مانند سایت‌های کوتاه‌کننده لینک که فیلتر شدن آنها از هیچ منطقی پیروی نمی‌کند. این روند با شدت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 65 ورودی ورودی صفحه 17

کارآفرینان نسل ما

داستان فیلترینگ و فرار از آن بین دستگاه‌های نظارتی و مردم مانند بازی موش و گربه است که هیچ پایانی برای آن قابل تصور نیست. سال‌هاست که نهادهای نظارتی تصمیم به فیلتر سرویس‌ها و شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب می‌گیرند و از طرف دیگر هم مردم تلاش می‌کنند با ابزارهای مختلف نظام فیلترینگ را دور بزنند. این چرخه باطل حالا نزدیک به یک دهه است که در فضای آنلاین کشور تکرار می‌شود. تاکنون راه‌حل موثر برای فیلتر وب‌سایت‌ها یا پلتفرم‌های مختلف، بستن مجموعه پورت‌های اساسی و کاهش شدید سرعت اینترنت بوده است. راه‌حلی که نمی‌تواند دائمی باشد؛ چرا که ادامه‌ داشتن این اختلال‌ها در شبکه اینترنت کشور در نهایت باعث آسیب رسیدن جدی به سیستم‌های حیاتی از جمله سیستم‌های بانکی و زیرساخت‌های اجرایی داخل کشور می‌شود. در این فضا که خواسته گروهی بر فیلتر شدن پلتفرم‌های پرمخاطب دنیا به دلایلی سیاسی یا عقیدتی است، قربانیان اصلی این بازی کسب‌وکارهای مجازی داخلی هستند. چه آن دست از کسب‌وکارهایی که از پلتفرم‌های خارجی برای انجام فعالیت‌های تجاری خود استفاده می‌کنند و چه کسب‌وکارهایی که فضای آنلاین به بستری برای فعالیت‌های اقتصادی‌شان تبدیل شده است. در سال‌های گذشته بسیاری از کسب‌وکارهای مجازی به دلیل خواسته‌ها و دستورات سلیقه‌ای فیلتر شده‌اند و این فیلترینگ تنها به

شماره 64 ورودی ورودی صفحه 16

در انتظار سحر

حقیقت پشت پرده پرداخت‌های خرد شهری به ویژه در حوزه تاکسیرانی فراتر از آنکه ناشی از یک بازار با گردش چند میلیاردی باشد، که البته آن هم هست، نمادی به شمار می‌آید از تلاشی سخت ولی دیرهنگام از سوی مدیریت شهری ایران برای رسیدن به ضرباهنگ سریع فناوری. درک این حقیقت هنگامی آسان‌تر می‌شود که بپذیریم مهم‌ترین تغییرات سال‌های اخیر در تعاملات کلانشهرهای ایران با شهروندان امروزی نه بر اساس سیاست و مدیریت شهرداری‌های عریض و طویل، بلکه به لطف کسب‌ و کارهای فناورانه داخلی و خارجی رخ داده است که اغلب مطلقاً هیچ همسویی‌ای با بلدیه‌ها و نهادهای عمومی شهری ندارند. در حالی که بر حسب یک بیراهه تاریخی شهرداری‌های شهرهایی همچون تهران در بهترین حالت درگیر توسعه فیزیکی شهر و ساختن تونل و زیرگذر بوده‌اند، از توسعه شهر در بعدی جدید یعنی فضای فناوری غافل مانده‌اند و فریب واژه نادرست «شهر مجازی» را خورده‌اند. توسعه واقعی در همان شهر نادیدنی اتفاق می‌افتاد و شهرداری از آن غافل بود. شهرداری‌ها در برداشتی بدبینانه چنان در کلاف پرهیاهوی شهری که می‌خواسته‌اند از آن کسب درآمد کنند گم شده‌اند و با فروش تراکم و گرفتن عوارض و پی‌ریزی برای انتخابات ریاست ‌جمهوری و برگ زدن به شوراهای شهر مشغول‌اند که در

شماره 64 ورودی ورودی صفحه 16

خیابان‌های پردست‌انداز

خیلی وقت‌ها پس از اینکه فروشنده سوپرمارکت نرخ خرید را می‌گوید و به او یک اسکناس ۱۰ هزار تومانی می‌دهم می‌گوید: «ببخشید، پول خرد ندارم، می‌شود کارت بکشید؟» دلم می‌خواهد به او بگویم می‌دانی همین تراکنش چقدر به بار شبکه بانکی اضافه می‌کند و آیا می‌دانی چقدر موجب ضرر بانک‌ها می‌شود؟ دلم می‌خواهد به او بگویم می‌دانی همین تراکنشی که تو به سادگی از آن صحبت می‌کنی و هیچ پولی نه بابت دستگاه و نه بابت کاغذ آن پرداخت می‌کنی چقدر هزینه دارد؟ اما از خیر گفتن تمامی این جملات می‌گذرم و کارت بانکی را از کیفم درمی‌آورم و به او می‌دهم چون می‌دانم او مقصر نیست. او نیز مانند من شهروندی است که پول خرد ندارد و برای اینکه کارش راه بیفتد مجبور به استفاده از پایانه‌های فروشگاهی است. او نیز حتماً مانند من برای گرفتن سکه و اسکناس خرد به بانک مراجعه کرده و با در بسته مواجه شده است. وقتی حجم تعداد تراکنش‌های زیر ۲۵ هزار تومان و زیر پنج هزار تومان از سوی شاپرک اعلام می‌شود کمبود پول خرد یا نبود کیف ‌پول الکترونیکی حس می‌شود. توسعه جوامع شهری بی‌شک منتج به توسعه پرداخت‌های خرد می‌شود. وقتی از خانه برای کارهای روزانه خارج می‌شوید تا زمانی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 64 ورودی ورودی صفحه 17

شاید آخرین امید

کسی می‌گفت: «اگر من مرجع تقلید بودم، پول نفت را مانند شراب حرام اعلام می‌کردم. چون همان‌طور که شراب عقل را زائل می‌کند، پول نفت هم عقل سیاستمداران و مدیران کشور را از کار می‌اندازد.» این حرف شاید در ابتدا رادیکال به نظر برسد اما اگر به تاریخ ۱۰۰ سال اخیر کشور نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که چندان هم اشتباه نیست. جالب اینکه در این سال‌ها تقریباً تمامی سیاستمداران ایرانی عقل‌شان را بر سر راه نفت از دست داده‌اند و کاری کرده‌اند که هیچ آدم عاقلی انجام نمی‌دهد و متاسفانه اکثر آنها پس از یک دوره که سرمایه کشور را به باد داده‌اند متوجه اشتباه‌شان شده‌اند و گفته‌اند اگر باز هم فرصت دست دهد، دیگر آن اشتباه را تکرار نمی‌کنند؛ اما تاریخ در ایران آنچنان سرعتی دارد که به کسی امکان دوباره نمی‌دهد. هر مدیری تنها یک بار می‌تواند سرمایه ملی را نابود کند. اجازه بدهید از مصادیق بگذریم و به آن سوی ماجرا بپردازیم. جایی که «ما» ایستاده‌ایم؛ «ما» یعنی همه کسانی که نمی‌توانند درباره ارقام لایحه بودجه و بندهای برنامه توسعه تصمیم بگیرند. این «ما» می‌تواند مدیر یک شرکت خصوصی باشد یا یک معلم یا خانه‌دار. واقعیت این است که «ما» هم به خوردن پول نفت عادت کرده‌ایم.

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 63 ورودی ورودی صفحه 16

نبرد‌ علیه خود‌

ترد‌ید‌ی د‌ر اهمیت سیاسی، اقتصاد‌ی و هویتی د‌روازه‌های ورود‌ اینترنت به کشور نیست. رود‌هایی که مزرعه رو به گسترش کسب و کارها و کاربران ایرانی را سیراب می‌کنند‌. این سوال که میراب آیند‌ه این شریان‌های حیاتی چه کسی خواهد‌ بود‌ بیش از آنکه تابعی از موج‌های سیاسی گذرا د‌ر کشور باشد‌، توسط توفان‌های رد‌ه کلان حاکمیت کشور تعیین خواهد‌ شد‌. همین رسانه چند‌ نقش کلید‌ی د‌ر تعیین اقلیم سیاسی و اقتصاد‌ی امروز ایران بازی کرد‌ه و هر کس آن را کنترل کند‌ آب و هوای سیاسی کشور پس از ۱۴۰۰ را د‌ر چند‌ جهت شکل خواهد‌ د‌اد‌. پس این بازی د‌ر سطح کارشناسی و حتی کابینه نیست. اینترنت،‌ پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی د‌و انتخابات را برای جناح مستقر د‌ر د‌ولت برد‌ه‌‌اند‌ و حالا که د‌ولت د‌ر نیمه پایانی د‌ور د‌وم به سمت امنیتی‌تر شد‌ن ترکیب د‌ولتمرد‌انش پیش می‌رود‌، د‌یگر تقابل د‌ولت و فراد‌ولت، از جنس برخورد‌ رجال د‌ولتی و افسران نیست، از جنس یک گفت‌وگوی امنیتی رد‌ه‌بالا میان چند‌ لایه نزد‌یک به هم از ساخت امنیتی و نظام کشور است. اصولگرایان جد‌ید‌، مجلسی که به سرعت به انتخاباتش نزد‌یک می‌شویم،‌ ستاد‌ مشترک ارتش، سازمان پد‌افند‌ غیرعامل و پلیس فتا زنجیره‌ای د‌رهم‌تنید‌ه از بافت کارشناسی جد‌ید‌ هستند‌ که د‌ر برابر چشمان

شماره 63 ورودی ورودی صفحه 16

د‌یکتاتورهای کوچک

سال‌ها زند‌گی تحت لوای حکومت‌هایی که اجازه پرسش را به شهروند‌ان نمی‌د‌هند‌ هر کد‌ام از ما را تبد‌یل به د‌یکتاتورهای کوچکی کرد‌ه است که نه اجازه پرسش را به د‌یگری (بخوانید‌ ضعیف‌تر از خود‌) می‌‌د‌هیم و نه خود‌ توان پرسش کرد‌ن از افراد‌ و ساختار حکومت را یافته‌ایم. همه عاد‌ت کرد‌ه‌ایم که آنچه را از بالا می‌رسد‌ بد‌ون هیچ‌ نظری بپذیریم و اگر ناراضی بود‌یم، فقط به غر زد‌ن اکتفا می‌کنیم. هیچ‌کد‌ام‌مان یاد‌ نگرفته‌ایم که بپرسیم چرا این تصمیم گرفته شد‌ یا نتیجه‌اش چه می‌شود‌ و حتی اینکه چرا این موضوع به این صورت پیگیری شد‌ه است. سامانه د‌سترسی آزاد‌ به اطلاعات حد‌ود‌ د‌و سال است راه‌اند‌ازی شد‌ه و از طریق این سامانه تمامی شهروند‌ان می‌توانند‌ د‌رخواست‌های خود‌ از د‌ستگاه‌های د‌ولتی را ثبت و د‌ر نهایت آنها را پیگیری کنند‌. از سویی د‌ستگاه‌‌ها نیز موظف شد‌ه‌اند‌ به آن د‌رخواست‌ها پاسخ د‌هند‌. اما نکته جالبی که د‌ر این فرایند‌ اتفاق افتاد‌ه‌ این است که هنوز تعد‌اد‌ د‌رخواست‌های مطرح‌شد‌ه از سوی مرد‌م چند‌ان قابل توجه نیست. فرقی که پیگیری د‌رخواست‌ها از طریق این سامانه د‌ارد‌ این است که د‌رخواست‌ها و نحوه پاسخگویی د‌ستگاه‌های مختلف به د‌رخواست‌های مرد‌م از سوی کمیسیونی رصد‌ می‌شود‌. اعضای کمیسیون به گونه‌ای انتخاب شد‌ه‌اند‌ که به ساد‌گی می‌توانند‌

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 63 ورودی ورودی صفحه 17

اینترنت ایرانی

«ما» ایرانی‌ها برای انجام کارهایی که د‌ر بیشتر نقاط د‌نیا مرسوم است روش‌های خاص خود‌ را د‌اریم؛ یک نمونه ساد‌ه آن پخت اسپاگتی است. اسپاگتی د‌ر حقیقت نوعی پاستای استوانه‌ای نازک و کشید‌ه است که از آرد‌ تهیه می‌شود‌. معمولاً ما به همه انواع پاستاهای غیر ورقه‌ای ماکارونی می‌گوییم و برخلاف روش مرسوم د‌نیا، ابتد‌ا آن را «د‌م» می‌کنیم و سپس می‌خوریم. بد‌ین ترتیب می‌توانیم اد‌عا کنیم آنچه بر سر سفره یا روی میز قرار د‌ارد‌ یک غذای ایرانی است. غذایی که به نمونه‌های خارجی شباهت د‌ارد‌ و با آنها هم‌خانواد‌ه است، اما همان نیست. این مثال د‌ر بسیاری از وجوه زند‌گی ما وجود‌ د‌ارد‌ به گونه‌ای که وقتی یک گرد‌شگر خارجی وارد‌ ایران می‌شود‌ و پس از مراود‌ه با مرد‌م تعجب می‌کند‌ که چرا، این تفاوت د‌ر روش- که ماهیت پد‌ید‌ه‌ها را نیز تغییر می‌د‌هد‌- جد‌ا از آن چیزهایی است که د‌ر فرهنگ ما به صورت اختصاصی وجود‌ د‌ارد‌. د‌ر حقیقت آنچه ما به تنهایی د‌اریم شاید‌ د‌ر نظر د‌یگران جالب باشد‌ اما آنها را شگفت‌زد‌ه نمی‌کند‌. آنچه شگفتی می‌آورد‌ روش متفاوت د‌ر انجام کارهای معمول د‌نیاست. یکی د‌یگر از همین تفاوت‌های عمد‌ه اینترنت است. پد‌ید‌ه‌ای جهانی که کمتر کسی د‌ر د‌نیای مد‌رن با آن آشنا نیست. مارشال مک‌لوهان،

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 63 ورودی ورودی صفحه 17

د‌ر انتظار فصل گرم

پربیراه نیست اگر بگوییم تابستان فصل اید‌ه‌آل ونسان ون‌گوگ، نقاش پساامپرسیونیست هلند‌ی، است. فصلی برای تبلور اشتیاق فراوانش به نور آفتاب با استفاد‌ه اغراق‌آمیز از رنگ زرد‌. با این حال، آن‌طور که د‌ر نامه‌‌ای خطاب به براد‌رش گفته، ترسیم لطافت همین نور د‌ر تابستان بیش از سایر فصل‌ها برایش سخت‌ بود‌ه است. کم نیستند‌ کسانی که همچون ون‌گوگ ترجیح می‌د‌هند‌ آسمان را همیشه آفتابی ببینند‌. همان‌هایی که می‌خواهند‌ شرایط بر وفق مراد‌ باشد‌؛ مثلاً پاییز برای آنها فقط یاد‌آور شروع فصلی بارانی، سرد‌ و تاریک پیش از زمهریر زمستان است. با این حال عد‌ه‌ای نیز آن را فصلی سراسر زیبایی می‌بینند‌. فصلی که به قول شاملو توفان رنگ و رنگ برپا می‌کند‌، تا یاد‌آور این باشد‌ که د‌ر پس هر شرایط متفاوتی، شکوهی حاصل از یک هارمونی شگفت‌انگیز نهفته است. فراتر از هنر و هنرمند‌ان، آنچه این روزها د‌ر جامعه استارت‌آپی کشور می‌بینیم نیز می‌تواند‌ نمونه‌ د‌یگری از همین هارمونی باشد‌. د‌ر وضعیتی که رکود‌ حاصل از تحریم‌ها بخش‌های مختلف اقتصاد‌ کشور را افسون‌زد‌ه کرد‌ه، بسیاری از کسب‌وکارهای حوزه تجارت الکترونیکی کشور به این د‌رک رسید‌ه‌اند‌ که بیش از تزریق سرمایه مالی، به سرمایه روانی، همد‌لی و د‌لگرمی نیاز د‌ارند‌ تا از این فصل سرد‌ به سلامت گذر کنند‌ و

شماره 62 ورودی ورودی صفحه 17

خدماتی سوار بر ناآگاهی

صنعت خدمات ارزش‌افزوده در بسیاری از کشورها جایگاه بسیار ارزشمندی در خلق ارزش محتوایی و عملکردی برای مشترکان و توسعه کاربردهای جدید مبتنی بر موبایل در حوزه‌هایی مانند سلامت، آموزش، سرگرمی، مالی و حتی وسیع‌تر از آنها دارد. از سوی دیگر نیز می‌تواند زمینه‌‌ تحلیل رفتار مشتری، درآمدزایی و نفوذ در حوزه‌های جدید و صنایع دیگر را برای اپراتورها فراهم کند. اما متاسفانه در ایران صنعت خدمات ارزش‌افزوده تنها بر کسب درآمد با تکیه بر قرعه‌کشی و بدون خلق ارزش واقعی برای مشتری نهایی تمرکز کرده است. در بسیاری از موارد این کسب درآمد نه به خواست مشتری، بلکه ناشی از ناآگاهی او از هزینه‌ها و همچنین بی‌اطلاعی او از نحوه لغو این سرویس‌ها صورت می‌گیرد. بارزترین نمونه‌ آن سرویس‌های ارزش‌افزوده‌ای هستند که مبتنی بر اپلیکیشن‌های موبایلی تعریف شده‌اند و قیمت بالاتری نیز دارند، اما بسیاری از کسانی که عضو این سرویس‌ها شده‌اند حتی گوشی هوشمند هم ندارند و هرگز اپلیکیشنی را که بابت آن حق اشتراک می‌دهند نصب هم نکرده‌اند. یک تحلیل ساده روی اطلاعات آماری افرادی که عضو سرویس‌های ارزش‌افزوده هستند نشان خواهد داد که مشترکان این خدمات عموماً از چه سطحی از تحصیلات یا درآمد برخوردارند و همین اطلاعات می‌تواند مشخص کند چطور نحوه کسب درآمد در

شماره 62 ورودی ورودی صفحه 17

یک بار برای همیشه

فیلم زیرزمین (Underground) ساخته امیر کوستوریتسا (Emir Kusturica) را دیده‌اید؟ فیلم با داستانی طولانی از یک ساعت و نیم اول که می‌گذرد، هر لحظه می‌تواند تمام شود یا حداقل مخاطب این‌‌طور حس می‌کند؛ اما هر بار که به پایان داستان نزدیک می‌شویم کارگردان نخ باریکی می‌یابد و آن را چنان می‌تاباند که طنابی قطور می‌شود و از چاه پایان خارجش می‌کند. آمیخته‌ای از موسیقی، طنز و تراژدی چنان به هم می‌پیچند که می‌توان تا بی‌نهایت آن را رها نکرد. داستان شرکت مخابرات ایران نیز از جهاتی مانند این فیلم است. داستانی بی‌پایان که مخاطب هر بار تصور می‌کند در حال تماشای فصل پایانی است، اما در حقیقت چنین نیست. داستان مخابرات موسیقی ندارد اما جنبه‌های طنز و تراژدی را بسیار می‌توان در آن یافت. در کلاس‌های داستان‌نویسی می‌گویند اگر اسلحه‌ای روی دیوار است، حتماً باید در طول داستان حداقل یک بار شلیک کند. در داستان مخابرات، از سال ۸۵ تا ۹۵، همه تفنگ‌های روی دیوار- حتی آنها که خراب بودند- شلیک کردند و در حالی که تصور می‌شد داستان با پایانی به نسبت خوش به انتهای خود نزدیک شده، باز نخی جدید به میان آمد و فصل تازه‌ای را آغاز کرد. این بار دیوان عدالت اداری سرنخ را در دست

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 62 ورودی ورودی صفحه 16

بهترین سود بهترین انتخاب نیست

موضوع پرداخت کرایه تاکسی و پول خرد ردوبدل‌شده در این بازار موضوع جدیدی نیست، سال‌هاست که دعوای مسافر و راننده تاکسی نقل محافل است و کسی نیست که برای یک بار هم که شده سر کرایه تاکسی با راننده‌ای به اختلاف نیفتاده باشد. همیشه یک نفر باید گذشت کند، یا مسافر یا راننده، آن هم سر ۲۵ تومان یا ۵۰ تومان کرایه تاکسی. راننده‌ تاکسی‌ها از نبود پول خرد گلایه‌مندند و مسافران نیز از اینکه باید همیشه سر چند تومان درگیر شوند دل خوشی ندارند. همه آنها نیز گره این مشکل را در پرداخت الکترونیکی می‌دانند. بسیاری از راننده تاکسی‌ها می‌گویند همان‌طور که به مغازه‌ها دستگاه‌های کارتخوان دادند باید به ما هم دستگاه کارتخوان بدهند تا بدون دردسر کرایه تاکسی را از مسافر خود بگیریم. اما آیا درست است که برای پرداخت دو سه هزار تومان بار شبکه آنلاین پرداخت کارتی کشور را به‌یکباره چندین برابر کرد؟ در گزارش‌های شاپرک همیشه به میزان بالای پرداخت‌های خرد روی شبکه کارتخوانی کشور اشاره می‌شود، موضوعی که شبکه بانکی کشور را نگران می‌کند. همچنین در ‌آمار شاپرک بیشترین پرداخت‌های آنلاین اینترنتی به پرداخت‌های خرد دو تا پنج هزار تومان برای خرید شارژ تلفن همراه اختصاص دارد. بسیاری از کارشناسان این حوزه معتقدند تنها

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 62 ورودی ورودی صفحه 16

واقعیت افزوده

آنچه در مورد شرکت‌های ارزش‌افزوده می‌گذرد و موج عظیم هجوم مردمی به آنها هرچند پایه‌هایی در حقیقت دارد ولی در باطن اسیر دو سوءبرداشت مهم است که کمتر کسی پذیرفته درباره آنها صحبت کند و چون با فضای کلی رسانه‌ای کشور مبتنی بر درگیری و دستگیری مشتی بازرگان میان‌حال برای ارضای افکار عمومی همخوان نیست رسانه‌ها هم اقبال چندانی به آن نداشته‌اند: برداشت اول خودسر بودن این شرکت‌هاست. بله، در روایتی می‌شود پذیرفت که شرکت‌های به اصطلاح VAS مستقلاً رشد کرده‌اند. وابستگی سازمان‌یافته‌ای به هویت حقوقی اپراتورها ندارند و چون زیر نظر رگولاتوری فضای ارتباطی کشور یعنی سازمان تنظیم مقررات کشور نبوده‌اند و در عمل باید به ناظر فرهنگی کشور یعنی وزارت ارشاد پاسخ می‌دادند، ذاتاً در بازار محتوایی غوطه‌ می‌خورند و در آب‌های شبکه ارتباطی کشور نیستند. اما این همه ماجرا نیست. در زیر پوست این بازار آنچه پدید آمده است در یک کلام «حیاط‌خلوت» اپراتورهاست. هرچند هیچ سند منتشرشده‌ای از وابستگی این شرکت‌ها به اپراتورهای قدرقدرت کشور وجود ندارد اما در عمل یکی از اسرار همه‌دان و مگوی این بازار در هم تنیده بودن بدنه و حتی بخش‌هایی از مدیریت اپراتورها به این شرکت‌ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم است. این حقیقت که بازار ارزش‌افزوده ایران در ظاهر

شماره 61 ورودی ورودی صفحه 16

تا ابد تابع قانون

گاهی باید ایستاد و فکر کرد. باید چند دقیقه سکوت کرد. تلویزیون را خاموش کرد، گوشی را کنار گذاشت و روی صندلی نشست و نفس عمیقی کشید و از خود پرسید. سوالاتی که اغلب در این شرایط به ذهن می‌رسند با چطور شروع نمی‌شوند. با چرا شروع می‌شوند. مثل اینکه چرا این همه قانون، مقررات و مجوز که روزی قرار بوده یار شهروند و محافظ کسب و کار باشند حالا خودشان تبدیل به یک سرعت‌گیر، مانع یا، مانند آنچه همین ماه پیش در مورد ۱۸۰ سایت گردشگری روی‌ داد، سلاح کشتار جمعی برای استارت‌آپ‌ها شده‌اند. چرا گوگل، فیس‌بوک و توییتر آشکارا متهم به تغییر نتایج مهم‌ترین انتخابات جهان غرب می‌شوند، به سنا و کنگره کشیده می‌شوند، بازجویی می‌شوند و به جریمه‌های سنگین محکوم می‌شوند ولی فیلتر نمی‌شوند. از طرفی در یک همزمانی غریب، در آخر هفته‌ای در پایان تابستان، نه تنها ده‌ها سایت از دسترس خارج می‌شوند بلکه در میان آنها چند سایت هستند که به تنهایی بخش عمده‌ای از بار گردشگری خسته و زخمی این روزها را بر دوش می‌گیرند. چرا وزارت ارتباطات روحش از این ماجراها بی‌خبر است و چرا حتی شورای عالی فضای مجازی کشور ناگزیر می‌شود در مقابل چنین اقداماتی ناامیدانه دست به تصویب یک مصوبه

شماره 61 ورودی ورودی صفحه 16

این یک بازی جدید نیست

وقتی صحبت از مجوز می‌شود و مشکلات کسب‌وکارها به میان می‌آید اولین چیزی که به ذهن همه خطور می‌کند استارت‌آپ‌ها هستند. فعالیت شرکت‌های نوپا طی سال‌های اخیر این تصور را ایجاد کرده که فعالیت فقط برای این افراد سخت‌ است و برای گرفتن یک مجوز باید هفت جفت کفش آهنی به پا کنند. اما این‌گونه نیست بلکه هر کسب‌وکاری برای آغاز فعالیتش با چنین مشکلاتی مواجه است. شاید آنها به دلیل پیشینه‌ای که از فعالیت‌هایشان ثبت شده روال کاری‌شان به نوعی روی غلتک افتاده باشد، اما آنها نیز با دسته‌ای از استعلام‌ها و اسناد مختلف و ادارات گوناگون سر و کله می‌زنند با این حال هیچ‌وقت مشکلات خود را به صورت جدی با دیگران مطرح نکرده‌اند که اگر این کار را کرده بودند، شاید خیلی پیش از این این مشکلات برطرف و روال‌ها ساده‌تر شده بود. در مقابل استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای جدید به دلیل تسلط‌شان بر ابزارهای نوین و استفاده بسیار خوب از شبکه‌های اجتماعی به سادگی مشکلات‌شان با دیگران را به اشتراک می‌گذارند و در مورد معضلات و بن‌بست‌هایی که با آن برخورد کرده‌اند به گفت‌وگو می‌نشینند، از همکاران خود کمک می‌گیرند و اعتراض خود در مورد پیچیدگی فعالیت‌ها را از طریق همین شبکه‌ها به گوش مسئولان می‌رسانند و

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 61 ورودی ورودی صفحه 17

هورا نکشیم

بازار تلفن همراه ایران از تعادل خارج شده. این نخستین بار نیست که بازار چنین حالتی را به خود می‌بیند. در کشوری که هر چند سال یک بار ناگهان فنر ارز در می‌رود، طرح‌های مختلف برای مقابله با قاچاق و تولید داخل و… اجرا می‌شود، این وضعیت اصلاً عجیب نیست. اما این بار یک تفاوت با دفعات قبل دارد؛ تاکنون سابقه نداشته بزرگ‌ترین واردکنندگان تلفن همراه دستگیر و روانه زندان شوند. شرایطی که از ابتدای تابستان در بازار تلفن همراه ایجاد شده در نهایت رکود شدیدی را بر بازار حاکم کرده است. واردکنندگان اصلی تلفن همراه یا در زندان هستند یا منتظرند شرایط آرام شود و سپس مشغول به کار شوند. در حقیقت آنها مجبور شده‌اند میان آزادی و کسب‌وکار یکی را انتخاب کنند؛ چون در وضعیتی که از ابتدای سال بر اقتصاد حاکم شده نمی‌توان امیدوار بود دولت چند ماه یا حتی چند هفته بعد دستورالعمل جدید صادر نکند و همه چیز به هم نریزد. در چنین وضعیتی مدیران دولتی و رسانه‌هایی که شبانه‌روز به انعکاس سخنان آنان مشغول‌اند فضا را به گونه‌ای ترسیم می‌کنند که انگار همه واردکنندگان، دزد، رانت‌خوار و گران‌فروش هستند. مردم گمان می‌کنند همه اجناس مورد نیازشان در انبارهای واردکنندگان احتکار شده و آنها به

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 61 ورودی ورودی صفحه 17

یه شهری هست که همه‌‌شون مسافرن *

خیلی پیشتر از آنکه فرمان شروع دوباره تحریم‌ها علیه ایران از میان لب‌های ترامپ بیرون بیاید و مثل آوار بر سر مردم خراب شود، زمزمه‌های کوله‌بار بستن دوستان خود را شنیده بودم؛ اما فرمان ترامپ باعث شد آوای خیزاب مهاجرت این بار گستره وسیع‌تری را دامنگیر کند و حتی به اکوسیستم فناوری کشور هم کشیده شود. تا جایی که تعداد کارآفرینان از خارج برگشته‌ای که با هزار امید برای تحول اقتصاد مملکت‌شان به ایران آمده بودند مدام کمتر می‌شود. همین هفته پیش بود که وقتی با یکی از آنها تماس گرفتم تلفنش از دسترس خارج بود و چند روز بعد از همکارش شنیدم که برای همیشه ترک دیار کرده‌ است. با وجود شرایط رو به وخامت اقتصاد کشور و غبار ناامیدی‌ نشسته بر روح جوانان، عده‌ای هم هستند که ترانه نبرد برای بقا سر داده‌اند و به جای اینکه شلنگ‌انداز به سراغ گزینه مهاجرت بروند، هنوز به فکر ماندن و ساختن هستند. هر طور که باشد می‌خواهند این کشتی به گل نشسته را تکانی بدهند. با این حال آنها هم مقهور شرایط رکود فعلی، دست به تعدیل‌ بخش قابل توجهی از نیروهای مجموعه خود می‌زنند. در یکی از دورهمی‌های استارت‌آپی متوجه گروه سومی هم شدم که راه حیات کسب‌وکار خود

شماره 61 ورودی ورودی صفحه 18

لشکر نقاب‌داران

توییتر بیش از ۹ سال است که در ایران فیلتر شده اما همچنان جزو شبکه‌های اجتماعی محبوب میان ایرانیان محسوب می‌شود. بر اساس رتبه‌بندی الکسا، توییتر پیش از فیلتر شدن جزو پنج وب‌سایت محبوب در ایران به شمار می‌رفت، اما در حال حاضر حتی بین ۵۰ سایت اول هم نیست. طبق آمارهای مختلف موجود در اینترنت، به نظر می‌رسد رتبه توییتر بین ۵۰ تا ۱۰۰ سایت محبوب کشور باشد. کاربران توییتر در حال حاضر ۳۴۰ میلیون توییت در هر روز می‌فرستند و بیش از ۶/۱ میلیارد جست‌وجو در آن انجام می‌شود. شاید این آمار برای شما هم جالب باشد که با بررسی صفحه‌های فارسی‌زبان توییتر و تعداد فالوورهای آنها می‌توان نتیجه گرفت که کاربران ایرانی توییتر بیش ‌از یک میلیون نفر و کاربران فعال حدود ۱۵ تا۲۰ هزار نفر هستند. یکی از دلایل مهمی که باعث استقبال ایرانی‌ها از توییتر شده این است که تعداد بسیاری خبرنگار، شهروندخبرنگار و مردم عادی که روزمره‌نویسی می‌کنند در آنجا حضور دارند و محتواهای دست‌اول تولید و منتشر می‌کنند؛ اما در سال‌های اخیر پدیده‌ای جدید در فضای مجازی راه افتاده به نام «آی‌دی‌های جعلی». اگر شما هم از دوستداران توییتر باشید یا دوستانی داشته باشید که رفت‌وآمد بسیاری در این فضا دارند، بارها درباره

شماره 61 ورودی ورودی صفحه 18

هشتگ شفافیت

آرام بود و لبخند به لب داشت تا اینکه پرسیدم ارتباط‌تان با دولتی‌ها چطور است؛ به ناگاه لحنش تغییر کرد و معترضانه گفت: «دولتی‌ها غیرشفاف کار می‌کنند. ما فقط کمی احترام و شفافیت می‌خواهیم. واقعاً از دست برخی از مسئولان عصبانی و معترض هستم.» شاید این اولین باری بود که اعتراض استارت‌آپی را می‌دیدم. بیشتر آنها وقتی با این سوال مواجه می‌شوند سری از تاسف تکان می‌دهند و لبخندی می‌زنند. لبخندی حاکی از یک خشم فروخورده. خشمی که این روزها تیم‌های جوان به آن دچار شده‌اند. عصبانی از تعدد مجوزها، فیلترهای گاه و بی‌گاه، قوانین دست‌وپاگیر و بیشتر از همه نبود شفافیت و اطلاعات. «هشتگ شفافیت» و «هشتگ شفاف‌سازی» در دنیای توییتری مسئولان بسیار زیبا و کاریزماتیک است؛ اما در دنیای واقعی خبری از آن نیست. وزیر ارتباطات در برنامه‌ای می‌گوید نیروی انتظامی و قوه قضائیه در اتصال به سامانه دولت الکترونیکی همکاری‌های لازم را انجام نمی‌دهند. بسیاری از استارت‌آپ‌ها در همایشی از پلیس فتا می‌پرسند اگر اطلاعاتی بخواهند در اختیارشان قرار می‌دهند؟ با شک و گمان رئیس پلیس مواجه می‌شوند و در همان برنامه پلیس فتا از بانک‌ها گلایه می‌کند که چرا دسترسی به اطلاعات کاربران به آنها داده نمی‌شود و هنوز برخی از تعاملات به صورت دستی انجام

شماره 60 ورودی ورودی صفحه 16

ایران با سل؛ ایرانیان بی‌نت

اینکه سریع‌ترین شیوه انتقال داده در جهان در کشور ما تبدیل به یکی از کند‌ترین پروژه‌های مخابراتی تاریخ معاصر شده فقط نه یک طنز تاریخی که درس تاریخی نیز هست. پرونده پیش روی پیوست را که بخوانید جایی بین سطور گزارش‌ها و مصاحبه‌ها خواهید دید که در حقیقت اپراتور چهارم ایران شکستی خاموش و بی‌صداست و از آن روی سکه یکی از موفق‌ترین سنت‌شکنی‌های مخابراتی تاریخ ایران؛ ایرانسل. ایرانسل حاصل درهم‌آمیختگی سه مولفه غریب و بعضاً ناآشنا در بازار ارتباطی کشور است: پول و تجربه یک اپراتور خارجی یعنی MTN، نفوذ و تدبیر نهادهای فرادولتی ایران همچون صاایران و بنیاد مستضعفان و همراهی بدنه قانونی و حاکمیتی کشور یعنی وزارت ارتباطات، مجلس و شخص اول نظام. این معجون کیمیا نه تنها در بازار فناوری ایران بی‌بدیل است بلکه مشابه این همگرایی را به ندرت می‌توان حتی در بخش‌های دیگر اقتصاد کشور هم یافت و حاصلش را می‌توان به راحتی فراتر از یک اپراتور دوم دید. قیمت‌ها شکسته شد، ضریب نفوذ موبایل بالا رفت، کل بازار رقابتی‌تر شد و در یک کلام در یک نظام دوقطبی رایحه‌ای از دموکراسی ارتباطی شنیده شد که تاثیرش هرچند کمرنگ تا به امروز باقی است و نتایجش حتی به بازارهایی مانند تاکسی و فروشگاه‌های آنلاین

شماره 60 ورودی ورودی صفحه 16

کنسرسیوم ناتوانی

آبان امسال پروانه شرکت ایرانیان‌نت شش‌ساله می‌شود. اپراتوری که قرار بود فیبر نوری را به خانه‌های مردم بیاورد اما به شکست‌خورده‌ترین اپراتور ارتباطاتی کشور تبدیل شد. درباره اینکه آیا از اساس ارائه چنین پروانه‌ای ایده درستی بود یا نه، می‌توان سخن‌ها گفت. اما اجازه دهید ماجرا را این ‌بار از سمت دریافت‌کننده پروانه ببینیم نه رگولاتور. وقتی به سهامداران شرکت ایرانیان‌نت نگاه می‌کنیم بزرگ‌ترین و سرمایه‌دارترین بخش‌های اقتصاد ایران را می‌بینیم، بنگاه‌هایی که سالانه سودهای فراوانی از بخش‌های مختلف اقتصاد ایران (از جمله ارتباطات و فناوری اطلاعات) کسب می‌کنند. پس اپراتور چهارم نباید مشکل پول و سرمایه داشته باشد. از سوی دیگر همین بنگاه‌ها مالک شرکت‌های بزرگی در صنعت ICT هستند. شرکت‌هایی سودده و توانمند. پس چرا ایرنیان‌نت به این روز افتاده است؟ پاسخ این پرسش می‌تواند ساده باشد. به نظر می‌رسد شرکای این پروژه که قرار بود عظیم باشد و امروز چیزی در حد صفر است تصور می‌کردند می‌توانند به سادگی درآمد مناسبی از این پروانه کسب کنند؛ اما از فردای روزی که مجوز انحصاری را دریافت کردند متوجه شدند باید سخت کار کنند. به عبارت دیگر الگویی که آنها برای کسب درآمد در ذهن داشتند با شرایط اپراتور انحصاری فیبر نوری تطابق نداشت. بخشی از این سهامداران شرکت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 60 ورودی ورودی صفحه 17

جایگاه فراموش‌شده نماد اعتماد

بیشتر عادت کرده‌ایم انتقاد کنیم و بگوییم چه چیزی نمی‌خواهیم. به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از ما آگاهی دقیقی از خواسته‌های خود نداریم، فقط می‌دانیم چه چیزی نمی‌خواهیم و از چه چیزی بدمان می‌آید. اگر کسی از ما بپرسد دلیل این موضع‌گیری‌ات چیست جواب قانع‌کننده‌ای برای او نداریم. حتی اگر بگوید راهکار خودت را ارائه بده باز هم راهکاری نداریم. این رفتار فقط به حوزه شخصی ما خلاصه نمی‌شود بلکه وارد حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نیز شده است. طی روزهای گذشته انتقاد به مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و مسیر صدور نماد اعتماد الکترونیکی بسیار جدی شده است و همه فعالان این بازار به این نتیجه رسیده‌اند که نماد اعتماد نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه خودش مشکل‌آفرین شده است. در اصل بسیاری از آنان معتقدند نمادی که روزی برای اعتماد بیشتر میان مصرف‌کننده و عرضه‌کننده کالا در فضای مجازی شکل گرفته به سمتی حرکت کرده است که دیگر کسی آن را نمی‌خواهد و همه با یکدیگر کمر به حذف آن بسته‌اند. حال سوال این است که آیا با حذف نماد اعتماد مشکل کسب و کارهای اینترنتی حذف خواهد شد یا مشکل از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود؟ شکی نیست که عملکرد مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و نماد اعتماد و

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 59 ورودی ورودی صفحه 16

ظهور کارمندان مجازی

دولت امید و تدبیر در یکی از بزرگ‌ترین تنگناهای سیاسی و اجتماعی خود علاقه‌ای روزافزون به مشاغل مجازی پیدا کرده است. هرچند این عشق آشکار شیخ دیپلمات به شغل‌های برآمده از کسب‌ و کارهای جدید اغلب راه افراط پیموده و حتی گاهی به عوام‌فریبی نزدیک هم شده است، اما در نگاهی ژرف‌تر این گرایش عمیق‌تر از چند آمار زیبا برای افکار عمومی ناآرام این روزهاست. تکیه دولت بر اعدادی چند صد هزارتایی در بازار کار مجازی ایران، که تعریف مشخصی هم تا به امروز نداشته،‌ تاکنون دست‌کم این حسن را داشته که توانسته سپری باشد عمومی در مقابل هجمه‌ای از سمت حاکمیت و دستگاه قضایی برای تحدید این فضا. به عبارت دیگر بر منطق اقتصادی این حوزه تاکید شده تا هزینه تصمیمات ناگهانی و قهرآمیز بر اجتماع جوان ایران را برای مقامات امنیتی،‌ نظامی و قضایی کشور آشکار سازد و به درستی ناامنی فرهنگی را به حوزه ناامنی اقتصادی تعمیم دهد. هرچند دست‌کم در یک سال اخیر این راهبرد چندان هم کارساز نبوده و سرویس‌های محبوب داخلی و خارجی همچنان تیغ قضا و قدر را بر سر خود آویخته می‌بینند. شیرینی این تلاش دولت برای دفاع از کسب و کارهای مجازی و شغل‌هایی که به تبع آن خلق می‌شوند را

شماره 59 ورودی ورودی صفحه 16

مسیر خوش‌آب و هوا یا صعب‌العبور

بیکاری از جمله معضلاتی است که تمامی بخش‌های کشور با آن مواجه هستند و با وجود اینکه وزارت کار متولی اصلی ایجاد فرصت‌های شغلی به شمار می‌آید اما تمامی وزارتخانه‌های کشور سعی می‌کنند به نوعی نقشی در این بخش داشته باشند. اما چه موضوعی موجب می‌شود با وجود اینکه همه از ایجاد فرصت‌های شغلی و تعریف شغل صحبت می‌کنیم، تصمیم‌هایی بگیریم یا پیشنهادهایی را مطرح کنیم که در عمل موجب می‌شود طرح‌های توسعه‌ای متوقف شود یا موانعی در راه خلق کسب و کارهای جدید ایجاد کنیم. باید مشخص کنیم که تصمیم به ایجاد شغل جدید و فرصت شغلی داریم یا فقط می‌خواهیم شعار آن را بدهیم؟ شاید هم تصمیم داریم در شرایط سخت دولت و بخش‌های مختلف اقتصادی را مقصر بدانیم که آنها در اجرا به تعهدات خود و در اجرای برنامه‌های تعیین‌شده برایشان کوتاهی کرده‌اند؟ به نظر می‌رسد تمامی بخش‌های کشور تصمیم به رفع مشکل بیکاری گرفته‌اند، اما با این وجود برخی از صحبت‌ها موجب می‌شود در دوره‌ای از زمان فعالان در حوزه کسب و کارهای نوپا در هدفی که در پیش گرفته‌اند دلسرد شوند. رویکردی که می‌تواند به سادگی با کمی تغییر نه تنها در جهت ایجاد اشتغال حرکت کند بلکه به فعالان این حوزه نیز انگیزه فعالیت

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 59 ورودی ورودی صفحه 17

مشکل همان راه‌حل نیست

سازمان نصر کشور در نامه‌ای به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات شرحی از وضعیت شرکت‌های فعال در زمینه اینترنت ثابت (FCP و Servco) داده و نسبت به سرنوشت این شرکت‌ها ابراز نگرانی کرده است. در این نامه عنوان شده که مصوبه ۲۶۶ کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات (فروش اینترنت به صورت غیرحجمی)، همکاری نکردن شرکت مخابرات ایران و ثابت ماندن تعرفه تماس صوتی همراه (به رغم کاهش سایر تعرفه‌های حوزه تلکام) عملاً شرکت‌های اینترنتی را به مرز ورشکستگی کشانده است. در این نامه درخواست بازنگری در تعرفه‌های خدمات صوتی اپراتورهای تلفن همراه مطرح شده است. به عقیده این سازمان، اپراتورهای همراه از محل درآمدهای صوتی خود به اینترنت همراه یارانه داده و بدین ترتیب بازار را به انحصار درآورده‌اند. مدعای این نامه را می‌توان تصدیق کرد. بله! شرکت مخابرات ایران هم تامین‌کننده زیرساخت برای دیگران است و هم فروشنده اینترنت به مشتریان. پس طبیعی است که بازار رقابت عادلانه نشود. از سوی دیگر مدت‌هاست بسیاری از ناظران و دست‌اندرکاران می‌گویند اپراتورهای همراه اینترنت را زیر قیمت تمام‌شده می‌فروشند و با این کار عملاً شرکت‌های اینترنت ثابت را از صحنه به در کرده‌اند. این موضوع را حتی مدیرعامل پیشین اپراتور سوم تلفن همراه که اکنون مدیرعامل شرکت مخابرات ایران است نیز مطرح

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 59 ورودی ورودی صفحه 17

کسب و کارهای نوپا بستر اشتغال

کسب‌وکارهای نوپا که این روزها همه آنها را با نام استارت‌آپ می‌شناسند نسبت به سالیان گذشته تاثیرگذاری قابل توجهی بر اقتصاد و ایجاد اشتغال کشور داشته‌اند. برای نمونه بر اساس اعلام فعالان کسب‌وکارهای نوپا، تولیدکنندگان اپلیکیشن‌ در یکی از فروشگاه‌های فروش اپ تنها از طریق فروش محتوا و اپلیکیشن در پنج سال اخیر ۸۰ میلیارد تومان درآمد داشته‌اند یا از سوی دیگر در یک سال گذشته فعالان حوزه استارت‌آپی نزدیک به دو هزار نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم شغل راه انداخته‌‌اند. اما اکثر قریب به اتفاق این استارت‌آپ‌ها با مشکلات عدیده‌ای در حوزه نیروی انسانی مواجه‌اند. مشکلاتی اعم از تامین نیروی متخصص یا توان نگهداری آنها در فضای کسب‌وکار و این صرف نظر از کسب‌وکارهایی است که هسته اصلی فعالیت‌شان بر تعداد بالای نیروهای انسانی مشارکت داده‌شده در کسب‌وکار استوار است. به ‌علت ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فرد فضای غالب بر این حوزه نیاز به نیروی انسانی با تخصص بالا در راستای حفظ چابکی استارت‌آپ و کاهش هزینه نیروی انسانی و همچنین کارایی بالاتر از اهمیت بسزایی برخوردار است. از طرفی با توجه به اینکه غالب این شرکت‌ها نوپا هستند هنوز از ساز و کار جبران خدمات مدون و راضی‌کننده‌ای برای ماندگار شدن نیروی انسانی برخوردار نیستند که این امر

شماره 59 ورودی ورودی صفحه 18

آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داشته باش!

اواسط تیرماه سال جاری به همراه وزیر و معاونان وزارتخانه فاوا به عنوان نمایندگان نظام صنفی رایانه‌ای در جلسه‌ای با اعضای کمیسیون اصل ۴۴ حاضر شدیم. بحث «عملکرد وزارتخانه در قبال حمایت از تولید داخل و شرکت‌های ایرانی و همچنین تحقق وعده‌ها و برنامه‌های ارائه‌شده به مجلس»، به عنوان موضوع اصلی این جلسه از پیش مقرر شده بود. فارغ از آنکه این موضوع آنچنان که باید برای حاضرین جلسه و حتی تیم وزارتخانه تبیین نشده بود، این جلسه یک وجه تشابه بزرگ با بسیاری از جلسات حاکمیتی داشت؛ موضوعات از هم‌گسیخته، عدم تمرکز بر دستور جلسه پیشنهادی و حتی ابهام در هدف اصلی جلسه و نتایج مد نظر همگی و همگی کاستی‌هایی بودند که این جلسه از آنها رنج می‌برد. اما نه این کاستی‌ها بلکه مساله‌ای به مراتب کلان‌تر در این جلسه و مباحث مطرح‌شده در خلال آن موج می‌زد: موضوع «عدم تناسب میان انتظارات مجلسی‌ها از وزارت ICT با امکانات و وظایف این وزارتخانه». وزیر جوان در طول این جلسه تلاش کرد سوال هیچ یک از اعضای کمیسیون را بی‌پاسخ باقی نگذارد و کم و بیش رضایت همه را جلب کند. اما حتی با وجود این تلاش‌ها نیز حاضرین جلسه در قبال مهم‌ترین سخنان وزیر که اتفاقاً صریح‌ترین بخش

شهاب جوانمردیمدیرعامل هلدینگ فناپ
شماره 58 ورودی ورودی صفحه 16

از آدم‌ها و حباب‌هایشان

یک موج فعلی موج محکومیت است. حالا که همه کشور از تحریم و فساد و احتکار حرف می‌زنند، در صفحات و حساب‌هایشان، در کانال‌ها و تریبون‌هایشان جنبش یک‌نفره راه می‌اندازند، در بازار فناوری هم به فراخور موجی به راه افتاده تا کسب و کارها شکار شوند. استارت‌آپ‌هایی که جنجال‌ساز، پر‌مدعا و غلو شده‌اند باید شکار شوند، افشا شوند، باید به زیر کشیده شوند تا بر حبابی که از قیمت‌هایشان ساخته شده سوزن بزنند. هر کسب و کاری می‌خواهد این شاخ را از دست دیگری برباید و بر سر خودش بگذارد تا جشن یک میلیارد دلاری شدنش، تک‌شاخ بودنش و دستاورد دولت بودنش را آغاز کند. لیکن این همه داستان نیست. دو استارت‌آپ‌های ایران محصول دورانی پرتلاطم‌اند. در میانه تحریم، سانسور و فیلترینگ به دنیا آمده‌اند. قوانین برایشان اغلب تعریف نشده یا ضد آنهاست. در داخل کشور کسب و کارهای سنتی ساز و کارهایی به قدمت یک قرن برای محافظت خود دارند و کینه این جوانان را بر دل، اما استارت‌آپ‌ها کم و بیش دست‌تنهایند. در خارج از کشور برنامه‌هایشان را از روی فروشگاه‌ها حذف می‌کنند، دروازه مالی‌شان را می‌بندند و سرمایه‌گذاران‌شان را فراری می‌دهند. از بالا اسیر سیاست‌ورزی‌ دولت و فرادولت‌اند و با سرازیر شدن کسب و کارهای فرمایشی و

شماره 58 ورودی ورودی صفحه 16

معامله بی‌سود

در کارتون‌ها و فیلم‌های سینمایی معمولاً آدم‌ها نتیجه کار خوب و بدشان را چند لحظه بعد می‌بینند. البته این موضوع چندان عجیب نیست، چون نویسنده و کارگردان برای بیان نظر خود زمان کمی در اختیار دارند؛ اما در عالم واقعیت چنین نیست. گاهی برای مشخص شدن نتیجه یک تصمیم یا عمل باید چندین دهه صبر کرد. این موضوع معمولاً از توان ما خارج است. «ما» همان آدم‌های بی‌صبری هستیم که انتظار داریم اگر می‌گویند در مصرف آب صرفه‌جویی کنید، فردا آب قطع شود و اگر نشود، حتماً دروغ گفته‌اند که بحران داریم. انتظار داریم اگر سکه‌ای به یک نیازمند می‌دهیم، تا پایان روز از فلان قرعه‌کشی با ما تماس بگیرند و خبر برنده شدن‌مان را بدهند. خلاصه که ما وقت و حوصله نداریم. همه ‌چیز باید سریع باشد؛ مثل بیرون آمدن خرگوش از کلاه یک تردست. یکی از همین تردستی‌های جالب که در سال‌های گذشته به چشم دیدیم اجرای قانون اصل ۴۴ بود. واگذاری شرکت‌های دولتی به بخش‌های غیردولتی که لابد سود خوبی عاید دولت کرده و باری از دوش آن برداشته و از بوروکراسی خفه‌کننده اندکی کاسته است. همان روزها، در میان فلاش دوربین‌ها و لبخندهای پهن مدیران دولتی و خصولتی، عده‌ای بودند که نسبت به عواقب چنین کاری

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 58 ورودی ورودی صفحه 17

هک سایت و واردات خودرو

خبر هک شدن سایت وزارت صنعت، معدن و تجارت و ترخیص حدود چهار هزار خودرو مدل‌بالا را برای اولین بار رئیس سازمان بازرسی کل کشور داد. خبری که با توجه به زیرساخت‌هایی که – طبق گفته مسئولان- برای سایت‌های دولتی ایجاد شده تعجب‌برانگیز است. از طرفی مشخص نشدن هکر آن سایت نیز بیشتر توجه‌ها را به سمت این خبر جلب کرد. خبر هک شدن جزو خبرهای جدید نیست، در دنیای فناوری و سرویس‌های الکترونیکی تقریباً هر روز خبری از هک شدن یکی از سایت‌ها یا حمله به سایتی منتشر می‌شود و معمولاً نیز خسارتی به جا می‌گذارد، اما به دنبال آن خبر دستگیری هکر منتشر می‌شود. چرا که هرچند در دنیای فناوری اطلاعات به ظاهر همه ناشناس هستند و پشت مانیتورهایشان به سادگی مخفی می‌شوند، اما واقعیت این است که همه از خود ردپایی به جا می‌گذارند. طی سال‌های گذشته به صورت پراکنده خبر هک شدن سایت بانک‌ها با دسترسی غیرمجاز به حساب افراد منتشر شده است، اما موضوعی که در تمامی این موارد مشترک بود مشخص شدن هکر این سایت‌ها و دستگیری آن در یک دوره زمانی کوتاه بود. حتی وقتی خبر هک شدن سایت سازمان سنجش نیز منتشر شد خبری مبنی بر دستگیری این فرد در یک بازه

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 57 ورودی ورودی صفحه 16

هنر می

کافی است حدود صد هزار تومان داشته باشید. می‌تواند عیدی‌های یک شاگرد مدرسه‌ای باشد یا دستمزد چند روز کارگری. صاحب یک گوشی موبایل هوشمند ارزان‌قیمت نو یا دست دوم خواهید شد. خرید یک خط موبایل و اعتبار تماس هم چند هزار تومانی خرج دارد. حالا دیگر شما هم عضوی از شهروندان دنیای مجازی شده‌اید. به رایگان صاحب آدرس ایمیل، صفحات شخصی در فضای مجازی، پیام‌رسان‌ها و سامانه‌های اشتراک صوت و تصویر می‌شوید. تعجب نکنید، اینجا همه چیز رایگان است، هزینه‌هایش را پرداخت کرده‌اند! در این دنیا کسی از شما نمی‌پرسد دارا هستید یا فقیر. در بالای شهر مرکز زندگی می‌کنید یا در روستایی دورافتاده. چقدر درس خوانده‌اید و به چه کاری مشغول هستید. با یک درخواست و تایید یک ایمیل می‌توانید به هر جمعی بپیوندید. شهروندان این دنیا حقوقی کم و بیش برابر دارند. می‌توانید آنچه را در دل دارید بگویید. مخاطب می‌تواند رئیس‌جمهور آمریکا، هنرپیشه نامی، فوتبالیست مشهور یا داوری باشد که به ضرر تیم‌تان سوت زده است. اگر در شهر کوچکی زندگی می‌کنید، دیگر روزنامه دیروز را نمی‌خوانید. از اخبار مراسم پرتاب فضا‌پیما‌ها تا جزئیات ویرانی زلزله به صورت زنده باخبر می‌شوید. با عضویت در گروه‌های همگن محلی و خانوادگی از سفر علی‌آبادی‌ها و بچه‌دار شدن دختر‌خاله در

شماره 57 ورودی ورودی صفحه 16

سلطه بر جهان بدون سلطه

حتی تاریک‌ترین تحلیل‌ها نیز چنین ناامیدکننده نبود. سال گذشته نشان‌هایی بر خود داشت که سال ۹۷ برای وب ایرانی دشوار خواهد بود. از سویی شوراهای متعدد نظارتی و وزارت ارتباطات در رسیدن به راه‌حلی میانه برای راضی نگه ‌داشتن دولت و ملت ناکام ماندند و از طرفی دیگر ناآرامی‌های دی‌ماه چنان مختصات و گستره ملی‌ای داشت که حتی بخش خاکستری نظام را به صرافت تشدید کنترل انداخت. غیر از این عوامل درون‌زا دو عامل بیرونی، یکی موقتی و دیگری دائمی، فرا رسیدن توفان را برای قایق‌های کوچکی که در ساحل فناوری ایرانی لنگر انداخته بودند آشکار ساختند. یکی اینکه همیشه دشوار شدن شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای برای ایران روی میزان اعمال فشار بر فضای مجازی موثر بوده است و دیگر اینکه به وضوح در لایه‌ای از قانون‌گذاری زمامداران در آن سوی شکاف دیجیتالی نسبت به عموم ملت ایستاده‌اند و تصور درستی از مزایا و معایب جهان مجازی ندارند. نتیجه اینکه در بازه کوتاهی پیام‌رسان‌ها بسته می‌شوند، اینترنت کند می‌شود، سرورها و سرویس‌های خارجی و حتی داخلی از کار می‌افتند، فیلترشکن‌ها هم قلع و قمع می‌شوند و سرویس‌های ویدئویی مجاز نیز زیر فشار انحصاری جدید قرار می‌گیرند. در این شرایط دو گزینه پیش پای حکومت باقی است: موازنه منفی: که در

شماره 57 ورودی ورودی صفحه 17

ابلاغ دیرهنگام

ماه پیش آیین‌نامه‌ای با عنوان آیین‌نامه اجرایی استقرار چارچوب تعامل پذیری دولت‌ الکترونیکی ابلاغ شد که زیر آن امضای محود واعظی به عنوان وزیر ارتباطات جلب توجه می‌کرد. در آن زمان این سوال برای همه پیش آمد که چرا مصوبه‌ای که تاریخش مربوط به پایان فروردین‌ماه ۹۷ است باید به امضای محمود واعظی به عنوان وزیر ارتباطات برسد اما اگر بیشتر دقت می‌کردیم، متوجه می‌شدیم این آیین‌نامه‌ای است که در یازدهمین جلسه شورای اجرایی فناوری اطلاعات به تاریخ ۲۸ فروردین ماه ۹۶ به تصویب رسیده است؛ یعنی درست یک سال پیش. فروردین‌ماه سال گذشته شورای اجرایی فناوری اطلاعات آیین‌نامه‌ای به تصویب رساند که نحوه تبادل اطلاعات بین سازمانی را مشخص می‌کرد و تقریباً به تمامی سوالات دستگاه‌های دولتی مبنی بر تبادل اطلاعات پاسخ می‌داد، اما ابلاغ آن یک سال به طول انجامید: از فروردین‌ماه ۹۶ تا فروردین‌ماه ۹۷. درست زمانی که به نظر می‌رسد بدنه دولت بر اجرای هر چه سریع‌تر دولت ‌الکترونیکی هم‌نظر هستند و سعی می‌کنند تمامی ساختارها را برای آن با یکدیگر هماهنگ کنند ابلاغ یکی از پایه‌ای‌ترین آیین‌نامه‌های اجرایی یک سال طول می‌کشد. بارها به صورت پراکنده این انتقاد مطرح شده بود که چرا یک آیین‌نامه پس از امضا شدن و نهایی شدن ابلاغش باید طولانی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 57 ورودی ورودی صفحه 17

واردات محتوا

میلتون فریدمن که در سال ۱۹۷۶ برنده نوبل اقتصاد شد جمله معروفی دارد: «اگر شما یک دولت مرکزی را مسئول صحرای آفریقا کنید، ظرف پنج سال در آن ناحیه با کمبود شن مواجه خواهید شد.» احتمالاً ما ایرانی‌ها خیلی خوب معنی این جمله را درک می‌کنیم. فقط کافی است به سرنوشت کارخانه‌ها و صنایعی که در زیرمجموعه دولت قرار دارند نگاه کنیم تا درستی نظر فریدمن را متوجه شویم. البته ما در ایران با پدیده‌ای مواجه هستیم که شاید در دیگر نقاط دنیا وجود نداشته باشد. در ایران نهادها و سازمان‌هایی وجود دارند که زیرمجموعه قوه مجریه نیستند، اما خصوصی هم محسوب نمی‌شوند. این نهادها و سازمان‌ها را اصطلاحاً «عمومی» می‌خوانند. نهادهایی وابسته به حاکمیت که در حقیقت امتداد مدیریت دولتی هستند. با همان تفکرات و روش‌ها اداره می‌شوند و خروجی آنها نیز تفاوتی با دولت ندارد. نمونه این نهادهای عمومی سازمان صداوسیماست که بر اساس قانون، تسلط انحصاری بر تولید و پخش صوت و تصویر دارد. البته این انحصار تا پیش از گسترش اینترنت شکل جدی‌تری داشت و در سال‌های اخیر تا حدودی کمرنگ شده است. در این سال‌ها موسسات و شرکت‌های دیگری نیز پدید آمده‌اند که در اندازه‌هایی کوچک‌تر تولید محتوا می‌کنند و آن را در قالب CD

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 56 ورودی ورودی صفحه 16

از کلونایزر تا ترمیناتور

سیر تحول ملی‌گرایی معاصر ایران در زمینه فناوری اطلاعات را می‌توان در فراز و فرود همه اسم‌های آن دید و اگر کمی هم ظریف‌اندیش بود، از معانی پنهانش درس گرفت: در زمینه‌ خود محصولات فناوری بارها اثبات شده است داشتن قلب ایرانی بهتر از پوشش ایرانی است. این شد که نه تنها اولین نسل گوشی‌های انبوه در ایران که توسط صاایران عرضه می‌شد نام ساژم فرانسه را بر خود داشت، بلکه حتی هنوز هم گوشی‌هایی که ایرانی بودن‌شان را در بوق و کرنا می‌کنند اسامی غربی مانند GLX دارند یا یکی از برندهای موفق بازار لوازم جانبی ایران شاید توسن باشد اما نامش در بازار TSCO است. جالب است که پروژه‌ رایانه ملی که در ابتدای دهه ۸۰ بیش از ۱۴ میلیارد تومان تحت نام گسترش انفورماتیک ایران صرف تحقیق و توسعه‌اش شد کلونایزر نام داشت و کامپیوترهای تولیدشده توسط مادیران سری‌هایی به نام نینجا و سامورایی داشتند. کلونایزر که عملاً به تولید انبوه نرسید در یک کلام حتی در زمینه کالاهای فیزیکی هم بازار اعتماد چندانی به نام ایرانی نداشت و باید گفت هنوز هم ندارد. در امور زیرساختی از ابتدا سنگ بنا طور دیگری نهاده شد؛ مثلاً در زمینه سیستم‌عامل در حالی که این پروژه مبتنی بر لینوکس

شماره 56 ورودی ورودی صفحه 16

راه نجات از دست تلگرام

از زمانی که دستگاه‌های پخش ویدئو را در چادرشب می‌پیچیدیم و فیلم‌هایش را زیر پیراهن پنهان می‌کردیم تا امروز که به راحتی و سادگی می‌توان جدیدترین تولیدات سینمای جهان را در کمتر از نیم‌ ساعت دانلود کرد راه زیادی آمده‌ایم. حالا بسیاری از مردم به دیدن سریال‌های شناخته‌شده جهان عادت کرده‌اند. سریال‌هایی مانند فرار از زندان (Prison Break)، دوستان (Friends)، از راه به در شدن (Breaking Bad)، گمشده (Lost)، بازی تاج و تخت (Game of Thrones) و خانه پوشالی (House of Cards) نمونه‌هایی از این دست هستند که آنچنان محبوب شده‌اند که حتی مورد آخر به صورت رسمی در ایران دوبله و پخش شد. یکی از همین دست سریال‌ها، نارکوها (Narcos) است که داستانی واقعی را روایت می‌کند. در زبان اسپانیایی «نارکو» مخفف «نارکو ترافیکانته» است که به کارتل‌های بزرگ مواد مخدر گفته می‌شود. این سریال تلاش یک مامور اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) و آن بخش از ارتش کلمبیا را روایت می‌کند که هنوز درگیر فساد نشده است. در بخشی از این سریال مامور آمریکایی متوجه می‌شود کارتل مواد مخدر حتی وزیر دفاع و رئیس‌جمهور کلمبیا را هم خریده‌اند و مقامات ارشد آمریکا نیز از این موضوع خبر دارند و به دلیل برخی ملاحظات سیاسی سکوت کرده‌اند.

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 56 ورودی ورودی صفحه 17

به کدام سمت کوچ می‌کنیم؟

از وقتی خبر فیلتر شدن تلگرام پخش شده است همه ما به این تکاپو افتاده‌ایم که با کانال ماهنامه چه کنیم؟ آیا روی پیام‌رسان‌های داخلی منتقلش کنیم؟ روی کدام پیام‌رسان. خوانندگان مجله ما بیشتر روی کدام پیام‌رسان هستند و آیا درست است که کانال مجله را روی چندین پیام‌رسان ایجاد کنیم و از خوانندگان خود بخواهیم به آنها سر بزنند؟ آیا باید چندین کانال در پیام‌رسان‌های مختلف ایجاد کنیم یا ایجاد یک کانال در یک پیام‌رسان کافی ‌است؟! از سویی از کجا بدانیم که رویکرد مردم بیشتر بر کدام پیام‌رسان است؟ روزی نیست که در تحریریه در این خصوص صحبت نکنیم. این تازه وضعیت ماست با کانالی که هیچ درآمد اقتصادی‌ای ندارد و صرف اطلاع‌رسانی است؛ حال باید وضعیت افرادی را در نظر گرفت که کانال فروش کالا یا معرفی کالاهایشان را در تلگرام ایجاد کرده‌اند و می‌خواهند از این طریق کسب درآمد کنند. درست است که وزیر اسبق ارتباطات و فناوری اطلاعات در جلسه‌ای در مورد تلگرام گفته است: «عده‌ای می‌گویند کسب‌وکار تلگرامی؛ من اعصابم خرد می‌شود. ما اصلاً کسب‌وکار تلگرامی نداریم و حاضرم مناظره کنم که اتفاقاً تلگرام بدترین بستر برای کار اقتصادی است.» اما برخلاف آنچه آقای تقی‌پور معتقد است، عده‌ای از این بستر برای فروش کالاها

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 56 ورودی ورودی صفحه 17

نسل پنجمی که می‌آید

آنچه را پیش روی مدیران اپراتورهای بزرگ ارتباطی کشور قرار دارد می‌توان در دو چشم‌انداز خلاصه کرد که بسته به رویکرد ایشان می‌تواند هر یک از چشم‌اندازهای زیر تقویت شود. چشم‌انداز ناامیدکننده: فارغ از اینکه در حال حاضر با توجه به شرایط اقتصادی‌ای که در پی عدم تعادل نرخ ارز چشم‌اندازی ناامیدکننده برای تمامی بخش‌ها و صنایع به وجود آمده، بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات علاوه بر چالش‌های اقتصادی کلی که همگان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، با گرفتاری‌ها و دشواری‌های دیگری نیز مواجه است. اپراتورهای ارتباطی کشور با پیاده‌سازی شبکه‌های ارتباطی از طریق سرمایه‌گذاری هنگفتی که در این بخش صورت گرفته طی این سال‌ها با برقراری ارتباط میان مصرف‌کنندگان منافع اقتصادی خود را به دست آورده‌اند، اما همین موضوع امروز تبدیل به پاشنه آشیل خود آنها شده است، چرا که سوار شدن انواع و اقسام سرویس‌ها روی این بسترها بدون انتفاع اپراتورها عملاً توسعه آنها را با مشکل مواجه کرده است. ورود تکنولوژی‌های جدید هم نیاز به سرمایه‌گذاری هنگفت دارد که نرفتن ممکن نیست، اما پیاده‌سازی آن نیز خود تبدیل به دشمنی جدید- شما بخوانید خلق رقیب جدید- می‌شود؛ برای مثال تا پیش از پیاده‌سازی و فراگیر شدن نسل چهارم شبکه تلفن همراه، تقاضا برای دریافت اینترنت

شماره 56 ورودی ورودی صفحه 18

دنیا از دریچه نسل Z

«-آقا دلار داری؟ + آره. – یکی می‌دی؟ + نمی‌شه، فعلاً خرید و فروش ممنوعه.» چند روز پیش سر ظهر در مسیر بازگشت از یک برنامه خبری شاهد این مکالمه بودم. چند پسربچه چتر به دست و کوله به دوش که معلوم بود تازه از مدرسه تعطیل شده‌اند وارد یکی از صرافی‌های خیابان عضدی شدند. اولین حدسم این بود که می‌خواهند آدرس جایی را بپرسند، اما وقتی خیلی جدی درباره ارز شروع به صحبت کردند جا خوردم و یاد دوران کودکی خودم و خیلی از هم‌نسلانم افتادم. البته مقایسه بچه‌های نسل جدید با ما دهه شصتی‌ها که کودکی‌مان اوایل دهه هفتاد و در اوضاع مملکت بعد از جنگ سپری شد شاید قیاس مع‌الفارقی به نظر بیاید. از یک طرف بچه‌هایی که همگی دست‌کم یک تبلت هوشمند به دست دارند و حتی تصور نمی‌کنند زمانی دنیایی بدون کامپیوتر، موبایل و اینترنت وجود داشته است و از طرف دیگر بچه‌هایی حاضر به یراق برای رفتن به گردش که تفریحات‌شان به بازی در کوچه، خواندن فلان کتاب داستان یا خرید اسباب‌بازی تازه‌ای که اصغرآقای بقال گوشه مغازه‌اش چیده بود خلاصه می‌شد. بچه‌های نسل Z یا به عبارتی نسل دیجیتالی، درست وسط فناوری پا به دنیا گذاشته‌اند و به تعبیر برخی، فناوری در ژن

شماره 56 ورودی ورودی صفحه 18

آب از آب تکان خورد

شامگاه ۱۷ فروردین‌‌ماه به دلیل وجود آسیب‌پذیری در سوئیچ‌های سیسکو (نه روترها) تعداد زیادی از دیتاسنترها، سرویس‌دهنده‌ها و زیرساخت‌های دنیا با اختلالات جدی مواجه شدند. با اینکه سیسکو این آسیب‌پذیری را در ۲۸ ماه مارس برطرف کرده بود، اما دقیقاً یک روز بعد شاهد پخش شدن Exploit آن بودیم. کشور ما نیز از این حمله بی‌نصیب نبود و سرویس‌های مستقر در شرکت‌هایی مانند ارتباط زیرساخت، پارس‌آنلاین، شاتل، صبانت، رسپینا و افرانت دچار قطعی کامل شدند. بارزترین نکته در این حمله مشاهده بیش از پیش عدم کارایی و چابکی مراکز و سازمان‌های پاسخگو هنگام حمله‌های سایبری بود که کارشناسان حوزه امنیت بارها از آن سخن گفته‌ بودند. یکی از رسالت‌های این ساختارها باید کمک به ارزیابی مداوم امنیت در فضای تبادل اطلاعاتی کشور باشد؛ مثلاً در مورد این حمله، در تاریخ ۲۹ مارس، شرکت Rapid7 در وبلاگ خود آماری از تعداد این تجهیزات آسیب‌پذیر در کشور‌ها اعلام کرد که کشور ایران هم در این لیست وجود داشت. در صورتی که چنین آمارهایی پایش شده بودند تاثیر این حمله بسیار کمتر می‌شد. یکی دیگر از ضعف‌های اساسی نبود ظرفیت مناسب برای پاسخگویی به حوادث فضای مجازی کشور است که یک نمونه‌ از آن را می‌توانم به پیگیری‌های حسام میرآرمندهی با وزیر در

شماره 55 ورودی ورودی صفحه 16

همه می‌روند

نوشتن درباره رفتن همیشه سخت است و در آستانه بهار سخت‌تر. همه ما زمستان را، حتی زمستان خشک و سردی همچون امسال را، به امید رسیدن به خورشید، جوانه‌ها و سفره‌های رنگین هفت‌سین و مهم‌تر از همه خبرهای خوش سپری می‌کنیم. در چنین تحول احوالی حرف ‌زدن از رفتن و ترک‌ کردن کم و بیش یک اشتباه رسانه‌ای ولی حقیقتی از زندگی است. سیمون دوبووار، نویسنده هستی‌گرا و فمینیست مشهور فرانسوی، کتاب زیبایی دارد در ستایش مرگ به نام همه می‌میرند که با قلم شیوای این بانوی فیلسوف نشان می‌دهد جاودانگی برای ما انسان فانی نه یک موهبت که حذف بخشی لاجرم از لذت زندگی است: مرگ عزیز، مرگی که زیبایی گل‌ها از اوست، شیرینی جوانی از اوست، مرگی که به کار و کردار انسان، به سخاوت و بی‌باکی و جان‌فشانی و ازخودگذشتگی او معنا می‌دهد، مرگی که همه ارزش زندگی بسته به اوست.* داستان رایموندو فوسکا** که نفرین شده است برای همیشه زنده بماند با کمی اغماض به حیات حرفه‌ای و صنفی ما هم قابل تسری است. جاودانگی در کار و بازاری که هر لحظه با تلاطمات جهان دست و پنجه نرم می‌کند حتی اگر ممکن هم باشد، فراتر از یک کابوس نیست. ما انسان‌ها ساخته شده‌ایم تا در

شماره 55 ورودی ورودی صفحه 16

طعم گس ۹۶

سالی که گذشت سال تلخ و شیرینی برای فناوری ایران بود و می‌توان این طعم گس را دست‌کم در مورد سه جریان آشکارا توضیح داد: فراگیری: رقابت نفسگیر بین اپراتورهای موبایل، توسعه کیفی و کمی و نسل‌های سوم و چهار اینترنت پرسرعت روی موبایل، تاثیر نسبی تعرفه‌های غیرحجمی و دیده شدن ماجرای فیبرهای خانگی در افق باعث شد هرچند الکن و لنگان‌لنگان ولی در نهایت به نحو محسوسی دسترسی همگانی به اینترنت پرسرعت تغییر کند. هرچند این میراث یکی دو سال است که برای بازار فناوری اطلاعات مانده، اما همگرایی اپراتورهای اول و سوم در زمینه‌های فرکانسی و به تعجیل افتادن اپراتور دوم سبب شد سرانجام در کشاکش قیمت و کیفیت در سال جاری کاربران واقعاً احساس کنند اتفاقات جدیدی در زمینه باند پهن موبایل اتفاق افتاده که مؤیدش هم یک جهش در کسب‌وکارهایی بود که ذاتاً همراه بودند. کسب‌وکار: در سالی که گذشت دیگر کسب‌وکارهای نوپا نه یک ترجیح برای بازار فناوری اطلاعات که تبدیل به یک شریان حیاتی شدند و درست در حالی که کسب‌وکارهای سنتی در گیر و دار بازتعریف خودشان بودند بستن یک مالیات بر فروشگاه‌‌های اینترنت قیمت‌ها را بالا می‌برد، حذف اپلیکیشن‌ها صدای مردم را درمی‌آورد و بسته شدن تاکسی‌های اینترنتی نارضایتی شهروندان را افزایش

شماره 55 ورودی ورودی صفحه 17

نوستالژی‌ای که واقعیتی جدید آفرید

پیوست در حالی پنجمین سال تولد خود را با انتشار ۵۵ شماره پشت سر می‌گذارد که حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات پس از تغییر و تحولاتی که در لایه مدیران ارشد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و به تبع آن در شرکت‌های زیرمجموعه و شرکت مخابرات و همراه اول رخ داده، شاهد پوست‌اندازی جدیدی است که شباهت‌ها و تفاوت‌های آشکاری با یک دهه پیش دارد. آغاز دولت نهم همزمان شد با فصل جدیدی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطاتی که این فصل جدید با ورود مدیرانی از بخش دفاعی کشور (صاایران) به بدنه مدیریتی بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران آغاز شد و تقریباً یک دهه ادامه یافت و با رفتن آخرین بازمانده آن دوران شاید بتوان گفت عملاً این فصل به پایان رسید. در واقع ورود این تیپ از مدیران به بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات در پی یک تغییر سیاسی با ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به وجود آمد و به تبع آن تحولات و تغییرات اقتصادی جدیدی در بخش رقم زد، چنان‌که سرمایه‌گذاران و سهامداران جدیدی وارد این عرصه شدند. هرچند آن مدیران دیگر بر صندلی مدیریت اجرایی بخش حضور ندارند، اما در لایه سهامداری همچنان حضور دارند. در دو دولت محمود احمدی‌نژاد با همه نشیب‌های فراوانش، اما

شماره 55 ورودی ورودی صفحه 17

اعتماد ازدست رفته

۱ سال ۸۲ یا ۸۳ به عنوان خبرنگار در جلسه کمیسیون اصناف وزارت بازرگانی حاضر شده بودم. در آن زمان این شانس را داشتم که به عنوان تنها خبرنگار در این جلسه حاضر شوم. به خاطر دارم که در یکی از جلسات بحث واردات شکر و تخصیص یارانه به آن موضوع داغی بود. در آن جلسه مطرح شد که اگر مردم صبح‌ها فقط یک قاشق کمتر شکر بریزند در چای خود یا به نوعی مصرف شکر خود را نصف کنند، تقریباً از واردات شکر بی‌نیاز خواهیم شد. در آن جلسه سیدحسن یوسف سینکی، معاون بازرگانی داخلی وزیر بازرگانی، با لبخندی تلخ گفت اگر ما این جمله را اعلام کنیم، نه تنها مردم مصرف شکر را کاهش نخواهند داد بلکه تصور خواهند کرد که قحطی شکر شده و همه برای خرید شکر اضافی به مغازه‌ها هجوم می‌برند. ۲ اوایل بهمن سال جاری در همایش بانکداری الکترونیک و نظام‌های پرداخت با داغ شدن موضوع خرید و فروش بیت‌کوین و سایر ارزهای رمزنگاری‌شده وقتی خبرنگاری از ناصر حکیمی، معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی، پرسید که با وجود تحلیل‌های بازار شما به مردم پیشنهاد می‌کنید بیت‌کوین بخرند یا خیر، او نیز با لبخندی تلخ جواب داد من اگر بگویم بخرند هیچ‌کس نمی‌خرد و اگر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 55 ورودی ورودی صفحه 18

زمانه تغییرات

ایران کشوری است که تغییرات کمی در لایه‌های مدیریتی آن رخ می‌دهد. مثلاً یک لحظه تصور کنید، نویسنده این یادداشت هنوز یک‌ساله نشده بود که محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنایع ایران شد و در حالی که محاسن بنده در حال سفید شدن هستند، جناب نعمت‌زاده تازه وزارت صنایع را رها کرده و مشاور وزیر اقتصاد شده است. در چنین کشوری «تغییر» فی‌نفسه واجد اهمیت و ارزش می‌شود، آن‌قدر که کمتر کسی به جهت تغییر توجه می‌کند. در سال ۹۶ تغییرات عمده‌ای در وزارت ارتباطات، شرکت مخابرات ایران، شرکت ارتباطات سیار ایران و سازمان نظام صنفی رایانه‌ای رخ داد. به جز سازمان نصر که تغییرات آن بر اساس یک روند معمول سه‌ساله انجام شد بقیه تغییرات می‌توانستند رخ ندهند، به خصوص اینکه رئیس‌جمهوری در انتخابات سال ۹۶ تغییر نکرد. وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات: حضور جوان‌ترین وزیر پس از انقلاب در مسن‌ترین کابینه ایران به نوبه خود جالب توجه است. این موضوع آن‌قدر حائز اهمیت بود که حتی نمایندگان مجلس نیز یکی از دلایل اعتماد به محمدجواد آذری جهرمی را جوانی او ذکر کردند. با این حال باید توجه داشت آنچه در سال‌های آینده مورد ارزیابی قرار می‌گیرد نه جوانی وزیر که عملکرد اوست. عملکردی که به صورت جدی از سال آینده

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 55 ورودی ورودی صفحه 18

نگاهی که زبان من و توست *

نم باران شروع شده و کوچه بوی بهار گرفته است. به جای اینکه مراقب باشم لیز نخورم، حواسم به گلدان کالانکوآیی است که محکم بغل کرده‌ام. قدم‌هایم را تندتر می‌کنم تا زودتر به سر خیابان برسم. هرچند فقط سه چهار دقیقه‌ای از قرارمان با سپیده گذشته، اما نمی‌خواهم بعد از سال‌ها بدقولی کنم و دیر سر قرار برسم. تقریباً ۲۰ سالی از اولین آشنایی‌ام با او می‌گذرد، زمانی که هر دو در یک دبستان درس می‌خواندیم و هم‌محله‌ای بودیم اما دوستی چندان عمیقی نداشتیم. در دوران دبیرستان بود که به معنی واقعی گروه دوستی‌مان با او و چند نفر دیگر شکل گرفت. در راه مدرسه از هر دری حرف می‌زدیم. مهم نبود چه موقع از شبانه‌روز و کجا هستیم، اجتماع‌مان در هر نقطه‌ای به بلند شدن صدای خنده‌هایمان و تذکر اطرافیان ختم می‌شد. سر کلاس کافی بود نگاه‌مان به هم تلاقی کند تا پیام لازم تبادل شود. روحیه تیمی خوبی هم داشتیم. اگر تقلب‌های جزئی را نادیده بگیریم، بهترین نمونه‌ روحیه تیمی‌مان در تیم والیبال نمود پیدا کرد، وقتی سپیده تبحر بیشتری از ما در والیبال داشت و تا آخر ترم از ما یک تیم خوب ساخت. قرار است بعد از ۱۲ سال دوباره آن گروه سرخوش یک جا جمع

شماره 54 ورودی ورودی صفحه 16

چرا کسی نگران نیست

مالکیت معنوی در ایران گذشته از اسم خوش‌آب و رنگش جایی میان مثلث برمودای جهانی، قضایی و صنفی گم شده است و امیدی هم به پیدا شدنش نیست، چون در یک کلام کسی هم دنبالش نیست. جهانی: بیایید بپذیریم که نه تنها شالوده بازار فناوری ایران بر نرم‌افزارها و سیستم‌عامل‌های قفل‌شکسته گذاشته شده است بلکه در اینترنت ایرانی در دوران پساتلگرامی باز هم موتور محرک پهنای باندی که در ایران مصرف می‌شود نه محتوای محدود، اندک و ممیزی‌شده رسمی ایرانی بلکه محتوایی است که بی‌اجازه با عطش فراوان زیرنویس می‌شود، منتشر می‌شود، دانلود می‌شود و حتی توسط شرکت‌های دارای مجوز و خود متولی انحصاری محتوای ایرانی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. وقتی در حوزه فرهنگ همواره به مردم می‌تازیم، ببینیم چقدر از آن محتوای پیدا و پنهانی که در رسانه‌‌های رسمی کشور از صدا و سیما گرفته تا مطبوعات استفاده می‌شود با رعایت اصول حتی اخلاقی، و نه مالی، مالکیت فکری است. زبان دیپلماسی در این زمینه کوتاه است. قضایی: آخرش که چه!؟ این سوالی است که بازار فناوری ایران در مبارزه بر سر دستیابی به حقوق مالکیت معنوی‌اش دست‌کم برای بازار داخلی دائماً از خودش می‌پرسد. بیایید تصور کنیم که این قانون حتی با وجود همه ایراداتی که به

شماره 54 ورودی ورودی صفحه 16

اعتباری که اعتبار نیست

تقریباً ۱۰ سال پیش به پشتوانه سپرده‌ای که در یکی از بانک‌ها داشتم توانستم در اولین دوره صدور کارت اعتباری این کارت را بگیرم. برایم خیلی جالب بود که می‌توانستم بیشتر از میزان حقوقی که آن زمان دریافت می‌کردم خرج کنم و به تدریج آن را پرداخت کنم. پس از مدتی دیگر صدور آن مدل کارت به دستور بانک مرکزی متوقف شد اما من چون جزو مشتریان سابق یا شاید اولین دور از مشتریان آنها بودم همچنان کارت اعتباری‌ام کار می‌کرد و تا زمانی که تورم ارزش پول را ناچیز نکرده بود از آن استفاده می‌کردم. از سویی بانک مرکزی برنامه دیگری برای کارت اعتباری داشت. داستان دوباره برای من وقتی شروع شد که شرکت ما (پرسش) تصمیم گرفت برای کارمندان و خبرنگارانش کارت اعتباری بگیرد. از من به عنوان خبرنگار این حوزه سوال کردند که به کدام بانک مراجعه کنیم و آیا اصلاً صدور کارت اعتباری کمکی به حال کارمندان خواهد کرد. من هم که طرفدار پروپاقرص کارت اعتباری هستم از مزایای این کارت صحبت کردم. در نهایت قرار شد بانکی که حساب حقوقی همکاران در آن است برای همه کارت اعتباری صادر کند و مجموعه نیز ضامن آنها شود. بگذریم از اینکه از هر کدام از همکاران ضامن

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 54 ورودی ورودی صفحه 17

تغییرات در کلاف سردرگم

وقتی شما این نوشته را می‌خوانید شاید رئیس هیات مدیره و مدیرعامل جدید شرکت مخابرات ایران و شرکت ارتباطات سیار ایران معرفی شده باشند. شاید هم نشده باشند. بله به همین سادگی، هفته‌ها از بلاتکلیفی بزرگ‌ترین شرکت ارتباطاتی ایران می‌گذرد. هرچند می‌توان گفت مخابرات و زیرمجموعه‌هایش به این وضعیت عادت دارند. در هشت سالی که از واگذاری شرکت مخابرات ایران می‌گذرد، چهار مدیرعامل و یک سرپرست در این شرکت حضور داشته‌اند و تا لحظه نگارش این یادداشت بیش از ۳۰ روز است که مخابرات نه مدیرعامل دارد و نه سرپرست. این نکته را هم باید در نظر داشت که مخابرات ایران از سال ۸۴ تا ۹۳ تنها دو مدیرعامل داشت، اما بعد از اختلافاتی که بین دولت و سهامداران غیردولتی این شرکت پیش آمد موج تغییرات بی‌پایان آغاز شد. تغییراتی که در سال ۹۵ با عوض شدن ترکیب هیات مدیره همراه شد و به نظر می‌رسد پس از چند سال مخابرات به ساحل آرامش رسیده است، اما با تغییر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات باز همه چیز به نقطه اول بازگشت. در همین حال این بار موج تغییرات به همراه اول نیز رسیده و به نظر می‌رسد وحید صدوقی پس از حدود ۱۲ سال قرار است صندلی خود را به

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 54 ورودی ورودی صفحه 17

چرا پولا رو میریزی تو بازی‌ها؟!

بودجه امسال شگفتی‌های زیادی داشت، یکی از آنها «دریافت عوارض از بازی‌های خارجی» بود. بر اساس لایحه بودجه ۹۷ قرار است ۱۰ درصد از فروش بازی‌های آنلاین خارجی و همچنین بازی‌های رایانه‌ای خارجی عوارض گرفته شود. زمانی وقتی اسم بازی را می‌شنیدیم بازی‌‌های کودکانه اولین تصور ما از این واژه بود. اما چند سالی است که بازی معنی دیگری یافته و به زودی به صنعتی بدل می‌شود. البته در کشورهای دیگر این اتفاق رخ داده و ایران هم این اواخر وارد این چرخه شده است، اما ورود به چنین موضوعات جدیدی مانند هر رخداد جدیدی در ایران حاشیه‌های بسیاری دارد و این عوارض نیز از حواشی این موضوع نوین است. این داستان از زمانی آغاز شد که حسن کریمی قدوسی از دریافت عوارض از بازی‌های خارجی خبر داد. مخالفت‌ها آغاز شد. در حقیقت نمی‌توان انکار کرد مسئولان ما حمایت را فقط در اختصاص وجه به صورت وام می‌دانند؛ مانند وام وجوه اداره‌شده، وام ازدواج و قس علی هذا. اما همیشه پول راه‌حل نیست. گاه بودجه وجود دارد اما تصمیمات نهادهای بالادستی مانعی برای بازی‌سازان است. ورود ناشران خارجی به ایران و سرمایه‌گذاری بر بازی‌های ایرانی، حل موضوعاتی مانند بیمه و معافیت مالیاتی می‌تواند اقداماتی برای تسهیل فعالیت تیم‌ها باشد. یکی

شماره 54 ورودی ورودی صفحه 18

بازگشت یک جهان‌بینی منسوخ‌شده

طی هفته‌‌های گذشته که تلگرام فیلتر شد و همه در سیکل روشن و خاموش کردن فیلترشکن برای ورود به اپ‌های مختلف گرفتار شدیم پیام‌رسان‌های داخلی از این فرصت برای معرفی خود به عنوان بهترین جایگزین تلگرام استفاده کردند، تا جایی که علاوه بر برنامه‌های تلویزیونی تقریباً در تمام سایت‌های خبری بخشی برای معرفی آنها به چشم می‌خورد. در گیر و دار تلاش آنها برای به رخ کشیدن ویژگی‌های خود به یکدیگر یکی از بانک‌های کهنه‌کار و دولتی نیز پا به این رقابت گذاشت و اعلام کرد پیام‌رسانی دارد که به کاربرانش اجازه انتقال وجه را نیز می‌دهد. ویژگی‌ای که حتی با تلگرام نیز نمی‌توانستیم در ایران به آن دسترسی پیدا کنیم. اغلب کسانی که مثل من تنبل هستند معمولاً از هر ابزاری که به خدمت این حس تنبلی‌شان درآید استقبال می‌کنند. مخصوصاً اگر صحبت از کار پرمشقتی مثل رفتن به عابربانک و انتظار در صف آن باشد، سعی می‌کنند نمونه‌های امن اپلیکیشن‌های پرداخت را امتحان کنند. می‌گویم امن چون به طور طبیعی دغدغه‌هایی در این زمینه وجود دارد. هرچند ممکن است در نگاه اول ایده این بانک برای ارائه خدمات پرداخت در یک پیام‌رسان بابت رفع چنین دغدغه‌هایی کافی و قانع‌کننده به نظر برسد و به هر صورت به عنوان

شماره 54 ورودی ورودی صفحه 18

نظارت بله؛ توقیف نه

رفع فیلتر تلگرام هرچند تبدیل به لحظه‌ای دراماتیک برای شهروندان مجازی ایران شد ولی از بسیاری جهات کم و بیش ناگزیر می‌نمود. بسته‌ شدن این پیام‌رسان محبوب درست چند هفته بعد از صحبت‌های رئیس‌جمهوری در اولین همایش حقوق شهروندی رخ داد، جایی که شیخ دیپلمات خطاب به وزیر ارتباطات تاکید کرد وزیر او قول خواهد داد دستش روی دکمه فیلترینگ نخواهد رفت. دست بر قضا این بار نه دست وزیر جوان کابینه دوازدهم که دست خود آقای رئیس‌جمهور روی دکمه فیلترینگ رفت و تلگرام محبوب‌ترین پیام‌رسان کاربران ایرانی بر اساس مصوبه شورای امنیت ملی به شورای امنیت کشور فیلتر شد. در خصوص اینکه فیلتر شدن تلگرام ظرف همین مدتی که بسته بود چه ضرباتی به بدنه جامعه مجازی، از جمله ۹ هزار کسب‌وکار خرد اینترنتی (بر اساس آمار مرکز رسانه‌های دیجیتال) که در این پیام‌رسان فعال بوده‌اند زده، مطالب و نقدهای مختلف منتشر یا شنیده شده است. اما حتی حالا که از این سرویس رفع فیلتر شده باز این سوال باقی است که چرا فیلتر شدن یک سرویس پیام‌رسان در کشور باید با این حجم از نگرانی و انتقاد همراه باشد؟ بزرگ‌ترین دلیل اینکه تلگرام به یک سرویس ملی برای ما ایرانیان تبدیل شده این است که دیگر سرویس‌های پیام‌رسان

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 16

دستور پخت یک تک‌شاخ

اگر شما هم از آن دسته دولتمردان باسلیقه‌ای هستید که علاقه دارند در پایان یک دوره وزارت یا معاونت و مدیریت یک یا چند تک‌شاخ زیبا و باطراوت روی میز آقای خانه، رئیس‌جمهور یا مهمانان از مجلس بگذارند و چشم‌های دیگران را خیره کنند تا مطمئن شوند وزارتخانه‌دار موفقی هستند، کافی است این دستورالعمل ساده را دنبال کنید تا بتوانید دست‌کم یک تک‌شاخ برشته روی میز برای پایان این چهارساله داشته باشید: در استفاده از مقررات زیاده‌روی نکنید: تقریباً همه صاحب‌نظران متفق‌القول‌اند که مهم‌ترین کار دولت این است که هیچ کاری نکند. حیطه مانور و عملیات دولت چه در لایه مقررات و چه حتی در زمینه مشوق‌ها به گونه‌ای زمخت، غیرفنی و اغلب خودمدارانه است که به راحتی با ایجاد رانت یا گمراهی منجر به از میان رفتن میکروارگانیسم‌های ظریف این بازار نمی‌شود. فراتر رفتن از لایه زیرساخت و فراهم‌ کردن فناوری‌های زیرساختی معمولاً هزینه سنگینی دارد و بوم‌زیست را به نحو غیرقابل بازگشتی متضرر می‌کند. مثال‌هایش هم پیام‌رسان ملی، سیستم‌عامل ملی و ده‌‌ها ملی بی‌میل دیگر است. تا می‌توانید روی تک‌شاخ سرمایه بمالید: نه! وام دولتی سرمایه نیست. بازار ایران پتانسیل بالایی در جذب پول غیرسیاسی بین‌المللی و استفاده از همین معدود صنعت‌گر و کارآفرین داخلی دارد. حتی با

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 16

نیاز بی‌جواب نمی‌ماند

وقتی نیازی در جامعه وجود داشته باشد همیشه افرادی هستند که این نیاز را پاسخ دهند و همواره راهی برای پوشش دادن آن پیدا می‌شود. در این مواقع بسیاری از افراد به قانونی بودن یا نبودن نیازشان چندان توجهی ندارند بلکه می‌خواهند کارشان هر چه سریع‌تر انجام شود. بهترین روش این است که این مسیر قانونی طی شود و ترجیح اکثریت مردم نیز همین است، چرا که اگر مشکلی پیش آید، فقط اگر فرایندهای طی‌شده قانونی باشد، امکان پیگیری آن از دستگاه قضایی و مراجع ذی‌ربط وجود دارد. اما اگر راه قانونی آن هم یافت نشود، بسیاری از افراد راه‌های غیرقانونی را نیز امتحان می‌کنند. نمونه بارز این گفته ممنوعیت صرافی‌ها از انجام تراکنش‌های آنلاین یا خرید و فروش آنلاین ارز است. طی سال‌های گذشته به دلیل تحریم‌هایی که بر کشور اعمال شده است امکان ارائه خدمات بانکی بین‌المللی خرد برای شهروندان کشور میسر نبود یا انجام این تراکنش‌ها به سختی صورت می‌گرفت. اگر خانواده‌ای می‌خواست شهریه فرزندش را در دانشگاه‌های بین‌المللی بپردازد، کار چندان ساده‌ای نبود یا اگر می‌خواستند هتلی را رزرو کنند یا مقاله‌ای در مجلات بین‌المللی چاپ کنند، انتقال وجه به سادگی صورت نمی‌گرفت. این افراد نمی‌توانستند به بانک‌ها یا صرافی‌ها مراجعه کنند و آنها وجه مورد

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 53 ورودی ورودی صفحه 17

ما و اسطوره پیکان

۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۴ در مراسمی با شکوه آخرین «پیکان» تولیدی در کارخانه «ایران خودرو» به موزه رفت. شاید ایران تنها کشوری باشد که یک مدل خودرو را ۳۸ سال تولید کرد و اتفاقاً مدل‌های متاخر، نسبت به اسلاف خود، زشت‌تر و بی‌کیفیت‌تر بودند. «پیکان» گرچه در شکل ظاهری‌اش یک خودرو بود، اما در واقع یک مفهوم ذهنی و یک نوع تفکر بود (هست) که هیچ‌گاه از ذهن ما پاک نشد. «پیکان» یک کانسپت (Concept) است که همچنان در تفکر ما ایرانی‌ها جا خوش کرده. «پیکان» نماد هم بود؛ نماد ذهن‌های تنبل و غیرخلاقی که به خود زحمت نوآوری نمی‌دهند و با انواع و اقسام روش‌های غیراقتصادی و غیرصنعتی و غیرعلمی همه رقبا را از میدان به در می‌کنند و خود برای سال‌ها یکه‌تاز عرصه بی‌رقیب می‌شوند و به ظاهر آقایی می‌کنند. ۱۲ سال بعد از به موزه رفتن «پیکان»، در شرایطی که اقتصاد کشور درگیر ابربحران‌های متعددی شده، مسئولان به فکر راهی هستند که با استفاده از اینترنت اشتغال‌زایی کنند. این روزها عبارت «یونیکورن» را زیاد می‌شنویم. استارت‌آپ‌هایی که بیش از یک میلیون دلار ارزش دارند و می‌توانند باری از دوش اقتصاد به رکود نشسته کشور بردارند. اما در سوی دیگر ماجرا، اسطوره «پیکان» هنوز زنده است و این

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 53 ورودی ورودی صفحه 17

حراجمعه ما و بلک‌فرایدی آنها

حراجمعه امسال هم مثل دو سال پیش با افت و خیزهای فراوانی گذشت. اختلال ۱۴ساعته سایت بامیلو که امسال برای سومین سال متوالی حراجمعه یا همان بلک‌فرایدی را برگزار می‌کرد داغ‌ترین خبر آن روزها شد. اما به نظر می‌رسد بلک‌فرایدی آنها چنان که باید بر تقویم ما نمی‌نشیند. زمانی که پایان سال میلادی و «عید مردماس» و هنوز سه ماهی تا پایان سال ما مانده است. شاید این بزرگ‌ترین دلیلی باشد که باعث می‌شود این حراجمعه آن بلک‌فرایدی نباشد. حراجمعه امسال که به پایان رسید گلایه‌ها آغاز شد. گلایه از تخفیف‌های پوشالی و قیمت‌هایی که واقعی نبود. گلایه از آماده نبودن سرورها و از دسترس خارج شدن‌شان و گلایه از همه آنچه از ایران ما نه جهانی اول که جهانی در رده سوم ساخته است. شاید همین حراجمعه هم تکاپوی جامعه استارت‌آپی کشور برای نزدیک کردن ایران به سکوی جهان اول است. تلاشی که به نظر می‌رسد در ریل درستی قرار نگرفته است. شاید اگر این حراجمعه به جای همزمانی با پایان سال میلادی در ماه‌های پایانی سال شمسی و روزهای نزدیک به عید نوروز برگزار می‌شد، بعد از سه سال جایی میان مردمان خودمان باز کرده بود. اما حتی دیجی‌کالا هم که همان سه سال پیش در رقابت با

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 18

بوی خوش کاغذ

دو ساعت از صحن علنی گذشته است و من با خود کلنجار می‌روم تا به سمت اداره اخبار نروم و برنامه صحن و برنامه کمیسیون‌ها را از روی میز برندارم… از دو ماه پیش که در گزارش مجلسم از استفاده بیش از اندازه از کاغذ و بهره نبردن مجلسیان از فناوری و اطلاعات در فعالیت‌های روزمره انتقاد کردم با خود عهد کردم برنامه مجلس را از سایت چک کنم و دیگر به سراغ کاغذهای رنگارنگ نروم. اما هر بار که همکاران دیگر یا نمایندگان را می‌بینم که چند کیسه کاغذ با خود حمل می‌کنند به این فکر می‌افتم که مجلس نمونه کوچکی از جامعه است، اگر این موضوع را به جامعه بزرگ‌تر تعمیم دهیم، درمی‌یابیم که حتی در زندگی روزمره هم تا می‌توانیم مدارک، سند یا رسیدی را به صورت کاغذی دریافت و جمع‌آوری می‌کنیم. انگار هر خانواده ایرانی یک نایلون مملو از مدرک در کشو یک کمد بوده و هست و خواهد بود. نمونه از این دست نیز بسیار است. دستگاه‌های خودپرداز دیگر برای ما غریبه نیستند و همواره در شرایط سخت یاری‌کننده بوده‌اند. اما انگار پس از گذشت سال‌ها هنوز به آنها اطمینان کامل نداریم و وقتی با سوال «آیا رسید دریافت می‌کنید؟» مواجه می‌شویم، حتی اگر در

شماره 53 ورودی ورودی صفحه 18

نسخه‌های بی‌اثر

اینترنت ثابت در ایران مانند یتیمی است که انگار هیچ قیمی نداشته و دولت حضانت آن را قبول کرده، حالا هم که با تمام سختی‌ها به جایی رسیده همچنان می‌خواهد سرپرستی او را بر عهده داشته باشد. از ترس اینکه هنوز نمی‌تواند روی پای خود بایستد، مانند خیلی از پدر و مادرهای نگران. یکی از بدشانسی‌های اینترنت پرسرعت این است که مانند دهه شصتی‌ها در شرایط مناسبی متولد نشده است. اگر ما در دهه‌ای متولد شدیم که کشور تازه از انقلاب فاصله گرفته بود اما در نهایت جنگی هشت‌ساله به او تحمیل شد، اینترنت پرسرعت هم در دولتی (نهم) شروع به رشد کرد که نه باوری به توسعه ‌آی‌تی به عنوان وسیله‌ای برای بهبود شرایط اقتصادی داشت و نه اینترنت را عامل اصلی برای این رشد می‌دانست. اینترنت پرسرعت در گام‌های اول خود در دوران مدیریت محمود سلیمانی، وزیر ارتباطات دولت نهم، با محدودیت دسترسی کاربران روبه‌رو شد و از سوی دیگر شرکت مخابرات ایران با انحصاری که در ارائه خدمات خود به فعالان بخش خصوصی اینترنت (برای شبکه‌سازی) ایجاد کرده بود، عملاً فضا را برای رشد این شرکت‌ها بست. این محدودیت‌ها توسط جایگزین بعدی سلیمانی در وزارت ارتباطات دولت دهم نیز ادامه داشت تا چهار سال دیگر کاربران با

شماره 52 ورودی ورودی صفحه 16

صادراتی که ما در آن خوبیم

صادرات فناوری در ایران، بافته در میان همه رویاها و سراب‌هایش، بخشی از یک افسانه بسیار بزرگ‌تر است که امروزه به نام «جهانی‌‌سازی» نقد و حتی چه بسا رو به افول تلقی می‌شود. جهانی‌سازی را معمولاً فرایند تعامل و ادغام اقتصاد و مردم دنیا قلمداد می‌کنند که از طریق تجارت بین‌المللی و سرمایه‌گذاری خارجی و با کمک فناوری اطلاعات انجام می‌شود، اما جهانی‌سازی در دهه اخیر ماهیتی بسیار سیاسی‌تر پیدا کرده که طی آن اقدامات دولت‌ها منجر به دگرگونی جهان می‌شود یا در یک کلام: جهانی‌سازی دولتمدار. در این شکل از جهانی‌سازی دولت‌ها نقشی کلیدی‌ در پیش بردن شرکت‌ها ایفا می‌کنند که این تشویق‌ها و تشکل‌ها و آمارهای دولتی و شبه‌دولتی صادراتی برای بازاری مانند نرم‌افزار در کشور ما نمونه‌هایی باسمه‌ای از این دست هستند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته و در صدر آنها در ایالات متحده این روند کم و بیش برعکس است؛ یعنی در حقیقت این کمپانی‌های بزرگ فراملیتی هستند که دولت‌ها را کنترل و نوعی سیاست‌ورزی اقتصادی را به آنها تحمیل می‌کنند. همین شرکت‌های فراملیتی هستند که «زنجیره‌های ارزش جهانی» را خلق می‌کنند و خودشان هم به عنوان «بنگاه رهبر» در آن میان نقشی کلیدی و البته سودی کلیدی دارند. مثال‌های این بحث نظری در فضای فناوری

شماره 52 ورودی ورودی صفحه 16

قراردادی که فراموش می‌شود

وقتی کسب و کارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات قدرت می‌گیرند یا تمام بخش‌های کشور بر قدرت گرفتن آنها تاکید می‌کنند و قرار است بخشی از مشکل اشتغال کشور از سوی این کسب و کارهای جدید رفع شود طبیعی است که دیگر نمی‌توان فقط به چشم سرگرمی به آن نگاه کرد. بستری که برای آن فراهم می‌شود باید به اندازه‌ای مطمئن باشد که بروز مشکل در آن را به حداقل برساند و سازمان‌های فراهم‌آورنده این بستر نیز باید مسئولیت خود در این بخش را به رسمیت بشناسند و بروز هر گونه مشکلی را اطلاع‌رسانی کنند. مشکلی که برای نماد اعتماد الکترونیکی نیز پیش آمد از همین دست است. زمانی که استارت‌آپ‌ها با مشکل تعلیق نمادشان برخورد کردند در مرحله اول با سکوت مرکز توسعه تجارت الکترونیکی مواجه شدند. زمانی که این سکوت ادامه یافت به تدریج قراردادهایشان با شبکه بانکی لغو شد و درگاه بانکی‌شان به تعلیق درآمد. شاید میزان درآمد شرکت‌های استارت‌آپی به نظر شرکت‌های دولتی چندان قابل توجه نباشد، اما قابل اتکا بودن سرویسی که این شرکت‌های نوپا به مشتریان‌شان ارائه می‌دهند برایشان حائز اهمیت است، چرا که بروز هرگونه مشکلی در ارائه سرویس به مشتریان‌شان با توجه به تنوع زیادی که در بازار وجود دارد ممکن

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 52 ورودی ورودی صفحه 17

فرش قرمز بیاورید

خصولتی‌ها که هر روز سهم بیشتر اقتصاد ایران را از آن خود می‌کنند همواره تاکید دارند که شرکت‌های کوچک (بخوانید بخش خصوصی) و دولت توان سرمایه‌گذاری در حوزه‌های مختلف را ندارند و به همین دلیل توسعه کشور عقب افتاده است. هرچند در پس این گفته سهم‌خواهی بیشتر از اقتصاد و تلاش برای کسب انحصار است، اما سخن درستی است. در این سال‌ها خزانه خالی و حجم گسترده سوءمدیریت‌ها و انبوه فسادهای مالی، دولت را در سرمایه‌گذاری ناتوان کرده است. نوع خاص روابط بین‌الملل کشور نیز امکان سرمایه‌گذاری خارجی را از میان برده و در نهایت بخش خصوصی نیز ناتوان‌تر از همیشه آه در بساط ندارند. به عنوان نمونه به وضعیت اینترنت بنگرید. اگر نبودند اپراتورهای تلفن همراهی که هر کدام به نهادهای خاص وابسته هستند، احتمالاً ما هنوز هم با پهنای باندهای ۳۲ تا ۶۴ کیلوبیت بر ثانیه دست به گریبان بودیم. در این حوزه خاص، با واگذاری شرکت مخابرات ایران، دولت عملاً دستی در توسعه ندارد. مخابرات سرگرم داستان‌های دیگر است و شرکت‌های خصوصی هم در تلاش برای امرار معاش. پس توسعه چه می‌شود؟ خداحافظی با ADSL و دردسرهایش نیاز به سرمایه‌گذاری عظیمی دارد که از عهده هر شرکتی برنمی‌آید. در حالی که رگولاتور اتحادیه اروپا اپراتورها را ملزم

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 52 ورودی ورودی صفحه 17

پرده نمایش سیاه

«به یک همکار شاداب، خلاق و باانرژی نیازمندیم.» این جمله‌ای است که تقریباً در اغلب آگهی‌های استخدامی استارت‌آپ‌ها دیده می‌شود، چیزی شبیه «منشی خانم با روابط عمومی بالا» که هرچند در نگاه اول به طور مستقیم به ویژگی اصلی شخص مورد نیاز اشاره می‌کند، اما می‌تواند تعابیر دیگری نیز با خود به همراه داشته باشد. بدون شک نمی‌توان تاثیر هیچ‌کدام از موارد تاکیدشده در این آگهی‌های استارت‌آپی یعنی شادابی و خلاقیت را در بالا بردن روحیه تیم و به تبع آن بهبود عملکرد هر پروژه‌ای دست‌کم گرفت، اما یک واقعیت را هم نباید فراموش کرد: موفقیت یک کسب‌وکار بیش از هر چیز به شایسته‌سالاری، میزان مهارت و دانش افراد در اجرای پروژه بستگی دارد. آنچه در رفتار و نوع تعاملات برخی تیم‌های استارت‌آپی دیده می‌شود نه انجام کار حرفه‌ای بلکه صرفاً ایجاد محیطی مفرح و بهره‌مندی از وجهه کاذب استارت‌آپ بودن است، چیزی که از یک طرف آنها را در سطح جوانان باحال دره سیلیکونی نشان دهد و از طرفی نگذارد کسی انگ بیکاری به آنها بزند. مشخصه اصلی این بخش از استارت‌آپ‌ها این است که به جای تمرکز کردن بر پروژه‌هایی که نیاز مبرم جامعه را برطرف می‌کنند یا مشاوره گرفتن از کسانی که دانش کسب‌وکار را می‌دانند، تنها

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 16

مظنونین همیشگی*

روال رایج درباره هر پرونده‌ای برای ناکامی شرکت‌‌های دارای پروانه «خدمات انتقال داده‌ها» این است که صورت‌مساله را جایی در میان مثلث برمودای رگولاتوری، مخابرات و وزارتخانه گم کنیم. مظنونین این سناریوی تکراری ADSL همیشگی‌اند؛ در آن سازمان و کمیسیون تنظیم مقررات توان و میدان رقابت را از دارندگان پروانه نه‌چندان خوش‌یمن PAP ربوده‌‌اند،‌ مخابرات با انحصار خود امکان بازی با کیفیت و بازار را از آنان گرفته و وزارتخانه هم با فشار بر حربه قیمت آنها را زیر پاشنه‌های آهنینش خرد کرده است. این است که همه بازیگران عرصه ADSL در این میان قربانیانی خاموش‌اند که فقط هر از گاهی از آنها ناله و نفرینی در رسانه شنیده شده و بس. اگر نخواهیم این نسخه هالیوودی برای قربانیان ابدی و مظنونین همیشگی را دربست باور کنیم، باید بر سه جریان مغفول طی یک دهه اخیر در میان دارندگان PAP صحه بگذاریم. جریانی که وقتی موج اینترنت همراه از راه رسید کم و بیش طومار ADSL و همه روایت‌‌های آن را برای همیشه در هم پیچید: کیفیت: اینترنت در ایران پدیده‌ای راضی‌کننده نه فقط به لحاظ سرعت که به لحاظ کیفی هم نیست، اما وقتی همان دلایل همیشگی در زمینه نابسامانی زیرساخت ایران به اینترنت نسل چهار و LTE می‌رسد

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 16

دعواهای حیدری نعمتی

تقریباً ۱۰ سال از راه‌اندازی مرکز ریشه می‌گذرد، اما هنوز دعواهای «حیدری نعمتی» برای مالکیت مرکز ریشه به پایان نرسیده است. هر کدام از دستگاه‌های دولتی به نوعی خواهان مالکیت مرکز ریشه هستند حال اینکه هیچ‌ کدام از آنها به کارکرد مرکز ریشه توجهی ندارند و همه فکر می‌کنند چون مرکز مهمی است بهتر است آن را از آن خود کنند و مالکیتش در اختیارشان باشد. در اصل با یک اموال عمومی مانند اموال خصوصی خود برخورد می‌کنند. علاقه به مالکیت وسایل و تجهیزات مختلف در زندگی روزمره هر کدام از ما شایع است. هر کدام دوست داریم ماشین شخصی خود را داشته باشیم، از همین روست که گاهی یک خانواده چهارنفره چهار خودرو خریداری می‌کند و هر کدام از افراد خانواده برای خود وسیله مجزایی دارند. از این دست مثال‌ها بسیار است، اما متاسفانه این رفتار فردی در رفتارهای سازمانی‌ ما نیز رخنه کرده است. در اصل بدون توجه به اینکه منابع عمومی را باید به صورت بهینه استفاده کنیم همه سعی می‌کنیم در دوره‌ای که بر سر کار هستیم یا چند صباحی که روی صندلی مدیریت نشسته‌ایم به گونه‌ای برخورد کنیم که بیشترین دارایی را برای زیرمجموعه خود فراهم کنیم. به نظر می‌رسد برخورد بخش‌های مختلف کشور بر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 51 ورودی ورودی صفحه 17

گریز از سرنوشت ارج

تا ۲۰ سال پیش کمتر ایرانی‌ای نام «ارج» و «آزمایش» را نشنیده بود. این دو کارخانه بزرگ که در دهه ۵۰ مهم‌ترین تولیدکنندگان لوازم خانگی در ایران بودند پس از انقلاب از حالت خصوصی درآمدند و دولتی شدند. همین تغییر وضعیت بود که سبب شد نام‌های ارج و‌ آزمایش کم‌کم از خاطر ایرانی‌ها پاک شوند و تنها زمانی دوباره به صدر اخبار بازگشتند که موضوع تعطیلی آنها به میان آمد. سرنوشت این دو کارخانه را می‌توان نماد مدیریتی دانست که تنها به حال توجه دارد و آینده را نمی‌بیند. با تغییرات روز حرکت نمی‌کند و می‌داند هر وقت ورشکست شد، همه چیز را تعطیل می‌کند و می‌رود سراغ یک بنگاه سودده دیگر. نمونه این اتفاق تاحدودی برای شرکت مخابرات ایران نیز رخ داد. با این تفاوت که اختلافات سیاسی باعث شد جلوی این روند گرفته شود. درست زمانی که روند فناوری ارتباطات ثابت در دنیا تغییر می‌کرد شرکت مخابرات ایران به بخش غیردولتی واگذار شد. از روند اجرایی واگذاری و قیمت‌گذاری که بگذریم، مخابرات در زمان نامناسبی واگذار شد. این زمان نامناسب را در مقایسه با اپراتور تلفن همراه می‌توان بهتر متوجه شد. در سال‌های اولیه عرضه تلفن همراه در ایران، ابتدا تعرفه خدمات آن آزادسازی شد. اپراتور تلفن همراه

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 51 ورودی ورودی صفحه 17

در انتظار همدلی از دست ‌رفته

مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در نتیجه مطالعه امکان‌سنجی تجارت الکترونیکی (پروژه متا)، که در سال ۸۱ اجرا شد و جزو پروژه‌های پیش‌بینی‌شده در طرح تکفا بود، شکل گرفت. مرکزی که می‌توانست تاثیر بسیاری بر اقتصاد کشور داشته باشد و مسیر توسعه در کشور را دستخوش تحولات جدی کند. اما این مسیر آن‌گونه که پیش‌بینی شده بود طی نشد. روسای پیشین مرکز توسعه بر این باورند که وزرا آنچنان که باید با مرکز همدل نبودند و به همین دلیل نیز این مرکز تقویت نشد. اما ریشه همدل نبودن وزرا را می‌توان در شرایط متلاطم اقتصادی جست‌وجو کرد که چند سالی کشور را درگیر خود کرده بود و امواج این دریای توفانی در آن سال‌ها هر روز خروشان‌تر از روز گذشته به ساحل اقتصاد کشور می‌کوبید و در نهایت پس از این توفان سهمگین هم آرامشی در پی نبود. ویرانه‌ای به جا مانده بود و وزرای بازرگانی و پس از آن صنعت، معدن و تجارت باید به ساختن این ویرانه می‌پرداختند و تجارت الکترونیکی در این میان غریبه‌ای بود که آنها نگاه نه‌چندان مطمئن خود را به او دوخته بودند و باور نمی‌کردند که شاید راه نجات از این ویرانه همان غریبه‌ای باشد که گوشه‌ای ایستاده و چشم در چشم اقتصاد تخریب‌شده

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 18

پشت دیوارها شهری است

امسال سال جابه‌جایی زمان برگزاری نمایشگاه‌های حوزه آی‌سی‌تی بود. نمایشگاه الکامپ برای اولین‌ بار از قشلاق به ییلاق کوچ کرد و رئیس سازمان نظام صنفی رایانه‌ای از برگزاری همزمان الکامپ و تلکام در سال ۹۷ خبر داد. هرچند اجزای صنعت ICT در هم تنیده هستند و خدمات بسیاری از شرکت‌ها در هر دو نمایشگاه کارایی دارند، اما باید دید برگزاری همزمان و ادغام این دو نمایشگاه، که هر دوی آنها از ماهیت B2B خود خارج شده و به B2C در حال تغییر هستند، چه مزایایی می‌تواند داشته باشد. یکی از مورخان درباره اتحاد آلمان شرقی و غربی در اواخر دهه ۸۰ میلادی می‌گوید این شانس دومی بود که نصیب آلمان شد. وضعیت اقتصادی ایالت‌هایی که در شرق دیوار برلین بودند چیزی فراتر از اسف‌بار بود و این اتحاد کورسوی امیدی را برای بهبود اوضاع زنده کرده بود. هرچند انستیتوی تحقیقات اقتصادی آلمان بر اساس نتایج تحقیقات خود اعلام کرده اتحاد دو آلمان دستاورد بزرگی در نزدیک کردن شرایط اقتصادی و زندگی شهروندان شرق و غرب آلمان بوده است، اما نتایج بررسی‌های انستیتوی نظرخواهی آنسباخ تابلوی دیگری را به نمایش می‌گذارد. این انستیتو، که از سال ۱۹۹۳ به طور سالانه درباره رضایت شهروندان ایالت‌های شرقی آلمان از اتحاد دو آلمان نظرسنجی

شماره 51 ورودی ورودی صفحه 18

رقیبان علیه رقیب

درست زمانی که هیچ ‌کس انتظارش را نداشت یک اتفاق کافی بود تا اعتمادی که تاکسی‌یاب‌های آنلاین بعد از سال‌ها بی‌اعتمادی در مسافرت شهری به وجود آورده بودند نیز زیر سوال برود. تجاوز، دزدی و به قتل رساندن مسافران توسط رانندگان حادثه جدیدی در کشور به حساب نمی‌آید و در سال‌های گذشته بخش قابل توجهی از حوادث روزنامه‌ها به این اتفاق اختصاص داشته است. اما چرا تجاوز یکی از رانندگان اسنپ به مسافران این سرویس تا این حد در جامعه مورد توجه قرار گرفت؟ پیش از این حادثه اسنپ نوعی اعتماد در امنیت مسافرت شهری ایجاد کرده بود که تاکسیرانی و آژانس‌های کشور موفق به انجام آن نشده بودند، اما با اتفاق اخیر مشخص شد توجه به نکات ایمنی و امنیتی در داخل این شرکت به درستی به اجرا گذاشته نشده تا در نهایت استخدام بدون نظارت و ضابطه در این سرویس بعد از ۱۰۰ میلیون سفر موفق موجب یک حادثه ناگوار شد. همین موضوع نیز سبب اهمیت دادن به این حادثه بیش از وقایع مشابه‌ توسط برخی رانندگان مسافرکش شهری شد. اما فارغ از همه انتقاداتی که به نحوه نظارت استخدام رانندگان این شرکت یا نحوه اطلاع‌رسانی غیرشفاف این سرویس به جامعه وارد است، بخشی از اخبار منتشرشده علیه

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 16

دموکراسی در انتظار قهرمان

عنوان پرچالش این شماره از ماهنامه پیوست یعنی «پایان دموکراسی» از کتاب مشهوری به قلم ژان‌ماری گنو، نویسنده و تحلیلگر معاصر فرانسوی گرفته شده است*. متفکری که درست در بحبوحه جشن اردوگاه غرب از فروپاشی شوروی آب سردی بر پیکر این آتش‌بازی شادمانه ریخت و این نظریه را مطرح کرد که دموکراسی دست‌کم در این روایت امروزینش لزوماً حد کمال برای هر جامعه انسانی نیست که همه چه غربی و چه شرقی بخواهند برای رسیدن به آن سر و دست بشکنند. تحلیل این اثر فوق‌العاده یا تایید آن در توان و ماموریت یک نشریه فناوری نیست، ولی ورای بازی با کلمات کتاب زیبای گنو تحلیلی عمیق‌ دارد که با مهندسی معکوس نظام سیاسی کشوری مانند آمریکا نشان می‌دهد سیاست در کشورهای دموکراتیک به سمت «صنفی ‌شدن منافع» پیش می‌رود و این نقطه شروع همسانی این تیتر با حال و روز بازار فناوری اطلاعات است. برای مثال گنو می‌گوید در یک نظام دموکراتیک غربی مانند آمریکا نظام نیرنگ توسط هزاران هزار لابی‌گر به پیش می‌رود و در لایه‌‌های زیرین بازار فناوری اطلاعات نمی‌شود انکار کرد چطور همین منافع صنفی‌شده توسط لابی‌هایی به دست می‌آید که یک کرسی در کمیسیونی را دست به دست می‌کنند یا دبیری را به جای رئیسی می‌نشانند.

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 16

قبیله‌های ما؛ جزیره‌های من

صحبت نکردن یکی از خصوصیات بارز زندگی روزمره است. البته این بدان معنا نیست که ما انسان‌هایی عملگرا هستیم و چندان تئوری‌پردازی نمی‌کنیم بلکه برعکس، بیشتر دوست داریم در مورد موضوعی حرف بزنیم تا آن را اجرایی کنیم. این امر در تمامی بخش‌های زندگی‌مان خودش را نشان می‌دهد، از زندگی خانوادگی گرفته تا کار و سیاست‌گذاری‌های کلان؛ مثلاً همه در مورد اینکه روابط خانوادگی باید چگونه باشد خوب سخنرانی می‌کنیم، اما بسیاری از ما هیچ‌کدام از حرف‌هایمان را اجرایی نمی‌کنیم. یا بسیار راحت در مورد همه چیز و جزئی‌ترین موضوعات و بی‌اهمیت‌ترین آنها با یکدیگر ساعت‌ها حرف می‌زنیم، اما حاضر نیستیم برای برطرف شدن یک مشکل یک کلمه با یکدیگر حرف بزنیم و به صورت مشارکتی مشکل را برطرف کنیم. یک «من» در شخصیت همه ما پنهان شده است. این رفتار فردی در روابط میان سازمان‌ها نیز نمود یافته است، چرا که روابط بین سازمان‌ها را بی‌شک مدیران آن شکل می‌دهند. بسیار اتفاق افتاده است که پای صحبت مدیری نشسته‌ام و پس از مطرح کردن مشکلات پیش روی اجرای پروژه‌اش از او پرسیده‌ام که آیا با فلان سازمان یا وزارتخانه همکاری کرده‌اید؟ جواب بسیار مشخص است: خیر. در همین مدت اخیر حداقل با چند موضوع اساسی مواجه شده‌ام که اجرایی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 50 ورودی ورودی صفحه 17

آش دهن‌سوز جدایی

پرونده شماره ۱۶ ماهنامه پیوست به موضوع سازمان نظام صنفی رایانه‌ای اختصاص داشت. یادداشتم در آن شماره با عنوان «آش دهن‌سوز صنف» به نوعی هشدار بود درباره سرنوشت سازمان نصر. حرف آن نوشته این بود که اگر سازمان نتواند به مطالبات اعضا پاسخ دهد و برای خود کارکرد مشخصی تعریف کند، به سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی دچار می‌شود و هر تکه از آن به سمتی خواهد رفت. آن نوشته باعث ناراحتی برخی از بزرگان صنف شد. آنها مکدر شده بودند که چرا تنها ۹ سال پس از آغاز به کار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای سرنوشتی تا این حد ناخوشایند برای آن پیش‌بینی کرده‌ام. اکنون حدود سه سال از آن تاریخ گذشته و دوره چهارم سازمان نصر به انتهای خود نزدیک می‌شود و این سازمان تلخ‌ترین تابستان دوران حیات خود را پشت سر گذاشته است. در ماه‌های گذشته افراد و گروه‌های مختلف، با ادعاهای گوناگون، پرچم استقلال از سازمان برافراشته‌اند و هر کدام یک تشکل جدید تاسیس کرده‌اند. چرایی این روند قابل پیش‌بینی را هم می‌توان در یادداشت پیش‌گفته دنبال کرد و هم در خلال پرونده این شماره. اما بعد از فروپاشی آن اتحاد بزرگ چه اتفاقی افتاد؟ اولین رخداد شکل یافتن ۱۵ کشور بود که هر کدام سودای آزادی و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 50 ورودی ورودی صفحه 17

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

دو هزار تومانی کهنه‌اش را محکم در مشتش قایم کرده است. صف بوفه همیشه آن‌قدر شلوغ است که اگر یک لحظه غفلت کند و پول از دستش رها شود، تا خود عصر باید گرسنه بماند. سال‌بالایی‌ها که نسبت به او قامت بلندتری دارند به‌موقع می‌رسند به پیشخان و ساندویچی نصیب‌شان می‌شود، از آن ساندویچ‌های ژامبون که اگر خوب کالبدشکافی شوند داخل‌شان چند خیارشور و گوجه هم می‌توان پیدا کرد. تقلایی می‌کند و تن ریزه‌میزه خود را از میان موج گرسنگان مدرسه به پیشخان بوفه می‌رساند. به هزار زور دستش را بالا می‌آورد تا توجه بوفه‌دار پیر و بی‌حوصله مدرسه‌ را جلب کند، اما تعداد دست‌هایی که به سمت پیرمرد دراز شده آن‌قدر زیاد است که دو هزار تومانی مچاله‌شده در دستان کوچک او توجهش را جلب نمی‌کند. جراتی به خود می‌دهد و با آن صدای نحیفش داد می‌زند: «آقا یه ژامبون هم به من بده!» صدایش در میان همهمه فریادهای دورگه یک مشت نوجوان قلدر دود می‌شود می‌رود هوا. در فضای صنف فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور نیز کم نیستند کسب‌وکارهایی که صدایشان به گوش کسانی که باید نمی‌رسد. یا خودشان اظهار فضل نمی‌کنند و وارد دایره تصمیم‌گیری نمی‌شوند، یا هنوز چانه‌زنی برای خواسته‌های خود را یاد نگرفته‌اند و فقط

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 18

شمشیر گداخته آنها و دستان رهاشده ما

حذف اپلیکیشن‌های ایرانی از اپ‌استور یکی از داغ‌ترین و پرحاشیه‌ترین خبرهای ماه گذشته بود. خبری که در ابتدای انتشار آن برای دوستداران اپل نگاهی همراه با بهت و حیرت به همراه داشت. دوباره تحریمی دیگر. کاربران اپل سال‌هاست هنگام آپدیت اپلیکیشن‌هایشان با پیام «خطای ۱۰۰۹» مواجه می‌شوند. پیامی که می‌گوید شما تحریم هستید! باید وی‌پی‌ان را روشن کنید و موقعیت مکانی خود را تغییر دهید تا بتوانید برنامه‌ها را آپدیت کنید. ما اپل‌دوستان که همیشه خطاپوش دوستدار خود بوده‌ایم، در این سال‌های سخت و سرد تحریم، این بی‌مهری‌ها را از گوشه چشم گذراندیم و دم نزدیم و به آنچه بهترین می‌پنداشتیم وفادار ماندیم. اما این بار دوستدار ما شمشیر گداخته‌اش را بر دور سر گردانید و گردانید و رسید به پرکاربردترین اپلیکیشن‌های بازار آی‌تی ایران و تیغ برانش چنان بر دل‌شان نشست که سفره کاسبی آنها پر خون شد. چشم ما نیز هم. طومارنویسی آغاز شد، صدای اعتراض به بلومبرگ و نیویورک تایمز رسید و درخواست‌ها از ظریف برای یافتن مرهم زخمی که هنوز تازه است به گوش می‌رسید. اما گویی همه درها بسته بود و صدای ما تنها در خانه خودمان می‌پیچید و به سوی خودمان بازمی‌گشت. ما در حصار این خانه محصور شده بودیم و همان اندک آب

شماره 50 ورودی ورودی صفحه 18

دو روی سکه تحریم

خبر داغ این روزهای صنعت موبایل در ایران حذف شماری از برنامه‌های ایرانی از گوگل‌پلی و اپ‌استور است. این برخوردها از سوی کشورها و شرکت‌های خارجی- که برای مردم ما تازگی هم ندارد- چه تاثیری در راه توسعه فناوری در ایران دارد؟ از یک سو دیدن صفحه‌ای که می‌گوید «شما به دلیل محدودیت‌هایی که برای کشورتان وجود دارد از استفاده از این سرویس محرومید» سبب ناراحتی همه ما می‌شود. بخصوص دوستداران تکنولوژی که همواره مشتاق استفاده از آخرین ابزارهای هوشمند هستند و علاقه‌مندند از آخرین پیشرفت‌های تکنولوژی در جهان بهره‌مند شوند. اما در سوی دیگر این اتفاق توسعه بیشتر صنعت داخلی و رشد و پیشرفت محتوا در کشور قرار دارد. در بخش اپلیکیشن‌های موبایل وضعیت صنعت داخلی چطور است؟ چقدر نیازمند محصولات خارجی هستیم و در کجای مسیر قرار داریم؟ کافه‌بازار خود از دل همین تحریم‌ها، مسدودسازی ارائه خدمات توسط گوگل به مردم ایران و نادیده گرفتن کاربران و توسعه‌دهندگان ایرانی کارش را آغاز کرد و اکنون توانسته است در کنار سرویس گوگل‌پلی و با رقابت داخلی و خارجی موجود به مرز ۳۴ میلیون کاربر برسد. در کنارش صنعتی شکل گرفته است که در آن بیش از ۳۰ هزار تیم درگیر توسعه محتوا، تولید بازی و برنامه هستند. صنعتی بومی

شماره 49 ورودی ورودی صفحه 16

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و چیزهای دیگر

انتظارها به سر آمد و مقرر شد محمد جواد آذری جهرمی پس از یکصد و چهل و یک سال از ایجاد این نهاد، بر صندلی مخبرالدوله وزیر ناصرالدین شاه نشسته، فاوای ایرانی را به قرنی نو هدایت کند. اگر به وزرای همین ۱۲ سال اخیر نگاهی بیندازیم، یکی استاد دانشگاه و همکار رئیس‌جمهور وقت بوده، وی جای خود را به مدیری از صنایع دفاع داده، او نیز سکان را به امیری از ارتش سپرده و در پایان کار به دیپلماتی از وزارت خارجه داده شده که نکته مشترک همه، بیگانگی آنان با این وزارت بوده است. ظریفی می‌گفت وزرای ارتباطات روز اول چند دوری زده‌اند تا محل کار جدیدشان را پیدا کنند و شگفت آنکه پس از پایان دوره وزارت رفته‌اند و پشت سرشان را هم نگاه نکرده‌اند! سیاست بر این شده تا برای شکستن نمودار سنی کابینه، وزیری جوان بر کرسی این وزارت جلوس کند. این صندلی می‌توانست به وزیری از زنان یا اقوام ایرانی یا سایر مذاهب اسلامی داده شود یا باز هم محلی باشد برای کاریابی رفیقی جامانده از حلقه‌های یاران و شرکا. در این انتخاب نیز چون گذشته نظرات کارشناسان و فعالان بخش در نظر گرفته نشده، اما حضور فردی که با وزارت و روابط و

شماره 49 ورودی ورودی صفحه 16

وزیر ارتباطی به جای وزیر ارتباطات

هرچند کلیدواژه‌های جریان انتخاب وزیر ارتباطات حول سه محور جوانی، اطلاعات و مجلس می‌گردند، اما در حقیقت بازی بزرگ‌تر این انتخاب را باید در سه کلمه کمی دورتر جست‌وجو کرد: تلگرام، جهانگرد و CDN: تلگرام: این نکته که چه قبل و چه پس از صحبت‌های محمدجواد آذری جهرمی، موضوع حملات علیه ‌ا‌و تلگرام بود چندان دور از انتظار نبود. نه تنها خود نامزد وزارت ارتباطات ناگزیر شد در این مورد با لحنی آسیب‌شناسانه برخورد کند، و با تکیه بر روایتی درست و فنی، یکی به نعل و یکی به میخ بزند بلکه هنوز توضیحاتش تمام نشده بود که مدیرعامل تلگرام توییت کرد وابسته به هیچ دولت و نهادی از جمله صهیونیست‌ها نیست. سرعت این واکنش در پاسخ به حرف‌های نماینده‌ای که بعضاً خود رسانه‌های ایرانی هم در فهم و تفسیر همه حرف‌هایش دچار مشکل‌اند نشان می‌دهد چگونه ایران تبدیل به مولفه‌ای تاثیرگذار حتی در کسب و کارها و سرویس‌های جهانی شده. اهمیت بازاری که همیشه پشت سیاستش گم شده است. جهانگرد: نمی‌شود از این واقعیت نیز چشم‌پوشی کرد که چطور کاندیدای همیشگی اصلاح‌طلبان برای وزارت ارتباطات، یعنی نصرالله جهانگرد، در آستانه انتخاب وزیر جوان یک قدم به عقب برداشت و در منظر رسانه‌ها بر صلاحیت گزینه دیکته‌شده از سوی محمود

شماره 49 ورودی ورودی صفحه 17

نقش منتقد؛ ژست مخالف

عادت کرده‌ایم هر نشستی که در مورد مشکلات شبکه بانکی کشور برگزار می‌شود از بانک مرکزی انتقاد کنیم، فرقی نمی‌کند که این نشست در مورد عملکرد بانک باشد یا شعبه بانک یا اصلاً در مورد رگولاتور؛ در همه جا بانک مرکزی بدون شک یکی از مقصران اصلی در شبکه بانکی شناخته می‌شود، اما جالب اینجاست که هیچ کدام از منتقدان حاضر نیستند انتقادات خود را رودررو بیان کنند و اگر پای نامی از نماینده بانک مرکزی در میان بیاید یا قرار باشد این انتقادات را پای میز مذاکره مطرح کنند، ترجیح می‌دهند سکوت کنند. اواخر ماه گذشته نشستی به همت یکی از شرکت‌های فعال در حوزه راهکارهای بانکی برگزار شد و در این نشست نمایندگانی از تمامی بانک‌های کشور شرکت کردند. در این نشست قرار نبود از بانک مرکزی انتقاد کنند، قرار بود از مزایای تغییر رویکرد شعب بانکی بگویند و نقش بازآفرینی شعبه‌ها مطرح شود، اما طبق روال گذشته وقتی بحث جدی و چرایی کم‌کاری شعب بانکی به میان آمد، به یکباره مقصر اصلی و نهایی بانک مرکزی قلمداد شد. آنها مشکل اصلی را محدود شدن توسط رگولاتور می‌دانستند و تقریباً در این خصوص همه متفق‌القول بودند که مانع اصلی در به‌کار‌گیری فناوری‌ها، ابزارها و همگرایی بانک‌ها ساختمان آبی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 49 ورودی ورودی صفحه 17

در انتظار توسعه

بسیاری از فعالان قدیمی‌تر صنعت ICT معتقدند از میان ۱۰ مردی که پس از انقلاب وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات شده‌اند محمد غرضی عملکرد بهتری داشته است. پیگیری‌های مجدانه او برای توسعه ‌بخشی که آن روزها هیچ چیز نداشت منجر به تحولی شد که پایه‌گذار آن چیزی است که امروز می‌بینیم. گفته‌های غرضی درباره نگاه آن روزهای سیاسیون ایران به صنعت ارتباطات جالب است: «وقتی به من گفتند برو وزارتخانه‌ای را انتخاب کن که خودت می‌خواهی، نشستم فکر کردم که کدام یک از این وزارتخانه‌ها از همه بیشتر گرفتار است و رسیدم به پست و تلگراف. وقتی به مرحوم حاج احمدآقا گفتم می‌خواهم بروم وزارت پست و تلگراف فرمودند: آنجا که چیزی نیست. من گفتم همین‌جا خیلی خوب است.» از خاطره‌ای که غرضی نقل کرده احتمالاً بیش از ۳۰ سال می‌گذرد و اکنون دیگر ICT جایی نیست که چیزی نداشته باشد. درآمد هزاران میلیاردی دولت از اپراتورهای تلفن همراه و ثابت و اینترنت و… این صنعت را به یکی از صنایع پول‌ساز کشور تبدیل کرده و تازه این از نتایج سحر است و اگر در سال‌های گذشته توجه کافی به آی‌تی شده بود، اکنون می‌توانستیم درآمدی بیش از این داشته باشیم. حالا همه توجه‌ها به فاوا است و این صنعت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 49 ورودی ورودی صفحه 18

جوان‌گرایی‌ که گم شد

گرمای هوای این روزها تنور وزارت ارتباطات را هم داغ کرده است. وزارتخانه‌ای که در این سال‌ها کمتر رنگ‌ و بوی سیاسی به خود گرفته بود، حالا با انتخاب جوان‌ترین وزیر کابینه دولت دوازدهم تبدیل به یکی از پرحاشیه‌ترین وزارتخانه‌ها برای کسب رای اعتماد شده است. نام محمدجواد آذری جهرمی ۳۶ ساله را کمتر کسی جز فعالان عرصه آی‌تی شنیده بود، اما حالا نامش به عنوان وزیر پیشنهادی ریاست جمهوری دهان به دهان می‌چرخد و حاشیه‌های فراوانی را با خود یدک می‌کشد. بخشی از دوران کاری او که در وزارت اطلاعات بوده حلقه مفقوده‌ای است که هیچ خبر موثقی از آن در دست نیست. کارنامه کاری وزیر پیشنهادی جوان کابینه پیشرفتی را نشان می‌دهد که کمتر کسی در سن و سال او توانسته به آن دست یابد. جهرمی از سال ۸۹ تا ۹۵ سوار بر آسانسوری شد که با سرعتی باورنکردنی در نهایت او را به میان معاونان وزیر ارتباطات رساند و حالا پس از گذشت یک سال از مدیرعاملی او بر شرکت ارتباطات زیرساخت، کاندیدای پست وزارت شده است. کمتر از یک سال پیش با او گفت‌وگویی داشتیم. جوانی خنده‌رو و خوش‌برخورد که به گفته خودش مفصل‌ترین گفت‌وگوی مطبوعاتی‌اش را تا آن زمان با نشریه ما داشت. اطلاعات کاملی

شماره 49 ورودی ورودی صفحه 18

سکوت بادزنگ‌ها‌‌ را بشکنیم

برنامه جدی وزارت ارتباطات دولت یازدهم برای گسترش پهنای باند و توجه ویژه به کسب‌وکارهای نوپا امید تازه‌ای را به مشام بسیاری از جوانان این مرز و بوم رساند و باعث داغ شدن بازار استارت‌آپ‌ها شد. اما به دلایل مختلفی تعداد استارت‌آپ‌هایی که در چهار سال گذشته توانستند تبدیل به کسب‌وکار موفقی شوند چندان هم امیدوارکننده نبود. از زمانی هم که بختک فیلترینگ گاه و بی‌گاه روی سینه کسب‌وکارهای نوپا نشست اوضاع سخت‌تر شد وکم نبودند آنهایی که دیگر دل و دماغ زیادی نداشتند و دست از امید بستن برداشتند. اغلب فکر می‌کردند یک پای حوزه استارت‌آپی کشور همیشه می‌لنگیده و کسی هم نبوده زیر بازوان آن را بگیرد. خلاصه از دید آنها اصلاً اوضاع درست‌بشو نبوده که نبوده. آنچه این روزها تاحدی دلگرم‌کننده به نظر می‌رسد تمرکز ویژه وزیر پیشنهادی ارتباطات بر موضوع استارت‌آپ‌هاست، موضوعی که به وضوح در نطق دفاعیه او در مجلس شورای اسلامی هم دیده می‌شد. هنگامی که جهرمی از برنامه خود در زمینه فناوری اطلاعات حرف زد به ‌طور مشخص بر موضوع اشتغال‌ و کسب‌وکارهای نوپای این حوزه تاکید ‌کرد. حالا این کسب‌وکارها چشم‌شان به وزیر پیشنهادی ارتباطات در کابینه دولت دوازدهم دوخته شده و منتظرند ببینند این جوان دهه شصتی که شناخت خوبی هم

شماره 48 ورودی ورودی صفحه 16

ترک تشریفات یک بازار

شرکت خدمات انفورماتیک نه فقط در مقام قیاسی ادبی که در عمل هم رخش سرکش بازار فناوری اطلاعات ایران است. سمند خوش‌قد و بالایی که در همان ابتدا نه تنها کم و بیش بلافاصله سوار و موسسش را بر زمین زد که طی این دو دهه و اندی توانسته تقریباً هر دولت و هر نگرش و هر رئیسی را تاب بیاورد و به یکه‌تازی در دشت فراخ فناوری‌های بانکی ایران ادامه دهد. خدمات انفورماتیک تا حالا به هیچ سواری واقعاً رکاب نداده است. وقتی در بدو تاسیسش سخن از شبکه بانکی مبتنی بر مخابرات به میان آمد، از زیر افسار ارتباطات کشور به مدد فناوری‌های ماهواره‌ای گریخت. وقتی حرف از کوچک شدن و رام کردنش به میان آمد، دست به تاسیس نیم دو جین شرکت با خانواده‌ای چند هزار نفری زد و وقتی سخن از رقابت به میان آمد، به آخور همیشه پرآب امنیت پناه برد. حالا این شرکت دیگر اسبی با نعل‌های آهنین است که یک پایش در حاکمیت و یک پایش در رقابت، یک پایش در امنیت و یک پایش در نظارت است. خودش محصول تولید می‌کند، سرویس ارائه می‌دهد، نظارت می‌کند و حکم می‌دهد. سایر واحد‌های فناوری بانک‌ها،‌ شرکت‌های پرداخت، توسعه‌‌دهندگان نرم‌افزار و حتی مدیران بیرون از

شماره 48 ورودی ورودی صفحه 16

فیلترینگ کوتاه‌‌ترین مسیر است

همسایه ما دو کودک شش و ۱۰ ساله دارد. این روزها وقتی با مادرم صحبت می‌کند تمام نگرانی‌اش خلاصه شده در ابزارهایی که دست فرزندانش است و او نمی‌داند چگونه اشتیاق فرزندانش به این ابزارهای جدید را کنترل کند. به گفته خودش، کودکانش از صبح تا شب با آن بازی می‌کنند یا با دوستان‌شان صحبت می‌کنند و زمان خود را در آن می‌گذرانند و حتی اگر مادر چیزی نمی‌داند، فرزندانش برایش در آن وسیله پیدا می‌کنند و کمکش می‌کنند. کودکانش به ‌گونه‌ای عمل می‌کنند که او بیشتر از این ابزار می‌ترسد، چرا که جواب هر سوالی را در این وسیله جست‌وجو می‌کنند و طبق گفته مادر نان و خوراک‌شان منحصر به آن شده است. در مقابل مادر هیچ‌چیز از آن نمی‌داند. نمی‌داند از وسیله‌ای که در اختیار کودکانش قرار داده چگونه استفاده کند. چگونه همچون فزرندانش با مهارت از آن استفاده کند و چگونه موضوعی را بیابد. حتی نمی‌داند چگونه مسیر فعالیت‌های کودکانش را رصد کند. تنها کاری که از دستش برمی‌آید این است که هر از چند گاهی وقتی دیگر ناتوان می‌شود و صبرش لبریز، ابزار کودکان را از دستان‌شان می‌گیرد و به صورت تنبیه چند روزی در اختیارشان قرار نمی‌دهد. در این مواقع است که کودکان نیز معذرت‌خواهی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 48 ورودی ورودی صفحه 17

شرکت خدمات، مساله یا راه‌حل

زمزمه‌های ایجاد تغییرات ساختاری در شرکت خدمات انفورماتیک مدتی است که میان مدیران ارشد بانکی کشور شنیده می‌شود. گرچه با توجه به تغییر معاون فناوری‌های نوین بانک مرکزی، مشخص نیست این موضوع تا چه حد پیگیری شود، اما حتی با ادامه حضور علی کرمانشاه نیز انجام تغییرات در یکی از زیرمجموعه‌های رگولاتور پولی-بانکی کشور با اما و اگرهای فراوانی روبه‌رو بود. وظایف- یا شاید بهتر باشد بگوییم اقدامات- شرکت خدمات انفورماتیک را می‌توان به دو بخش حاکمیتی و غیرحاکمیتی تقسیم کرد. در بخش وظایف حاکمیتی، شرکت خدمات سامانه‌هایی را در اختیار دارد که بر اساس قانون نمی‌توانند در اختیار بخش خصوصی باشند. گرچه شاید در برخی از کشورهای دنیا این سامانه‌ها نیز خصوصی باشند، اما در ایران نمی‌توان انتظار داشت تا سال‌ها و سال‌ها حاکمیت به صورت واقعی دست از اداره آنها بردارد. «شتاب» قطعاً مهم‌ترین و معروف‌ترین سامانه‌ای است که مدیریت آن در اختیار شرکت خدمات قرار دارد و به سختی می‌توان روزی را تصور کرد که شتاب خصوصی باشد یا نمونه‌های غیردولتی داشته باشد. سامانه‌های دیگر نیز گرچه به این اندازه شهرت ندارند، اما همگی فعلاً باید حاکمیتی بمانند. در این زمینه می‌توان به عملکرد شرکت خدمات انفورماتیک نمره قابل قبولی داد، هرچند در نبود سامانه‌های مشابه، امکان

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 48 ورودی ورودی صفحه 17

ببار ای بارون ببار *

سرم را به شیشه ماشین تکیه داده‌‌ام. بین عالم خواب و بیداری صدای خوردن قطره‌های باران به شیشه را می‌شنوم. یاد اخبار هواشناسی چند روز قبل می‌افتم که وعده کاهش دما و احتمال بارندگی در تهران را داده بود، خبری که وسط تابستان همیشه داغ تهران چندان باورکردنی به نظر نمی‌آمد. شیشه را پایین می‌دهم تا مطمئن شوم. در شرایطی که مسئولان و مردم از بحران کمبود آب گله دارند، باران تابستانی از آن دست اتفا‌ق‌های خوب است و اصلاً خود نعمت! اما اگر چنین سرمایه‌ای درست و حساب‌شده مدیریت نشود، هیچ دردی را دوا نمی‌کند. درست مانند سرمایه‌ای که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک تشنه آن هستند و هر از گاهی قطره‌ای از آن نصیب‌شان می‌شود. کسب‌وکارهای حوزه بازی هم از این قاعده مستثنی نیستند و با کمبود منابع مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هرچند بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در طول بیش از یک دهه سعی داشته نقش دایه مهربان‌تر از مادر را برای آنها بازی کند و از طریق مشارکت دست آنها را بگیرد، اما بودجه‌ خود بنیاد همیشه آن‌قدر مبهم بوده که عملاً نتوانسته برنامه‌ریزی دقیقی برای آن داشته باشد و به کمک آن از بازی‌سازان حمایت کند. به نظر می‌رسد از سال پیش بنیاد با در پیش گرفتن

شماره 47 ورودی ورودی صفحه 16

دیروز، امروز، فردا

انگار همین دیروز بود که انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در هوای سهیم شدن در این جنبش، از ستاد کاندیداها برنامه‌هایشان را در زمینه فاوا خواستیم. با پیگیری‌ها تنها یک جواب دریافت شد: مصطفی هاشمی طبا، نامزد بدون ستاد، برنامه خود را فرستاد. حزب مؤتلفه قدیمی‌ترین تشکل سیاسی ایران با بیش از نیم قرن سابقه است. اعضا و وابستگان حزب ریشه‌های عمیقی در بازار و تجارت دارند؛ در دهه‌های اخیر در صنایع نیز سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ در تجارت خارجی سهم عمده‌ای در صادرات محصولات کشاورزی و واردات کالا از آسیا دارند. مؤتلفه در شبکه خود هوادارانی در مدیران رده‌میانی کشور دارد و تنها حزب دارای ساختار در کشور است. نامزد این حزب برای ریاست جمهوری، مصطفی میرسلیم استاد دانشگاهی بود که در مناظره‌ها و همایش‌های انتخاباتی در تضاد آشکار دیدگاه‌های اقتصادی حزب، اقتصاد آزاد را نقد و نظرات شخصی خود را به عنوان برنامه مطرح کرد. حسن روحانی پس از پیروزی در انتخابات سال ۱۳۹۲ و در میان گزینه‌های وزارت، برای دوست دیپلمات خود کاریابی کرد و از آنجا که او روزی روزگاری در مخابرات دستی بر آتش داشته، خلعت صدارت بر تن محمود واعظی در این سرزمین افسانه‌های هزار و یک‌شب پوشانده شد. وزارت بدون برنامه چهار سال درگیر نزاع‌های

شماره 47 ورودی ورودی صفحه 16

یک عاشقانه آرام برای پایان تابستان

دوست داشتن پدیده غریبی است. شما می‌دانید که وقتی کسی را دوست دارید لاجرم کشاکشی دراماتیک در راه است. بعید است عشقی بدون بهایش به دست بشر برسد. سرشت دوست داشتن مبتنی بر انتظاری بی‌انتها، حسدی غیرقابل کنترل و تنهایی اغراق‌شده است که سبب می‌شود همواره از رابطه بیشتر بخواهید،‌ حضور غیر را برنتابید و از تصور تنها ماندن بدون یار بر خود بلرزید. دوستی میان صنف فناوری اطلاعات و وزارت ارتباطات هم از این کلیشه عاشقانه به دور نیست. داستان این عشق به بیش از چهار سال پیش بازمی‌گردد. هنگامی که بخش‌های بزرگی از این بازار تشنه تهدید‌زدایی، افزایش پهنای باند و بزرگ شدن کیک درآمدشان، امیدوار بودند با بازگشت تعقل، تخصص و اقتدار به وزارت ارتباطات این معشوق ابدی از کار درآید. در عمل هم یار کم و بیش محمود از آب درآمد: حصاری از آرامش دور بازار فناوری اطلاعات تنیده شد،‌ سرعت و گستره اینترنت به ویژه با اینترنت همراه گسترش پیدا کرد و بازار دست‌کم برای کسب و کارهای جدید بسیار بزرگ‌تر شد. اما صنف فناوری اطلاعات هنوز از این رابطه خرسند نیست. چرا که هیچ عاشقی از آنچه در ابتدا خواسته راضی نیست. صنف آی‌تی چه در روایت سازمان‌یافته‌اش یعنی سازمان نظام صنفی یارانه‌ای و

شماره 47 ورودی ورودی صفحه 17

رگولاتوری یک هنر است

کسب و کارهای جدید وارد فضای اقتصادی کشور شده‌اند، هر روز با سرعت بیشتری در مقایسه با روز قبل توسعه می‌یابند و تعدادشان بیشتر می‌شود. ایده‌های جدید از راه می‌رسند و خالقان این ایده‌ها عجله دارند که ایده‌شان را وارد بازار کسب و کار کنند و عایدی اقتصادی از آن داشته باشند. بسیاری از مواقع آنان فراموش می‌کنند هر فعالیتی برای حرکت و پایداری‌‌اش نیازمند رعایت قوانین خاصی است، قوانینی که چارچوبی را برای فعالیت هر شخص و هر کسب و کار تعیین می‌کند. اما مشکل اینجاست که سرعت تغییر فعالیت کسب و کارهای جدید به اندازه‌ای است که قانون‌گذار به پای آن نمی‌رسد، قانون‌گذار و رگولاتور نمی‌توانند برای فعالیتی که هنوز تبعات آن مشخص نیست و هنوز آن را نمی‌شناسند حدود و ثغور تعیین کنند. قانونی که تدوین می‌شود برای یک شب و دو شب نیست، عمری حداقل به اندازه یک دهه دارد. از همین رو قانون‌گذار باید به گونه‌ای آن را بنویسد که نیازمند تغییرات مدام نباشد و آینده‌نگری داشته باشد. تمامی این موارد موجب کند شدن حرکت تدوین قوانین می‌شود، موضوعی که اعتراض بسیاری از کسب و کارها را در پی دارد. در این شرایط حفظ تعادل هنر رگولاتور خواهد بود. هنر وی زمانی مشخص می‌شود که

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 47 ورودی ورودی صفحه 17

کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد

وقتی موضوع پرونده این شماره مشخص شد، مهم‌ترین تصور ما همگرایی نظرات فعالان فاوا درباره عملکرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و شخص وزیر بود. اما در خلال چندین ساعت گپ‌وگفت با فعالان این صنعت و کسانی که سال‌هاست قبض و بسط‌ها را تجربه کرده‌اند، مشخص شد باید میان وزیر و وزارتخانه تفاوت قائل شد. بسیاری از مدیران ارشد بخش‌های خصوصی و دولتی عملکرد شخص محمود واعظی را مثبت ارزیابی می‌کنند، اما در نظرسنجی‌ای که انجام شد- و نتایج آن را در این شماره می‌بینید- وزارت ICT به سختی توانست نمره قبولی دریافت کند. اکنون که هنوز دولت دوازدهم آغاز به کار نکرده، به نظر می‌رسد تحلیل این وضعیت حتی از گمانه‌زنی درباره وزیر آینده ICT نیز مهم‌تر است. این نوشته نیز تلاش دارد به پرسش چرایی تفاوت این دو پاسخ دهد. وزیر: برخلاف تصور عده‌ای حتی وزیر یک وزارتخانه فنی مانند ICT نیز باید بتواند لابی‌های سیاسی انجام دهد و گره‌های غیرفنی را باز کند. وزیر باید با مراکز پیدا و پنها قدرت به گونه‌ای رابطه داشته باشد که مشکلی بر سر راه برنامه‌های فنی ایجاد نشود. از این نظر می‌توان گفت محمود واعظی یک انتخاب مناسب برای وزارتخانه‌ای است که هر روز در معرض فشارهای سیاسی اجتماعی قرار

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 47 ورودی ورودی صفحه 18

*? Quo Vadis

«کجا میروی؟» آریای کوچک جلوی پنجره ماشین ایستاده و تا جایی که قدش یاری می‌کند به درون سرک می‌کشد. «مرا هم با خود می‌بری؟» می‌گویم باید از مادرش اجازه بگیرد. با تمام سادگی کودکانه‌اش «نه» مستتر در حرف مرا پیدا می‌کند و می‌گوید:«پس برایم بستنی بخر.» قبول می‌کنم و تا سفارشش بیشتر از این نشده خداحافظی می‌کنم و می‌روم. از آینه که نگاه می‌کنم برادر کوچک‌ترش با حسرت از اینکه به واقعه عبور من نرسیده به دور شدنم نگاه می‌کند. کوچه که تمام می‌شود به خیابان می‌رسم و با احتیاط دل به شلوغی بی‌سر و سامان آن می‌زنم و راه را بی‌هدف پی ‌می‌گیرم. به خودم که می‌آیم در ابتدای اتوبان هستم، راهی که به منطقه ییلاقی خارج شهر ختم می‌شود. هر وقت بی‌حوصله از خانه راه می‌افتم و هوس می‌کنم بی‌هدف با ماشین پرسه بزنم، خودم را همین‌جا می‌یابم. از یک غروب پنجشنبه کسالت‌بار به جاده پر از بهار پناه آورده‌ام، جایی که باغ‌های بی‌صاحب دو طرف جاده و بلال‌فروش‌های فریادزن فضا را کاملاً از شهر پرعجله پرکار متفاوت کرده‌ است. در هوای گرگ و میش غروب چند کیلومتری طی می‌کنم و با خودم می‌گویم تا ده انتهای جاده می‌روم و چند دقیقه در فضای بهاری امامزاده قدیمی می‌نشینم.

شماره 47 ورودی ورودی صفحه 18

سخن عکس‌ها

نمی‌خواهم  منکر حق آزادی افراد در نحوه استفاده از شبکه‌های اجتماعی شوم. کاربران این شبکه‌ها، سلایق و رفتار خاص خود را دارند. حتی گاهی در این مورد زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند. مثلاً در اینستاگرام، عده‌ای ترجیح می‌دهند به نوعی متین و باوقار جلوه کنند و عکس پرسنلی بگذارند. زوج‌های تازه به‌هم‌رسیده تمایل شدیدی دارند تا عکس‌های حلقه ازدواج و سفره عقد خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و آنهایی هم که میوه عشق‌شان را در آغوش گرفته‌اند، از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا حالات مختلفی از خنده‌ها و شیطنت‌های نونهال‌شان را در محوریت پست‌های اینستاگرامی خود قرار ‌دهند. اساساً اینستاگرام قرار بود جایی برای به‌اشتراک‌گذاری عکس‌های روزمره ما از هر نوع و با هر سوژه‌ای باشد، تا از طریق آن بتوانیم با بقیه مردم ارتباط برقرار کنیم. با این حال گویی عده‌ای سر سازگاری با این وضعیت ندارند و محوریت عکس در این شبکه را به حاشیه می‌رانند. هرچند نمی‌توان انکار کرد که طراحان این برنامه چنین امکانی را در اختیار آنها گذاشته‌اند و نباید از کاربران گله‌مند بود. با آمدن شبکه‌های اجتماعی عکس‌محور دست‌کم خود من گمان می‌کردم زبان عکس‌ها و تصاویر می‌تواند بر جملات طولانی و خسته‌کننده‌ای که در سایر شبکه‌های اجتماعی، همچون فیس‌بوک،

شماره 47 ورودی ورودی صفحه 18

در چهار سال چه گذشت

شاید بهترین عملکرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در چهار سال گذشته را در تغییر رویکرد حاکمان به پهنای باند و فرصت بودن فضای مجازی برای کارآفرینی و اشتغال دانست. زمانی که پهنای باند ۱۲۸ k برای مردم زیادی هم تشخیص داده می‌شد و برداشت از فضای مجازی فقط تلاش برای دستیابی به پورنوگرافی اعلام می‌شد، از این رو فرصتی برای اشتغال و کارآفرینی در این فضا برای کشور متصور نبود و هر نوع عملکردی منتج به پسرفت بود. خوشبختانه رهنمودهای مقام معظم رهبری در رابطه با فضای مجازی و بیان این عبارت با مضمون «من اگر رهبر نبودم مسئولیت راهبری را خود عهده‌دار می‌شدم» حجت را بر مسئولان تمام کرد و تابوی ایجادشده توسط عوامل ناآگاه را از بین برد و با بازنگری به رویکرد قبلی این امکان فراهم شد تا با همکاری مجلس مصوبه اختصاص منابع از محل درآمدهای وزارت، سازمان‌ها و شرکت‌های تابعه، سرمایه اولیه برای افزایش پهنای باند در بخش دولتی مهیا شود و به دنبال این اقدام فرصت‌های پی‌درپی برای بخش خصوصی و نوپاها برای حضور در این فضا و ایجاد اشتغال و کارآفرینی دانش‌بنیان و تغییر مشاغل و خدمات سنتی به مشاغل و خدمات بر پایه فناوری اطلاعات فراهم شود؛ برای نمونه تاکسی‌یاب‌های خصوصی

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 16

یک داده و سه قلندر

سه نظریه درباره وضعیت فعلی داده‌های کلان و کاربردهای آن در ایران وجود دارد که هر کدام با پرسش‌هایی اساسی مواجه هستند: نظریه اول: داد‌ه‌های کلان یا همان Big Data در ایران جمع‌، ذخیره‌سازی و تحلیل نمی‌شوند چون نهاد‌های دولتی، حکومتی یا خصوصی چندان برای آن ارزش قائل نیستند و چنان درگیر امور روزمره خویش و امور اولیه‌اند که رسیدگی‌شان به امور راهبردی،‌ تحلیلی و روز دنیا ممکن نیست. اگر این نظریه را بپذیریم، سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه ما دست‌کم یک دوجین شرکت شناخته‌شده،‌ استاد و سخنران یا کنگره و گردهمایی در این زمینه داریم. چگونه خود بازار وجود ندارد اما حاشیه آن را می‌شود دید؟ نظریه دوم: داده‌های ‌کلان در میان بخش‌هایی از بازار ایران مانند شرکت‌های خصوصی بزرگ، بانک‌ها و چند صنعت خاص دارای ارزش هستند، اما هنوز در سایر بخش‌ها مانند مخابرات، نظام سلامت و حمل و نقل این بازار به بلوغ کافی نرسیده است. به همین روال دولت و نهاد‌های بالادستی هم هنوز به دیدگاه لازم نرسیده‌اند و دغدغه‌های امنیتی خویش را دارند. اگر این نظریه نیز درست باشد باید دید بزرگ‌ترین متولیان حوزه‌هایی مانند ارتباطات، بهداشت و لجستیک چه کسانی هستند و اگر بپذیریم که داده‌‌های اصلی را اپراتورها، مردم و

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 16

حاشیه‌نشین

روزهای آخر دولت‌ها برای من به عنوان یک خبرنگار همیشه نگران‌کننده بوده است. معمولاً در طول یک دوره دولت مباحث مربوط به حوزه فعالیت خود را پیگیری می‌کنیم و از مدیران در مورد وضعیت پروژه‌ها یا تاخیر در اجرایی شدن هر کدام از آن طرح‌هایی که به نوبه خود می‌توانند تحولی ایجاد کنند پرس‌وجو می‌کنیم و درست در روزهایی که یک برنامه به ثمردهی می‌رسد، عمر یک دولت نیز به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود. پروژه‌ها در این دوره کوتاه زمانی افتتاح می‌شوند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر دولت عوض شود این طرح‌ها همچنان باقی خواهند ماند یا به صورت کامل از دستور خارج می‌شوند یا حتی در بهترین حالت مدیرانش تغییر می‌کنند و اجرایی شدنش با تاخیر مواجه می‌شود. در این ۱۷ سالی که از عمر خبرنگاری‌ام می‌گذرد تقریباً این سیکل برای تمام دولت‌ها تکرار شده است. پروژه‌ها متوقف و بازنگری شده‌اند و با شکلی دیگر به مسیر ادامه داده‌اند یا اینکه به صورت کامل کنار گذاشته شده‌اند. این در شرایطی است که کشور دارای یک برنامه ۲۰ساله است و بی‌شک هر مدیری که روی صندلی خود می‌نشیند ملزم به پیروی از آن برنامه ۲۰ ساله خواهد بود، اما مسیرهای طی کردن این برنامه‌ها بسیار متفاوت است.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 46 ورودی ورودی صفحه 17

خداحافظ تلویزیون

«با زیرساخت‌ها کاری خواهیم کرد که تک‌تک شما جوانان با گوشی خود، صدا و سیما باشید.» این جمله را می‌توان شاه‌بیت برنامه‌های حسن روحانی در زمینه ارتباطات و فناوری اطلاعات دانست و هم می‌توان آن را نقطه پایانی بر دوران طلایی تلویزیون به شمار آورد. دوران یکه‌تازی تلویزیون به سر آمده است. کمتر از یک‌ سال پیش در ترکیه کودتایی شبانه صورت گرفت و کودتاچیان خیلی سریع تلویزیون‌های دولتی و خصوصی را وادار به انتشار پیام دلخواه‌شان کردند، اما پیام اردوغان که با استفاده از یک گوشی تلفن همراه ضبط شده بود از طریق اینترنت به تمام جهان مخابره شد و هنوز خورشید به آنکارا نرسیده بود که کودتاچیان مجبور به تسلیم شدند. کمی قبل‌تر از آن، تلگرام در ایران توانست سرنوشت انتخابات مجلس را تغییر دهد. پیام‌ها و لیست‌هایی که از رسانه‌های رسمی امکان انتشار نداشتند در کمتر از دو روز به دورترین نقاط کشور رسیدند و یک اپلیکیشن موبایلی به تنهایی توانست سازمان صداوسیما را با بیش از هزار میلیارد تومان بودجه شکست دهد. و حالا در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اینترنت آنچنان قدرتی یافته که حتی مخالفانش را نیز به بهره‌برداری از آن وادار کرده است. پخش برنامه‌های تبلیغاتی کاندیداها در نقاط مختلف کشور به صورت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 46 ورودی ورودی صفحه 17

چشم‌های نگران دولت الکترونیکی

پروژه دولت الکترونیکی از زمان دولت اصلاحات در دستور کار قرار گرفته و از آن زمان تاکنون هر دولتی بر سر کار آمده و رفته دست نوازشی هم بر سر این پروژه کشیده است. اما در چند سال اخیر با افشا شدن پرونده‌های فساد متعدد از سوی دستگاه‌های دولتی، لزوم اجرایی شدن این پروژه بیش از پیش در میان دولتمردان احساس می‌شود. این مساله به درجه‌ای از اهمیت رسید که در مناظره‌های دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از سوی یکی از کاندیداها برای نقد عملکرد دولت یازدهم مورد استفاده قرار گرفت. در آن مناظره ابراهیم رئیسی اعلام کرد سطح بلوغ دولت الکترونیکی در دولت یازدهم تنها ۱۵ درصد بوده و این در حالی است که معاون دولت الکترونیکی سازمان فناوری اطلاعات می‌گوید این عدد مربوط به گزارش‌های سال ۹۳ است و در حال حاضر سطح بلوغ دولت الکترونیکی به ۳۵ درصد رسیده است. دولت‌های نهم و دهم در طول هشت سال توانستند سطح بلوغ این پروژه را به ۱۱ درصد برسانند و در دولت یازدهم در طول چهار سال سطح بلوغ دولت الکترونیکی ۲۴ درصد رشد داشته است. اما هنوز هم تا پایان این مسیر دشوار که به شفافیت و دسترسی آزاد اطلاعات می‌رسد راهی طولانی مانده است. معاون دولت

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 18

یک نفر و نصفی

«خانم شما یه نفرین؟ میشه بشینین جلو بچه‌ی منم کنار شما بشینه؟» راننده تاکسی چند متر جلوتر مسافر جمع می‌کرد و بچه‌اش را داخل ماشین تنها گذاشته بود. تعجب کردم اما بدم هم نیامد، از میدان آزادی تا کرج یک بچه شیرین و زیبا هم‌صحبتم می‌شد. رضای چهارساله را روی پایم نشاندم و کمربند را برای هر دومان بستم. موبایل پدرش را گرفته و وسط هر بازی از من می‌پرسد:«این چجوریه؟» پدر می‌گوید:«خاله، رضا خیلی قشنگ می‌خونه. یکم بخون… بخون دیگه!» کودک خجالت می‌کشد. موهای طلایی‌اش را روی صورتش ریخته و با دندان‌های قطره آهن خورده‌اش لبخندهای بزرگ می‌زند. پدرش عاقله‌مرد ترک‌زبان مهربانی است که سفره دلش را راحت باز می‌کند. مادر رضا ۴۰ روز است که خواهر دوقلویش را برداشته و با خود به شهرشان برده. پدر که حرف می‌زند رضا ناگهان دست از بازی برمی‌دارد و کودکانه تلاش می‌کند بحث را عوض کند:«تو میری سر کار؟ من و بابام با هم کار می‌کنیم.» مرد راننده می‌خندد:«راست می‌گوید… ما با هم کار می‌کنیم. از صبح تا ساعت پنج در مهدکودک می‌ماند. ساعت پنج هر طور شده خودم را می‌رسانم کرج، این بچه را برمی‌دارم و برمی‌گردم.» برای یکی از سرویس‌های تاکسی اینترنتی کار می‌کند. راضی است. پاکت بزرگ آبمیوه

شماره 46 ورودی ورودی صفحه 18

غرق در داده‌های ارزشمند

به هر جا که نگاه کنیم داده‌های بزرگ را می‌توانیم ببینیم. آنها همه جا هستند: در هواپیمایی که سوار می‌شویم، بانکی که به آن مراجعه می‌کنیم، ماشینی که سوار می‌شویم و خلاصه در هر قدمی که بر‌می‌داریم و هر نفسی که می‌کشیم. همین گستره حضور باعث شده اهمیت داده‌های کلان به طور تصاعدی بالا برود و روزبه‌روز به تعداد حوزه‌هایی که از آن تاثیر می‌گیرند اضافه شود. متخصصان نقطه اوج این تاثیرگذاری را در جایی می‌بینند که ذات بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی در بلندمدت متحول خواهد شد، تحولی که هاروارد بیزینس ریویو از آن تحت عنوان انقلاب داده‌های بزرگ یاد می‌کند. داده‌‌های بزرگ می‌توانند تاثیرات مختلفی بر کسب و کارها داشته باشند، از بهره‌وری و نوآوری گرفته تا میزان مولد بودن و مکانیسم تصمیم‌گیری. شرکت‌هایی که بتوانند با سرعت و سهولت بیشتری خود را با این تحولات همگام کنند از رقبای خویش یک سر و گردن بالاتر خواهند بود. سیستم‌های متعددی وجود دارند که داده‌های زیادی درون خود دارند؛ مثلاً سیستم ارتباطات یکپارچه (UC) یا سیستم‌های ردگیری خودروها. با استفاده از این سیستم‌ها داده‌های بسیار زیادی درون حوض بزرگی از داده‌ها تلنبار می‌شود. تحلیل و تبدیل این داده‌ها به اطلاعات قابل استفاده باعث می‌شود شرکت‌ها به نحو مطلوب‌تری درباره بهره‌وری

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 16

#انتخاب

امسال را در حالی آغاز می‌کنیم که فناوری اطلاعات دیگر به جبهه نخست رقابت سیاسی تبدیل شده است. رئیس‌جمهور مسکوت پیشین اول اتحاد مثلی‌اش را روی توییتر اعلام کرد. جمعی از مدیران کانال‌های سیاسی تلگرام عید را در زندان گذراندند و وزارت کشور برای فعالیت انتخاباتی در فضای مجازی آیین‌نامه نوشته است. دیگر حتی یک کاندیدا هم نیست که روی شبکه‌‌های اجتماعی خودش یا ستادش صاحب حساب نباشند و سخت است کسی را پیدا کنید که خودجوش یا خودساخته صاحب هشتگ نباشد. در حالی که صدا و سیما در جانبداری یا دست‌کم مغضوب بودن برخی کاندیداها پرده‌پوشی نکرده، مردم برای آگاهی از همه صداها از تلویزیون‌ها به گوشی‌هایشان پناه برده‌اند و وقتی در این میانه، یک سرویس تماس تلفنی رمزنگاری‌شده ابتدا برای ایران رونمایی و ظرف چند ساعت بسته می‌شود، هیچ کس به گزینه «تصادف» فکر نمی‌کند. لیکن در این میان یک سوال همچنان خودنمایی می‌کند. چگونه وقتی فضای مجازی چنین ماهیت تعیین‌کننده‌ای در کشور ایفا می‌کند که دولت‌ها، منتقدان و طرفداران همگی بر استفاده موثر از آن هم‌داستان هستند، در باقی این چهار سال، انتخابات تا انتخابات، فناوری اطلاعات حتی در زمره ۱۰ اولویت هیچ دولتی یا دست‌کم در میان هسته اصلی شعارهای انتخاباتی هیچ کسی نیست. چطور حتی

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 16

با اینترنت یا بدون آن

این روزها نمی‌توان خود را بی‌توجه به انتخابات نشان داد. حتی اگر در فضایی مشغول به کار باشید که هیچ ارتباطی با سیاست ندارد نادیده گرفتن انتخابات پیش‌ رو تقریباً غیرممکن است. اما جالب اینجاست که کاندیداهای ریاست جمهوری تا به امروز فضای مجازی را نادیده گرفته‌اند. اگر از شوخی سیل عظیم ثبت‌نام‌کنندگان انتخابات ریاست جمهوری بگذریم، اینکه تاکنون هیچ کاندیدای مطرحی برنامه کاملی برای دوره چهارساله ریاست جمهوری‌اش ارائه نکرده یکی دیگر از نگرانی‌هاست و سکوت تمامی آنها در مقابل فضای مجازی نگرانی اصلی‌تر. کنترل تورم، اشتغال‌زایی، توسعه روابط بین‌الملل و حقوق زنان بی‌شک سرفصل تمامی برنامه‌هایی است که کاندیداها سعی خواهند کرد برای خود بنویسند و روی آن در دوره تبلیغات انتخاباتی حرکت کنند، اما باید به این سرفصل‌ها، موضوع فضای مجازی و اینترنت اضافه شود. اگر روزی کاندیداها با یک نگرش کلی با آن برخورد می‌کردند و سعی می‌کردند بدون اینکه وارد جزئیات شوند از کنارش ساده بگذرند، امروز این امر محال به نظر می‌رسد. روزی به سادگی می‌توانستند بگویند:«اینترنت خوب است اما باید با برخی از مشکلات و بدرفتاری‌ها در آن برخورد کرد.» اما امروز شنیدن چنین چیزی از یک کاندیدا طنز به نظر می‌رسد، باید برنامه مشخص و مدونی برای پیشبرد آن تدوین کنند. اگر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 45 ورودی ورودی صفحه 17

دست انتقام

شاید امسال اولین سالی بود که اپراتورهای تلفن همراه، آماری از پیامک‌های رد و بدل‌شده در نوروز ارائه نکردند. به نظر می‌رسد اتفاق قابل افتخاری رخ نداده است. بخش عمده پیام‌های تبریک نوروزی با استفاده از تلگرام ارسال شده‌اند. درآمد اپراتورهای تلفن همراه از محل پیامک‌های شخصی به شدت کاهش یافته و این موضوعی نیست که حتی اپراتورها انکارش کنند. با این حال، آنها همچنان به درآمد از محل تماس‌های صوتی و فروش دیتا دلخوش هستند، موضوعی که به نظر می‌رسد نمی‌توان چندان به آن امیدوار بود. همین چند روز پیش تلگرام تماس صوتی خود را عرضه کرد. واکنش اپراتورها به این اتفاق به صورت کاملاً غریزی، مقابله بود. در ساعت اولیه مشخص شد امکان برقراری تماس صوتی با تلگرام با استفاده از اینترنت همراه، ممکن نیست. دولت اعلام کرد نه محدودیتی برای این موضوع اعمال کرده و نه دستورالعملی داده است. اپراتورها اما توپ را به زمین شرکت زیرساخت انداختند و ساعتی بعد در شبکه‌های اجتماعی شایعه شد این ممنوعیت با دستور مقامات بالا! رخ داده است. عده‌ای نیز هجوم مردم برای استفاده از این امکان را موجب اختلال در سرورهای تلگرام خواندند. اما در نهایت، درخواست‌های مردمی آن‌قدر بالا رفت که هم سرورها از اختلال به درآمدند و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 45 ورودی ورودی صفحه 17

نیست امید صلاحی ز فساد*

سازمان بین‌المللی شفافیت در جدیدترین رده‌بندی کشورهای جهان بر اساس شاخص ادراک فساد اعلام کرد رتبه ایران در جهان با یک پله نزول به رتبه ۱۳۱ رسیده است. شاخص ادراک فساد میزان فساد اداری و اقتصادی در کشورها را نشان می‌دهد و برای هر کشور نمره‌ای از صفر تا ۱۰۰ بر اساس این شاخص تعیین می‌شود. هرچه این نمره بیشتر باشد به این معنی است که فساد کمتر است. ایران در گزارش امسال سازمان بین‌المللی شفافیت نمره ۲۹ را به دست آورده است. نمره ایران در گزارش سال گذشته این سازمان ۲۷ اعلام شده بود و در سال ۲۰۱۳ نمره ۲۵ را به دست آورده بود. ایران از نظر شاخص‌های فساد مالی در هشت سال قبل از سال دولت یازدهم، ۵۶ رتبه سقوط داشته و از بین ۱۷۷ کشور، رتبه ۱۴۴ را به خود اختصاص داده بود و این رتبه فقط در سال ۹۱ به ۹۲، یازده پله سقوط کرده است. همین آمارها به اندازه کافی گویای وضعیت فساد در ایران است و شرایط بحرانی کشورمان را در این زمینه به درستی نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر، به ویژه از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم، بحث مفاسد اقتصادی بیش از گذشته مطرح شده و برخی از پرونده‌های دولت پیشین

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 18

زن پشت دروازه

آقای مدیر باسابقه روبه‌روی ما که دو خبرنگار زن هستیم نشسته و از کارمندانش حرف می‌زند. در شرکت بیش از هزارنفری او زنان نقش کمرنگی دارند و غیر از یکی دو نفر در سطوح مدیریتی خبری از حضور زنان نیست. وقتی از نسبت جنسیتی در شرکتش می‌پرسیم لبخند می‌زند. می‌گوید نمی‌داند چرا چنین سوالی می‌پرسیم و او مخالفتی با حضور زنان در اجتماع و کار کردن آنها ندارد، اما فکر می‌کند زنان نباید زندگی خانوادگی را قربانی کار بیرون کنند. از سال‌های مناسب برای ازدواج و بچه‌دار شدن می‌گوید که تحت فشار کار و جنگیدن در فضای به گمان او مردانه هدر می‌روند. او می‌گوید زن‌ها نباید مادر بودن و زنانگی خود را فدای کار کنند و درست هم نیست کارهای مردانه را به زنان بسپاریم. وقتی از کارهای مردانه نام می‌برد، ناباورانه نگاهش‌می‌کنم. با خودم تکرار می‌کنم: کارهای مردانه! انگار مدیران قدیمی چیزی از «راه رفتن با کفش‌های پاشنه‌بلند» نمی‌دانند. انگار همه کارها برای مردان طراحی شده؛ برنامه‌نویسی مردانه‌ است، ریاضی مردانه است، نفت مردانه است، معدن، ساختمان‌سازی، سیاست… اصلاً ما این همه در خیابان‌ها و شرکت‌ها و سازمان‌ها چه‌ می‌کنیم؟ صنعت آی‌تی نسبت به صنایع سنتی‌تر بیشتر حضور زنان را به خود دیده و زنان هم نشان داده‌اند

شماره 45 ورودی ورودی صفحه 18

این خودکار را به من بفروش

«- اگر به تو بگویم این خودکار را به من بفروش، چطور این کار را می‌کنی؟ +می‌توانی اسمت را روی آن دستمال بنویسی؟ -خودکار ندارم! + بیا این خودکار!» این دیالوگ از فیلم گرگ وال‌استریت را شاید با قدری تسامح بتوان ساده‌ترین نمونه بازاریابی و (به تعبیر بهتر) بازارسازی تلقی کرد، دیالوگی که تاکید داشت با بازاریابی صحیح همه چیز را می‌توان فروخت، چون به نحوی برنامه‌ریزی شده است تا مخاطب به آن محصول احساس نیاز کند و مجبور به خرید آن شود. همین ویژگی، بسیاری از کسانی را که می‌خواهند پول‌دار شوند و دنبال راهی برای آن می‌گردند به سمت هنر بازاریابی برای ایده یا محصول‌شان می‌کشاند، هنری که به کمک آن نه تنها می‌توانند همه چیز را بفروشند بلکه اگر آن را به درستی فرا بگیرند و اجرا کنند از فروش هم بی‌نیاز می‌شوند. مدعیان بسیاری برای این هنر، که حالا با ابزارهای فناورانه متنوع‌تر هم شده است، وجود دارد. این مدعیان اغلب فراموش می‌کنند در نظم نوینی که ما را مجبور به دویدن در تمام ابعاد زندگی می‌کند، شیوه‌های کار قاعده‌مند و برنامه‌ریزی‌شده گذشته برای مدیریت دنیایی که با چنین سرعتی در حال تحول است کافی نیست. قدرت رسانه‌های جمعی رو به افول است و محدوده‌های اقتدار

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 16

نمره‌های ستاره‌دار، اعتراض پذیرفتنی نیست

در دوران دانشجویی ما رسم بر این بود که در پایان هر ترم، اساتید نمرات را پشت در اتاق‌شان می‌چسباندند و زمانی را هم برای رسیدگی به اعتراض تعیین می‌کردند. زمان اعتراض فرصتی بود تا بتوانیم از عملکرد خود دفاع کنیم. گاه حقی هم ضایع نشده بود و باید بهانه‌های ترحم‌انگیزی می‌یافتی تا نمره‌ای بستانی و درسی را بگذرانی. در این مذاکرات چه مادرها که بیمار می‌شدند و چه دانشجویان فقیری گرفتار کار شبانه! فراوان تنگناهایی از جنس خواستیم و نگذاشتند و نشد و به ناچار نکردیم و نخواندیم. آخرین مرحله التماس کردن بود و برای دسته‌ای هم تهدید! موفقیت همان پرنده کوچک خوشبختی، نمره ۱۰، بود و رفتن به درس بعدی بدون اینکه به درستی چیزی آموخته باشی. در یکی از ترم‌ها، استاد باهوش و کم‌حوصله‌ای برای رهایی از این مناظرات، کنار تعدادی از نمرات ۱۰، ستاره‌ای گذاشته بود. در یادداشتی زیر صفحه نوشته بود اعتراض برای نمرات ستاره‌دار پذیرفته نیست! روزهای آخر دولت است. رسم است دولتیان در روزهای پایانی خوش سخن می‌شوند و با ذکر مصیبت از میراث ویرانه پیشینیان، به ترسیم بهشتی که برایمان ساخته‌اند می‌پردازند. همین روزهاست که کیلومترها فیبرنوری کشیده می‌شود، پهنای باند چند برابر می‌شود و طرح‌ها و پروژه‌های رنگارنگ از پستوها بیرون

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 16

یک ابر برای شما

هر انسانی باید برای خودش یک ابر داشته باشد، ابری که بتواند در روزهایی که نیاز دارد برایش ببارد، در روزهای آفتابی سایه بر سرش بیندازد و وقتی غمگین است به شکل خاطرات خوش کودکی دربیاید؛ هر انسانی باید ابری داشته باشد که آن را با کسی که دوست دارد تماشا کنند و وقتی ابر دوستش نزدیک شد بفهمد یار نزدیک است. هر انسانی باید ابری داشته باشد که وقتی تنها بود، تنها نباشد. این یک یادداشت نوروزی نیست. شاید اگر بود سرنوشت بهتری داشت. وقتی شما آن را می‌خواندید خوشحال می‌شدید که سال خوبی داشته‌اید و سال بهتری در پیش دارید. می‌خواندید و باور می‌کردید که امید پابرجاست و خورشید روزی از پس ابر طلوع خواهد کرد، اما واقعیت این است که این یک یادداشت نوروزی نیست. تنهایی امری مقدس است. کتاب‌ها و شعرها و الهام‌‌ها در پشت میز یک اتاق دربسته، در دل بیابانی سوزان یا در انتهای غاری معجزه‌گر خلق می‌شوند و به دنیا می‌آیند. برای همین است که باید همه مقدسان تنها باشند و برای همین است که ما محتاجیم گاهی فراموش کنیم چقدر تنهاییم که اگر فراموش نکنیم چقدر تنهاییم، چه بسا زیر این سبکی تحمل‌ناپذیر هستی خرد شویم. فناوری‌ها و رسانه‌ها و پیام‌رسان‌ها دشمن

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 17

تبعی یا برنامه‌ریزی شده

اگر سرمان را برگردانیم و فقط به بازه یک سال گذشته نگاه کنیم و افق‌مان تنها برسد به اسفندماه گذشته- یعنی سال ۱۳۹۴- قطعاً درمی‌یابیم در همین یک سال گذشته فناوری اطلاعات و ارتباطات چنان به زندگی روزمره وارد شده است که حتی پدیده‌های فناورانه‌ای که یک سال پیش تجربه نکرده بودیم، امروز جزء جدایی‌ناپذیر زندگی‌مان شده است و این تجربه باعث می‌شود به این گمان برسیم که بدون این فناوری‌ها زندگی اگر نه غیرممکن، که دشوار شده است. از همین روست که حتی مخالفان پر و پاقرص فناوری‌های نوین ارتباطی، به دلیل تسهیل ارائه خدماتی که برای شهروندان این فناوری‌ها ایجاد کرده‌اند، ابزارهای مخالفت‌شان کندتر و ناکارآمدتر شده است و به ناچار و هرچند به سختی پس از مدتی، از مواضع افراطی خود دست می‌کشند و خود نیز تن به این خدمات می‌دهند، هرچند تمایلی نداشته باشند که مهر تایید رسمی بر آن بزنند. آنچه عیان است فناوری اطلاعات و ارتباطات در هر جامعه‌ای راه‌های خود را گشوده و می‌گشاید. در واقع وقتی شمارش آغاز می‌شود توقف آن غیرممکن است، تنها کاری که امکان‌پذیر است، کند کردن روند این شمارش است. از همین رو حکومت‌ها اصولاً می‌توانند دو نقش را بر عهده بگیرند: در این شرایط یا کندکننده این

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 17

ما به قدرت رفاقت‌مان دلخوشیم

این موقع از سال، همیشه یاد اولین شماره ماهنامه پیوست می‌افتم، روزهایی که تعدادمان به اندازه انگشتان دست بود و فقط قدرت رفاقت بود که روی پا نگه‌مان ‌داشت و موجب غلبه بر مشکلات شد. در آن زمان نه دغدغه پول داشتیم و نه نگرانی حقوق. می‌خواستیم کار کنیم. اما دوستان دیگرمان نگران بودند، کسانی که کسب و کار را می‌شناختند و می‌توانستند هوای اقتصادی کشور را پیش‌بینی کنند. در نظر آنان هوا چندان برای شروع یک کسب و کار جدید مساعد نبود، شرایط و نشانه‌های اقتصادی امیدبخش نبود و جبهه‌های هوای رکود به تدریج وارد کشور می‌شدند و شرایط جوی نگران‌کننده بود. می‌گفتند چرا سراغ مجله کاغذی رفتید، چرا الآن شروع به کار کردید؟ دوره رکود است و مشکلات بسیار. اما ما سرمان گرم بود و به قدرت یکدیگر اعتماد داشتیم. از آن زمان چهار سال گذشته است، هر سال منتظر و امیدوار بودیم تا رکود به پایان رسد و زمان رونق اقتصادی فرا رسد و نسیم آن به نشریات نیز برسد. اما هر سال سخت‌تر از سال قبل آغاز شد و به پایان رسید. منتها امسال چیز دیگری بود. از ابتدای امسال رکود اقتصادی فراگیری تمامی بخش‌های اقتصادی کشور را در بر گرفته بود، بسیاری از شرکت‌های نفتی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 44 ورودی ورودی صفحه 18

باران در کویر

همچنان مهم‌ترین رخداد در جهان فناوری، اینترنت است. رخدادی که به دلیل استمرار کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما آنچنان موثر است که دیگر نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. هرچند برخی به قول آن همکار، در برابر باد سیم خاردار می‌کشند، اما آنها هم دیگر نمی‌توانند روزی بدون اینترنت را تصور کنند. شاید ترجیح می‌دهند برای خودشان باشد نه دیگران، یا سعی می‌کنند با «ملی» کردنش به چیزی شبیه کفش ملی و خودرو ملی تبدیل شود، اما به نظر نمی‌رسد در این راه هم توفیقی به دست بیاورند. در زمانه‌ای که بحران برنامه‌ریزی در کشور گریبان همه را گرفته، بستن اینترنت به برنامه‌ای مدون و اجرایی قوی نیاز دارد که به نظر نمی‌رسد از عهده مخالفان جریان آزاد اطلاعات برآید. با این نگاه، می‌توان گفت مهم‌ترین دستاورد دولت یادزهم، که چند ماه بیشتر به پایان عمرش باقی نمانده، آزادی پهنای باند است. دیگر کسی یادش نمی‌آید که محدودیت ۱۲۸M برای مصرف‌کننده خانگی وجود داشت و اینترنت موبایل موضوعی اضافه بر سازمان تصور می‌شد. اما حالا با آزاد شدن پهنای باند و کمتر شدن نگاه امنیتی به این مقوله (حداقل در دولت)، مردم به استفاده از اینترنت عادت کرده‌اند و سرعت و کیفیت بیشتر یکی از مطالبات عمومی است. افزایش پهنای باند اینترنت

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 44 ورودی ورودی صفحه 18

بهارت را خزان نکن

فکر کردن درباره وضعیت خودمان می‌تواند یکی از عجیب‌ترین و در عین حال جالب‌ترین کارها باشد؛ اینکه کجای این جهان ایستاده‌ایم، چه اتفاقاتی دور ‌و ‌برمان می‌افتد. یا مثلاً در یک سال گذشته توانسته‌ایم چه تغییراتی در زندگی‌مان ایجاد کنیم و مجبور به پذیرش چه تغییراتی شده‌ایم. بعضی‌هایمان با هزار بیم و امید کسب‌و‌کار نوپایی راه‌اندازی می‌کنیم ولی مورد غضب و خصم سنت‌پرستان واقع می‌شویم، همان‌ها که کاری جز این ندارند تا آنچه دیگران رشته می‌کنند را به هر بهانه‌ای پنبه کنند. اهل دزدی و خوردن مال دیگران هم نیستیم، فقط می‌خواهیم درباره دزد سوالی بپرسیم، این بار انگشت اتهام به سوی خودمان می‌چرخد. زمین زیر پای خود را نمی‌پرستیم و فقط می‌خواهیم هر کس در هر زمینه‌ای تخصص و توانایی دارد به جایی برسد، اما می‌بینیم بالادستی‌ها از روی سلیقه شخصی تصمیم دیگری می‌گیرند. بدون شک نگاه‌ همه ما به این برخوردها و پستی‌ و‌ بلندی‌ها یک‌جور نیست. بعضی از ما هیچ، فقط نگاه! نه اینکه برایمان مهم نباشد، بلکه یاد نگرفته‌ایم برای گرفتن سهم خود معامله کنیم یا بجنگیم. بعضی‌ها به گوشه‌ای کز کرده خودخوری می‌کنیم یا به زمین و زمان ناسزا می‌گوییم. نه توانایی خودمان را صد درصد باور داریم نه مجالی برای عرض اندام خود می‌بینیم.

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 19

هنوز وقت نیامد که باز پیوندی؟

سیزده را که به در کردم و برگشتم به زندگی روزمره، با خودم غر می‌زدم که باز هم روز از نو و روزی از نو. از تعطیلات طولانی فروردین خسته بودم، اما فکر می‌کردم خب چیز جالب‌تری هم در انتظارم نیست. شهر از کمای عید و شب عید بیدار شده بود و افسردگی بعد از تعطیلات تمام راه، از کرج تا مرکز تهران، همراه من می‌آمد. دوباره باید این راه طولانی را هر روز می‌آمدم و سعی می‌کردم از خودم نپرسم که «چرا». زنگ را که زدم، در باز شد و من با لبخند بی‌دلیلم وارد شدم. سرم را بالا آوردم، درخت اقاقیای پیچنده را دیدم که آن‌قدر در گل‌های ارغوانی خود غرق بود که به زحمت می‌شد چیز دیگری را دید. وقتی روزهای آخر زمستان را در دفتر قدیمی دوست‌داشتنی‌مان می‌گذراندیم، آن‌قدر سرگرم هیاهوی آخر سال بودیم که اقاقیای جوانه‌زده را اصلاً ندیده بودیم و اگر سیگارهای گاه و بی‌گاه روی تراس نبود شاید او را از کاملاً از خاطر برده بودیم. اما بهار، وقتی که هر کدام از ما در نوروز خودمان غرق بودیم، آمده بود و اقاقیا با تمام وجود گل داده بود و نپرسیده بود «چرا». ۲۵ سال است که در یک خانه زندگی می‌کنم و

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 19

ورود به برخی مباحث ممنوع

یک سال گذشت. یک سال از عمر همه ما گذشت. یک سال دیگر از عمر دولت گذشت. یک سال از عمر مجلس دهم گذشت. مجلسی که از ابتدا تا امروز سرنوشتش با شبکه‌های اجتماعی گره خورده بود. وقتی برای نخستین بار وارد مجلس دهم شدم با خود عهد بستم تمام مدت در حال مصاحبه و خبرکشی از نمایندگان عضو کمیته ارتباطات و فناوری باشم. پیش خود فکر می‌کردم افرادی که عضو این کمیته هستند حتماً باید عضو و فعال شبکه‌های اجتماعی باشند. اما زهی خیال باطل. هنگامی نوشتن گزارش سابقه اعضای کمیته ارتباطات، لحظه به لحظه دچار یأس می‌شدم وقتی متوجه شدم از سه تن عضو کمیته ارتباطات هیچ کدام در توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگری صفحه‌ای ندارند. اوج ناامیدی زمانی بود که از رمضانعلی سبحانی‌فر در مورد توییتر سوالی پرسیدم و او با گفتن جمله «وارد این مباحث نشو» از من خواست دست بردارم. تنها دلخوشی من این بود که برای نخستین بار یکی از نمایندگان خانم و از جوانان تازه‌وارد مجلس عضو این کمیته شده بود، با اینکه او هم سابقه‌ای در حوزه فناوری اطلاعات نداشت. مهم‌ترین مبحثی هم که در این چند ماه کمیته تخصصی ارتباطات به آن پرداخت، سوال از وزیر در مورد کارمندان شرکت

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 20

سال بد، سال اشک، سال شک

سال ۹۵ برای من به سال‌های خشکسالی و دروغ شبیه بود و شاید برای شما هم همین‌طور. امسال هم خبرها هر روز با همان هیجان همیشگی‌شان از راه رسیدند، اما خبرهای خوب در راه نبودند. حمله به فین‌تک‌ها و بستن درگاه‌های آنها از اسفندماه ۹۴ شروع شد و بالاخره دی‌ماه امسال سندی به تصویب رسید که نه جامعه فین‌تک‌ها از آن راضی بودند و نه مسئولان دولتی آن را کارآمد می‌دانستند. تیرماه هم خبر حمله هکرها به سایت‌های دولتی و نقش بستن تصویری از صدام در صفحه اول این سایت‌ها به گوش رسید که بیشتر شبیه ماراتن هکرها بود. ابتدا سایت مرکز آمار هک شد و پس از آن سایت سازمان ثبت اسناد و املاک و بعد هم دو سایت وابسته به قوه قضاییه و در نهایت سایت روزنامه «الوفاق» وابسته به خبرگزاری ایرنا. تابستان داغ نیز با تراژدی تعرفه‌های مخابراتی از راه رسید. بحث تعرفه‌ها دیگر بین مسئولان دهان به دهان نمی‌گشت. حالا مردم کوچه و بازار هم از تعرفه‌ها حرف می‌زدند، تعرفه‌هایی که در نهایت باز هم گران شد. اما پاییز فصل رنگ‌ها بود، لیکن رنگ نزد این کهنه‌قبای ژنده را. پاییز فصل دلسردی دوباره فین‌تک‌ها بود. بحث بر سر آنها باز هم بالا گرفته بود و این

شماره 44 ورودی ورودی صفحه 20

لبخند دانشگاه‌ها به ایده‌ها

کارآفرینی در حال تبدیل شدن به غایت دانشگاه‌هاست؛ اغلب دانشگاه‌های دنیا مدت‌هاست در این مسیر حرکت می‌کنند. ایده روح شرکت‌های دانش‌بنیان و دانشگاه گهواره ایده‌هاست. در ایران از مدت‌ها پیش دانشگاه‌ها حرکت‌های پراکنده‌ای در جهت حمایت از ایده‌پردازان کارآفرین آغاز کردند. در سال ۹۵ این حمایت‌های آکادمیک شدت گرفت و ترس مدیران دانشگاهی جای خود را آرام‌آرام به شجاعت پر و بال دادن به جوانان تحصیل‌کرده‌ای داد که پر از شور و نیروی جوانی و خلاقیت‌اند. سال ۹۴ علاوه برای دانشگاه‌هایی مانند شریف، خواجه نصیر و علم و صنعت، که اقداماتی در زمینه برگزاری رویدادها و حمایت از ایده‌ها داشتند، دانشگاه آزاد نیز وارد گود شد و در سال ۹۵ این روند شدت قابل ملاحظه‌ای گرفت. رویدادهای دانشگاهی در زمینه کارآفرینی در سال ۹۵ به سرعت از پایتخت به سمت مناطق پیرامونی کشور تسری یافت. اراک، ایلام، قزوین، مشهد، شیراز و بسیاری از مراکز استانی و شهرهای ایران صحنه برگزاری رویدادهای دانشگاهی شد. چندی پیش معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری تایید و تاکید کرد که حدود ۷۵ درصد این رویدادهای کارآفرینی و همایش‌های مربوط به شرکت‌های دانش‌بنیان در زمینه آی‌تی بوده است. این روند حاصل نوعی تغییر رویکرد به نظام آموزش عالی در سطوح بالای مدیریت اجرایی کشور است

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 16

انسان‌‌ها و برچسب‌ها

انسان‌ها ناگزیر هستند برچسب بزنند. ما نیازمند این نام‌ها هستیم که آنها را تکثیر کنیم، تعمیم دهیم و روی خودمان و دیگران بچسبانیم تا درک‌شان کنیم. تا خودمان را درک کنیم. من یک روزنامه‌نگار هستم. او یک روحانی است. ما ایرانی هستیم. آنها خارجی هستند. شما موفق هستید. دیگران شکست خوردند. بقیه دشمن هستند. تو یک مهندس هستی… هرچند این برچسب‌ها به واقع کمک می‌کنند ما جهان پیرامون‌مان را درک کنیم و در میان این همه آشوب و بی‌نظمی برای خودمان مکعبی کوچک از نظم و درک بسازیم، اما نباید فراموش کنیم این برچسب‌ها، نام‌ها، شغل‌ها و سمت‌ها را، ما خودمان ساخته‌ایم و آنها شاید حقیقت داشته باشند، لیکن لزوماً واقعیت ندارند. ما آنها را خود ساخته‌ایم و باور کردن‌شان ورای آنچه که هستند، خطرناک است. نه تنها وقتی قبول کنیم که هر کسی را می‌توان با سابقه، گرایش، جنسیت، سن، طبقه، تحصیلات و هزاران مولفه دیگر به راحتی قضاوت کرد قدم در راه فاشیسم برمی‌داریم، بلکه حتی خطرناک‌تر از آن این است که برچسب‌هایی را که بر خود زده‌ایم باور کنیم. باور کنیم که در تعاریف دیگران از خودمان محصور شده‌ایم یا در تعاریف خودمان از خودمان غرق شده‌ایم. باور عمومی است که گسترش و سرعت اطلاعات این حصار

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 16

گره‌ای باز نشد

همه منتظر بودند تا یک دستورالعمل آنها را از سرگردانی درآورد، دستورالعملی که قرار بود مشخص کند برای فعالیت در حوزه تجمیع‌کنندگان قرار است حرف آخر را مرکز توسعه تجارت ‌الکترونیکی بزند یا بانک مرکزی. انتظارها تقریباً پس از یک سال به نتیجه رسید و درست در اوج صحبت کردن در مورد حمایت از استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های فین‌تک، دستورالعملی منتشر شد که همه فعالان این بخش را متعجب کرد. درست است که دیگر زمان انتظار به سر آمده بود، اما نتیجه آن ‌چیزی نبود که مدیران در این دوره زمانی اینجا و آنجا نوید آن را می‌دادند. در واقع صورت‌مساله حل‌نشده باقی مانده بود و هیچ کس به این سوال پاسخی نداده بود. زمانی که بحث صدور مجوز برای تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت مطرح شد، بسیاری با این بهانه که آنها مجوزهای لازم را ندارند، تصمیم به مسدود یا محدود کردن فعالیت آنها گرفتند، اما برخی از آنان که شفاف‌تر عمل می‌کردند تصمیم گرفتند مجوزهای لازم برای فعالیت‌شان را دریافت کنند. وقتی به سراغ مرکز توسعه تجارت الکترونیکی رفتند، آنان اعلام کردند چون فعالیت‌شان مربوط به حوزه مالی کشور است، باید مجوز خود را از بانک مرکزی بگیرند، وقتی هم که سراغ بانک مرکزی رفتند مدیران آنجا گفتند فعالیت شما مجازی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 43 ورودی ورودی صفحه 17

گردش به کدام سمت؟

ورود نخستین بانک‌های خصوصی به کشور، تغییرات عمده‌ای در سرویس‌دهی به مشتریان ایجاد کرد. این تغییر الگو به فاصله کوتاهی، بانک‌های دولتی را نیز به دنبال خود کشاند و در نهایت آنچه حاصل شد، رضایت بیشتر مردم بود. اما چند سال بعد تعداد بانک‌های خصوصی آن‌قدر زیاد شد که سردرگمی مردم را به دنبال داشت، بانک‌هایی که با توجه به سیاست‌های بانک مرکزی، همگی خدمات مشابهی را به مردم ارائه می‌دهند و در مقابل وارد مقوله‌هایی چون بنگاه‌داری شدند و در نتیجه اکنون به یکی از معضلات سیستم اقتصادی کشور تبدیل شده‌اند. اکنون رگولاتوری ارتباطات کشور همان راهی را در پیش گرفته است که سال‌های پیش بانک مرکزی رفت. صدور ده‌ها مجوز اپراتوری ثابت و همراه، گرچه با هدف از بین بردن انحصار و تنوع‌بخشی به خدمات و کاهش تعرفه‌ها انجام شده است، اما از هم‌اکنون می‌توان به سادگی پایان این راه را دید. بررسی بازارهای ارتباطات در کشورهای مختلف نشان می‌دهد تعداد بازیگران این عرصه، ارتباطی منطقی با تولید ناخالص داخلی، جمعیت، مساحت و پارامترهایی از این دست ندارد. این موضوع بیشتر متاثر از نگاه رگولاتور است. در آمریکا رگولاتوری بیشتر به مقابله با انحصار و دامپینگ توجه دارد و تعداد اپراتورها را قواعد بازار تعیین می‌کند. در مقابل،

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 43 ورودی ورودی صفحه 17

فین‌تک، توفانی که در ایران نسیم شد

تکنولوژی مانند هوایی است که در آن نفس می‌کشیم. بخشی جدانشدنی از زندگی روزمره ما که در تمام حوزه‌ها با دستانی پرتوان می‌رسند به داد انسان ناتوان. صف‌های طولانی بانک‌ها هم به دنبال راه‌ چاره‌ای در دنیای تکنولوژی بود و همین امر سبب شکل‌گیری صنعت جدیدی به نام فین‌تک‌ها در حوزه تکنولوژی شد. بیش از یک دهه از شروع فعالیت فین‌تک‌ها در سطح جهان می‌گذرد و بر اساس آمارهای جهانی از سال ۲۰۱۰ تاکنون، بیش از ۵۰ میلیارد دلار در ۲۵۰۰ شرکت سرمایه‌گذاری شده و در پنج سال گذشته، سرمایه‌گذاری در صنعت فین‌تک، بیشتر بر ارائه خدمات پرداخت در حوزه خرده‌فروشی آنلاین، متمرکز بوده است. در دو حوزه اروپا و آسیا-اقیانوسیه، میزان سرمایه‌گذاری در حوزه فین‌تک، در سال ۲۰۱۵ با رشد ۷۵ درصدی مواجه شده و به ۳/۲۲ میلیارد دلار رسیده است. ۷۸ درصد از این سرمایه‌ها به سمت صنعت بانکداری، ۹ درصد به سمت شرکت‌های مدیریت دارایی و یک درصد به صنعت بیمه سرازیر شده است. در حال حاضر حوزه آسیا-اقیانوسیه با اختصاص حدود ۱۹ درصد از فعالیت‌های تامین مالی جهانی به خود، پس از حوزه آمریکای شمالی، بزرگ‌ترین منطقه سرمایه‌گذاری در حوزه فین‌تک به شمار می‌رود. چین با اختصاص ۴۵ درصد سرمایه‌گذاری‌ها به خود، حرف اول را در

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 18

اینجا ایرانه ها

با شک در حالی که با فنجان چای خود بازی می‌کرد گفت:«یعنی شما می‌گویید تمام اطلاعات‌مان را روی سایت بگذاریم؟» و ما با تعجب به او نگریستیم و ناباورانه پرسیدیم چه اشکالی دارد؟ پس قانون دسترسی آزاد به اطلاعات چه می‌شود؟ بعد از مصاحبه‌ هم چند بار جمله او در ذهنم تکرار ‌شد. چرا باید حق دانستن مردم آن‌قدر عجیب باشد؟ سال گذشته هم وقتی این قانون به مرحله اجرایی رسید، کارشناسان گفتند انتظار نداشته باشید تمام مدیران به این زودی زیر بار تبادل اطلاعات بروند، اما به هر حال این قانون یک انقلاب بزرگ در پیاده‌سازی دموکراسی است. یادداشت‌ها و گزارش‌ها نیز همه این قانون را ‌ستوده‌اند. اواخر آذرماه که منشور حقوق شهروندی رونمایی شد باز همه زبان به مدح و ستایش گشودند و دوباره نوشتند اجرایی شدن آن زمان‌بر است. اتفاقاً دسترسی آزاد به اطلاعات جزئی از این منشور است، اما با نگاه سریع به این طومار ۱۲۰ ماده‌ای، لحظه‌ای همه فکر کردند شاید در کشور دیگری زندگی می‌کنند. اینجا سوئیس است یا ایران؟ مردم کوچه و خیابان همه با خنده می‌گفتند اینجا ایرانه‌ها! مگر می‌شود اطلاعات سازمان‌ها را به راحتی به دست آورد؟ پس از گذشت یک سال هنوز بسیاری اعتقاد دارند اجرایی شدن این‌گونه قوانین نیاز

شماره 43 ورودی ورودی صفحه 18

بازی بومی، صنعت ملی

۱ در ایران حدود ۵۰ میلیون نفر کاربر اینترنت هستند و بازی‌بازهای فعال چه با رایانه چه تبلت چه گوشی همراه، حدود ۲۰ میلیون نفر. در همین حال برآورد می‌شود ایرانی‌ها هر ماه بین ۱۴۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان صرف خرید بازی می‌کنند. به طور متوسط یک ساعت و نیم در روز برای آن در داخل کشور وقت صرف می‌شود. اما نکته فاجعه‌بار آنجاست که ۹۵ درصد از بازی‌های ویدئویی در بازار غیربومی هستند. با توجه به این تعداد آمار و استفاده از بازی‌های ویدئویی، به ایجاد مرکز داده بازی‌های ملی نیازمندیم. ۲ طی پنج سال گذشته، بازی‌های تلفن همراه رشد خوبی از خود نشان داده‌اند و در حال حاضر بازی‌های گوشی‌های هوشمند سالانه حدود ۳۴/۸ میلیارد دلار درآمد عاید سازندگان خود می‌کنند. بازی‌های آنلاین نیز در چند سال گذشته مخاطبان زیادی را جذب خود کرده‌اند و انتظار می‌رود این بخش به‌زودی افسار صنعت گیم دنیا را در دست بگیرد. ۳ طبق اعلام موسسه newzoo، ایران توانسته جایگاه سی و ششم را، از بین کشورهای فعال در زمینه تولید بازی‌های رایانه‌ای، به خود اختصاص دهد و درآمد صنعت گیم این کشور تا پایان سال ۲۰۱۵، از مرز ۱۹۴ میلیون دلار عبور کرده است. این در حالی است که تولیدکنندگان ایرانی

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

در انتظار دست‌های بزرگ‌تر

واژه پارک برای ما کودکان دهه ۶۰، آن معنای پرطراوات دهه‌های پیشین یا مفهوم پروسوسه دهه‌های بعدی را ندارد.اگر برای پیشینیان ما پارک فضایی بود غربی و مدرن و جایگزینی برای مفهوم باغ ایرانی، برای ما این بوستان‌‌های تکراری شهری هیچ ‌وقت آن طنین اجتماعی را نداشتند. اگر برای نوجوانان امروز پارک محلی است برای گریختن از حصار تنگ خانه و به رخ کشیدن توان عبور از هنجارهای اجتماعی، برای ما پارک بیشتر حصار امنی بود که تفریح خیابانی به شمار نمی‌آمد و مجاز شمرده می‌شد. انفجار جمعیتی دهه ۶۰ و اقتصاد و فرهنگ برجای‌مانده از جنگ و انقلاب، پارک‌ها را نیز- تقریباً مانند هر جنبه دیگری از زندگی ما، تبدیل به شانسی کرده بود که باید برای رسیدن و ماندن به آن می‌جنگیدیم. در یک کلام، پارک جایی بود که باید بزرگ‌تری دست تو را می‌گرفت تا به آن برسی. همین و بس. ماجرای پارک‌های علم و فناوری هم برای ما کودکان دهه فناوری اطلاعات، خالی از همین تکرار یک طنز تلخ تاریخی نیست. فضاهای نه‌چندان سبزی، که مهم نیست در دل شهر یا در پشت کوه‌‌ها و دامان تپه‌‌ها قرار گرفته باشند، باز هم مأمنی برای آی‌تی نیستند. تعداد شرکت‌های ماندگار و تاثیرگذار حوزه فاوا که از دل

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 16

نقض آتش‌بس

۲۳ آذر ۹۵ شاید برای برخی رسانه‌ها و ناظران بیرونی، خبر مهمی داشت، اما برای آنها که هفت سال گذشته را از نزدیک دنبال کرده‌اند، روزی بود مانند همه روزها، روزی که داستان دنباله‌دار و تمام‌نشدنی اختلافات دولت و مالکان شرکت مخابرات ایران، باز هم ورق خورد.این بار سازمان خصوصی‌سازی اعلام کرد مجموع چک‌های برگشتی خریداران مخابرات به هزار میلیارد تومان رسیده و بدین ترتیب، قرارداد واگذاری شرکت مخابرات ایران به کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین (تام)، فسخ می‌شود. این سخنان که البته ادامه مهمی داشتند، تا همین‌جا مورد توجه رسانه‌های عمومی قرار گرفتند و صبح فردا صفحه یک روزنامه‌ها تیترهای بزرگی با این موضوع داشتند. اما اگر کسی توجه می‌کرد که سازمان خصوصی‌سازی تاکید کرده است اگر «تام» پول را بدهد باز هم می‌تواند مالک باشد، شاید اندازه تیترها به این بزرگی نبود.این تهدید مسبوق به سابقه اما چقدر با عملیاتی شدن فاصله دارد؟ احتمالاً میلیون‌ها سال نوری.اولاً، مالکان مخابرات که برای به دست آوردن آن، رقبای بالقوه و بالفعل را به روش‌های گوناگون از میدان به در کردند و هفت سال تمام با دو دولت مختلف جنگیدند، آیا به همین سادگی این شرکت را دو دستی تقدیم دولت می‌کنند و کنار می‌روند؟ثانیاً، دولت در سال‌هایی که با رکود عمیق

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 17

من گنگ نیستم

خواندن گزارش‌های بین‌المللی سالانه یکی از عادت‌های من شده است. به عنوان یک خبرنگار، هر ساله منتظر زمان انتشار این گزارش‌ها هستم تا ببینم رتبه ایران چه میزان ارتقا یافته است و جالب اینجاست که تقریباً در هر دوره، قبل از خواندن گزارش‌ها، نسبت به صعود رتبه ایران اطمینان دارم، اما دیدن جداول گزارش‌ها درست مثل ریختن آب سرد روی سرم می‌ماند.تقریباً در دهه گذشته هیچ‌گاه نشده است که از دیدن یا خواندن گزارش‌ها خوشحال شوم. در هر گزارش شاید نمره ایران نسبت به نمره دوره گذشته افزایش داشته باشد، اما رتبه‌اش یا ثابت مانده یا حتی تنزل کرده است. همیشه این سوال برایم پیش می‌آید که پروژه‌هایی که در این دوره زمانی در کشور اجرا شده، چرا هیچ تاثیری روی جدول رده‌بندی نگذاشته است، مگر غیر از این است که تعداد زیادی از سرویس‌های الکترونیکی دولتی و غیردولتی الکترونیکی شده‌اند و وزارت‌خانه‌های مختلف در جهت الکترونیکی کردن سرویس‌های خود گام برداشته‌اند؟مگر غیر از این است که شبکه ملی اطلاعات در حال تکمیل است و تقریباً تمام ارتباطات دولت به صورت الکترونیکی انجام می‌گیرد یا حتی مگر غیر از این است که پهنای باند کشور در یک دوره زمانی کوتاه چند برابر شده، یا تعداد مشترکان استفاده از اینترنت به

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 42 ورودی ورودی صفحه 17

گذار از انقلاب صنعتی

وقتی صحبت از پارک‌های علمی و فناوری به میان می‌آید، معمولاً اولین تصویری که به ذهن‌مان خطور می‌کند، جایی هیجان‌انگیز با پیشرفته‌ترین امکانات فناورانه است. با کمی اغراق شاید محیط آن شبیه فیلم‌های علمی-تخیلی باشد که غالباً عنصر ثابت آنها یک پایگاه تحقیقاتی است، با اشیایی که کنترل امور را به دست گرفته‌اند و چیزی به نام عامل انسانی، کمرنگ شده است. اگر بخواهیم دست از کلیشه‌های رایج در مورد این پارک‌ها برداریم و به واقعیت برگردیم، باید بگوییم پارک‌های فناوری محلی برای پیوند دانشگاه‌ها با بازار کسب ‌و ‌کار هستند، یا دست‌کم بهتر است بگوییم قرار بود دری برای صاحبان نوآوری باز کنند تا به نتیجه درست ‌و ‌درمانی از دود چراغ خوردن‌های خود برسند، ضمن اینکه با تزریق فناوری به جامعه، زندگی را برای همه دلچسب و آسان کنند. اما این در بر پاشنه دیگری چرخید. با وجود اینکه نمی‌توانیم منکر دستاوردهای علمی و تحقیقاتی این پارک‌ها شویم اما باید این واقعیت را هم بپذیریم که برخلاف آنچه انتظار می‌رفت، خروجی پارک‌های علمی و فناوری در کشور نتوانسته از محصولات صنعتی فراتر رود، محصولاتی که سرعت بازگشت سرمایه به مولدان آنها بسیار بیشتر از حوزه خدمات است و همین موضوع باعث شده سیاست‌گذاران اغلب این پارک‌ها تمرکز اصلی

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

رویای نیمه‌شب تابستانی

تابستان‌ها‌ همه چیز قشنگ بود. آخرین امتحان را که می‌دادیم، کتاب‌های علوم و ریاضی را ریز ریز پاره می‌کردیم و مثل برف می‌پاشیدیم روی سرمان. خندان و خوشحال برمی‌گشتیم خانه و وعده‌های قبل از امتحان را پی‌ می‌گرفتیم. فصل درس و مدرسه تمام شده بود و ما اجازه داشتیم برویم دنبال بازی و آزادی. کابل‌های کامپیوتر از بالای کمد مادرمان به پایین می‌‌آمد. دوره سگا و میکرو گذشته بود، حالا یاد گرفته بودیم با کامپیوتر بازی کنیم. اکانت یاهو بسازیم و با غریبه‌ها چت کنیم. آدم‌های سیمز را بندازیم به جان هم و سر و سامان بدهیم، در paint نقاشی بکشیم. کم‌کم پای GTA هم به میان‌مان باز شد. باید پنج هزار تومان جور می‌کردیم تا سی‌دی بازی بخریم و وارد دنیای شگفت‌آوری شویم که ساعت‌ها وقت‌مان در خیابان‌ها و پشت فرمان ماشین‌هایش صرف می‌شد. یاد گرفتیم هر مشکلی برایمان پیش آمد، آن را در اینترنت جست‌وجو کنیم. وبلاگ ساختیم و قالب‌های رنگارنگ روی آن سوار کردیم، موسیقی برایش گذاشتیم و از هر غریبه و آشنا خواستیم بیاید به وبلاگ ما سر بزند.اما همین که هوا رو به اعتدال پاییزی می‌رفت، کمی که می‌گذشت، باز از پای کامپیوترمان بلند می‌کردند و می‌نشاندند پای کتاب و «گام به گام» تا درسخوان

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

ادراک اشتراکی

هیجان خاصی در صدای مرد است. «آخ آخ لیز خورد.» از ساختمان خودش و از فاصله دور محو تماشای لیز خوردن ماشین‌ها در یک صبح برفی شده است. انگار در یک حفاظ امن قرار گرفته باشد و از حادثه لذت ببرد. ماشین‌ها به هم می‌خورند و شیشه یکی خرد می‌شود، دیگری نزدیک است کسی را زیر بگیرد و طرف با خوش‌شانسی خودش را پرت می‌کند آن طرف. احتمالاً مرد بیچاره آن موقع به این فکر می‌کند که چقدر بی‌دلیل چند میلیون تومان خسارت خورده، اما مرد دیگری که از تماشای حادثه لذت می‌برد، خوشحال است که هیچ خسارتی از این ماجرا به او وارد نمی‌شود. او لذتش را از لنز دوربینش به میلیون‌ها بیینده‌ای که در شبکه‌های اجتماعی آن را تماشا کردند منتقل کرد. ما همه از لنز دوربین او، به بدبختی دیگران و فرارشان از ماشین‌های از کنترل خارج‌شده، نگاه کردیم و مثل او لذت بردیم. فیلمبردار آن صحنه به این فکر می‌کند که چه تصاویر نابی را شکار کرده است. ما هم در حریم امن خودمان پشت شومینه نشسته‌ایم و از لیز خوردن ماشین‌ها و آدم‌ها و دیدن این صحنه‌های هیجان‌انگیز کیف می‌کنیم.اگر خیلی کیفور شویم هم آن را با چند حرکت انگشت برای دوست و فامیل می‌فرستیم

شماره 42 ورودی ورودی صفحه 18

جدال قدیم و جدید

مانند تمام حوزه‌های دیگر در اقتصاد تجاری نیز کسب و کارهای جدید ضمن ورود به ایران با سرعت بالایی توسعه پیدا کردند و جامعه تشنه نوسازی روی خوش به این فضای تازه نشان داد. و باز هم مانند تمام شئون دیگر زندگی ایرانیان فعالان قدیمی و آنها که دقیقاً نمی‌دانستند چه اتفاقی روی داده یا می‌دانستند و نمی‌توانستند خود را با شرایط تازه تطبیق دهند، واکنش نشان دادند. بدیهی است صاحبان کسب‌ و کارها و اصناف قدیمی نگران از دست رفتن بازار خود و به خطر افتادن امنیت سرمایه‌شان باشند اما چنانچه بازار کسب ‌و کارهای جدید فراتر از رقابتی معمول، برخی اصناف و مشاغل سنتی و به خصوص فروشگاه‌های غیرمجازی را از دور خارج کند، آنها نباید نقش خود را در به ‌وجود آوردن چنین وضعیتی نادیده بگیرند. همه ما اکنون داستان شکل‌گیری دیجی‌کالا، یکی از استارت‌آپ‌هایی که امروز به غولی در بازار ایران تبدیل‌شده، را می‌دانیم. اغلب ما تجربه مغبون شدن در شیوه‌های سنتی خرید را، به خصوص در بازار لوازم الکترونیکی و دیجیتال داریم. راز موفقیت دیجی‌کالا و استارت‌آپ‌هایی از این دست را نبوغ و توانایی در استفاده از فناوری برای راه‌اندازی یک کسب و کار دانسته‌اند. اما اینها شرط‌هایی بی‌اثر بودند اگر شرط لازم که همانا

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

شریک آنها، رفیق ما

این روزها سرمایه خارجی مستقیم در ایران بیشتر از ابزار توسعه اقتصادی یک اهرم سیاسی است. گواه هم آنکه بیشتر از اینکه میزان، ملیت و جنس سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران مهم باشد، این نکته که سرمایه‌گذار خارجی کدام شریک داخلی را به عنوان نماینده پیدا یا پنهان خود برگزیده است، اهمیت دارد. از خلال همین انتخاب است که مشخص می‌شود سرمایه به کدام یک از دسته‌بندی‌های سیاسی یا به عبارت بهتر، طیف‌های سیاسی ایران، تعلق دارد. طی سه سال اخیر فقط دو طیف آشکارا در این میدان بازی کرده‌اند؛ دولت با ویترین معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و فرادولت به نمایندگی بنیادها. هر کدام نیز به فراخور تعلق‌شان به تجارت جهانی و داخلی شریک خارجی‌شان را برگزیده و همکار طرف مقابل را کوبیده‌اند. آفریقایی‌ها و چینی‌ها از MTN گرفته تا هواوی برگ‌های برنده فرادولت تاکنون بوده‌اند و از طرف دیگر اروپایی‌ها و کره‌ای‌ها در زمین دولت بازی کرده‌اند؛ از سامسونگ گرفته تا زیمنس و اریکسون و البته روس‌ها در پوشش صندوق‌های اسکاندیناوی. به تبع علاقه انکارنشدنی دولت یازدهم به عادی‌سازی روابطش با آمریکا، حتی می‌توان رد ایالات متحده را نیز در سرمایه‌هایی که ایرانیان آمریکایی‌تبار حامل آنها هستند، دید. طبیعتاً در همین جغرافیاست که این پول

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

وزش نسیم تغییرات

داغ شدن موضوع دریافت جواز کسب از سوی فروشگاه‌های مجازی طی ماه‌های اخیر، نشان‌دهنده وزیدن باد تغییر بر سر این فروشگاه‌هاست؛ تغییری که کسب و کارهای این حوزه مدتی است انتظار آن را می‌کشیدند.شکل‌ گرفتن کسب و کارهای جدید و افزایش حجم مبادلات تجاری انجام‌شده در فضای مجازی نشان‌دهنده رشد این فروشگاه‌ها و در نهایت تاثیرگذاری آنان در بازار آتی تجارت است. از همین رو بخش‌هایی که تاکنون به دلیل شکل سنتی خود به این‌گونه فعالیت‌ها بی‌توجه بودند و آنها را فعالیت‌هایی نه‌چندان جدی می‌دانستند، این فعالیت‌‌ها برایشان جدی شد و قانون‌گذاری یا ساماندهی این بازار برایشان اهمیت یافت.در اصل متوجه شدند فناوری را نمی‌توانند نادیده بگیرند و در مقابل تغییرات ناشی از آن نیز نمی‌توانند مقاومت کنند و اگر می‌خواهند آسیب نبینند باید با آن همسو شوند و آن را به‌ کار گیرند.با وجود اینکه این تفکر در میان راهبران این بخش از بازار شکل گرفته است هنوز بدنه بازار با این تفکر مخالف هستند و فکر می‌کنند به روش‌های گذشته می‌توانند فعالیت خود را ادامه دهند و اگر «به قول آنها چند جوان» دست به ابتکاری زدند که کسب و کار آنها را از سکه انداخته، به‌ جای اینکه سعی کنند آنان را تشویق به ادامه مسیر کنند

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 41 ورودی ورودی صفحه 16

یک افق باثبات بسازیم

اغلب ما پول را دوست داریم و نمی‌توانیم در برابر فریبندگی آن مقاومت کنیم؛ به خصوص پولی که هنگفت باشد و بوی فرنگ را هم بدهد. تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد. مشکل آنجایی شروع می‌شود که برای داشتن آن تلاشی نکنیم و هم خدا را بخواهیم، هم خرما را.آنهایی که سررشته‌ای از اقتصاد و زیرمجموعه‌های آن دارند، می‌دانند که وقتی بودجه یک کشور کفاف انجام پروژه‌های آن را نمی‌دهد، باید به دنبال جذب سرمایه به ویژه در حوزه آی‌سی‌تی و فناوری به عنوان پیشران توسعه کشور رفت. هر چند آن‌گونه که از محتویات برنامه ششم توسعه هم برمی‌آید بخشی از سیاست‌گذاران به اهمیت این موضوع در رشد و پیشرفت کشور پی برده‌اند اما هنوز زیرساخت‌های لازم برای آن را فراهم و تلاشی در جهت رفع موانع آن نکرده‌اند.برقرار نبودن مراودات بانکی، عدم شفافیت صورت‌های مالی و بسیاری موارد دیگر ریسک سرمایه‌گذاری در ایران را بالا برده و با وجود امضای برجام، هنوز عدم ثبات اقتصادی همچون مهری بر پیشانی کشور چسبیده است. همین مساله سرمایه‌گذاران خارجی را از حضور و فعالیت در ایران بازمی‌دارد. آن دسته هم که از این اوضاع چشم‌پوشی می‌کنند و با دید مثبت به کشور می‌آیند با دیدن موانع و چالش‌های مختلف از جمله پیچیدگی‌های

شماره 41 ورودی ورودی صفحه 17

آنکه گفت آری، آنکه گفت نه*

۱ صبح روز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۳، احمد خرم وزیر راه‌ و ترابری وقت، برای افتتاح فاز یک فرودگاه امام خمینی(ره) راهی اتوبان قم شد؛ اما ساعتی بعد با عصبانیت و ناراحتی آنجا را ترک کرد. آنچه پیش آمد، بعد گذشت سال‌ها، هنوز هم باعث شرمساری همه است. فرودگاه افتتاح نشد و اولین هواپیمایی که قرار بود در باند بنشیند، با هدایت میگ‌های نظامی راهی فرودگاه مهرآباد شد. مدتی بعد وزیر استیضاح شد و بعد از گذشت ۱۲ سال، هنوز فرودگاه امام خمینی(ره) به اهداف از پیش تعیین‌شده نرسیده است.گرچه هیچ‌ گاه به صورت رسمی اعلام نشد و خرم نیز به‌رغم وعده قبلی در جلسه استیضاح خود سخنی از ماجراهای آن روز به میان نیاورد، اما بارها و بارها گفته شده است که اگر وزیر سهمی از سود این فرودگاه برای شبه‌دولتی‌ها در نظر می‌گرفت، چنین اتفاقی رخ نمی‌داد و فرودگاه امام، اکنون نه در مقام یازدهم منطقه که شاید اول بود (هرچند این احتمال به عوامل متعدد دیگری هم وابسته است).۲ نیمه دوم سال ۸۴ و پس از کش ‌و قوس‌های فراوان، سرانجام اپراتور دوم آغاز به کار کرد و حدود یک سال بعد سیم‌کارت‌هایش را به بازار فرستاد. برخلاف وزیر راه‌ و ترابری، مدیران وزارت ارتباطات ‌و فناوری اطلاعات،

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 41 ورودی ورودی صفحه 17

هوا از سنت‌هایمان آلوده است

بیایید چشمان‌مان را ببندیم… احتیاجی به بستن نیست، چشمان‌مان دیگر جایی را نمی‌بیند. هفته پیش آلودگی هوا مجال دیدن آسمان را به ما نداد. بیایید قدم در آینده بگذاریم و به دورانی برویم که زندگی شهری طوری شود که نتوانیم از خانه خارج شویم، ابرهای سیاه بالای سر ما رژه می‌روند و تغییرات اقلیمی، یا ما را مقابل گرمای سوزان کباب می‌کند یا از سرما منجمد می‌کند. در چنین شرایطی راه‌حل ما برای بقا چیست؟ قطعاً آخرین سنگر ما آی‌تی است. در اینکه فناوری اطلاعات می‌تواند بخش زیادی از مشکلات آلودگی و زیست‌محیطی را حل کند، شکی نیست و بسیار در این زمینه قلم‌فرسایی شده است. تا چند سال اخیر اکثراً بر این باور بودند که چنین بهره‌ای از آی‌تی نیازمند زیرساخت‌های گسترده و اینترنت بسیار مناسب است با این حال کافی است این سال‌ها که اینترنت بسیار پیشرفت کرده، نگاهی به وضعیت بیندازیم تا متوجه شویم مشکل زیرساخت نبود. طبق معمول بیش از آنکه فناوری جلوی دست و پای ما را بگیرد این فرهنگ و سنت است که مانع پیشرفت‌مان می‌شود. با وجود اینکه زیرساخت‌ها، فناوری‌های تولید و ابزارهای ارتباطی پیشرفت چشمگیری داشته‌اند و هر سال چند ده پورتال دولتی رونمایی می‌شود، با این حال خدمات دولت الکترونیکی هنوز

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 16

پاییز پدرسالار

فناوری‌های واژگون‌گر*: ابداعاتی هستند که یک بازار یا زنجیره‌ای جدید از ارزش می‌سازند و در نهایت یک بازار یا زنجیره ارزش موجود را واژگون می‌کنند. پاییز همیشه شروع فصل سرد برای استارت‌آپ‌هاست. گویی تابستان که تمام می‌شود مدیرانی که شش ماه اول را در گرما چرتی بهاری زده‌اند، ناگهان از خواب بیدار می‌شوند تا چند برگ سبز دیگر را به زمین بیندازند؛ تاکنون امنیت، حاکمیت و مالکیت ابزارهای این هرس کردن تجاری بوده‌اند. این است که در پاییز پربیننده‌ترین شبکه به‌اشتراک‌گذاری ویدئویی کشور با محدودیت جدی و حکم قضایی مواجه می‌شود، یک اپراتور وقتی نمی‌تواند موفق‌ترین بازارچه نرم‌افزارهای موبایل را بخرد خودش یک برنامه میلیاردی تلویزیونی در زمستان راه می‌اندازد و وقتی بانک‌ها نمی‌توانند خودشان پا به پای نیازهای کاربران حرکت کنند شب عید یک‌دوجین سایت را فله‌ای فیلتر می‌کنند. ایستگاه بعدی کجاست؟ فقط آن سرمایه‌گذاری که قبلاً از صافی سرمایه‌گذاری در اپراتور دوم گذشته حق دارد در یک استارت‌آپ حمل و نقل شهری میلیاردی هزینه کند و اگر شما یکی از معاونت‌های ریاست جمهوری را الی‌الابد زیر نگین ندارید بهتر است اصلاً به سرمایه‌ خارجی فکر نکنید. چنین روندهایی از خودی‌سازی تجارت، کسب و کار و سرمایه نه تنها در کشور ما که در جهان هم بیگانه نیست. روزگاری

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 16

چتری برای هیچ‌ کس

نماد اعتماد و صدور آن، نیمه اول امسال جزو خبرسازهای حوزه فناوری اطلاعات بود. در ابتدای سال هنوز مهر تحویل سال خشک نشده بود که تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت برای اینکه بتوانند رفع توقیف شوند به دنبال دریافت نماد اعتماد بودند و فعالان این حوزه نیز به آنان قول همکاری دادند، پس از آن زمانی که هنوز مقررات‌گذاری برای تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت به پایان نرسیده بود ایجاد محدودیت برای چند فین‌تک مجدداً توجه‌ها را به سمت نماد اعتماد جلب کرد چرا که رگولاتور حوزه بانکی معتقد بود آنان باید ابتدا نماد اعتماد دریافت کنند. تمامی آن سر و صداها و هیاهوهای خبری در نهایت با توافق بانک مرکزی و مرکز توسعه تجارت الکترونیکی بابت صدور نماد اعتماد برای این کسب و کارها آرام گرفته بود که مدیرعامل شرکت پست اعلام کرد از این پس صدور نماد اعتماد طبق اساسنامه بر عهده این شرکت خواهد بود. پس از تصویب قانون تجارت الکترونیکی و شکل‌گیری و تاسیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی یکی از بخش‌های موفق بخش صدور نماد اعتماد برای فروشگاه‌های الکترونیکی بود به ‌گونه‌ای که با گذشت تقریباً شش سال به بیش از ۲۰ هزار فروشگاه اینترنتی نماد اعتماد داده ‌است. اما نقطه موفقیت این مرکز فقط در صدور نماد اعتماد به

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 40 ورودی ورودی صفحه 17

زنده‌باد غافلگیری

دوستی تعریف می‌کرد سال‌ها پیش در جریان ساخت یکی از سدهای کشور، سازمان هواشناسی طی نامه‌ای رسمی هشدار داد یک ماه دیگر در منطقه‌ای که شما مشغول کار هستید، سیل خواهد آمد؛ اما مدیران پروژه توجهی به این نامه نکردند. مدتی بعد دوباره نامه آمد که دو هفته دیگر سیل خواهد آمد؛ باز هم کسی توجه نکرد. دوباره نامه آمد که سه روز دیگر سیل خواهد آمد و باز هم بی‌توجهی و سرانجام سیل آمد و میلیاردها تومان خسارت وارد کرد. البته خبر این اتفاق به رسانه‌ها نرسید اما اگر می‌رسید هم طبیعتاً مدیران پروژه در توجیه بی‌عملی خود، جمله‌ای آشنا در آستین داشتند:«غافگیر شدیم.»ایران کشور غافلگیری‌هاست. ۳۸ سال پیش وقتی آخرین شاه ایران با هلی‌کوپتر یکی از راهپیمایی‌های میلیونی مردم را دید، از شدت عصبانیت نمی‌دانست چه کند. چطور زیر گوش او چنین اتفاقی افتاده بود؟ چرا هیچ‌ کس نتوانسته بود آن را پیش‌بینی کند؟ واقعیت این است که در آن زمان هم بودند افراد و سازمان‌هایی که به شاه هشدار داده بودند اما او ترجیح داد غافلگیر شود.ماجرای ورود نسل‌های مختلف تلفن همراه به ایران و نحوه مواجهه ما با آنها نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. ما می‌دانستیم ارتقا از نسل ۲ به ۷۵/۲ چه الزامات و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 40 ورودی ورودی صفحه 17

این بار تشنه اشیای بی‌جانیم

شاید نخستین سوالی که در رابطه با نسل پنجم به ذهن‌مان می‌رسد این است که «چرا این‌قدر زود؟» هنوز به طور کامل از نسل‌های پیشین بهره‌برداری نشده و نسل چهار در اکثر کشورها در حال توسعه است که حرف از راه‌اندازی نسل پنجم به میان آمد. این تولد زودهنگام ظاهراً از این ناشی می‌شود که معمولاً هیجان رسانه‌ها برای فناوری‌های جدید جلوتر از واقعیت بوده و این بار این میل خیلی بیش از پیش شده است. اولین تبلیغات ۳G در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفتند؛ ولی این فناوری بعد از ۱۸ سال نهایی شد. اواخر ۲۰۱۰ بود که نسل چهارم مطرح شد اما تا سال پیش همچنان بسیاری از گوشی‌های هوشمند از این فناوری پشتیبانی نمی‌کردند. بیراه نیست اگر بگوییم هیچ جای دنیا ظرفیت‌های این نسل به طور کامل اجرایی نشده است. اما این بار ماجرا برای نسل ۵ فرق دارد. سال گذشته برای نخستین بار آزمایش‌های آن انجام شد و حالا قرار است در کمتر از سه سال عملی شود.این بار از همیشه تشنه‌تر هستیم. میل به پیشرفت و جهش بیشتر از هر زمان دیگری در شرکت‌ها و موسسات علمی نفوذ کرده و کاربران نیز تشنه‌تر از همیشه هنوز از فناوری‌های قبلی سیراب نشده خواهان فناوری‌های جدید هستند. به همین

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 18

استارت-سعودی-آپ!

گزارش فایننشال تایمز در مورد اینکه صندوق ذخیره ارزی عربستان سعودی از طریق شراکت با Soft bank ژاپن قصد تاسیس یک صندوق سرمایه‌گذاری در بازار جهانی استارت‌آپ‌ها دارد، نمی‌تواند تعجب‌برانگیز باشد. در چند سال گذشته اقتصاد عربستان سعودی در اثر وابستگی به فروش انرژی و جنگ نفت با روسیه و ایران و هوویی به نام «نفت شل» آسیب فراوانی دید. در منطق تلاش کشورها، و در اینجا عربستان سعودی برای کاستن از وابستگی اقتصادی به نفت شک و شبهه‌ای وجود ندارد. اما وقتی به رقم حیرت‌انگیز ۱۰۰ میلیارد دلار که قرار است به این بازار پرسود تزریق شود، برمی‌خوریم شگفت‌زده خواهیم شد! زنگ خطر وقتی به صدا درمی‌آید که روشن شود پای «محمدبن سلمان» وزیر دفاع و جانشین ولیعهد سعودی، به عنوان مبتکر طرح در میان است. مبتکر این طرح سرمایه‌گذاری همچنین فرمانده جنگ یمن، حامی گروه‌های سلفی-وهابی در سوریه و نیز تدوین‌کننده سیاست ایرانی آل‌سعود است. اگر تا پیش از این سعودی‌ها رقیب جدی ایران در منطقه در رقابت‌های نفتی محسوب می‌شدند، اکنون انتظار بجایی است اگر منتظر باشیم محل نزاع از «نفت» به «کنش‌های رهایی از نفت» منتقل شود! بازار استارت‌آپ‌ها نیز با توجه به پس‌زمینه‌های موجود، محیط مساعدی برای انتقال رقابت‌هاست. از آنجا که ایران به تازگی

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 18

ماندلاها و گاندی‌ها

۱ مدیر استارت‌آپ جوان که خوب هم توسعه پیدا کرده، فروتنانه اما مطمئن از راه‌هایی می‌گوید که رفته و شکست خورده. از موفقیت‌ها که می‌گوید، همان‌قدر فروتن است اما وقتی به ایده نو کسب‌ و کارش می‌رسد، چشمانش برق می‌زند. دست‌هایش را در هوا بلند می‌کند و امیدوارانه می‌گوید:«ما که کاری نکرده‌ایم، این هنوز نصف کاری نیست که باید انجام دهیم!» حرف‌های مرد جوان بلندپروازانه و پر از امید و سختکوشی است. از روز اول پایش را محکم گذاشته و به همه قول موفقیت داده. هیچ انتظار کمکی از چراغ جادویی به نام دولت ندارد و دائم می‌گوید اگر جایی نقصی هست، از بی‌لیاقتی ماست. از حرف‌هایش پیداست که حاضر است تمام‌قد به میدان بیاید و بسیار بیش از این هم بگیرد، سودای تحول دارد و باز کردن درهای جدید. ۲ چند سالی از شروع کارش گذشته و بالا و پایین زیاد دیده است. از روز‌های شروع به کارش با شادی خاصی حرف می‌زند و کم‌کم می‌رسد به روزهای افول و رو به زوال رفتن. بارها کار به پایین کشیدن کرکره‌ها رسیده و تعداد دفعاتی را که در شرکت را زده‌اند و تهدید به خشونت کرده‌اند، نمی‌تواند بشمارد. کارش را در حوزه اینترنت شروع کرده؛ اینترنتی که روزهای اول ابزار

شماره 40 ورودی ورودی صفحه 18

خورشید نیمه‌شب

مدتی است که اسم ۵G زیاد به گوش‌مان می‌خورد؛ همان تکنولوژی‌ای که قرار است تا سال ۲۰۲۰ دنیای جدیدی برایمان بسازد و ماهیت اپراتورها را از «سرویس‌دهنده به افراد» تبدیل به «سرویس‌دهنده به کسب و کارها» کند. غالب مخاطبان آن نیز اشیا خواهند بود نه صرفاً افراد، به همین دلیل بازار بزرگی نیز خواهد داشت و سودهای آنچنانی نصیب اپراتورها خواهد کرد.شاید همین ویژگی‌هاست که باعث شده برخلاف نسل‌های قبلی ارتباطی که ایران همیشه در رسیدن به آنها چند سالی از دنیا عقب بود، این بار زودتر دست‌به‌کار شود و آستین‌ها را بالا بزند تا خود را هرچه سریع‌تر با آمادگی بیشتری به کاروان جهانی مهاجرت به ۵G برساند. هرچند اپراتورهای سیار آن هم پروانه لازم برای چنین پیشگامی‌هایی را در اختیار دارند، با این حال یک چالش همیشگی برای این قبیل نوآوری‌های تحول‌ساز وجود دارد؛ چالشی که تاکنون گریبان حوزه‌های کسب ‌و ‌کاری جدید و متعددی از جمله حوزه تجارت الکترونیکی کشور را نیز گرفته است: گرفتار ماندن در چهار میخ رگولاتوری. البته نباید این موضوع را منحصراً مربوط به سازمان تنظیم مقررات دانست و انگشت عتاب به سمت او گرفت بلکه نهادهای متعددی وجود دارند که خارج از حیطه وظایف خود دست به رگولاتوری می‌زنند و در سطح

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 16

گاز ‌زدن آن سیب سپید

تلفن همراه در ایران فقط یک ابزار فناورانه نیست. آمارهای بالای گوشی‌های هوشمند در ایران و این حقیقت روزمره که شما همواره افرادی را می‌بینید که هرچند زندگی روزمره و حتی سر و وضعی معمولی دارند ولی باز هم گوشی‌هایی پیشرفته یا حتی فوق پیشرفته در کف گرفته‌اند، اثبات می‌کند این تحلیل پیش‌پا افتاده که تلفن همراه در ایران صرفاً یک ابزار لوکس برای خودنمایی است، چندان درست نیست. در بسیاری از بازارهای توسعه‌یافته جهان به ویژه اروپا یا استرالیا می‌بینید که طبقه متوسط به ابزارهای متوسط نیز متوسل شده است و برای همین بسیاری از نام‌های تجاری‌ای که این روزها در ایران کم و بیش با تحقیر نگاه‌شان می‌کنیم در آن سوی مرزها فروش‌هایی قابل توجه دارند در حالی که در ایران بازار اصلی بین دو یا سه برند تقسیم شده و دیگران به سختی نفس می‌کشند. در مقیاس جهانی بازار گوشی تلفن همراه هر کشوری تابعی است از مولفه‌های کم و بیش پیش‌بینی‌پذیر مانند تولید ناخالص داخلی و توان خرید عمومی، یا در دقیق‌ترین روایت گوشی‌ها امتدادی هستند از خدماتی که شبکه مخابراتی آن کشور ارائه می‌دهد. شنیدن این حقیقت که گوشی تلفن همراه خودش جزیی از شبکه مخابراتی است این روزها حتی در ایران هم عادی شده

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 16

نشانی

اجرای دوباره طرحی که ۱۰ سال پیش به صورت کاملاً ناقص و با حاشیه‌های فراوان اجرا شد، طبیعتاً با واکنش مثبت مردم و فعالان بازار روبه‌رو نخواهد شد. به خصوص که باز هم اولین گام از ضعیف‌ترین حلقه این زنجیره، یعنی فروشندگان نهایی گوشی آغاز شد.هجوم به بازار فروش گوشی تلفن همراه در پایتخت و جمع‌آوری گوشی‌ها- آن هم در شرایطی که همگان می‌دانند بیش از ۹۰ درصد موجودی بازار، از قاچاق تامین شده- این حس را ایجاد کرد که قرار نیست نتیجه مهم و اساسی گرفته شود.واردکنندگان و فروشندگان گوشی و تبلت و لوازم جانبی، معتقدند قاچاق یک پدیده اقتصادی است و باید با آن به صورت اقتصادی برخورد کرد و روش‌های پلیسی در این زمینه، تنها به پیچیده‌تر شدن موضوع می‌انجامد. اما بیایید این نظر را نادیده بگیریم و بگوییم تنها باید از روش‌های پلیسی استفاده شود. حتی با وجود چنین فرضی باز هم در ثمربخشی آنچه تاکنون انجام شده، تردید وجود دارد.ایران کشوری است با هزاران کیلومتر مرزهای آبی و خاکی، در منطقه‌ای پرآشوب و بی‌نظم. کشورهای همسایه ایران در اغلب موارد آنچنان با مسائل امنیتی درگیرند که دیگر فرصتی برای مقابله با قاچاق کالا ندارند و حتی شاید ترجیح بدهند تنها راه تامین مالی بخشی از

شماره 38 ورودی ورودی صفحه 17

چه کسی مسئول است

وقتی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خبر صدور مسترکارت را داد، متعجب شدم. مگر می‌شود وزیر وزارتخانه‌ای که باید سوار بر فناوری اطلاعات باشد خبر یک سرویس بانکی بدهد و از تفاهم‌نامه یا قرارداد بین‌المللی در حوزه مبادلات پولی و بانکی صحبت کند. وقتی اعلام کرد مجوزهای لازم از سوی بانک مرکزی نیز اخذ شده شگفتی من به عنوان یک مخاطب حرفه‌ای این حوزه بیشتر شد. چرا چنین خبری را نباید شبکه بانکی اعلام کند. زمانی ‌که خبرنگاران این حوزه به دنبال کسب خبری از اتصال شبکه بانکی ایران به شبکه‌های بین‌الملل بودند چرا مدیران بانکی در رده‌های مختلف تصمیم‌گیری اجرایی کردن این تصمیم را بسیار سخت می‌دانستند؟ حال چطور ممکن است به صورت ناگهانی وزیر وزارتخانه‌ای دیگر در برنامه‌ای که به شبکه پستی کشور مربوط است خبر از ارائه یک سرویس بانکی دهد؟ جالب اینجاست که هیچ کدام از مدیران شبکه بانکی تا زمان نوشتن این مطلب و تقریباً پنج روز بعد از انتشار اولیه خبر به هیچ وجه به صورت رسمی این خبر را نه تایید کردند و نه تکذیب. در شرایطی که مدیران بانک مرکزی به صورت غیررسمی صدور چنین مجوزی را تکذیب می‌کردند مدیرعامل ویژن اعلام می‌کرد مجوزهای لازم را از بخش ارزی بانک مرکزی دریافت

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 38 ورودی ورودی صفحه 17

آیا متن‌باز ترسناک است

ماه گذشته دبیر شورای عالی فضای مجازی طی اظهار نظری یکی از دلایل راحتی نفوذ به حریم خصوصی در تلگرام را متن‌باز بودن آن بیان کرد. چنین اظهارنظرهایی درباره اپن‌سورس را حتی پیش از این هم شنیده بودیم. استدلال رایج این است که چون کد نرم‌افزارهای متن‌باز و آزاد در اختیار همه قرار دارد پس هر کس می‌تواند آنها را مشاهده کند و راه‌های نفوذ به سیستم باز است. چنین خطری همان‌قدر با عقل و منطق سازگار است که بگویید چون در فضای خارج از خانه احتمال حضور قاتل وجود دارد پس هرگز از خانه خارج نشویم. ماندن در خانه شاید ما را از قاتل‌های احتمالی محفوظ نگه دارد اما در برابر بسیاری از خطرهای دیگر آسیب‌پذیرترمان می‌کند. ممکن است با یک سرماخوردگی ساده یا عفونت بمیریم، ممکن است مسائل ایمنی‌ای که سال‌هاست رعایت می‌شود و ما از آن خبر نداریم جان‌مان را تهدید کند و اینها همه به خاطر این است که صورت مساله را اشتباه تعریف کرده‌ایم. ترس از کشته شدن توسط یک قاتل به خاطر خروج از خانه، به یک دلیل ساده اشتباه است؛ اینکه همیشه و در تمام جوامع آدم‌های خوب بیشتر از آدم‌های بد بوده‌اند. همین موضوع درباره چشم‌هایی که ناظر کدهای نرم‌افزار آزاد هستند

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 16

شبکه‌ای از مردم برای مردم

شبکه ملی اطلاعات ترکیبی از سه واژه غریب است و شاید کنار هم نشستن همین خانواده عجیب و کم و بیش بیگانه با یکدیگر است که باعث شده طرحی هنوز رونمایی نشده جنجال‌آفرین شود. از انتها که شروع کنیم واژه اطلاعات در ایران امروز دو طنین متفاوت دارد. هرچند وزارت ارتباطات با همین پسوند فناوری کوشیده است این کلمه را از بند امنیت رها کند ولی حقیقت این است که نه‌تنها همچنان رویکرد کلان نظام جمهوری ایران به این موضوع آمیخته به دغدغه‌های سیاسی و ملی است بلکه هنوز در میدان تصمیم‌گیری درباره فناوری اطلاعات نهادهای امنیتی و حکومتی متعددی ایفای نقش می‌کنند که همین اولین سد فرهنگی را در برابر شبکه ملی اطلاعات بنا می‌کند. شهروندان بسیاری بی‌آنکه خود را خاطی بدانند از شناسایی، داشتن شناسه و شناخته ‌شدن توسط دستگاه‌های نظارتی در فضای آنلاین واهمه دارند و حتی در این میان حاضرند به قیمت از دست رفتن امنیت اطلاعات و داشته‌های مالی یا بانکی‌شان باز هم حریم کوچک شخصی‌شان را از چشمان بزرگ دولت پنهان نگه دارند؛ آن هم در جهانی مجازی که درست یا نادرست، لاجرم بسیار از فضای عمومی و هنجاری جامعه آزادترند. ملی بودن این شبکه نیز از دغدغه‌های کاربران نمی‌کاهد. نه‌تنها در فضای صنفی

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 16

کدام یک برنده می‌شوند

صدور کارت اعتباری این روزها یکی از مشغله‌های شبکه بانکی کشور شده است. رئیس کل و مدیران بانک مرکزی بر صدور و توزیع این کارت میان مشتریان بانکی و متقاضیان آن پافشاری می‌کنند اما به نظر می‌رسد مدیران عامل بانک‌ها هنوز چندان علاقه‌ای به صدور این کارت ندارند؛ کارتی که بانک‌ها باید نقدینگی اولیه آن را تامین کنند. مشکل درست از همین‌جا آغاز می‌شود. بسیاری معتقدند در شرایط فعلی مشکل اصلی بانک‌ها نقدینگی است. بانک‌ها طی سال‌های گذشته در بخش‌های مختلف کشور سرمایه‌گذاری کرده‌اند اما مشکل اینجاست که این سرمایه‌گذاری به دلیل مشکلات اقتصادی و شرایط رکود حاکم بر بازار نتیجه نداده است. همین امر موجب شده است بانک‌ها با کمبود منابع مواجه شوند و علاقه‌ای به هزینه کردن منابع باقیمانده خود در بخش‌هایی که چندان به بازگشت آن مطمئن نیستند، نداشته باشند.از سویی برخی دیگر نیز معتقدند برخلاف تصور مدیران بانک‌ها، تنها بخش مطمئن برای بازگشت سرمایه، وام‌های خرد است، زیرا طی سال‌های گذشته تنها بخشی که در شرایط رکود بازار نیز به طرق مختلف سعی کرده بدهی‌اش را به بانک‌ها پرداخت کند، مشتریان خرد بانک‌ها بوده‌اند. مشکلی که بسیاری از بانک‌ها در شرایط فعلی با آن مواجه شده‌اند و منابع بانک‌ها را در خطر قرار داده مطالبات معوقی

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 39 ورودی ورودی صفحه 17

ملی بدون ملت

واژه «ملی» از آن زمانی که ما به ظواهر ملی بودن حساس شدیم واژه ارزشمندی برای دولتمردان شد. سال‌ها همه با استفاده از این واژه پول‌های خوبی برای پروژه‌هایشان به جیب زدند؛ پروژه‌هایی که گاهی هیچ توجیه اقتصادی نداشت اما با این حال به بهانه «ملی» بودن می‌توانست هم رسانه‌ها و هم هزینه‌ها را توجیه کند.اگر از «خودرو ملی» و «ماهواره ملی» و غیره بگذریم، این اتفاق در حوزه فناوری اطلاعات هم کم رخ نداد؛ از پروژه بزرگی به نام «اینترنت ملی» گرفته که حتی بعد از آنکه نامش تغییر کرد و آن را به اسم معقول‌تر «شبکه ملی اطلاعات» صدا زدند، باز اسم «ملی» را از آن برنداشتند، تا پروژه‌های ساده‌تری مانند سیستم‌عامل ملی. به راستی اکنون چه از سیستم‌عامل ملی که روزگاری با نام شریف و روزگاری با نام زمین به میان آمد، باقی ‌مانده است؟روزها که گذشت این واژه زیبا نیز دستخوش تغییر شد و اکنون این کلمه «بومی» است که همه پروژه‌ها را غرق خود کرده. حالا پروژه‌های قبلی هنوز به ثمر نرسیده خبر «توسعه شبکه اجتماعی بومی» را می‌شنویم و با خود پروژه‌های فراموش‌شده قبلی را مرور می‌کنیم. در ماهی که گذشت از پروژه شاب یا درگاه جامع شبکه‌های اجتماعی برخط رونمایی شد که مجموعی

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 17

مرسی

مرد تایوانی در را باز می‌کند و با دهانی نیمه‌باز می گوید سلام! ما که در اتاق منتظرش نشسته بودیم لبخند می‌زنیم. او مثل اغلب اهالی خاور دور در کشورهای دیگر نام انگلیسی دوم خود را استفاده می‌کند، خود را معرفی می‌کند و بدون اینکه دستش را به سمت خانم‌ها دراز کند با سایرین دست می‌دهد و در طرف دیگر میز می‌نشیند. نماینده یک شرکت تایوانی است که می‌خواهد در ایران دستگاه‌های پوز تولید کند، درباره محصولات و چنین و چنان‌شان توضیح می‌دهد و در پایان هر سوال مثالی از شگفت‌آور بودن رفتار مردم ایران از دید این مهمان‌های آسیایی می‌گوید.برای شرقی‌های مقرراتی و منظم ایران یک جای عجیب و پررمز و راز است؛ جایی که طبق اصول و قوانین آنها نباید سنگ روی سنگ بند شود اما سنگ‌ها و سنگ‌ها روی هم بند شده‌اند و سرزمینی به وجود آمده که جذابیت‌های زیادی برای آنها دارد. تایوانی به وضوح از رفتار مردم ایران و مهربانی بی‌دلیل‌شان شاد است، می‌گوید نمی‌داند که این مردم نه‌چندان ثروتمند چرا این‌قدر بخشنده و خوشحال‌اند. هرچند گاهی برداشت او از رفتار مردم اشتباه بوده و بازاریابی یک راننده‌تاکسی را مهربانی خوانده اما حرف‌هایش چندان هم بیراه نیست. رابطه ما و آسیای شرقی‌ها مختصات جالبی دارد؛

شماره 39 ورودی ورودی صفحه 18

وداع با کوسه

فاز اول شبکه ملی اطلاعات رونمایی شد. تا لحظه‌ای که اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور دکمه کلیک رونمایی را نزده بود، دغدغه‌های عجیب و حتی هولناکی در مورد این شبکه از جمله احتمال نقض حریم خصوصی و رصد اطلاعات کاربران وجود داشت اما در میان آنها یک دغدغه مشترک بود؛ اینکه آیا پدیده‌ای که تمام هم و غم متولیان آن ایجاد شبکه‌ای با دسترسی آسان و سریع، استقلال شبکه ارتباطات کشور و حفظ امنیت اطلاعات مردم عنوان شده است، می‌تواند زمینه‌سازی برای پایان دادن به رویای شیرین اینترنت باشد؟شکی نیست که اولویت اصلی در نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری امن در قلب خاورمیانه بی‌تاب، ملاحظات امنیتی در تمام زمینه‌هاست. همه ما در این سال‌ها چندین بار با پدیده قطع شدن اینترنت به دلیل چنین ملاحظاتی مواجه بوده‌ایم. بنابراین اگر بخواهیم احتمال قطع شدن اینترنت از سوی مقامات حکومتی را صرفاً به راه‌اندازی شبکه‌ای همچون شبکه ملی اطلاعات نسبت دهیم، برداشتی سطحی و ساده‌انگارانه کرده‌ایم. آنچه می‌تواند تاثیر مستقیمی بر وقوع چنین پدیده‌ای داشته باشد نه یک گذار فنی و زیرساختی در شبکه ارتباطی کشور بلکه نوع نگاه سیاسی به این مقوله است.نگاهی به کارنامه سه‌ساله دولت حسن روحانی در تلاش برای گسترش شبکه ارتباطات کشور، افزایش تعداد کاربران

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 16

وزیری از آن خودشان

«از آنجا که وزیر در شطرنج قدرتمند‌ترین سوار بازی است، وقتی پیاده‌ای با رسیدن به خانه آخر ارتقا می‌یابد معمولاً تبدیل به وزیر می‌شود.»*تنها چند هفته از انتخابات بهار ۹۲ گذشته بود که تقریباً تمامی صنف فناوری اطلاعات ایران در یکی از آن افطاری‌های مشهور دور یکدیگر جمع شده‌ بودند و درباره وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولتی که قرار است درمانگر باشد، گمانه‌زنی می‌کردند. بسیاری از نگاه‌ها متوجه آی‌تی‌مرد دولت اصلاحات بود و حتی شنیده‌هایی درباره شانس یکی از بزرگان صنفی شنیده می‌شد. بسیاری با رویای انتخاب وزیری که سرانجام نه از جنس سیاست‌ورزی که از جنس فناوری باشد، سرخوش‌ بودند. در این میان یکی از محتمل‌ترین و ساکت‌ترین گزینه‌ها که خودش اندیشمندی از جرگه سپاهیان و صاحب بینشی عمیق با فاوای ایران بود، گفت:«ما باید آرزو کنیم که وزیر آینده نه از جنس آی‌تی که از جنس دولت باشد. همیشه با مشاوران و معاونان خردمند می‌توان این بازار را نجات داد ولی با وزیری که مقتدر نباشد نه.» حباب‌های خیال ترکید و نور واقع‌گرایی به آن سالن مجلل افطاری در هتل آزادی تهران راه یافت. همان مرداد ۹۲ وقتی محمود واعظی طی نطق‌هایی آتشین در مجلس و سپس در سالن وزیر شهید، محمود قندی برای همه از

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 16

راه فرار

یکی از تعارض‌های همیشگی میان دولت و ملت موضوع شناسایی است. دولت‌ها سعی می‌کنند به اشکال مختلف شهروندان‌شان را شناسایی و دسته‌بندی کنند و شهروندان نیز در مقابل تلاش می‌کنند در هیچ دسته و طبقه‌ای جا نگیرند و تا جای ممکن خود را پنهان کنند.دولت‌ها سعی می‌کنند شهروندان را شناسایی کنند تا در سایه خدمات ارائه‌شده به آنها مالیات بگیرند و در نهایت کشور را کنترل کنند. مردم نیز دوست ندارند مالیات بدهند و کنترل شوند. این یک بازی همیشگی میان دولت‌ها و ملت‌هاست. این امر مختص ایران نیست. موضوع مشترک جهانی است. هیچ کدام از شهروندان دنیا دوست ندارند توسط دولت‌هایشان شناسایی شوند و دولت‌ها در مقابل سعی می‌کنند هر روز بیشتر از پیش بر آنها نظارت کنند. این نظارت گاهی با شعار حفظ امنیت است و گاه با شعار سرویس‌دهی بیشتر. دولتی در این زمینه موفق‌تر عمل می‌کند که سرویس بهتر و بیشتری به مردم ارائه دهد و خود را در مقابل حفظ داده‌های افراد مسئول بداند. در اصل زمانی شهروندان حاضرند از فضای خاکستری خارج شوند و در فضای شفاف به سر برند که در مقابل شناسایی شدن خدماتی دریافت کنند که ارزش شناسایی شدن را داشته باشد و از طریق این خدمات باید ساده‌تر زندگی کنند

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 37 ورودی ورودی صفحه 17

اینترنت در مسیر بازتعریفی ناقص

آخرین مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به نظر می‌رسد در چند نکته نخستین گام از مسیر جدیدی است که اینترنت ایران قرار است طی کند. اول اینکه مرز نامرئی محدودیت ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه همان‌قدر که نامحسوس اجرا می‌شد نامحسوس هم برداشته شد تا جایی که در مصوبه برای سرویس پایین‌تر از یک مگابیت بر ثانیه قیمتی پیش‌بینی نشده است. دوم آنکه برای اولین بار حجم داخلی از بین‌الملل تفکیک شده و بالاخره حاصل سال‌ها حرف و حدیث بی‌عمل، عملی شد. حالا نه‌تنها کاربر این تمایز را در سرعت حس می‌کند بلکه ترافیک آن نیز جدا محاسبه شده و احتمالاً در آینده هزینه‌های جدایی را نیز در پی دارد. شرکت‌های اینترنتی موظف شده‌اند تا اواسط زمستان سامانه‌های خود را برای این تفکیک ترافیک به‌روزرسانی کنند.سوم آنکه در این مصوبه مفهومی به نام «هزینه نگهداری» اضافه شده است که به نظر می‌رسد سعی دارد شیوه استفاده از اینترنت را به کلی تغییر دهد. در این روش شما ابتدای هر ماه هزینه نگهداری را می‌پردازید و مناسب با حجم مصرفی هر ماه مبلغی را نیز برای گیگابایت اضافه می‌دهید. با این روش دیگر لازم نیست نگران مصرف کردن حجم هر ماه باشید. این قیمت‌گذاری یکسان آشفته‌بازار طرح‌های اینترنتی را هم سامان می‌دهد.

شماره 37 ورودی ورودی صفحه 17

بیمار بدحال مخابرات

وضعیت کنونی شرکت مخابرات ایران می‌تواند هر ناظری را نگران کند. مخابرات شرکتی نیست که در صورت ورشکستگی، چند کارمند بیکار شوند و آب از آب تکان نخورد. مشکلات بزرگ‌ترین شرکت صنعت ارتباطات ایران، تا همین‌ جای کار هم تاثرات بسیاری بر کل صنعت گذاشته است.ریشه مشکلات کنونی شرکت مخابرات قطعاً به سال‌های پیش- حداقل از زمان خصوصی‌سازی- بازمی‌گردد. با این حال باید پذیرفت که دیگر نمی‌توان زمان را به عقب بازگرداند. در همین حال به نظر نمی‌رسد دولت، علاقه یا توانی برای بازپس‌گیری مخابرات داشته باشد. پس باید فکری به حال این شرکت کرد. برای حل مشکل مخابرات لازم است به سه نکته توجه داشت. حاکمیت: گرچه بسیار سخت است اما مجموعه حاکمیت باید بپذیرد شرکت مخابرات ایران دیگر دولتی نیست. گرچه این شرکت، خصوصی نیز محسوب نمی‌شود و مالکان آن از نهادهای عمومی به شمار می‌روند اما به هر صورت این شرکت دیگر بر اساس قانون تجارت اداره می‌شود. تصمیماتی مانند افزایش تعداد مستخدمان مخابرات می‌تواند این شرکت را با مشکلات متعددی روبه‌رو سازد.انحصار: مخابرات ایران سال‌ها به انحصار عادت کرده است. این شرکت پس از واگذاری به‌ طور فزاینده‌ای از این ابزار استفاده کرد و کار را به جایی رساند که کمیسیون تنظیم مقررات مجبور شد اصلاحاتی

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 37 ورودی ورودی صفحه 18

افشای اطلاعات و ارتباطات

افشای اطلاعات ۴۰ میلیون از مشترکان ایرانسل خبری بود که کمتر از یک ماه پیش بر سر زبان‌ها افتاد اما مساله مهم در این میان، نوع برخوردی بود که مسئولان ایرانسل در زمان وقوع این اتفاق داشتند. آغاز فروش اطلاعات مشترکان ایرانسل به دو سال پیش برمی‌گردد. در آن زمان فرد یا افرادی توانستند به پایگاه داده‌ شرکت ایرانسل نفوذ کنند و اطلاعات ثبت‌نامی تمام مشترکان این اپراتور را به دست آورند. پس از آن اپلیکیشنی برای اندروید نوشته شد که امکان دسترسی به این اطلاعات را می‌داد. پیامک‌های گروهی‌ای هم ارسال شد که «فایل اطلاعات ۴۰ میلیون مشترک ایرانسل، همراه با نام شخص، نام خانوادگی، کد پستی، نشانی منزل، تلفن همراه، تلفن منزل و کد ملی به قیمت دو میلیون تومان به فروش می‌رسد. آیا خریدار این اطلاعات ارزشمند هستید؟» و به این ترتیب حتی کسانی که با اینترنت سر و کار نداشتند نیز از این موضوع باخبر شدند.با این حال نوشدارو پس از مرگ سهراب رسید و پلیس فتا جلو انتشار گسترده‌تر اپلیکیشن را گرفت و گویا کسانی را که در ارسال پیامک‌ها نقش داشتند، دستگیر کرد. تنها دو سال از این ماجرا گذشته بود که یک روبات تحت عنوان پیام‌رسان تلگرام با نام mtnprobot درست شد که

شماره 36 ورودی ورودی صفحه 16

انقلاب خاموش مصرف‌کنندگان

آنها کیستند؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن دزدان از پلیس‌ها،‌ تروریست‌‌ها از ماموران اطلاعات، هکرها از شرکت‌های امنیتی و صد البته شهروندان از حکومت‌ها اغلب دست‌کم یک گام جلوتر هستند. این‌گونه است که وقتی کمی تاریخی نگاه کنیم خواهیم دید همیشه بانک‌ها مورد سرقت قرار گرفته‌اند، مردم در کافه و کلوب به گلوله بسته شده‌اند، اطلاعات از بزرگ‌ترین کمپانی‌ها به یغما رفته و هیچ فیلترینگ و هیچ مانعی واقعاً دسترسی مردم را به حقیقت از بین نبرده است. شهروندان خوب یا بد، نیک یا پلشت، پیروز خاموش هر مبارزه‌ای هستند. اقتصاد هم از این قانون دور نیست و همین‌جاست که اقتصاد مشارکتی متولد می‌شود. آنها از کجا آمدند؟ در کشور ما هزینه‌های آغاز، تداوم یا توسعه هر کسب و کار سالمی سر به فلک می‌زند. سرمایه در گردش بسیار گران و ترسو است، بانک‌ها موتورهای واقعی رشد هیچ کدام از بخش‌های مولد اقتصاد کشور نیستند و حمل و نقل بسیار گران و ناکارآمد است. این است که وقتی تجارتی خلق می‌شود یا محکوم به فناست یا برای همیشه زیر سقف اقتصادی گیر می‌کند که سرمایه توسعه را در اختیارش نمی‌گذارد. در نهایت هم ناگزیر می‌شود تن به رانتی بدهد که برای همیشه

شماره 36 ورودی ورودی صفحه 17

وقتی می‌ترسیم

وقتی می‌ترسید چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟ مردم در مقابل ترس واکنش‌های مختلفی از خود نشان می‌دهند؛ برخی سعی در حذف موضوعی دارند که برایشان رعب‌آور است. برخی اصلاً سراغش نمی‌روند و برخی سعی می‌کنند دلایل ترس‌شان از موضوع خاص را بشناسند و با آن مقابله کنند. اما بی‌شک اولین برخورد اکثر مردم در مقابل ترس یکسان است. همه سعی می‌کنند در ابتدا نادیده‌اش بگیرند و تفاوت برخوردها زمانی نمود می‌یابد که با موضوع وحشت‌آور مواجه می‌شوند.تقریباً تمامی موضوعات ناشناخته می‌توانند چنین وضعیتی به‌ وجود آورند. در مرحله اول تلاش می‌کنیم آن را نادیده بگیریم و پس از مدتی که به اجبار با آن مواجه می‌شویم سعی در حذف آن داریم.برخورد با تجمیع‌کنندگان خدمات پرداخت یا واسط‌های پرداخت نیز تقریباً چنین شرایطی داشت. در ابتدا همه آنها را نادیده گرفتند و پس از مواجهه با آنان سعی کردند حذف‌شان کنند. به نظر می‌رسد این‌گونه برخوردها به دلیل ناشناخته بودن ابعاد مختلف موضوع برای سیاستگذاران این بخش است.بسیاری از سیاستگذاران این حوزه این موضوع را نمی‌شناسند و مزایا یا معایب آن را نمی‌دانند، از همین رو با آن مخالفت می‌کنند. در اصل مخالفت‌شان به دلیل خدماتی که ارائه می‌دهند نیست؛ به علت هراس از ناشناخته‌ها و ترس از مشکلاتی است

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 36 ورودی ورودی صفحه 17

جوانان ایرانی کجا هستند

چند روز پیش یادداشتی می‌خواندم که نویسنده آن دولت حسن روحانی را مسن‌ترین دولت ایران از زمان قاجار تاکنون خوانده بود. تایید یا رد چنین ادعایی نیاز به بررسی جدی دارد اما به راحتی می‌توان نشان داد دولت یازدهم، مسن‌ترین دولت از ابتدای انقلاب است.اولین دولت جمهوری اسلامی که در سال ۵۹ تشکیل شد، میانگین سنی کمتر از ۳۹ سال داشت. مسن‌ترین عضو این کابینه، مرحوم مهدوی‌کنی بود که در آن زمان ۴۹ ساله بود. اما میانگین سنی کابینه در دولت‌های بعدی مدام افزایش یافت و اکنون به ۵۷ سال (بدون احتساب سورنا ستاری) رسیده است. در دولت شهید رجایی، شهید تندگویان با ۳۰ سال سن، جوان‌ترین وزیر بود اما اکنون جوان‌ترین وزیر علی طیب‌نیا است که ۵۶ سال دارد. جالب آنکه محمدرضا نعمت‌زاده که هم‌اکنون وزیر صنعت، معدن و تجارت است در دولت شهید رجایی وزیر صنایع و معادن بود و ۳۵ سال داشت. نعمت‌زاده اکنون با ۷۱ سال سن، مسن‌ترین عضو کابینه به شمار می‌رود.نگاهی به روند افزایش سن اعضای کابینه که در رده‌های پایین‌تر (معاونان وزرا، مدیرکل‌ها و غیره) ادامه یافته است و همچنین توجه به نام افراد نشان می‌دهد در ۳۵ سال گذشته، افراد ثابتی عهده‌دار مسئولیت‌های مختلف در کشور بوده‌اند و به بیان دیگر کاست

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 36 ورودی ورودی صفحه 18

چشم‌ها و آدم‌ها

طبق عادت هرروزه جلو در مترو می‌ایستم و صبر می‌کنم تا مردم عجول و زورمند سوار شوند و بعد آهسته وارد می‌شوم و یک گوشه جا می‌گیرم. سرم تمام مدت حتی زمانی که راه می‌روم در تلفن همراهم است و تنها هر چند ثانیه یک بار اطراف را نگاه می‌کنم تا زمین نخورم. خیلی عجیب نیست که آشنایانی از کنارم رد شده باشند و من ندیده باشم‌شان. بیشتر اوقات صداهای اطراف را هم نمی‌شنوم، با یک هدفون یا موسیقی گوش می‌دهم یا سریالی را که روی موبایلم دارم، تماشا می‌کنم. گاهی کتابی هم با خودم می‌آورم اما باز هم هدفون باید صداهای مزاحم اطراف را با موسیقی جایگزین کند. قطار در یک ایستگاه متوقف می‌شود و من سرم را می‌آورم بالا تا تابلوهای بیرون را ببینم و جا نمانم. یک لحظه چشمم به دختری می‌افتد که از جایش بلند شده و می‌خواهد پیاده شود. دو سه ثانیه طول می‌کشد تا دوست قدیمی‌ام را بازشناسم اما قبل از اینکه چیزی بگویم یا حرکتی کنم پیاده می‌شود. چند سال بود از او خبر نداشتم. پیش از فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی از ایران رفت و در گروه‌‌های دوستان قدیمی هم کسی خبر زیادی از او نداشت. نمی‌دانم او هم مرا شناخت یا نه،

شماره 35 ورودی ورودی صفحه 16

مهندسان شریف و مدیران غریب

گفتار اول: همیشه مهندسان اینچنین زمامدار سکان راهبری کشور نبوده‌اند. به تاریخ سیاسی قرن اخیر کشورمان که نگاه کنید خواهید دید در دهه ۳۴ باد موافق سیاست در بادبان سلطنه‌‌ها و دوله‌هایی می‌دمید که اغلب بر حسب مکنت و استطاعت برآمده از آریستوکراسی در فرنگ درس‌هایی از جنس علوم و ادبیات خوانده بودند و در قالب انتخابی و انتصابی در دستگاه قدرت وارد می‌شدند. اکنون که از دوربین تاریخ به آن روزگار نگاه می‌کنیم نتیجه نگاه اشراف‌مآبانه به کارمند دولت بودن، خطابه‌های پرشور در رادیو، یادداشت‌های زیبا در روزنامه‌ها و البته مجالسی است که بی‌وقفه با تکیه هوشمندانه بر ماده و بندی منحل می‌شد. ادبا و وکلا از پس شاهان برنیامدند. چه قوام و چه مصدق، چه بهار و چه میرزا همه یا در بند یا رانده شدند. ایران کشاورزی تمام‌ شده و دیگر با فئودال‌ها نمی‌ساخت.دوران متاخرتر پهلوی دوم دوران رشد سیاسی طبیبان بود. گویی ملتی که احساس می‌کرد بیمار است علاجش را در مدیرانی جراح می‌جست. دکتر‌‌ها دیگران را کنار زدند و نه‌تنها صندلی‌های مجلس که میز ادارات بالادستی را به تسخیر درآوردند و نتیجه آن شد که به سبک علوم تجربی آنها بیشتر نشانه‌های بیماری کشور را دیدند نه دلیلش را و زیر پوست احترام بزک‌شده‌ای که

شماره 34 ورودی ورودی صفحه 17

روز فرشته

با ابراز تمایل نهادهای دولتی و خصوصی به ورود به فضای کارآفرینی نوآورانه کشور، انتظار می‌رود زیست‌بوم اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مربوطه آن شکل بهتری به خود بگیرد و آرام‌آرام رشد کند.به عنوان کسی که مدتی است در این فضا فعالیت می‌کنم، نسبت به این جنب و جوش خوش‌بینم و تصور می‌کنم– اگر این روند به درستی ادامه داشته باشد – در آینده بتوانیم شاهد اتفاقات خوبی در راستای تسهیل دسترسی کارآفرینان به حامیان، تمرکززدایی و گسترش فرهنگ اقتصاد دانش‌بنیان در کل کشور باشیم.یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های یک کارآفرین، پس از اینکه مراحل ابتدایی اجرای ایده تجاری‌ای که در ذهن دارد را به موفقیت طی کرد و به این نتیجه رسید که به مدل کسب و کار مناسب، تکرارپذیر و گسترش‌پذیری دست یافته است، دسترسی به منابع مالی جهت تامین سرمایه است. این موضوع به ویژه در دنیای به شدت رقابتی و سریع امروز بسیار اهمیت دارد چرا که اگر آن کارآفرین نتواند به سرعت پیش از اینکه رقبا به خود بیایند، بازارهای هدفش را در اختیار بگیرد، رقبا (محلی و جهانی) به میدان خواهند آمد و محصول زحمات او را درو خواهند کرد. این روش به اصطلاح «حمله به بازارها» سرمایه می‌خواهد و به قول معروف بی‌مایه، فطیر

شماره 34 ورودی ورودی صفحه 17

سهم اینترنت را ببینید

اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران همه ما را شگفت‌زده کرد. همچنان که در سال‌های ۷۶، ۸۱، ۸۴ و ۹۲ با اعلام نتایج شوکه شده بودیم. پذیرش این نتایج برای هر دو سوی ماجرا (برنده و بازنده) اندکی دشوار بود. در این زمینه بارها به موضوع نظرسنجی‌های واقعی و تحلیل درست داده‌های آن اشاره شده است. اما یک تحلیلگر لازم است به چرایی رخداده بپردازد. نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد فلان فرد در انتخابات پیروز می‌شود. این جمله شاید برای سیاسیون کافی باشد؛ اما برای کسانی که می‌خواهند بدانند جامعه به کدام سمت می‌رود، اصلاً کافی نیست. چرایی شکل‌گیری نظرات در جامعه و ایجاد صف‌بندی‌ها برای یک تحلیلگر، مهم‌تر از دستیابی به نتایج یک نظرسنجی است.یک تحلیل آماری از وضعیت استفاده از اینترنت در ایران که پیش از انتخابات اخیر در روزنامه همشهری به چاپ رسید، تا حد زیادی نشان می‌داد مردم (حداقل در شهرهای بزرگ) چه گرایشی خواهند داشت و روز ۷ اسفند ۹۴ چگونه رفتار خواهند کرد. اما چرا از این دست تحلیل‌ها در ایران بسیار کم دیده می‌شود؟ پاسخ این پرسش را حداقل در مورد اینترنت می‌توان به روشنی یافت.اینترنت در تمام سال‌های حضور خود در ایران معمولاً نادیده گرفته شده است. حکومت آن

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 34 ورودی ورودی صفحه 16

یک شکواییه تاریخی از طلای سیاه

یکی از خبرهایی که این روزها به صورت مرتب بین فعالان حوزه فناوری اطلاعات، نفت و مردم عادی می‌چرخد، جمع‌ شدن کارت هوشمند سوخت است؛ پروژه‌ای که مدیران بارها برای اجرایی شدن آن به خود بالیدند و بخش فناوری اطلاعات کشور اجرایی شدن آن توسط کارشناسان و مدیران فناوری را یکی از موفقیت‌های خود عنوان می‌کردند. موفقیتی که این روزها چندان از آن استقبال نمی‌شود. در شرایط فعلی با رویکرد تک‌نرخی شدن قیمت سوخت به کارت هوشمند نگاه می‌شود و بی‌استفاده ماندن آن. فارغ از اینکه بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند قابلیت‌های این کارت به حدی است که می‌توان از آن بهره‌های دیگری گرفت و نباید تک‌بعدی به موضوع نگاه کرد، باید توجه داشت که این تنها پروژه‌ای فناورانه است که توسط کارشناسان داخلی به صورت کامل از صفر تا صد اجرا شده است.یکی از انتقاداتی که بازار فاوای کشور و فعالان این حوزه از دیرباز از بخش نفت به عنوان پردآمدترین بخش کشور داشته‌اند، وابستگی فناورانه این بخش به بازارهای بین‌المللی است که همین امر موجب می‌شود بازار فاوای کشور نتواند چندان از بستر درآمدی نفت بهره‌مند شود. بی‌شک صنعت نفت یکی از پیشروترین بخش‌ها در استفاده و بهره‌گیری از فناوری اطلاعات است. این بخش بسیار پیش از سایر

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 34 ورودی ورودی صفحه 16

یک روز از ۳۶۵ روز

نوروز همیشه فصل امتحان برای کسب و کارهای آنلاین ایران بوده ‌است. اگر فروشگاه اینترنتی باشید مشخص می‌شود واقعاً تجارت الکترونیکی هستید یا فقط حجره الکترونیکی باز کرده‌اید. اگر اپراتور باشید مشخص می‌شود که آیا برای شما اولویت، خدمات است یا قبض‌تان. اگر بانک باشید محک می‌خورید که چقدر پیشخوان مجازی شما کار می‌کند و چقدر فقط یک آگهی الکترونیکی است و اگر سرویس‌دهنده اینترنتی باشید همه می‌فهمند آیا حمایتی پشت این خدمات هست یا نه. ما اغلب در این امتحانات مردود می‌شویم.طی نوروز سایت‌های خبری به‌روز نمی‌شوند. اپراتورها دفاتر خدمات‌شان را می‌بندند و خدمات غیرحضوری را موکول به بعد می‌کنند. فروشگاه‌‌ها با تاخیر سفارشات را تحویل می‌دهند و ارائه‌دهندگان اینترنت پرسرعت شما را به سمت یک سیستم پاسخگوی خودکار می‌فرستند. اینجاست که هر کاربری لاجرم از خود می‌پرسد چگونه تعطیلات سالانه در هر گوشه‌ای از جهان اوج کسب و کار‌های آنلاین است ولی همیشه در ایران تبدیل به سیاهچاله همه خدمات می‌شود. شاید باید جواب را در هویتی جست‌وجو کرد که هنوز مشتری/مشترک را نه به چشم یک شهروند مدرن دیجیتالی که به چشم ارباب رجوع می‌بیند.شما هنوز برای دریافت خدمات الکترونیکی خود باید در صف بایستید، باید مدارک فیزیکی همراه داشته باشید، لیچار گفتن کارمندی را که دیر

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 16

همواره در انتظار بهاریم

زمستان همیشه برای ما فصل پیوست بوده. شلوغی ویژه‌نامه‌ها و نمایشگاه‌ها که می‌گذرد و کمر سرمای نیم‌بند پایتخت که می‌شکند، از نیمه بهمن‌ماه تازه بیدار می‌شویم. کمی از لای شال و کلاه سرک می‌کشیم و شعله بخاری‌ها را کم می‌کنیم. بوی چای زنجبیلی، شیرینی‌های ارمنی و قهوه‌های آرام ساختمان قدیمی ماهنامه را پر می‌کند. اطراف‌مان را که نگاه می‌کنیم تازه متوجه می‌شویم در سالی که به سرعت برق و باد گذشته، همکارانی بودند که دیگر با ما نیستند، در عوض بی‌آنکه حواس‌مان باشد دوستان جدیدی هم پیدا کرده‌ایم و چهره‌هایی آن‌قدر جوان و سرخوش به ما پیوسته‌اند که حتی نام‌شان را هم به زحمت به خاطر می‌آوریم. گاهی با آن لباس‌های عجیب و واژگان غریب‌شان به نظر می‌رسد نه از نسلی دیگر که از سیاره‌ای دیگر آمده‌اند. شاید هم ما پیر شده‌ایم. عمر ما و پیوست در تضادی اجتناب‌ناپذیر هستند. ماهنامه‌ای که با عشق و رویا برای شما می‌نویسیم این بهار که برسد سه‌ساله می‌شود و ما همه همچنان از سی‌ سالگی دورتر می‌شویم. کودک ما به جوانی و بلوغ نزدیک‌تر می‌شود و ما به پایان و پیری. این الاکلنگ زندگی است که ساخته‌ی ما بالاتر می‌رود و ما خود پایین‌تر می‌آییم. پیوست به آسمان می‌رسد و ما به خاک.

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 16

ما همه پیوستیم

هنوز هیچ کس وارد تحریریه نشده ‌است. پنجره را باز می‌کنم تا کمی هوای تازه وارد فضای تحریریه شود. به جاهای خالی بچه‌ها نگاه می‌کنم. به جای خالی بهناز که همیشه شادمانه و با اضطراب وارد تحریریه می‌شود. به جای خالی ملیحه که با تاخیر می‌رسد و برای اینکه کسی چیزی نگوید فقط سلام کوتاهی می‌کند و سریع سر جایش می‌نشیند و سعی می‌کند برای چند لحظه سکوت کند تا تاخیرش فراموش شود؛ طولانی و دور بودن مسیرش همیشه تاخیرهایش را توجیه می‌کند. به جای خالی امیرحسین که معمولاً هر روز زودتر از همه می‌رسد و با نگاه پرسشگرش منتظر است از او چیزی بخواهی و دلیلش را در کسری از ثانیه از تو بپرسد و به صندلی مینا. معمولاً تاخیر ندارد. با لبخند وارد می‌شود و سعی می‌کند خوب گوش کند و در عین حال که در موضوعات مختلف خودش را درگیر می‌کند، دوست ندارد زیاد در معرض دید قرار گیرد و سعی می‌کند خیلی آرام کارهایش را پیش ببرد.صدای میثم از طبقه پایین می‌آید. دلگرمی بسیاری از روزهای من است. بسیار صبورانه پروژه‌های مختلف را پیش می‌برد. عصبانی نمی‌شود و سریع و مرتب کارش را به بهترین نحوی که می‌تواند انجام می‌دهد. صبح‌ها وقتی وارد دفتر می‌شوم، دیدن

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 33 ورودی ورودی صفحه 17

در انتظار وصل

اختلاف میان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مخابرات برآمده از شیوه خصوصی‌سازی است که بدون توجه به نظرات منتقدان در زمان رئیس‌جمهور وقت محمود احمدی‌نژاد به انجام رسید. به روایتی دیگر آنچه میان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و شرکت مخابرات ایران می‌گذرد فارغ از ادعای طرفین ماحصل تصمیمات و عملکرد دولتی است که حتی خود کابینه بعدی نیز در اواخر عمرش به گروه منتقدانش پیوست. به هر روی آنچه مشهود است اینکه این اختلاف طی دو سال و نیم گذشته پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و بر صندلی وزارت نشستن محمود واعظی نه‌تنها کاهش نیافته که به اوج آن رسیده و حاکی از آن است که روابط نهاد قدرت (وزارت ارتباطات) و نهاد ثروت (شرکت مخابرات) کاملاً شکراب شده و به حالت قهر رسیده است؛ درست مانند بیماری‌ای که آن‌ زمان که حاد بوده، درمان نشده و حالا مزمن شده. اشاره صریح بند دوم ماده هفدهم لایحه پیشنهادی برنامه ششم توسعه به موضوع بازگرداندن داکت و فیبر نوری و حوضچه‌ها به یک شرکت دیگر با سهام اکثریت دولتی زیر نگین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، بیش از اینکه نشان‌دهنده راهکاری برای حل اختلاف میان نهاد قدرت و نهاد ثروت باشد، حاکی از بی‌نتیجه ماندن

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 18

کار عشق آسان شود

پانزده سال بیشتر نداشتم که فهمیدم آدم بلندپروازی هستم. برخلاف خیلی از دوستانم که هیچ ایده‌ای برای آینده خود نداشتند، از همان روزی که پا به دبیرستان گذاشتم تحصیل در رشته علوم سیاسی تنها هدفم شده‌ بود؛ رشته‌ای که حتی اسمش برای خیلی‌ها سخت و حتی خطرناک به‌ نظر می‌آمد! یا به قول عده‌ای که فقط پول و پرستیژ برایشان مهم بود، آینده‌ای نداشت. اما عشق به تغییر آینده، گوش‌های مرا تبدیل به دروازه‌ای در مقابل تمام نصایح دلسوزانه کرده ‌بود.نوبت به انتخاب شغلم که رسید باز هم ساز مخالف همه به صدا درآمد؛ با همان حرف‌هایی که ۱۳ سال پیش در گوشم خوانده بودند. این بار حتی مصمم‌تر از آن زمان بودم. هیچ‌ کس و هیچ‌ چیز جلودارم نشد. گرچه طی سال‌های دانشگاه، نور امید به تغییر آینده در دلم کم‌سوتر شده بود اما قدرت قلم را خوب می‌دانستم و برای چشیدن لذت آن دست از پا نمی‌شناختم. حالا شش ماه از ورودم به تیم پیوست می‌گذرد؛ شغلی دارم که بی‌اندازه دوستش دارم. اگرچه مثل خیلی از شغل‌های دیگر سختی‌های خودش را هم دارد. چندی پیش جمله‌ای روی تخته سیاه در فروشگاه سر کوچه‌مان خواندم؛ از آن فروشگاه‌های همه‌چیز فروش است ولی طوری چیده شده که با یک گشت

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 18

که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

شاید برای شما که مجله را می‌خوانید ما عکس‌های کوچکی هستیم در بالای صفحات کاغذی مجله، آدم‌هایی که دست به کیبورد روبه‌روی مانیتورها نشسته‌ایم و صفحه سیاه می‌کنیم؛ اندکی از خیل خبرنگاران و نویسندگانی که در صدها نشریه مختلف کوچک و بزرگ کار می‌کنند و مثل هر فرد دیگر در جامعه دانه خود را می‌کشند.در شماره آخر مجله امسال، مثل شماره‌های پیشین کار معمول‌مان را انجام دادیم. ما تمام سال سعی کردیم خبرها را بنویسیم، گزارش تهیه کنیم، از آدم‌ها مصاحبه گرفتیم و در نشست‌های خبری پیگیر وعده‌ها شدیم. آدم‌ها را نقد کردیم، از سوابق‌شان نوشتیم و کسب و کارها را معرفی کردیم. از سیاست گفتیم و قطاری که آن را می‌برد. اما پشت کلمات‌مان حرف‌های دیگری بود، ما از رویا نوشتیم و امید‌هایی که اکنون تنها زنده نیستند، بلکه در حال ریشه دواندن و شکوفا شدن هستند؛ درهایی که هرچند دشوار و آرام اما سرانجام باز می‌شوند و روزهای روشن‌تری که تقویم آنها را رنگی نکرده است اما می‌دانیم که هر لحظه به ما نزدیک‌تر می‌شوند. از انسان‌های سازنده‌ای گفتیم که شاید پرشمار نباشند اما در هر جایگاهی که هستند درست کار می‌کنند و جان تازه‌ای به فضا می‌بخشند. بنگاه‌های تجاری‌ای که تنها به فکر ریال روی ریال گذاشتن

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 18

پروژه در دسترس نیست

«پایلوت کارت هوشمند سلامت از سال آینده اجرایی می‌شود» اگر فکر می‌کنید این تیتر را اوایل پاییز امسال در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها دیده‌اید و خوانده‌اید، سخت در اشتباهید.این تیتر مربوط به اوایل پاییز است اما نه پاییز امسال، بلکه این خبر دوم آذر سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیده است.این خبر و اخبار مشابه را در کمدی از آرشیو‌های قدیمی مهرک پیدا کردم که با گشت و گذار در ورق ورق آن با تیترهایی مانند تبادل الکترونیکی اسناد رسمی، شروع فعالیت‌ فروشگاه‌های مجازی، بررسی آمادگی الکترونیکی دستگاه‌های مختلف یا حتی صدور کارت‌های اعتباری بانک‌ها مواجه شدم و این اخبار و گزارش‌ها مرا به یاد گزارش‌های خودم انداخت. طی یک سالی که در ماهنامه پیوست به عنوان خبرنگار مشغول هستم، گزارش‌هایی از پروژه‌هایی نوشته‌ام که در نظر اول جدید بودند اما وقتی تاریخچه‌‌شان را بررسی می‌کردم، در بیشتر مواقع با این جمله مواجه می‌شدم:«به دلایلی این پروژه ناتمام باقی ماند.» و شروع اجرایشان به سال‌های دوری باز می‌گردد که به دست تاریخ سپرده شده‌اند و الان به عنوان آرشیو برای خبرنگاران استفاده می‌شود و من نیز چون از آینده پروژه خبر ندارم، مجبور می‌شوم خواننده محترم را به صبوری دعوت کنم تا در سال‌های آینده نتایج آنها معلوم شود. حال این پروژه

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 17

نظام خلق رویاها

نوجوان که بودم تابستان همیشه دغدغه داشتم در همان دنیای محدودم یک کار مفید انجام دهم. دوست داشتم چیزی «خلق کنم». این دغدغه تا چند سال در حد رویا باقی ماند. سال اول دبیرستان سر کلاس پرورشی، احتمالاً جراتم برای «خلق کردن» بیشتر شد که دستم را بلند کردم و گفتم می‌خواهم یک ماهنامه راه بیندازم. آن روزها بحث آی‌تی تازه داغ شده بود و تنها موضوعی بود که دنبال می‌کردم؛ نه از جامعه سر درمی‌آوردم نه از سیاست. اولش سعی کردم تیمی جمع کنم و در ساخت این ماهنامه از آنها کمک بگیرم. دو ماه که گذشت و از یاری‌شان ناامید شدم خودم آستین‌ها را بالا زدم تا رویایم را حقیقت بخشم.شکسته پکسته با آن اینترنت جان بر لب‌آور دایال‌آپ از سایت‌های مختلف فناوری، مطالبی جمع‌آوری می‌کردم. خودم کم‌کم صفحه‌بندی را با پابلیشر یاد گرفتم. انگار خودم را در آن مدرسه کوچک (که برای من یک جامعه بزرگ بود) پرچمدار پیشبرد فناوری اطلاعات می‌دانستم. با هزار دردسر از هم‌کلاسی‌هایم به زور مطلب می‌گرفتم، برای مجله‌ام تبلیغ می‌کردم و سعی می‌کردم کار کنم که وقتی پا به حیاط می‌گذارم آن را در دست همه ببینم. سال دوم قدرتم برای «خلق کردن» بیشتر شد. «خالقی» دقیقاً همان میلی بود که می‌توانست

شماره 33 ورودی ورودی صفحه 17

Lim x=x یا دنیای ما مجهول‌های کوچک

برجام نهایی و اجرای آن آغاز شد. برنامه ششم توسعه نوشته شد. انتخابات مجلس دهم برگزار شد. همه این «شد»ها اتفاقات سال ۹۴ بودند؛ اتفاقاتی در سطح کلان که از امسال به یادگار می‌مانند. اتفاقاتی بسیار مهم که هر کدام به تنهایی می‌توانند سرنوشت یک کشور را تغییر دهند. اما دقیقاً چه تاثیری خواهند داشت؟ کسی نمی‌داند. همه چیز در نیمه دوم سال اتفاق افتاد. بخشی از تحریم‌های بین‌المللی ایران برداشته شد اما اثرات آن در سال‌های آینده احساس خواهد شد. لایحه برنامه ششم به مجلس رفت، اما بررسی آن به مجلس آینده سپرده شد و این هم یعنی همه چیز بماند برای سال بعد. انتخابات دور دهم مجلس شورای اسلامی هم برگزار شد اما دور دهم، سال آینده کار خود را آغاز می‌کند.همه چیز مانند کشت دیم است. کاشته‌ایم به امید باران و برف.ما آدم‌های معمولی، همه چیزمان معمولی است. گذشته و حال‌مان معمولی بوده و آینده‌مان هم احتمالاً معمولی خواهد بود. اما این معمولی بودن، روشن نیست. مثل نتیجه برجام است. ما مجهول‌های کوچک، آینده مجهولی هم خواهیم داشت؛ آینده‌ای که در یک کل بزرگ نامعلوم حل شده. با این تفاوت که همه می‌خواهند آن کل بزرگ را روشن کنند و معلوم؛ اما کسی نمی‌خواهد آن x کوچک

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 32 ورودی ورودی صفحه 14

ما متوسط‌ها

جامعه متوسط ایران در سال‌های اخیر گسترش زیادی پیدا کرده‌ است. اما بیایید برای احتراز از پیچیدگی‌های فلسفی و مکتبی تعریف دهک اقتصادی را در نظر بگیریم و افراد با درآمد متوسط را قشر متوسط جامعه بدانیم. از دید من طبقه متوسط، درآمدی شبیه به طبقه کم‌درآمد جامعه دارد اما از نظر فرهنگی بیشتر به طبقه پردرآمد جامعه شبیه است یا دست‌کم تلاش می‌کند شبیه باشد. این طبقه متوسط بزرگ در ایران مختصات ویژه‌‌ای هم دارد؛ اکثر افراد این طبقه جوان به حساب می‌آیند ولی دارای تحصیلات عالی هستند، دسترسی خوبی به ابزار فناوری از جمله تلفن همراه هوشمند دارند و مانند نسل قبل خود در برابر استفاده از روش‌های مدرن مقاومت نمی‌کنند. به راه افتادن و رونق روزافزون فروشگاه‌های اینترنتی نشان داد جامعه طبقه متوسط به خصوص زنان و جوانان هدف خوبی برای این بنگاه‌های مدرن اقتصادی هستند اما اکنون استارت‌آپ‌های دیگر هم چشم به این گروه بزرگ دارند و تلاش می‌کنند چتر خدمات خود را مشخص‌تر روی این طبقه باز کنند. قشر متوسط ایران که حاصل انفجار جمعیت سال‌های دهه‌های ۵۰ و ۶۰ بوده‌اند، اکنون نیروی محرک تحول اقتصادی و اجتماعی هستند که زلف به زلف فناوری‌ اطلاعات گره زده‌‌اند. اگر پای صحبت استارت‌آپ‌ها و کسب و کارهای

شماره 32 ورودی ورودی صفحه 13

رفتار رسانه‌ای در تلگرام

شاید گفتن این جمله کمی اغراق‌آمیز باشد اما تلگرام این روزها در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین و شاید عجیب‌ترین رسانه ایران است. این رسانه تفاوت‌های آشکار و قابل توجهی با اجداد پیشینش دارد. نخست آنکه در این نوع پیام‌رسانی دیگر این مخاطب نیست که به دنبال اخبار می‌رود. بلکه اخبار به دنبال مخاطب می‌آید. ممکن است ساعت ۱۲ شب گوشی‌تان ناگهان به صدا درآید و از دستگیری ملوان‌های آمریکایی مطلع شوید یا طی یک جلسه کاری در کسری از ثانیه بدون نیاز به چرخیدن در اپ‌ها یا سایت‌های مختلف اخبار رد صلاحیت‌ها را دنبال کنید. تلگرام در قامت یک برنامه جامع جای بسیاری از نرم‌افزارها و خدمات مشابه را گرفته است.دوم آنکه خبرنویسی در تلگرام به سمت و سویی متفاوت با خبرنویسی سنتی و اصولی پیش رفته است. برای بسیاری از کانال‌ها سرعت انتشار اخبار بر صحت و کیفیت آنها ارجحیت دارد. کانال‌ها از تکذیب اخبار یا انتشار شایعه‌ها واهمه‌ای ندارند. نتیجه این می‌شود که اگر پیگیر کانال‌های تلگرامی باشید (کانال‌هایی که از رسانه‌های سنتی ناشی نشده‌اند) بیش از آنکه خبر بخوانید، تکذیب خبر می‌خوانید و البته جو به صورتی است که از این موضوع احساس ناراحتی هم نکنید. زیرا کم‌کم ترجیح می‌دهید آخرین اخبار سریع‌تر به دست‌تان برسد

شماره 32 ورودی ورودی صفحه 13

آینده در انتظار تصمیم دولت

لایحه برنامه ششم توسعه که در روزهای آخر دی‌ماه به مجلس رفت، حاوی بندی است که در صورت تصویب و اجرا، تغییراتی اساسی در ساختار صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور ایجاد می‌کند. در این لایحه، بازگشت بخشی از شبکه ثابت کشور به دولت دیده شده است اما باید گفت در عمل، انتزاع این بخش از شرکت مخابرات ایران امکان‌پذیر نیست مگر آنکه کل شبکه ثابت به دولت واگذار شود و به این ترتیب مخابرات ایران شرکتی شبیه به ایرانسل خواهد شد؛ اپراتور تلفن همراهی که در برخی حوزه‌های دیگر نیز فعالیت می‌کند. بازگشت شبکه ثابت به دولت می‌تواند جنبه‌های مثبت و منفی مختلفی داشته باشد که کاملاً تحت تاثیر نحوه تصمیم‌گیری و عملکرد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است.به گفته یکی از معاونان شرکت مخابرات ایران، سال گذشته این شرکت حدود ۲۰۰ میلیارد تومان بابت سرقت‌های مخابراتی زیان دیده است. این رقم، جدا از هزینه نگهداری، توسعه و نیروی انسانی شبکه ثابت است. بدین ترتیب واضح است مالکان شرکت مخابرات ایران در نهایت از جدا شدن بخش هزینه‌بر و زیان‌ده این شرکت، نگرانی ندارند. آنها با هزینه‌ای گزاف، شبکه خود را به دولت می‌فروشند و از صبح روز بعد به جای آنکه پاسخگوی شبکه‌ای قدیمی و ناکارآمد باشند، به

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 32 ورودی ورودی صفحه 12

تکلیف‌مان را با خودمان روشن کنیم

این روزها به ‌نظر می‌رسد اگر می‌خواهید حرفی بزنید باید حتماً در مورد دوران پسا تحریم باشد، در غیر این صورت شنونده‌ای وجود ندارد یا خوانندگان مطلب تصور می‌کنند چقدر از بازار اخبار و اطلاعات به ‌دور هستید. تیتر تمام روزنامه‌ها در این دوره یا به صورت مستقیم به برجام اختصاص داشته یا حول اتفافات آن می‌‌چرخیده است. در این خصوص تمام مقامات سیاسی و اقتصادی کشور اظهار نظر کرده‌اند و اساتید دانشگاه‌ها به بررسی شرایط آن پرداخته‌اند.از همین روست که این تصور به وجود آمده که اگر در مورد برجام و اتفاقات آن یا شرایط ایجادشده پس از آن صحبت کردید، یعنی انسان مطلعی هستید و به ‌صورت مستقیم موضاعات روز و اخبار را پیگیری می‌کنید؛ اگر در حوزه دیگری صحبت کردید یعنی از قافله اخبار دور افتاده‌اید.تمام این صغری و کبری‌ها را چیدم تا بگویم با وجود اهمیت برجام و شعفی که در روز پس از اجرایی شدن آن میان مردم حکمفرما شد اما باید توجه کرد که بسیاری از مشکلات ما با اجرایی شدن برجام برطرف نمی‌شود؛ مخصوصاً در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات. بسیاری از موضوعات هنوز تکلیف‌شان مشخص نیست و معلوم نیست قرار است برای آن به نتیجه برسیم یا نه. مثلاً همین مکالمه تصویری.

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 32 ورودی ورودی صفحه 12

فره فرنگی به جای تره فرنگی

بازار فناوری اطلاعات ما بازار سرد و گرم چشیده‌ای است. هر از گاهی در این بازار گرمای تب غالب شده و دست‌کم یک دهه‌ای طول کشیده است که مد روز خارج شود. پیدا کردن غالب‌ترین آنها در چند دهه اخیر سخت نیست. همان سال‌های اولیه انقلاب و اواخر دهه ۵۰ همه به فکر فروش غول‌هایی موسوم به مین‌فریم (Main Frame) بودند و داده‌پردازی و ایزایران و DPFE برای فروشش سر یکدیگر یا کوچک‌ترها را زیر آب می‌کردند. در دهه ۶۰ ماجرا اندک اندک به سمت تولید داخلی تغییر جهت داد و با جریان ارز داخلی، تولید در داخل به زور سرنیزه و خونریزی، سر نیم‌ساخته یا تمام‌ساخته بودن محصول مد شد. در دهه ۷۰ وقتی از تولیدی‌ها فقط مانیتورسازها دوام آورده بودند، نرم‌افزارهای سازمانی مد شدند و هر روز تعدادی دانشجو در کنار هم بزرگ‌ترین و بهترین اتوماسیون را در جهان می‌نوشتند. در دهه ۸۰ نرم‌افزاری‌ها به سود رسیده بودند ولی دیگر جایی برای بقیه نبود و این شد که طی سخت‌ترین دهه پس از جنگ در حالی که دولت به شدت مشغول مهرورزی به بازار بود، هر روز نطفه یک فروشگاه اینترنتی بسته می‌شد؛ که شاید امروز یک‌دهم آنها هم باقی نمانده باشد. دهه ۹۰ هم که بدون شک

شماره 31 ورودی ورودی صفحه 14

آرم‌ها و آدم‌ها

افتخار نوشتن در بخش باشگاه مدیران ماهنامه پیوست چند سالی است که تفاوت میان آرم‌ها و آدم‌ها را اثبات کرده است. در این صفحات ما به سراغ مدیرانی رفته‌ایم که هر یک به نوبه خود بخشی کوچک یا بزرگ از صلیب فناوری اطلاعات ایران را به دوش کشیده‌اند. درباره شرکت‌هایی نوشته‌ایم که سرد و گرم این بازار را دوام آورده‌اند و درباره استارت‌آپ‌هایی قلم زده‌ایم که قرار است افق تجارت و محتوای فارسی را بر بستر وب بسازند. اما در تمام اینها تفاوتی عمیق میان آنها که فقط کاره‌ای بوده‌اند و آنها که واقعاً کاری کرده‌اند، آشکار بوده است. دو یا سه دهه که به عقب بازگردید می‌بینید شالوده حقیقی این صنف و بازار را کسانی گذاشته‌اند که دو ویژگی انکارناپذیر داشته‌اند؛ رویا‌بین و رفیق‌باز. آنها در زمانی که هنوز رایانه یک غول چراغ جادو در میان برج‌های مین‌فریم‌ها بوده، این توان را داشته‌اند که درباره تبدیل شدن آن به نبض انسان معاصر خیال ببافند و در داستان علمی تخیلی زمان خود زندگی کنند ولی حتی فراتر از این آینده‌بینی هم باز این نسل معجزه‌گر برآمده از دورانی که در آن حزب و فعالیت مذموم شمرده شده، کوشیده‌اند به دوستی‌های فردی خود بعدی حرفه‌ای ببخشند و با استفاده از سرمایه‌های

شماره 31 ورودی ورودی صفحه 14

لطفا جسارت داشته باشید

لایحه بودجه کشور که هر سال همین روزها به مجلس ارائه می‌شود جهت‌گیری کشور در سال آینده را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، برنامه ششم توسعه کشور نیز این روزها در حال نهایی شدن است و لایحه آن به زودی به مجلس ارائه می‌شود.؛برنامه‌ای که سمت و سوی کشور در پنج سال آینده را مشخص می‌کند و حتی گزاف نیست اگر بگوییم اثرات آن تا سال‌ها بر جا می‌ماند. به عنوان مثال در برنامه سوم توسعه بود که اجازه آزادسازی در صنعت مخابرات کشور به دولت داده و بر اساس آن اپراتور دوم تلفن همراه وارد بازار شد که نتایج مبارک این ورود تا سال‌ها ادامه خواهد داشت. پس می‌توان گفت نتایج مذاکرات طولانی و سخت طی جلسات پی‌درپی این روزهای مسئولان کشور، آینده کشور را رقم می‌زند. تجربه سیاسی در ایران نشان می‌دهد معمولاً دولت‌ها هشت‌ساله هستند و اگر این روند در مورد دولت روحانی نیز رخ دهد، می‌توان گفت او فرصتی استثنایی برای اجرای برنامه‌هایی دارد که خود در نوشتن آنها نقشی اساسی داشته است. روحانی از این نظر فرصتی سمبولیک در اختیار دارد. اگر او هم رئیس‌جمهور هشت‌ساله باشد، تا سال ۱۴۰۰ رئیس قوه مجریه است و می‌تواند به طور کامل برنامه ششم را اجرا کند و

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 31 ورودی ورودی صفحه 15

دل‌مان نمی‌خواهد کار کنیم

بیکاری یکی از معضلاتی است که درجه اهمیتش به قدری زیاد است که دولت‌های مختلف وقتی روی کار می‌آیند بسیاری از وعده‌ها و شعارهایشان را روی آن متمرکز می‌کنند. حتی فراتر از شعارهایشان سعی می‌کنند با سیاستگذاری و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف صنعت، خدمات و کشاورزی نرخ بیکاری را پایین بیاورند. بنا بر گزارش صندوق بین‌المللی پول نرخ بیکاری جوانان در ایران ۲۶ درصد است و این یعنی از این نظر در منطقه بحران‌زا قرار داریم. با اینکه بیکاری معضلی بسیار جدی و دردآور است اما از نظرم معضلی بدتر از بیکاری هم وجود دارد. مشکلی که این روزها بازار رو به رشد آی‌سی‌تی کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کند؛ فقدان نیروی متخصص. با هر دست‌اندرکاری در این حوزه صحبت می‌کنیم کسی نیست که این موضوع را تایید نکند و حتی بدتر از آن بسیاری معتقدند به زودی ممکن است ایران در این حوزه هم به یک واردکننده تبدیل شود. بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت ایجاد یک فرصت شغلی صنعتی، بالغ بر ۲۳۸ میلیون تومان هزینه دربر دارد و این خیلی دردآور است که وقتی فرصت‌های شغلی در بازاری مثل آی‌سی‌تی ایجاد شده و کارفرماها به دنبال نیرو هستند، به خاطر عدم

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 31 ورودی ورودی صفحه 15

به وسعت یک خیابان

میزان فروش طی روز دوشنبه اینترنتی از فروش در جمعه سیاه پیشی گرفت. این خبری بود که در روز مخابره آن و درست بعد از روز حراج دوشنبه اینترنتی سرتیتر اخبار رسانه‌های مختلف قرار گرفت و توجه فعالان این بازار را به خود جلب کرد. اما به نظر شما چند درصد از فعالان صنفی ما به این خبر توجه کردند یا حتی این خبر را خواندند؟ یا اصلاً آن را شنیده‌اند؟ منظور فعالان فروشگاهی در فضای مجازی نیستند. منظور صاحبان مشاغلی است که همچنان به صورت گذشته کسب و کار می‌کنند و هنوز حاضر نیستند کوچک‌ترین تغییری در ساختار فعالیت‌شان بدهند.بسیاری از صاحبان کسب و کار هنوز به عادت گذشته خود صبح‌ها مغازه را آب و جارو می‌کنند و منتظر مشتریان‌شان می‌نشینند. این بدان معنا نیست که هیچ آشنایی‌ای با اینترنت و فضای مجازی ندارند یا کسی را ندارند که با این فضا آشنا باشد. این افراد برای بسیاری از فعالیت‌های خود مجبور به مراجعه به دنیای اینترنت هستند و اگر خود نتوانند بخشی از این فعالیت‌ها را انجام دهند سعی می‌کنند از دیگران کمک بگیرند. اما هنوز حاضر نیستند بخشی از فعالیت خود را به این فضا منتقل کنند یا حتی این فضا را نیز به عنوان بازاری جدید

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 7 ورودی ورودی صفحه 16

آنچه بر سازمان نظام صنفی گذشت

سازمان نظام صنفی رایانه‌ای ورود به نهمین سال زندگی خود را تجربه می‌کند. در سه سال دوره اول، با درگیری‌های زیاد و گرفتاری‌هایی که ایجاد شد، به مبارزه برای تثبیت موقعیت و حضور در جایگاه قانونی خود پرداخت، در این برهه از زمان از اعضای صنف که حمایت بی‌دریغ در این مبارزه را پیشتوانه هیات‌مدیره کردند ممنون، و از زحمات هیات‌مدیره وقت تشکر می‌‌کنیم.پس از تثبیت موقعیت سازمان، در سه سال دوره دوم، در عین بی‌توجهی و بی‌مهری دولت وقت با پشتوانه اعضای دلسوز صنف و زحمات شبانه‌روزی هیات مدیره دوره دوم، صنف توانست در نهادها، سازمان‌ها و مراجع تصمیم‌گیری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، جایگاه و کرسی خود را به دست آورد و با حضور در جلسات تصمیم‌گیری در ارتباط با حق و حقوق صنفی اعضا، توانست در قوانین و مقررات وضع‌شده در ساماندهی و تنظیم بازار کسب و کار صنف تاثیرگذار باشد، از حمایت و پشتیبانی اعضای دلسوز صنف قدردانی می‌کنیم و از هیات‌مدیره وقت تشکر. سه‌ساله سوم و سومین دوره هیات‌مدیره با حق‌طلبی و سهم‌خواهی صنف از حقوق ازدست‌رفته با بی‌مهری دولت وقت نسبت به بخش خصوصی شروع شد و با تحمل سختی‌های فراوان توسط آحاد صنف و هیات‌مدیره به امروز رسیدیم؛ امروز که با پشتوانه

شماره 3 ورودی ورودی صفحه 08

برنامه‌‌ریزی کنید ، اجرا زیاد مهم نیست

برنامه‌ریزی درست و پیاده کردن آن برنامه بدون توجه به تغییر در ساختار دولت یکی از لوازم توسعه‌یافتگی به شمار می‌آید. کمتر برنامه یا پروژه‌ای در کشورهای توسعه‌یافته به چشم می‌خورد که تغییر در ساختار دولت موجب اجرا نشدن یا معطل ماندن آن شود. مهم نیست برنامه توسط کدام دولت تنظیم شده باشد، دولت چپ‌گرا باشد یا راست‌گرا، تندرو باشد یا میانه مهم این است که به تصویب مجلس یا نهادهای تصمیم‌سازشان رسیده باشد تا آن برنامه بدون هیچ تغییری به اجرا درآید. اما متاسفانه در ایران تمامی برنامه‌ها وابسته به دولت و ساختار دولت است، اگر برنامه‌ای در دولت پیشین به تصویب رسیده باشد و ساختار دولت تغییر کند بی‌شک اجرای آن برنامه در هاله‌ای از ابهام فرو می‌رود.بررسی‌های صورت‌گرفته روی برنامه‌ها و پروژه‌های مختلف نشان می‌دهد برنامه‌ای موفق‌تر بوده که توسط یک دولت به تصویب رسیده باشد و به وسیله همان دولت نیز به اجرا درآید. با توجه به این آسیب‌شناسی، دولت‌ها تصمیم می‌گیرند برنامه‌های کوتاه‌مدت تنظیم کنند و سعی می‌کنند آن برنامه را در یک دوره زمانی کوتاه به اجرا درآورند و اگر به مرحله اجرا نرسید می‌کوشند با افتتاح آن پروژه در اواخر دولت خود پرونده کاری‌شان را موفق جلوه دهند فارغ از اینکه امکان بهره‌برداری

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 16

سن که رسید به سی ماه

مقاطعی در سن است که می‌گویند ما آدم‌ها با رسیدن به آنها دچار احوالاتی می‌شویم. مثلاً سی سالگی که می‌گویند می‌توان حسی از بلوغ فکری را تجربه کرد و چهل سالگی  که احتمالاً خودش را. پس از آن هم می‌توانیم در انتظار بحران میانسالی باشیم. اما قطعاً فرمولی در میان نیست و اینها همه اعدادی هستند تجربی. شاید هم کسی هیچ گاه در زندگی‌اش احساس بلوغ فکری نکند، حتی اگر بالغ‌ترین باشد یا شاید هم کسی از بدو تولد دچار بحران میانسالی شده باشد و خودش نداند. اگر بخواهیم این مرزهای سنی را به فضای رسانه‌ای مثل ماهنامه نگاشت کنیم، طبعاً واحد سال قدری بلندپروازانه و برای کسی به سن من قطعاً احمقانه است. پس شاید این شماره که سی‌امین شماره‌مان هست، آنجایی است که می‌توان قاعدتاً احساس بلوغ به‌مان دست داده باشد. اینکه چقدر خروجی پیوست طی این شماره‌ها پخته‌تر شده که قضاوتش بی‌تردید با مخاطبان است اما شخصاً امید دارم خودمان چنین فکری نکنیم چون می‌تواند زمینه‌ساز بحران میانسالی در ادامه و حوالی شماره چهلم باشد و در بدترین حالت احساس فشارهایی در مرز رسیدن سن به پنجاه! اینکه فکر کنیم بهتر شده‌ایم امیدوارکننده است اما لبه دیگر این شمشیر موذی می‌تواند مغرورمان کند و به ظاهر بی‌نیاز

حمیدرضا نیکدلدبیر پیوست جهان
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 14

چالش نوآوری

یکی از چالش‌های به پا شده در شبکه‌های اجتماعی این روزها چالش کارت ملی است. مردم عکس‌های چاپ شده روی کارت ملی خود را با دیگر عکس‌های فضای مجازی‌شان مقایسه می‌کنند و با دیگران به اشتراک می‌گذارند. هر چند شاید هدف طراحان اصلی این چالش اشاره به تفاوت زندگی افراد در فضای عمومی و شخصی‌شان باشد اما می‌توان به این نتیجه نیز رسید که امکان شناسایی افراد از طریق کارت ملی‌شان تقریباً غیر ممکن است. این در شرایطی است که در وضعیت فعلی تصویر کارت ملی و در نهایت شناسنامه تنها فاکتور شناسایی افراد برای دریافت خدمات عمومی دولتی یا هر خدمت دیگری به شمار می‌رود.از همین روست که طراحان و مجریان کارت ملی هوشمند به این نتیجه رسیده‌اند که برای شناسایی افراد تنها نمی‌توان به فاکتور عکس بسنده کرد و باید فاکتورهای دیگری برای شناسایی مانند فاکتور بیومتریک یا امضای دیجیتال را نیز به کارت افزود. تقریباً پروژه کارت ملی هوشمند به مراحل نهایی خود رسیده‌ است و به تدریج تمامی شهروندان در نوبت تعویض کارت ملی قرار خواهند گرفت. اما آیا امکان استفاده از تمامی مشخصه‌های پیش‌بینی‌شده روی کارت فراهم شده است؟ آیا دستگاه‌های مختلف دولتی می‌دانند برای کارایی بهتر از کارت باید چه زیرساختی فراهم کنند یا

مهرک محمودیدبیر تحریریه
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 15

آینده یا گذشته

۱ فرض کنید خبرگزاری‌های دنیا اعلام کنند فلان مدل خودرو که توسط شرکت تویوتا تولید می‌شود، به صورت ناگهانی درهایش قفل شده و آتش می‌گیرد. در چنین شرایطی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با توجه به روندهای موجود، پیش‌بینی چندان دشوار نیست. ارزش سهام تویوتا به سرعت پایین می‌آید. مدیرعامل تویوتا استعفا می‌دهد و احتمالاً خودکشی می‌کند. این شرکت از همه دارندگان آن مدل مخصوص می‌خواهد خودروهای خود را به نمایندگی‌های مجاز بدهند تا مشکل به صورت رایگان حل شود. ضمناً تویوتا به همه قربانیان این حادثه، غرامت خواهد داد.اما در ایران وضعیت فرق می‌کند. آتش گرفتن خودرو نه‌تنها تاثیری بر تولید آن ندارد، بلکه باعث افزایش قیمتش می‌شود! نه کسی عذرخواهی می‌کند و نه غرامتی می‌دهد. تعویض قطعات معیوب نیز با هزینه مشتریان انجام خواهد شد. همه اینها چرا رخ می‌دهد؟ پاسخ ساده است. انحصار بازار در اختیار کسانی است که مهم‌ترین نوآوری‌شان، گذاشتن موسیقی برای حالت دنده‌عقب وانت نیسان است.از همه این شرایط دردآورتر، زمانی است که دولت برای خروج از رکود دوباره به همین شرکت‌ها متوسل می‌شود و نشان می‌دهد همچنان معتقد است گرداندن چرخ خودروسازهای داخلی، موتور محرک اقتصاد به‌رکودنشسته کشور است. می‌گویند فعالیت هزار نفر در کارخانه‌های خودروسازی و صنایع وابسته به آن، چنین توجهی را

میثم قاسمیدبیر ویژه‌نامه‌ها
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 15

رکود کاشتیم؛ الان درو می‌کنیم

بسیاری اوقات سرگذشت‌ها، نتایج و دستاوردها در زندگی تنها به عملکرد شخصی ما بازنمی‌گردد. اگر این روزها خانواده‌ای نتواند به اندازه کافی برای تحصیل فرزندش حتی اگر ضریب هوشی بسیار بالایی داشته باشد، در یک مدرسه استاندارد به لحاظ کیفیت آموزشی هزینه کند؛ مطمئناً خواسته زیادی است که بخواهند آینده‌ای درخشان برای او در این زمینه متصور شوند. یا وقتی در دوران کودکی مهارت‌هایی مثل یک یا چند رشته ورزشی، هنری یا زبان را کسب نکرده‌ایم و در دوران جوانی هم که استقلال بیشتری پیدا می‌کنیم به دلایل مختلف مثل کمبود زمان و درآمد نمی‌توانیم به علایق خود بپردازیم، سرنوشت‌‌مان را تنها خودمان رقم نزده‌ایم. وقتی محیط پیرامون ما اعم از خانواده، گروه هم‌سالان، گروه‌های مرجع و دولت، سرمایه‌گذاری قابل ارزشی روی نسل پس از خود نکنند، تصور آینده‌ای روشن برای آنها و کشورشان دور از انتظار است. حال همین اتفاق در مقیاس بزرگ‌تر در خصوص جوامع می‌افتد. وقتی دولتی در طول زمامداری خود تصمیماتی برخلاف خرد و عقلانیت اتخاذ می‌کند، مثل سنگی است که نادانی در چاه می‌اندازد و هزار دولت بعدی هم ممکن است نتوانند آن را بیرون بیاورند. سودای این روزهای وضعیت اقتصادی و فرهنگی ایران هم از این مثال‌ها دور نیست. اگر الان در رکود اقتصادی

مسعود شفیعی برزیعضو تحریریه
شماره 30 ورودی ورودی صفحه 14

به نام امنیت؛ به کام فناوری

چالش فناوری در میدان امنیت فراتر از یک تصفیه‌حساب ساده یا دعوا بر سر توزیع قدرت در کشور است. این روزها که ایران همچون جزیره‌ای از ثبات در دریایی از ترور و وحشت در منطقه یا حتی جهان خودنمایی می‌کند، باید نگاهی انسانی‌تر و بی‌طرفانه‌تر به رویارویی این دو مفهوم داشت و کشیده ‌شدن اتهامات و مجادلات به صف اول روزنامه‌ها و سخنرانی‌های سیاسی کشور بار دیگر مجالی است برای بازشناسی تعامل این دو مفهوم در فضای سیاست کلان کشور.امنیت در ذات خود همواره به دنبال سکون است. تشکیل حکومت قدرتمند مرکزی، پرهیز از هر گونه تغییر رادیکال سیاسی، اجتماعی یا حتی اقتصادی، پایش همه‌جانبه شئون اجتماعی یا حتی فردی شهروندان و تکیه بر عناصر سنتی فرهنگی و مذهبی به عنوان یک تکیه‌گاه مشترک همگی عواملی ثبات‌آفرین هستند. طی چهار دهه همین اصول توانسته حکومت و ملت جمهوری اسلامی ایران را به یکی از مستحکم‌ترین رژیم‌های سیاسی امنیتی منطقه تبدیل کند و در حالی که تمامی همسایگانش و حتی بازیگران از آمریکا و اروپا در آتش می‌سوزند، آن را حتی‌الامکان از دسترس کینه‌توزی‌های بنیادگرایانه دور کند. فناوری در بافت خود همیشه به دنبال انقلاب است. هرچند امروزه اغلب جریانات کم و بیش ناکام بهار عربی را به انقلاب‌های سیاسی برآمده

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 06

رزم در باران

موفق نخواهی بود، مگر آنکه مردان تو سرسختی و هدف مشترک داشته باشند و بالاتر از همه، روحیه همکاری و رفاقت آنها را به هم پیوند دهد.هنر رزم، سون جو* پیوست در یک شب بارانی به دنیا آمد. از آن شب‌هایی که نم طبیعت هیچ بار عاشقانه‌ای ندارد، پایتخت آشوب‌زده مانند پیرمردی خسته است که کیسه خیسی برای پایان کار سرش کشیده باشند. قطرات کوچک بی‌وقفه روی بدنه فلزی و داغ ماشین‌های درترافیک‌مانده می‌خورند و پیش از اینکه به جوی‌های طغیان‌کرده برسند، تبخیر می‌شوند. نور‌های خیابان یکی در میان خاموش می‌شوند و جوندگان غریبی از سوراخ‌‌های زیرزمین بیرون می‌آیند که در پناه سرما و تاریکی هوای شهر را تنفس کنند. پیش‌‌شماره نخست در چنین شبی متولد شد؛ دوران جنینی‌اش را در دو نمایشگاه یخ‌زده طی کرد و در میانه زمستانی مبهم به کندی چشم گشود تا امروز به دست شما برسد. ***پیوست فرزند روشنایی و سکوت نیست، زاده زمانه پرهمهمه و سایه است. ناگزیر در پیروی از قانون ناشکستنی زندگی، همچون نسل‌هایی که جنگ، رکود و بحران در گوشت و خون‌شان نفوذ کرده، بیش از اینکه به بخت وابسته باشد به نظم در آویخته و بیش از آنکه بر موج سوار باشد بر تفکر تکیه کرده است. تاریخ، اندیشه، فرهنگ

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 06

حیرت مدام

من سال‌های سال برای اینکه به پیروزی برسم ناگزیز از میدان امام حسین یا میدان شهدا می‌گذشتم اما یک روز بر حسب اتفاق برای اینکه به پیروزی برسم اجازه نداشتم از همان مسیر همیشگی یعنی امام حسین و شهدا عبور کنم، پس ناچار شدم و شدیم مسیرهای جایگزین را تجربه کنیم بی هیچ اطلاعی از پیش.دیروز برای اینکه به محل کارم بیایم مثل همیشه از کوچه خجسته باید می‌گذشتم تا به خیابان فاطمی وارد شوم و از آنجا ادامه مسیر اما امروز صبح وقتی سر ماشین را کج کردم و وارد کوچه خجسته شدم باور کنید کوچه خجسته شده بود: بن‌بست خجسته. چه جوری‌اش بماند برای بعد. چند ساعت در حال نهایی کردن قیمت کاغذ برای چاپ اولین شماره پیوست بودم، برای خرید کاغذ مورد نیاز با عددی به توافق رسیدیم، قرار شد پول واریز و کاغذ تحویل شود، پول که واریز شد برای تحویل زنگ زدم، گفت:«شرمنده دیر زنگ زدی الان نمی‌تونم با اون قیمت بهت کاغذ بدم.» گفتم:«همش یک ساعت شد! به نظر شما یک ساعت زمان زیادی است؟» گفت:«بابا مثل اینکه تو این مملکت زندگی نمی‌کنی، وقت طلا نیست الان باید گفت ثانیه طلاست.»از این همه اتفاق پی در پی که حتی زمانش از خواب و بیدار

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 7

درباره آنها

«عده انتخاب‌شدگان ملت در بلاد ایران متناسب با جمعیت سکنه آن بلد است و از هر ایالتی شش یا دوازده نفر موافق صورت ذیل باید ‌انتخاب شود مگر تهران که عده انتخاب‌شدگان آن به موجب تفصیل ذیل است: ‌شاهزادگان و قاجاریه چهار نفر علما و طلاب چهار نفر تجار ده نفر ملاکین و فلاحین ده نفر اصناف از هر صنفی یک نفر جمعا سی و دو نفر می‌شوند.»ماده ششم نظامنامه انتخابات (اصنافی) مجلس شورای ملی – هجدهم شهریور ۱۲۸۵۱۰۶ سال پیش از هر یک از صنوف صراف، نجار، بزاز، خیاط، زرگر، بلور فروش، قصاب، علاقبند، معمار، دلال، آهنگر، عطار، کفش‌دوز، خباز، کلاه‌دوز، کبابی، خراز، سراج، عصار، مسگر، صحاف، سمسار، قهوه‌چی، سلمانی، گیوه‌فروش و حصیرباف نمایندگانی به نخستین دوره مجلس شورای ملی راه یافتند؛ مجلسی که دو سال بعد به توپ بسته شد. مجلس اول با ساختاری صنفی و در همین دوران کوتاه قانون بلدیه، قانون مطبوعات، قانون انجمن‌های تجاری، قانون رشوه و مجازات آن و چندتایی دیگر را به تصویب رساند. تشکل‌های صنفی سنتی تا سقوط آخرین پادشاه با نوسان‌ها و بالا و پایین رفتن‌ها به حیات خود ادامه دادند. در فضای بسته آن روزها دسته‌ای مبارز شدند، دسته‌ای دیگر سرسپرده و در هر دو حال از کار صنفی چندان

شماره 1 ورودی ورودی صفحه 7

ما چه می‌خواهیم

شروع هر پدیده جدیدی می‌تواند سخت باشد حال می‌خواهد انتشار یک نشریه جدید باشد یا شبکه یکپارچه بانکی یا ارائه خدمات الکترونیکی و راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات. ناتوانی در اجرای یک پروژه زمانی مشخص می‌شود که با وجود سپری شدن مدت مدیدی همچنان اجرای آن یا چگونگی اجرای آن در محاق بماند.همان‌طور که اگر دست‌اندرکاران یک نشریه پس از گذشت چند ماه از فراهم شدن مقدمات کار نتوانند نشریه قابل قبولی را مقابل خوانندگان قرار دهند ناتوانی آنان در کاری که بر عهده‌شان قرار گرفته، مشخص می‌شود، مدیران یک پروژه نیز اگر نتوانند در طول دوره پیش‌بینی‌شده از عهده مسوولیت‌شان برآیند ناتوانی‌شان مشخص می‌شود